تبليغاتX
رابطه پنهانی

از هر هزار مرد یکی رهبر مردهای دیگر می شود.بقیه همه دنباله رو زنها هستند. Harry Stanley

مردها به سه دسته تقسیم می شوند:خوش قیافه ها ،باهوش ها و اکثریت. F.G. Benson

دوست دارم مردها مردانه رفتار کنند،محکم و کودکانهFrancoise Sagan.

بیشتر مردها دو آرزوی بزرگ دارند.اول دشمن خانه و دوم داشتن ماشین برای فرار از خانه.

Comer .W.G

من دیگر به نومبد کننده ترین نقطۀ زندگی ام رسیده ام.حالا زنم به من اعتماد می کند.James Kayakos

بزرگ ترین معما برای مرد متاهل این است که آدم مجرد با پولش چه می کند.Alan king

Comer .W.G

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 و ساعت 15:59 |

کوچک ترین هتل

هتل پونتا گرانده در لاس پونتاس واقع در جزای قناری(جنوب غرب مراکش در اقیانوس اطلس) با فقط 600 مترمربع زیربنا،کوچک ترین هتل در جهان است.ساختمان 150 ساله آن که در 1987 بازسازی شده،دارای 4 اتاق دو تخته مشرف به تراس،یک رستوران و یک سالن حمام آفتاب می باشد.

کوچک ترین خوک

کوچک ترین نژاد خوک موسوم به مینی مایالینو که در ایتالیا توسط آقای استفانو مورینی پرورش داده می شود،اغلب دارای وزنی حدود 9کیلوگرم است.

کوچک ترین گاو

کوچک ترین نژاد گاو اهلی اووآمبو نام دارد که بومی کشور آفریقایی نامیبیا می باشد.نر این نژاد بطور میانگین 225 کیلوگرم و ماده آن 160کیلوگرم وزن دارد.

کوچک ترین سیارک

سیارک 1993 KA با قطری حدود 5متر،کوچک ترین سیارک شناخته شده می باشد.

کوچک ترین دماسنج

دکتر فریدریش ساکس از دانشگاه نیویورک،برای اندازه گیری دمای تک سلول های زنده،یک دماسنج بی نهایت کوچک ابداع کرده که قطر نوک آن یک میکرون(حدود یک پنجاهم قطر موی سر انسان )است.

کوچک ترین سلول

سلول های مغز در قسمت مخچه،با 005/0 میکرون طول،کوچک ترین سلول در بدن انسان بشمار می آید.

کوچک ترین عظله

کوچک ترین عظله در بدن استاپدیوس نام دار که استخان رکابی را در گوش میانی کنترل می کند و کمتر از 13 میلیمتر طول دارد.

کوچک ترین ستاره دریایی

کوچک ترین ستاره دریایی با نام علمی Patiriella parvivipara در سال 1975 توسط ولفگانگ زیدلر در ساحل غربی شبه جزیره آیر کشف شد.قطر این ستاره دریایی از 9میلیمتر کمتر است.

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 و ساعت 15:49 |

آیت الحق سید عبدالکریم کشمیری

سید المعارفین آیت الله سید عبدالکریم رضوی کشمیری در تاریخ 1343 ه.ق در خانواده ای کاملا روحانی در نجف اشرف چشم به جهان گشود.از طرف پدر به جد بزرگوارش اسوه علم و عرفان آیت الله سید حسن کشمیری و از طرف مادر به فقیه متبحرآیت الله سید محمد کاظم یزدی صاحب کتاب عروة الوثقی منتسب بود.حضرت استاد می فرموند: "پدرم با مرحوم آیت الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی دوست و رفیق بود،به همین خاطر نام مرا عبدالکریم گذاشت.پدرم لباس مقدس روحانیت را دوست می داشت و برای این دوستی شدید،هنوز مو بر صورتم روییده نشده بود که مرا به لباس روحانیت ملبس کرد."

استاد از طفولیت با جذبه ای که در نهادشان بود،او را به سوی حق و اولیای الهی و بزرگان اهل سیر و سلوک می کشاند.با این که نوجوان بود ،ملاقات با بزرگان نصیبش می شد و آنها را دوست می داشت.استاد فرمودند: "من از اول دنبال پیرمردها بودم و رفیق جوان کم داشتم و هر کدام را می د یدم که بویی از این طریق برده باشند،دستورالعملی از آنها می گرفتم".

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 و ساعت 15:47 |

وسواس،بیماری است

وسواس یکی از شایع ترین علامت های روانپزشکی است،پس می تواند علامتی همراه با دیگر علایم یک بیماری باشد.وسواس به معنای اجبار است.هر احساس،فکر یا رفتاری را که آدم قادر به جلو گیری از آن نباشد و بر خلاف میل باطنی خود،آن را تکرار کند و در ضمن ،از این تکرار، حس ناخوشایندی داشته باشد،وسواس تلقی می کنیم.وسواس دو نوع است: وسواس فکری و عملی.وسواس فکری یعنی افکاری که نتوانی جلویش را بگیری و وسواس عملی یعنی رفتاری که قادر نباشی جلوی آن را بگیری و تکرارش کنی.از دیگر وسواس های فکری که رواج دارد، وسواس چک کردن است.فرد بارها برمی گردد و قفل بودن در خانه یا ماشین را بررسی می کند.موقع خواب چند بار باز بودن شیر گاز یا در یخچال را بررسی می کند.این وسواس بسیار ناخوشایند و عذاب آور است و باید مانند انواع دیگر وسواس بررسی شود.وسواس به هر شکل،یک بیماری است که احتیاج به دارو و درمان دارد و علاوه بر دارو باید رفتار درمانی و درمان های مکمل نیز برای آن در نظر گرفت. 40تا60 درصد وسواس ها به درمان جواب می دهند.

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 و ساعت 15:46 |

خدایا!دلم را از هرچه جز دوستی توست،بگردان و به یاد خویش مشغول دار و به ترس و بیم از خود،بالنده و شاداب کن و به دلبردگی ات نیرومند و پرتوان ساز و به راهی که دوست تر می داری ،در انداز. صحیفه سجادیه

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 و ساعت 15:45 |

الهی!اگرچه درویشم ولی داراتر از من کیست،که تو دارایی منی.

الهی،خوش دلم که از درد می نالم،که هر دردی را درمانی نهاده ای.

علامه حسن حسن زاده آملی

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 و ساعت 15:44 |

 

یا مهدی ! چشم های عاشق،سراغت را از کوچه های انتظار و قلب های شکسته،سراغت را از جعمه های امید می گیرند.نمی دانم الان که برایت می نویسم کجا هستی؟نمی دانم آیا واژه ها لیاقت ستایش کردن تو را دارند یا نه؟ البته که نه!چون ستایش کردن نرگس فاطمه فراتر از واژه هاست.می خواهم از دلتنگی هایم برایت بگویم،از جمعه هایم که چگونه سپری می شوند؛جمعه ای که صبحش را با ندبه شروع می کنم ،ظهرش را،نماز وحدت و همدلی صفا می بخشد و عصرش را دعای سمات همراهی می کند و در این مدت گوش هایم،چشم هایم،زبانم و دلم در انتظار است.چشم هایم امید دارند که قامت رعنایت را ببینند و زبانم منتظر است که به هنگام آمدن شما و استشمام کردن عطر گل نرگس تمام حرف های قشنگ دنیا را تقدیم وجود نازنین تان کند و در این میان، دلم همه منتظران را امید می دهد؛ امیدی سرشار از عشق و انتظار.عشقی که معشوق را می طلبد و انتظاری که حضور خود را بین عاشقانت تمام شدنی می بیند.

مولای من می خواهم فریاد کنم، می خواهم فریاد" این بقیة الله" را سردهم .به فریاد پاسخ ده و لبیک بگو.ای صاحب عصر،انتظار،عشق،خوبی ها،نرگس ها همه انتظار عطر حضورت را می کشند پس هر چه زودتر به این انتظارپایان ببخش.

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 و ساعت 15:39 |

دلم می خواهد یک صدا با مظلومان بگویم،خدا تنها یاور بیکسان و ستمدیدگان است.مهدی جان!بیا و ما را بیش از این چشم به راه مگذار.بیا و ضعیفان را یار باش... دلم می خواهد بگویی تو خواهی آمد خوب من،تو خواهی آمد.تو یاور دلشکستگان خواهی بود.این را می دانم.

مهدیا!تو می دانی چقدر تنهایم . چقدر آرزوی دیدارت را در دل می پرورانم،آقا جان وقتی تنها هستم تو سنگ صبورم هستی چون هر وقت دلتنگم با تو درد دل می کنم .آخر می دانم تو خود گفته ای :" من در همه حال از احوال پیروانم با خبرم" خوب من،پس کی می آیی؟ کی دلهای زخم خورده مان را با نور خود جلا می دهی؟ دلم می خواهد وقتی آمدی خاک قدم هایت را ببوسم.دلم می خواهد وقتی آمدی دستان مهربانت را روی شانه های خسته ا بگذاری تا از سنگینی غم دیرینه خویش رهایی یابند.دلم می خواهد با چشمان اشکبارم یک دنیا نگاهت کنم،در آن لحظه که چیزی نمی گویم.اگر خوب به چشمانم نگاه کنی،اشک هایم و خون دل هایم گویای همه دردهای دیرینه ام خواهند بود.با حنجره تمامی مظلومان جهان فریاد می کشم و بلند نه آرام نه،مانند اشک ها و گریه های نیمه شبم بلند بلند می گریم و می گویم ای سرور همه مظلومان و بی پناهان برای بر پا کردن عدل و برای گرفتن حق همه ضعیفان از ظالمان به پا خیز.

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 و ساعت 15:36 |

منفعت عطسه

نسیم،خادم امام حسن عسگری(ع)گفت: یک شب بعد از تولد امام زمام(عج)خدمت ایشان رسیدم و نزد ایشان عطسه کردم.حضرت حجت(ع)فرمود:"یرحمک الله" من بسیار شاد شدم.ایشان فرمودند:آیا تو را منفعت عطسه مژده دهم؟ گفتم آری. فرمودند:هر که عطسه کند تا سه روز از مرگ در امان است.

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 و ساعت 15:33 |

هجرنامه

زکعبه عزم سفر کن،به این دیار بیا!

چون عطر غنچه نهان تا کی به آشکار بیا!

حریم دامن نرجس شد از تو رشک بهار

گل یگانه گلزار روزگار بیا!

دلم زهجر تو ویرانه شد،ز پرده بتاب

چو مه ببخش به ویرانه،اعتبار بیا!

امید آنکه بیایی و در قدم قدمت

(سپیده)اشک و گل و جان کند نثار، بیا!

 

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 و ساعت 15:33 |

نجوا

ای بهانه حیات کائنات!ای تمام هستی زمین!نیم نگاهی به این منتظران ظهورت بنما که فریاد رسی جز تو ندارند!ای تنها باقی مانده خدا!تعجیل کن که زمین در بی نفسی است و سخت محتاج نفسهای مبارک تو!

ای آخرین پیغام سبز!نگاه کن که چگونه دیوارهای ظلم بدون محابا بالا می روند و این ستمدیدگانند که محتاج دستان تو می باشند تا که از این حصار نجات یابند.پس بشتاب ای روح آفرینش!

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 و ساعت 15:31 |

باز شد صبح آدینه

باز شد زخم دیرینه

می کشم انتظار تو را

می کشم آه از سینه

می خورم غم جدایی تو

می خورم شراب دوشینه

می زدایم به غیر تو رنگ

می زدایم غبار آئینه

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 و ساعت 15:8 |

عطر انتظار

یا مهدی ! چشم های عاشق،سراغت را از کوچه های انتظار و قلب های شکسته،سراغت را از جعمه های امید می گیرند.نمی دانم الان که برایت می نویسم کجا هستی؟نمی دانم آیا واژه ها لیاقت ستایش کردن تو را دارند یا نه؟ البته که نه!چون ستایش کردن نرگس فاطمه فراتر از واژه هاست.می خواهم از دلتنگی هایم برایت بگویم،از جمعه هایم که چگونه سپری می شوند؛جمعه ای که صبحش را با ندبه شروع می کنم ،ظهرش را،نماز وحدت و همدلی صفا می بخشد و عصرش را دعای سمات همراهی می کند و در این مدت گوش هایم،چشم هایم،زبانم و دلم در انتظار است.چشم هایم امید دارند که قامت رعنایت را ببینند و زبانم منتظر است که به هنگام آمدن شما و استشمام کردن عطر گل نرگس تمام حرف های قشنگ دنیا را تقدیم وجود نازنین تان کند و در این میان، دلم همه منتظران را امید می دهد؛ امیدی سرشار از عشق و انتظار.عشقی که معشوق را می طلبد و انتظاری که حضور خود را بین عاشقانت تمام شدنی می بیند.

مولای من می خواهم فریاد کنم، می خواهم فریاد" این بقیة الله" را سردهم .به فریاد پاسخ ده و لبیک بگو.ای صاحب عصر،انتظار،عشق،خوبی ها،نرگس ها همه انتظار عطر حضورت را می کشند پس هر چه زودتر به این انتظارپایان ببخش.

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 و ساعت 0:19 |

منجی فریادرس

دلم می خواهد یک صدا با مظلومان بگویم،خدا تنها یاور بیکسان و ستمدیدگان است.مهدی جان!بیا و ما را بیش از این چشم به راه مگذار.بیا و ضعیفان را یار باش... دلم می خواهد بگویی تو خواهی آمد خوب من،تو خواهی آمد.تو یاور دلشکستگان خواهی بود.این را می دانم.

مهدیا!تو می دانی چقدر تنهایم . چقدر آرزوی دیدارت را در دل می پرورانم،آقا جان وقتی تنها هستم تو سنگ صبورم هستی چون هر وقت دلتنگم با تو درد دل می کنم .آخر می دانم تو خود گفته ای :" من در همه حال از احوال پیروانم با خبرم" خوب من،پس کی می آیی؟ کی دلهای زخم خورده مان را با نور خود جلا می دهی؟ دلم می خواهد وقتی آمدی خاک قدم هایت را ببوسم.دلم می خواهد وقتی آمدی دستان مهربانت را روی شانه های خسته ا بگذاری تا از سنگینی غم دیرینه خویش رهایی یابند.دلم می خواهد با چشمان اشکبارم یک دنیا نگاهت کنم،در آن لحظه که چیزی نمی گویم.اگر خوب به چشمانم نگاه کنی،اشک هایم و خون دل هایم گویای همه دردهای دیرینه ام خواهند بود.با حنجره تمامی مظلومان جهان فریاد می کشم و بلند نه آرام نه،مانند اشک ها و گریه های نیمه شبم بلند بلند می گریم و می گویم ای سرور همه مظلومان و بی پناهان برای بر پا کردن عدل و برای گرفتن حق همه ضعیفان از ظالمان به پا خیز.

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 و ساعت 0:17 |
پیامدهای منفی اشتغال زنان در قالب کدام یک از موارد زیر توضیح داده شده است؟

پيامدهاي مثبت اشتغال:

الف) اشتغال زنان باعث افزايش آگاهي و بينش اجتماعي آنان و ايجاد روحيه ي اعتماد به نفس، رشد، استقلال فکري و روحي آنان مي شود.1

ب) کمک به فهم و درک مسائل زنان و کمک به حل اين مشکلات، چرا که با حضور آنان در اجتماع بيشتر مشکلات و مسائل زنان را فهميده و سعي در رفع آن مي نمايند.

ج) بالارفتن منزلت زن در جامعه.2

د) مشارکت آنان در تصميم گيري ها باعث مي شود از حالت انفعالي خارج شده و به صورت فعال در اجتماع حاضر شوند.3

ه) آشنايي بيشتر با روشهاي افزايش بهره وري امکانات مادي و معنوي خانواده و تلاش در جهت افزايش بهره وري.4

و) افزايش توان مديريتي زنان ، که کمک به سزايي در تصميم گيريهاي اساسي خانواده خواهد کرد.5

ز) کمک به حفظ شئونات اسلامي و حفظ حريم زن و مرد، در صورت رعايت موازين از طرف زن شاغل. 6

ح) استفاده از اوقات فراغت و جلوگيري از آسيب پذيري اجتماعي در اثر فقر و نياز مالي به خصوص در مورد زنان بيوه و مطلقه.7

ط) کمک به اقتصاد خانواده.8

ي) کمک به شادابي و سلامت روح و جلوگيري از افسردگي در اثر بيکاري و يکنواختي زندگي روزمره.9

 

پيامدهاي منفي اشتغال:

 

الف) پيامدهاي منفي اشتغال براي زنان

به دنبال انقلاب صنعتي که در غرب اتفاق افتاد، مسائل تازه و جديدي مطرح شد که يکي از آنها تبليغ جهت اشتغال در خارج از خانه بود. کارخانه داران و سرمايه داران به دليل دستمزد کمتر زنان از آنها دعوت کردند تا مشغول به کار شوند و و براي جلب نظر آنها سروصداي زيادي پيرامون حقوق زنان به راه انداختند و خواستار حق مالکيت زن نسبت به درآمد واموال خود شدند. آن ها براي اينکه مادران به خاطر تنها ماندن فرزندان کوچک خود از کار در بيرون از خانه صرف نظر نکنند مهدکودک، شيرخوارگاه و ... تأسيس کردند تا مادران با خيالي آسوده، در محيط کار حاضر شوند.10

 بر اثر اين تبليغات زنان زيادي وارد بازار کار شدند و تا به امروز نيز اين روند ادامه يافته است؛ به طوري که در حال حاضر در کل دنيا دو سوم تا سه چهارم کار توسط زنان انجام مي شود. آنها 45% از غذاي دنيا را فراهم مي کنند در حالي که بر طبق آمار تا سال1379 فقط 10% از درآمد جهان به زنها تعلق دارد.11

از اثرات منفي ديگر اين است که بر اثر کار زياد به مادران صدمه هاي جسمي و روحي شديدي وارد مي شود چرا که اين مادران به علت درگيريهاي اجتماعي و رقابت هاي شغلي که در محل کارشان رخ مي دهد دچار ناراحتيهاي اعصاب و روان مي شوند.12

يکي ديگر از اثرات منفي اشتغال برآورده شدن نياز مالي زنان مي باشد که اين امر اگرچه در وهله اول خيلي خوب و مثبت به نظر مي رسد اما واقعيت اين است که زني که نياز مالي نداشته باشد تمايل کم تري براي ازدواج دارد همان طور که اگر مردي نياز جنسي در خود نبيند ازدواج نمي کند همچنان که اين روزها اين احساس عدم نياز از دو طرف فهميده مي شود و به همين دليل آمار طلاق بسيار بالا رفته است.13

 

کار زنان خطر رقابت بين زن و شوهر را افزايش داده و در نتيجه تفاهم و همدلي آنها آسيب مي رساند، چرا که مرد به عنوان پدر خانواده، نان آور خانه محسوب مي شود و اگر زن نيز شغل نان آوري را بر عهده گيرد ميان زن و شوهر رقابت به وجود آمده و ديگر نمي توانند به ديد شريک زندگي به هم نگاه کنند30 و محيط زندگي همانند محيط کار و روابط دو همکار خواهد بود.

 

ب) پيامدهاي منفي اشتغال بر فرزندان

کار مادر براي کودک يک نوع محروميت محسوب مي شود.14

 شما ممکن است کودکاني را بشناسيد که وقتي مادرشان نيستند ناراحت و افسرده به گوشه اي مي نشينند اما همين که مادرشان را مي بينند شاداب و سرحال شروع به شيطنت و بازيگوشي مي کنند.کودک دوست دارد وقتي که از مدرسه و يا هر جاي ديگري به خانه مي آيد، مادرش در خانه باشد و به استقبال او بيايد تا غم و غصه هاي خود را فراموش کند. در صورت اشتغال مادر رونق خانه دلگرمي و نشاطي که لازمه ي حضور مادر است از بين مي رود و بچه ها شور و شوق بازي را از دست مي دهند.15

غيبت مادر از سه تا شش سالگي روي کودک تأثير بدي مي گذارد. اين کمبود باعث مي شود که کودک موجودي شکاک و بدبين و عاري از مهر و محبت به ديگران شود و مبتلا به شب ادراري و بدخوابي گردد.16

تکليف کودکاني که در غياب مادر به مهدکودک و شيرخوارگاه سپرده مي شوند نيز مشخص است. طبق تحقيقات صورت گرفته رشد اين کودکان کمتر از حد طبيعي بوده و دچار عوارض منفي مي شوند.17

 کودکستان و ديگر مراکز نگهداري از کودکان نمي تواند جايگزين خوبي براي خانواده باشند و مربيان نيز نمي توانند جانشين خوبي براي مادر باشند.18

 

جدا شدن کودکان از مادران در نتيجه اشباع نشدن آنها از عاطفه مادري، زمينه ساز بسياري از مشکلات روحي و رواني در آينده خواهد شد، اگرخوب بررسي شود معلوم مي شود که جوانان پرخاشگر، ناراحت، بي اعتنا نسبت به قانون و .از تربيت صحيح و عاطفه ي مادري محروم بوده و به همين دليل گرفتار عقده هاي رواني و ناهنجاريهاي اجتماعي شده اند.19

 

 دنياي امروز، زنان را که از نظر خلقت متخصص و آگاه به فن تربيت هستند به خروج از خانه و کار در بيرون و در مشاغلي که هيچ نوع تناسبي با طبع او ندارد وادار مي کند؛ آن گاه کودکان را تنها در خانه و دور از سرپرست رها مي کند و زماني که جرم و جنايت افزايش پيدا مي کند، تعجب کرده و دنبال علت آن مي گردد.20

 

در مقاله ي بعد به 4 وظيفه ي مادران شاغل مي پردازيم و در انتهاي سلسله مقالات« زن اشتغال ،خانواده» به ارائه ي راهکار ونتيجه گيري خواهيم پرداخت.

ادامه دارد...

 

پي نوشت ها:

1- بتول، محتشمي، اشتغال زنان، بايدها و نبايدها، فصل نامه شوراي فرهنگي- اجتماعي زنان، بهار1378، ش3، ص81 .

2- رک: ماريو، کله ران، روان شناسي مادران، ترجمه: ن. ايران دوست و شوراي نويسندگان خاتون، تهران، نشر خاتون، چاپ دوم، بي تا، ص82 .

3- حسين، اسحاقي، موانع، راهبردها و آسيب هاي مشارکت زنان، ماهنامه رواق انديشه، سال چهارم، شهريور1383، ش33، صص19-17 .

4- ماريو، کله ران، روان شناسي مادران، ترجمه: ن.ايران دوست و شوراي نويسندگان خاتون، ص82 .

5- رک: همان، ص82.

6- عبدالله، جوادي آملي، زن در آيينه جمال و جلال، قم، نشراسراء، چاپ چهارم، 1378، ص402 .

7- رک: داعي پور، بزهکاري زنان و عوامل مؤثر در آن، فصل نامه ندا، سال دوم، 1370، ش7، ص27 .

8- بتول، محتشمي، اشتغال زنان، بايدها و نبايدها، فصل نامه شوراي فرهنگي- اجتماعي زنان، ش3، ص81 .

9- رک: علويه، ام الفخر، ياقوت و مرجان، بي جا، علويه ام الفخر، چاپ اول، 1372، ص128.

10- رک: علي، قائمي، حيات زن در انديشه اسلامي، تهران، انتشارات اميري، چاپ اول، 1373، ص85-83 .

11- .، زن در نگاه علم، فصلنامه کتاب نقد، سال پنجم، زمستان1379، ش17، ص275.

12- رک: علي، پريور، خانواده و شادکامي، بي جا، انتشارات فجر، چاپ اول، بي تا، ص126 .

13- همان، ص13 .

14- رک: باقر، ساروخاني، مقدمه اي بر جامعه شناسي خانواده، ص169 .

15- علي، قائمي، روان شناسي و تربيت کودکان شاهد، تهران، انتشارات انجمن اوليا و مربيان جمهوري اسلامي ايران، چاپ دوم، 1369، ص277 .

16- ، اشتغال زنان، وظايف مادري، تناقض در ديدگاه ها، روزنامه قدس، سال دوازدهم، 22/9/1378، ش3456، ص6 .

17- علي، پريور، هنر زن بودن، بي جا، نشر آثار، چاپ اول، 1375، ص25 .

18- رک: مجتبي، هاشمي رکاوندي، مقدمه اي بر روان شناسي زن، بي جا، نشر شفق، چاپ اول، 1370، ص58 .

19- فلسفي، گفتار فلسفي؛ کودک از نظر وراثت و تربيت، تهران، هيئت نشر معارف اسلامي، چاپ يازدهم، بي تا، ص265 .

20- رک: علي، پريور، خانواده و شادکامي، ص86 .

 

منبع : مجله شميم نرجس- باتغيير وتلخيص

مقالات مرتبط :

سه معضل مونثي ديگر                 

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 و ساعت 0:12 |

فردریک ویلهام نیچه

این فیلسوف و شاعر آلمانی در سال1844در روگن بدنیا آمد مادرش او را به تحصیل الهیات تشویق نمود ولی او از مسیحیت رویگردان شد به زبان و فرهنگ یونان بسیار علاقه داشت در24سالگی به استادی رشته فلسفه در دانشگاه بال برگزیده شد . در جوانی مرید شوپنهاور گردید.وی با اشعار حافظ اشنایی داشت. به علت بیماری در جوانی از استادی دانشگاه دست کشیدو در 45سالگی دچار جنون گردید.و در سال1900مرگش فرا رسید

از جمله آثارش می توان به:

اراده معطوف به قدرت

اشیا انسانی

افول خدایان

این است بشر

پیدایش تراژدی

تولید ترادژی

چنین گفت زرتشت

دانش خندان

در ماورا خوب و بد

فوق بشر

مرد این است

مسافر و سایه اشآشن

+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386 و ساعت 9:20 |
تأثیر لیزر برای از بین بردن موی زائد صورت، در کدام حالت بیشتر است؟

مزایای لیزر نسبت به الکترولیز مو


تا چندی قبل از بین بردن موها توسط الکترولیز انجام می شد. در الکترولیز، فولیکول مو با دو مکانیسم تخریب می شود یکی الکتروترمولیز که تخریب در اثر گرما صورت می گیرد و دیگری تولید اکسترومکانیکال رادیکال های آزاد است. در انجام الکترولیز نیاز است که الکترود موازی با زاویه رویش مو با دقت وارد فولیکول مو شود و جریان الکتریسیته را به آنجا منتقل کند. عیب این روش آن است که با هر بار درمان فقط 20 تا 30 درصد فولیکول موها از بین می رود و در هر جلسه ناحیه کوچکی را می توان درمان کرد. در هنگام درمان با الکترولیز درد زیادی به خصوص در مناطق حساس مثل لب بالا ایجاد می شود و همچنین عوارضی مانند به جا ماندن اسکار یا جوشگاه و لک های تیره وجود دارد. همچنین انتقال بیماری هایی مثل هپاتیت و ایدز در صورت رعایت نکردن نکات بهداشتی با این روش وجود دارد.

به دلیل مشکلات الکترولیز، بسیاری از خانم ها از روش هایی مثل کرم های موبر، مومک، دستگاه های موچین برقی(اپی لیدی)، تراشیدن، بند انداختن یا روش های دیگر استفاده می کنند. در یک بررسی در آمریکا 80 میلیون خانم، مبلغی بیش از 500 میلیون دلار صرف خرید فرآورده های از بین برنده مو و حدود یک میلیون خانم مجموعا یک میلیون دلار خرج انجام الکترولیز کرده اند.

با پیدایش لیزر، علی رغم گران بودن این تکنیک، ولی به دلیل کاهش تعداد جلسات درمان و تاثیر بیشتر برای از بین بردن طولانی مدت یا دائم موها زائد، در 2 سال گذشته فقط یک چهارم هزینه های یاد شده صرف درمان این مشکل این شده است. پس این روش دارای جنبه های اقتصادی نیز است.

لیزرهای موجود که مجوز FDA را برای انجام درمان موهای زائد دریافت کرده اند، شامل لیزرهای روبی، الکساندریت، دیود و پالس لایت فتودرم است. ویژگی های تمامی دستگاه های فوق این است که بیشترین صدمه را به پیاز مو وارد می کنند، بدون این که بافت سالم اطراف دچار تغییرات چندانی شوند.


مزیت های لیزر نسبت به الکترولیز شامل موارد زیر است:

1- کاهش درد و عوارض ایجاد لک یا اسکار بعد از عمل.

2- کاربرد لیزر برای رفع موهای زائد محدودیت نداشته و در هر قسمت از بدن قابل انجام است. به همین دلیل حتی آقایان هم از این روش برای موهای زائد پشت، گوش و نقاط دیگر استفاده می کنند.

3- سرعت عمل بیشتر، به طوریکه سطح وسیعی از بدن را در یک جلسه می توان مورد درمان قرار داد و یا کل موهای زائد صورت را در عرض چند دقیقه می توان از بین برد.

4- کاهش تعداد جلسات درمان به دلیل تاثیر بیشتر در رفع موهای زائد یا نازک کردن آنها.

5- همه انواع لیزر بدون ایجاد آسیب به بافت است و بعضی انواع لیزر علاوه بر از بین بردن موهای زائد، اثرات ضد چروک هم دارند.

در کل هرچه قدر مو ضخیم تر و تیره تر باشد و رنگ پوست روشن تر باشد، تاثیر لیرز در از بین بردن موی زائد بیشتر است.

گیرنده اصلی نور لیزر، سلول های زنده و دارای رنگدانه ی مو هستند، بنابراین موهایی که در مرحله ی رشد قرار دارند و رنگدانه کافی دارند، نور لیزر را جذب نموده و قسمت سازنده مو دچار اختلال شده و از بین می رود.

از آنجا که موهای بدن انسان از نظر مرحله رشد همزمان نیستند و از طرف دیگر لیزر در مرحله رشد اثر می کند، به همین خاطر ممکن است یک بار لیزر برای از بین بردن کامل موهای زائد کافی نباشد و از 5-2 جلسه و حتی در بعضی نژادها جلسات بیشتری نیاز باشد. همچنین لیزر بر روی موهای سفید(فاقد رنگدانه) اثر نمی کند و آنها را راز بین نمی برد.

ممکن است مسائلی از قبیل نژاد، سن، وزن، وضعیت هورمونی و مصرف بعضی داروها روی نتایج درمان تاثیر گذار باشد. انجام لیزر موهای زائد حتما باید توسط متخصصان پوست صورت پذیرد که آگاهی کامل نسبت به ساختمان و رشد مو، عوامل طبیعی و غیر طبیعی تاثیر گذار بر موهای نقاط مختلف بدن و آگاهی به فیزیک لیزر و نحوه استفاده و نوع دستگاه لیزر التهاب پارامترهای درمانی مناسب را داشته باشند. سه متغییر طول موج، مدت پالس و فلوئنس با توجه به نوع پوست انتخاب می شود و بایستی سعی شود که اشعه لیزر بیشترین اثر را روی ملانین ریشه مو و نه ملانین پوست و هموگلوبین خون داشته باشد. بهترین بیماران برای درمان، افراد با پوست روشن و موهای تیره هستند و هر چه رنگ مو روشن تر و رنگ پوست تیره تر باشد، درمان مشکل تر می شود.

بیماران بایستی از چند هفته قبل از درمان، موهای مورد نظر را از ریشه در نیاورند و قبل از شروع درمان با لیزر، بایستی موها را تراشید. پس از عمل لیزر، قرمزی و تورم کمی اطراف فولیکول بوجود خواهد آمد که پس از 3-2 ساعت برطرف می شود و نیاز به پانسمان یا درمان خاصی ندارد و گاهی می توان از مرطوب کننده استفاده کرد.

دکتر محمد علی نیلفروش زاده- متخصص پوست، مو و زیبایی


+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386 و ساعت 9:15 |
علت شهرت امام محمدباقر به "باقر العلوم" چه بوده است؟

« باقر العلوم عليه السلام »

امام باقرعليه السلام : « حريص بر دنيا ، همچون کرم ابريشم است که هر چه پيله را بر خود بيشتر بپيچد ، بيرون آمدنش مشکل تر مي شود . » (1)

محمد بن علي بن الحسين عليهم السلام ، پنجمين امام شيعيان است . مادر آن حضرت ، فاطمه دختر امام حسن مجتبي عليه السلام است و بدين ترتيب ، امام باقرعليه السلام نخستين امامي است که پدرش از نسل امام حسين و مادرش از نسل امام حسن عليهما السلام  مي باشد.


امام شکافنده علوم

امام باقرعليه السلام ، علاوه بر « شاکر » و « هادي » به ويژه به « باقر » به معناي شکافنده  ملقب است ، و جابرن يزيد جعفي در توضيح لقب اخير گويد : آن حضرت علم را شکافت و رموز و دقائق آن را روشن ساخت . (2)

يعقوبي نيز مي نويسد : بدان سبب باقر ناميده شد که علم را شکافت . (3) راغب اصفهاني هم مانند اين عبارت را گفته است . (4)

ابن منظور در مورد کلمه « باقر»  مي گويد : « تبقر »  ، داشتن علم و مال زياد را گويند و به محمد بن علي بن حسين بن علي عليه السلام بدان جهت باقر گفته مي شود که آن حضرت علم را شکافت واصول آن را مشخص و طرز استنباط فروع علم از اصول آن را بيان فرمود . (5)


موقعيت علمي امام

بي ترديد چنان که بسياري از علماي اهل سنت ، نيز گفته اند ، امام باقرعليه السلام در زمان حيات خويش شهرت فرواني داشته و همواره محضر او از دوست دارانش ، از تمامي بلاد و سرزمينهاي اسلامي ، پر بوده است . موقعيت علمي ايشان ، به مثابه شخصيتي عالم و فقيه ، به ويژه به عنوان نماينده علوم اهل بيت ، بسياري را وا مي داشت تا از محضر او بهره گيرند و حل اشکالات علمي و فقهي خود را از او بطلبند . در اين ميان ، اهل عراق که بسياري از آنان شيعه بودند بيش از ديگران مفتون شخصيت آن حضرت شده بودند . (6)

مراجعه کنندگان ، خضوعي خاص نسبت به شخصيت علمي امام داشتند چنان که عبدالله بن عطاي مکي گويد : علما را در محضر هيچ کسي کوچکتر از زمان حضوردر محضر امام باقرعليه السلام نديدم . حکم بن عينيه با تمام عظمت علمي اش در ميان مردم ، در برابر آن حضرت مانند دانش آموزي در مقابل معلم خود به نظر مي رسيد . (7)

شهرت علمي امام، در حد تعبير ابن عنبة، مشهورتر از آن است که کسي بخواهد آن را بيان کند . (8)

اين شهرت در زمان خود ايشان ، نه تنها در حجاز که « کان سيد فقهاء الحجاز » (9) بلکه حتي در عراق و خراسان نيز به طور گسترده فراگيرشده بود . چنانکه راوي مي گويد : ديدم که مردم خراسان دور حضرت حلقه زده و اشکالات علمي خود را از ايشان مي پرسيدند. (10)

ذهبي درباره امام باقر عليه السلام مي نويسد : ايشان از کساني است که بين علم و عمل ،  سيادت و شرف و وثاقت و متانت جمع کرده و براي خلافت اهليت داشت . (11)

ابرش کلبي از هشام بن عبدالملک پرسيد: اين کيست که مردم عراق او را در ميان گرفته و مشکلات علمي خود را از وي  مي پرسيدند ؟ هشام گفت: اين پيامبر کوفه است ، خود را پسر رسول خدا و شکافنده علم و مفسر قرآن مي داند . (12)


در مکارم اخلاق حضرت

مردي از اهل شام در مدينه ساکن بود که به خانه امام بسيار مي آمد و به امام مي گفت: « ... در روي زمين بغض و کينه کسي را بيش از تو در دل ندارم و با هيچ کس بيش از تو و خاندانت دشمن نيستم . و عقده ام آن است که اطاعت خدا و پيامبر و امير مؤمنان در دشمني با تو است ، اگر به خانه ات رفت و آمد دارم ، بدان جهت است که تو مردي سخنور ، اديب و خوش بيان هستي . »

درعين حال امام باقر عليها السلام با او مدارا مي فرمود و به نرمي سخن مي گفت . چندي گذشت که مرد شامي بيمار شد و مرگ را روياروي خويش ديد پس از زندگي نااميد شد . وصيت کرد که چون در گذرد « امام باقر»  بر او نماز گزارد .

شب به نيمه رسيد و بستگانش او را مرده ، يافتند . بامداد وصي او به مسجد آمد و امام را ديد که نماز صبح به پايان برده و به تعقيبات نماز نشسته است .

عرض کرد : آن مرد شامي به ديگر سراي شتافته و وصيت نموده که شما بر او نماز گزاريد .

امام فرمود : او نمرده است... شتاب مکنيد تا من بيايم.

پس برخاست ، دو رکعت نماز خواند و دستها را به دعا برداشت ، سپس به سجده رفت و تا طلوع خورشيد ، در سجده ماند ، آنگاه به خانه شامي آمد ، بربالين او نشست ، او را صدا زد و پاسخ داد ، امام او را نشانيد ، پشتش را بر ديوار تکيه داد و شربتي طلبيده ،  به کام او ريخت و به بستگانش فرمود : غذاهاي سرد به او بدهند و خود بازگشت .

پس از مدتي کوتاه ، مرد شامي شفا يافت ، به نزد امام آمد و عرض کرد : گواهي مي دهم که تو حجت خدا بر مردماني . (13)


شاگردان و اصحاب نزديک امام

در مکتب امام ابو جعفر باقر العلوم عليه السلام ، شاگرداني نمونه و ممتاز پرورش يافتند که به معرفي برخي ازآنان اشاره مي شود :

1-" ابان بن تغلب " : او محضر سه امام - امام زين العابدين ، امام محمد باقر و امام جعفر صادق عليهم السلام - را درک نمود . ابان از شخصيتهاي علمي عصر خود بود و در تفسير، حديث ، فقه ، قرائت و لغت تسلط بسياري داشت . والايي دانش ابان چنان بود که امام باقر عليه السلام به او فرمود : در مسجد مدينه بنشين وب راي مردم فتوا بده ، زيرا دوست دارم ، مردم فردي چون تو را در ميان شيعيان ما ببينند . (14)

2-" زراره " : دانشمندان شيعه از ميان شاگردان امام باقر و امام صادق عليهما السلام ، شش تن را فقيه تر مي شمرند  که زراره يکي از آنها است . از امام صادق نقل است که فرمود : اگر " بريد بن معويه " ، " ابوبصير" ، " محمد بن مسلم" و " زراره " نبودند . آثار پيامبر ( معارف شيعه ) از ميان مي رفت، آنان بر حلال و حرام خدا امين هستند . باز فرمود : بريد ، زراره ، محمد بن مسلم و احول در  زندگي و مرگ نزد من محبوبترين مردمان هستند . (15)

3-" کميت اسدي " :  شاعري سر آمد بود و زبان گويايش در دفاع از اهل بيت ، اشعاري پر مغز مي سرود. اشعارش چنان کوبنده و رسوا گر بود که پيوسته از طرف خلفاي اموي تهديد به مرگ مي شد .

4-" محمد بن مسلم " :  فقيه اهل بيت و از ياران راستين امام باقر و امام صادق عليه السلام بود . چنان که گفته شد ، امام صادق او را يکي از آن چهار تن به شمار آورده که آثار پيامبر به وجودشان پا برجا و باقي است .


شهادت نور ولايت

امام باقر عليه السلام ، هفت ذيحجه سال 114 هجري در پنجاه و هفت سالگي در زمان حاکم ستمگر اموي " هشام بن عبدالملک" مسموم گرديده و شهيد شدند . در شامگاه شهادت به فرزند خويش امام صادق عليه السلام فرمود : " من امشب جهان را بدرود خواهم گفت ، هم اکنون پدرم را ديدم که شربتي گوارا نزد من آورد و نوشيدم ، او مرا به سراي جاويد و ديدار حق بشارت داد . "

 بدن مطهر آن درياي بيکران دانش خدايي در خاک بقيع ، درکنار پدروجدش امام مجتبي و امام سجاد عليه السلام به خاک سپرده شده است .


پي نوشت:

1. وسائل الشيعه، ج 2، ص 474

2. علل الشرايع، ج 1، ص 233.

3. يعقوبي، ج 2 ، ص 320.

4. المفردات، ص 54.

5. لسان العرب، ذيل کلمه باقر.

6. الارشاد، ص 282.

7. کشف الغمه، ج 2 ، صص 18-0117

8. عمدة الطالب، ص 195.

9. شرح نهج البلاغه، ابن ابي الحديد ، ج 15، ص 77.

10. الکافي، ج 6، ص 266.

11. سيراعلام النبلاء، ج 4، ص 402.

12. الکافي، ج 8، ص 120.

13. امالي شيخ طوسي، ص 261.

14. جامع الروات، ج 1 ، ص 9.

15. همان ، صص 325- 324- 0117

+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 و ساعت 12:40 |
مختصری از زندگی نامه امام محمد باقر علیه السلام

نام شریف آن حضرت محمد و کنیه ی ایشان ابوجعفر است القاب شریفشان باقر، شاکر و هادی است لقب مشهور ايشان به دليل دانش بيكران باقر يا باقر العلوم بوده است … صدوق و طوسي در امالي خود روايت كرده اند كه رسول الله (ص) آن حضرت را باقر ناميد و به جابر بن عبد الله انصاري فرمود: « اي جابر زمان يكي از اولاد مرا كه از فرزندان حسين است درك خواهي كرد، او هم نام من است و علم را با مهارت بسط ميدهد و ميشكافد، وقتي او را ديدي سلام مرا به او برسان».  
پدر بزرگوارشان امام علی بن الحسین علیه السلام و مادر گرامی شان حضرت فاطمه دختر امام حسن مجتبي علیه السلام است كه مكني به ام عبد الله يا ام الحسن بود و با اين ترتيب آن حضرت هم از جانب مادر و هم از جانب پدر فاطمي و  علوي بوده است و ایشان را ابن الخیرتین می نامیدند.
 
شخصيت اخلاقي:

در گفتار راستگو ترين و در ديدار گشاده رو ترين و در بذل جان در راه خدا بخشنده ترين و در اخلاق متواضع ترين مردمان بود.  از خوف خدا بسيار ميگريست و هنگام مشكلات اهل بيت را جمع ميكرد و با هم به ذكر و استغفار ميپرداختند. قسمت عمده درآمد خود را در راه خدا انفاق مي فرمود ، متواضعترین افراد بود ، خود مانند غلامانش در مزرعه كار ميكرد. آنچه ازمحصول كشاورزى - كه با عرق جبين و كد يمين - به دست ميآورد در راه خدا انفاق ميفرمود سيرت و صورتش ستوده بود .پيوسته لباس تميز و نوميپوشيد .در كمال وقار و شكوه حركت ميفرمود . بسيار گشاده رو و با مؤمنان و دوستان خويش برخورد بود .با همه اصحاب مصافحه ميكرد و ديگران را نيز بدين كار تشويق ميفرمود ..در زهد و فضل و تقوي و آشنايي با رموز قرآن و سنت و تفسير و احكام شرع سرآمد همگان بود … علي بن عيسي اربلي در كتاب كشف الغمه و انب طلحه در مطالب السوول و سبط ابن جوزي در تذكره الائمه و ساير محدثين اهل سنت از عبد الله بن عطاء مكي روايت كرده اند كه گفته است: علماء را نزد هيچكس حقير تر از آن نديدم كه در محضر ابو جعفر محمد بن علي ديدم .
 
  اصحاب امام باقر علیه السلام
 
آوازه علوم و دانش امام باقر (ع) چنان اطراف و اكناف پيچيده بود كه ملقّب به باقرالعلوم; يعنى شكافنده دانش ها گرديد. در مكتب امام ابوجعفر باقر العلوم -كه درود خدا بر او- شاگردانى نمونه و ممتاز پرورش يافتند كه اينك به نام برخى از آنان اشاره مى ‏شود:
1- ابان بن تغلب: او محضر سه امام - امام زين العابدين، امام محمد باقر و امام جعفر صادق عليهم السلام - را درک نمود . ابان از شخصيتهاي علمي عصر خود بود و در تفسير، حديث، فقه، قرائت و لغت تسلط بسياري داشت. والايي دانش ابان چنان بود که امام باقر عليه السلام به او فرمود: در مسجد مدينه بنشين و به راي مردم فتوا بده، زيرا دوست دارم، مردم فردي چون تو را در ميان شيعيان ما ببينند.
2- زراره: دانشمندان شيعه از ميان شاگردان امام باقر و امام صادق عليهما السلام، شش تن را فقيه تر مي شمرند  که زراره يکي از آنها است. از امام صادق نقل است که فرمود: اگر "بريد بن معويه"، "ابوبصير"، "محمد بن مسلم" و "زراره " نبودند، آثار پيامبر (معارف شيعه) از ميان مي رفت، آنان بر حلال و حرام خدا امين هستند. باز فرمود: بريد، زراره، محمد بن مسلم و احول در زندگي و مرگ نزد من محبوبترين مردمان هستند.
3- کميت اسدي: شاعري سر آمد بود و زبان گويايش در دفاع از اهل بيت، اشعاري پر مغز مي سرود. اشعارش چنان کوبنده و رسواگر بود که پيوسته از طرف خلفاي اموي تهديد به مرگ مي شد.
4- محمد بن مسلم: فقيه اهل بيت و از ياران راستين امام باقر و امام صادق عليه السلام بود. چنان که گفته شد، امام صادق او را يکي از آن چهار تن به شمار آورده که آثار پيامبر به وجودشان پا برجا و باقي است.
 
  شخصيت علمي:


در دوره امامت امام محمد باقر علیه السلام و فرزندش امام جعفرصادق علیه السلام مسائلى مانند انقراض امويان و بر سر كار آمدن عباسيان و پيدا شدن مشاجرات سياسى و ظهور سرداران و مدعيانى مانند ابوسلمه خلال و ابومسلم خراسانى و ديگران مطرح است ، ترجمه كتابهاى فلسفى و مجادلات كلامى در اين دوره پيش ميآيد ، و عدهاى از مشايخ صوفيه و زاهدان و قلندران وابسته به دستگاه خلافت پيدا ميشوند .
قاضيها و متكلمانى به دلخواه مقامات رسمى و صاحب قدرتان پديد مي آيند و فقه و قضاء و عقايد و كلام و اخلاق را - بر طبق مصالح مراكز قدرت خلافت شرح و تفسير مينمايد ، و تعليمات قرآنى - به ويژه مسأ له امامت و ولايت را ، كه پس از واقعه عاشورا و حماسه كربلا ، افكار بسيارى از حق طلبان را به حقانيت آل على ( ع ) متوجه كرده بود ، و پرده از چهره زشت ستمكاران اموى ودين به دنيا فروشان برگرفته بود ، به انحراف ميكشاندند و احاديث نبوى را دربوته فراموشى قرار ميدادند .
برخى نيز احاديثى به نفع دستگاه حاكم جعل كرده ويا مشغول جعل بودند و يا آنها را به سود ستمكاران غاصب خلافت دگرگون مينمودند .
اينها عواملى بود بسيار خطرناك كه بايد حافظان و نگهبانان دين در برابر آنهابايستند .
بدين جهت امام محمد باقر علیه السلام و پس از وى امام جعفر صادق علیه السلام از موقعيت مساعد روزگار سياسى ، براى نشر تعليمات اصيل اسلامى و معارف حقه بهره جستند ، و دانشگاه تشيع و علوم اسلامى را پايه ريزى نمودند .
بي ترديد چنان که بسياري از علماي اهل سنت، نيز گفته اند، امام باقر عليه السلام در زمان حيات خويش شهرت فراواني داشته و همواره محضر او از دوست دارانش، از تمامي بلاد و سرزمينهاي اسلامي، پر بوده است. موقعيت علمي ايشان، به مثابه شخصيتي عالم و فقيه، به ويژه به عنوان نماينده علوم اهل بيت، بسياري را وا مي داشت تا از محضر او بهره گيرند و حل اشکالات علمي و فقهي خود را از او بطلبند. در اين ميان، اهل عراق که بسياري از آنان شيعه بودند بيش از ديگران مفتون شخصيت آن حضرت شده بودند.

مراجعه کنندگان، خضوعي خاص نسبت به شخصيت علمي امام داشتند چنان که عبدالله بن عطاي مکي گويد: علما را در محضر هيچ کسي کوچکتر از زمان حضور در محضر امام باقر عليه السلام نديدم. حکم بن عينيه با تمام عظمت علمي اش در ميان مردم، در برابر آن حضرت مانند دانش آموزي در مقابل معلم خود به نظر مي رسيد.
شهرت علمي امام، در حد تعبير ابن عنبة، مشهورتر از آن است که کسي بخواهد آن را بيان کند. اين شهرت در زمان خود ايشان، نه تنها در حجاز که «کان سيد فقهاء الحجاز» بلکه حتي در عراق و خراسان نيز به طور گسترده فراگير شده بود. چنانکه راوي مي گويد: ديدم که مردم خراسان دور حضرت حلقه زده و اشکالات علمي خود را از ايشان مي پرسيدند.
ذهبي درباره امام باقر عليه السلام مي نويسد: ايشان از کساني است که بين علم و عمل، سيادت و شرف و وثاقت و متانت جمع کرده و براي خلافت اهليت داشت.
ابرش کلبي از هشام بن عبدالملک پرسيد: اين کيست که مردم عراق او را در ميان گرفته و مشکلات علمي خود را از وي مي پرسيدند؟ هشام گفت: اين پيامبر کوفه است، خود را پسر رسول خدا و شکافنده علم و مفسر قرآن مي داند.
 
دوران زندگي و شهادت ايشان:

امام باقر (عليه السلام) با پنج خليفه از خلفاى بنى اميّه معاصر بود كه عبارتند از: وليد بن عبد الملك (96 ق) و سليمان بن عبد الملك ( 99 ق) و عمر بن عبد العزيز (101 ق) و يزيد بن عبد الملك (107ق) و هشام بن عبد الملك ( 125 ق) معاصر بوده است. و همه آنان جز عمر بن عبدالعزيز در ستمگرى و استبداد و خودكامگى دست كمى از نياكان خود نداشتند و پيوسته براى امام باقر (عليه السلام) مشكلاتى فراهم مى نمودند.

ولى در عين حال، او از طريق تعليم و تربيت، جنبشى علمى به وجود آورد و مقدّمات تأسيس يك مركز علمى اسلامى را در دوران امامت خود پى ريزى كرد كه در زمان فرزند بزرگوارش امام جعفر صادق (عليه السلام) به نتيجه كامل رسيد.
حضرت امام محمد باقر علیه السلام 19 سال و ده ماه پس از شهادت پدر بزرگوارش حضرت امام زين العابدين علیه السلام كرد و در تمام اين مدت به انجام دادن وظايف خطير امامت، نشر و تبليغ فرهنگ اسلامى ، تعليم شاگردان ، رهبرى اصحاب و مردم ، اجرا كردن سنتهاى جد بزرگوارش در ميان خلق ، متوجه كردن دستگاه غاصب حكومت به خط صحيح رهبرى و راه نمودن به مردم در جهت شناخت رهبر واقعى و امام معصوم، كه تنها خليفه راستين خدا و رسول ( ص ) در زمين است ، پرداخت و لحظه اى از اين وظيفه غفلت نفرمود .

روش كار پيشوايان ما به ويژه امام سجّاد و امام باقر (عليهم السلام) كه در اوضاع فشار و خفقان به سر مى بردند به شيوه مخفى و زيرزمينى بود، شيوه اى كه موجب مى شد كسى از كارهاى آنان مطّلع نشود. همين كارهاى پنهانى، گاهى كه آشكار مى شد، خلفا را سخت عصبانى مى نمود در نتيجه، وسايل تبعيد و زندانى آنها فراهم مى شد.

سرانجام، امام باقر (عليه السلام) كه پيوسته مورد خشم و غضب خليفه وقت، هشام بن عبدالملك بود، به وسيله ايادى او مسموم شد و در روز دوشنبه 7 ذيحجّه سال 114 هجرى قمرى در 57 سالگى به شهادت رسيد. بدن مطهر آن درياي بيکران دانش خدايي در خاک بقيع، در کنار پدر و جد بزرگوارش امام حسن مجتبي و امام سجاد عليهما السلام به خاک سپرده شده است.
 
جالب توجه و قابل دقت و يادگيرى است كه امام محمد باقر علیه السلام وصيت ميكند به فرزندش امام جعفر صادق علیه السلام كه مقدارى از مال او را وقف كند ، تاپس از مرگش ، تا ده سال در ايام حج و در منى محل اجتماع حاجيها براى سنگ انداختن به شيطان ( رمى جمرات ) و قربانى كردن براى او محفل عزا اقامه كنند .
توجه به موضوع و تعيين مكان ، اهميت بسيار دارد .
به گفته صاحب الغدير - زنده ياد علامه امينى - اين وصيت براى آن است كه اجتماع بزرگ اسلامى ، در آن مكان مقدس با پيشواى حق و رهبر دين آشنا شود و راه ارشاد در پيش گيرد ، واز ديگران ببرد و به اين پيشوايان بپيوندد ، و اين نهايت حرص بر هدايت مردم است و نجات دادن آنها از چنگال ستم و گمراهى .
منابع:

احادیث و روایات
کتاب منتهی الامال
/www.aviny.com
www.irib.ir
+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 و ساعت 9:14 |

طوطی ها از درک و فهم بالایی برخوردارند.

صحبت کردن طوطی ها،عمدتا به عنوا جیغ زدنی احمقانه و تقلید صدا در نظر گرفته می شود،ولی بسی هایی که طی سی سال اخیر و به طور مداوم صورت گرفته اند،نشان می دهند که طوطی ها اعمای بسیار هوشمندانه تر از صرفا تقلید از خود بروز می دهند.طوطی ها قادرند درست مثل کودکا چهار تا شش ساله،با مهارت کامل برخی از مسایل پردازشی زبان شناسی را حل کنند.به نظر می رسد که این پرندگان معنای مفاهیمی مثل"یکسان،شبیه،متفاوت،بزرگتر،کوچکتر،هیچ یک" و اعداد و ارقام را می فهمند.محققان و دانشمندان امیدوارند با استفاده از الگوها و قالب های سخن گفتن طوطیان،بتوانند مهارت های سخن گویی مصنوعی را در روبات ها توسعه دهند.

بیدسترها(سگ های آبی)در فصل زمستان روزهای بلندتری دارند

در خلال فصل زمستان،سگ های آبی تقریبا زمین گیر می شوند و برای حفظ بقا،از مواد غذایی قبلا ذخیره شده یا بقایای چربی به جا مانده در دم های متمایز و خاص خود تغذیه می کنند.این موجودات از طریق اجتناب از رفتن به محیط های سرد بیرونی،انرژی خود را حفظ می کنند و در جاهای تاریک داخل کپه های چوب و گل ولجن باقی می مانند.از این رو،این جونگان که معمولا در هنگام طلوع خورشید ظاهر می شوند و در هنگام غروب خورشید به مخفی گاه خود می روند،دلیلی برای شکستن چرخه خواب زمستانی خود ندارند.حس بیولوژیکی زمانی سگ های آبی با تمام شدن فصل زمستان تغییر میکند و چرخه شبانه روزی 29 ساعته در آنها به کار می افتد.

فیل ها ،حیواناتی با هوش و زیرک هستند

فیل ها در مقایسه با دیگر پستانداران کره زمین،دارای بزرگ ترین مغز(با وزنی حدود5 کیلوگرم) هستند.ولی آیا نهایت استفاده را از مغزشان می کنند؟ کمی کردن (باعدد نشان دادن) میزان هوش و ذکاوت در انسان ها یا حیوانات دشوار است،ولی نسبت به ضریب مشاهده در اندازه مغز یک حیوان با اندازه مغزی که برای توده مغز حیوان انتظار می رود ،کاملا توانایی جهت یابی موانع و چالش های جدید ارتباط دارد.به طور متوسط ،این ضریب در فیل ها 1/88 است و در انسانها از7/33 تا7/69 متفاوت است و در شامپانزه ها به 2/45 و در خوک ها0/27 می رسد.

 

+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386 و ساعت 0:29 |
کشتی گیر ایرانی که موفق شد برای بار نخست در سه وزن مختلف صاحب مدال های جهانی و المپیک شود چه کسی بود؟

افتخارات از دریچه آمار

افتخارات از دریچه آمار

مسابقات کشتی آزاد المپیک

1952- هلسینكی (فنلاند)

1- دیوید جیماکوریدزه (شوروی)   2- غلامرضا تختی (ایران)   3- گئورگی گوریکس (مجارستان)

در وزن 79 کیلوگرم، غلامرضا تختی پس از شش دوره مبارزه و کسب شش پیروزی با رای ناعادلانه داوران 2 بر یک مغلوب جیاکوریدزه از شوروی شد و به مدال نقره رسید.

 

1956: ملبورن (استرالیا)

1- غلامرضا تختی (ایران)    2- بوریس کولایف (شوروی سابق)     3- پیتر بلیر (ایالات متحده)

غلامرضا تختی که در ورزن 87 کیلو گرم این مسابقات شرکت کرده بود، با شش پیروزی پیاپی به مدال طلای این وزن چنگ انداخت. او در دور اول یاکوب ترون از آفریقای جنوبی را شکست داد. سپس استکل از کانادا، میتسو هیرواوهیرا از ژاپن، کوین کوته از استرالیا را با ضربه فنی مغلوب کرد. در دور پنجم، کولایف از شوروی را شکست داد و در آخرین پیکار، پیتر بلیر از ایالات متحده را پشت سر نهاد تا بر سکوی نخست این وزن قرار گیرد.

 

1960: رم (ایتالیا)

1- عصمت آتلی (ترکیه)    2- غلامرضا تختی (ایران)    3- آناتولی آلبول (شوروی سابق)

غلامرضا تختی کاپیتان تیم ملی ایران در سومین تجربه المپیکش به یک مدال نقره ارزشمند در وزن 87 کیلوگرم دست یافت. تختی پنج مبارزه اول خود در برابر دین گوندا (افغانستان)، یارسن (استرالیا)، کاوامو (ژاپن)، کوریکس (مجارستان) و هرمانوس وان زیل (آفریقای جنوبی) را با ضربه فنی پشت سر گذاشت و بدون نمره منفی برای کسب مدال طلا در برابر عصمت آتلی از ترکیه قرار گرفت. تختی با یک تساوی قهرمان المپیک می شد ولی سعی کرد آتلی را هم ضربه فنی کند که متأسفانه باخت و مدال نقره گرفت.

افتخارات از دریچه آمار

1964: توکیو (ژاپن)

1- الکساندر مدوید (شوروی)    2- احمد آئیک (ترکیه)    3- سعید مصطفی اف (بلغارستان)

در این مسابقات غلامرضا تختی که سه مدال از سه المپیک گذشته است در وزن 97 کیلوگرم به روی تشک رفت ولی علی رغم تمام شایستگی‌هایش به مقام چهارم رسید. در توکیو قبل از اینکه او روی تشک مقابل حریفان ضعف نشان دهد، در بیرون از تشک موجبات شکست برای او فراهم شده بود! بطوری که عده ای برای تضعیف و خرد کردن روحیه او بسیج شده بودند. تختی پس از سه پیروزی به احمد آئیک از از ترکیه با اختلاف یک امتیاز باخت و در کشتی آخر با ناداوری در مقابل مصطفی اف مساوی کرد و در مکان چهارم قرار گرفت.

 

رقابت های کشتی آزاد قهرمانی جهان

1951 - هلسینکی (فنلاند)

1- حیدر ظفر (ترکیه)    2- غلامرضا تختی (ایران)    3- کوت اکستورم (سوئد) 

غلامرضا تختی وقتی در وزن 79 کیلوگرم رقابت های جهانی شرکت کرد که تنها 21 سال سن داشت و هیچ تجربه‌ای در سطح رقابت‌های جهانی نداشت. تنها تجربه او کشتی گرفتن با حریف ایتالیایی در دیدار دوستانه تیم‌های باشگاه نیرووراستی با تیم باشگاه فائنزا مربوط می‌شد.

در نخستین مبارزه، تختی با بداقبالی به قید قرعه در برابر حیدرظفر از ترکیه قرار گرفت و باخت. پس از این باخت او راسموسن از دانمارک را ضربه فنی کرد و بعد سی‌پالا از فنلاند را هم با ضربه فنی شکست داد. در آخرین مبارزه هم گوتی اکستروم از سوئد را با امتیاز برد و نایب قهرمان جهان شد. شاید اگر تختی در آخرین مبارزه در برابر حیدر ظفر قرار می‌گرفت به پیروزی می‌رسید چراکه سال بعد وی را در المپیک به راحتی شکست داد.

 

1954 - توکیو (ژاپن)

1- آگوست آنگلاس (شوروی)    2- عادل آتان (ترکیه)    3- ویکینگ پالم (سوئد) .... 5- غلامرضا تختی (ایران)

برخلاف سالهای 1951و1952، تختی در این مسابقات از وزن ششم (79 کیلوگرم) به وزن هفتم (87 کیلوگرم) صعود کرده بود و عباس زندی نماینده ایران در وزن ششم بود.

تختی در حالیکه پیروزی های خوبی به دست آورده بود، روی یک غافلگیری به پالم سوئدی با ضربه فنی باخت و از دست یابی به مدال محروم ماند.

افتخارات از دریچه آمار

 

1961 یوکوهاما (ژاپن)

1- غلامرضا تختی (ایران)    2- بوریس گورویچ (شوروی)   3- حسن گنگور (ترکیه)

در این مسابقات جهان پهلوان تختی در وزن 87 کیلوگرم شرکت کرد و توانست با برتری مطلق برابر تمامی حریفان کاروان تیم ملی کشتی ایران را صاحب پنجمین مدال طلا کند تا در نهایت تیم ملی کشتی ایران با 41 امتیاز به عنوان قهرمانی این مسابقات دست یابد.

 

1962 تولیدو (آمریکا)

1- الکساندر مدوید (شوروی)    2- غلامرضا تختی (ایران)    3- دانیل براند (ایالات متحده)

در این مسابقات که ششمین دوره مسابقه های کشتی آزاد قهرمانی جهان به حساب می آمد، غلامرضا تختی در وزن 97 کیلوگرم روی تشک رفت اما به خاطر 200 گرم اضافه وزن نسبت به الکساندر مدوید جوان که برای نخستین بار پا به رقابت های جهانی گذاشته بود به عنوان نائب قهرمانی دست یافت. این آخرین مدال مرحوم تختی بود.

 

بازیهای آسیایی:

1958 توکیو (ژاپن)

1- غلامرضا تختی (ایران)   2- هاریو تاکاگی (ژاپن)  3- چائه ون هوانگ (کره جنوبی)

پهلوان کشتی ایران تنها یکبار در بازی های آسیایی به میدان رفت و با پیروزی قاطع برابر حریفان خود توانست تنها مدال طلای خود را از این رقابت ها بدست آورد.

 

تختی نخستین کشتی گیر ایرانی است که موفق شد در سه وزن مختلف صاحب مدال های جهانی و المپیک شود: جهانی 1951 و المپیک 1952 در وزن 79 کیلوگرم - المپیک 1956، 1960، جهانی تهران و یوکوهاما در وزن 87 کیلو و جهانی 1962 تولیدو در وزن 97 کیلو.

 

جمع مدالهای غلامرضا تختی: ۴ طلا، ۴ نقره

المپیک ۳ مدال- جهانی ۴ مدال- بازیهای آسیایی یک مدال

+ نوشته شده توسط در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 و ساعت 0:23 |

سبز تر از بهار طلــوع می کنـد آن آفتـاب پنـهانـی

ز سمت مشرق جغرافیای عـریان

دوباره پلک دلم می پرد،نشانه چیست؟

شنیده ام که می آید کسی به مهمانی

کسی که سبزتر است از هـزار بار بهار

کسی،شگفت کسی،آنچنان که می دانی

تــو از حـوالی اقلیــم هـر کجـا آبــاد

بیا که می رود این شهر رو به ویرانی

در انتـظار تـو تنها چراغ خانه ماست

که روشن است در این کوچه ظلمانی

کنار نام تو لنگر گرفت کشتی عشق

بیا که نام تـو آرامشی است طوفـانی

قیصر امین پور

+ نوشته شده توسط در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 و ساعت 0:18 |
در آزمایش "شمارش اجزای تشکیل دهنده ی خون " یا "CBC" (که به طور عمده مقدار گلبول های قرمز و سفید خون و پلاکت ها را تعیین می کند)، هر یک از موارد زیر نشان دهنده ی چه چیزی است و چگونه محاسبه می شوند؟MCHC MCH MCV

 

برای بررسی آزمایشگاهی بیماران آنمیک :

در اولین مرحله برای آنها CBC ، Retic و بررسی اسمیرلام محیطی درخواست میکنیم در بچه ها مقدار هموگلوبین و هماتوکریت و MCV را برحسب سن باید ارزیابی کرد چون در سنین مختلف این مقادیر متفاوت است . مقدار هماتوکریت بطور کلی حدود 3 برابر هموگلوبین است . در برگه های جواب CBC که بصورت کامپیوتری جواب آن ارائه می شود شاخص های گلبول قرمز شامل : mean corpuscular volume ( MCV ) و mean corpuscular hemoglobin ( MCH ) و mean corpuscular hemoglobin concentration ( MCHC ) و تعداد پلاکت ها و WBC و RBC و مقدار هموگلوبین و هماتوکریت ذکر شده است . از میان این شاخص ها از MCV برای دسته بندی آنمی ها بیشتر استفاده می شود . یک پارامتر با ارزش دیگر که دراین برگه ها ذکر شده RDW یا red cell distribution width می باشد که نماینده تغییرات اندازه گلبولهای قرمز است و در موارد آنیزوسیتوز ، افزایش تعداد رتیکولوسیت ها ، نوزادان و همولیز و کمبود آهن مقدار آن افزایش می یابد . در تالاسمی مینور مقدار آن نرمال یا پائین است در مسمومیت با سرب مقدار آن پائین است مقدار طبیعی آن 5/14-5/11 می باشد .

MCV : حجم متوسط گلبول قرمز بوده و برحسب فمتولیتر fl محاسبه می شود ( فمتولیتر10 بتوان 15- لیتر ) . برای محاسبه آن :

هماتوکریت بیمار را ضربدر 10 کرده تقسیم بر تعداد RBC بیمار ( بر حسب میلیون ) می کنیم مقدار نرمال آن برای بالغین 96 -80 فمتولیتر می باشد

که البته این مقدار همانطور که درجدول ذکر شده است برحسب سن فرق می کند در مواردی که گلبول های قرمز میکروسیتیک هستند مقدار آن پائین تر از نرمال و در مواردیکه ماکروسیتیک هستند بیش از نرمال است . درکودکان بصورت یک محاسبه سرانگشتی حداقل مقدار طبیعی MCV مساوی است با ( سن بر حسب سال + 70 ) .

MCH : مقدار وزن هموگلوبین در یک گلبول قرمز متوسط بوده و به پیکوگرم محاسبه می شود : ( پیکوگرم 10 بتوان 12- گرم ) . برای محاسبه آن :

هموگلوبین بیمار ( گرم درصد ) را ضربدر 10 می کنیم و حاصل ضرب را تقسیم بر تعداد RBC ( بر حسب میلیون ) می کنیم مقدار طبیعی آن در بالغین 2/33 – 5/27 پیکوگرم می باشد .

MCHC : غلظت متوسط هموگلوبین گلبول های قرمز : که عبارت است از مقدار هموگلوبین برحسب گرم ، در 100 سی سی پک سل ( packed cell ) . دراسفروسیتوز ارثی و نوزادان بالاست درهموگلوبین SC هم ممکن است بالا باشد . در آنمی میکروسیتیک مثلاً فقر آهن مقدار آن پائین است . برای محاسبه آن :

مقدار هموگلوبین ( گرم درصد ) را ضربدر 100 کرده تقسیم بر هماتوکریت می نمائیم مقدار طبیعی آن 4/33 – 5/35 درصد می باشد .

از نظر افتراق احتمالی تالاسمی مینور از کمبود آهن از روی CBC در موردی که بیماری دچار آنمی میکروسیتیک و هیپوکرم است اگر مقدار بیشتر از 5/13 باشد احتمال کمبود آهن و اگر زیر 5/11 باشد احتمال تالاسمی مینور وجود دارد . در مواردی که شاخص های گلبول ( MCV ، MCH ، MCHC ) نورموسیتیک و نورموکرومیک هستند اگر تعداد گلبول های قرمز به میلیون را ضربدر 3 بکنیم مساوی مقدار هموگلوبین بیمار می شود و اگر هموگلوبین بیمار را ضربدر 3 بکنیم مساوی مقدار هماتوکریت او می شود در موارد وجود میکروسیتوز یا ماکروسیتوز این مسئله صدق نمی کند . همانطور که قبلاً ذکر کردم رتیکولوسیت ها گلبول های قرمز نارسی هستند که نشانه اریتروپوئزیس می باشند . شمارش رتیکولوسیت ها برای بررسی اینکه آیا آنمی در اثر کمبود تولید گلبول قرمز یا افزایش تخریب گلبول قرمز یا از دست دادن گلبول قرمز است مفید است ولی افزایش تعداد رتیکولوسیت ها بایستی برحسب درجه آنمی مورد تفسیر قرار بگیرد . مقدار نرمال تعداد رتیکولوسیت ها در خون حدود 1 درصد می باشد ولی مشاهده 3-2 در صد رتیکولوسیت در خون بیماری که هموگلوبین او تا نرمال است نشانه رتیکولوسیتوز نمی باشد . در موارد همولیز ، مقدار واقعی بالا بودن رتیکولوسیت بایستی طبق فرمول زیر برحسب مقدار آنمی اصلاح شود : شمارش رتیکولوسیت اصلاح شده برابر است با هماتوکریت بیمار تقسیم بر هموتوکریت طبیعی ، ضربدر شمارش رتیکولوسیت به درصد .

بررسی اسمیرلام محیطی نیز مرفولوژی گلبول های قرمز را نشان داده و به تشخیص کمک می کند

Schistocytes یا fragmented cells در آنمی همولیتیک میکروآنژیوپاتیک

Spherocytes در اسفروسیتوز ارثی ، آنمی همولیتیک اتوایمون

Ghost cells یا bite cell در کمبود G6PD

Sickle-shaped cell در بیماری داسی شکل

Target cell در هموگلوبین C

Stippled RBC غیر اختصاصی بوده ولی ممکن است نشانه مسمومیت با سرب باشد

تست های کمکی دیگری که به تشخیص آنمی کمک می کند عبارتند از :

اندازه گیری مقدار بیلیروبین و لاکتات دهید روژناز ( آنمی همولیتیک )

تست کومبس ( آنمی همولیتیک اتوایمون )

الکتروفورز هموگلوبین ( هموگلوبینوپاتی ها )

بررسی آنزیم های گلبول قرمز ( G6PD ، پیروات کیناز )

Osmotic fragility ( اسفروسیتوز ارثی )

آهن ، TIBC ، ferritin ( آنمی فقر آهن )

فولات ، ویتامین B12 ( آنمی ماکروسیتیک مگالوبلاستیک)

آسپیراسیون و بیوپسی مغزاستخوان

BUN ، کراتینین برای بررسی کار کلیه ها

T4 ، TSH برای رد هیپوتیروئید یسم

منبع:http://yaabolfasl.blogfa.com/post-108.aspx

+ نوشته شده توسط در شنبه بیستم بهمن 1386 و ساعت 0:38 |
کدامیک از گزینه های زیر جزء کاربردهای ربات های پرنده نیست؟

آشنايي با گستره کاربرد روبات هاي پرنده

 

حشرات روباتي

به زودي نه تنها در عرصه نظامي بلکه در عمليات هاي امدادي و کمک رساني به مردم نيز از حشرات کوچک روباتيک که MAV  ناميده مي شوند، استفاده خواهد شد.

وزارت دفاع ايالات متحده تاکنون بيش از سي ميليون دلار براي طراحي و ساخت اين روبات هاي کوچک هزينه کرده است. از آنجا که استفاده از اين روبات هاي کوچک، بهترين راه حفاظت نيروها از خطرات موجود در عمليات هاي شناسايي است، سازمان پروژه هاي تحقيقات دفاع پيشرفت ايالات متحده (DARPA) از چندين گروه تحقيقاتي براي ساخت روبات هايي که طول، عرض و ارتفاع شان کمتر از 20 سانتي متر باشد، حمايت مالي به عمل آورده است.

در واقع اين روبات هاي پرنده، کوچک ترين هواپيماهاي بدون سرنشين هستند که تاکنون ساخته شده اند.

اين روبات هاي کوچک پرنده به تقليد از حرکات پرواز و نحوه بال زدن برخي از حشرات (از جمله سنجاقک، زنبور عسل و مگس) طراحي شده اند. به طور مثال پرواز مگس نکات بسيار زيادي از علم هوانوردي را به بشر ياد مي دهد که بسياري از آنها را نمي توان با بررسي بال هاي ثابت هواپيماها ياد گرفت زيرا اصول و قواعد پرواز حشرات و حرکت بال هاي آنها، از اصول و قواعد موجود براي پرواز با بال هاي ثابت هواپيما متفاوت است.

«مايکل دکينسون» استاد زيست شناسي دانشگاه برکلي کاليفرنيا در اين زمينه مي گويد: «مي توان به سادگي ثابت که زنبور عسل هرگز پرواز نمي کند چرا که اگر تئوري بال هاي ثابت را در مورد بال هاي حشرات هم به کار بريم مي توان محاسب کرد که پرواز اين حشرات غيرممکن است، بنابراين به طور حتم بايد از دئوري ديگري درباره اثبات چگونگي پرواز اين حشرات استفاده کرد.» پروفسور دکينسون يکي از اعضاي گروه مربوط به برنامه MFI يا حشرات پرنده ميکرومکانيکي است. وظيفه دکينسون و همکارانش در اين پروژه، ساخت روبات هاي کوچک پرنده يي است که از اصول پرواز حشرات در طراحي آنها استفاده شده است.

اين پروژه با همکاري سازمان طرح هاي تحقيقاتي دفاع پيشرفته در حال انجام است.

حشره روباتيکي که اعضاي برنامه تحقيقاتي MFI (پرنده ميکرومکانيکي) آن را طراحي کرده اند و به زودي ساخت آن به اتمام مي رسد، تنها 15 تا 25 ميلي متر عرض خواهد داشت که حتي از اندازه هاي مورد نظر سازمان برنامه هاي تحقيقاتي هم کوچک تر است و در آن از بال هاي ثابت استفاده نشده است.

شايد جالب باشد که بدانيد هواپيما نيروي لازم براي بلند شدن از زمين به دليل وجود جريان هواي سريع تر در بالاي بال ها نسبت به قسمت پايين آنها توليد مي کند. اين سيستم در هواپيماها به «آيروديناميک دائمي» معروف است. ولي بدون شک هيچ زنبور يا سنجاقکي از چنين سيستمي براي پرواز استفاده نمي کند زيرا بال هاي آنها همواره در حرکت است. به گفته «جان وانگ» فيزيکدان کالج مهندسي کورنل امريکا، برعکس پرواز هواپيماهاي با بال ثابت، حشرات در ميان انبوهي از حلقه هاي جريان هوا که با حرکت دادن بال هايشان توليد کرده اند، پرواز مي کنند. جريان هواي موجود در اين حلقه ها در جهت مخالف جريان هواي اصلي حرکت مي کند و در اصل همين حلقه هاي جريان هوا هستند که به حشرات قدرت پرواز مي دهند. دکينسون همچنين معتقد است که درک مکانيسم پرواز حشرات  و بهره گيري از آن در ساخت حشرات روباتيک بسيار مفيد بوده است.

در حال حاضر دو پروژه بزرگ «روبات هاي پرنده» تحت حمايت مالي آژانس تحقيقات دفاع پيشرفته در حال انجام است و مراحل پاياني ساخت را مي گذراند. يکي از اين پروژه ها برنامه گروه پروفسور دکينسون است و طرح ديگر را پروفسور «رابرت ميشلسن» هدايت مي کند. يعني دقيقاً زماني که دکينسون در حال ساخت حشرات ميکرومکانيکي در دانشگاه کاليفرنيا بود، رابرت ميشلسن هم در مجتمع فناوري «جورجيا» مشغول فعاليت روي پروژه انتومتر بود.

حشرات روباتي

در اواسط سال 2000 ميلادي اداره ثبت اختراعات فني ايالات متحده (IEEE) روبات الکترومکانيکي چند منظوره رابرت ميشلسن را با نام «انتومتر» و به نام موسسه فني جورجيا به ثبت رساند. اين روبات پرنده به منظور فعاليت در محيط هاي نظامي و همچنين کمک رساني و با الهام از نوع باز و بسته کردن بال پرندگان طراحي شده بود. روبات الکترومکانيکي انتومتر از يک واکنش شيميايي نيرو مي گيرد.

به اين شکل که يک سوخت در داخل بدنه آن ريخته شده و به وسيله آن يک واکنش شيميايي رخ داده و گازي آزاد مي شود.

فشار حاصل از اين گاز به پيستون داخل بدنه که به بال ها متصل است نيرو وارد کرده و باعث به حرکت درآمدن بال ها مي شود. ضمن اينکه قسمتي از گاز هم از راه دريچه موجود در بال ها خارج مي شود. در حال حاضر اين روبات پرنده با توجه به تغييراتي که در آن ايجاد شده کمتر از 20 سانتي متر پهناي بال دارد. در وسيله يي  با اين ابعاد هر قسمت بايد وظيفه خاصي انجام دهد. به طور نمونه يک آنتن راديويي که به  اين وسيله وصل است در عين حال که عامل ايجاد تعادل در هنگام پرواز آن است، کار مخابراتي و دريافت پيام را هم انجام مي دهد يا پاهاي اين روبات که علاوه بر تعادل، وسيله يي براي ذخيره سوخت هم هست.

سازمان تحقيقات دفاع پيشرفته تاکنون بيش از سي ميليون دلار براي ساخت حشرات روباتي، سرمايه گذاري کرده است. محققان براي ساخت اين روبات ها آزمايش هاي بسياري براي شناخت نوع پرواز حشرات انجام دادند. به طول مثال حسگرهاي براي اندازه گيري نيروي بال ها به آنها متصل شده است. محرک فيزوالکتريک که باعث به حرکت درآوردن بال ها خواهد شد، با انرژي خورشيد فعال مي شود.اين روبات هاي پرنده اکنون مراحل پاياني آزمايش هاي خود را طي مي کنند و توانسته اند بيش از 90 درصد از نيرويي را که براي پرواز نياز دارند به وسيله عملکرد بال هاي خود به دست آورند.

گام بعدي در کامل تر ساختن اين روبات اضافه کردن بخش کنترل پرواز و ارتباط براي کنترل از راه دور آن بود. بدون شک با توجه به حمايت هايي که سازمان تحقيقات دفاع پيشرفته از اين سرح به عمل آورده است، اولين استفاده از اين روبات ها در عمليات هاي جاسوسي خواهد بود. از اين حشرات روباتي مي توان در مأموريت هاي شناسايي استفاده کرد که به وسيله سربازان کنترل مي شوند. از اين روبات ها فقط براي تصويربرداري از تحرکات نيروهاي دشمن استفاده نمي شود بلکه مي توان روي تانک، نفربر يا هر وسيله نظامي ديگري يک برچسب الکترونيکي نصب کرد تا نيروهاي خودي به راحتي آنها را هدف بگيرند.

پيشرفت هاي حاصل شده در ميکروتکنولوژي، به خصوص در زمينه سيستم هاي ميکروالکترومکانيکي باعث قدرتمندتر شدن اين روبات ها شده است. به طور مثال ميکروسيستم هايي مانند دوربين هاي ccd-array، حسگرهاي کوچک مادون قرمز و نيز ردبپاي کوچک با ظرافت خاصي به سادگي در ساختار اين روبات ها جاي گرفته اند. ضمن اينکه اين روبات ها بايد براي عملکرد عالي، داراي دامنه پروازي معادل 10 کيلومتر باشند و محدوديتي براي پرواز در شب نداشته باشند و حداقل يک ساعت در آسمان پرواز کنند. ضمن اينکه سرعت ايده آل براي آنها 70 تا 100 کيلومتر در ساعت است. اين پرنده هاي کوچک روباتي به وسيله ايستگاه هاي زميني که به آنتن هاي مخصوصي براي هدايت آنها مجهز هستند، کنترل مي شوند.

فعاليت اين روبات ها تنها در عرصه نظامي نيست بلکه قرار است نسل جديد کاوشگران فضا نير باشند. در واقع سازمان فضايي ناسا به قدرت و توانايي هاي آنها پي برده است و به منظور استفاده از آنها به عنوان کاوشگر در مريخ از مؤسسه تحقيقاتي جورجيا، حمايت مالي به عمل آورده است. حشرات روباتي مزيت هاي بسيار زيادي براي استفاده در امور فضايي براي ناسا خواهند داشت. البته انتومترها براي استفاده در مريخ بايد در اندازه يي بزرگ تر ساخته شوند و پهناي بال آنها هم حداقل يک متر باشد تا بتوانند در اتمسفر مريخ به پرواز درآيند.

اين حشرات روباتي پس از وقوع بلاياي طبيعي مانند سيل، زلزله و ... نيز کاربردي فوق العاده خواهند داشت. به اين دليل که به کمک اندازه کوچک خود به راحتي بر فراز مناطق آسيب ديده به پرواز در مي آيند و مي توانند به مکان هايي که هيچ چيزي نمي تواند در آن نفوذ کند، رفته و به جست و جوي افراد آسيب ديده بپردازند.

از ديگر کاربردهاي مهم اين روبات هاي پرنده کنترل ترافيک در شهرهاي پر جمعيت است. ضمن اينکه در گشت زني هاي مرزي و عمليات هاي مهم پليسي بسيار قابل اعتماد هستند.

ظهور اين روبات هاي پرنده موجب کاهش حضور انسان ها در محيط هاي پرخطر شده و مأموريت هاي خطرناک به ويژه امدادرساني در مناطق تخريب شده بر عهده اين ميکروروبات ها خواهد بود.

 

منبع: Populartechnology.com

+ نوشته شده توسط در شنبه بیستم بهمن 1386 و ساعت 0:30 |
دیروز شیطان را دیدم. در حوالی میدان، بساطش را پهن کرده بود و فریب می فروخت. مردم دورش جمع شده بودند، هیاهو می کردند و هول می زدند و بیشتر می خواستند. توی بساطش همه چیز بود: غرور، حرص،ریا و دروغ و خیانت، جاه طلبی و قدرت. هرکس چیزی می خرید و در ازایش چیزی می داد. بعضی ها تکه ای از قلبشان را می دادند و بعضی پاره ای از روحشان را.بعضی ها ایمانشان را و بعضی آزادگی شان را.
شیطان می خندید و دهانش بوی گند جهنم می داد. حالم را بهم زد، دلم می خواست همه ی نفرتم را توی صورتش تف کنم
.
انگار ذهنم را خواند، موذیانه خندید و گفت: من کاری با کسی ندارم، فقط گوشه ای بساطم را پهن کرده ام و آرام نجوا می کنم، نه قیل و قال می کنم و نه کسی را مجبور می کنم چیزی از من بخرد، می بینی آدم ها خودشان دور من جمع شده اند
.
جوابش را ندادم. آن وقت سرش را نزدیکتر آورد و گفت: البته تو با اینها فرق می کنی. تو زیرکی و مؤمن. زیرکی و ایمان آدم را نجات می دهد. اینها ساده اند و گرسنه. به جای هر چیزی فریب می خورند
.
از شیطان بدم می آمد، حرف هایش اما شیرین بود. گذاشتم که حرف بزند. و او هی گفت و گفت و گفت. ساعت ها کنار بساطش نشستم. تا اینکه چشمم به جعبه ای عبادت افتاد که لابه لای چیزهای دیگر بود. دور از چشم شیطان آن را برداشتم و توی جیبم گذاشتم. با خودم گفتم: بگذار یک بار هم که شده کسی چیزی از شیطان بدزدد. بگذار یک بار هم او فریب بخورد
.
به خانه آمدم در جعبه ی کوچک عبادت را باز کردم. توی آن اما چیزی جز غرور نبود. جعبه ی عبادت از دستم افتاد و غرور توی اتاق ریخت. فریب خورده بودم. دستم را روی قلبم گذاشتم، نبود. آن را کنار بساط شیطان جاگذاشته بودم. تمام راه را دویدم، تمام راه لعنتش کردم، تمام راه خدا خدا کردم. می خواستم یقه ی نامردش را بگیرم، عبادت دروغی اش را توی سرش بکوبم و قلبم را پس بگیرم
.
به مبدان رسیدم. اما نبود
.
نشستم و های های گریه کردم،با همه عجز.. از ته دل
.
اشک هایم که تمام شد، بلند شدم، بلند شدم تا بی دلی ام را با خود ببرم، که صدایی شنیدم...صدای قلبم را.

همان جا بی اختیار به سجده افتادم زمین را بوسیدم. به شکرانه ی قلبی که پیدا شده بود

برگرفته از وبلاگ یادگار زمان

http://yadegarezaman.blogfa.com/

+ نوشته شده توسط در شنبه بیستم بهمن 1386 و ساعت 0:26 |

نجوا

نگاه می کنم.جمعه شده و بوی انتظار فضا را در برگرفته است و همه مست می انتظارند.انتظار خود نیز بی قرارتر از همه است،او خود هر جمعه با مشتی اسپند و اسپندان و با کاسه ای از گلاب بر سر راه محبوبش می ایستد تا که مسافر خورشیدی اش بیاید و از خود را فرش راهش نماید.

فرمان امام زمان (عج)

امام جعفر صادق(ع) درباره دعا نمودن برای فرج امام زمان (عج) خطاب به شیعیان چنین می فرمایند:

هرکس بربلا شکیبا باشد و به وسیله دعا چشم انتظار فرج از سوی خدا باشد،از خاصان به شمار می آید.

این همیشه عاشق او

همیشه آتش دل،شعله ور نمی ماند

لهیب عشق چنین پرشور نمی ماند

به دیده،طفل سرشک مرا قراری نیست

به دامن صدف ماه،گهر نمی ماند

اجل همیشه مرا در کمین جان بوده ست

بیا!که حلقه چشمم به در نمی ماند

خوشم که دردل من،این همیشه عاشق او

به غیر عشق رخ منتظر نمی ماند محمد علی مجاهدی

نامه امام زمان (عج)

امام زمان (عج) در نامه ای خطاب به شیخ مفید"ره" می فرمایند:

هرچند ما در جایی هستیم که از خانه های ظالمان دور است،بر اساس آنچه خدا از صلاح ما و شیعیان با ایمانمان تا آن هنگام که دنیا در دست فاسقان است در این دیده است،ولی از تمام اخبار و احوال شما آگاهیم و هیچ یک از حالات شما از ما مخفی نیست.

 

+ نوشته شده توسط در جمعه نوزدهم بهمن 1386 و ساعت 14:56 |

. یا امام زمان(عج)

یا حجه ا...علی خلقه یا وجیه عندالله اشفع لنا عندالله

*************

هیچ امیدی نباشد بر من و احوال من

مستحق هیــچ پروازی نباشد بال من

كارهای من وصالت را به تاخیر افكند

بوی هجران می دهد پرونده اعمال من

من دگر آن نوكر خوب و قدیمی نیستم

این لباس نوكری گرید بر این احوال من

بارها دستم گرفتی و نمـــــك گیرت شدم

بارها شد ، جای من تو آمــدی دنبال من

بارها خوردم زمین از جا بلندم كرده ای

شكر یك نعمـــت نكرد آخر زبان لال من

یاد آن حال و هوای خلوت با تو بخیــــر

با دعای خویش ده تغییر سوء حـال من

تا دم آخر منم شرمنده احســــــــــــان تو

من گنه كردم تو كردی گریه براحوال من

 

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 و ساعت 15:17 |
مساحت جنگل های حرا در ایران چقدر است؟

پرونده ثبت جهاني جنگل‌هاي حرا به يونسكو مي‌رود

سایت پیام سبز به نقل ازخبرگزاري فارس: فريبرز دولت‌آبادي، معاون ميراث‌فرهنگي سازمان ميراث‌فرهنگي، صنايع‌ دستي و گردشگري گفت: با توجه به اين‌كه اقدامات كشور آذربايجان براي تهيه و تكميل پرونده ثبت جهاني جنگل‌هاي هيركانی پرونده بسيار كند بود ،تشخيص داده شد كه نمي‌توان پرونده اين اثر را تا اول فوريه تهيه و تكميل كرد.
وي افزود: پس از مشورت و تبادل نظر با كارشناسان تصميم بر آن شد كه ايران پرونده ثبت جهاني جنگل‌هاي حرا را براي ثبت در سال 2009 آماده كند.
به گفته دولت‌آبادي‌، اين پرونده با حضور كارشناسان محيط زيست، جنگلداري و منابع طبيعي در حال تهيه است. در صورتي ‌كه اين پرونده نيز به صورت كامل تا اول فوريه تهيه شود به همراه پرونده سازه‌هاي آبي شوشتر به يونسكو ارسال خواهد شد.
معاون ميراث‌فرهنگي درباره احتمال اين‌كه ايران در زمينه ثبت ميراث طبيعي در سال 2009 ‌اثري را نداشته باشد، خاطرنشان كرد: بر اساس آخرين صحبت‌هاي مسئول تهيه پرونده جنگل‌هاي حرا اين پرونده هم اكنون در حال تهيه است و مراحل نهايي خود را طي مي‌كند و اميدواريم پرونده كامل و بدون نقص به يونسكو ارسال شود.  با توجه به اين‌كه قرار است پرونده جنگل‌هاي هيركاني براي سال 2010 به يونسكو ارسال شود كارشناسان سازمان‌هاي مختلف همزمان با پرونده جنگل‌هاي حرا در حال تهيه و تكميل اطلاعات اين پرونده نيز هستند.
بنابراين گزارش، حرا در 8 منطقه حفاظت شده بين‌المللي ايران مي‌رويد كه در اين ميان جنگل‌هاي هميشه سبز دريايي حرا در حاشيه شمالي غربي قشم، از زيباترين گردشگاه‌هاي خليج فارس به شمار مي‌آيد.
مساحت كل جنگل‌هاي حرا 7 هزار و 500 هكتار و مساحت حوزه جزيره قشم 2 هزار و 400 هكتار تخمين زده شده است.
جنگل حرا در سواحل جنوبي ايران، مهد انواع گوناگون آبزيان‌، پرندگان و دوزيستان است. از پرندگان مي‌توان به مرغ ماهي‌خوار‌، حواصيل‌، لك‌لك‌، پليكان، مرغابي ومرغ دريايي و از ماهي‌ها به خرچنگ، مار دريايي، شيلو ،كلينگ (‌نوعي از صدف‌) و انواع مختلف قورباغه اشاره كرد.
‌به اين گياه در بندرعباس، حرا، در بلوچستان تمر و در بعضي از نقاط تول گفته مي‌شود. به عربي نيز آن را شوري و شوره مي‌نامند. حرا‌، گياهي از تيره شاه پسند است. دانه آن روي درخت مادر مي‌رويد و نهال توليد مي‌كند. سپس از درخت جدا مي‌شود و داخل مرداب مي‌افتد. جنگل حرا بر دريا و آب شور قرار دارد و اين سازش با آب شور و شرايط نامناسب، از حرا يك گياه استثنايي ساخته است. درختان حرا ، در قسمت‌‌هاي كم عمق خور خوران كنار و روي تپه‌هاي جزيره مانندي كه هنگام پايين رفتن آب دريا از آب بيرون مي مانند قرار گرفته است. عمق آب اين مناطق از يك تا يك و نيم متر تجاوز نمي كند؛ بنابراين جنگل هنگام بالا آمدن آب دريا‌، در آب‌هاي نيلگون خليج فارس به حالت شناور مي‌ماند و با فروكش كردن آب دريا به مدت 6 تا 7 ساعت مانند جنگل‌هاي مناطق خشك نمايان مي‌شود.
جنگل‌هاي حرا در منطقه قشم، 3 عنوان جهاني منطقه حفاظت شده بين‌المللي‌، ذخيره گاه زيست كره و تالاب بين المللي نام داده‌اند.
بر اين اساس، گياهان حرا برگ‌هايي با ظاهر بيضي شكل و قاعده‌اي باريك (‌دوكي شكل رويه سبز و براق) دارند و پشت برگ‌ها نيز سفيد يا خاكستري رنگ است. طول اين برگ‌ها حدود 5 تا 5/7 سانتي‌متر است. ميوه حرا‌، بادامي شكل است و به يك خامه باريك منتهي مي‌شود. ريشه‌هاي زانويي، شكل منظمي ندارند‌ اما گل حرا كه از فرط كوچكي ناپيدا‌ست و غير محسوس حكايتي عجيب دارد. گلي به رنگ طلايي با 4 گلبرگ، كه هر گلبرگ بيش‌تر از چند ميلي متر طول ندارد. عطري شيرين و خنك‌ كه تا شعاع چند متري اطراف آن پراكنده مي‌شود.
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 و ساعت 0:37 |

رفع درد گردن و شانه در کاربران کامپیوتر

درد شانه و گردن

بر اساس نظر محققین و مطالعات انجام شده، درد گردن و شانه و شکایات ناشی از آن، در بین کاربران کامپیوتر گسترده و شایع است. دکتر فردریک گر محقق دانشکده بهداشت رولینز دانشگاه ایموری(Emory) در ایالت جورجیا بیان نمود که بیشتر از نیمی از کاربران کامپیوتر هر سال به عوارض و درد گردن و شانه مبتلا می شوند و بیشتر از یک سـوم آنها دچـار نقص ‌یا‌ مشـکلات حرکتـی گردن ‌و شـانه می شوند. یک مطالعه روی 632 مرد و زن تازه استخدام شده که در هفته 15 ساعت یا بیشتر با کامپیوتر کار می کردند، انجام شد.

پژوهشگران تمام فعالیت ها و علائم موجود در افراد را به صورت یادداشت های روزانه به مدت 3 سال ثبت کردند و افرادی که علائم را گزارش می کردند توسط پزشكان ارزیابی می شــدند تا مشــخص شــود كه آیا ناراحتی و عارضه ای دارند یا خیر؟

محققین اعلام نموده اند كه این اولین مطالعه آینده نگر به منظور پی گیری یك گروه از كاربران كامپیوتر است، گرچه در مطالعات قبلی به تعداد كاربران كامپیوتر كه از درد در یك نقطه خاصی شكایت داشته اند اشاره شده است. یافته های دیگر این مطالعه نشان می دهد كه مشكلات در نواحی دست و بازو شایع می باشد. تقریباً 40 درصد افراد در هر سال از درد در نواحی فوق شكایت دارند و 21 درصد از‌آنها دچار مشكلات شدیدی در این نواحی می شوند. بر طبق بررسی ها، زنان بیشتر از مردان مشكلات ناشی از كار با كامپیوتر را گزارش می كنند و بیشتر به این عوارض دچار می شوند، ولی علت این امر هنوز مشخص نشده است.

بر اساس نتایج یک مطالعه با نشـستن صـحیح در جلو کامپیوتر می توان درد و شرایط ناراحت کننده را کـاهش داد. قرار گرفتن صفحه كلید پایین تر از آرنج و یا در فاصله ای دور از کـاربر(زاویه داخلی آرنج بیشـتر از 121 درجه) باعث می شود که سـر به منظور نگاه کردن به مانیتور به سمت پایین انحراف داشته و خم شود. با استفاده از تکیه گاه‌های دست و بازو در صندلی می توان خطر علائم درد در شانه و گردن را کم نمود.

همچنین محققین نتیجه گرفتند که وقتی کاربر مدت زمان زیادی جلوی کامپیوتر بنشـیند، خطر پیش رونده درد بازو و دست او را تهدید می کند. افرادی که 20 سـاعت در هفته تایپ می کنند، کمی بیشتر از دو برابر دیگران به درد دست و بازو و گردن دچار می شوند.

ورزش‌های مفید جهت‌‌ گردن و شانه :

یک سری از تمرینات و ورزش ها می تواند از ضایعات کامپیوتر در گردن و شانه جلوگیری نماید. این تمرین‌ها بایستی مرتباً تکرار شوند تا اثر آنها نمایان گردد.

درد شانه و گردن

 کشش گردن:

ماهیـچه های گـردن را راسـت و کشیده نگه داریــد و آن را منقبض و محکم نگیرید. این روش ناراحتی های ناشی از حالت های  قرار گرفتن بدن را بر طرف می كند(روی تصویر بالا کلیک کنید).

طبق شکل(1) راحت بنشینید، به شانه ها استراحت دهید و چانه خود را به طرف سینه متمایل کنید. چانه را تا جایی که می توانید به طرف شــانه چپ بچرخانید، طوری که هیچ  فشاری به پشت گردن وارد نشود. 30 ثانیه در این حالت بمانید. این حرکت را برای سمت چپ نیز انجام دهید(شکل2).

طبق شکل(3) راحت بنشینید به شانه ها استراحت دهید. گوش های خود را به طرف شانه چپ خم کنید. گردن را تا جایی که می توانید شل کنید و با این کار احساس کششی در سمت مخالف خواهید کرد. برای 30 ثانیه در این حالت بمانید. این حرکت را برای سمت راست نیز تکرار نمایید(شکل4).

طبق شکل(5) جناغ سینه و چانه را به بالا ببرید. سرتان را تا جایی که راحت هستید به عقب بکشید و شانه ها را شل نمایید. هوا را به بیرون داده و بازدم کنید و سر را از عقب به مرکز آورید. سپس چانه را به طرف سینه متمایل  کنید طوری که پشت گردن کشیده شود و مدتی در این حالت بمانید(شکل6).

درد شانه و گردن

ورزش های شانه :

ازمزایای مواردی كه در ذیل ذكر شده این است كه انقباض و گرفتگی شانه و گردن را بر طرف كرده و از قوز كردگی شانه ها به جلو، جلوگیری می كند:

1- شانه و گردن را شل کنید و حالت قوز و خمیدگی شانه را از بین ببرید.

روی صندلی نشسته و پاها را صاف روی زمین بگذارید. مهره های کمر را صاف نگه داشته و هوا را به داخل تنفس کنید و شانه ها را به طرف بالا و عقب بکشید.

هوا را بیرون داده و شانه هایتان را پایین بیاورید. 5-4 بار این کار را تکرار کنید(روی تصویر بالا کلیک کنید).

مطابق شکل های شماره (3-1) دست های خود را روی شانه ها بگذارید. سپس آرنج ها را جلوی سینه قرار دهید. سپس آنها را به طرف بالا ببرید و تا جایی که می توانید آن را بکشید و سپس پایین بیاورید.

با این روش راحتی و کاهش فشار بر استخوان شانه را احساس می کنید. چندین بار این کار را تکرار نمایید.

2- ماهیچه های ستون مهره ها را با خم کردن مهره ها به طرفین بکشید.

مطابق شکل های شماره (4 و 5) به راحتی روی صندلی بنشینید و پاهای خود را روی زمین بگذارید. نفس گرفته دست چپ را بالای سرتان ببرید. با دست راست خود مچ دست چپ را بگیرید( کف دست چپ به طرف جلو باشد) و دوباره نفس بگیرید. سپس  بازدم کرده و به سمت راست خم شوید. احساس کششی در سمت چپ خود خواهید کرد. نفس خود را حبس کنید و در همان حال به سمت دیگر خم شوید و هوا را بیرون دهید. دوباره نفس گرفته و به مرکز حركت كنید و این عمل را برای سمت دیگر نیز تکرار کنید.

طبق شکل های شماره (6 و 7) روی صندلی نشسته، پاها را به صورت موازی و صاف روی زمین بگذارید. انگشت های خود را در هم قفل کرده و کف دست را به طرف بالا ببرید. سپس آرنج ها راخم کرده و بازوها را به طرف سر خم کنید. نفس بگیرید و شانه ها را به طرف عقب ببرید. نفس را بیرون داده و بازوها را صاف بکشید و همچنان کف دست به طرف بالا باشد. به آرامی نفس بکشید و بعد هوا را بیرون داده و بازوها را شل کنید.

تهیه كننده : لیلا معینی

فهرست منابع :

1-http://perventdisease.com/news/articles/neck_shoulder_pain_computers.html

2- http://www.stretchnow.com.au/exercises/neck.htm

3- http://www.stretchnow.com.au/exercises/shoulders.htm

منبع:تبیان

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 و ساعت 0:26 |

فشار قبر و راه‌های خلاصی از آن

فشار قبر

چه گناهانی باعث فشار قبر می‌شوند؟ و برای‎ ‎دوری از آن چه باید كرد؟

مؤمن باید بیم و امیدش به خدا در‎ ‎یك سطح باشد اگر ترسش از عذاب‌های الهی بیش از ‏حد باشد از رحمت خداوند مأیوس می‌شود‎ ‎و به اصطلاح عوام می‌گوید آب كه از سر ‏گذشت چه یك وجب و چه صد وجب. و از طرفی اگر‎ ‎امیدش به فضل و رحمت الهی بیش ‏از اندازه باشد، امن از مكر الهی پیدا می‌كند و از‎ ‎جانب دیگر سقوط می‌كند و انگیزه‌ای ‏برای انجام اعمال نیك و پسندیده پیدا نمی‌كند در‎ ‎حالی‌كه خداوند كریم‌تر از آن است كه ‏بنده‌ی ضعیف و ذلیل را عذاب كند. در نتیجه به هر‎ ‎عمل ناشایستی تن داده و باز دم از ‏فضل و كرم و لطف و رحمت خدا می‌زند در همین راستا‎ ‎حضرت پیامبر عظیم‌الشأن اسلام ‏‏(ص) فرمود: «اگر اندازه‌ی رحمت خدا را می‌دانستید هر‎ ‎آیینه بر آن تكیه می‌كردید و جز ‏اعمال اندكی انجام نمی‌دادید و اگر میزان غضب و خشم‎ ‎خدا را می‌دانستید گمان ‏می‌كردید كه دیگر نجات نخواهید یافت‎.‎‏»(1)‏‎ ‎ولی بنابر فرمایش امام صادق (ع): «هیچ ‏بنده‌ی‎ ‎مومنی نیست مگر آن كه در قلبش دو نور وجود دارد نور خوف (از عذاب الهی) و نور ‏امید‎ ‎‏(به رحمت پروردگار) كه اگر هریك را با دیگر‌ی بسنجد از آن زیادتر نخواهد بود» (2) ‏یعنی هر دو به یك میزان خواهند بود پس‎ ‎شما دوست عزیز هم به همان میزان كه از ‏عذاب الهی بیمناك هستید به فضل و رحمت‎ ‎پروردگار هم امیدوار باشید تا انگیزه خود را ‏برای انجام اعمال خوب و پسندیده از دست‎ ‎ندهید و به گناه كبیره یأس از رحمت پروردگار ‏گرفتار نشوید‎. ‎

انسانتا به امروزَش‎ ‎عوالم مختلفی را پشت سر نهاده و عالمهای دیگری را در پیش‌رو دارد، ‏انسان با مرگ از‎ ‎عالم دنیا به جهان آخرت منتقل می‌شود كه آخرت هم ابتدایش "عالم ‏برزخ" و انتهایش‏‎ ‎كه بعد از برپایی قیامت كبری است بهشت یا دوزخ می‌باشد. ‏

یكی از ویژگی‌های عالم برزخ‎ ‎"فشار قبر" می‌باشد. فشار قبر نسبت به افراد متفاوت است ‏بعضی از افراد فشار قبر‎ ‎ندارند و آنها كه دارند فشارشان از نظر شدت و ضعف یكسان ‏نیست و بستگی به اعمال‎ ‎آنها دارد‎. 

 

عواملی كه موجب فشار قبر می‌شود

‏1ـ بداخلاقی. ‏

‏2ـ سخن‌چینی‌،‎ ‎

3- مراعات نكردن طهارت و نجاست و پرهیز نكردن از بول‎.‎‏(3)‏

4- یاری نكردن مظلوم. در كتاب ثواب الاعمال آمده است كه یكی‎ ‎از علمای بنی‌اسرائیل از ‏دنیا رفت و فشار قبر بر او وارد شد چرا كه او یك بار نماز‎ ‎را (عمداً) بی‌وضو خوانده بود و از ‏كنار مظلومی گذشته بود و او را یاری نكرده‎ ‎بود(4).‏

5- ضایع نمودن نعمت‌های الهی‎: ‎حضرت پیامبر اكرم (ص) فرمودند: «فشار قبر برای مؤمن ‏كفاره تباه نمودن نعمت‌ها از‎ ‎ناحیه‌ی اوست». (5)‏

عواملی كه باعث‎ ‎كاهش یا رفع فشار قبر می‌شود(6)‏‎ 

‏1ـ نماز شب و كامل نمودن ركوع: امام رضا (ع )فرمود: «كسی كه نماز شب بخواند و‏‎ ‎در ‏قنوت نماز «وتر» هفتادبار استغفار كند از عذاب قبر پناه داده می‌شود.» و امام‎ ‎باقرعلیه ‏السلام فرمود: «هر كس ركوع نمازش را كامل انجام دهد وحشت قبر به او ‏نمی‌رسد».(7)‏‎

‏2ـ صدقه و نماز مخصوص. (8)‏‎

‏3ـ نماز وحشت، این نماز بسیاری از مردگان‎ ‎را از عذاب قبر و فشار قبر نجات داده است ‏كه حكایات عجیبی در داستان‌های شگفت شهید‎ ‎دستغیب در این باره موجود است كه ‏می‌توان به آن مراجعه نمود‎.‎‏ (9)‏‎

‏4ـ حج نمودن، دو روایت است كه هر كس چهار‎ ‎مرتبه حج به جا آورد عذاب قبر از او ‏برداشته می‌شود. (10)‏‎

‏5ـ خواندن بعضی از سوره‌های قرآن: علی(ع) می‌فرماید‎: ‎‏«هر كس در هر جمعه سوره ‏نسا را تلاوت كند از فشار قبر امان می‌یابد». (11) سوره‌های زخرف، یاسین، تكاثر و ‏تبارك، نیز‎ ‎در این مورد سفارش شده‌اند‎. 

‏6‏‎- ‎این كه مرگ انسان در روز جمعه باشد‎. 

7- ‎ریختن آب روی قبر‏‎. ‎

و... .

________________________________________

‏1- میزان الحكمه 10 جلدی، ج 3، ص‎ 178. 

‏2- بحارالانوار، ج 78، ص‎ 259. 

‏3- همان، ج 75، ص 265‏‎. 

‏4- ثواب الاعمال، ص 111‏‎. 

‏5-‏‎ ‎بحارالانوار، ج 6، ص 221‏‎. 

‏6-‏‎ ‎با استفاده از كتاب «عالم‎ ‎برزخ در چند قدمی ما» محمد محمدی اشتهاردی، انتشارات ‏نبوی‎. 

‏7-‏‎ ‎همان، ج 85، ص 107‏‎. 

‏8-‏‎ ‎بحارالانوار، ج 91، ص 219‏‎. 

‏9-‏‎ ‎حاشیة مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی‎. 

‏10- من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص‎ ‎‏217، روایت 2209، باب 2‏‎. 

‏11- وسایل الشیعه، ج 7، باب 54، ص 409، روایت 9714‏‎.‎

منبع:تبیان

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 و ساعت 0:24 |

آیا عطسه مفید است؟

عطسه یک مکانیسم دفاعی طبیعی در بدن است که نه تنها بد نیست،بلکه برای جلوگیری از ورود اجسام خارجی به راه های تنفسی نیز مفید است.در حقیقت ورود یک جسم خارجی به راه های تنفسی و واکنش مخاط بینی،پیامی را به مغز می رساند که موجب عطسه می شود .زمانی که عطسه می کنیم قفسه سینه به شدت منقبض شده و مقدار زیادی هوا به سرعت از داخل بینی عبور کرده و به این ترتیب به پاک کردن مجاری بینی از مواد خارجی کمک می کند.

عطسه و نور

جالب است بدانید که 25درصد مردم ،هنگام نگاه کردن به خورشید یا قرار گرفتن در معرض نور شدید ،عطسه می کنند که به عطسه نوری معروف است.

دانشمندان در این باره نظریات گوناگونی دارند.آنها معتقدند زمانی که عصب بینایی به شدت تحریک و مردمک چشم نسبت به نور عکس العمل نشان می دهد، برروی عصب جمجمه ای اثر گذاشته و سبب عطسه کردن می شود. افرادی که دارای آلرژی هستند ،استعداد بیشتری نسبت به عطسه در مقابل نور خورشید دارند.

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 و ساعت 23:0 |

قالی کرمان

صنعت قالی بافی سابقه طولانی دارد. مارکوپولو که در قرن سیزدهم از شهر کرمان دیدن کرده و از صنایع دستی قلاب دوزی و سوزن دوزی نام برده از قالی بافی ذکری به میان نیاورده. تا یک قرن پیش قالی بافی در مقابل هنر شال بافی (ترمه) اعتباری نداشت. بنابراین چنین به نظر می رسد که تا دوران صفویه این هنر در شهر کرمان وجود نداشته است. در زمان اکبر شاه که معاصر شاه عباس بوده، قالی هایی از کرمان به هند حمل می شده. در مدت یک قرن و نیم پایان سلسله صفویه و دوران حکومت کریم خان زند هیچ گونه اشاره ای به این صنعت نشده. البته نباید تصور کرد که این صنعت در کرمان از بین رفته بوده است.احتمال دارد در سالهای هرج و مرج تنزل بسیار کرده اما کاملاً از بین نرفته

قالی های راور قدیمی ترین نوع قالی کرمان هستند. در قرن نوزدهم صنعت قالی بافی از نظر کیفیت پیشرفت زیادی کرد ولی از نظر میزان تهیه بسیار کم بوده است. ئی جی مبرون که در سال 1888 م چند ماهی در کرمان بوده خاطر نشان ساخته که این هنر رو به تزلزل است

سرپرسی سایکس در سال 1895 م که چند سالی که در کرمان به سربرده می نویسد : 1000 دستگاه، یا دار قالی در کرمان وجود داشته که 100 تای آن در راور و بقیه در روستاها بوده است. براندی در سال 1909 م نخستین بازرگان قالی از کشورهای خارجی بوده که در کرمان اقامت داشته. در سال 1900 م در حدود 1000 دستگاه قالی بافی در کرمان و 30 دستگاه در روستاها وجود داشته که در سال 1914 م این دستگاه ها به سه برابر افزایش پیدا کرده است
.

در زمان جنگ جهانی اول در این صنعت وقفه ای پیش آمد اما پس از جنگ میزان تقاضا برای قالی کرمان در آمریکا بیش از هر زمان دیگر افزایش یافت. شرکتهای قبلی کارشنان را شروع کردند و شرکت های جدید نیز تأسیس شدند. در فاصله سال های 1929 تا 1922 م صنعت قالی بافی هم از نظر کمیت و هم از نظر کمیت به عالی ترین مدارج ترقی رسید به طوری که 5000 دستگاه بافندگی مشغول کار بودند. در سالهای 1933 تا 1930 م به علت کسادی بازارهای آمریکا شرکت های آمریکایی تمام تشکیلات رنگرزخانه ها، انبارها، دفاتر و ساختمانهایی را که به طراحی قالی اختصاص داشت بستند
.

با تشکیل حکومت پهلوی دولت قالی بافی را در انحصار خود گرفت. شرکت های خارجی تمام تأسیسات خود را به دولت ایران واگذار و کشور را ترک کردند. در سال 1948 م (یعنی زمان چاپ کتاب قالی ایران) تعداد دستگاه های بافندگی به 4000 می رسید. جنگ جهانی دوم مثل کسادی بازار آمریکا برای مردم کرمان مصیبت بار نبود. به طور کلی طرح قالی کرمان باعث شد که این قالی یکی از نفیس ترین و زیباترین و خوش سبک ترین بافته های جهان به شمار آید
.
مشهورترین طراحان قالی کرمان عبارتند از
:
محسن خان، حسن خان، احمد علی خان، زمان خان، شیخ حسین، عزیز الله و غیره، محسن خان از پیش قراولان چیره دست نقاشی قالی کرمان بود. از طراحان مشهور خارجی که سالیان دراز در طرح ریزی قالی کرمان دست داشته اند «ژرژسرمازیف» بلغارستانی بود. در راور قبل از قالی بافی، کرباس رونق داشته. در اواخر قرن گذشته و نیمه اول قرن اخیر، قالی بافی در راور به صورت اربابی بوده و افرادی همچون : دیلمقانی، یاور، یاسایی، نیازمند و شرکت های خارجی مانند : کمپانی شرق، بیکو، عطیه بروس و غیره مالکیت کارگاه های قالی بافی را در دست داشتند
.

مرحوم دیلمقانی تجارت قالی کرمان را در دست داشت و قالی های بسیار اعلا و ظریف می بافت و آماده می کرد. او قالی موجود را عدل بندی و به آمریکا، انگلیس و آلمان می فرستاد و چون قالی بی عیب و خوش نقش بود مشتری های زیادی در خارج به ویژه آمریکا پیدا کرد. وی کارخانه های خود را توسعه داد و غیر از کرمان در زرند، راور، ماهان و دهات دیگر کارخانه هایی دایر کرد و تقریباً می توان ادعا کرد که در آن عصر فرش کرمان را به انحصار خود درآورد
.

یک نمونه از قالی های نفیس تحت عنوان «درختی سبزیکار» در حدود 170 سال پیش در راور بافته شده است. به گفته مسئول اتحادیه تعاونی های فرش دستباف روستایی کرمان سالانه 40 هزار متر مربع فرش مرغوب در استان کرمان تولید می شود. وی ارزش تقریبی این میزان فرش را بیست میلیارد ریال اعلام کرد و گفت 75 درصد تولیدات این شرکت صادر می شود که عمده خریداران فرش های صادراتی این منطقه کشورهای آلمان، کانادا و ایتالیا هستند
.

 

+ نوشته شده توسط در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 و ساعت 23:47 |

مسگری

مسگری که یکی از شعبات فلزکاری است بنابر حدس باستان شناسان در حدود سه تا پنج هزار سال سابقه دارد. در واقع می توان گفت که اولین اشیای فلزی ساخته شده به دست بشر مصنوعات مسی چکش کاری شده و کوچکی بوده که به نیمه اول هزاره چهارم پیش از تاریخ تعلق دارد. در آخرین قرون دوران نوسنگی، انسانی که موفق به تهیه ابزار مورد نیاز خود از سنگ شده بود، حسب اتفاق به عنصری برخورد که نه تنها هنگام ضربه خوردن نمی شکست بلکه قابلیت ذوب، چکش خواری و تغییر فرم را نیز داشت.

این ماده جدید که چیزی جز فلز مس نبود از همان ابتدا برای ساخت سنجاق های زینتی، مهره ها، سربنده و سایر لوازم شکار، تبر، آینه صیقلی و نیز ابزار تدافعی نظیر شمشیر، خنجر و کارد مورد استفاده قرار می گرفت که نمونه هایی از آنها ضمن حفریات انجام گرفته در تپه حصار دامغان به دست آمده است. در دوران معاصر، استان کرمان به دلیل هم جواری با معادن مس غنی یکی از مراکز اصلی ساخت ظروف مسی و کارهای هنری روی آنها محسوب می شود
.

پس از استخراج سنگ مس و تبدیل آن به ورقه های مسی این ورقه به دست صنعت گران سپرده می شود که با وسایل ساده ای چون چکش و قلم فولادی آنها را به ظروف مسی تبدیل کنند. ساخت ظروف کوچک معمولاً به صورت یک تکه و با استفاده از یک ورقه مسی شکل می گیرد که صنعت گر با چکش زدن به آن باعث تغییر فرم و شکل پذیری آن می شود
.

در ظروف بزرگ معمولاً‌ از چندین ورقه مسی استفاده و با لحیم کاری این ورقه ها را به هم متصل می کنند. صاف بودن و همگن بودن ظرف مسی از اصلی ترین اصول کار محسوب می شود. پس از ساخت ظروف مسی بسته به نوع سفارش بر روی کار مراحل تکمیلی انجام می گیرد که به آن قلمزنی روی مس گویند و در منطقه کرمان با نام مسگری معروف است
.

قلمزنی روی مس در دو شهر ایران (اصفهان و کرمان) و به دو شیوه متفاوت رواج داشته که به آن سطح کاری و برجسته کاری می گویند. در شیوه برجسته کاری که خاص منطقه اصفهان است صنعت گر با استفاده از قلم های فلزی و چکش زدن بر روی آنها باعث ایجاد برجستگی ها و فرورفتگی هایی بر روی ظرف می شود. در این روش برای جلوگیری از پاره شدن ظرف مسی و خراب نشدن قلم ها ابتدا درون ظرف را قیرریزی می کنند و پس از انتقال طرح مورد نظر بر روی ظرف به وسیله روش گره زنی و ثابت کردن طرح با استفاده از قلم های ریز قسمت هایی از طرح مورد نظر را با چکش زدن فرو می برند و در پایان کار با پاک کردن قیر ریخته شده ظرف را تمیز می کنند
.
در روش سطح کاری که خاص منطقه کرمان است صنعت گر از ایجاد هرگونه فرورفتگی در سطح ظروف پرهیز می کند و فقط براساس طرح مورد نظر با قلم هایی بر روی مس خط می اندازد و یا با قلم های که بافت های گوناگون دارند در سطح فلز، بافت ایجاد می کند. در این نوع کار به علت اینکه به مس کم ضربه می زنند به قیر و بخش ظرف نیازی نیست
.
اکثر نقوش مورد استفاده در این روش نقش بته جقه و خاص منطقه کرمان است و یا دیگر نقوش تزیینی گیاهی و هندسی. ساخت ظروف و نقش زدن بر روی ظرف نیز با همان نام مسگری معروف است
.
در منطقه اصفهان ظروف را مسگری می سازد که اصطلاحاً دوات گر خوانده می شود. قلمزنی بر روی ظرف را نیز افراد دیگری انجام می دهند. متأسفانه امروزه به دلیل ناآشنایی مردم و همچنین معرفی غلط این رشته هنری در کرمان، فن مسگری کرمان در مقایسه با قملزنی اصفهان در سطح پایین تری قرار دارد و توجه کمتری به آن می شود. با وجود این، هنرمندان گمنام با قبول و پذیرش هر نوع محدودیت و محرومیت مادی و با وجود پایین بودن درآمدشان، حفظ و گسترش این صنعت را وظیفه ای بر دوش وجدان بیدار و آگاه خود می دانند و با کمک دستگاه های ابتدایی و ساده ای که در اختیار دارند حافظان صدیق بی نام و بی ادعای میراث های کهن مردمی به حساب می آیند
.

 

+ نوشته شده توسط در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 و ساعت 23:46 |

حصیر بافی

دست ساخته های ظریف، هنرمندانه و اصیل ایرانی که روزگاری دراز صنایع دستی منحصر به فرد محسوب می شد و پهنه اقتدارش تمام مصر، شبه قاره هند و اکثریت قریب به اتفاق مراکز و مجامع هنری را تسخیر کرده بود امروز به دست فراموشی سپرده شده است. حصیربافی از جمله این هنرهای سنتی و دستی محسوب می شود که در اکثر نقاط روستایی ایران به روش های مختلفی صورت می گیرد و کاربردهای متفاوتی دارد که گروهی از کارشناسان آن را در گروه ویژه ای با عنوان «سبد و حصیربافی» جای می دهند و گروهی دیگر آن را جزو صنایع چوبی می دانند.

بافت سبد و حصیر به اعتقاد اکثر محققان یکی از قدیمی ترین صنایع دستی و شاید کهن ترین آنها باشد. کما اینکه نمونه های سفال به دست آمده در کوهستان های بختیاری که به روایتی مهد سفال گری جهان بوده نشان دهنده آن است که در بدو پیدایش سفال گری از سبدهای حصیری به منزله قالبی برای ساخت محصولات سفالی استفاده می شده به طوریکه می توان نتیجه گرفت که حصیر بافی به دلیل استفاده از شاخ و برگ گیاهان در بافت از اولین دسته ساخته های بشری بوده که با یکجانشینی بشر (تثبیت در اقامت) و ایجاد کشاورزی به وجود آمده. دکتر گریشمن ضمن تحقیقات و تألیفات خود یادآور می شود که با شروع کشاورزی صنایع وابسته به آن مانند حصیربافی (بافندگی) را زنان ایجاد کرده و توسعه داده اند. وجود این دو صنعت در ایران به دلایل متعددی نیم قرن از تمدن مصر، بالغ بر هزار سال از تمدن هند و افزون بر ده هزار سال از تمدن چین جلوتر بوده است
.
در حال حاضر نیز در مناطق مختلف کشور ما به ویژه مناطق شمالی و جنوبی و هر نقطه دیگر که امکان دسترسی به برگ درخت خرما، ساقه گندم، ساقه برنج، ترکه و نی های مردابی وجود داشته باشد نشانه هایی از بافت حصیر را می توان دید. فرآورده های حصیری با توجه به تنوع و گوناگونی شکل تولید جزو آن دسته از صنایع محسوب می شوند که جنبه های هنری کمتر و جنبه مصرفی بیشتری دارند و عمدتاً برآورنده نیازهای مصرفی محلی و منطقه ای به شمار می روند. در ساده ترین نوع بافت حصیر از برگ درختان به ویژه درختان با برگ های پهن و بلند هم چون خرما استفاده می شود
.

روش کار بدن ترتیب است که پس از جدا کردن شاخه های درخت مورد نظر و خشک کردن آنها به وسیله اصل اولیه بافت یعنی درگیر شدن تار و پود (به وسیله زیر و رو کردن شاخه های عمودی و افقی). این کار را بیشتر زنان روستایی انجام می دهند و برای ساخت زیراندازهای حصیری، ظروف نگهداری مواد غذایی، همچون حبوبات و خرما و یا جداسازی و تقسیم بندی محل زندگی استفاده می شوند. احتمال می رود که روش بافتن ساده در این نوع حصیر خود مقدمه ای بوده برای بافت گلیم و انواع زیراندازها که همگی از اصل زیر و رو رفتن پود در میان تار پیروی می کنند. در این نوع حصیر بافی گاه برای زیباتر کردن حصیرهای بافته شده و ایجاد نقش در آن بعضی از برگ ها را رنگ آمیزی می کنند که با زیر و رو رفتن آنها در بافت، جلوه ای خاص بدان می بخشد
.

طی سالهای جاری به دلیل نگاه تازه و خلاقانه به دستبافت های حصیری در بعضی از نقاط ایران این نوع کارها دجار تحول شده و در معماری داخلی به عنوان عنصر تزیینی استفاده می شود. نوع دیگر حصیر بافی استفاده از چوبهای نیزار است که در اطراف مرداب ها و آبگیرها به صورت خودرو یافت می شوند. برای بافت این نوع حصیر پس از جداکردن نی ها از محل مورد نظر و خشک کردن آنها ابتدائی ها را به صورت یک اندازه می چینند و سپس با گذاشتن آنها بر روی هم و عبور نخ هایی که در بین نی ها زیر و رو می شوند نی ها را به وسیله نخ ها نگه می دارند
.

در این نوع بافت نیز گاهی در حین کار از نخ های رنگی استفاده می شود و یا پس از پایان بافت به وسیله سوزن و با عبور نخ های رنگی از لای نی ها باعث ایجاد نقش بر روی کار می شوند. این نوع حصیر که در بعضی از مناطق عشایری با تزیینات بیشتر چغ خوانده می شود برای حفاظت اطراف سیاه چادرها از آن استفاده می شود و گاه نیز برای تقسیم داخل چادرهای عشایری به چند بخش جدا از هم مورد استفاده قرار می گیرد و تقریباً کار «پاراوان» را در زندگی شهری انجام می دهد. در پاره ای از مناطق شهر و روستایی نیز از این نوع حصیر به جای پرده استفاده می شود
.

بافت انواع حصیر را هنوز هم در گوشه و کنار کشور می توان یافت که علت فراوانی آن را می توان مواد اولیه مصرفی رایگان و فراوان ذکر کرد و دیگر اشتغال بدون سرمایه، ابزار کار و روش آسان. کارهای تولید شده جنبه های مصرفی بسیار قوی دارد و افزون بر این انعکاس دهنده صریح و صادق روحیات و سلیقه ساکنان نقاط مختلف ایران و حکایت گر فرهنگ ادبی آنان است.

+ نوشته شده توسط در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 و ساعت 23:44 |

 

پرجاذبه ترین ناحیه طبیعی استان زنجان در کدام منطقه واقع است؟

ويژگي هاي طبيعي استان زنجان

ويژگي هاي طبيعي استان زنجان،غار كتله خور

تنوع آب و هوايي استان زنجان سبب شده كه اين منطقه چهارفصل بوده و ظرفيت هاي بالايى در زمينه گردشگري طبيعي داشته باشد. به سبب شرايط خاص آب و هوايي منطقه؛ طارم استان زنجان را هندوستان ايران مي دانند. چشمه هاي آب معدني، رودخانه هاي متعدد دايمي و فصلي، جنگل ها و آبشارهاي زيباي داخل جنگل ها، روستاهاي ييلاقي و زيبايي که در دره هاي ارتفاعات طارم واقع شده اند؛ اين منطقه را به پر جاذبه ترين ناحيه طبيعي استان زنجان تبديل کرده است. شهرستان خرم دره نيز که از آن به عنوان يک باغ شهر ياد مي شود، با اتکا به سرسبزي و باغ هاي پرشمار خود يکي ديگر از مناطق گردشگري اين استان محسوب مي شوند. به طور کلي ارديبهشت، خرداد و تيرماه بهترين ماه هاي مسافرت به استان زنجان هستند. هيچ توصيفي از سرسبزي و زيبايي طبيعت زنجان در اين ماه ها كامل نيست و مناظر بديع اين فصل را در زنجان فقط بايد ديد. تفاوت آب و هوايي در نواحى مختلف استان زنجان را مى توان به خوبى در يک زمان در قسمت هاى شمالى، مركزى و جنوبى استان مشاهده كرد. مهم ترين منبع آب هاى سطحى در استان زنجان رودخانه هاى دايمى و فصلى هستند. رودخانه هاى قزل اوزن، زنجان رود، ابهررود و شاهرود را مي توان مهم ترين رودهاى دايمى اين استان دانست. رودخانه قزل اوزن علاوه بر اهميت اقتصادي بالايي که دارد به دليل پرآبي، زيبايي و طولاني بودن مسير خود؛ يکي از مهم ترين روخانه هاي زنجان است كه در زمينه جاذبه هاي گردشگري نيز اهميت زيادي دارد. به برکت آب فراوان، باغ هاي زيبا و سرسبز بسياري در مسير اين رودخانه به وجود آمده که منظره بسيار زيبايي به حومه شهر زنجان داده است. چشمه هاى معدنى استان زنجان به دو صورت چشمه هاى آب گرم معدنى و چشمه هاى آب سرد معدنى شكل گرفته اند که از نظر جاذبه هاى گردشگرى داراى اهميت هستند. غارهاي متعددي در استان زنجان در دل کوه ها قرار دارند که برخي از آن ها هم چون غار کتله خور از مهم ترين آثار طبيعي اين استان به شمار مي آيند.

آب و هواي استان زنجان:

ويژگي هاي طبيعي استان زنجان

استان زنجان به لحاظ داشتن تنوع نقاط ارتفاعى از يک سو و از سوي ديگر تاثيرپذيرى از چند توده هوايى خزري، مديترانه اى و صحراى مركزى، صاحب اقليم ها و اكوسيستم هاى متنوعى شده است. با وجود اين كه اين استان يکي از استان هاي سردسير و كوهستانى شمال باختري كشور به شمار مى آيد؛ از اكوسيستم هاى فراوان دشتى، بيابانى، تالابى و رودخانه اى، جنگلى، درختچه اى، كوهستانى مرتفع و تپه ماهورى نيز بي نصيب نمانده است. اين استان در بيش تر از 70 درصد از مناطق خود آب وهواى نيمه خشک فراسرد و در 30 درصد باقي مناطق از تنوع اقليمى و آب و هوايى برخوردار است. ميزان بارندگى سالانه استان زنجان حدود 323 ميلى متر برآورد شده است. ارديبهشت، خرداد و تيرماه بهترين ماه هاي مسافرت به استان زنجان هستند. هيچ توصيفي از سرسبزي و زيبايي طبيعت زنجان در اين ماه ها كامل نيست و مناظر بديع اين فصل را در زنجان فقط بايد ديد. تنوع آب و هوايى و تغييرات ارتفاع از 500 متر در سواحل رودخانه قزل اوزن در ناحيه طارم تا ارتفاعات بيش از 3000 متر در انگوران تغييرات دمايى و آب و هوايى زيادى را در نقاط مختلف به وجود آورده و سبب پديد آمدن چشم اندازهاي مختلفي در منطقه شده است. تفاوت آب و هوايي در نواحى مختلف استان زنجان را مى توان به خوبى در يک زمان در قسمت هاى شمالى، مركزى و جنوبى استان مشاهده كرد. اين تنوع آب و هوايي و توپوگرافي سبب پيدايش جوامع زيستى گياهى و جانورى متنوعي در منطقه شده و محيط طبيعى استان زنجان را غناى خاصى بخشيده است.

 

منبع:

تبيان زنجان

+ نوشته شده توسط در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386 و ساعت 0:30 |
سوال : چند روش برای اندازه گیری مقدار آب بدن وجود دارد؟ 

 دو روش عمومی برای اندازه گیری آب بدن وجود دارد: مستقیم و غیر مستقیم. روش مستقیم تنها در انسان در مطالعات اتوپسی (تشریح کالبد مرده) امکان پذیر است. روش های غیر مستقیم تخمین حجم آب بدن در اجزای مختلف، اساساً به یک طریق انجام می شوند. یک ماده خاص با مقدار مشخص، به طوری که در تمام اجزای بدن توزیع یابد، از راه ورید داده می شود. بعد از یک زمان معین، نمونه پلاسما گرفته می شود و غلظت آن ماده تجویز شده اندازه گیری می شود. آب کل بدن با استفاده از ماده ای نظیر آب سنگین یا آنتی پیردین (ماده ای ضد درد و تب بر و متبلور) که به آسانی از جدار مویرگی، غشاهای سلولی و لایه های مغزی- خونی عبور می کند اندازه گیری می شود. تعیین مقدار این ماده در هر مایع در دسترسی (مثل پلاسما و ادرار) معرف مقدار آب کل بدن است. تعیین کل مایعات خارج سلولی به ماده ای مثل اینولین، تیوسیانات یا تیوسولفات نیاز دارد تا بتواند از جار مویرگی عبور کرده و به طور یکنواخت در پلاسما و مایعات بین سلولی توزیع یابد، بدون اینکه وارد سلول ها شود. تخمین حجم پلاسما به تجویز اشعه، یا یُد 131 متصل به آلبومین نیاز دارد، چرا که فقط در فضاهای بین سلولی باقی می ماند. حجم آب بین سلولی از اختلاف بین مایعات خارج سلولی و حجم پلاسما به دست می آید.

+ نوشته شده توسط در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386 و ساعت 0:27 |
 

باز شد زخم دیرینه

می کشم انتظار تو را

می کشم آه از سینه

می خورم غم جدایی تو

می خورم شراب دوشینه

می زدایم به غیر تو رنگ

می زدایم غبار آئینه

+ نوشته شده توسط در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386 و ساعت 0:21 |

اولین زن نخست وزیر

مارگارت تاچر، اولین زنی بود که در طول تاریخ اروپا به مقام نخست وزیری رسید.او دختر یک بقال بود که مدرک خود را در رشته شیمی از دانشگاه اکسفورد دریافت کرد.در دهه 1950 به عنوان شیمی دان محقق کار و همزمان در رشته حقوق تحصیل می کرد.در سال 1979 به دنبال فعالیت های خود،بالاخره به مقام نخست وزیری رسید و تا سال 1990 نخست وزیر انگلستان بود.

کوچک ترین دختر دنیا

کوچک ترین دختر دنیا به 8 سال سن و 60 سانت قد که از پدر و مادری روسی به دنیا آمده،در امریکا زندگی می کند.پدر و مادر "آنا" متوجه شدند که او از شش سالگی رشد نمی کند و روز به روز لاغرتر می شود.از این رو او را به پزشکان دانشگاه اوهایو معرفی کردند.با این که هورمون های زیادی به او تزریق شد ولی او رشد نکرد.پزشکان متوجه شدند که آنا از لحاظ کروموزومی دچار بیماری است و ژن های بدن او به رشد کامل نرسیده اند.

نخستین کنکور در ایران

کنکور یا مسابقه ورودی دانشگاه ها در کشورما از سابقه ای طولانی برخوردار است. تاریخ برگزاری نخستین کنکور به سال 1317 باز می گردد.زمانی که تعداد داوطلبان ورود به بعضی از رشته های تحصیلی دانشگاهی مانند پزشکی،حقوق و مهندسشی بیشتر از ظرفیت پذیرش این رشته ها در دانشگاه ها شد.

سریع ترین هواپیمای جهان

در 16نوامبر2004 طبق برنامه ای از پیش تعیین شده،هواپیمای 34-X ناسا مجهز به موتور جت توانست با سرعت تقریبی 10 ماخ(10 برابر سرعت صوت) از روی اقیانوس آرام عبور کند.موتور این جت که با استفاده از هوای فشرده و هیدروژن،ایجاد احتراق کند،می تواند در آینده سرعت این هواپیما را به 15 ماخ هم برساند.به این ترتیب زمان پرواز 17 ساعته نیویورک-توکیو به کمتر از 2ساعت کاهش می یابد.

تند ترین فلفل جهان

پژوهشگران دانشگاه ایالتی نیومکزیکو در امریکا تندترین فلفل جهان را کشف کردند.این فلفل "بهوت جولوکیا" نام دارد و از آسام هند منشا گرفته و در آزمون اندازه گیری واحد تندی (اسکویل)به دو برابر تندی فلفل "ساوینای قرمز"که تندترین فلفل جهان محسوب می شد،رسید.

 

+ نوشته شده توسط در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386 و ساعت 0:18 |

پیش از اینها فكر میكردم خدا
خانه ای دارد میان ابرها

مثل قصر پادشاه قصه ها
خشتی از الماس وخشتی از طلا
پایه های برجش از عاج وبلور

بر سر تختی نشسته با غرور

ماه برق كوچكی از تاج او

هر ستاره پولكی از تاج او

اطلس پیراهن او آسمان

نقش روی دامن او كهكشان

رعد و برق شب صدای خنده اش
سیل و طوفان نعره توفنده اش

دكمه پیراهن او آفتاب

برق تیغ و خنجر او ماهتاب

هیچكس از جای او آگاه نیست
هیچكس را در حضورش راه نیست

پیش از اینها خاطرم دلگیر بود

از خدا در ذهنم این تصویر بود
آن خدا بی رحم بود و خشمگین
خانه اش در آسمان دور از زمین

بود اما در میان ما نبود
مهربان و ساده وزیبا نبود
در دل او دوستی جایی نداشت
مهربانی هیچ معنایی نداشت

هر چه می پرسیدم از خود از خدا

از زمین، از آسمان،از ابرها
زود می گفتند این كار خداست
پرس و جو از كار او كاری خطاست
آب اگر خوردی ، عذابش آتش است
هر چه می پرسی ،جوابش آتش است
تا ببندی چشم ، كورت می كند
تا شدی نزدیك ،دورت می كند

كج گشودی دست، سنگت می كند
كج نهادی پای، لنگت می كند
تا خطا كردی عذابت می كند
در میان آتش آبت می كند
با همین قصه دلم مشغول بود
خوابهایم پر ز دیو و غول بود
نیت من در نماز و در دعا
ترس بود و وحشت از خشم خدا

هر چه می كردم همه از ترس بود

مثل از بر كردن یك درس بود

مثل تمرین حساب و هندسه
مثل تنبیه مدیر مدرسه
مثل صرف فعل ماضی سخت بود
مثل تكلیف ریاضی سخت بود

تا كه یكشب دست در دست پدر

راه افتادم به قصد یك سفر
در میان راه در یك روستا
خانه ای دیدیم خوب و آشنا

زود پرسیدم پدر اینجا كجاست
گفت اینجا خانه خوب خداست
!
گفت اینجا می شود یك لحظه ماند

گوشه ای خلوت نمازی ساده خواند

با وضویی دست ورویی تازه كرد

با دل خود گفتگویی تازه كرد
گفتمش پس آن خدای خشمگین

خانه اش اینجاست اینجا در زمین؟

گفت آری خانه او بی ریاست
فرش هایش از گلیم و بوریاست
مهربان وساده وبی كینه است
مثل نوری در دل آیینه است

می توان با این خدا پرواز كرد
سفره دل را برایش باز كرد

می شود درباره گل حرف زد

صاف و ساده مثل بلبل حرف زد

چكه چكه مثل باران حرف زد

شادروان قیصر امین پور

+ نوشته شده توسط در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386 و ساعت 0:13 |

اسامی و مدت خلافت خلفای راشدین از این قرار است:ابوبکر صدیق از 11 تا 13 هجری به مدت دو سال و سه ماه و ده روز

ابوحفص عمر بن الخطاب از 13 تا 23 هجری به مدت 10 سال و 6 ماه و 8 روز

عثمان بن عفان از 23 تا 35 هجری به مدت 12 سال

ابوالحسن علی بن ابیطالب (ع) از 35 تا 40 هجری به مدت 5 سال

حسین بن علی بن ابیطالب از40 تا41 هجری به مدت 5 ماه

+ نوشته شده توسط در شنبه سیزدهم بهمن 1386 و ساعت 0:43 |

خدایا!مرا در پرتو نعمت هایی که ارزانی داشته ای،فراموش کننده یاد خود قرار مده و در سایه احسانت از آنچه بخشیده ای ،غافل مساز و در هر حال،سختی یا آسایش و سلامتی یا گرفتاری و پریشانی یا نعمت و تنگدستی یا توانگری و درویشی یا بی نیازی،اگر به تاخیر افتد،دعایم را اجابت کن و از رحمت خویش،ناامیدم مگردان.

+ نوشته شده توسط در شنبه سیزدهم بهمن 1386 و ساعت 0:42 |

پته دوزی

پته نوعی سوزن دوزی ایرانی است که از دوخت ریس های پشمی رنگین بر روی عریض یا شال در طرح های زیبایی چون بوته، سور و ترنج پدید می آید و منظره ای بدیع از گل و بوته های رنگین را که حاصل تلاش دست های دختران و زنان زحمتکش کرمانی است جلوه گر می سازد. اگر با چشمدل به این هنر زیبا بنگریم در تار و پودش اثر نگاه های خسته ای را خواهیم یافت که هر صبح تا شام در پی سوزن از نقطه ای به نقطه دیگر در حرکتند و خود یادگار هزاران درد و رنج و گاه شادی و شعف است که در ذهنشان منقوش بوده است. پته از دو قسمت تشکیل شده است. یک شال زمینه، که به عریض معروف است و نیز نخ های کرکی رنگارنگی که به ریس یا نخ پته موسومند. هر دو «پارچه و نخ» پشمی هستند و در رنگ های مختلف تهیه می شوند.

پته به طور انحصاری در کرمان تهیه می شود و دوخت آن در تمام شهرستان ها و روستاهای اطراف استان به ویژه کرمان، رفسنجان و سیرجان رایج است. طرح های زیبای آن را طراحان ماهر طرح ریزی کرده اند. این طرح ها و نقش ها ریشه در تمدن و فرهنگ ایرانی دارند.

تاریخچه پته

قدیمی ترین پته مربوط به سده 12 هجری قمری است. پته مورد نظر به صورت سوزنی است و تمام زمینه با استفاده از گل های ریزافشان و با استفاده از نخ های ابریشمی رنگی روی پارچه ابریشمی (کرم رنگ) دوخته شده است. دور این سوزنی پتک دوزی و حاشیه به صورت پته دوزی و با نقش «بته جقه ای قهر و آشتی» است. نمونه دیگری از پته که از نظر تاریخی چشم گیر است، سوزنی پته دوزی، شمسه دوزی، شرفه دوزی آقای فرج الله کرمانی است
.

این پته به سده سیزدهم هجری قمری مربوط و در تاریخ 1278 هجری قمری (1280) دوخته شده است. این پته هم اکنون در موزه هنرهای تزیینی نگهداری می شود. یکی دیگر از نمونه های دوخت بسیار زیبا و بی نظیر کرمان روپوش مقبره شاه نعمت الله ولی است. تاریخ دوخت این پته سال 1294 قمری و نتیجه سه سال تلاش مداوم است که بر شالی به طول 405 سانتی متر و عرض 265 سانتی متر سوزن دوزی شده است. این شاهکار نتیجه زحمت 12 نفر هنرمند کرمانی است که به دستور شهاب الملک سفارش داده شده و در زمان وکیل الملک ثانی (مرتضی قلی خان نوری) به اتمام رسیده است و روی پته این جملات به چشم می خورد
:
در ابتدای حکومت جناب جلالت مآب شهاب الملک و گوشه سمت سمت مقابل ..... مرتضی قلی خان وکیل الملک حکمران کرمان 1294 قمری و نام استاد کار میرزا محمد نعمت اللهی ..... این پته هم اکنون در موزه شاه نعمت الله ولی در ماهان نگهداری می شود
.

مراحل تهیه پته

پارچه عریض که نسبتاً ضخیم است و مراحل دوخت پته روی آن انجام می گیرد و در نقاط مختلف کرمان به نام شال پته، شال زمینه یا پارچه زمینه معروف است. در قدیم، این پارچه عریض را به وسیله ماشین های دستی و ابتدایی به نام ماشین های «دوپا باف و چهارپاباف» تهیه می کردند. دستگاه هایی بودند که از دو «ورت» یا به اصطلاح کرمانی ها از دو «گرت» تشکیل شده بودند و با هر حرکت یک ورت پایین و دیگری بالا می رفت و با عبور دادن ماسوره از میان نخ ها، تار و پود پارچه در هم تنیده می شد و بافت شال به صورت خطوط منظم عمودی و افقی نمایان می شد
.

«ریس» نخ های پشمی و کرکی است که برای دوخت خریداری می شوند. تهیه این ریس ها در گذشته به وسیله چرخ پشم ریسی انجام می گرفته و هم اکنون عمل بافت این ریس ها در شهرهای اصفهان، یزد و تهران انجام می پذیرد و به صورت دوک های بزرگ و رنگ سفید به کرمان ارسال می شوند. طرح های پته را می توان به دو گروه تقسیم کرد
:

1 – گروه بوته ای شامل شاخ گوزن، جقه، ترمه ای، سرابندی، خرقه ای، قلمکار اصفهانی، کردستانی (هشت بوته) شکسته، لچک ترنج، سنندج، افشان، بازوبند، بته میری، بته ترمه ای، بته خرقه ای، بته بادامی، بته شاخ گوزنی،، بته جقه ای دوقلو، بته جقه ای سه قلو، بته جقه ای مادر و فرزند، قهر و آشتی، بته میرشکسته چهار بته
.

2 – نقش درختی شامل ترنجداری، سروی، گلدانی، جانوری و پرنده ای. پته را بیشتر استادکاران قالی طراحی می کردند. از جمله هنرمندان و طراحان معروف کرمانی می توان به استاد محسن خان (سده 13 هجری قمری)، حسن بن محسن خان، زمان خان میرحسینی اشاره کرد. پس از اتمام مرحله رنگ رزی و گرته برداری، دوخت پته به وسیله سوزن مخصوص انجام می گیرد. اولین دوخت پته، ساق دوزی یا خط دوزی است و پس از آن داخل نقش با اسلوب ویژه ای به وسیله سوزن پر می شود که این عمل را «آب دوزی یا پتک دوزی» نامیده اند
.

سومین مرحله متن دوزی یا رودوزی نام دارد و آخرین مرحله در دوخت پته، برگ دوزی است که مهمترین و مشکل ترین و ظریف ترین قسمت کار است. پس از اتمام عمل دوخت به دلیل کشیدن و محکم کردن نخ ها، پته جمع می شود و حالت چروکیده به خود می گیرد. در گذشته بعد از دوخت، پته را با آب سرد می شستند و به وسیله «نورد کردن» خشک می کردند ولی امروزه به وسیله اتو یا خشک شویی انجام می گیرد
.

معرفی انواع پته

بقچه
به شکل مربع در اندازه های مختلف تهیه می شود که بیشتر در مراسم عزاداری و عروسی دیده می شود
.

سوزنی

به شکل مستطیل در اندازه های 1 × 5/2 متر و 1 × 5/1 متر، 1 × 2 متر تهیه می شود که در قدیم در حمام و زیر پای عروس استفاده می شد و امروزه به جای رومیزی یا سفره هفت سین استفاده می شود
.

پرده

به شکل مستطیل در اندازه های 80 × 280 و 100 × 350 سانتی متر با طرح های درختی تهیه می شود
.

قدیمی ترین پته موجود در کرمان مربوط به سال 1258 هجری قمری و مراکز تولید این صنعت در شهرهای کرمان و سیرجان است.

+ نوشته شده توسط در شنبه سیزدهم بهمن 1386 و ساعت 0:42 |
کاملترین نمونه های معرق دوران اسلام در مسجد کبود را نام ببرید.

روزگار كبود مسجد فيروزه‌اي

لحظه‌اي كه با تمام وجود قدم به درون مسجد کبود نهاديم، با آنكه از آن همه زيبايي چيز زيادي به جاي نمانده، باز هم اين فضاي ايراني – اسلامي است كه روحمان را با دنيايي از عرفان و ملكوت گره مي‌زند. در مرکز استان آذربايجان شرقي هستيم، استاني که در طول تاريخ مردمان غيورش مرزهاي آن را از تجاوز قبائل مختلف در امان نگه داشته و هنرمندان ايراني نيز با ساخت بنايي چنين آسماني مرهمي بر دردهاي مردم اين خطه کهن بودند. هنگامي که در اين شهر تاريخي به گشت و گذار پرداختيم در خيابان امام خميني بعد از چهارراه منصور، در پاركي حقير، بنايي اصيل نظرمان را به خود جلب کرد.    

مسجد کبود كه عمارت مظفريه نيز خوانده مي‌شود به دستور جهانشاه بن شاه يوسف از فرمانروايان قره قويونلو ساخته شده است. ولي ادامه كار بنا به خواست خاتون جان بيگم زوجه جهانشاه و در سال 870 ه‍. ق به پايان رسيد.

اين بناي تاريخي به دليل اهميت زيادي که دارد، بار ديگر مورد توجه قرار گرفته و به دست جوانان هنرمند ايراني در حال بازسازي است.

در محوطه بيروني مسجد اين غازهاي سفيد و کودکان در حال بازي هستند که به استقبال بازديد کنندگان مي‌آيند. پس چه شد آن همه عظمت که اين بنا در طول تاريخ شاهد آن بوده؟!...

همانطور كه از نامش پيداست، اين عمارت تماما با كاشي‌هاي لاجوردي و فيروزه فام پوشيده شده است؛كاشي‌هايي از جنس دريا و آسمان. در لابلاي اين فيروزه‌ها، كاشي‌هايي به رنگ سياه و سفيد نيز خود نمايي مي‌كنند كه به سبك و سياق معرق در كنار هم با نظمي‌چشم‌نواز چيده شده‌اند.

سر در اصلي مسجد با كاشي‌كاري معرق و كتيبه‌هاي به خط ثلث و تابلو‌هايي با خط كوفي شامل سوره‌هاي قرآن از كاملترين نمونه‌هاي معرق دوران اسلامي‌به شمار مي‌روند.

در آرامگاه بنا، هنرمند، از كاشي‌هاي شش ضلعي لاجوردي براي تزئين استفاده كرده است. ازاره‌ها با تخته سنگ‌هايي از جنس مرمر و با كتيبه‌هايي حجاري شده به نقوش اسليمي‌ظريف تزيين شده‌اند.

با آنکه هنرمند کاشيکار تمام ظرافت خود را در ساخت آن بکار گرفته است ولي نبود نور کافي درون مسجد، ديده شدن اين ظرافت‌ها را با مشکل مواجه کرده است. کاش مي‌شد اين همه ذوق سليم را با جلوه بيشتري در انظار بازديد کنند گان نمايان ساخت تا از قدرت نقوش اسليمي آن کاسته نشود.

گنبد عظيم مسجد يكي از بزرگترين ساخته‌هاي آجري معماران دوره ايلخاني به شمار مي‌آيد. تقسيم وزن گنبد بر روي پايه‌هاي متعدد آن كه از داخل به خوبي ديده مي‌شود بزرگترين دست آورد هنرمندان ايراني در طول تاريخ معماري ايران است كه ريشه در دوران ساساني دارد.

به گفته كارشناسان در هيچ نقطه‌اي از دنياي اسلام اين همه ظرافت و عظمت يك جا و در كنار هم پديد نيامده است. ذهن با ديدن اين همه زيبايي به آرامشي بديع دست مي يابد ولي چه کوتاه زماني ست که اين احساس ناب با روح آدمي درگير است زيرا وجود قهوه خانه‌اي با ميزو صندلي‌هاي پلاستيکي رنگارنگ در پارک اطراف مسجد انسان را دوباره به زندگي دنيوي باز مي گرداند.

سقف آرامگاه و گنبد خانه اصلي مسجد در زلزله‌اي كه در سال هزاروصد و نودوسه (هجري قمري ) تبريز را لرزاند تخريب گرديد، بخش‌هاي تخريب‌شده به همت مرحوم استاد رضا معماران در سال 1352 با نظارت سازمان ملي حفاظت آثار باستاني بازسازي گرديد.

كاشيكاري محراب مسجد، جلوه‌اي بديع از اين هنر را در مسجد به نمايش گذارده است كه مقرنس‌هايي با پوشش معرق و طرح‌هاي اسليمي‌و كاشيكاري‌هايي به رنگ‌هاي فيروزه‌اي، ‌لاجوردي، سفيد و طلايي را در برابر ديدگان قرار مي‌دهد.

هنگامي که قدم به بيرون نهاديم، با وجود آنکه مسجد کبود تبريز به همت گوهر شناسان در حال بازسازي است، اما کاملا نبود فضايي مناسب در اطراف چنين بناي کم نظيري را حس کرديم.

انتظار مي‌رود مسئوليني که با نگاهي متفاوت به خود بنا مي‌نگرند به نماي بيروني اين اثر ارزشمند و چشم‌انداز خارجي آن نيز توجه کنند.

بي‌گمان، فراهم آوردن محيطي آرام و شايستة معماري اصيلِ مسجد كبود، كمترين كاري است كه مي‌توان براي اين بناي كهن انجام داد.

 

نويسندگان: آزاده صبوري - آوا بابازاده

 

+ نوشته شده توسط در شنبه سیزدهم بهمن 1386 و ساعت 0:38 |
منظور از فرهنگ عمومی چیست؟

سه نظريه در مورد فرهنگ عمومي

پروفسور حميد مولانا

فرهنگ عمومي به مجموعه اي از شيوه هاي زندگي، آئين، سنت، عادات، عقايد، ارزش ها و رفتارهايي اطلاق مي شود كه يك جامعه يا يك واحد از اجتماع بزرگ بشري به آن پاي بند است. مفهوم فرهنگ عمومي يا فرهنگ عام هميشه در تاريخ تمدن بشري از دوران باستان گرفته تا قرون وسطي و عصر جديد وجود داشته است.

 

نهادهاي فرهنگ عمومي در جوامع اسلامي شامل خانواده، قوم، طايفه و حوزه هاي اقتصادي و فرهنگي مانند بازار، اماكن عمومي، صنايع و هنرهاي دستي همراه با زندگي شهري و كشاورزي بوده ولي بالاتر از همه آئين و فرايض ديني و مذهبي از جمله مساجد و مراكز علمي و اطلاعاتي و ارتباطي مركزيت و ثقل آن را تشكيل مي دادند. با انقلاب صنعتي و گسترش نظام سرمايه داري در اروپا و ساير مناطق غرب مانند آمريكا، معنا و ماهيت فرهنگ عمومي در سرزمين هاي اسلامي دگرگوني هاي بنيادين به خود ديد. گسترش انديشه ها و الگوهاي سياسي و فرهنگي نيز كه همزمان با استعداد و سلطه گرائي دول اروپائي و آمريكائي شروع گرديد افق فرهنگ عمومي را در كشورهاي اسلامي تحت تأثير قرار داد. نهادينه شدن اقتصاد ملي و تأسيس سازمان هاي دولتي و شكل گيري جديد تعليم و تربيت در سطوح مختلف، فرهنگ عمومي را به مرزهاي جديدي سوق داد. زيرساخت هاي جديد ارتباطي همراه با رشد صنايع فرهنگي و رسانه ها فرهنگ عامه را مورد توجه جامعه شناسان و كارشناسان علوم انساني و اجتماعي قرار داد.

 

با تشكيل سازمان هاي جديد اجتماعي مسئله هويت و هويت شناسي در موضوع فرهنگ عمومي جايگاه ويژه اي به خود گرفت. در فرهنگ عمومي هويت يك طرف سكه و ارزش هاي عامه طرف ديگر آن است. در ادبيات جامعه شناسي و ارتباطات غرب سه نوع نظريه درباره فرهنگ عمومي به وجود آمده است كه هريك از آنها كم و بيش حاكم بر فرهنگ هاي عمومي امروز بسياري از كشورهاي اروپايي و آمريكايي است.

 

يكي از سه مكتب فكري كه در جهان غرب بيشتر مورد بحث قرار گرفته و در بين نخبگان و دولتمردان غرب زده ممالك اسلامي نيز معمول است فرهنگ عمومي «جامعه توده وار» يا انبوه است. جامعه توده وار، وسايل ارتباطي توده وار يا جمعي، و فرهنگ توده وار يا عامه اجزاي اين نظريه است. جامعه توده وار به نوعي از جامعه اشاره مي كند كه در آن روابط ميان افراد به علت صنعتي و مدرن شدن شكل توده اي به خود گرفته و ازدياد جمعيت به ويژه در شهرهاي بزرگ عامل اصلي آن است. طبق نظريات طرفداران اين مكتب، خاستگاه فرهنگ توده وار يا فرهنگ عامه، يكي از نتايج اين فرآيند است. فرهنگ در اين نظريه سه گانه يعني جامعه توده وار، ارتباطات و رسانه هاي توده وار، و فرهنگ توده وار بسيار غيراسلامي و حتي ضد اسلامي است، زيرا فرهنگ جامعه به مقولات مشخصي چون «فرهنگ عالي و فرهنگ عامه»، «روشنفكرانه و كوته فكرانه»، «پيشرو و عاميانه» تقسيم مي شود.

 

اصطلاح فرهنگ توده وار غالباً براي ايجاد تمايز ميان هنر معتبر پايدار و فرهنگ كالايي برخاسته از توده ها نظير موسيقي پاپ و نمايش هاي طولاني تلويزيون، تيراژ روزنامه ها و كميت آنها، بازاريابي، روش هاي آماري، آگهي هاي شهري و تابلوئي در بزرگراه ها و كنار پارك ها و استاديوم هاي ورزشي، سنجش افكار عمومي، احزاب به اصطلاح محبوب روز، جناح هاي مورد جذب و ادغام توده ها مورد استفاده قرار مي گيرد.

 

دومين مجموعه گزاره ها يا نظرها در موضوع فرهنگ عمومي در جامعه به جبر فن آوري اطلاعات مربوط مي شود. اين ديدگاه مدت هاست كه يكي از رايج ترين ديدگاه هائي است كه در زمينه ماهيت دگرگوني هاي فرهنگي و اجتماعي به بحث مي پردازد و مانند مكتب فرهنگ توده وار نفوذ بسياري در ميان سياست گذاران به جاي گذاشته است. طبق اين مكتب تمدن مدرن، تاريخ اختراعات مدرن است. ماشين بخار، تلويزيون، اتومبيل، كامپيوتر و ماهواره اين وضع تازه را براي انسان نوين فراهم آورده اند. توسعه اي كه زمينه را براي فن آوري نوين و در نتيجه براي دگرگوني اجتماعي و فرهنگي مناسب كرده است، مقوله اي خودزاست. مكتب معتقد به جبر فن آوري در نيم قرن پيش در بحث هاي مربوط به فرهنگ و ارشاد جامعه و وسائل ارتباط جمعي خود را در تعبير معروف «دهكده جهاني» نشان داد. اين مكتب ابتدا در آمريكاي شمالي (كانادا و ايالات متحده) و سپس در اروپاي غربي و بعدها به تقليد روز در ميان دولتمردان و دست اندركاران دنياي شرق از جمله ممالك اسلامي مطرح شد.

 

نظريه اقتصاد سياسي، سومين مكتب مطرح در قبال فرهنگ عمومي است. ماركسيست ها، نوماركسيست ها، چپ جديد و كساني كه نسبت به جامعه ديدگاه سوسياليستي دارند، حاميان اين نظريه را تشكيل مي دهند. نويسندگان اين قلمرو نيز مانند پژوهشگران نظريه فرهنگ توده وار و پيروان مكتب جبر فن آوري و فرهنگ، افراد و گروه هاي گوناگوني هستند و آثار آنها در موارد بسيار زيادي سرمشق كار سياستگذاران، «روشنفكران» و دست اندركاران غرب و شرق و همچنين برخي در ممالك اسلامي بوده است. نظريه اقتصاد سياسي دايره بسته شده در مكتب توده وار را مورد سؤال قرار مي دهد و اين پنداشت را مطرح مي سازد كه رسانه هاي ارتباط جمعي و وضع فعلي زندگي مدرن آنقدرها هم باعث فرهنگ توده وار و ابزار شكل دادن به آن نيستند، بلكه آنها مجاري انتقال محتواي فرهنگي هستند، محتوايي كه مستقل از آن رسانه ها شكل توده را به خود گرفته اند.

 تصويري كه نظريه پردازان فرهنگ و جامعه توده وار ارائه مي كنند، اغلب از نگرش مسيحيت پروتستاني به جامعه و حداقل از دكترين اقتصادي «اقتصاد آزاد» گرفته شده است. اما نظريه پردازان اقتصاد سياسي اكثر ديدگاه هاي خود را از ديدگاه ماركسيستي «توليد» گرفته اند. نظريه اقتصاد سياسي برعكس نظريه فرهنگ توده وار، از پائين و نه از بالا به اين فرآيند مي نگرد تا توده ها بتوانند در ماشين سياسي و اقتصادي و در توليد و توزيع پيام هاي فرهنگي مشاركت جويند. اكثر هواداران اين مكتب فكري براين باورند كه انسان اساساً خوب است و اين نيروهاي اجتماعي است كه او را به فساد مي كشاند.

اگر اوضاع مطلوب اجتماعي و به ويژه نهادهاي سالم اقتصادي و سياسي سكولار (دنيوي و غيرديني) به وجود آيد، معيارهاي دل چسب فرهنگي را شكوفا خواهند كرد. از ماركس گرفته تا لنين از «مكتب انتقادي فرانكفورت» گرفته تا «مكتب اقتصادي لندن»، با همه تفاوت هايي كه ملاحظه مي شود، در كل معتقد به اين نظريه اقتصاد سياسي هستند.

 

نظريات اين سه مكتب در اينجا خلاصه شد چون اين نظريات بيش از حد در بين دولتمردان، «روشنفكران»، دانشگاهيان، دانشجويان، و رسانه هاي امروزي در ايران تبليغ شده بدون اينكه ديدگاه ها و جهان بيني هاي مادي و عواقب سياستگذاري هاي آنها براي عامه مردم توجيه گردد. نظريه هاي ديگر نيز موسوم به فرانوگرائي فرهنگي و فراساختارگرائي غرب نيز كه همچون يك همتاي برجسته در قلمروهاي فلسفه تاريخ و نقد ادبي سه دهه اخير ادبيات و رسانه ها و گفتمان هاي دولتي ما حضور داشته، نسبت به مكتب فكري معتقد به توده وار و جبر فن آوري و اقتصاد سياسي چندان تفاوتي ندارند. اين نظريه هاي ديگر يا فرعي در حقيقت پاسخ به بحران هاي مكتب هاي اصلي است و مقاومت در برابر وضع موجود كه ضمن انتقاد به تجليل از وضع خود مي پردازد.

امروز اگر ما بخواهيم مشكلاتي كه حوزه فرهنگ عمومي و انقلاب اسلامي ايران را احاطه كرده است تبيين كنيم، بايد چارچوب و نظريه اي را گسترش دهيم كه وراي سلطه روشنگري فلسفي و اقتصادي و انتقاد مكتب هاي موجود غرب حركت كند و از طريق انشقاق در قطب هاي متنوع وحدت را به وجود آورد. و اين نظريه درباره فرهنگ همان نظريه و مكتب «رهائي بخش وحدت گرا» است كه سال هاست در نوشته هاي خود ارائه داده ام. دراين مكتب، فرهنگ در محتوا و نوع نه فرهنگ ذره اي و توده اي است و نه فرهنگ طبقاتي و ابزاري، بلكه ارزش هاي متعالي است كه اين نوع فرهنگ را هدايت كرده است.

منبع:کتاب گذر از نوگرايي، مترجم يونس شكرخواه، تهران1369

  

+ نوشته شده توسط در شنبه سیزدهم بهمن 1386 و ساعت 0:33 |

آدینه آمد از راه،یاران در انتظارند

با آرزوی دیدار در انتظار یارند

جاری به لبها،در جمعه های زیبا

در انتظار مهدی،عجل فرج خدایا

ای عشق تو خدایی پنهان زما چرایی؟

چشمان ما به راه است،شاید که تو بیایی

ای مظهر هدایت،ای ناجی خلایق

بردار پرده ها را تا روشن شود حقایق

با قلب عاشق خود امشب ببستم عهدی

تا در مناسک حج گیرم دو دست مهدی

شاید خدا ببخشد این بنده ی خطا کار

دیگر ز خواب غفلت بیدار بمان،بیدارشای

+ نوشته شده توسط در جمعه دوازدهم بهمن 1386 و ساعت 0:19 |

 

رعد

باز باران با ترانه

می خورد بر بام خانه

یادم آید كربلا را

دشت پر شور و نوا را

گردش یك روز غمگین      

گرم و خونین

لرزش طفلان نالان

زیر تیغ و نیزه ها را

باز باران با صدای گریه های كودكانه

از فراز گونه های زرد و عطشان

با گهرهای فراوان

می چكد از چشم طفلان پریشان

پشت نخلستان نشسته

رود پر پیچ و خمی در حسرت لب‌های ساقی

چشم در چشمان هم آرام و سنگین

می چكد آهسته از چشمان سقا

بر لب این رود پیچان       

باز باران

باز باران با ترانه

آید از چشمان مردی خسته جان

هیهات بر لب

از عطش در تاب و در تب

نرم نرمك می چكد این قطره ها روی لب 

شش ماهه طفلی    

رو به پایان

مرد محزون

دست پر خون می فشاند

از گلوی نازك شش ماهه

بر لب های خشك آسمان با چشم گریان                

باز باران

باز هم اینجا عطش

آتش شراره

جسمها افتاده بی سر پاره پاره

می چكد از گوشها باران خون و كودكان بی گوشواره

شعله در دامان و در پا می خلد خار مغیلان

وندرین تفتیده دشت و سینه ها برپاست طوفان

دستها آماده شلاق و سیلی

چهره ها از بارش شلاق‌ها گردیده نیلی

دراین صحرای سوزان

می دود طفلی سه ساله             

پر زناله

پای خسته

دلشكسته

روبرو بر نیزه ها خورشید تابان

می چكد از نوك سرخ نیزه ها

بر خاك سوزان          

باز باران باز باران      

قطره قطره می چكد از چوب محمل 

خاك‌های چادر زینب به آرامی شود گل

می رود این كاروان منزل به منزل

می شود از هر طرف این كاروان هم  سنگ باران

آری آری     

باز سنگ و باز باران

آری آری     

تا نگیرد شعله ها در دل زبانه

تا نگیرد دامن طفلان محزون را نشانه

تا نبیند كودكی لب تشنه اینجا اشك ساقی

بر فراز خیمه برگونه ها

بر مشك ساقی

كاش می بارید باران

                                                                                                   

   علی اصغر كوهكن

+ نوشته شده توسط در جمعه دوازدهم بهمن 1386 و ساعت 0:16 |
جشن سَده، یکی از جشن‌های همگانی ایران کهن، در آغاز شامگاه دهم بهمن‌ماه با افروختن هیزمی که مردمان، از پگاه بر بام خانه خود یا بر بلندی کوهستان گرد آورده‌اند، آغاز می‌شود. جشن سده یک جشن ملی است و به هیچ دین و مذهبی مرتبط نیست.

جشن «سَـدَه» بزرگ‌ترین جشن‌ آتش و یكی از كهن‌ترین آیین‌های شناخته شده در ایران باستان است. در این جشن در آغاز شامگاه دهم بهمن‌ماه، همه مردمانِ سرزمین‌های ایرانی بر بلندای كوه‌ها و بام خانه‌ها، آتش‌هایی برمی‌افروخته و هنوز هم كم‌‌وبیش بر می‌افروزند. مردمان نواحی مختلف در كنار شعله‌های آتش و با توجه به زبان و فرهنگ خود، سرودها و ترانه‌های گوناگونی را خوانده و آرزوی رفتن سرما و آمدن گرما را می‌كنند. همچنین در برخی نواحی، به جشن‌خوانی، بازی‌ها و نمایش‌های دسته‌جمعی نیز می‌پردازند.

امروزه این مراسم در میان روستا‌نشینان شمال شرقی كشور (همچون آزادوَر و روستاهای دشت جوین)، در بخش‌هایی از افغانستان و آسیای میانه (با نام «خِـرپَـچار»)، در كردستان (پیرامون سلیمانیه و اورامانات)، نواحی مركزی ایران (با نام‌های «هله‌هله»، «كُـرده»، «جشن چوپانان») و در میان برخی روستانشینان و عشایر لرستان، كردستان، آذربایجان و كرمان رواج دارد.

با اینكه در هیچیك از متون پهلوی و منابع زرتشتی عصر ساسانی و پس از آن، نامی از جشن سده و مراسم آن برده نشده و پیداست كه این جشن در مغایرت با سنت زرتشتی بوده است؛ اما خوشبختانه در دوران معاصر این مراسم در میان هم‌میهنان زرتشتی نیز رایج شده است كه البته در شیوه برگزاری، به برخی آیین‌های كهن و گاه مهم آن توجه نمی‌شود.

جشن سده هیچگاه به هیچیك از اقوام یا ادیان باستان ارتباطی نداشته و همواره جشنی ملی و برگرفته از شرایط اقلیمی و رویدادهای كیهانی بوده است. قدمت زیاد این مراسم باعث شده تا در باره دلایل برگزاری آن روایت‌های بسیار متعدد و متناقضی در منابع قدیم ثبت شود.

معنای واژه سده

سَدَه در زبان اوستایی به معنای برآمدن و طلوع کردن است و ارتباطی با عدد ۱۰۰ ندارد. عدد «سد» به شکل «صد» معرب شده است در حالیکه واژه «سده» به شکل «سذق» معرب شده است. روایت‌هایی که جشن سده را به صد روز گذشتن از زمستان و یا پنجاه شب و پنجاه روز مانده به نوروز تعبیر می کنند، همگی از ساخته های جدیدتر است و در متون قدیمی نیامده‌اند.

منبع:ویکی پدیا

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 و ساعت 16:31 |
با توجه به آموزه‌هاي اسلامي و فرمايشات امامان معصوم به طور مشروح بنويسيد آيا گفتن اين جمله صحيح است؟ "خدايا مرا نيازمند هيچ يك از بندگانت نكن"

روزي از روزها كه در نزد پيامبر بودم در مقام دعا گفتم: خدايا مرا نيازمند هيچ يك از بندگانت نكن

وقتي پيامبر خدا دعاي مرا شنيد، گفت: على جان! اينگونه دعا نكن، زيرا هيچ كس نيست كه نيازمند مردم نباشد
گفتم: پس چگونه دعا كنم اي رسول خدا؟
.فرمود: بگو، خدايا! مرا نيازمند مردم بد نكن
پرسيدم: چه كسانى از مردمان بد، به شمار مى‌آيند؟
فرمود: كسانى كه چون به نعمتى دست يابند و دارا شوند، آن را از ديگران دريغ دارند و وقتي كه خود به چيزى محتاج شوند و با آنان برخلاف انتظارشان رفتار گردد، و درخواستشان بجا آورده نشود، بر آشوبند و زبان به سرزنش گشايند
:متن روايت
:عن على عليه السلام قال
قلت: الهم لاتحوجنى الى احد من خلقك
فقال رسول الله: يا على لاتقولن هكذا فبيس من احد الا و هو محتاج الى الناس
فقلت: كيف يا رسول الله؟
.قال: قل اللهم لاتحوجنى الى شرار خلقك
قلت: يا رسول الله! و من شرار خلقه؟
.قال: الذين اذا اعطوا منعوا و اذا منعوا عابوا
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 و ساعت 0:38 |
اولین رئیس ساواک ایران چه کسی بود؟

سپهبد تیمور بختیار در سال 1296 هجری شمسی در شهر کرد بدنیا آمد . پدرش ،سردار معظم بختیاری ، از خوانین ایل بختیاری به شمار می آمد . وی تحصیلات ابتدایی خود را در اصفهان به پایان رسانید و برای ادامه تحصیل به همراه پسر عمویش شاپور بختیار عازم لبنان شد . تیمور بختیار در سال 1312 به فرانسه رفت و در دانشگاه سن سیر در رسته سواره نظام به ادامه تحصیل پرداخت و توانست در سال 1315 با درجه ستوان دومی از دانشگاه سن سیر فارغ التحصیل شده و در همان سال وارد ارتش ایران شد.

همزمان با حمله ارتش به فرقه دموکرات آذربایجان در سال 1325 ، تیمور بختیار که به در درجه سرگردی رسیده بود فرمانده جنگهای نامنظم و چریکی برای حمله به آذربایجان شدو توانست با کمک سواران ذوالفقاری ، زنجان را از تصرف فرقه دموکرات آذربایجان خارج سازد
بختیار در همین سال به درجه سرهنگ دومی و در سال 1329 به درجه سرهنگی نائل آمد و فرمانده تیپ 3 کوهستانی گردید.

او در سال 1331 شورش ابوالقاسم خان بختیاری را در اصفهان دفع کرد و به پاس این موفقیت فرمانده تیپ زرهی کرمانشاه شد .

در 26 مرداد ماه سال 1332 سرهنگ تیمور بختیار آمادگی خود را در خصوص کودتا بر علیه دولت دکتر مصدق به سپهبد زاهدی اعلام کرد و در این راستا تیپ زرهی کرمانشاه را در منطقه صحنه در چند مایلی کرمانشاه به حالت آماده باش نگه داشت تا در صورت لزوم با تیپ زرهی کرمانشاه به تهران حمله کند . اما در 28 مرداد تهران به تصرف کودتاچیان در آمد و نیازی به آمدن تیمور بختیار به تهران نشد. فردای روزکودتا سرهنگ بختیار به درجه سرتیپی رسید و به فرماندهی لشگر دوی زرهی و سپس با حفظ سمت ، فرماندار نظامی تهران شد.

سرتیپ تیمور بختیار در سال 1333 موفق به شناسایی شاخه نظامی افسران حزب توده در ارتش شد که بسیاری از افسران توده ای در دادگاه نظامی به اعدام و حبس های طویل المدت محکوم شدند . فرماندار نظامی تهران بر خشونت خود بیش از پیش افزود و موج دستگیری ها و اعدام ها را شدت بخشید به گونه ای که در همان سال دکتر حسین فاطمی و همچنین رهبران جمعیت فدائیان اسلام را به جوخه های اعدام فرستاد. وی در این مقام خشونت را به حدی رساند که در جلسه بازجویی از سیدعبدالحسین واحدی ، از رهبران جمعیت فدائیان اسلام ، در پی مشاجره لفظی با وی شخصاً او را به شهادت رساند ولی علت کشته شدن وی را تیر خوردن هنگام فرار اعلام کردند .

پس از کودتای 28 مرداد و نفوذ روز افزون آمریکاییها در ایران ایالات متحده برای بقای رژیم پهلوی و همچنین جلوگیری از نفوذ افکار چپ گرایانه و کمونیستی در کشور وجود سازمان امنیت و اطلاعات قدرتمندی را در ایران ضروری دانست و در همین خصوص طرح تشکیل سازمان امنیت و اطلاعات را آمریکاییها به محمد رضا پهلوی ارائه دادند که با استقبال شاه نیز مواجه شد و بدینسان دولت حسین علاء لایحه تشکیل سازمان امنیت و اطلاعات کشور را که به اختصار «ساواک» نام داشت تقدیم مجلس شورای ملی کرد و نمایندگان مجلس بدون چون و چرا و بحث و انتقاد ، به تصویب لایحه مزبور رای دادند ولی در مجلس سنا با مخالفت چند نفری مواجه شد . رضا علی دیوان بیگی به مخالفت با لایحه مذکوربر خاست و سخنان تندی در این خصوص ایراد کرد . بالاخره مجلس سنا با اکثریت ضعیفی این لایحه را تصویب کرد و صورت قانونی یافت.

دکتر منوچهر اقبال در فروردین 1336 همزمان با معرفی کابینه خود به شاه سرلشگر تیمور بختیار را بعنوان معاون نخست وزیر و رئیس سازمان امنیت و اطلاعات کشور برگزید .
انتخاب سرلشگر تیمور بختیار به عنوان اولین رئیس ساواک به دلیل موفقیتهای وی در سرکوب فرقه دموکرات آذربایجان و همچنین شناسایی شاخه نظامی افسران حزب توده در ارتش انجام پذیرفت .

تیمور بختیار تا سال 1339 که به درجه سپهبدی رسید، ریاست ساواک را بر عهده داشت و با جدیت تمام به سرکوب مخالفان رژیم پهلوی می پرداخت .

اما در این سال او جداً برای اخذ مقام بالاتری به تکاپو افتاد و در صدد برآمد با مقامات دولت آمریکا وارد مذاکره شده تا شاید با کمک آنها بتواند شخص اول ایران شود . از این رو بختیار به آمریکا سفر کرد و در این سفر با ادین راسک، وزیر امور خارجه ، آلن دالس رئیس سازمان سیا و کرمیت روزولت، کارگردان کودتای28 مرداد و جان اف کندی رئیس جمهور ایالات متحده ملاقات و گفتگو نمود و از آنها برای انجام کودتا علیه شاه کمک خواست دولت آمریکا با چنین نقشه ای موافق نبود، از این رو مقامات آمریکایی خواسته و برنامه تیمور بختیار را با شاه در میان گذاشتند و شاه تصمیم به برکناری او گرفت .

روز 22 اسفند ماه 1339 اورل هریمن سفیر سیار و فرستاده ویژه رئیس جمهوری آمریکا وارد تهران شد و مستقیماً از فرودگاه به ملاقات شاه رفت و تغییرات دامنه دار وسریعی را در ارتش ضروری دانست . بدین شکل در اسفند 1339 شاه، ارتشبد عبدالله هدایت رئیس ستاد کل ارتش، سپهبد بهرام آریانا فرمانده نیروی زمینی ارتش و سرانجام سپهبد تیمور بختیار رئیس ساواک را از کار بر کنار و حسن پاکروان را به عنوان دومین رئیس ساواک برگزید .

در سال 1340 سپهبد تیمور بختیار به دستور شاه مجبور به ترک ایران شده به ژنو رفت و در سال بعد شاه رسماً تیمور بختیار را باز نشسته اعلام کرد. بازنشستگی بختیار به او فهماند که دیگر در ایران جایی ندارد. از این رو تیمور بختیار مبارزه علنی خود را با رژیم پهلوی بوسیله دیدار با احزاب و گروههای مخالف و دسته بندی سیاسی علیه شاه ورژیم پرداخت به گونه ای که در قیام مردمی 15 خرداد 1342 شاه و ساواک انگشت اتهام را به سوی تیمور بختیار نشانه رفتند و او را عامل اصلی این قیام مردمی معرفی کردند .

در سال 1347 سپهبد باز نشسته تیمور بختیار عازم لبنان شد، اما در فرودگاه بیروت پلیس او را به جرم حمل غیر مجاز اسلحه توقیف کرده و در دادگاه به نه ماه حبس محکوم می شود همزمان با توقیف وی در بیروت دولت ایران رایزنی هایی را با دولت لبنان برای استرداد او انجام می دهد اما دولت لبنان با ادعای آنکه تیمور بختیار تابعیت کشور عراق را پذیرفته است از استرداد او به ایران سرباز می زنند که متعاقب آن دولت ایران روابط دیپلماتیک خود را با این کشور قطع کرد .

در سال 1348 همزمان با کودتای حسن البکر در عراق و روی کار آمدن حزب بعث در آن کشور تیمور بختیار تصمیم می گیرد که به این کشور سفر کرده و پایگاه مبارزاتی خود را علیه رژیم پهلوی در این کشور تشکیل می دهد . وی فعالیتهای سیاسی خود را در عراق گسترش داده و با اکثر گروههای سیاسی مخالف رژیم در این کشور ارتباط بر قرار می کند و از تمام پتانسیل های موجود استفاده می برد او حتی کوشید با حضرت امام خمینی (ره) درنجف ارتباط بر قرار کند اما امام خمینی (ره) او را به حضور نپذیرفت ، وبدین شکل تلاش های او در جهت همکاری با امام خمینی (ره)ناکام ماند.

در همان سال دولت ایران پرونده سپهبد تیمور بختیار را به اتهام خیانت به میهن به دادرسی ارتش محول کرد و روزسی و یکم شهریور 1348 دادگاه عالی شماره یک دادرسی ارتش به پرونده وی رسیدگی و غیاباً بختیار را به اعدام محکوم نمود. سرانجام در 16 مرداد 1349 تیمور بختیار در شکارگاهی در منطقه دیاله در نزدیکی بغداد بوسیله نیروهای نفوذی ساواک به ضرب گلوله از پای در آمد .

منبع: سازمان اسناد انقلاب اسلامی

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 و ساعت 0:16 |

حدیث کلامی است که از قول و نقل و تقریر پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) حکایت می کند.چون بسیاری از احکام و مسائل که در قران نیامده،پیغمبر و امام آنها را بر حسب مقتضیات زمان و مکان بیان فرموده اند.از این رو از روزهای نخستین اسلام،مسلمین خود را نیازمند حدیث می دانستند و برای حفظ و جمع آن کوشش می کردند و البته،احادیث نبوی از اصحابه روایت می شد،چه آنان از پیغمبر اکرم شنیده و حفظ کرده بودند و مسلمان برای فهم احادیث،ابتدا به اصحابه رجوع می کردند،ولی چون مسلمان به کشور گشایی مشغول شدند،صحابه پیغمبر که از سران مجاهدین بودند در ممالک مختلف متفرق گشتند،از آن رو هرکس می خواست حدیث یا احادیثی از پیغمبر اکرم بداند،ناچار به دنبال صحابه،به ممالک و نقاط مختلف می رفت می رفت و در هر نقطه ای علم و حدیثی می آموخت و این همان است که مسلمانان آن را "وحله در طلب علم"می نامند.

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 و ساعت 0:9 |