تبليغاتX
رابطه پنهانی
در دوره زندیه ، میدان كریمخانى به چه عنوان ساخته شد؟...

نگاه نگران تاریخ به ارگ كریمخانى

نگاه نگران تاریخ به ارگ كریمخانى

در دوره زندیه میدان كریمخانى شیراز به عنوان تأسیسات و مجموعه شهرى شامل 3 بخش سیاسى در برگیرنده كلاه فرنگى و دیوانخانه، بخش اقتصادى شامل بازار وكیل و بخش نظامى شامل میدان مشق مى شده. در این میدان، ارگ به عنوان خانه حاكم و هسته اصلى میدان عمل مى كرده است.

پس از گذشتن از میدان كریم خانى سابق و میدان تازه احیا شده شهداى امروزى به سوى ارگ نظامى و مسكونى حاكم شیراز مى رویم. اینجا قصر سلطنتى و اندرونى كریم خان زند حاكم شیراز است. ارگ كریم خانى قلعه اى مستطیل شكل است كه در هر یك از اضلاع آن برجى از آجر به ارتفاع 15 متر ساخته شده است.

دیوارهاى بیرونى بنا كه همانند دیوارهاى یك قلعه نظامى است توجه هر بیننده اى را به خود جلب مى كند. دیوار بنا در پایین حدود 3 متر ضخامت دارد و به صورت مخروط ناقص بالا رفته و ضخامت آن در بالا افزایش مى یابد و به جان پناه ختم مى شود كه در گذشته محل استقرار سربازان بوده است. سادگى بیرون بنا جذاب است و تنها روى دیوارها و برج ها نقوش آجرى هندسى دیده مى شود.

در میان آن نقوش پیچیده آجرى سیاهى هایى ناشى از آتش رهگذران كارتن خواب زبانم را به گلایه و افسوس خوردن مى گشاید. در كنار برج ها آثار آتش هاى خاموش شده به چشم مى خورد. بر پاى دیوارهاى بیرونى نیز تیركش هایى تعبیه شده كه برخى كوچك هستند و حالت مورب دارند و این سوراخ ها در گذشته محل قرار گرفتن تفنگ و اسلحه بوده و سوراخ هاى بزرگ تر براى راندن دشمن بوده است.

نگاه نگران تاریخ به ارگ كریمخانى

كج شدن برج شرقى ارگ بر اثر رطوبت بالا رونده، چشم هر عابرى را مى آزارد و در آینده اى نزدیك شاید شاهد فرو ریختن این برج منقوش با آجر باشیم. بر اثر مرمت هاى صورت گرفته در طى سالیان متمادى رنگ دیوارهاى بنا دو رنگ و لك دار شده است و در برخى موارد تخریب آجرها نگاه ها را به افسوس مى كشاند.

پس از گذشتن از دیوار مرتفع جنوبى به ضلع شرقى ارگ مى رسیم و درب ورودى در وسط آن قرار دارد بر بالاى سردر ورودى، صحنه هایى از جنگ رستم و دیو سفید به وسیله كاشى هاى هفت رنگ لعابدار تصویر شده و این كتیبه متعلق به دوران قاجاریه است و همچنان بر سردر ورودى خودنمایى مى كند اما ترك هاى مویى كتیبه ردپاى گذر زمان را نشان مى دهد. در چوبى دو لنگه اى كه با خراطى و گل میخ هاى زیبایى تزیین شده وارد هشتى بنا مى شود، هشتى ورودى ارگ فضاى بزرگى است كه یك در به باره بند (اصطبل) داشته و این فضا در حال حاضر تبدیل به مكان فروش شده و در مقابل این فضا درى وجود دارد كه به پشت بام مى رود و سمت راست هشتى فضایى با عنوان «خلوتى» وجود دارد. به سمت این فضا مى رویم و به در بسته اى مى رسیم، از لابه لاى در فرسوده جز فضایى مخروبه چیزى را نمى بینم. خلوتى ارگ حكایت از مخروبه شدن دارد .

سمت راست هشتى به محوطه داخلى ارگ مى رسد. در داخل فضاى هشتى طاق نماها فضاى زیبایى را براى نشستن ایجاد كرده اند.هشتى ارگ نسبت به هشتى دیگر خانه ها تزیینات كمترى دارد. به گفته كارشناسان میراث فرهنگى در قسمت باره بند، اتاق هایى مخصوص سرمهتر وجود داشته كه اكنون ویران شده، این مكان در رژیم گذشته به عنوان زندان زنان مورد استفاده قرار مى گرفته است.

نگاه نگران تاریخ به ارگ كریمخانى

 

از داخل هشتى به سمت یكى از برج ها مى رویم. 4 حیات خلوت در پاى برج دیده مى شود كه حالت خدماتى دارند و یكى از آنها كه به هشتى راه مى یابد در اصل باره بند بوده كه امروزه تنها تلى از خاك در آن دیده مى شود. راه برج ها نیز از درون همین حیاط خلوت هاست.

به داخل حیاط ارگ مى رویم، سنگفرش هاى كف حیاط خبر از گذشت زمان زیادى را مى دهند، بوى عطر بهارنارنج مشام هر رهگذر را مى نوازد. در گوشه حیاط، پلكانى جلب توجه مى كند، این رشته پلكان به طبقه دوم مى رود و از طبقه اول به طبقه دوم جز این راهى وجود ندارد. به گفته كارشناسان مرمت ارگ كریم خانى، ورودى حمام ارگ از طریق یكى از همین حیاط خلوت ها بوده كه بعدها در دیگرى از داخل خود حیاط به حمام گشوده شده و این حمام مانند سایر حمام ها داراى سربینه و گرم خانه است.

از ضلع شرقى ارگ و پس از گذشتن از در چوبى تازه تعمیرى وارد حمام مى شویم، سربینه شامل یك رختكن و یك حوض چند ضلعى در وسط است كه به وسیله تزیینات آهكبرى زیباتر جلوه مى كند، پس از گذشتن از سربینه وارد محوطه تقسیم حمام مى شویم. از آنجا راه به تخت گرم خانه دارد. در درون گرم خانه 3 در خزینه خودنمایى مى كند و در زیر خزینه تون آب گرم قرار گرفته است. از حدود 3 سال پیش حمام ارگ تبدیل به محل نمایش برخى از لباس هاى سنتى مناطق مختلف ایران شده كه در گوشه و كنار حمام این لباس ها به صورت نمادین به چشم مى خورند.

نگاه نگران تاریخ به ارگ كریمخانى

مرمت همچنان در حمام ارگ ادامه دارد و سربینه حمام در مراحل لك بردارى و سفیدكارى است.

بیژن حسینى، مرمت كار ارگ در رابطه با كارهاى مرمتى ارگ حاكم شیراز مى گوید: ارگ حدود 5/17 متر قناسى دارد كه این قناسى در ضخامت دیوارها و اتاق ها كه مربع و مستطیل است دیده مى شود و تاكنون تا حد قابل توجهى این قناسى ها را برطرف كرده ایم.

براى بازدید از حمام خصوصى كریمخان زند به سمت دیگر حیاط مى رویم، حمام خصوصى شاه زند در پشت دیوار شرقى قرار دارد، تابلوى ورود ممنوعى پشت در حمام حاكم شیراز راه را براى عبور و دیدن آن همه زیبایى بسته است.

شالوده و دیوارها ى ارگ از سنگ ساخته شده و براى ساختن بقیه بنا از خشت پخته استفاده شده است، ارگ از نوع بناهاى 3 ایوانى است كه ضلع ورودى آن به بخش خدماتى اختصاص دارد. تا مدت ها پیش اتاق هاى ارگ كریمخانى در اختیار سازمان میراث فرهنگى و گردشگرى بود. با تخلیه این اتاق ها، كار مرمت و جاى گذارى نقاشى ها و آیینه هاى اتاق ها جدى تر از گذشته دنبال مى شود.

نقاشى بزرگى در مقابل اتاق هاى ضلع جنوبى ارگ توجه ما را به خود جلب مى كند. متوجه مى شویم كه این نقاشى مربوط به سقف اتاق میانى ارگ است كه پس از ترمیم در جاى خودش قرار داده مى شود. این اتاق ها به دلیل آنكه مدت زمان زیادى به عنوان فضاى ادارى سازمان میراث فرهنگى فارس استفاده مى شده در معرض انواع آسیب ها قرار گرفته است. به دیدن یكى از اتاق هاى ارگ مى رویم.

نگاه نگران تاریخ به ارگ كریمخانى

ازاره هاى مرمرى این اتاق بر اثر گذشت زمان تغییر رنگ داده اند و گوشه هایى از نقاشى هاى بالا و پایین سقف اتاق فرو ریخته اند.

آب طلا و لاجورد ، رنگ هاى معنوى در زیبایى این نقاشى ها نقش آفرین بوده اند. نقش اتاق هاى ارگ اغلب گل و گیاه و به شكل ترنج و اسلیمى است.

بیژن حسینى در رابطه با مرمت اتاق هاى ارگ مى گوید: مرمت هر اتاق 5 تا 6 سال به طول مى انجامد و متأسفانه به دلیل آنكه بعضى از قطعات دیوارها و سرطاقچه ها خرد شده اند مرمت به سختى و با صرف زمان زیادى جلو مى رود و برخى از نقاشى ها نیز با تغییر كاربرى اتاق ها آسیب جدى دیده اند.

اتاق ها و تالارهاى ارگ در 3 جهت شمالى، غربى و جنوبى قرار دارند كه 3 بخش مسكونى آن را تشكیل مى دهند، قسمت شمالى رو به آفتاب صبح (زمستان نشین)، قسمت جنوبى پشت به آفتاب صبح (تابستان نشین) و قسمت غربى براى چهارفصل پیش بینى شده است.

ردپاى گذر زمان و تغییر و تحول حكومت ها بر چهره ارگ كریم خانى بشدت دیده مى شود. در زمان حكومت قاجاریه به دلیل خصومت قاجاریان با زندیان، نقاشى ها و كاشیكارى هاى زندیه كلنگى شده اند و نقاشى و تزیینات قاجاریه جاى آن را گرفته اند كه بعضاً هیچ ارزش هنرى ندارند. به گفته كارشناسان مرمت، بنا در زمان رضاخان و بعد از آن به عنوان زندان بزرگ شهر در اختیار شهربانى قرار گرفته و در طول این مدت تمام آثار نقاشى و مقرنس كارى اتاق ها را با گچ پوشانده اند و اكثر اتاق ها و تالارها به وسیله چندین دیوار به صورت سلول هاى كوچكى درآمده است. گفتنى است در سال 1350 ساختمان ارگ در اختیار سازمان میراث فرهنگى و گردشگرى قرار گرفت و كار بازسازى و مرمت بنا از سال 1356 آغاز شده و تاكنون ادامه دارد. تا زمان حال مرمت هاى بسیار و بعضاً پراكنده اى در بخش هاى مختلف ارگ صورت گرفته است. ارگ كریم خان زند در قلب شاهرگ بافت قدیم شیراز خودنمایى مى كند اما تا كنون حفاظت ارزنده و چشمگیرى كه در خور نام دارالحكومه شیراز و كاملاً منطبق بر اصول مرمت جهانى باشد، صورت نگرفته است.

 

منبع:

ایران

+ نوشته شده توسط در شنبه سی و یکم فروردین 1387 و ساعت 7:59 |
تعریف زیر مربوطه به کدام نوع ارتفاع است؟ ارتفاع یک هواپیما از زمین و یا عوارض زمینی که بر روی آن در حال پرواز است .

ارتفاع در هوانوردی

ارتفاع ، معیاری از بلندیِ یک نقطه و یا یک جسم از سطح و یا منبع مشخصی است. منبع رایج ارتفاع، سطح متوسط آب دریاها و سطح زمین واره WGS-84 است که توسط GPS  مورد استفاده قرار می گیرد. در هوانوردی ارتفاع بر حسب واحد فوت سنجیده می شود ولی برای کاربران غیر هوانورد ممکن است ارتفاع بر حسب مایل و یا متر اندازه گیری شود.

هنگامی که ارتفاع افزایش می یابد ،فشار هوا کاهش پیدا می کند، این اصل پایه عملکرد ارتفاع سنج فشاری را تشکیل می دهد که یکaneroid barometer  (فشار سنجی که فشار مطلق را نشان می دهد) بوده و به گونه ای مدرج شده است که به جای فشار،ارتفاع را نشان بدهد.شایان ذکر است که کاهش فشار سبب کمبود اکسیژن برای کسانی می شود که به ارتفاع های بالا صعود می کنند.

F22

ارتفاع در هوانوردی:

در هوانوردی، بارت ارتفاع می تواند چند معنی داشته باشد.در واقع یک سری اصول پایه ایِ امنیتِ پروازی وجود دارد که هر دو گروهی که به مبادله اطلاعات در این زمینه می پردازند کاملاً آگاهند که کدام معنی مورد استفاده قرار می گیرد.

ارتفاع حقیقی (True Altitude) ،بلندی بالاتر از سطح متوسط آب های دریا ها می باشد. استفاده از این واژه در مکالمات رادیویی هوانوردی UK ،به معنی سنجش ارتفاع عمودی یک سطح، یک نقطه (یا یک جسمی که به عنوان یک نقطه در نظر گرفته می شود )، از سطح متوسط آب دریاها می باشد.

بلندی(height): میزان بالا بودن از یک نقطه مبنا بر روی زمین می باشد.در مکالمات هوانوردی UK ،برای اشاره به ارتفاع عمودیِ یک سطح، نقطه، یا جسمی که به عنوان نقطه در نظر گرفته می شود از یک مرجع مشخص ، از واژه بلندی استفاده می کنند که این مرجع مشخص عموماً ارتفاع فرودگاه است.

ارتفاع مطلق (Absolute altitude): منظور از ارتفاع مطلق ، در حقیقت ارتفاع یک هواپیما از زمین و یا عوارض زمینی است که بر روی آن در حال پرواز است .

ارتفاع نشان داده شده(indicated altitude): ارتفاعی است که ارتفاع سنج نشان می دهد.

ارتفاع فشاری(pressure altitude):ارتفاع فشاری میزان بلندی از یک سطح مبنا (به طور نمونه،1013.2 میلی بار یا 29.92 اینچ جیوه و 15 درجه سانتی گراد) می باشد. ارتفاع فشاری تقسیم بر 100 فوت به عنوان سطح پروازی( Flight Level  ) در نظر گرفته می شود، بنابراین وقتی ارتفاع سنج عدد 18000 فوت را در شرایط فشاری استاندارد نشان می دهد، هواپیما در سطح پروازی 180 قرار گرفته است. پایین تر از سطح پروازی 180 ،ارتفاع ها به هزار خوانده می شوند برای مثال 13000 به شکل سیزده هزار و 7000 به شکل هفت هزار خوانده می شوند.

ارتفاع چگالی (Density Altitude): رتفاع چگالی ،ارتفاعی است که برای شرایطی غیر از شرایط اتمسفر استاندارد جهانی (ISA) در نظر گرفته می شود که در آن چگالی با چگالی که در شرایط اتمسفر استاندارد در نظر گرفته شده برابر نیست.عملکرد هواپیما به ارتفاع چگالی آن بستگی دارد که تحت تاثیر فشار هوا و درجه حرارت می باشد.در یک روز خیلی داغ،ارتفاع چگالی در یک فرودگاه ممکن است خیلی بالا باشد به طوری که مانع از برخاستن هواپیما و خصوصاً هلیکوپتر یا هواپیماهای بار گیری شده شود.

مناطق ارتفاعی:

با وجود این که ارتفاع معمولاً به عنوان بلندی از سطح متوسط آب دریاهای یک منطقه در نظر گرفته می شود،برای استفاده در جغرافیا،واژه بلندی (elevation) عموماً ترجیح داده می شود.

مناطق کوهستانی با سه منطقه ارتفاعی شناخته می شوند:

بسیار بلند :1500تا 3500 متر

خیلی بالا 3500تا 5500 متر

بیشترین ارتفاع ها که بیش از 5500 متر است

 

سفر در ارتفاع های بالا منجر به برخی مشکلات پزشکی از قبیل علایم ملایم بیماری acute mountain sickness  (بیماری که به علت قرار گرفتن در فضایی با فشار هوای کم بروز می کند) ، بیماری کشنده High Altitude pulmonary oedema  (بیماری ورم ریوی بر اثر ارتفاع های زیاد) و High Altitude Cerebral Oedema (بیماری ورم مغزی بر اثر ارتفاع های زیاد) می شود. مامی این شرایط به علت قرار گرفتن در شرایط کمبود اکسیژن حاد در اثر پرواز در ارتفاع های زیاد صورت می گیرند.

 

منبع:

aerospaceusr.ir

 

+ نوشته شده توسط در شنبه سی و یکم فروردین 1387 و ساعت 7:57 |
 

مهدی جان نمی دانم کدامین جمعه می خواهی به چشمان مضطرب عاشقانت پایان دهی و با آمدنت دنیای باشکوه عدالت را بسازی ولی با دلی امیدوار به انتظار می نشینیم و منتظر وعده الهی خواهیم بود شاید همین فردا بیایی،بیا که خون کودکان بی گناه امت جد بزرگوارت که بی شک نفس زکیه هستند به بهای مسلمانی بر زمین می ریزند .بیا که سفیانی ها ظهور کرده اند و می گویند یا با ما باشید یا علیه ما وآیین و دین و جد بزرگوارت را به سخره گرفته اند به بهانه آزادی قلم .

بیا ای امید مستضعفان و ای وعده خدا، بیا که چشم براهیم.

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده توسط در جمعه سی ام فروردین 1387 و ساعت 22:52 |

بارالها! آيا صداى گوشه‏نشينان منتظر مهدى (عجل‏الله تعالى فرجه) را بى‏پاسخ خواهى گذاشت؟

آيا گرفته‏ترين نگاه‏ها را كه در سپيده دمان، آن‏گاه كه سرخى شفق مى‏درخشد، بر مهدى‏ات سلام مى‏فرستند، فراموش خواهى كرد؟ آيا اين سينه‏هاى سوخته كه از ميان جماعت مرداب زده به عشق تو و مهدى تو زنده‏اند، در بى‏پناهى رها خواهى كرد؟ كاسه‏هاى چشمان خالى است. ديگر اشك هم يارى نمى‏كند؛ لهيب فروزان عطش در صحراى صبر مى‏سوزاندشان. اى مهربان پروردگار ما!

پيروزى را قرين او گردان و سربازانش را پيروز گردان،

دروازه‏اى از بركات به رويش بگشا كه افق پيروزى و نصر در آن سلطنت باشد،

اى مهربان‏ترين مهربانان! به وسيله او اسلام را ظاهر گردان و سنت رسولت را به دست او آشكار فرما،

خدايا! اباصالح(عج) را سلامت بدار و مؤمنان را به وسيله او به دار عافيت روانه ساز.

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 و ساعت 12:0 |

عجیب ترین حشره زمین

سوسک عظیم الجثه،از سوسکهای کرگدنی محسوب می شود که می تواند درازایی بیش از 15سانتی متر با احتساب شاخک هایشان داشته باشند.

این سوسک ها می توانند تا 850 برابر وزن خود را روی پوسته هایشان تحمل کنند!

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 و ساعت 6:40 |
با توجه به آموزه‌ های اسلامی و فرمايشات امامان معصوم به طور مشروح بنويسيد آيا گفتن اين جمله صحيح است؟ خدايا مرا نيازمند هيچ يك از بندگانت نكن

البته این سئوال تکراریه و چند وقت پیش هم بعنوان سئوال هفته آورده شده بود.

 

روزی از روزها كه در نزد پیامبر بودم در مقام دعا گفتم: خدایا مرا نیازمند هیچ یك از بندگانت نكن .

وقتی پیامبر خدا دعای مرا شنید، گفت: على جان! اینگونه دعا نكن، زیرا هیچ كس نیست كه نیازمند مردم نباشد.

گفتم: پس چگونه دعا كنم ای رسول خدا؟!

فرمود: بگو، خدایا! مرا نیازمند مردم بد نكن .

پرسیدم: چه كسانى از مردمان بد، به شمار مى‌آیند؟

فرمود: كسانى كه چون به نعمتى دست یابند و دارا شوند، آن را از دیگران دریغ دارند و وقتی كه خود به چیزى محتاج شوند و با آنان برخلاف انتظارشان رفتار گردد، و درخواستشان بجا آورده نشود، بر آشوبند و زبان به سرزنش گشایند.

 

  • متن روایت:

عن على علیه السلام قال:

قلت: الهم لاتحوجنى الى احد من خلقك .

فقال رسول الله: یا على لاتقولن هكذا فبیس من احد الا و هو محتاج الى الناس ....

فقلت: كیف یا رسول الله؟

قال: قل اللهم لاتحوجنى الى شرار خلقك .

قلت: یا رسول الله! و من شرار خلقه؟

قال: الذین اذا اعطوا منعوا و اذا منعوا عابوا.


بحار، ج 93، ص 325

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 و ساعت 0:30 |
عارضه ی شوک انسولینی در بیماران دیابتی چیست؟

مشاوره دیابت

دیابت و تزریق انسولین

لطفا درباره هموگلوبین C1A توضیح دهید كه چیست و چه نقشی در تشخیص دیابت دارد؟

هموگلوبین C1A بخشی از هموگلوبین خون است كه به گلوكز یا همان قند خون متصل است. تغییرات آن برای اطلاع از دیابت و كنترل‌ شدن یا نشدن آن اهمیت دارد و افزایش و كاهش آن نشان می‌ دهد كه قند خون زیاد یا كم است و اینكه آیا بیماری دیابت به خوبی كنترل می ‌شود یا خیر. میزان هموگلوبین C1A با كربوهیدرات رژیم غذایی و همچنین انسولین تزریقی تغییر می‌ كند و عامل مناسبی برای تخمین میزان مراقبت از بیمار مبتلا به دیابت است.

خواهش می ‌كنم برای من توضیح دهید كه میزان كربوهیدرات یا قند مصرفی فرد مبتلا به دیابت كه از انسولین NPH استفاده می ‌كند، چگونه باید باشد؟

سوال خوبی است. انسولین‌های متوسط الاثر، زمان و شدت اثر متوسطی دارند. اگر به بیمار انسولین‌های NPH ، گلوبین زینك یا لنت قبل از صبحانه تزریق شود، لازم است غذای مختصری در ساعت 5/3 تا 4 بعد از ظهر بخورد تا از به وجود آمدن هیپوگلیسمی یا افت قند خون در این زمان جلوگیری شود. بیماری كه از این نوع انسولین‌ها استفاده می ‌كند، اغلب به غذای هنگام خواب نیازی ندارد. بیمار می ‌تواند یك ششم قند روزانه را به هنگام صبحانه، دو ششم آن را هنگام ناهار، یك ششم هنگام بعد از ظهر و دو ششم آن را هنگام شام مصرف كند.

مادر من گاهی ‌اوقات پس از تزریق انسولین طبیعی (رگولار) عرق می ‌كند، دچار تاری دید به صورت دوبینی می‌ شود، ضربان قلبش تند شده و به سردرد دچار می‌ شود. ممكن است در این باره توضیح دهید و اینكه راه پیشگیری از آن چیست؟

گاهی در بیماران، شوك انسولینی به وجود می ‌آید كه ناشی از افت ناگهانی قند خون است. علایم اولیه شامل تعریق، بی‌ حوصلگی، دوبینی، گرسنگی، لرز، رنگ‌ پریدگی، تند شدن ضربان قلب، سردرد و حالت ضعف و سستی شدید است. گرچه این علایم سریع و تند اتفاق می‌ افتد، اما اگر فورا مقداری كربوهیدرات زود هضم مانند آب‌میوه، آب‌قند یا قند به بیمار بدهیم، شوك وارده برطرف می ‌شود. اگر شوك انسولین ناشی از انسولین رگولار باشد، به تشخیص و درمان فوری نیاز است. اگر شوك، ناشی از انسولین‌های پروتامین زینك یا NPH باشد كه اثر طولانی‌ تری دارند، كربوهیدرات‌های زود جذب مثل آب‌ قند همراه با مواد غذایی كه جذب كندتری دارند، مانند شیر و بیسكوییت برای چند ساعت ضرورت دارد. اگر شوك انسولینی به بی‌هوشی منجر شود، باید تزریق گلوكز از راه ورید صورت گیرد. شوك انسولینی بر اثر فعالیت جسمی زیاد، تأخیر در غذا خوردن و حذف یك وعده غذا یا تزریق اضافی انسولین به وجود می‌ آید كه اگر بارها اتفاق بیفتد، نیاز به بررسی دوباره از سوی پزشك دارد.‌

دكتر محسن خوش نیت

*مطالب مرتبط:

توصیه های غذایی در دیابت 

توصیه های کاربردی برای کاهش مصرف قند 

بررسی انواع انسولین

ارتباط ریزش مو با مقدار انسولین 

راهنمای تزریق انسولین در بیماران دیابتی 

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387 و ساعت 0:22 |

عجیب ترین حشره زمین

سوسک عظیم الجثه،از سوسکهای کرگدنی محسوب می شود که می تواند درازایی بیش از 15سانتی متر با احتساب شاخک هایشان داشته باشند.

این سوسک ها می توانند تا 850 برابر وزن خود را روی پوسته هایشان تحمل کنند!

خون آشام حرفه ای

حشرات قاتل از یک لوله دهانی برای تزریق سم به درون بدن طعمه هایشان استفاده می کنند .این سم مانند یک بی حس کننده عمل می کند و در عین حال بافتها و نسوج را شل می کند تا آشامیدن خون توسط این حشرات  آسان تر شود.

مرغان مگس،روزانه به اندازه نصف وزن خود مواد غذایی مصرف می کنند.

پشه ها بیشتر به سمت رنگ آبی جذب می شوند.

ماهی قرمز تنها موجودی است که می تواند اشعه مادون قرمز و فرا بنفش را ببیند.

سریع ترین پرنده جهان یعنی مرغ یا پرنده حشره خوار است که می تواند سرعتی معادل 170کیلمتر در ساعت پرواز کند.

دارکوب قادر است در یک ثانیه بیست مرتبه به چوب ضربه وارد کند.

سریع ترین حشره هم عنوام سنجاقکهاست که می توانند سرعتی معادل 80تا97کیلومتر در ساعت پرواز کنند.

کوسه ها ظاهراً تنها حیواناتی هستند که مریض نمی شوند.آنها در مقابل تمام امراض ،حتی سرطان مصونند.

 

 

 

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 16:15 |
چرا گاهی اوقات ماه گرفتگی به رنگ قرمز کدر دیده می شود؟

ماه گرفتگی یا خسوف کلی وقتی روی میدهد که کره ماه وارد سایه کامل کره زمین می شود. اگرچه این ناحیه تیره ترین قسمت سایه کره زمین است، اما با این حال به علت اینکه مقداری از اشعه های نور خورشید در لبه کره زمین و به وسیله جو آن تفرق پیدا می کند، مقداری نور به کره ماه می رسد . جو کره زمین بیشتر امواج نورانی با طول موج نزدیک به نور آبی را پراکنده می کند. در نتیجه نوری که به کره ماه میرسد دارای مقادیر بیشتری از اشعه های نورانی با طول موج نزدیک به نور قرمز نسبت به نور عادی خورشید است و به همین دلیل است که در طی خسوف رنگ ماه تقریبا مسی یا قرمز کدر به نظر می آید. اگر در لحظه ماه گرفتگی به ماه سفر کنید مشاهده می‌کنید که بر روی ماه خورشید گرفتگی صورت گرفته است یعنی زمین نور خورشید را مسدود کرده است.

 

ماه گرفتگی، سایه

گاهی اوقات ماه گرفتگی به رنگ قرمز کدر دیده می شود.

در روز پنج شنبه دوم  اسفند سال 1386 ماه گرفتگی کاملی از ساروس 133  در کشورمان قابل مشاهده است. شورای مرکز تقویم مؤسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران بر پایه آخرین دستاوردهای نجومی اعلام کرد که  این گرفت از ساعت 5 و 13 دقیقه بامداد پنجشنبه 2 اسفند 1386  شروع می شود.  هرچند ماه گرفتگی نیمسایه ای ساعتی قبل از آن آغاز می شود، اما بدلیل عدم حساسیت کافی چشم انسان، قادر بدیدن تغییر نورانیت ماه نیستیم.

شبیه

افق غربی در بامداد 2 اسفند: پیش از غروب ماه، در اطراف ماه می توان سیاره ی زحل(Saturn) و ستاره ی قلب الاسد (Regulus) را دید.

در ساعت 6 و 31 دقیقه سایه زمین تمام قرص ماه را می پوشاند و ماه گرفتگی کلی آغاز می شود. در ساعت 7 و 21 دقیقه ماه گرفتگی کلی تمام شده و ماه شروع به بازشدن می کند. پایان ماه گرفتگی در ساعت 8 و 39 دقیقه اتفاق می افتد. ناظران در شرق و برخی مناطق مرکزی و جنوبی ایران قبل از آغاز گرفتگی کلی به علت غروب ماه مراحل ماه گرفتگی کلی را مشاهده نخواهند کرد. مشاهده این رویداد درمناطق غربی کشورمان ازشرایط مناسبتری برخوردار است. لازم به ذکر آنکه رصد ماه گرفتگی با چشم غیر مسلح نیز امکان پذیر بوده و برای چشمان انسان هیچ خطری ندارد. سیاره زحل در هنگام گرفت 2ر8 درجه بالاتر از ماه  قرار دارد. گرفت کامل حدود 50 دقیقه به طول می انجامد. در اقیانوس اطلس جنوبی قلب الاسد در زمان ماه گرفتگی پشت ماه پنهان شده و اختفا روی خواهد داد که از ایران قابل مشاهده نیست.

پایان گرفتگی کلی و جزئی در تمام نقاط ایران پس از غروب ماه رخ می دهد.

سایه

مراحل مختلف عبور ماه از میان نیمسایه و تمام سایه ی زمین

این گرفتگی غیر از بخش های مرکزی و شرق آسیا و اقیانوسیه در تمام دنیا قابل رویت است که در اروپا، آفریقا (به جز بخش کوچکی از شرق آن) و بخش کوچکی از آسیای غربی این گرفتگی به صورت کلی نیز قابل رویت خواهد بود.

در زمان گرفت کامل امسال رنگ ماه به قرمز مسی نزدیک است و دلیل آن درصد گرفت کامل در این ماه گرفتگی می باشد. علت رنگ سرخ ماه در هنگام ماه گرفتگی کامل، عبور نور خورشید از جو زمین و شکست نور بدرون مخروط سایه است که در این رویداد بر اساس خاصیت ویژه ای،نور قرمز عبور و در مخروط سایه زمین حضور دارد.

برای اطلاع از گرفت‌های آینده در ایران و جهان، به سایت مجله نجوم مراجعه کنید.

شبیه س

شبیه سازی ماه گرفتگی 2 اسفند توسط نرم افزار

نقشه

نقشه ی مشاهده ی ماه گرفتگی: خسوف در قسمتهای سفید و نیمه روشن قابل رؤیت است. نقطه ی قرمز مکانی را روی زمین نشان می دهد که ماه گرفتگی درست در وسط آسمان روی می دهد.

منبع متن خبر:

http://www.persianstar.com

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 و ساعت 8:33 |
"تفسير منسوب به امام حسن عسكری" عليه السلام چيست؟

جواهر الايمان شيخ ‌محمدباقر سيرجانى .

(زنده در 1326 ه ق ). مؤلف آن شيخ محمد باقر بن حاج اسماعيل تاجر سيرجانى معروف به سلطان العلما از اعلام اماميه و جامع معارف اسلامى در قرن چهاردهم هجرى مى باشد.
نام كامل تفسير مورد بحث ((جواهر الايمان فى ترجمة تفسير القرآن )) مى باشد كه در يك مجلد به زبـان فـارسـى و شـيوه ى روايى , ترجمه اى از تفسير منسوب به امام حسن عسكرى (ع ) به فارسى مى باشد كه در 1320 ه ق در بمبئى چاپ سنگى گرديده است ((371)). ***.
منبع:
مفسران شیعه

+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 و ساعت 15:6 |
به این لینک رفته و اعتراض خود را نسبت به این اقدام اعلام کنند. تنها یک میلیون رأی لازم است تا «گوگل» بار دیگر نام خلیج فارس را قرار دهد.

یکی از بینندگان «تابناک» در پیامی آورده است: چند وقت است به این مسئله فکر می‌کنم که چرا برای این‌که یک قهرمان ورزشی، به عنوان مرد شماره یک جهان مطرح شود، این همه تبلیغ می‌کنیم و در بوق و کرنا می‌کنیم که همه بروند در فلان سایت و به ایشان رأی دهند که وی به این عنوان برسد ولی وقتی یک سایت مطرح در دنیا مثل «گوگل»، تاریخ ما را زیر سؤال برده و نام «خلیج فارس» را تغییر می‌دهد و اقدام به نظر سنجی می‌کند، هیچ کس نمی‌گوید که همه بروند و اعتراض کنند که چرا این کار را کرده است. شاید واقعا قهرمان ورزشی مهمتر است!

به هر حال، چند وقتی است که «گوگل» نام خلیج همیشه فارس را تغییر داده است. از شما می‌خواهم این پیام را در سایت خود درج کنید و به همه اعلام کنید که به این
لینک رفته و اعتراض خود را نسبت به این اقدام اعلام کنند. تنها یک میلیون رأی لازم است تا «گوگل» بار دیگر نام خلیج فارس را قرار دهد.

کار خیلی سختی هم نیست، فقط لازم است نام و ایمیل خود را وارد کنید و اگر می‌خواهید در قسمت سوم، یک جمله هم در رابطه با اعتراض خود بنویسید.
+ نوشته شده توسط در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387 و ساعت 15:28 |
نام دیگر اختلال پرخوری عصبی چیست؟ (در این اختلال فرد با اشتهای سیری ناپذیر و حریصانه غذا می خورد و بعد با استفراغ عمدی آن را بالا می آورد)

متخصصین بیماری های اعصاب و روان به اهمیت آموزش بیمار از سوی درمانگر، در مقابله با پُرخوری عصبی یا بولیمیا (bulimia) معتقدند. آموزش ها می توانند شامل موارد زیر باشند:

* وزن بدن:

باید به بیمار درباره وزن مطلوب برای سن و قد او ، اطلاعاتی ارائه كرد. باید به او اطمینان داد كه نگران وزن دقیق مطلوب نباشد و از انتخاب رژیم غذایی بیش از حد متوسط، پرهیز كند.

* پیامدهای جسمی پرخوری عصبی، استفراغ عمدی و ملین‌ها:

همه بیماران باید درباره عوارض جسمی پُراشتهایی عصبی مطلع باشند. به‌ طور مثال باید درباره اختلال مواد معدنی و الكترولیت ناشی از استفراغ و استفاده از ملین یا مسهل‌ها، بزرگ شدن غده ترشح‌ كننده بزاق، فرسایش مینای سطح داخلی دندان‌های پیشین و بی ‌نظمی در عادت ماهیانه، اطلاعاتی داشته باشند. البته از میان این ها اختلالات الكترولیتی از نظر طبی جدی و خطرناك‌اند.

* مفید نبودن استفراغ عمدی و مصرف مسهل‌ها برای كنترل وزن:

جوانان و نوجوانان مبتلا‌ به اختلال رفتار پُرخوری حریصانه، باید بدانند كه با مصرف مقدار زیاد غذا، مقدار زیادی انرژی وارد بدن می‌ شود و استفراغ عمدی، همه موادی را كه خورده شده، دفع نمی ‌كند و استفاده از مسهل‌ها، اثر بسیار كمی در دفع انرژی دارند و اثر آنها در كاهش وزن بدن مانند داروهای مدر، كوتاه‌ مدت است.

برخی از بیماران تمایلی به خوردن غذای اصلی یا غذای سبك در وعده‌های منظم ندارند، چون فكر می ‌كنند افزایش وزن پیدا می ‌كنند. باید اطمینان داد كه معمولاً برعكس این موضوع اتفاق می ‌افتد، چون پیروی از این الگوی غذایی از افراط در پُرخوری عصبی و حریصانه می کاهد و به این ترتیب، مقدار كالری كه وارد بدن می ‌شود، كم خواهد شد.‌

* آثار ناگوار رژیم غذایی:

سه نوع برنامه غذایی وجود دارد:

- پرهیز از خوردن در فواصلی از روز

- پرهیز از خوردن انواع خاصی از غذاها

- محدود كردن مقدار كلی غذایی كه خورده می‌ شود

بیشتر بیماران مبتلا‌ به پُرخوری عصبی، از هر سه نوع برنامه غذایی پیروی می‌ كنند و اغلب به‌ طرز افراطی، این کار، بیش ‌خواری را بیشتر می ‌كند. هدف این است كه بیمار به این نتیجه برسد كه باید رژیم غذایی را كنار بگذارد و این نكته باید در سراسر دوره درمان ادامه یابد.

چه باید كرد؟

* تجویز یك الگوی منظم غذایی:

بیمار باید غذای خود را به سه یا چهار وعده تعیین شده، به علاوه یك یا دو وعده از غذای سبك كه از پیش مشخص شده است، محدود كند.

نباید بیش از سه ساعت، بین وعده‌های غذایی فاصله باشد و بیمار باید همیشه زمان وعده بعدی را بداند.

در فاصله این وعده‌های غذایی، باید كوشش کند تا از خوردن هر ماده غذایی پرهیز کند. خوردن غذا در سه وعده باعث می‌ شود كه از انجام دادن تلاش‌های غیر واقع ‌بینانه برای به تعویق انداختن خوردن، جلوگیری شود و به این ترتیب یكی از انواع فعالیت‌های رژیمی حذف شود.

البته این الگوی غذایی باید متناسب با مسئولیت‌های روزانه بیمار تنظیم شود و معمولاً‌ لازم است كه در تعطیلات آخر هفته، تغییراتی در این الگوی صرف غذا داده شود.

برخی از بیماران تمایلی به خوردن غذای اصلی یا غذای سبك در وعده‌های منظم ندارند، چون فكر می ‌كنند افزایش وزن پیدا می ‌كنند. باید اطمینان داد كه معمولاً برعكس این موضوع اتفاق می ‌افتد، چون پیروی از این الگوی غذایی از افراط در پُرخوری عصبی و حریصانه می کاهد و به این ترتیب، مقدار كالری كه وارد بدن می ‌شود، كم خواهد شد.‌

دكتر افشین یدالهی

*مطالب مرتبط:

دلایل چاقی افراد و انواع روش های لاغری

مطالبی کامل درمورد انواع رژیم ها و توصیه های لاغری 

برای كاهش اشتها چه باید كرد؟

+ نوشته شده توسط در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387 و ساعت 15:7 |
خلاصه داستان فیلم مستندی درباره خشونت در آمریکا است. این کارگردان در خلال فیلم با نمایش صحنه هایی از وقایع ضبط شده توسط دوربین مخفی دبیرستانی، مراسم اهداء جوایز به چارلتون هستون تا مرد جوانی که از روی کتاب راهنما بمب ناپالم دست سازی را طراحی می کند. نام فیلم و نام کارگردان فیلم را بفرمایید؟

بولینگ برای كلمباین " فیلم مستندی درباره خشونت در آمریكا است. مایكل مور در خلال فیلم با نمایش صحنه هایی از وقایع ضبط شده  توسط  دوربین مخفی  دبیرستان كلمباین ،‌ مراسم اهداء جوایز به چارلتون هستون تا مرد جوانی كه از روی كتاب راهنما بمب  ناپالم دست سازی را طراحی می كند. سوالاتی را مطرح می كند. همچون:

چرا در آمریكا ،  سالانه یازده هزار نفر به خاطر استفاده از اسلحه می میرند ،‌ در حالیكه رسانه های خبری تقصیر را به گردن هر چیز ، از شیطان گرفته تا بازیهای كامپیوتری می اندازند؟ چرا آمریكا از نظر خشونت اینقدر با دیگر كشورها تفاوت دارد؟

+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 و ساعت 23:56 |

غروب غم انگیز یک جمعه بود

و مـن منـتـظر غرق دلـواپـسی

دلم شور می زد به یاد کسی

سرانجام پرسیدم از مادرم

چرا جمعه ها غرق در ماتم است؟

غروبش پر از درد و داغ و غم است؟

و مـادر بمـن گـفت،ای فرزنـدم

قرار است در جمعه ای پر نوید

بیاید مردی بزرگ،آسمان تبار

نشسته بر اسبی سفید

و می آورد با خودش عشق و مهر و امید

برای همین است ما جمعه ها بی قراریم

همه چشم در ره آن نوبهاریم

+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 و ساعت 1:32 |
SBLM چیست؟

موشک بالستیک

تعریف موشک:

پرتابه‌ای است که با نیروی عکس‌العمل ناشی از خروج گاز (معمولاً ناشی از سوختن سوخت) حرکت می‌کند. در موشک ماده اکسیدکننده نیز به همراه سوخت حمل می‌شود و سوختن سوخت در آن نیاز به اکسیژن هوا ندارد. از این نظر موشک با راکت و فشفشه فرق دارد.

موشک

انواع موشکها:

موشک‌ها از نظر سوخت به دو دسته موشک با سوخت مایع و موشک با سوخت جامد تقسیم می‌شوند.

موشکهایی با سوخت پیشران جامد

سوختهای پیشران از یک نوع سوخت و یک اکسنده تشکیل شده‌اند. برای روشن شدن موشک ، کافی است یک جرقه کوچک سوخت پیشران آنرا آتش بزند. سوخت آتش گرفته تا آخرین قطره می‌سوزد. گازهای حاصل از سوخت پیشران را از طریق دماغه انتهایی موشک خارج می‌شوند. اولین موشکها را احتمالا در قرن یازدهم میلادی در کشور چین ساخته‌اند. آنها موشکهایی بودند که از سوخت پیشران جامد استفاده می‌کردند. سوخت موشک یک نوع باروت بود که از مخلوطی از نیترات پتاسیم ، زغال چوب و سولفور تشکیل شده بود.

موشکهایی که از سوخت پیشران جامد استفاده می کنند، اغلب به عنوان موشکهای تقویت کننده‌ای استفاده می‌شوند که نیروی اولیه موشکهای بزرگتر را تأمین می‌کنند. موشکهای بزرگتر خود از سوخت پیشران مایع استفاده می‌کنند. بزرگترین موشکهای مصرف کننده سوخت جامد با 45 متر ارتفاع جزء موشکهای تقویت کننده شاتل فضایی ایالات متحده محسوب می‌شوند. آنها حاوی 586500 کیلوگرم (2/1 میلیون پوند) سوخت پیشران هستند که بطور متوسط 13 میلیون تن (5/3 میلیون پوند نیرو) نیروی پیشران را تولید می‌کنند.

این موشکها را طوری طراحی کرده‌اند که بعد از اتمام سوخت و افتادن در دریا ، از دریا بیرون کشیده شده ، دوباره برای مأموریتهای بعدی سوختگیری می‌شوند. ساخت موشکهایی که از سوخت جامد استفاده می‌کنند چندان دشوار نیست. آنها مقدار زیادی نیروی پیشران را در یک مدت زمان کم تولید می‌کنند. تنها ایراد این نوع موشکها این است که بعد از روشن شدن به راحتی خاموش نمی شوند. به عبارت دیگر ، نمی‌توان آن را به آسانی تحت کنترل درآورد.

موشکهای با سوخت مایع

اکثر موشکهایی که از آنها در پروازهای فضایی استفاده می‌شود، از سوخت پیشران مایع بهره می برند. سوخت و اکسنده که در مخزنهای جداگانه‌ای نگهداری می‌شوند، هر دو مایع هستند. پمپهای قدرتمندی آنها را به محفظه احتراق می‌برند؛ در آنجا آنها باهم ترکیب شده ، شروع به تولید گازهای خروجی می‌کنند. گازهای مذکور نیز به نوبه خود از دماغه انتهایی موشک خارج می‌شوند. بعضی از موشکها از یک ماده قابل اشتعال سریع برای شروع احتراق استفاده می‌کنند. سوخت پیشران سایر موشکها هنگام ترکیب سوخت و اکسنده شروع به احتراق می‌کند

اما روش احتراق در این موشكها اکسنده و سوخت باهم ترکیب می‌شوند و در محفظه احتراق شروع به سوختن می‌کنند. سپس گازهای خروجی حاصل از فرآیند احتراق از دماغه خارج و به عنوان نیروی پیشران ، موشک را به طرف جلو حرکت می‌دهند.

توجه كنید كمتر از سوخت مایع در موشكهای بالستیك استفاده می شود مگر در انواع قاره پیما كه نیاز به رانش بیشتری دارند و گرنه بیشترین مورد استفاده در موشكهای فضایی است.

همچنین آنها از لحاظ کاربرد به دسته های زیر تقسیم بندی می شوند:

موشک‌های بالستیک

موشک‌های اتمی

موشک‌های فضایی

موشک‌های ضد ماهواره

موشک‌های لیزری

موشک‌های شیمیایی، میکروبی، صوتی،...

موشک‌های جنگ شهری

موشک‌های ضدتانک

موشک‌های ضدزره

موشک‌های ضدهوایی

موشک باستیک

مقدمه

یكی از پشتوانه ها و تكیه گاه های نظامی كشورها در عرصه بین المللی، قدرت موشكی آنهاست. در جهان امروزی به رغم امضای پیمان نامه های متعدد كشورها و قراردادهای بین المللی كه برای كنترل تكنولوژی موشكی در سازمان ملل به امضاء می رسد، در نهایت كشوری حرف اول را می زند كه به لحاظ موشكی مجهزتر باشد.

تا قبل از جنگ جهانی دوم (بنا به مقتضیات جنگ) فقط چندین كشور كه در حال جنگ بودند ابرقدرت موشكی محسوب می شدند (مانند روسیه و آلمان). در واقع جنگ برای اینها مانند كاتالیزوری در جهت پیشرفت صنایع موشكی بود؛ همچنان قدرتمند و قدرتمندتر می شدند و این امر موجب رعب و وحشت كشورهای دیگر شد، چرا كه از همان ابتدا هم پیش بینی می شد اگر فقط چند ابرقدرت خاص، این تكنولوژی را به دست می گرفتند، دیگر پاسخ ندادن به درخواست های آنها كار مشكلی بود.

پس از فروكش كردن التهابات جنگ جهانی دوم، بسیاری از كشورها دست به كار شدند و شروع به ساخت یا حداقل خرید موشك كردند زیرا می دانستند اگر سیستم موشكی قوی داشته باشند، پشتوانه خوبی برای حفظ امنیت دارند. هرروزه انواع موشك ساخته و آماده می شد و در این میان یك فناوری، توجه همگان را بیش از دیگر شاخه ها به خود جلب كرد و آن، تكنولوژی ساخت موشك های بالستیك بود.

برد بسیار بالا و توانایی حمل مقدار زیاد مهمات، آنها را از سایر موشك ها متمایز می سازد و همین موضوع، موجب رعب و وحشت و نگرانی می شود. با اینكه یك موشك بالستیك به خودی خود یك سلاح كشتار جمعی (WMD) محسوب نمی شود، ولی می تواند مقدار زیادی از انواع سلاح های كشتار جمعی را حمل كند و به عنوان یك منبع نگرانی برای كشورها به حساب آید.

تكنولوژی موشك های بالستیك هم پس از جنگ جهانی دوم نمو پیدا كرد و از دهه 1950 ابرقدرت هایی موشكی به وجود آمدند كه تهدیدی برای كشورهای دیگر محسوب می شدند. در این عرصه، اتحاد جماهیر شوروی یك سر و گردن از رقبای خود بالاتر بود. با گذشت زمان، قدرتش بیشتر و بیشتر می شد و همواره حرف اول را در این زمینه می زد. این مسئله، كشورهای دیگر- مخصوصاً رقیب سرسختش یعنی ایالات متحده آمریكا- را آزار می داد.

موشک بالستیک چیست؟

یك موشك بالستیك در حقیقت یك ماشین تحویل موشك- مولد، شامل سیستم رهیابی و محفظه حمل مهمات است كه اساساً علیه اهداف زمینی و سطحی مورد استفاده قرار می گیرد. انواع گوناگون موشك های بالستیك بر حسب برد، طبقه بندی می شوند. نوع خاصی از موشك های بالستیك وجود دارد كه از زیردریایی ها شلیك می شود و SBLM نام دارد.

sblm

 در ساخت موشك های بالستیك، مبحث «پیشران» كه مشخص كننده برد موشك است مهمترین مسئله محسوب می شود و پس از آن میزان توانایی حمل مهمات كه قدرت تخریب آن را افزایش می دهد.

موشك های بالستیك به موشك هایی می گویند كه تا ارتفاع بسیار بالایی اوج می گیرند(كه این قسمت راه با موتور روشن انجام می شود) و مابقی راه را با استفاده از نیروی جاذبه زمین به سمت هدف می روند كه مانند یك سقوط آزاد البته با هدایت صحیح است.

برخی از موشك های بالستیك حتی از جو زمین نیز خارج می شوند و با استفاده از یك ماشین ورود مجدد (RV) به جو باز می گردند كه برد بسیار بالایی دارند.

موشك های بالستیك از لحاظ برد به5 گروه زیر تقسیم می شوند:

1-موشك جنگی كوتاه برد با میزان برد 150 كیلومتر

2- موشك بالستیك كوتاه برد با میزان برد 150 تا 799 كیلومتر

3- موشك بالستیك میان برد با میزان برد 800 تا 2399كیلومتر

4- موشك بالستیك دوربرد با میزان برد 2400 تا 5499 كیلومتر

5- موشك بالستیك قاره پیما با میزان برد 5500 كیلومتر به بالا

ساختمان موشک

تفاوت میان موشک بالستیک و کروز

تفاوت میان این دو موشک در چگونگی عملکرد در مراحل نهایی است. موشک بالستیک به هنگام پرواز در جو زمین با سیستمهای کنترل پرواز همچون بالهای منحنی برای جریان هوای آیرودینامیکی و سکان و پره های بالابرنده که موشک را به صورت افقی و عمودی تراز می کنند  مسیر خود را تصحیح می کند . که در صورت پرتاب سیستمهای هشدار دهنده می توانند مسیر آنها را کشف و به مقابله بپردازند . در صورتیکه موشک کروز می تواند با سقف پرواز کم و مجهز به رادار کوچک و پرتوی مادون قرمز با استفاده از یک اشتباه در سپر پدافند دشمن از آن عبور کرده و هدف خود را نابود کند .

 

بخش دانش و فناوری سایت تبیان

+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 و ساعت 1:30 |
  


در انتهاى كوچه پس كوچه‏هاى غربت زده شهرِ دلم در انتظار تواى غريبه آشنا بى‏تابم، حيرانم؛
ديگر درياى هميشه جوشان چشمانم نمى‏جوشد و در برابر سهمگين‏ترين توفان‏ها به غرش در نمى‏آيد. ديگر اشكى نمانده، ديگر صبرى نمانده.
منادى حضورت، اى غياث الفقراء، حضور سبز تو را هميشه در آسمان و زمين ندا مى‏دهد. نوروزها، عاشوراها، جمعه‏ها پى در پى گذشتند و مى‏گذرند؛ ولى هيهات!
كاش اجل مهلتى مى‏داد تا شاهد ظهور سبزت باشم و اگر نه حتّى شاخه گلى خشكيده زير پاى مباركت گردم تا نشانى از انتظارها باشد.

مى‏رسد از راه مردى بانگاه سبزسبز

مى‏رسد با خنده‏اى از شاهراهى سبزسبز

مى‏رسد امّا دلش مثل من و تو تيره نيست‏

مهربان است و صميمى، بى‏گناهى سبزسبز

او كه مى‏آيد زمين را جمله عرفانى كند

تا بخواهى سرخ سرخ و تا بخواهى سبزسبز

او كه مى‏داند چگونه عشق را معنا كند

مى‏رسد امروز و فردا با عبايى سبزسبز

+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و سوم فروردین 1387 و ساعت 1:18 |
براساس گفته ی ابن سینا، فیلسوف و پزشک ایرانی، کدامیک از گیاهان معطر زیر به قلب و روح ما جانی تازه می بخشد؟

گیاهان؛ تقویت کننده روحیه معنویت

نقش گیاهان در ارتقاء روحیه معنوی پیروان آیین های دینی چون اسلام، مسیحیت، یهودیت و حتی هندوئیسم مسئله ای است که بسیاری از آن غافل مانده اند، اما با اندکی تأمل می توان دریافت که گیاهان دارویی و خوراکی نقش مهمی در ایجاد حس معنویت و تعادل فیزیکی و معنوی انسان دارند.

نعناع

بر اساس گزارش منابع اینترنتی، میشل کادوتو بوم شناس و نویسنده در مقاله خود درباره اثر گیاهان در معنویت ما، که در پایگاه اینترنتی خود منتشر کرده تصریح می کند: بر اساس کتاب پیدایش عهده عقیق، خداوند در مرکز بهشت درخت زندگی را کاشت که از شاخه های آن میوه خیر و شر آویخته شده بود. رودخانه از پایه درخت عبور می کرد و پس از انشعاب به چهار قسمت جاری می شد.

بسیاری از آیین های معنوی چون اسلام، مسیحیت، یهودیت و اعتقادات مردمان بومی سراسر دنیا داستان خلقت را به مثابه باغی توصیف می کنند که یک چهارم جهان بوده است. نقش برجسته این نماد در ایران باستان 6 هزار سال پیش نیز مشاهده شده است.

گیاهان میان این دایره در نقطه اتصال میان زمین و بهشت رشد می کنند و برای روح و جسم غذا محسوب شده و برای نیروهای شفا دهنده مورد استفاده قرار می گیرند.

درمان گیاهی باستانی اسلام که پایه ای برای طب یونانی امروز محسوب می شود، تصدیق می کند که سلامت زمانی حاصل می شود که فرد در چهار عنصر آب، خاک، هوا و آتش به تعادل دست یابد.

بیش از یک هزار سال پیش، ابن سینا، فیلسوف و پزشک ایرانی مسلمان تصریح کرد که اسطوخودوس یکی از بهترین گیاهان معطر محسوب می شود که به قلوب و روح ما جانی دوباره می بخشد. در میان سایر گیاهان معطر که چنین خاصیتی دارند می توان به گل رز، زعفران ، دارچین و هل اشاره کرد.

 بومیان آمریکایی نیز به منظور تطهیر و تزکیه روح از دود حاصل از سوزاندن گیاهان استفاده می کردند.

رایحه های قدرتمند گیاهان می تواند به تعادل سالم و نشاط منتهی شود. روغن سدر نفس روحانی و جسمانی ما را تقویت می کند، تعادل را برقرار، حس ارتباطی ما را تقویت کرده و از سیستم ایمن سازی ما حمایت می کند.

نعناع روحیه انسان را بالا برده، کندر به تقویت ایمان ما کمک کرده و تعادل را در زندگی حاکم می کند. گیاهان می توانند روح و جسم را تغذیه کنند. کتاب زهر یکی از کتاب های عرفانی و اصلی در دین یهودیت می آموزد که به واسطه خوردن، جسم و روح خود را شکل می دهیم. خوردن به معنای دعوت جسم روحانی به جسم فیزیکی و تغذیه روح است. به همین منظور طی عید یهودیان از گیاهان تلخی چون کاهوی رومین، موسیر یا جعفری استفاده می کنند. طعم این گیاهان یادآوری کننده رنجی است که قوم بنی اسرائیل هنگام بردگی در مصر متحمل شدند. تجربه این تلخی به فرد کمک می کند بر درد دیگران تأکید کرده و حس مهربانی و رحم را در خود پرورش دهد.

گیاهان همچنین در روزهای دینی و مراسم عبادی بسیاری از ادیان کاربرد دارد. مسلمانان طی ماه مبارک رمضان در پایان هر روز، زمان افطار بر اساس سنت نبوی از گلاب و خرما به عنوان طعامی استفاده می کنند که پیامبر روزه خود را افطار می کرده است.

در خانه بسیاری از مؤمنان مسیحی غذای سنتی که برای عید پاک و کریسمس تهیه می شود، از نظر گیاهی و ادویه های استفاده شده نسبت به سایر غذاهای سال غنی تر است.

پیروان آئین هندوئیسم نیز مراسم عبادی متعددی را برای ریحون یکیاز مقدس ترین گیاه هندوها آغاز می کنند. پس از تناول هر وعده از غذایی که در روز دینی سرو می شود، مؤمنان هندو اغلب زمانی را به تعمق درباره تجارب جمعی زندگی اختصاص می دهند و پس از آن زمانی را به استراحت و مراقبه می پردازند.

بابوبه، دارچین، رازیانه و کندر تمرکز آرام و مراقبه را در ما تقویت می کند. زمانی که به حس بیداری ژرف تری نیازمندیم گیاه بادیان رومی می تواند نیروهای ما را متمرکزتر کند. روغن اسطوخودس نیز ایجاد کننده آرامش و صلح است. از سوی دیگر رزماری حس وفاداری را افزایش داده و پیوندهای معنوی ما را از عشق تقویت می کند.

گیاهان می توانند ما را در تقویت رابطه و سایر مخلوقات و آفرینش های خداوند را در تعادل یاری کنند.

* مطالب مرتبط:

روش های درمانی در طب سنتی ایران

چگونگی روزه در آیین هندو،بودا و یهودیت

چگونگی روزه در دین اسلام و مسیحیت

سلامت در پناه معنویت

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 و ساعت 16:41 |

 
بسم الله الرحمن الرحيم

قرآن و اسرار آفرينش

قرآن مجيد براى تدريس علوم و فنون زندگى، كه بشر به نيروى تفكر مى‏تواند به آنها دست بيابد، نيامده است و هرگز پيامبر براى اين مبعوث نگرديده، كه علوم فيزيك و يا شيمى و يا ديگر مسائل رياضى و نجومى و فلكى را به ما بياموزد؛ زيرا قرآن -همان‏طور كه خود را معرفى كرده است - كتاب هدايت و تربيت است و هدف از نزول آن، رهبرى بشر به سوى خدا و رستاخيز و فضايل اخلاقى و سجاياى انسانى است.

از يك چنين كتابى نبايد انتظار داشت كه روش خياطى و معمارى به ما بياموزد و درباره انواع بيمارى‏ها و داروهاى آن و يا فرمول‏هاى رياضى و معادلات جبرى سخن بگويد؛ زيرا همه اينها از هدف يك كتاب تربيتى بيرون است.

ولى - با اعتراف به اين مطلب - گاهى قرآن در ضمن رهبرى بشر به مبدأ و معاد، يا در ميان سخن از قدرت بى‏پايان خدا، پرده از روى اسرارى برداشته است كه قبل از تحول اخير علمى، هيچ كس از آن آگاه نبود و اسرارى از جهان آفرينش را در خود منعكس كرده است كه نمى‏توان آن را معلول تصادف و يا نتيجه اطلاعات زمان دانست؛ زيرا نمى‏توان اطلاعات وسيع و گسترده پيامبر درس نخوانده را از عالم خلقت - كه فقط دانشمندان عصر حاضر در پرتو آلات و ابزار علمى بر آنها دست يافته‏اند - معلول تصادف دانست و گفت اين حقايق علمى بى‏اختيار بر زبان گوينده قرآن جارى شده است، هم‏چنان‏كه نمى‏توان آن را اثر اطلاعات زمان دانست؛ چون در زمان نزول قرآن از اين علوم و اطلاعات اثرى نبود؛ بلكه چاره‏اى جز اين نيست كه بگوييم آفريننده جهان همه اين اطلاعات را در اختيار او نهاده و از اين طريق، برگى زرين بر برگ‏هاى پرافتخار قرآن و تاريخ پيامبر اكرم افزوده است.

در تطبيق آيات قرآن بر اكتشافات عصر حاضر دو راه افراط و تفريط وجود دارد كه بايد از هر دو پرهيز كرد:

1. گروهى در تطبيق آيات قرآن بر علوم و دانش‏هاى روز، آن‏چنان افراط مى‏ورزند كه تو گويى قرآن جز براى تشريح اسرار آفرينش و بيان روابط موجودات مادى، هدف ديگرى ندارد در صورتى كه قرآن زندگى دنيوى را زندگى ناچيز و حيات و زندگى حقيقى را از آن سراى ديگر مى‏داند.(1)

بنابراين دليلى ندارد كه قرآن تنها براى آموزش چنين مسائلى آمده باشد و يا توجه آن به اين بخش، ديگر بخش‏ها و اهداف معنوى قرآن را تحت‏الشعاع خود قرار دهد.

2. گروهى از تشريح آيات مربوط به آفرينش انسان و جهان سخت امتناع ورزيده و هرگز حاضر نيستند آيه‏اى از آيات قرآن را به آن چه تاكنون بشر فهميده است، ناظر بدانند و در اين راه كوچك‏ترين انعطافى از خود نشان نمى‏دهند و از هر نوع اظهار نظر و تفسير مفاد آيات، خوددارى مى‏نمايند تو گويى يكى از اهداف قرآن، توجه انسان به اسرار خلقت (آن هم به منظور هدايت به مبدأ و معاد) نيست.

از اين رو تنها آن گروه مى‏توانند از قرآن بهره كامل ببرند كه در تمام اهداف قرآن، حزم و احتياط، اعتدال و ميانه‏روى را از دست ندهند و اين همان راهى است كه كوشش شده است در اين كتاب پى گرفته شود و با رعايت دو شرط زير، در تشريح آيات مربوط به سنن آفرينش و تطبيق آن با ديدگاه‏هاى دانشمندان عصر حاضر كوتاهى نشده است:

الف) دقت شده است كه تنها آن دسته از آيات مورد بحث قرار گيرد كه دلالت آنها بر نظريه‏هاى علمى روز واضح و روشن باشد.

ب) نظريه علمى كه آيه بر آن تطبيق مى‏گردد، از مسائلى باشد كه از دايره تئورى بيرون بوده و جزو حقايق مسلم علمى شود و در پرتو ابزار علمى و وسايل تحقيقى روز به صورت حقيقت ملموس در آمده باشد.

با توجه به اين دو شرط آيات مربوط به سنن آفرينش و تطبيق آنها با اكتشافات روز بررسى شده است.

به‏راستى قرآن كتاب نامتناهى و بى‏پايانى است و نسخه دوم طبيعت به‏شمار مى‏رود كه هر چه بينش‏ها وسيع‏تر و ديدها عميق‏تر شود و هر چه در باره آن تحقيقات و مطالعات زيادترى انجام گيرد، رموز و اسرار آن رخ مى‏نمايد و حقايق نوى از آن كشف مى‏شود.

از كتابى كه از جانب خداى نامتناهى براى هدايت بشر فرستاده شده است جز اين انتظار نيست. كتاب او بايد به‏سان خود او نامتناهى و ويژگى مقام ربوبى را دارا باشد و در نماياندن انتساب خود به حق و مبدأ عالم، به دليل و برهانى نياز نداشته باشد و به‏سان خورشيد، خويش را بنماياند و محيط را روشن سازد.

پيامبر عالى‏قدر در سخنان خود به خصيصه <نهايت ناپذيرى» قرآن اشاره مى‏كند و مى‏فرمايد:

<ظاهره أنيق وباطنه عميق لاتحصى عجائبه ولا تبلى غرائبه؛(2)

قرآن ظاهرى زيبا و باطنى عميق دارد. شگفتى‏هاى آن پايان نمى‏پذيرد و تازه‏هاى آن كهنه نمى‏شود».

امير مؤمنان نيز در يكى از خطبه‏ها به اين خصوصيت اشاره مى‏كند و مى‏فرمايد:

<سراجاً لا تخبو توقّده وبحراً لايدرك قعره؛(3)

قرآن مشعل فروزانى است كه فروغ و تابش آن به خاموشى نمى‏گرايد و درياى عميقى است كه فكر بشر به ژرفاى آن نمى‏رسد».

امروز اين حقيقت، براى دانشمندان كاملاً ملموس است و هر روز از قرآن حقايق تازه‏ترى را كشف مى‏كنند و يكى از علل جاودانى بودن قرآن همين است كه در هر عصرى، دانشمندان جهان به فراخور دانش و اطلاعات خود از آن بهره مى‏برند و نورافشانى آن، به دوره و زمانى و گروه و توده خاصى اختصاص ندارد.

با اين كه اين كتاب به صورت تفسيرى نارسا براى سوره رعد نگاشته شده و اين سوره علاوه بر اسرار آفرينش، در موضوعات گوناگونى بحث و گفتگو نموده است اما از آن جا كه در آغاز اين سوره از اسرار آفرينش به طرز بديعى سخن به ميان آمده، به طورى كه در هيچ سوره‏اى اين اندازه عنايت به بيان اسرار خلقت ديده نمى‏شود، نام كتاب با الهام از نخستين فصول كتاب، قرآن و اسرار آفرينش انتخاب شد.

اين كتاب قبلاً به صورت سلسله مقالاتى در مجله مكتب اسلام در بخش تفسير چاپ شده است و اكنون به صورت كتاب و به نحو كامل‏ترى به خوانندگان گرامى تقديم مى‏گردد شايد چراغى فرا راه پيروان قرآن باشد و تمام طبقات، مخصوصاً نسل جوان را با حقايق نورانى قرآن آشنا سازد.

قم، حوزه علميه - آية الله جعفر سبحانى‏

11 فروردين 1354 / 17 ربيع الاول 1395


1. <وَ ما هذِهِ الْحَيوةُ الدُّنْيا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الآخِرَةَ لَهِىَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ؛ زندگى دنيا بازيچه‏اى بيش نيست و زندگى حقيقى، زندگى سراى ديگر است اگر بدانند» - عنكبوت (29) آيه‏64.

2. اصول كافى، ص 591.

3. نهج البلاغه، خ 193.

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 و ساعت 1:36 |

Iran Map - Culture & Real Lands - سرزمین های واقعی ایران زمین

يك پيشنهاد : تشکیل اتحادیه کشورهای وارث تمدن مشترک ایران- متن روزنامه ایران

سه سال است كه قرن بيستم با تمام تحولات سياسي ـ اجتماعي، اقتصادي، علمي ـ فرهنگي و نظامي ويژه خود گذشت. قرن بيستم براي دولتهاي ملي ـ كه بسياري از آنان سالها تحت استعمار بوده است و علاوه بر استعمار، لطمات جبران ناپذيري نيز از جنگ جهاني اول و دوم ديده اند ـ شرايط و مقتضيات خاص داخلي، منطقه اي و بين الملل را به همراه آورد كه مهمترين آنها، همكاريهاي گسترده تر بين دولتها بود. ضرورت اين همكاري باعث همگرايي و به وجود آمدن اتحاديه هاي مختلف سياسي ـ اقتصادي و حتي نظامي شد كه موفق ترين آنها را بايد اتحاديه اروپا دانست. روند همگرايي اروپا كه از سالهاي پس از جنگ جهاني دوم و دقيقاً پس از تقسيم اروپا به دو بلوك شرقي و غربي و با همكاري در زمينه صادرات زغال سنگ، بين چند كشور بلوك غربي اروپا آغاز شد، در پايان اين قرن به تشكيل اتحاديه اروپا، با پارلمان واحد، پول واحد و... (و حتي تصويب ارتش دفاعي اروپا در چند روز اخير) انجاميد. موفقيتهاي اين اتحاديه، الهام بخش همكاريهاي بيشتر سازمانها و اتحاديه هاي ديگر شد كه از جمله اتحاديه عرب و آسه آن نيز ايجاد پول واحد را در دستور كار خود قرار دادند.
از جمله اتحاديه هايي كه ايران در آن عضويت دارد، «اكو» است كه قبل از انقلاب اسلامي با عضويت سه كشور ايران، پاكستان و تركيه تشكيل شد و پس از استقلال جمهوري هاي آسياي مركزي و روي كار آمدن دولت مستقل در افغانستان تعداد اعضاي آن به ۱۰ كشور رسيد.

عليرغم افزايش كمي اعضا، همكاري در چارچوب اين اتحاديه از سطح كيفي خوبي برخوردار نبود؛ زيرا در چارچوب اين اتحاديه عدم سنخيتهاي سياسي ـ فرهنگي به ويژه رقابتهاي سياسي بين تركيه و ايران ( از جمله در قفقاز كه مبتني بر سكولاريسم و رؤياي پان تركيسم حاكم بر زمامداران تركيه است) از يك سو، و ايران و پاكستان ( بويژه در افغانستان بعد از آزادي) از سوي ديگر، هر گونه همكاري اقتصادي را تحت الشعاع قرار داده است. سازمان كنفرانس اسلامي نيز به دليل «وسعت زياد» نمي تواند چارچوب مناسبي براي «همكاري كوتاه مدت و ميان مدت مبتني بر منافع ملي و حتي اسلامي باشد؛ بنابراين همگرايي سياسي، اقتصادي و فرهنگي ايران بويژه با كشورهاي همسايه كه مبتني بر تاريخ و فرهنگ و تمدن مشترك باشد، ضرورت مي يابد؛ از جمله اين كشورها كه سابقه تاريخي ـ فرهنگي مشتركي نيز با ما دارند، مي توان ازجمهوري آذربايجان، افغانستان، تاجيكستان، تركمنستان و ازبكستان نام برد.

همگرايي ايران با كشورهاي فوق به دلايل زير معقول به نظر مي رسد:

از نظر تاريخي، همه كشورهاي پيرامون ايران ( به جز تركيه) تاريخ مشتركي طولاني و وابسته به تمدن و فرهنگ «ايران قديم» دارند؛ جمهوري آذربايجان، افغانستان، تاجيكستان، تركمنستان، اربكستان، ارمنستان، گرجستان و حتي پاكستان و عراق جزيي از تاريخ تمدن و فرهنگ عظيم ايران قديم بوده اند و سهم قابل توجهي در شكل گيري و رونق آن داشته اند. فرهنگ و تمدن ايران قديم بدون رودكي، ابوعلي سينا و بلخ، بدون نظامي گنجوي و گنجه، بدون غزنويان و هرات و قندهار، بدون ابراهيم ادهم، سمرقند و بخارا؛ بدون مرو و لاهور، نجف و كربلا، و كردان غيور خطه عراق و بدون بسياري ديگر از عناصر ديگر خود كه در حال حاضر در خارج از چارچوب سياسي ـ جغرافيايي فعلي كشور ايران قرار دارند، معنا و مفهومي ندارد؛ همان گونه كه كشورهاي فوق نيز به اين سهم خود در تاريخ و تمدن و فرهنگ ايران قديم واقف بوده اند و با انكار آن هويتي راستين نخواهند داشت.

از نظر موقعيت جغرافيايي و شرايط اقتصادي نيز ايران و كشورهاي پيرامون، مكمل يكديگر محسوب مي شوند؛ انحصار كشورهاي افغانستان، تاجيكستان، ازبكستان، ارمنستان و تا حدودي (تركمنستان و جمهوري آذربايجان) در خشكي و موقعيت منحصر به فرد ايران در ژئو پوليتيك منطقه، آينده اين كشورها را نيز همچون گذشته به هم پيوند زده است. بنابراين، مي توان گفت تنها مسأله اي كه باعث شد از بدو برقراري آرامش نسبي در افغانستان و سپس استقلال جمهوري هاي آسياي مركزي و قفقاز، اين همگرايي به مرز عينيت نزديك نشود، گرايش رهبران اين كشورها به سوي چارچوبهاي صرفاً اسلامي (بويژه از سوي رهبران ايران) و يا تمدن غرب و اروپا (اكثراً از سوي كشورهاي آسياي مركزي و قفقاز) بود.

اينك و پس از گذشت سالها كه براي بسياري از ناظران و صاحب نظران سياسي روشن شد كه اتحاديه اروپا مرزي به نام دين اسلام براي خود قائل است و «اتحاديه عرب» چيزي جدا و فروتر از سازمان كنفرانس اسلامي بوده و حريم عربي اي كه آن اتحاديه براي خود قائل است، كاملاً معقول، منطقي و لازم است ما نيز از تكروي سياسي ـ اقتصادي دست بر داريم و با محور قرار دادن «فرهنگ و تمدن ايران قديم» همگرايي و همكاري گسترده تري را با همسنخهاي فرهنگي و هم پيوندهاي اقتصادي خود آغاز كنيم؛ همگرايي اي كه در راستاي تأمين «منافع ملي» و حفظ «استقلال و تماميت ارضي» همه كشورهاي همگرا، در سطحي پايين تر از سازمان كنفرانس اسلامي و همسو با منافع جهان اسلام خواهد بود؛ همگرايي در «اتحاديه كشورهاي مستقل وارث تمدن ايراني».

به عنوان طرحي اوليه ـ كه لازم است از سوي صاحب نظران و كارشناسان ملي همه كشورها بويژه ايران مورد بررسي و كنكاش بيشتر قرار گيرد ـ نگارنده پيشنهاد مي كند كه اتحاديه فوق با شركت كشورهاي: ايران، جمهوري آذربايجان، افغانستان، تاجيكستان، اربكستان، تركمنستان، پاكستان، ارمنستان، گرجستان، عراق و بحرين و در راستاي اهداف زير تشكيل شود:

۱ـ تحقيق و پژوهش در باره تاريخ و پيشينه سياسي، فرهنگي و علمي كشورهاي عضو؛ در راستاي شناخت سهم هر يك از كشورها در «تمدن و فرهنگ ايران قديم»؛

۲ـ گسترش و تعميق همكاريهاي اقتصادي بين كشورهاي عضو؛ با هدف ايجاد بازار آزاد اقتصادي بين كشورهاي عضو اتحاديه و تشكيل منطقه يكپارچه اقتصادي؛

۳ـ سرمايه گذاريهاي مشترك در پروژه هاي اقتصادي ـ صنعتي داخل و خارج از اتحاديه؛

۴ـ زمينه سازي و تمهيد شرايط براي ايجاد «پول واحد» بين كشورهاي عضو اتحاديه؛

۵ ـ گسترش همكاري در زمينه هاي امنيتي و انتظامي و مبارزه با مواد مخدر و جرايم سازمان يافته بين المللي؛ با هدف كاهش ميزان جرم در كشورهاي عضو؛

۶ـ اطلاع رساني و آشنايي شهروندان كشورهاي عضو با فرهنگ و جاذبه هاي گردشگري هر يك از اعضا و تسهيل شرايط و امكانات براي مسافرتهاي سياحتي و زيارتي؛ با هدف گسترش صنعت توريسم و گردشگري بين كشورهاي عضو اتحاديه؛

۷ـ گسترش همكاريهاي علمي ـ دانشگاهي ميان كشورهاي عضو؛ با هدف احيا و استفاده بهينه از منابع و دستاوردهاي علمي و عملي دوران گذشته همه كشورهاي عضو؛

۸ـ همكاري كشورها در زمينه هاي مختلف فرهنگي؛ از جمله انتشار كتاب، ساخت فيلم و سريال، نوشتن فيلمنامه و... در موضوعات مربوط به تاريخ كشورها و سهم هر يك از آنان در «تمدن و فرهنگ ايراني»؛
۹ـ همكاريهاي آموزشي ـ اجتماعي براي ريشه كني بي سوادي در كشورهاي عضو؛

اميد است كه كارشناسان و صاحب نظران علمي همه كشورهاي مذكور اين موضوع را با جديت مورد بحث و تبادل نظر قرار دهند و سپس رهبران سياسي كشورها نيز بيش از اين، اين فرصت تاريخي را در جهت اعتلاي ملي از دست ندهند و به سوي تأمين هر چه بهتر و بيشتر منافع ملي ملتهايشان گام بردارند.

 

..................................................

 

وظیفه دستگاه دیپلماسی ایران در عصر سازمانهای فراملی هویتی

وظیفه دستگاه دیپلماسی ایران در عصر سازمانهای فراملی هویتی

  مجلس شوراى اسلامى در جلسه عصر چهارشنبه ۸۴/۶/۲ با رأيى بالا «منوچهر متكى» ديپلمات باسابقه را به عنوان وزير امور خارجه ايران براى چهار سال آينده برگزيد.

«منوچهر متكى در زمانى وزير امور خارجه ايران مى شود كه در پى پيشنهاد قزاق ها به ايجاد يك اتحاديه ترك زبان در آسياى مركزى (مركب از قزاقستان، قرقيزستان و ازبكستان) بار ديگر صحبت از اتحاد سه كشور فارسى زبان «تاجيكستان»، «افغانستان» و «ايران» - كه ۲۴ قرن سرزمين واحدى به نام ايران را تشكيل مى دادند - در ميان است. روسيه، چين و هند به ايجاد اين اتحاديه تمايل ضمنى دارند»(۱) اين خبرى بود كه در لابه لاى گزارش هاى شبكه هاى تلويزيونى آمريكا، در اخبار بامدادى يكشنبه (۳/۵ بعدازظهر ۸۴/۵/۲۳ به وقت تهران) پخش شد و روزنامه «همشهرى» در روز بعد، آن را در ستون «تازه هاى رسانه ها» آورد.

پيشنهاد قزاق ها از چند حيث براى ما مردم ايران و همچنين دست اندركاران سياست خارجى و بويژه شخص آقاى متكى قابل توجه است.

اول اين كه دليلى بر صحت مدعاى برخى انديشمندان است كه معتقدند قرن بيست و يك «قرن اتحاديه ها و سازمان هاى بين المللى» است. دوم اين كه هم اين كشور و هم دو كشور قرقيزستان و ازبكستان در سازمان همكارى هاى اقتصادى (اكو) و جامعه كشورهاى مستقل مشترك المنافع (CIS) عضويت دارند؛ بنابراين مى توان گفت كه اتحاديه ها و سازمان هاى بين المللى قرن بيست و يك چيزى فراتر از سازمان هاى تأسيس شده براى همكارى هاى اقتصادى هستند. به بيان ديگر، قرن بيست و يك قرن اتحاديه ها و سازمان هاى فراملى «هويتى» است.
اتحاديه اروپا به عنوان نماد و پيشقراول چنين اتحاديه هايى مطرح است؛ زيرا همان گونه كه «ژان مونه» از فعالان اصلى ايجاد اتحاديه اروپاى واحد، پيشقراول همگرايى اروپايى و پدر اروپاى واحد گفته است وحدت اروپا نه فقط براى اروپاييان، بلكه به عنوان الگويى براى ديگران ارزشمند است. اتحاديه اروپا در واقع الگويى براى بسيارى از سازمان هاى جديدى شد كه توانستند براى انسجام هويت فراملى به همكارى نزديك تر روى آورند و در چارچوب يك سازمان تشكل يابند. جامعه عرب «آسه آن» و اتحاديه آفريقا از اين جمله اند.
بر خلاف اروپا كه در لابه لاى تاريخ، با گسترش امپراتورى روم، سابقه اى ذهنى از وحدت و يكپارچگى رسمى در ذهن داشتند و يا قسمت اعظم جامعه عرب فعلى كه در دوران اسلامى با فتوحات مسلمانان، تحت هويتى اسلامى در سيطره خلفا بودند (بويژه در زمان خلافت بنى اميه و بنى عباس) از نظر تاريخى
۱۰ كشور عضو آسه آن و ۵۲ كشور عضو اتحاديه آفريقا هيچ گاه به شكلى مستمر و ماندگار عضو امپراتورى واحدى نبوده اند؛ اما اين كه چگونه اين گونه كشورها به سوى انسجام هويتى در چارچوب سازمانى فراملى مى روند را بايد در نگاه رهبران اين كشورها بويژه دست اندركاران سياست خارجى آن جست وجو كرد نگاهى كه با تمركز بر قرابت هاى فرهنگى و منطقه اى همكارى سازمانى كشورهاى همسنخ همسايه را براى پيشرفت و توسعه پايدار در دستور كار خود قرار داده است.
حال براى اين كه وضعيت كشورمان را در چنين سازمان هاى فراملى هويتى دريابيم، بايد به مرور كوتاه آن بپردازيم.
ايران يكى از
۱۹۰ كشور عضو سازمان ملل متحد است كه در سازمان كنفرانس اسلامى جنبش غيرمتعهدها، اوپك (سازمان كشورهاى صادر كننده نفت)، اكو و ... نيز عضويت دارد. در ميان اين سازمان ها، سازمان كنفرانس اسلامى، سازمانى وسيع است كه به دليل گستردگى بسيار، تنوع حكومت ها و اختلاف بسيار در سطح توسعه اعضا نمى تواند چارچوب مناسبى براى تأمين منافع ملى در قالب همكارى هاى كوتاه مدت و ميان مدت اقتصادى، سياسى، فرهنگى و... باشد. شاهد اين مدعا، حضور كشورهاى عضو آن در سازمان هايى كوچكتر است. به عنوان نمونه، همه كشورهاى عرب عضو سازمان كنفرانس اسلامى در «جامعه عرب» نيز عضويت دارند و شش كشور حوزه خليج فارس (كويت، عربستان سعودى، عمان، بحرين، امارات متحده عربى و قطر) علاوه بر جامعه عرب، براى تأمين بيشتر منافع ملى در «شوراى همكارى خليج فارس» نيز همكارى مى كنند. «كشورهاى مسلمان» جنوب شرق آسيا؛ چون مالزى، اندونزى و برونئى نيز به سازمان كنفرانس اسلامى بسنده نكرده اند و به همراه «كشورهاى غيرمسلمان» ديگرى چون فيليپين، لائوس، ويتنام، ميانمار، كامبوج، تايلند و سنگاپور ده كشور عضو «آسه آن» را تشكيل مى دهند كه با توجه به نام اين سازمان (انجمن ملت هاى جنوب شرق آسيا) و قرابت هاى فرهنگى و تاريخى ميان كشورهاى عضو، بايد اين سازمان را نيز يك سازمان هويتى فراملى به حساب آوريم.
اما جايگاه ايران در سازمان هاى فراملى هويتى كوچكتر از سازمان كنفرانس اسلامى چيست؟
«جنبش عدم تعهد» به دليل تنوع اعضا و گستردگى جغرافيايى و همچنين محوريت همكارى سياسى از سازمان كنفرانس اسلامى هم به مراتب ناهمگون تر است. «اوپك» هم همان گونه كه از نامش پيداست سازمانى براى همكارى همه كشورهاى صادركننده نفت براى كنترل بهتر اين محصول در بازارهاى جهانى است. «اكو» كه نام اختصارى سازمان همكارى هاى اقتصادى است، سازمانى صرفاً اقتصادى است و براى تبديل شدن به سازمان فراملى هويتى اصلاً مناسب به نظر نمى رسد، چرا كه به دليل وجود سه قدرت منطقه اى رقيب در آن (ايران، پاكستان و تركيه) و نبود شاخص هويتى محورى (تاريخ، زبان و فرهنگ) مشترك، قابليت هاى يك سازمان فراملى هويتى را ندارد. به دليل همين نقيصه است كه تركيه، عضو قديمى اكو به خاطر وجود سه درصد خاك آن در اروپا و وراثت بخشى از قلمرو روم شرقى، براى ورود به اتحاديه اروپا حتى دست به تغيير قانون اساسى خود مى زند (
۲) و يا قزاقستان كه با حدود ۱۴ سال سابقه عضويت در اكو، به دنبال تشكيل سازمانى فراملى هويتى حتى با دو عضو تكرارى ديگر اكو است.
با اين روند مى توان گفت كه قرن بيست و يكم شاهد تشكيل اتحاديه فراملى هويتى جديد و يا گسترش سازمان هاى قبلى خواهد بود؛ اما جايگاه شايسته ايران در چنين سازمان هايى چگونه خواهد بود، سؤالى است كه سياست گذاران كشور در سطح كلان و بويژه دست اندركاران جديد سياست خارجى بايد به آن پاسخ دهند.
به طور قطع ايران به دليل اين كه وارث بزرگ فرهنگ و تمدن ايران قديم است و كشورهاى همزبان و همسنخ فرهنگى را در همسايگى مرزهاى شرقى و شمالى خود دارد، از ظرفيت هاى لازم براى تشكيل يك سازمان فراملى هويتى در منطقه برخوردار است؛ سازمانى كه مى تواند بر دو محور زبان مشترك و يا فرهنگ مشترك پا به عرصه وجود نهد.
اگر همان گونه كه در خبر فوق الذكر آمده، چنين سازمانى بر محور زبان مشترك تأسيس شود، سه كشور ايران، افغانستان و تاجيكستان را در بر خواهد گرفت كه در اين صورت سازمانى با وسعتى بيش از
۲ ميليون و ۴۴۰ هزار كيلومتر مربع وسعت و ۹۲ ميليون ۷۰۸ هزار نفر جمعيت خواهد بود (جدول شماره يك). همان گونه كه پيداست چنين سازمانى على رغم يكدستى و آشكار بودن عناصر هويتى بويژه «زبان فارسى» در تأمين منافع ملى اين كشورها چندان مناسب نيست و كشورهاى ديگر منطقه (ازبكستان، جمهورى آذربايجان، تركمنستان و ...) را على رغم اشتراكات تاريخى و فرهنگى بسيار در برنمى گيرد؛ در حالى كه اگر اين سازمان بر محور «فرهنگى و تمدن مشترك ايران قديم» تشكيل شود، ضمن در بر داشتن تمام كشورهاى همسنخ فرهنگى منطقه، جنبه  هم پوشانى اقتصادى نيز خواهد داشت و در نهايت، با وسعتى بالغ بر ۶ ميليون و ۴۸۱ هزار كيلومتر مربع و جمعيتى حدود ۱۵۷ ميليون و ۹۱۳ نفر، سازمانى مناسب براى همكارى هاى همه جانبه و تأمين منافع ملى اعضا و بازارى جذاب براى كشورها و اتحاديه هاى منطقه اى ديگر خواهد بود.
لازم به يادآورى است كه تشكيل چنين اتحاديه اى مى تواند به صورت گام به گام صورت گيرد، يعنى ابتدا كشورهاى با قرابت فرهنگى و تاريخى بيشتر مانند ايران، افغانستان، تاجيكستان، تركمنستان و ... (البته با محوريت فرهنگ و تمدن مشترك) اين اتحاديه را بنيان نهند و سپس با توجه به اوضاع سياسى داخلى كشورها و شرايط منطقه اى و جهانى، با دعوت از كشورهاى همسنخ ديگر آن را گسترش دهند. بنابراين بافرض «مناسب بودن شرايط در آينده» و پيوستن پاكستان به اين اتحاديه شمار اعضاى آن به
۱۱ كشور خواهد رسيد كه همكارى همه جانبه كشورهاى عضو را با جمعيت بيش از ۲۸۹ ميليون و ۳۴۷ هزار نفر در قلمروى حدود ۷ ميليون و۲۷۷ هزار و ۱۹۰ كيلومتر مربع تحقق خواهد بخشيد؛ اتحاديه اى كه مى تواند همه منطقه را به سوى توسعه و پيشرفت رهنمون شود.
حال اين كه آيا دست اندركاران جديد سياست خارجى ايران؛ بويژه شخص وزير امور خارجه جديد تا چه اندازه ضرورت تشكيل اين چنين اتحاديه اى را احساس و براى عملى ساختن آن اقدام مى كنند،

 پایگاه گسترش دهنده این اتحادیه :

http://armanins.com/

 

روزنامه ایران منبع این خبر :

http://www.iran-newspaper.com/1382/821002/html/attach%202.htm

 منبع:

گردآوری و پژوهش از پایگاه اتحادیه کشورهای وارث تمدن ایران , پایگاه تاریخ و فرهنگ ایران ارشام پارسی

 www.ariarman.com/Iran_Confederation.htm

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387 و ساعت 0:44 |
کدامیک از نرم افزارهای زیر مربوط به آنالیز سخت افزار است؟

نسخه جدید و آزمایشی نرم افزار قدرتمند اِورست (EVEREST) با قابلیتهای متعدد بررسی سخت افزاری منتشر شد. این نرم افزار با امکانات فراوان مونیتورینگ مجموعه سخت افزارهای موجود در یك کامپیوتر می تواند تا 100 صفحه اطلاعات پیرامون سیستم شما ارائه كند.

مواردی كه می تواند اطلاعاتی از آن توسط نرم افزار EVEREST ارائه شود عبارتند از:

- اطلاعات مهم و دقیق در مورد مادربورد و بایوس آن، سی پی یو، DMI، تنظیمات AGP، لیست ماژولهای حافظه SPD، اطلاعات زمانی DRAM، تنظیمات DMI و …
- اطلاعات جزئی و دقیق در مورد كارت گرافیك، درایورهای آن و مونیتور شامل اطلاعات DDC ، شماره سریال مونیتور، قابلیتهای پشتیبانی شونده ویدئویی، جزئیات GPU ، لیست قابلیتهای Open GL و Direct 3D
- اطلاعاتی كامل در مورد هارد دیسك و درایوهای نوری كامپیوتر شامل شناسایی اتوماتیك IDE ، لیست قطعات اسكازی و ASPI و اطلاعات كاملی از وضعیت پارتیشنها
- اطلاعات جزئی و دسته بندی شده در مورد كارت شبكه ، كارت صدا ، ماوس ، كیبورد ، گیم پد ، لیست آی پی و دی.ان.اس سیستم ، بررسی ترافیك شبكه
- و دهها اطلاعات جزئی دیگر ...

از دیگر امكانات این نرم افزار می توان به قابلیت مقایسه سخت افزاری آن اشاره كرد.

تصاوير:
کلیک کنید
دانلود: Everest Ultimate Edition v4.20.1291 Beta

www.winbeta.net

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 و ساعت 8:24 |
میزبانی المپیک 2012 بر عهده کدام کشور است؟

لندن‎ ـ انتخاب‎ انگليـس‎ بـراي‎ ميـزبـانـي‎ بازيهاي‎ المپيك‎ 2012 گرچه‎ شادمانـي‎ مـردم‎ اين‎‎ كشور را موجب‎ شد اما براي‎ فعالان بخـش‎ ساختمان‎ سازي‎‎ خبر خوشايندي نبود.
به‎‎‎نوشتـه روزنـامـه اينـديـپنـدنـت‎, كارشناسـان‎ مي‎گويند دستكم‎ 3 ميـليــارد و 400ميـليــون‎ پـونـد بـايـد بـراي‎ احـداث تاسيسات‎ مورد نيـاز اين‎‎ بازيها ساختـمـان سازي‎ شود. اينديپندنت‎ مي‎افـزايـد بـراي‎ ايجـاد ايـن‎ تاسيسات‎ ساليانه‎‎ سه هـزار كـارگـر مـاهـر ساختماني‎ جديد نياز است‎ كـه‎ ايـن‎ مـوضـوع مشكلات‎ كمبود نيروي‎ كـار مـاهـر راتشـديـد مي‎كند.
به‎‎‎ نوشته اين‎‎ روزنامه انگليسي‎,فعالان بخش‎‎ ساختمان‎ سازي‎ پيش بيني‎‎ ميكـننـد بــه‎ علـت‎‎ افزايش‎ قيمت مصالح‎ و همچنين‎ كمـبـود نيروي‎‎ كار, اين‎ بخش‎ بـا مـشكــلات‎ زيــادي روبـرو خواهد بود.

http://www.iribnews.ir/Full_fa.asp?news_id=103380152486843

+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیستم فروردین 1387 و ساعت 8:12 |

الا اي رهگذرمنگرچنين بيگانه برگورم

چه مي خواهي؟چه مي جويي؟در اين كاشانه عورم

چسان گويم؟ چسان گريم؟ حديث قلب رنجورم

ازاين خوابيدن در زير سنگ و خاك و خون خوردن نمي داني!چه مي داني كه آخر چيست منظورم

تن من لاشه فقراست و من زنداني زورم كجامي خواستم مردن حقيقت كرد مجبورم چه شبهاتا سحر عريان بسوز فقرلرزيدم چه ساعتها كه سرگردان بساز مرگ رقصيدم

ازاين دوران آفت زا چه آفتها كه من ديدم

سكوت زجر بودو مرگ بودوماتم وزندان

هرآن باري كه من از شاخسار زندگي چيدم

فتادم در شب ظلمت بقعرخاك پوسيدم ز بسكه با لب محنت زمين فقر بوسيدم كنون كز خاك غم پر گشته اين صد پاره دامانم چه مي پرسي كه چون مردم چسان پاشيده شدجانم

چرا بيهوده اين افسانه هاي كهنه برخوانم

ببين پايان كارم را و بستان دادم از دهرم


كه خون ديده آبم كردوخاك مرده ها نانم

همان دهري كه باپستي بزندان كوفت دندانم بجرم اينكه انسان بودم و مي گفتم انسانم ستم خونم بنوشيد و بكوبيدم به بد مستي وجودم حرف بي جايي شد اندرمكتب هستي شكست وخرد شد افسانه شد روزم بصد پستي

كنون اي رهگذر در قلب اين سرماي سرگردان

بجاي گريه بر قبرم بكش باخون دل دستي كه تنها قسمتش زنجير بود از عالم هستي نه غمخواري نه دلداري نه كس بودم دراين دنيا در عمق سينة زحمت نفس بودم دراين دنيا

همه بازيچهء پول و هوس بودم دراين دنيا

پروپا بسته مرغي در قفس بودم دراين دنيا

بشبهاي سكوت كاروان تيره بختيها

سراپا نغمه عصيان جرس بودم دراين دنيا

بفرمان حقيقت رفتم اندر قبر با شادي که تا بیرون کشم از قعر ظلمت نعش آزادی

+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیستم فروردین 1387 و ساعت 0:48 |
کوهنورد

كوهنوردي مي‌‌خواست به قله‌ای بلندی صعود كند. پس از سال‌ها تمرين و آمادگي، سفرش را آغاز كرد. به صعودش ادامه داد تا اين كه هوا كاملا تاريك شد. به جز تاريكي هيچ چيز ديده نمي‌شد. سياهي شب همه جا را پوشانده بود و مرد نمي‌توانست چيزي ببيند حتي ماه و ستاره‌ها پشت انبوهي از ابر پنهان شده بودند. كوهنورد همان‌طور كه داشت بالا مي‌رفت، در حالي كه چيزي به فتح قله نمانده بود، پايش ليز خورد و با سرعت هر چه تمام‌تر سقوط كرد. سقوط همچنان ادامه داشت و او در آن لحظات سرشار از هراس، تمامي خاطرات خوب و بد زندگي‌اش را به ياد مي‌آورد. داشت فكر مي‌‌كرد چقدر به مرگ نزديك شده است كه ناگهان دنباله طنابی که به دور كمرش حلقه خورده بود بين شاخه های درختی در شيب کوه گير کرد و مانع از سقوط كاملش شد. در آن لحظات سنگين سكوت، که هيچ اميدی نداشت از ته دل فرياد زد: خدايا كمكم كن !
ندايي از دل آسمان پاسخ داد از من چه مي‌خواهي؟

- نجاتم بده خدای من
!
- آيا به من ايمان داري؟

- آري. هميشه به تو ايمان داشته‌ام

- پس آن طناب دور كمرت را پاره كن
!
كوهنورد وحشت كرد. پاره شدن طناب يعني سقوط بي‌ترديد از فراز كيلومترها ارتفاع. گفت: خدايا نمي‌توانم
.
خدا گفت: آيا به گفته من ايمان نداري؟

كوهنورد گفت: خدايا نمي توانم. نمي‌توانم
.
روز بعد، گروه نجات گزارش داد كه جسد منجمد شده يك كوهنورد در حالي پيدا شده كه طنابي به دور كمرش حلقه شده بود و تنها یک متر با زمين فاصله داشت...

+ نوشته شده توسط در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 و ساعت 15:8 |
جواب امروز در ادامه مطلب آمده است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در دوشنبه نوزدهم فروردین 1387 و ساعت 15:6 |
کدام گزینه ی زیر از انواع نانو حسگرها (از لحاظ ساختاری) نیست؟

حسگر چیست؟

حسگر یک وسیله ی الکتریکی است که تغییرات فیزیکی یا شیمیایی را اندازه گیری می کند وآنها را به سیگنالهای الکتریکی تبدیل می نماید. حسگرها درواقع ابزار ارتباط ربات با دنیای خارج وکسب اطلاعات محیطی ونیز داخلی می باشند، ویا به طور کلی ابزارهایی هستند که تحت شرایط خاص ازخود واکنشهای پیش بینی شده ومورد انتظار نشان می دهند. شاید بتوان دماسنج را جزء اولین حسگرهایی دانست که بشرساخت .

ساختار کلی یک حسگر:

درطراحی یک حسگر دانشمندان علوم مختلف مانند بیوشیمی، بیولوژی، الکترونیک، شاخه های مختلف شیمی و فیزیک حضوردارند. قسمت اصلی یک حسگرشیمیایی یا زیستی عنصرحسگر آن می باشد. عنصرحسگر در تماس با یک آشکارساز است. این عنصرمسئول شناسایی و پیوند شدن با گونه ی مورد نظر در یک نمونه ی پیچیده است. سپس آشکارساز سیگنالهای شیمیایی را که در نتیجه ی پیوند شدن عنصرحسگر با گونه ی موردنظر تولید شده است را به یک سیگنال خروجی قابل اندازه گیری تبدیل می کند. حسگرهای زیستی بر اجزای بیولوژیکی نظیرآنتی بادی ها تکیه دارند. آنزیمها ، گیرنده ها یا کل سلولها می توانند به عنوان عنصر حسگرمورد استفاده قرار گیرند.

خصوصیات حسگرها:

یک حسگرایده آل باید خصوصیات زیررا داشته باشد :

1. سیگنال خروجی باید متناسب با نوع و میزان گونه ی هدف باشد.

2. بسیار اختصاصی نسبت به گونه مورد نظر عمل کند.

3. قدرت تفکیک و گزینش پذیری بالایی داشته باشد.

4. تکرارپذیری و صحت بالایی داشته باشد.

5. سرعت پاسخ دهی بالایی داشته باشد. ( درحد میلی ثانیه )

6. عدم پاسخ دهی به عوامل مزاحم محیطی مانند دما ، قدرت یونی محیط و …

 

نانوحسگرها

با پیشرفت علم در دنیا و پیدایش تجهیزات الکترونیکی و تحولات عظیمی که در چند دهه ی اخیر و درخلال قرن بیستم به وقوع پیوست نیاز به ساخت حسگرهای دقیق تر،کوچکتر و دارای قابلیتهای بیشتر احساس شد. امروزه از حسگرهایی با حساسیت بالا استفاده می شود به طوریکه در برابر مقادیر ناچیزی از گاز، گرما و یا تشعشع حساس اند. بالا بردن درجه ی حساسیت، بهره و دقت این حسگرها به کشف مواد و ابزارهای جدید نیاز دارد. نانو حسگرها، حسگرهایی در ابعاد نانومتری هستند که به خاطرکوچکی و نانومتری بودن ابعادشان از دقت و واکنش پذیری بسیار بالایی برخوردارند به طوری که حتی نسبت به حضور چند اتم از یک گاز هم عکس‌العمل نشان می دهند.

انواع نانو حسگرها:

نانوحسگرها براساس نوع ساختارشان به سه دسته ی نقاط کوانتومی ، نانولوله های کربنی و نانوابزارها تقسیم بندی می شوند:

1.استفاده از نقاط کوانتومی درتولید نانو حسگرها:

نقاط کوانتومی به عنوان بلورهای نیمه هادی کوچک تعریف می شوند. با کنترل ابعاد نقاط کوانتومی، میدان الکترومغناطیسی نور را دررنگها و طول موجهای مختلف، منتشرمی کند. به عنوان مثال، نقاط کوانتومی از جنس آرسنیدکادمیوم با ابعاد 3 نانومتر نور سبز منتشر می کند؛ درحالی که ذراتی به بزرگی 5/5 نانومتر از همان ماده نور قرمز منتشرمی کند. به دلیل قابلیت تولید نور در طول موجهای خاص نقاط کوانتومی ، این بلورهای ریز در ادوات نوری به کارمی روند. دراین عرصه از نقاط کوانتومی در ساخت آشکارسازهای مادون قرمز، دیودهای انتشار دهنده ی نورمی توان استفاده نمود. آشکارسازهای مادون قرمز از اهمیت فوق العاده ای برخوردارند. مشکل اصلی این آشکارسازها مسئله ی خنک سازی آنهاست. برای خنک سازی این آشکارسازها از اکسیژن مایع وخنک سازی الکترونیکی استفاده می شود. این آشکارسازها برای عملکرد صحیح باید دردماهای بسیار پائین، نزدیک به 80 درجه کلوین کارکنند، بنابراین قابل استفاده در دمای اتاق نیستند، درصورتی که از آشکارسازهای ساخته شده با استفاده از نقاط کوانتومی می توان به راحتی در دمای اتاق استفاده کرد.

2. استفاده ازنانولوله ها درتولید نانوحسگرها:

نانو لوله های کربنی تک دیواره و چند دیواره به علت داشتن خواص مکانیکی و الکترونیکی منحصر به فردشان کاربردهای متنوعی پیدا کردند که از جمله می توان به استفاده از آنها به عنوان حسگرهایی با دقت بسیار بالا برای تشخیص مواد در غلظتهای بسیار پائین و با سرعت بالا اشاره کرد.

به طورکلی کاربرد نانو لوله ها در حسگرها را می توان به دو دسته تقسیم کرد:

الف ) نانولوله های کربنی به عنوان حسگرهای شیمیایی:

این حسگرها می توانند دردمای اتاق غلظتهای بسیارکوچکی از مولکولهای گازی با حساسیت بسیاربالا را آشکارسازی کنند. حسگرهای شیمیایی شامل مجموعه ای از نانولوله های تک دیواره هستند و میتوانند مواد شیمیایی مانند دی اکسید نیتروژن ( NO2 ) وآمونیاک ( NH3 ) را آشکارکنند. هدایت الکتریکی یک نانولوله نیمه هادی تک دیواره که درمجاورت ppm200 از NO2 قرارداده می شود، می تواند در مدت چند ثانیه تا سه برابر افزایش یابد و به ازای اضافه کردن فقط 2% NH3 هدایت دو برابر خواهد شد. حسگرهای تهیه شده ازنانولوله های تک دیواره دارای حساسیت بالایی بوده ودردمای اتاق هم زمان واکنش سریعی دارند. این خصوصیات نتایج مهمی درکاربردهای تشخیصی دارند.

ب) نانولوله های کربنی به عنوان حسگرهای مکانیکی:

هنگامی که یک نانولوله توسط جسمی به سمت بالا یا پائین حرکت می کند، هدایت الکتریکی آن تغییر می یابد. این تغییر در هدایت الکتریکی، با تغییر شکل مکانیکی نانولوله کاملا ً متناسب است. این اندازه گیری به وضوح امکان استفاده از نانولوله ها را به عنوان حسگرهای مکانیکی نشان می دهد. یا می توان با استفاده از مواد واسط مانند پلیمرها در فاصله ی میان نانولوله های کربنی وسیستم، نانولوله های کربنی را برای ساخت بیوحسگرها توسعه داد. شبیه سازی های دینامیکی نشان می دهد که برخی پلیمرها مانند پلی اتیلن می توانند به صورت شیمیایی با نانولوله کربنی پیوند یابند. همچنین مولکول بنزن نیز می تواند به وسیله ی پیوندهای واندروالس روی نانولوله ی کربنی جذب شود. این تحقیقات کاربردهای بسیار متنوع و وسیع نانولوله ها ی کربنی را نشان می دهد. تحقیق دراین زمینه هنوزدرحال توسعه وپیشرفت است ومطمئنا ً درآینده ای نه چندان دور شاهد به کارگیری آنها درابزارها و صنایع مختلف خواهیم بود.

3.استفاده ازنانو ابزارها درتولید نانوحسگرها:

با استفاده از این حسگرها شناسایی مقادیر بسیار کم آلودگی شیمیایی یا ویروس و باکتری در سامانه ی کشاورزی وغذایی ممکن است. تحقیقات درزمینه ی نانوابزارها جزء پژوهشهای علمی به روز دنیاست.

نانو حسگرها و کنترل آلودگی هوا:

یکی از نیازهای مهم و اساسی در ارتباط با کنترل آلودگی محیط زیست، پایش مستمرآلودگی هواست. با استفاده از نانوحسگرها پیشرفت مؤثری در زمینه ی کنترل آلودگی هوا صورت گرفته است. یکی از این راهکارها اختراع غبارهای هوشمند می باشد. غبارهای هوشمند مجموعه ای از حسگرهای پیشرفته به صورت نانو رایانه های بسیارسبک هستند که به راحتی ساعتها درهوا معلق باقی می مانند. این ذرات بسیار ریز از سیلیکون ساخته می شوند و می توانند ازطریق بی سیم موجود درخود اطلاعات موجود در خود را به یک پایگاه مرکزی منتقل کنند. سرعت این انتقال حدود یک کیلوبایت در ثانیه است. هم چنین حسگرهایی از جنس نانولوله های تک لایه ساخته شده اند که می توانند مولکولهای گازهای سمی را جذب کنند و همچنین آنها قادر به شناسایی تعداد معدودی از گازهای مهلک موجود درمحیط هستند. محققان معتقدند این نانوحسگرها برای شناسایی گازهای بیوشیمیایی جنگی و آلاینده های هوا کاربرد خواهند داشت.

مبارزه با انتشار گازهای سمی:

انتشار و پخش گازهای مهلک و سمی یکی از خطرات روزمره زندگی صنعتی است. متأسفانه هشدار دهنده‌های موجود در صنعت اغلب بسیار دیر موفق به شناسائی این‌گونه گازهای نشتی می‌شوند. نانوحس‌گرها که از نانوتیوب‌های تک لایه به ضخامت حدود یک نانومتر ساخته شده‌اند و می‌توانند مولکول‌های گازهای سمی را جذب کنند. آنها هم‌چنین قادر به شناسائی تعداد معدودی از مولکول‌های گازهای مهلک در محیط هستند. محققان مدعی‌اند که این حس‌گرها برای شناسائی به هنگام گازهای بیوشیمیائی جنگی، آلاینده‌های هوا و حتی مولکول‌های آلی موجود در فضا کاربرد خواهند داشت.

جذابیت‌های نانوحسگرها

به طور صریح این قبیل مزایای نانوحسگرها باعث شده است که به عنوان فرصتی وسوسه‌انگیز برای بازار تلقی شوند. نانوحسگرها به طور ذاتی کوچک‌تر و حساس‌تر از سایر حسگرها می‌باشند. همچنین این ظرفیت را دارند که قیمت تمام شدة آنها کمتر از قیمت تمام‌شده حسگرهای موجود در بازار باشد.

برای مثال اگر قیمت حسگرهای صنعتی متداول امروزی، چند 10 هزار دلار باشند برای نانوحسگرهایی که بتوانند همان کار را انجام دهند به صورت نظری چند 10 دلار برآورد می‌شود. نانوحسگرها همچنین هزینه جاری را نیز کاهش می‌دهند؛ زیرا به طور ذاتی برق کمتری مصرف می‌کنند.

درنهایت از آنجایی که نانوحسگرها هزینه‌های خرید و اجرا را کاهش می‌دهند؛ ممکن است به‌کارگیری آنها به صورت آرایه‌ها و توده‌ها مقرون به صرفه باشد و همچنین بتوانند به شکل فراگیر و حتی اضافی در قطعات کاربرد پیدا کنند؛ به طوری‌که اگر یک نانوحسگر از کار بیفتد و از مدار خارج شود بتوان از آن صرف نظر کرد و ضریب امنیت در حد مطلوبی باقی بماند، زیرا تعداد زیادی نانوحسگر دیگر در سیستم می‌توانند کار آن را به عهده بگیرند.

در بخش نظامی و امنیت ملی نیز احتیاج به حسگرهای بسیار حساسی است که بتوانند به صورت گسترده توزیع شوند تا به کمک آنها بتوان تشعشعات و بیوسم‌های زیستی را مورد بررسی قرار داد. در زمینه پزشکی نیاز به حسگرهای بسیار حساسی به صورت آزمایشگاه‌هایی بر روی تراشه است كه بتوانند کوچک‌ترین علائم نشان‌دهندة سرطان را شناسایی کنند. در صنایع هوافضا احتیاج به نانوحسگرهایی است که در بدنة هواپیماها به عنوان سیستم هشداردهنده ثابت قرار بگیرند و مشخص کنند که چه زمانی هواپیما احتیاج به تعمیرات دارد.

در صنایع اتومبیل می‌توان از نانوحسگرها برای مصرف بهینه سوخت استفاده کرد. همچنین در اتومبیل‌های گران‌قیمت می‌توان برای بهبود وضعیت صندلی و وضعیت کنترل‌های موجود به تناسب حالت‌های مختلف بدن، این نانوحسگرها را مورد استفاده قرار داد.

 

آینده نگری:

می توان انتظار داشت که در آینده با ترکیب محرک ها و نانوحسگرها بتوان مواد هوشمندی ساخت که در فرآیندهای تولید سیستم های پیچیده نقش های مهمی ایفا کرده و فناوری جدید دیگری را پایه ریزی کنند. گرچه موانعی مانند افزایش قیمت، اطمینان پذیری از تاثیر آنها و نیز اطمینان از کاربرد آنها در زمینه های صلح آمیز نیز باید از سر راه برداشته شوند.

 

بخش دانش وفناوری سایت تبیان

منابع:

http://www.daneshju.ir/forum/f332/t22061.html

http://forum.niksalehi.com/showthread.php?t=25020

http://www.azonano.com/details.asp?ArticleID=1281

 

+ نوشته شده توسط در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 و ساعت 1:24 |
راجع به اصطلاح Catch – up growth (جهش ناگهانی رشد) در روند رشد کودک توضیح دهید؟

این هم آدرس جواب

http://www.aftab.ir/articles/social/youth/c4c1173182770_young_p1.php

 

+ نوشته شده توسط در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 و ساعت 1:15 |

پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله فرمود:
هر كس بگويد: سبحان الله خداوند در برابر آن درختى در بهشت براى او مى كارد.
و هر كس بگويد: الحمد الله خداوند در برابر آن درختى در بهشت برايش ‍ مى كارد.
و هر كس بگويد: لا اله الا الله خداوند در برابر آن درختى در بهشت براى او مى كارد.
و هر كس بگويد: الله اكبر خداوند در برابر آن درختى در بهشت برايش ‍ مى كارد.
در اين وقت مردى از قريش به آن حضرت عرض كرد:
يا رسول الله ! در اين صورت درختان ما در بهشت زياد خواهد بود، چون ما مرتب اين ذكرها را مى گوييم .
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
بلى ! درست است لكن مواظب باشيد مبادا آنها را به آتش گناه بسوزانيد چون خداوند مى فرمايد:
اى اهل ايمان ! خدا و رسولش را اطاعت كنيد و اعمالتان را باطل ننماييد.!

+ نوشته شده توسط در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 و ساعت 1:4 |

آداب و آثار سلام در سيره و كلام پيامبر و امامان

 

سلام:

شخص عربي وارد مسجد شد و در آغاز به حضرت علي عليه السلام سلام كرد بعد از آن به پيامبر صلّي اللّه عليه و آله سلام نمود حاضران در مسجد به او گفتند: چرا اول به پيامبر سلام نكردي؟ در پاسخ گفت: من از پيامبر شنيدم كه فرمود: انا مدينة العلم و علي بابها بدين جهت به فرمايش پيامبر عمل نمودم.

سفينة البحار/1/4

 

1 ارزش سلام

قال الباقر عليه السلام: ان الله يحب اطعام الطعام و افشأ السلام. محاسن / 2 / 143

خداوند پذيرايي و غذا دادن به [انسانها به هم ديگر] و بلند سلام دادن را دوست دارد

 

2 سلام نام خداوند

قال رسول الله صلّي اللّه عليه و آله: ان السلام اسم من اسمأ الله فافشوه بينكم. كنز العمال / 25237

سلام نامي از نامهاي خداست پس آن را در بين خود آشكارا بگوييد.

 

3 سلام نشانه ي فروتني

قال رسول الله صلّي اللّه عليه و آله: البادي ء بالسلام بري ء من الكبر. كنز العمال / 25265

كسي كه اول سلام مي‌دهد از غرور و خود پسندي به دور است.

 

4 سلام به هنگام ملاقات 

قال رسول الله صلّي اللّه عليه و آله: اذا تلاقيتم فتلاقوا بالتسليم و التصافح و اذا تفرفتم فتفرقوا بالاستغفار. بحار / 76 / 5

هنگام ديدار همديگر، با سلام و دست دادن باهم  مواجه شويد و هنگام خدا حافظي و جدا شدن از همديگر با استغفار از پيش هم برويد.

 

5 سلام بهترين رفتار

قال رسول الله صلّي اللّه عليه و آله: الا اخبركم بخير اخلاق اهل الدنيا و الاخرة؟ قالوا: بلي يا رسول الله فقال: افشأ السلام في العالم. بحار / 76 / 12

پيامبر [در جمع ياران خود] فرمودند: مي‌خواهيد بهترين خلقي كه اهل دنيا و آخرت مي‌توانند داشته باشند را به شما معرفي كنم؟ همه گفتند بله. و پيامبر فرمودند: آشكارا سلام كردن!

 

6 سلام به هنگام ورود به منزل

اذا دخل احدكم منزله فيسلّم علي اهله. يقول السلام عليكم فان لم يكن له اهل فليقل السلام علينا من ربّنا. بحار/76/ 4

وقتي كسي وارد خانه شود و به خانواده‌ي خود سلام كند بيايد بگويد: سلام عليكم  و اگر در خانه كسي نيست و خانواده‌اي ندارد بايد بگويد: سلام خدا بر ما باد.

 

7 آداب سلام

قال رسول الله صلّي اللّه عليه و آله: يسلّم الصغير علي الكبير و يسلّم الواحد علي الاثنين و يسلّم القليل علي الكثير و يسلّم الراكب علي الماشي و يسلّم المار علي القائم و يسلّم القائم علي القاعد. كنز العمال / 25321

[بهتر است كه:] كوچكتر بر بزرگتر سلام كند و يك نفر به دو دونفر و كمتر به بيشتر و سواره بر پياده و عابر بر ايستاده و ايستاده بر نشسته.

 

8 سلام بر كودك 

قال رسول الله صلّي اللّه عليه و آله: خمس لا ادعهن حتّي الممات... و التسليم علي الصبيان لتكون سنة من بعدي. بحار / 76 / 10

پنج چيز است كه تا مرگم آنها را وا مي‌گذارم تا بعد از من سنت شود... يكي از آنها سلام كردن به كودكان است.

 

9 بخل به سلام

قال رسول الله صلّي اللّه عليه و آله: انّ اعجز الناس من عجز من الدعأ و انّ ابخل الناس من بخل بالسلام. بحار / 76 / 4

ناتوانترين انسان كسي است كه عاجز از دعا كردن باشد و بخيل‌ترين مردم كسي است كه در سلام كردن بخل بورزد و سلام نكند.

 

10 آثار و بركات سلام

  • الف آمرزش؛ قال ابو عبدالله عليه السلام: انّ من موجبات المغفرة بذل السلام و حسن الكلام. بحار / 76 / 11

از عوامل آنرزش و بخشيده شدن، هديه كردن سلام است و خوش‌گفتاري.

 

  • ب نزول بركت؛ قال رسول الله صلّي اللّه عليه و آله: اذا دخل احدكم بيته فليسلّم فانّه ينزله البركة و تأنسه الملائكة. بحار / 76 / 7

هركس وارد خانه‌ي خود شد بايد سلام دهد كه اين كار موجب نزول بركت شده و ملائكه مونس وي مي‌شوند.

 

  • ج پاداش فراوان؛ قال علي عليه السلام: للسلام سبعون حسنة تسعة و ستون للمبتدي و واحدة للرادّ. بحار / 76 / 11

سلام هفتاد ثواب دارد كه شصت و نه ثواب آن براي سلام كننده و يكي براي جواب دهنده است.

 

11 سلام قبل از سخن

قال رسول الله صلّي اللّه عليه و آله: من بدأ بالكلام قبل السلام فلا تجيبوه. سفينة البحار / 4 / 237

هر كه قبل از اينكه سلام دهد شروع به حرف زدن كند، جوابش را نده.

... به اميد آنكه خداوند از خطاهاي من و تو بگذرد.

+ نوشته شده توسط در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 و ساعت 1:3 |

گفتـــــــم که در فراقـــت عمريست بي قرارم

گفـــــــت از فــــراق ياران من نيـز بي قــرارم

گفتـــــــم به جز شمـــــا من فرياد رس ندارم

گفتـــــــا به غير شيعه من نـــــيز کـس ندارم

گفتــــــــم که ياورانت مـــــظــــــلوم هر ديارند

گفـــــــتا مرا ببينيـــــد مــــــظلوم روزگـــــــارم

گفــــــتم که شيعيانت در رنج و در عــــذابنـد

گفــــــتا به حال ايشان هر لحظه اشکــــبارم

گفــــــتم که شيعيانت جمــــعــند به ياري تو

گفــــــتا که من شب و روز در انــــتـــظار يارم

گفتم که چشــــم شيعه گريان بود به راهـت

گفتا که من همـــيشه بر ديــده اشــک دارم

گفتم که دشمن تو در فکر محو شيعه است

گفتا به حال شيـعه هر لحــــــــــظه پاسدارم

گفتــم که انتقــــــــــــــــام مادر تو کي بگيري

گفتا به چشم گريان من لحــظه ميشـــــمارم

گـــفتم به شيعــــــــيانت آيا پــــــــــــيام داري

گــفتا که گفته ام من هر دم در انتـــــــــظارم

گفـــتم که اي امامـــــــم از مــــــا چرا نهاني

گــــفتا به چشم محرم همــــــــــوراه آشکارم

گفتــــم به چــــــــــــــشم انوار آيا تو پا گذاري

گـــفتا که شستـــــشو ده شايد که پا گذارم


+ نوشته شده توسط در شنبه هفدهم فروردین 1387 و ساعت 1:44 |

جمعه ها از پس هم میگذرند
انتظاری روشن
و دلی از جوشن
جمعه های دگری در راه است
چشم ها پا بر جا
نگران روی دری
که قرارست بزودی به دلی باز شود

دل ما تاریک است

و به خورشید نیازی مبرم

روزها را به امید رخ زیبای امید

به شبان میکوبیم

و تمام شب خود را به امیدی زیبا

به سحر می ساییم

کاش این جمعه بیاید باران

کاش این جمعه بیاید خورشید

فورانی بکند

 زندگی از امید

کاش سردار خدا روی به این شب بکند

 

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده توسط در شنبه هفدهم فروردین 1387 و ساعت 1:41 |
ماده ی سرطان زای موجود در چیپس و سیب زمینی سرخ کرده چه نام دارد؟

 

آیا چیپس باعث سرطان می شود؟

آیا چیپس باعث سرطان می شود؟

انستیتوی تحقیقات مربوط به سرطان، اعلام کرده است که ماده ای با نام acrylamide (آکریلامید) که یک نوع از کارسینوژن ها یا مواد سرطان زا می باشد، در چیپس و سیب زمینی سرخ شده پیدا شده است.

این ماده در حرارت های بالا در مدت زمان زیاد، در غذاهای کربوهیدرات دار و کم پروتئین به وجود می آید.

تحقیقات نشان داده است که مردم از مواد شیمیایی نظیر acrylamide می ترسند چرا که بر این باورند که این مواد می توانند، سرطان را بوجود آورند. اما این نکته را فراموش نکنید که احتمال دچار شدن به سرطان در فردی که بسیار زیاد غذا می خورد، بسیار زیاد است.

اگر شما روزی 5 سهم میوه و سبزی بخورید و فیبر در رژیمتان وجود داشته باشد و از غذاهای چرب و شور دوری کنید، ابتلا به سرطان را بسیار کم کرده اید.

به راحتی می توان سهم میوه و سبزی را در رژیم خود بالا ببرید:

به وسیله خوردن سیب به جای چیپس یا یک ظرف سالاد به جای سیب زمینی سرخ شده.

از آنجایی که چیپس و سیب زمینی سرخ شده دارای چربی و کالری فوق العاده زیادی می باشند، موجب بروز مشکلاتی در کنترل وزن نیز می شوند.

یک عدد سیب زمینی متوسط درحدود 150 کالری دارد، پس باید مواظب افزایش وزن نیز باشید.

بیشتر این محصولات دارای مقدار زیادی نمک می باشند و به این وسیله موجب پُرفشاری خون می گردند.

سیب زمینی یک ماده غذایی بسیار خوب است، منتها طرز درست کردن آن مهم می باشد. سیب زمینی پخته و بخارپز شده، غذایی خوب، ولی چیپس و سیب زمینی سرخ شده غذایی بد محسوب می شود.

اگر شما سیب زمینی را با پوست مصرف کنید، یک منبع خوب ویتامین، فیبر و مواد معدنی را دریافت کرده اید.

اگر رژیم غذایی شما بنا به دلایلی باید کم کربوهیدرات باشد، سیب زمینی در این رژیم نباید باشد، زیرا دارای کربوهیدرات نشاسته ای و پروتئین کم می باشد. اما این بدان معنی نیست که سیب زمینی برای سلامتی شما بد است.

گاهی سیب زمینی ها دارای یک ماده شیمیایی دیگر با نام solanin (سولانین) می شوند. سیب زمینی روی زمین می روید و هنگامی که نور به آن برخورد کند، پوست سیب زمینی سبز رنگ می شود. سبز رنگ شدن پوست سیب زمینی باعث به وجود آمدن  solanin می شود و به همین خاطر دارای مزه تلخ می شود و همچنین ممکن است موجب درد و ورم در عضلات و بی نظمی در اعمال روده شود.سیب زمینی در محیط تاریک و کم نور، سبز رنگ نمی شود.

سرطان در خانم ها

زنانی که در سنین یائسگی هستند، باید رژیم کم چرب داشته باشند، وگرنه دچار بیماری قلبی، سرطان سینه و در آخر سرطان روده بزرگ و مقعد می شوند.

زنانی که بیش از اندازه گوشت قرمز و چیپس می خورند، در معرض سرطان روده بزرگ می باشند. برای جلوگیری از سرطان، میوه و سبزیجات و غلات حرف اول را می زنند.

برای جلوگیری از سرطان، باید تنوع و تعادل غذایی را رعایت کنیم.

اصلا Acrylamide چیست؟

Acrylamide توسط یک گروه از متخصصان غذایی سوئدی برای اولین بار شناخته شد.

اگرغذاهای گیاهی که دارای کربوهیدرات زیاد و پروتئین کم باشند، در معرض حرارت های بالا قرار گیرند، این ماده شیمیایی سرطان زا بوجود می آید.

این ماده شیمیایی برای ساختن برخی از انواع پلاستیک ها به کار می رود.

Acrylamide برای ساخت بعضی از بسته بندی ها نیز استفاده می شود، اما تا به حال دیده نشده که این ماده شیمیایی در غذاها وارد شود و به سلامتی آسیب برساند.

در اینجا این سوال پیش می آید که پس چگونه Acrylamide در غذاها وارد می شود؟

محققان این امر را دنبال کردند و به این نتیجه رسیدند که وقتی اسید آمینه ای به نام آسپاراژین (asparagines) با قند واکنش نشان می دهد، acrylamide بوجود می آید. این واکنش وقتی رخ می دهد که غذا در حرارت خیلی زیاد پخته شود.

در چه غذاهایی acrylamide یافت می شود؟

چیپس، سیب زمینی سرخ شده، کیک، قهوه و دیگر غذاهایی که در حرارت های زیاد پخته می شود.

توجه کنید که، این ماده در سیب زمینی به شکل بخارپز، به خاطر حرارت کم بوجود نمی آید.

بهتر است که، تمامی نعمات خدادادی را به همان صورت طبیعی مصرف کنیم، تا سالم بمانیم و از زندگی خود لذت ببریم.

مریم سجادپور- کارشناس تغذیه
+ نوشته شده توسط در شنبه هفدهم فروردین 1387 و ساعت 1:36 |

امام كاظم عليه السلام علت زشتی درِگوشی صحبت كردن در جمع را چه چيزی دانند؟

اخلاق اجتماعي

عذرپذیری


انسان در جامعه زندگی می کند چه بسا کسانی هستند که به انسان بدی کنند و بعد پشیمان گشته و عذرخواهی نمایند، یکی از آداب معاشرت اسلامی عذرخواهی است چنانکه وقتی از انسان معذرت خواسته شد سخت نگیرد و بپذیرد.
امام سجاد (ع) در نصیحت فرزند خود می فرماید : اگر مردی از سمت راست تو به تو بد کرد سپس از طراف چپ از تو عذر خواست، پس عذر او را بپذیر .
 تواضع و فروتنی
تواضع از آداب پسندیده اجتماعی است و در اسلام تأکید فراوانی بر آن شده است. شخص متواضع، مورد احترام مردم است. ولی شخص متکبر در تنهائی موحش خود گرفتار است و در میان مردم جائی ندارد.اگر انسان توجه داشته باشد، او هم بنده ای است از بندگان خدا با همه خصائص و خصوصیات بندگی؛ یعنی ناتوان است، در معرض بیماری است و اجل در پی او است ... آنگاه مشی آمیخته با تواضع اختیار می نماید:
امام علی (ع) در این زمینه می فرماید :
ذلیل و بیچاره فرزند آدم، اجلش پنهان است، بیماریهایش پوشیده، عملش نگهداری می شود چشه او را دردناک می سازد، آب در گلو بگیرد، او را می کشد، عرق او را بدبو می کند .
آیا انسانی با این همه ضعف، سزاوار است گردنکشی نماید. اهمیت و نقش تواضع در معاشرت می فرماید: هر کس درختش نرم باشد (یعنی متواضع باشد) شاخه های او (دوستانش) فروان است خداوند بندگان خود را با تواضع توصیف می کند.
« عباد الرحمن الذین یمشون علی الارض هونا  »
بندگان خدا کسانی هستند که در روی زمین به آرایم راه می روند .
اگر چه تواضع صفت پسندیده ای است ولی در متکبرین که تواضع دیگران را در مقابل خود وظیفه آنها می دانند، پسندیده نیست. چنانچه پیامبر اکرم (ص) می فرماید : هرگاه افراد متواضع از امت مرا دیدید، در برابر آنها تواضع کنید ، هرگاه افراد متکبر را دیدید در برابر آنها تکبر نمائید .
 دفاع از حقوق مؤمنین
دوستی انسان با دیگران ایجاب می کند،که از حقوق معاشرین خود دفاع نمایید .و این از اولین آداب دوستی است .امام عای (ع)می فرماید:دوست در حقیقت دوست نیست مگر اینکه رعایت نماید دوست خود را در سه وقت؛در رنج و گرفتاری او،در نبودن او،در وفات او .
در سفری که امام کاظم (ع) به عراق نمود،علی بن یقطین از وضع خود به امام شکوه کرد و گفت:آیا وضع و حال مرا می بینی که در چه دستگاهی قرار گرفته،با چه مردمی سروکار دارم.امام فرمود:خداوند،در میان ستمگران مردانی دارد محبوب ،که بوسیله آنان از بندگان خوب خود حمایت می کند و تو از آن مردان محبوب خدائی  .
یکی از جاهایی که می بایست از حقوق مؤمنان دفاع کرد،پشت سرآنهاست؛یعنی وقتی که مؤمن غایب است،از حق او دفاع کرد،و شأن او را حفظ نمود .
پیامبر اکرم(ص)می فرماید:کسی که در حظورش مسلمانی را غیبت نمایند و او بتواند دفاع کند،و نکند؛خداوند او را در دنیا و آخرت به ذلت کشاند. 
 تذکر و امر به معروف
امر به معروف و نهی از منکر از آداب مهم معاشرت اسلامی است .
تذکر و نصیحت از عوامل مهم رسیدن به کمال است. و مایه پیرایش جامعه از زشتی ها و احیای سنن و آداب نیکو می باشد.
از نظر اسلام، یکی از معیارهای انتخاب دوست، این است که دارای وصف تذکر باشد. یعنی دوست خوب، دوستی است که خوبیها را به انسان متذکر شود و عیوب انسان را به او گوشزد نماید.
امام صادق (ع) می فرماید : بهترین دوستم کسی است که عیوبم را به من هدیه آورد .
و اگر کسی چنین نکند در حقیقت به دوست خود خیانت کرده است.
امام صادق (ع) فرمود : کسی که برادرش را در حین کار زشتی ببیند ولی او را منع نکند به او خیانت کرده است .
و باز آنحضرت در مقام تهدید می فرماید : کسی که برادر مؤمنش را در انجام حاجت ناپسندی یاری کند و او را از آن کار باز ندارد، مانند کسی است که به خدا و رسولش خیانت کرده است و خداوند خصم و دشمن اوست .
حارث بن مغیره می گوید : در کوچه های مدینه به امام صادق (ع) رسیدم. حضرت چون مرا دید فرمود ای حارث این را بدان که داناهایتان مسئول نادانهایتان خواهند بود. این بفرمود و دیگر توقفی ننمود و برفت. در اولین وقت مناسب به خانه اش شتافتم پس از کسب اجازه به خدمتش رفتم و عرض کردم : این فرموده شما مرا منقلب کرد. ممکن است در این باره بیشتر توضیح دهید.
فرمود :  چه چیزی شما را مانع است چون بشنوید یکی از خودتان (جماعت شیعه) مرتکب اعمالی شده که مایه اذیت و آزار و موجب ننگ ماست. به نزد وی رفته و او را متذکر نموده و نصیحتش کنید و با سخن نرم و حکیمانه او را از کارش باز دارید؟ عرض کردم آخر آنها از ما نمی شنوند. فرمود پس وظیفه دارید از آنها جدا شده و با آنها همنشینی نکنید؟ در اهمیت این ادب از آداب معاشرت می باید گفت امر به معروف در شریعت اسلام جایگاه ویژه ای دارد؛ تا آنجا که امیرالمؤمنین علی (ع) در مقایسه ای بین امر به معروف و اعمال نیک دیگر، آنرا مثل دریا و سایر اعمال را مثل دهان می شمرد.
همه اعمال حتی جهاد، در مقابل امر به معروف مثل آب دهان است در مقابل دریا  . امر به معروف، اگر جنبه عملی پیدا کند تأثیری بمراتب بیشتر از زبان دارد.
امر به معروف با عمل، اثرش بیشتر است از تذکری که فقط با زبان باشد.
ابن ای یعقوب گوید : امام صادق به من فرمود : شما (شیعیان) با رفتار و کردارتان مردم را به مذهبتان دعوت کنید، نه با زبانتان، تا کوشش در عبادت و پرهیز از گناه و صداقت و راستگوئی را در رفتار شما مشاهده کنند، ( و بدین روش می توانید مردم را به سوی دین بکشانید ) 
اینکه انسان دیگران را به امر به معروف امر کند و خود انجام دهنده آن نباشد، تأثیری نخواهد داشت و به باران بر سنگ تشبیه شده است.
خداوند در مقام اعتراض به چنین افرادی می فرماید :
« یا ایها الذین آمنو لم تقولون ما لا تفعلون  »
اگر چه نماز ستون دین و سیمای مکتب است ولی می بایست گفت که همه اعمال حتی نماز، قوامشان در جامعه بسته به اجرای این فریضه الهی است. با انجام امر به معروف و نهی از منکر جامعه اسلامی شکل اسلامی به خود می گیرد. و احکام اسلامی در جامعه پیاده می شوند.
 حیا
حیا مترادف عفت و بعضا صفتی است نفسانی که شهموت را کنترل می نماید و یا اینکه حالتی در انسان که او را از انجام کارهای غیر جائز، باز می دارد .
حیا نیرویی است که تمام اعمال انسان را کنترل می نماید تا هرچه را نفسش اراده کرد انجام ندهد.
پرهیز از تعبیرات زشت زننده (حیاء در گفتار) پرهیز از پوشیدن لباسی و لو غیر منافی با اسلام (ظاهرا) دوری از شوخی های رکیک ... از مصادیق حیاء در معاشرت اسلامی می باشند.
امام علی برترین اعمال را عفت می داند بالاترین عبادات عفت و پاکدامنی است .
امام کاظم (ع) می فرماید : خدا بهشت را بر فاحش و زشتگو وکم شرمی که از آنچه می گوید یا در مورد او گفته می شود حیا نمی کند، حرام کرده است .اگر چه در بسیاری از مواقع حیا را، مرادف با خجالت معرفی می کنند . ولی این تلقی از حیا مردود است، چون خجالت و خجل بودن از نظر اسلام پسندیده نیست.آنچه از روایات منابع اسلامی بدست می آید، حیا نیرویی است که انسان را از دست زدن به اعمال زشت باز می دارد، و مانع از آن می شود که هر چه بسیار بر زبانش آمد جاری نماید. کما اینکه امام علی (ع) می فرماید : حیاء انسان را از کار زشت باز می دارد .
اگر چه حیاء برای همه پسندیده است برای بانوان پسندیده تر است چنانچه امام صادق (ع) می فرماید : حیاء ده جزء است نُه جزء در زنان و یک جزء در مردان .
در جایگاه حیاء همین بس که از نظر اسلام هر کس پرده حیای خود را بدرد، آبرو و شخصیتی ندارد، و لذا اسلام غیبت چنین افرادی را جائز شمرده است؛ چه اینکه پیامبر اکرم (ص) می فرماید : هر کس پرده حیاء را درید غیبتش جایز است .
اگر چه هنوز عنوانهایی برای آداب معاشرت می توان یافت ولی به همین مقدار کفایت می کنیم.
3. آنچه در معاشرت باید ترک شود در ذیل به آفات معاشرت اسلام یخواهیم پرداخت. یعنی آنچه از نظر اسلام مردود شمرده شده و باید ترک شوند.
 سخن چینی
سخن چینی و نمامی، عملی بسیار زشت و ناپسند است که آثار بسیار سوئی بر اجتماع می گذارد، مثل تفرقه، کینه و کدورت و... از نظر اسلام سخن چینی در معاشرت، عملی مردود است و فرد مسلمان باید از این عمل پرهیز نماید.
پیامبر اکرم (ص) به اصحابش فرمود: می خواهید شما را خبر دهم از بدترین مردم؟ گفتند : آری یا رسول الله. حضرت فرمود :
بدترین مردم کسی است که در میان مردم به سخن چینی راه می روند و در میان دوستان خود جدائی می اندازند و از برای بی عیبان عیب می جویند .
و امام باقر (ع) فرمود: بهشت بر سخن چینان حرام است .
سعدی در این بیت سخن چینی را تشبیهی بسزا نموده است :
میان دو کس جنگ چون آتش است              سخن چین بدبخت، هیزم کش است
 تجسس و عیب جوئی
یکی از صفات رذیله، جستجو کردن داخل زندگی دیگران است که مورد نهی اسلام واقع شده است.
قرآن کریم می فرماید :
« لا تجسسوا » ؛ یعنی در امور مردم کنجکاوی نکنید.
پیامبر اکرم (ص) می فرماید : لغزش های مؤمنین را جستجو نکنید پس به حقیقت کسی که در جست و جوی لغزشهای برادرش باشد، خدا لغزشهای او را دنبال می کند. اگر چه در اندرون خانه اش باشد .
در سیره امام علی (ع) می خوانیم که امام حسین (ع) فرمود : روزی مردی به نزد پدرم آمد و درباره گروهی سعایت نمود؛ حضرت به من فرمود : بگو قنبر بیاید؛ چون قنبر آمد ، فرمود : به این سعایت کننده بگو تو چیزهایی به ما گفتی که خدا را خوش نیامد برو که در پناه خدا نباشی .
تجسس در حقیقت یک بلای اجتماعی است که مایه هتک حرمت دیگران و ریختن آبروی آنها می شود. علاوه بر این مایه اشاعه فساد در جامعه خواهد گشت.از نظر اسلام نه تنها تجسس در عیوب دیگران مذموم است، بلکه اگر انسان مؤمن، بر عیوب دیگران اطلاع پیدا کرد، موظف به کتمان است. چنانچه امام باقر (ع) می فرماید : بر مؤمن واجب است که70 مرتبه گناه برادر مؤمنش را بپوشاند یا 70 گناه کبیره مؤمن را بپوشاند .
 سوءظن
سوءظن دستمایه بسیاری از نابسامانی های جامعه انسانی است.
شایعات، قضاوت های عجولانه، دروغ و ... همه ریشه در سوءظن دارند. خداوند نسبت به گمان بد می فرماید:  « یا ایها الذین آمنو اجتنبوا کثیرا من الظن ان بعض الظن اثم و لا تجسسوا »
ای اهل ایمان از بسیاری گمانها پرهیز نمائید، زیرا برخی از گمانها گناهند. و امیرالمؤمنین علی (ع) می فرماید : هر کاری از برادر دینی ات سر زد نیکو بشمار و در سخنش گمان بد مبر، تا آنجا که برای آن جایگاه و محمل خوبی می یابی .
البته حسن ظن بسیار نیز مایه گرفتاری های فراوان است. امام صادق (ع) در این زمینه می فرماید : اگر زمان، زمانی بود که عدل و داد بر ظلم و جور غالب بود، گمان بد به کسی بردن روا نباشد جز اینکه بدی او ثابت باشد. و اگر زمان، زمانی بود که ظلم و جور بر عدل و داد غالب وبود، روا نباشد که به کسی گمان نیک بری مگر اینکه نیکی وی ثابت باشد .
 تکلف و تشریفات
دوستی هر قدر که بی ریاتر و خدمانی تر باشد، استحکام بیشتری دارد.
اکثر اسرافها، دعواهای خانوادگی و طلاق ریشه در همین تکلفات و تشریفات بی مورد اجتماعی دارد. قصه دردناک چشم و هم چشمی که معمولاً در بانوان رواج بیشتری دارد، دستاورد میهمانی های آمیخته با تکلف و تشریفات است.
در سیره پیامبر (ص) می خوانیم : پیامبر (ص) ساده بود بی پیرایه و عاری از تکلف؛ مجلس وی آنچنان بود که هیچ تفاوتی میان او و اصحابش دیده نمی شد؛ در حلقه ای میان افراد می نشست تا هیچ برتری وجود نداشته باشد و از هر گونه اشرافیت سخت بیزار بود .
خلاصه اینکه، یکی از آفات بزرگ معاشرت اسلامی که شدیداً باید از آن اجتناب نمود ، اسارت در زندان تکلف و تشریفات پوچ است.  ولی این هرگز بدان معنا نیست که انسان کمتر از حد توان از مهمان خود پذیرایی نماید. اکرام مهمان در حد توان از مقوله تشریفات جدا است.
 اهانت به معاشرین ( مسخره کردن، لقب زشت دادن، سرکوفت کردن )
در سوره حجرات، اخلاقی ترین سوره های قرآن، خداوند در آیه 11، سه آفت مهم معاشرت را متذکر شده و مسلمانان را از آنها برحذر می دارد.« یا ایها الذین آمنو لا یسخر قوم من قوم ... و لا تلمزوا انفسکم و لا تنابزوا بالالقاب... » ای اهل ایمان کسی از شما دیگری را مسخره نکند، همدیگر را سرزنش نکنید، و لقب زشت به هم ندهید.
اگر چه همه این آفات را می توان در کوچک شمردن دیگران و خود بزرگ بینی جستجو کرد، ولی ذکر تک تک آنها در این آیه دلیل اهمیت و قبح آنهاست.در سیره امام صادق (ع) برخورد شدید با هرزه گویان را می توان دید. روزی یکی از دوستان امام که همواره با حضرت محشور بود به غلام خود گفت : ای زنازاده.امام وقتی این هرزه گویی را شنید، خشمگین شد و به او فرمود : از من دور شو که ترا نبینم . پیغمبر اکرم (ص) می فرماید : بندگان خدا را حقیر نشمارید که حتی بنده کوچک نرد خدا بزرگ است .
و نیز می فرماید : کسی که مرد یا زن مؤمنی را ذلیل کند یا به خاطر فقرش، حقیر شمارد، خداوند او را در قیامت مشهور گردانیده، سپس به فضاحت می کشاند .
سرکوفت زدن و سرزنش کردن د رحقیقت نمک بر زخم دیگران پاشیدن است و این با همدری، که از آداب معاشرت است، سازگار نیست.
 اذیت کردن دیگران
از نظر اسلامی، اذیت کردن مؤمنین، حتی به کوچکترین وسیله، عملی بسیار زشت قلمداد شده است، چنانکه امام صادق (ع) می فرماید : هر کس بر ضرر مسلمانی و لو یک کلمه سخن بگوید، روز قیامت بر پیشانی او نوشته خواهد شد این بنده از رحمت خدا مأیوس است .
دنیا اگر چه دار مکافات نیست، ولی بسیاری از اعمال انسان، می توانند نتایجی دنیایی داشته باشند.
آزردن مردم از همین قبیل است؛ چنانکه امام صادق (ع) می فرماید : هر کس آزارش را از مردم برداشت، فقط یک دست از آنها برداشته است، ولی در مقابل، دستهای بسیاری از آزار او خودداری خواهند کرد .
شاعر در این زمینه می فرماید:
انگشت مکن رنجه بدر کوفتن کسی            تا کس نکند رنجه بدر کوفتنت مشت
 تفرقه و تک روی
دیگر از آفات اجتماع اسلامی، تفرقه و جدائی است کناره گیری از جامعه و حرکت برخلاف مسیر حقی که جماعت حرکت می کنند، مایه هلاکت است. جنان که امام علی (ع) می فرماید : همواره همراه بزرگترین جمعیتها (اکثریت طرفدار حق) باشید که دست خدا با جمعیت است؛ از پراکندگی بپرهیزید که انسان های تنها، بهره شیطان هستند؛ هم چنان که گوسفند تنها، طعمه گرگ است .
پیغمبر اکرم (ص) تفرقه را مایه تباهی جامعه دانسته می فرمایند : تنها چیزی که امت های گذشته را تباه ساخت، همانا اختلاف و تفرقه بود .
و خداوند جامعه اسلامی را از تفرقه نهی می کند :
« و لا تنازعوا فتفشوا  » ؛ پس با هم نزاع نکنید چون نزاع مایه سستی شما است.
 غیبت
غیبت گناهی است که جامعه را فاسد می کند و حالت سوء ظن در جامعه ایجاد می کند . آیات و روایات با زبان  بسیار تندی با مسئله غیبت برخورد کرده اند . قرآن مجید می فرماید:
«...ولا یغتب  بعضکم بعضا»
...بعضی از شما بعض دیگر را غیبت ننمایند.
در معنی غیبت،فقها گفته اند:درباره مسلمانی چیزی را گفتن که اگر او بشنود دلگیر گردد.
غیبت آثار اجتماعی سوئی دارد از جمله:جامعه آلوده به غیبت،روی وحدت را نخواهد دید،تعاون و همکاری از بین خواهد رفت؛عداوت و کینه دامنگیر جامعه خواهد شد و فحشا در جامعه اشاعه پیدا خواهد کرد و...
پیامبر اکرم(ص)در مذمت غیبت می فرماید:غیبت در نابودی دین مسلمان،زودتر از بیماری خوره در درون او مؤثر است .
عقوبت غیبت فقط دامنگیر غیبت کننده نمی شود،بلکه شنیدن غیبت و نشستن در مجلس غیبت نیز حرام است .امام علی (ع)در این زمینه می فرماید :شنونده غیبت در گناه و عقاب،همانند غیبت کننده است .
عمروبن جمیع ازملازمان امام صادق (ع)گوید:روزی حضرت به من فرمود:هر کس که نزد ما می آید،اگر وی به منظور آموزش فقه و قرآن و تفسیر آمده او را راه ده و اگر امده که عیوب مردم را که خدا آنها را مستور داشته فاش سازد جوابش کنید و او را به خانه راه مدهید . 
 تهمت 
زشت ترین گناهی که در قرآن از آن یاد شده است،تهمت زدن است .
امام صادق(ع)می فرماید:تهمت زدن به بی گناه،از کوه های عظیم نیز سنگین تر است .
و نیز می فرماید: کسی که برادر ذمسلمانش را متهم کند،ایمان در قلب او ذوب می شود؛همانند ذوب شدن نمک در آب .
اشاعه این عمل زشت در جامعه،آثار بسیار سوءی دارد از جمله ناامنی،از هم گسیختگی،از بین رفتن اعتماد عمومی و اشاعه فحشاء...

4. پیرامون همنشینان
دوست در زندگی انسان تأثیر بسیاری داشته و نقش مهمی را بازی می کند،به همسین دلیل اسلام تأکید فراوانی روی شناخت دوست و همنشین دارد؛امام صادق (ع)می فرماید:سه چیز از نشانه های مؤمن است :1-توحید و علم به خدا 2-علم او به کسانی که آنها را دوست دارد 3-علم او به کسانی که با آنها دشمن است. 
ما در این قسمت،به خصوصیات همنشین خوب و بد،اشاره خواهیم نمود و افرادی را که همنشینی با آنها از نظر اسلام مذموم است،متذکر خواهیم شد.
 همنشین خوب
درباره همنشین خوب،پیامبر اکرم (ص)معیارهایی را معرفی می فرماید:
ایشان در پاسخ به این سؤال که همنشین خوب کیست؟ معیارهای زیر را بیان می دارند:
1. دیدارش شما را به یاد خدا بیندازد .یعنی دوست خوب کسی است که شما با دیدن او،خدا را به یاد آرید؛یعنی این که رنگ خدایی داشته باشد . خدا به پیامبرش چنین می فرماید :
« ولا تطرد الذین یدعون ربهم بالغداوه والعشی یریدون وجهه  »
یعنی : از دور خدا پراکنده مکن ( ترک معاشرت مکن ) با کسانی که به هر صبح و شام، خدا را خالصانه عبادت می کنند.
و در مقابل می فرماید : « واصبر نفسک مع الذین یدعون ربهم بالغداوة و العشی یریدون وجهه  » یعنی : با کسانی باش که هر صبحگاه و شامگاه، خدا را خالصانه عبادت می کنند.
معاشرت با افرادی که انسان با دیدن آنها یاد خدا می افتد، مایه پیرایش انسان از زشتی ها است.
چون انسان در مقابل چنین افرادی ، اجازه گناه و معصیت به خود نمی دهد.
2. گفتارش بر علم شما بیافزاید.
معاشرت با عالم، از معاشرت های بسیار ممدوح، و مورد تأکید اسلام است. معاشرت با عالم، در درجه اول، انسان را از مضریاتیف که همنشینی با نادان در بر دارد، مصون می دارد، و علاوه بر این مایه آشنایی انسان با علم و ادب است.امام علی (ع) در نامه ای به مالک اشتر می نویسد : با دانشمندان زیاد به گفتگو بنشین و با اندیشمندان بسیار به بحث بپرداز .
و امام موسی بن جعفر (ع) به نقل از پیامبر (ص) می فرماید:  از علما سؤال کن، با حکما آمد و شد داشته باش و با فقرا مجالست نما .
3. عملش، آخرت را به یاد شما آرد.
سومین معیاری که در حدیث پیامبر (ص) آمده، این است که، می باید با کسی همنشین شد که به واسطه ترس از دوزخ و قیامت، خود را به گناه نمی آلاید؛ و همین امر باعث می شود که انسان با دیدن او و ترسی که از قیامت در وجودش می باشد به یاد آخرت و قیامت افتد. یاد قیامت مهمترین عاملی است که انسان را از گناه باز می دارد.
خداوند در قرآن مجید می فرماید:
« الا یظن اولئک انهم مبعثون لیوم عظیم  »؛ آیا (گناهکاران) گمان نمی کنند که در روز جزا برانگیخته خواهند شد.دقت در این آیه شریفه به ما می فهماند که اگر انسان احتمال هم بدهد که قیامتی هست و در حد احتمال به یاد قیامت باشد، دست به گناه نمی زند.
خداوند درباره پیامبران خود می فرماید :
« انا خلصنا هم بخالصه ذکری الدار؛ ما آنها را یاد آخرت، خالص و پاک گرداندیم  ».
اگر انسان دوستی را انتخاب نماید که با دیدنش به به یاد آخرت افتاده و گناه ننماید، دوست کاملی را اختیار کرده است و از مسیر انسانی منحرف نخواهد شد.
پیامبر اکرم  (ص) می فرماید : دوست خوب، کسی است که از دیدنش غفلت شما را بزداید و در کار نیک همراهیتان نماید .
از آنچه گذشت می توان علاوه بر خصوصیات دوست خوب، به آداب دوستی هم رسید، یعنی دوستی می باید بر سه محور : علم ، یاد خدا و یاد قیامت استوار باشد.
 همنشین بد
در قرآن کریم، مسلمانان از دوست گرفتن افراد زیر نهی شده اند :
1. کافرین
« یا ایها الذین امنوا لا تتخذوا الکافرین اولیاء  ».
2. یهود و انصاری
« یا ایها الذین امنوا لا تتخذوا الیهود ولنصاری اولیاء ».
3. دشمنان خدا
« یا ایها الذین امنوا لا تتخذوا عدوی وعدوکم اولیاء  ».
4. اهانت کنندگان به دین
« یا ایها الذین امنوا لا تتخذوا دینکم هزوا و لعبا.. اولیاء   ».
5. مغضوبین
« یا ایها الذین امنوا لا تتولوا قوماً غضب الله علیهم  ».
6. غافلین از یاد خدا
« و لا تطع من اغفلنا قبله عن ذکرنا  ».
و تبعیت نکنید کسانی را که دلهایشان از یاد ما غافل است.
توجه به این آیات، حداقل به ما می فهماند که مسلمان مجاز نیست با هر کس خواست طرح دوستی و معاشرت بریزد. امام سجاد (ع) ، ( با استناد به آیه 68 سوره انعام ) می فرماید : چنین نیست که بتوانی با هر کس که دوست داشتی، همنشین باشی .
ذیلا به ذکر افرادی از نظر روایات اسلامی، معاشرت با آنها نهی شده است می پردازیم:
الف . نادان و بی خرد و احمق
نادان و بی خرد از جمله افرادی هستند که معاشرت با او نهی شده است.
امام صادق (ع) می فرماید : هر چه می توانی از شخص پست و بی خرد بگریز .
امام علی (ع) مسلمان را از دوستی با احمق برحذر می دارد و در علت آن می فرماید : « احمق ترا به چیزی وا ندارد، و امید نیست که هر چه بکوشد بدی را از تو دور دارد و چه بسا خواهد سودت رساند ولی به زیانت کشاند ... دوریش بهتر از نزدیکی است .
و باز می فرماید: « فساد اخلاق بر اثر معاشرت با بی خردان است و سلامت اخلاق  به برکت معاشرت با خردمندان  ».
و باز می فرماید: « همنشین احمق مباش، چون کارش را در نظر تو می آراید و دوست دارد تو هم چون او باشی ».
ب. فاسق و گناهکار
امام صادق (ع) می فرماید : علی (ع) هر وقت بالای منبر می رفت مردم را از همنشینی با فاسق برحذر می داشت و در بیان علت می فرمود : « او دوست دارد مثل او باشی و ترا در امر دینت کمک نمی کند، نزدیک شدن به او جفا، قساوت قلب و ننگ است برای تو ».


امام سجاد (ع) ، همنشینی با پنج کس را ناپسند می شمارد و یکی از آنها فاسق است .
کمترین اثر معاشرت با گناهکار این است که قبح گناه را در نظر انسان می شکند و در دام گناه گرفتار می آید.
 ج. دروغگو و سخن چین
امام علی (ع) مسلمانان را از دوستی با دروغگو و سخن چین برحذر می دارد و می فرماید : با دروغگو زندگی بر تو گوارا نیست؛ حدیث تو را به دیگران می رساند و داستان دیگری را به تو. تا داستانی را به پایان رساند داستان دیگری به دنبال کشاند؛ میان مردم دشمنی افکند و کینه در سینه ها بکارد. از خدا بترسد و در برابر دروغگو مراقب خود باشید .
و امام سجاد (ع) پس از نهی معاشرت با دروغگو می فرماید: دروغگو مثل سرابست و ترا با دروغهای خود فریب می دهد .
 د . بخیل
امام صادق (ع) می فرماید : بر تو باد که با شخص بخیل مصابحت ننمائی، زیرا که او مال خود را در شرایط سخت و هنگام نیازمندی، از تو دریغ دارد .
 ح . قاطع رحم
یعنی کسی که با اقوام و خویشان خود قطع رابطه کرده است.
امام صادق (ع) می فرماید : « بپرهیز از مصابحت با قاطع رحم، که من او را در سه جای قرآن ملعون یافتم . و امام سجاد (ع) ، همنشینی با پنج گروه را منع کرده است : که یکی از ایشان قاطع می باشد .
 و . هوس بازان و هواپرستان
هواپرستی زمینه ساز گناهان بزرگ است و دام شیطان به حساب می آید. امام علی (ع) می فرماید : « مجالست با اهل هوا، ایمان را را به فراموشی می سپارد و شیطان را به حضور می کشاند » .


 ز. زینت دهندگان گناه
در اجتماع شاید به کسانی برخورد کنیم که علاوه بر گناه کاری، می خواهند در مسیر گناه همراهی داشته باشند، لذا گناه خود و دیگران را خوب جلوه می می دهند. این جماعت از جمله افرادی هستند که معاشرت با آنها مایه انحطاط نسان است. و اسلام معاشرت با آنها را مذموم می داند. امام علی (ع) در پاسخ به این سؤال که چه همدمی از همه بدتر است؟ می فرماید :
بدترین همدم کسی است که معصیت خداوند را در نظر تو زینت بدهد .
 ح. اهل بدعت
بدعت به معنی سنت و دستور نوینی است که برخلاف دین است و در دین جعا می شود. و اهل بدعت کسانی هستند که چنین عملی را انجام می دهند. این عمل در اسلام از محرمات بزرگ است و از نظر اسلام همنشین شدن با این افراد مذموم است.
امام صادق (ع) می فرماید : با بدعت گذاران مصاحبت نکنید و با آنها همنشین مباشید؛ چرا که در نظر مردم خود نیز یکی از آنها می شوید .
و در جای دیگر می فرماید: سه گروهند که اجتناب از آنها بر هر کس واجب است.
یکی از این سه گروه، اهل بدعت است .
 ط . اشرار
امام علی (ع) درباره علت ذم معاشرت با اشرار می فرماید :همنشینی با اشرار مایه بدگمانی خوبان است .
در روایت گذسته (شماره3) از امام صادق (ع) گروهی دیگر از کسانی که اجتناب از آنها واجب است اشرار هستند.
 ی . اراذل و اوباش
مردم پست و فرومایه، انسان های دون همت، مردمی هستند که بواسطه فرومایگی خود دست به کار می زنند، این انسان ها معاشرتشان منهی و مذموم است.
پیامبر اکرم (ص) می فرماید : سه گروهند که مجالست با آنها دل را می میراند.
اول هنشینی با اراذل و اوباش ...
دوستی با این افراد مایه حسرت ابدی است؛ لذا کفار در قیامت می گویند :
«یا ویلتا لیتنی لم اتخذ فلانا؛ خلیلا  ». یعنی : وای بر ما ای کاش فلانی را دوست نمی گرفتیم.
نکته : ذکر این مصادیق، استقصاء تمام موارد نیست و این ده گروه برای توجه دادن به همان مطلبی است که امام سجاد (ع) در ذیل تفسیر آیه 68 سوره انعام به آن اشاره فرمودند. یعنی اینکه : مسلمان مجاز نیست با هر کس که خواست معاشرت نماید.
5. آداب مجالس
مجالس، در حیطه معاشرت اسلام آداب خاصی دارد که ذکر برخی از آنها خال ازفایده نیست. قبل از بیان آداب مجالس، به ضرورت دوری از مجالس گناه خواهیم پرداخت .
از نظر اسلام حضور در مجالس گناه ممنوع است. چه خود مجلس گناه باشد و چه اینکه گناهی در آن مجلس اتفاق افتد. در قرآن می خوانیم :
« و قد نزل علیکم فی الکتاب ان اذا سمعتم آیات الله یکفربها و یستهزأ بها فلا تقعدوا معهم حتی یخوضوا فی حدیث غیره، انکم اذا مثلهم » همانا ما در قرآن بر شما نازل کردیم که اگر شنیدید در مجلسی آیات الهی را تکفیر می کنند و مسخره می نمایند،پس با آنها همنشین نشوید تا کلامشان را عوض کنند، اگر شرکت کردید شما هم مثل آنها خواهید بود! و پیامبر اکرم (ص) می فرماید : هر کس به خدا و روز قیامت ایمان دارد در مجلسی که امامی را دشنام می دهند یا غیبت مسلمانی را می کنند نمی نشیند .
و باز می فرماید : هر کس غیبت برادر مسلمانش را در مجلسی شنیده، رد کرد؛ خدا هزار باب بدی در دنیا و آخرت از او دور می کند. پس اگر آن غیبت را رد نکرد و خوشش آمد باز گناه غیبت کننده بر او نیز هست .
مشاهده آیاتی نظیر آیه 68 سوره انعام و روایاتی نظیر آنچه ذکر شد، اهمیت پرهیز از مجالس گناه را به ما گوشزد می نماید.
هر اندازه حضور در مجلس گناه نهی شده، حضور در مجالس مؤمنین و صالحین سفارش شده است.
در حدیث آمده است که لقمان به پسر خود فرمود : ای پسر بدیده بصیرت در مجلس نگاه کن اگر جماعتی را بینی که یاد خدا کنند ، با ایشان بنشین .
پیغمبر اکرم مجالس مؤمنین را به باغهای بهشت تشبیه کرده می نماید.
امام صادق (ع) می فرماید : پیغمبر اکرم به اصحابش فرمود: وقتی باغی از باغهای بهشت دیدید در آن داخل شوید، گفته شد یا رسول الله باغهای بهشت کدامند ؟ فرمودند : مجالس مؤمنین .
 احترام به جالسین:
رعایت احترام افردی که در مجلس نشسته اند، از اولین آداب مجالس اسلامی است. عفت کلام، شیوه صحبت، شکل نشستن و احترام به اندیشه و گفتار دیگران، ... از جلوه های احترام به همنشینان در مجلس می باشند.
درباره سیره رسول اکرم امام صادق (ع) می فرماید : پیغمبر اکرم (ص) هرگز جلوی اصحاب خود پایش را دراز نمی کرد .
از دیگر جلوه های احترام در مجالس، پاره نکردن کلام دیگران است. پیامبر اکرم (ص) این عمل را بدین گونه نهی می فرماید : کسی که در میان سخن گفتن دیگران سخن بگوید، مثل این است که بر صورت او زخمی وارد کرده است .
در سیره حضرت رضا (ع) می خوانیم که : ابراهیم بن عباس گوید : هرکز ندیدم که حضرت رضا (ع) در سخن کسی پرخاش کند و سخن را قطع کند تا اینکه خود طرف سخنش را تمام کند. و هرگز پایش را در برابر همنشین دراز ننمود و در مجلس تکیه نمی زد .
 پرهیز از جدال
مجالس، بدلیل حضور افراد مختلف در آنها، بستر مناسبی برای بحث ها و تبادل نظرهای مختلف است. اما گاه این بحث ها به جدل و نزاع، منجر می گردد. جدل مایه وهن مجلس است.
امام سجاد (ع) می فرماید : کمال دین مسلمان، به این شناخته می شود که سخن بیهوده نگوید و در بحث، نزاع و جدل نکند و بردباری و شکیبائی و اخلاق نیکو داشته باشد .
 پرهیز از نجوا
نجوا، بعضی صحبتهای در گوشی است؛ و از جمله اعمالی است که ترک آن در مجالس، مورد نظر اسلام است. امام صادق (ع) می فرماید : هرگاه سه نفر با هم ، هم صحبتند، دو نفر آنها سربگوش، با هم صحبت نکنند، زیرا مایه آزار رفیق سوم ایشان است .
ملاک نهی امام (در این روایت) از نجوا، آزردگی طرف سوم است، چون مایه سوء تفاهم او می گردد و باصطلاح خیال می کند راجع به او صحبت می کنند. به همین دلیل عدد3 در روایت اگر چه در حکم، نقش دارد، ولی می توان گفت که در مجالس هرگاه چنین توهمی وجود داشته باشد، نجوا مورد نهی قرار می گیرد و ترک آن ضروری است.
 تواضع و فروتنی
تکبر و خود بزرگ بینی، مایه تحقیر دیگران و اهانت به ایشان است. شخص متکبر به آراء و نظریات دیگران، توجهی نمی کند و حقوقشان را زیر پا می گذارد. لذا در فرهنگ اسلامی، تواضع و متواضع مکانی رفیع دارند.
تواضع خسیسه درونی انسان است که در اعمال وی متجلی می گردد. حضرت رسول (ص) علامات تواضع در مجالس را چنین بیان می فرمایند :از علامات تواضع آن است که آدمی به محلی راضی باشد که پست تر از محل نشستن او است .
شخص متواضع هنگام ورود به مجالس هر جا که خالی بود می نشیند و نگاه نمی کند تا بالای مجلس را تشخیص بدهد و آنجا را برای نشستن انتخاب نماید.
 پرهیز از تکلف و تشرفات
آفت عمده ای که همیشه دامنگیر مجالس بوده است و در زمانه ما تجلی بیشتری دارد، تکلفات و تشریفات زیادی است؛ اگر چه پذیرائی از مهمان مورد تأکید اسلام است، ولی تکلفات و تشریفات بیش از حد، مایه اسراف و تبذیر است.
امام صادق (ع) می فرماید : هر کس به مجلسی بدون تشریفات راضی باشد، از زمان نشستن در آن مجلس تا هنگام برخاستن، خداوند و فرشتگان بر او رحمت می فرستند .
 جا باز کردن برای دیگران
از آداب مجالس این است که به آنهائی که تازه وارد مجلس می شوند، جا داده شود و جالسین برای آنها جا باز نمایند. در قرآن می خوانیم:« یا ایها الذین امنوا اذا قیل لکم تفسحوا فی المجالس فافسحوا... و اذا قیل انشزوا فانشزوا....»
ای کسانی که ایمان آورده اید وقتی به شما گفته شد که به مجالس خود وسعت ببخشید (برای دیگران جا باز کنید) وسعت ببخشید... و وقتی گفته شد برخیزید، بر خیزید.
 ننشستن میان دو نفر که با هم مأنوسند
اگر دو نفر با هم انس و الفتی دارند، یا پدر و پسرند و یا برادرند، از نظر اسلام بین آن دو نشستن خلاف ادب مجالس است. مگر اینکه اجازه بدهند.
در سیره پیامبر (ص) می خوانیم : حضرت (ص) نهی فرمودند از نشستن بین دو مأنوس، مگر با اجازه آنها .
 بلند شدن برای تازه واردین
از  جای برخاستن برای تازه واردین، یکی از آداب مجالس است، البته اگر برای  مؤمنین باشد. اسحاق بن عمار می گوید : از امام صادق (ع) سؤال کردم : کسی که برای احترام مردی از جایش بلند می شود چگونه است؟
امام (ع) فرمود : مکروه است، مگر برای شخص متدین ( یعنی شخصی که عنوان دین ندارد) .
از جا برخاستن برای استاد و پدر، از نظر اسلام اهمیت فوق العاده ای دارد.
امام علی (ع) می فرماید : به احترام پدر و استاد از جای خود بلند شو؛ ولو اینکه امیر باشی .


+ نوشته شده توسط در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 و ساعت 17:29 |
اولین گلزن مشترک استقلال و پرسپولیس کدام بازیکن است؟

آمار شهرآورد دو تیم قرمز و آبی

اولین داربی پایتخت روز شانزدهم فروردین سال 1347 در استادیوم امجدیه (شهید شیرودی فعلی) بین دو تیم محبوب تهران یعنی تاج (استقلال) و پرسپولیس (پیروزی) برگزار شد و تساوی بدون گل در آن رقم خورد در حالی که آخرین رویارویی دو تیم در روز یکشنبه 22 مهرماه سال 1386 در ورزشگاه آزادی تهران با با تساوی دو تیم خاتمه یافت.این دو تیم تا کنون 632 بار به مصاف هم رفته اند که حاصل آن ،28  تساوی ، 20 برد برای آبی پوشان و 15 برتری برای قرمز پوشان پایتخت بوده و در خلال این بازی ها استقلالی ها 62 بار و پرسپولیسی ها 58 بار دروازه یکدیگر را گشوده اند. بیشتر داربی های تهران در ورزشگاه آزادی انجام شده اما ورزشگاه هایی چون شهید شیرودی تهران (امجدیه سابق) ، آزادی بندرعباس و یادگار امام تبریز هم شاهد برگزاری این دیدار بوده اند.

همه چیز از داربی 63

از طرف دیگر ، این چهاردهمین رویارویی دو تیم در مسابقات لیگ برتر باشگاه های کشور می باشد. در 13دیدار گذشته این دو تیم دراین چارچوب ، استقلال 3 بار و پرسپولیس 2 بار به برتری رسیده اند و 8 بار هم پیکار دو تیم با تساوی خاتمه یافته است. چکیده ای از دیدارهای گذشته این دو تیم با یکدیگر را در ادامه مرور می کنیم تا بیشتر در حال و هوای مسابقات گذشته این دو تیم و هم چنین دیدار آینده آنها قرار گیریم.

 

داربی های ناتمام 

در تاریخ برگزاری داربی های تهران چهار بازی ناتمام به چشم می خورد که در سه مورد از آنها فدراسیون فوتبال رای به برتری سه بر صفر استقلال داده و یک بازی هم با همان نتیجه دیدار ناتمام در تاریخ ثبت شده است!

اولین داربی ناتمام چهارمین رویارویی تاریخ شهرآورد تهران در روز هفدهم بهمن 1348 است. این بازی تا دقیقه 82 با گل غلامحسین مظلومی به سود استقلال در جریان بود که در این لحظه بازیکنان و کادر مربیگری پرسپولیس به دلیل اعتراض به نحوه داوری ، زمین مسابقه را ترک کردند و به این ترتیب بازی ناتمام ماند! فدراسیون فوتبال هم نتیجه این مسابقه را 3 بر صفر به سود استقلال اعلام کرد.

دومین داربی ناتمام مربوط به روز بیست و هفتم دی 1349 است که در آن دو تیم بزرگ پایتخت برای ششمین بار در تاریخ خود به مصاف هم رفتند. این بازی تا دقیقه 75 با تساوی یک بر یک در جریان بود که بازیکنان و کادر مربیگری پرسپولیس به مانند سال قبل به دلیل اعتراض به نحوه قضاوت داور ، زمین مسابقه را ترک کردند تا بار دیگر نتیجه بازی از سوی فدراسیون فوتبال ، 3 بر صفر به نفع استقلال اعلام شود! حسین کلانی و عباس مژدهی گلزنان دو تیم در این بازی ناتمام بودند.

داربی بیست و دوم نیز ناتمام ماند! این دیدار که یک بازی دوستانه بود تا دقیقه 75 با گل غلامرضا فتح آبادی ، یک بر صفر به سود استقلال در جریان بود که هجوم تماشاگران به داخل زمین باعث ناتمام ماندن مسابقه شد! جالب اینکه این بازی هیچ گاه تکرار نشد و همان نتیجه یک بر صفر به سود استقلال در تاریخ ثبت شد!

همه چیز از داربی 63

اما آخرین داربی ناتمام ، داربی سی و هشتم می باشد. این بازی در دی ماه سال 1373 انجام شد و تا دقیقه 88 با نتیجه مساوی 2 بر 2 در جریان بود که در این لحظه بازیکنان دو تیم به درگیری با یکدیگر پرداختند و تماشاگران هم به درون زمین ریختند تا چهارمین بازی ناتمام در تاریخ داربی های تهران ثبت شود! صادق ورمزیار و ادموند اختر برای استقلال و فرشاد پیوس و بهزاد داداش زاده برای پرسپولیس در این بازی نیمه تمام گلزنی کردند. کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال هم با توجه به وقایع پیش آمده رای به برتری 3 بر صفر استقلال در این دیدار داد. پس از این بازی بود که فدراسیون فوتبال تصمیم به استفاده از داوران خارجی برای قضاوت داربی تهران گرفت.

 

ترین ها

اولین بازی داربی: پرسپولیس صفر استقلال صفر ( فروردین 1347)

آخرین بازی داربی: پرسپولیس 1 استقلال یک ( مهر ماه 1386)

اولین برد داربی: استقلال 3 پرسپولیس یک ( مرداد 1348)

آخرین برد داربی: پرسپولیس 2 استقلال یک ( آبان 1385)

اولین تساوی داربی: پرسپولیس صفر استقلال صفر ( فروردین 1347)

آخرین تساوی داربی: پرسپولیس 1 استقلال1 ( فروردین 1386 )

پر گل ترین بازی: پرسپولیس 6 استقلال صفر ( شهریور 1352)

کم گل ترین بازی: چهارده دیدار با تساوی بدون گل خاتمه یافته است.

اولین برد استقلال: استقلال 3 پرسپولیس یک ( مرداد 1348)

آخرین برد استقلال: استقلال یک پرسپولیس صفر ( آبان 1384)

همه چیز از داربی 63

اولین برد پرسپولیس: پرسپولیس 4 استقلال یک  ( بهمن 1350)

آخرین برد پرسپولیس: پرسپولیس 2 استقلال یک ( آبان 1385)

بهترین برد پرسپولیس: پرسپولیس 6 استقلال صفر ( شهریور 1352)

بهترین برد استقلال: استقلال 3 پرسپولیس صفر ( اردیبهشت 1356)

بهترین گلزن داربی: صفر ایرانپاک از پرسپولیس با 7 گل

بهترین گلزن پرسپولیس: صفر ایرانپاک با 7 گل

بهترین گلزن استقلال: علی جباری با 5 گل

اولین گلزن داربی: احمد منشی زاده (استقلال)

آخرین گلزن داربی: محسن خلیلی ( پرسپولیس)

اولین گلزن استقلال: احمد منشی زاده

آخرین گلزن استقلال: امید روانخواه

اولین گلزن پرسپولیس: کاظم گنجاپور

آخرین گلزن پرسپولیس: محسن خلیلی

سریع ترین گل داربی: علی سامره (استقلال) در دقیقه یک

دیرترین گل داربی: صفر ایرانپاک ،حسین کلانی ،همایون بهزادی (پرسپولیس)، پیروز قربانی (استقلال) در دقیقه 90

 

گلزنان پرسپولیس

7 گل: صفر ایرانپاک

5 گل: حسین کلانی

4 گل: همایون بهزادی – مهدی هاشمی نسب

2 گل: علی پروین – محمود خوردبین – فرشاد پیوس – ادموند بزیک – شاهرخ بیانی – اسماعیل حاج رحیمی پور – ایرج سلیمانی

1 گل: کاظم گنجاپور – جهانگیر فتاحی – غلامرضا فتح آبادی – ناصر محمدخانی – رضا عابدیان – نادر میراحمدیان – مرتضی کرمانی مقام – مهدی مهدوی کیا – بهنام طاهرزاده – افشین پیروانی – پایان رافت – علی کریمی – بهروز رهبری فر – رضا جباری –  علی انصاریان – بهنام ابوالقاسم پور – یحیی گل محمدی – عیسی ترائوره – حامد کاویانپور – سهراب انتظاری – شیث رضایی   – مهرزاد معدنچی – مهرداد اولادی- واحدی نیکبخت - محسن خلیلی

 

 گلزنان استقلال

5 گل: علی جباری

4 گل: غلامحسین مظلومی

3 گل: حسن روشن - عبدالصمد مرفاوی

2 گل: کارو حق وردیان – مسعود مژدهی – صادق ورمزیار – علی سامره – محمد نوازی – علیرضا اکبرپور – محمود فکری – غلامرضاعنایتی

1 گل: احمد منشی زاده – عباس مژدهی – جواد قراب – رضا عادلخانی – هادی نراقی – محرم عاشوری – سعید مراغه چیان – غلامرضا فتح آبادی – بهتاش فریبا – پرویز مظلومی – جعفر مختاریفر – شاهرخ بیانی – عباس سرخاب – محمد تقوی – ادموند  اختر – فرد ملکیان – سهراب بختیاری زاده – مهدی هاشمی نسب – داوود سید عباسی – پیروز قربانی – امیر حسین صادقی- علی علیزاده -امید روانخواه

همه چیز از داربی 63

همه چیز از داربی

1- این دو تیم تا کنون 63 دیدار برابر هم انجام داده اند که حاصل آن ، 28 تساوی ، 20 برد برای استقلال و 15 برد برای پرسپولیس بوده است. استقلالی ها 62 بار و پرسپولیسی ها 58 بار دروازه همدیگر را گشوده اند.

2- از مجموع 118 گل به ثمر رسیده در داربی تهران ، 44 گل در نیمه اول و 67 گل در نیمه دوم به ثمر رسیده است. تکلیف 9 گل دیگر را نیز فدراسیون فوتبال مشخص کرده است! این امر به دلیل سه بازی ناتمام است که نتیجه آنها از سوی فدراسیون فوتبال ، سه بر صفر به سود استقلال اعلام شده است.

3- چهارده مسابقه در فصل بهار ، هفت مسابقه در فصل تابستان ، هجده مسابقه در فصل پاییز و بیست و سه مسابقه در فصل زمستان انجام شده است.

4- پر گل ترین بازی دو تیم به روز شانزدهم شهریور ماه سال 1352 بر می گردد که طی آن ، پرسپولیس به برتری تاریخی شش بر صفر مقابل رقیب سنتی خود دست یافت.

همه چیز از داربی 63

5- از مجموع 28 نتیجه مساوی دو تیم تا کنون ، 14 بازی با تساوی بدون گل ، 13 بازی با تساوی یک بر یک و تنها یک دیدار با تساوی دو بر دو خاتمه یافته است.

6- هفت گل از مجموع گل های رد و بدل شده در داربی تهران از روی نقطه پنالتی به ثمر رسیده که از این تعداد ، سه گل برای استقلال و چهار گل برای پرسپولیس بوده است. شاهرخ بیانی ، صادق ورمزیار و محمد نوازی برای استقلال و شاهرخ بیانی ، مهدی هاشمی نسب ، بهروز رهبری فر و علی انصاریان برای پرسپولیس از روی نقطه پنالتی گل زده اند. ضمن اینکه شاهرخ بیانی تنها بازیکنی است که با پیراهن هر دو باشگاه از روی نقطه پنالتی گل زده است!

7- همایون بهزادی تنها بازیکن تاریخ داربی تهران است که در یک دیدار موفق به هت تریک و زدن سه گل در یک مسابقه شده است. این امر در سال 1352 و در بازی ای که با شش گل به سود پرسپولیس خاتمه یافت صورت گرفت.

8- عیسی ترائوره ، بازیکن آفریقایی پرسپولیس ، تنها بازیکن خارجی است که تا کنون موفق به گلزنی در داربی تهران شده است. این بازیکن در سال 1382 و در پنجاه و پنجمین داربی پایتخت برای تیم خود گل زد.

همه چیز از داربی 63

9- شاهرخ بیانی ، غلامرضا فتح آبادی و مهدی هاشمی نسب بازیکنانی هستند که برای هر دو باشگاه گل زده اند.شاهرخ بیانی 2 گل برای پرسپولیس و یک گل برای استقلال ، غلامرضا فتح آبادی یک گل برای هر کدام از دو باشگاه و مهدی هاشمی نسب 4 گل برای پرسپولیس و یک گل برای استقلال به ثمر رسانده اند.همچنین غلامرضا فتح آبادی اولین گلزن مشترک آبی و قرمز است .

10- نوزده بازیکن تا کنون با پیراهن هر دو تیم در داربی تهران به میدان رفته اند که اسامی آنها از این قرار است:

داریوش مصطفوی – پرویز قلیچ خانی – جواد الله وردی – شاهرخ بیانی – غلامرضا فتح آبادی – امیر موسوی نیا – محمود کلهر – احمد رضا عابدزاده – مجید نامجو مطلق – رضا احدی – مهدی هاشمی نسب – بهزاد داداش زاده – محمد رضا مهدوی – مهدی صالح پور – علی اکبریان – داوود سید عباسی - علیرضا واحدی نیکبخت - علی انصاریان- علی علیزاده

11- علی پروین با 20 بار حضور در داربی پایتخت ، پر سابقه ترین بازیکن تاریخ داربی تهران محسوب می شود. افشین پیروانی هم با 18 بازی در جایگاه دوم قرار دارد.

12- از سال 1373 تا کنون داوران خارجی داربی های تهران را قضاوت می کنند.

13- در تاریخ برگزاری داربی های تهران چهار بازی ناتمام به چشم می خورد که در سه مورد از آنها فدراسیون فوتبال رای به برتری سه بر صفر استقلال داده و یک بازی هم با همان نتیجه دیدار ناتمام در تاریخ ثبت شده است!

14- داربی شصت و چهارم چهاردهمین رویارویی دو تیم در مسابقات لیگ برتر باشگاه های کشور می باشد. در 13 دیدار گذشته این دو تیم در این چارچوب، استقلال 3 بار و پرسپولیس 2 بار به برتری رسیده اند و 8 بار هم پیکار دو تیم با تساوی خاتمه یافته است.

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 و ساعت 1:33 |
پایه گذار جنبشی به نام حرکت امل چه کسی بود؟

برای جواب به این آدرس برویدhttp://imamsadr.ir/news/news.php?id=4320
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 و ساعت 1:30 |
بابلیان را آغازگر اختر شناسی می دانند. در دوران باستان مصریان نیز در این زمینه پیشرفته بودند و ایرانیان نیز از این دانش بی بهره نبودند. بابلیان و یهودیان ومصریان گاهنامه (تقویم) ماهی (قمری) نگاه می داشتند؛ یعنی براساس ارتباط ماه با زمین. اما ایرانیان تقویم خورشیدی نگاه می داشتند یعنی براساس ارتباط خورشید با زمین. برای سال در اوستا دو واژه به کار رفته است. نخست یار yare که در آلمانی وانگلیسی yehr وyear  گویند. واژه ی یایرئیریه صفت است به معنی فصل و سالی، همین واژه است که در اوستا برای گهنبار و یا همان جشن های شش گانه ی سال به کار می رود و واژه دوم سرذ sereza که در پهلوی سل sal و در فارسی سال گویند واژه سرت sareta که در پهلوی سرت و در فارسی سرد گویند از ریشه ی واژه ی سرذ می باشد.
سال به 12 ماه بخش می شود. ماه در اوستا ماونگه mavangah  نامیده می شود که هم نام ستاره ای نامدار است و هم نام بخشی از سال و هر ماه به سی روز بخش می شود. روز در اوستا ازن azan یا اینayan=ayah= ایر ayar  در برابر شب که در اوستا خشپن khashpan  نامیده می شود. واژه روز در فارسی و روچ rauch  در پارسی هخامنشی و رئوچه raochah  در اوستا یکی است اما در پارسی هخامنشی و اوستا به معنای فروغ و روشناست.
به این ترتیب سال 360 روز می شود و آغاز سال بعد هر سال 5 روز و 5 ساعت و 48 دقیقه و  46 ثانیه دیرتر انجام می شد. برای رفع این مشکل هخامنشیان هر شش سال یک ماه به سالشان می افزودند. سال هخامنشی از ماه باگ یادی bagyadi آغاز می شد. باگ یادی از باگ=بغ (خداوند) و از ریشه واژه ی ید=یز  yaza (ستایش) که روی هم ماه ستایش خداوند می شود. می دانیم که جشن مهرگان که ایزد مهر به نام اوست در سنگ نوشته های میخی هخامنشیان "بغ مهر" نامیده می شود. گاهنامه اوستایی ظاهرا در اواخر پادشاهی داریوش بزرگ در میان سال های 493و 486 پیش از میلاد مسیح رواج یافته و معمول شده باشد و معمول شدن جشن نوروز به جای جشن باگ یادی (مهرگان) نیز از همان عهد است. از ماه های هخامنشی 9 ماه در دست است که در سنگ نوشته بهستان توسط داریوش به یادگار مانده است.
اشکانیان هم همان گاهنامه هخامنشیان را دنبال کردند. ساسانیان 12ماه و هر ماه 30 روز در سال را حفظ کرده و برای هر روز نامی معین کردند. همچنین 5 روز هم به آخر سال افزودند و به نام نسکهای گاتهای مقدس نام گزاری کردند. به این ترتیب سال ساسانی 365 روز شد. و برای جبران 5 ساعت و 48 دقیقه و 46 ثانیه در آغاز سده ششم میلادی روش بهیزک(کبیسه) را انتخاب کردند. یعنی هر چهار سال یک روز به سال می افزودند و به آنروز نام اورداد avardato یعنی روز افزوده خداداد می نامیدند. در زمان سلطان جلال الدین ملکشاه سلجوقی آخرین اصلاح گاهنامه (تقویم) ایرانی، در سال467 هجری قمری، توسط گروهی از بزرگ ترین اختر شناسان آن روزگار، به همت خواجه نظام الملک طوسی و به سرپرستی دانشمند و منجم بزرگ کشورمان حکیم
عمر خیام نیشابوری صورت گرفت و به نام گاهنامه (تقویم) جلالی خورشیدی نام گذاری شد.
در سال 1304 رضا شاه دستور داد که گاهنامه خورشیدی که از رواج افتاده بود، جای گزین گاهنامه قمری شود و مبدا تاریخ را نیز از زمان هجرت پیامبر اسلام نهادند.

1-  فروردین: ماه فره وشی ها وروان های پاسدارو پیشرفت دهنده.
2-   اردیبهشت: ماه راستی ها ودادگری ها
3-   خرداد: ماه خودشناسی و رسایی ها
4-   تیر: ماه برکت وفراوانی
5-   امرداد: ماه بی مرگی وجاودانی ها
6-   شهریور: ماه نیروی سازنده وبرگزیده ها
7-   مهر: ماه دوستی وپیمان
8-   آبان: ماه آب ها
9-   آذر: ماه آتش وفروغ پاکی
10- دی: ماه دهش ، دادار
11- بهمن: ماه خرد ،منش نیک 
12- اسفند: ماه مهروآرامش افزاینده

گفته شد که هر یک از ماه ها بی کم وبیش دارای 30 روز بوده اند که هر روز نام ویژه ای داشته است. در جدول زیر نام روزها به زبان پهلوی (فارسی میانه دوره ساسانی)، اوستایی ، آوانوشت به لاتین و معنای کله آمده است:

      نام روز به پهلوی          نام اوستایی                 آوانوشت                 معنای روزها
1       هرمزد                         اهورمزد                    ahuramazada                 خدای جان وخرد
2       بهمن                          وهومنه                          vohomana                 منش (اندیشه) نیک
3       اردی بهشت                اشه وهیشته          asha vahishta                 راه راستی دادگری
4       شهریور                       خشثروئیریه       khashasra vairiya                  توان برگزیده وسازنده
5       اسفندارمذ                  سپنت آرمئیتی      sepanta armaiti                 مهر وآرایش افزاینده
6       خرداد                          هئوروتات                       haurotata                  رسایی وخود شناسی
7       امرداد                          امرتات                            ameratat                  بی مرگی وجاودانی
8       دی به آذر                    دئوش                                   daush                  آفریدگار
9       آذر                               آتر                                          atar                  آتش وفروغ 
10     آبان                              اپم                                       apam                  آب ها
11     خیر(خورخورشید)         هورخش                haurakhashasa                 خورشید
12     ماه                              ماونگه                           mavangha                 ماه
13     تیر                               تیشتریه                         tishtariya                 ستاره باران
14     گوش                            گئوش                                 geush                  گیتی
15     دی به مهر                                                                                         دی: نام دیگر اهورمزد
16     مهر                              میثر                                     misra                  پیمان ودوستی
17     سروش                        سرئوش                         seraosha                 وجدان وپیام آوردین
18     رشن                            رشنو                                rashnu                  دادگری
19     فروردین                        فره وشی                    farahvashi                 روان پاسدار ، پیشرفت
20     ورهرام                         ورثرغن                     veresraghna                  پیروزی
21     رام                               رامن                                  raman                   صلح و آشتی
22     باد                                 وات                                     vata                   باد ، هوا
23     دی به دین                                                                                          دی: نام دیگر اهورمزد
24     دین                               دئنا                                   daena                   دین
25     ارد(ارت)                        اشی ونگهوهی      ashivangvuhi                   برکت وداده اهورایی
26     اشتاد(ارشتاد)              ارشتات                             arshtat                   کار ،داد ، راستی
27     آسمان                          اسمن                               asman                   آسمان
28     زامیاد(زامیات)               زم                                         zam                   زمین
29     مانتره سپنت               منثر سپنت        mansra sepanta                   سخن اندیشه زا، نماز، گفتارنیک
30     انارام(انغران)                 انغرنه رئوچاو     anghara raochav                  روشنایی بی پایان


می بینید که روز 1 و 8 و 15 و 23 به نام اهورامزدا  نامگذاری شده است که شاید نزدیک ترین شکل به هفته دین های سامی باشد. گفتیم هر سال به 12 ماه و هر ماه 30 روز که 360 روز می شود و سال خورشیدی 365 روز است که نام 5 روز بیرون سال اوستایی را پنجه دزدیده شده می نامند.
اما نام این پنج روز که در گاهنامه اوستایی بیرون از ماه ها  آمده است این چنین است:
          نام روز به پهلوی     نام به اوستایی       آوانوشت اوستایی    برگرفته از
1        اهونودگاه                  اهون ویتی                  ahuna vaiti                   نخستین بخش گاثا اشو زرتشت
2        اشتودگاه                  اوشت ویتی                 ushto vaiti                   دومین بخش گاثا اشو زرتشت
3        سپنتمدگاه               سپنتا مینو             sepanta maino                   سومین بخش گاثا اشوزرتشت
4       وهوخشثرگاه             وهوخشثر              vohukhshasra                   چهارمین بخش گاثا اشو زرتشت
5       وهشتواشت             وهیشتوای               vohishtoishti                    پنجمین بخش گاثا اشو زرتشت 


 نام روز بهیزک (کبیسه) همانطور که گفتیم اورداد avardato به معنای روز افزوده خداداد است. در گاهنامه خورشیدی کنونی 5 روز آخر سال و روز 30 اسفند به ابتدای سال آمده و شش ماه نخست سال 31 روزه شده است؛ که روز 31 فروردین در گاهنامه باستانی ایران، روز اول اردی بهشتبوده و به این ترتیب با افزوده شدن 5 روز دیگر می بینیم که اول مهر امروزی  7 مهر زرتشتی است.

نویسنده: کارن خسروانی
karen [at] anobanini.ir
منبع:http://www.anobanini.ir/
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 و ساعت 1:10 |
آتش نه تنها در نزد ایرانیان که از اقوام کهن هستند، بلکه در میان بیشتر اقوام کهن چه هند و اروپایی و چه غیره وجودی مقدس بوده است. در روایت های کهن هند و ایرانی، آتش (آذر) فرزند اهورامزدا بوده و همچنین در نوشته های اوستایی لقب وی پسر اهوراست. عقیده به پاکی و پاک کنندگی آتش چنان بوده است که یکی از آزمایش های اثبات بی گناهی، گذر از میان آتش بوده  که برجسته ترین آن، گذر سیاووش از میان آتش است. نام آذر در گاهشماری اوستایی بعد از اهورامزدا و امشاسپندان بلافاصله می آید که نشان از اهمیت وی دارد. نام روز نهم به نام آذر نامزد گردیده است. در میان جشن های مهم و کهن ایرانی جشن آتش یکی از مهم ترین آنهاست که جشن سده نام دارد. اهمیت آتش چنان بوده که نخستین جشن را در اسطوره ها پیدایش آتش و قبله شدن آتش در میان اقوام هند و ایرانی دانسته اند. ایرانیان پیش از برپاکردن هر جشن برای نیایش به آتشکده ها می رفتند. شاهان کیانی و هخامنشی و ساسانی برای پیروزی به آتشکد ها می رفتند و نذر می کردند.

رسم آتش افروزی پیس از فرا رسیدن سال نو بسیار کهن و قدیمی است. بسیاری از اسطوره شناسان، آن را به هنگام هم زیستی هند و اروپائیان بر می گردانند. هر چند در نزد اقوام دیگر هم مانند بابلیان و سومری ها رواج داشته است.
در
گاهشماری باستانی ایران گفتیم که سال ایرانی 12ماه و هرماه 30 روز در نتیجه می شود 360، اما سال بعد 5 روز و 5 ساعت و 48 دقیقه و 46 ثانیه بعد آغاز می شود. این 5 روز را به نام گاهان اشو زرتشت نام نهادند. در میان اقوام کهن اعتقاد بر این بود که این 5 روز آخر سال خارج از زمان جهانی است و این مدت متعلق است به مردگان یا همان چیزی که ایرانیان به آن می گویند فروهر faravahara یا فره وشی  که در پهلوی forohar شده است. به این 5 روز پنجه ی دزدیده شده می گفتند.

در کتاب بندهشن (بندهش  از دو واژه بن (پایه) + دهشن (آفرینش) درست شده که می شود گفت با سفر آفرینش (کتاب آفرینش) ادیان سامی یکی است) در مورد فروهرها این چنین آمده است: "اورمزد انسان را پنج نیرو آفرید که عبارتند از تن، جان، روان، ادونگ و فروهر. بدن یا تن جزء مادی است و جان پیوستگی بسیار با باد دارد و مانند آن سبک و گریزنده است. روان نیرویی است در بدن که می تواند ببیند و بشنود و بگوید و... اودنگ (که به زیان امروزی می شود آیینه) همان تصویر ،شکل و صورت است و جای آن در کره ی خورشید است. اما فروهر نیرویی است که از نزد اورمزد می آید. پس از مرگ بدن نیز به نزد اوزمزد باز می گردد".

در اعتقادات کهن ایرانی اهورامزدا آفرینش را در شش نوبت از سال آفرید. برای همین است که در گاهشمار ایرانی هفته وجود ندارد. این نوبت های آفرینش را گاهنبار یا گهنبار می نامند. این شش گاهنبار عبارتند از:
1- میدیوزرم گاه (آفرینش آسمان)
2- میدیوشم گاه (آفرینش آب)
3- پتی شهیم گاه (آفرینش زمین)
4- ایاسریم گاه (آفرینش گیاهان)
5- میدیاریم گاه (آفرینش چهارپایان)
6- همس پت میدیم گاه (آفرینش انسان)

هریک از این گاهنبار ها 5 روز به درازا می کشد. اولین آن ها از روز خور تا دی به مهر اردیبهشت و آخرین آنها در روز های کبیسه سال است که نام گاثهای اشو زرتشت را بر روی آنها گذاشته اند. در همین روزها است که جشن فره وشی ها برگزار می شود.

مروری کوتاه به آنچه گفته شد به ما نشان می دهد که:
1- پنج روز آخر سال به اعتقاد اقوام کهن هند و اروپایی و همچنین دیگران مانند سومریان بابلیان ایلامیان و مصریان خارج از زمان جهانی بوده است وبه مردگان تعلق داشته است.
2- در این 5 روز به اعتقاد هندو ایرانیان انسان آفریده شد.
3- این روزها با فروهرها ارتباط دارند.

اعتقاد بر این بوده است که در روزهای کبیسه، فروهر مردگان به این جهان باز می گشتند و به دیدار خانواده ها و آشنایان خود می رفتند. اعتقاد بر این بود که خانواده ی درگذشته با روشن کردن آتشی که به آن سوریک (ik پسوند نسبت در زبان پهلوی ساسانیک و به معنای سرخ است) گفته می شده؛ فروهر درگذشتگان خود را راهنمایی می کردند که خانه ی خود را پیدا کنند. این آتش بعد از فرو رفتن خورشید در روز انارام از ماه آرمئتی سپندارمذ روشن می شود و در تمام روز های همس پت میدیم گاه و تا
نوروز روشن می ماند. در کنار آتش سوریک که در زبان فارسی دری نوین به سوری بدل شده است گل، شراب، شیرینی، غذا، پر مورد و سرو برای فروهر ها بالای بام می گذاشتند تا اینکه فروهرها از اینکه به یاد آنها هستند از خانواده های خود خشنود گردند. آتش سوریک در مجمرهای خانگی که نشان زنده بودن خاندان و دودمان بود نگهداری می شده است و در روی آن کندور می سوختند و برای فروهر خود نماز می خواندند.

انچه گفته شد فلسفه ی آتش افروزی برای فروهر در گذشتگان در 5 روز پایان سال بود. اما پس آتش چهار شنبه سوری چیست؟
افروختن آتش در چهار شنبه ی پایان سال و جشن سوری در دوره ی بعد از دورن شده تازیان به ایران رواج پیدا کرده است. با درون شدن تازیان به ایران بسیاری از آیین ها و جشن های ایرانی کم رنگ و حتی برخی از آنها از بین رفت و فرهیختگان و دل سوختگانی که قصد نگاهداری آیین های خود را داشتند در برخی موارد تا می توانستند آیین های ایرانی را با لباس دین اسلام نگاهبانی کردند (نمونه بارز آن در مورد مکان های گرامی ایرانی،
آرامگاه کوروش بزرگ است؛ که در هنگام درون شد تازیان با نام مقبره مادر سلیمان نبی از تخریب آن جلو گیری کردند). جشن سوری نیز به نظر می آید از همین پوشش ها و تفسیر ها  بوده است و برای زنده نگاهداری آیین آتش افروزی با لباس دینی جدید آرایش خورد و چهارشنبه سوری را متولد کردند .
می دانیم که امویان تازی بسیار با ایرانیان و ایرانی گری دشمن بودند. ایرانیان با درون شد تازیان، آیین های خود را مخفیانه و نهان برگزار می کردند و جشن پیدایش آتش که همان سده است را برای نخستین بار بعد از دورن شدن تازیان به ایران به صورت آشکار در سال 312 خورشیدی (323 قمری) به دست بزرگ مردی از تبار ساسانیان به نام مردآویج در
اصفهان برپا کردند. مجال اندک هنگامی به ایرانیان دست داد که بزرگ مرد ایرانی ابومسلم خراسانی امویان را بر انداخت. عباسیان که وام دار ایرانیان بودند روی خوشتری به ایرانیان نشان می دادند. حکام عباسی با بر پایی جشن های مهرگان و سده بیشتر قصد دریافت هدایای استان های ایرانی را داشتند. ولی ایرانیان که فرصت را غنیمت می دیدند به احیای نسبی فرهنگ کهن خود کمر بستند و بسیاری از جشن ها و آیین ها را که تا آن روزها نهان بود آشکارا بر پا کردند. حتی در دوران هارون و مامون عباسی بسیاری از کتاب ها و نوشته های پهلوی با امکانات دولتی به عربی یا فارسی دری نوین برگردان شد.
در یکی از سال ها که جشن سوری آزاد تر و گسترده تر برگزار می شد این جشن مقارن شد با شب چهار شنبه و چون اعراب چهارشنبه را روزی نحس می دانند جشن سوری را در شب چهارشنبه آخر سال  ترتیب دادند. توجه داشته باشید که در
گاهشمار ایرانی هفته وجود ندارد. پس چهارشنبه یا هر شنبه ی دیگر در گاهشمار ایرانی منتفی است .باز اگر به روزهای ایرانی نگاه کنید همه ی 30 روز، نام اهورا مزدا و امشاسپندان و ایزدان را دارا هستند. پس نه تنها ایرانیان روزی را نحس نمی دانستند بلکه همه ی روز های  ماه  و سال را خجسته می دانستند. گفتیم که آتش سوریک در 5 روز آخر سال روشن بوده است نه تنها در یک شب. تثبیت این روز را به عنوان جشن سوری به زمان هارون و برخی به مامون عباسی نسبت داده اند که به نظر من با پیشینه ایرانی دوستی و کمک های ایرانیان به این دو زیاد دور از عقل هم نیست. می گویند عباسیان خود در این جشن ها شرکت می کردند و برای شادی بیشتر مجلس پرندگانی را نفت آلود می کردند و آتش می زدند و به پرواز وا می داشتند.
ایرانیان که از
جشن سده نیز دور افتاده بودند، این فرصت را محترم دانستند و با فراهم کردن هیزم و خار های بیابان آتش های بزرگی را می افروختند و دور آن جمع می شدند  و به شادی می پرداختند و با خواندن سرود معروف "زردی من از تو ، سرخی تو از من" هم یاد سده را زنده نگاه می داشتند هم آتش سوریک و هم خواستار ریختن گناهان و از بین رفتن بیماری و ناخوشی های خود بودند. اما چه زمانی خواندن سرود سوری و از روی آتش پریدن رواج یافت به طور حتم مشخص نیست.
با یک مقایسه کوچک می توان در یافت که چهارشنبه سوری یک مراسم  مشتق از
سده و جشن فروهرها است با کمی دگرگونی.

1- جشن فره وشی ها در 5 روزو شب برگزار می شود اما چهارشنبه سوری 1شب.
2- در گاهنامه ایرانی هفته وجود ندارد.
3- جشن فروهر ها برای خوش آمد آنان است و برای راهنمایی است که آتش افروزی می کنند.
4- همه ی روز های ایرانی دارای شگون و خجسته هستند و روز نحسی مانند چهارشنبه در آن نیست.
5- آتش افروزی فروهر ها در بالای بام است.
6- آتش افروزی فروهر ها در مجمر و کوچک است.
7- آتش چهار شنبه سوری بزرگ به مانند
جشن سده است.
8- پریدن از روی آتش در نزد ایرانیان مزدیسنا گناه محسوب می شود  و بی احترامی به
آیین و کیش زرتشتی است.
9- آتش مجمر تطهیر یافته و از هیزم خاص آتش جاویدان آتشکده ها تهیه می شود اما آتش چهار شنبه سوری این گونه نیست.
10- آتش مجمر فرو شی ها برای افراد خاص افروخته می شود و اشتراک خانوادگی دارد، اما آتش چهارشنبه سوری همگانی است و قصد آمرزش ندارد.

باری به هر جهت با اینکه به نظر می آید مخلوط شدن
سده و جشن فرو هر ها باعث بوجود آمدن چهارشنبه سوری شده است اما آیینی است که در باور های عامیانه ی ایرانیان ریشه دوانده است و باید بخش های نیکوی ان را پاسداری کرد.
جشن چهارشنبه سوری مانند دیگر جشن های ایرانی آیین های ویژه خود را دارد که به اختصار بررسی می کنیم:

1- آجیل مشکل گشا: این آجیل همان لرکlurk یا آجیل گاهنبارها است که در میان زرتشتیان با ترکیب هفت گونه خشک بار شامل، پسته، بادام، سنجد، برگه ی هلو، انجیر و خرما تشکیل می شود؛ که گاهی نارگیل، قیسی و  مویز و نبات هم به آن می افزایند.
2- فال گوش: در مناطق زرتشتی نشین با ایستادن در زیر بام ها خواستار شنیدن پیامی از وی فروهی ها می باشند.
3- فال کوزه: در این شب درون کوزه اشعاری (بیشتر
حافظ) را درون کوزه ای همراه با چیزی از افراد مانند انگشتر یا گوش واره می انداختند و کودکی یک شعر و یک شی را در می آورد که نشان فال وی بود.
4- کجاوه بازی یا شال اندازی: که با آویختن کجاوه کوچکی که می سازند و یا شال کمر از بالای بام خواستار هدیه می شوند.
5-  قاشق زنی: که بیشتر جنبه سر گرمی دارد و جوانان با انداختن چادر روی خود را می پوشانند و با زدن قاشق به هم به جلوی خانه ها رفته و خواستار هدیه می شوند.
6- کوزه شکنی: با شکستن کوزه ای آب ندیده (نو) خواستار رفع بلا و قضا می شوند.
7- گره کشایی: در این شب کسانی که فکر می کنند بختشان بسته است، با گره زدن بخشی از دستمال یا روسری خویش  بر سر راهی می ایستند و از اولین کسی که می گذرد می خواهد گره را باز کند تا بخت او هم باز شود.
8-  آش چهارشنبه سوری: صاحب نذر با اعلام پختن آش از دیگران می خواهد که نذری اگر دارند بیاورد و در آش شریک شوند.

نویسنده: کارن خسروانی karen [at] anobanini.ir

منبع:http://www.anobanini.ir

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 و ساعت 1:7 |
جمشيد در اوستا پسر «ويونگهان viyounhana» است. ويونگهان نخستين كسي است كه «هومhoma» را به آيين مي فشارد و اين نيك بختي به او مي رسد كه داراي فرزندي به نام «يمه خشئتهyimakhshaeta » به چم جم در خشان يا جمشيد می شود. جم يك شخصيت هند و ايراني است و با نام «يمه yema » در هند نخستين كسي از بي مرگان است كه مر گ را بر مي گزيند. راه مرگ را مي پيمايد تا را ه جاويدان را به مردمان نشان دهد.
جم در ايران بسيار گرامي است و نامش با «شيدshida» به معنی درخشان همراه است. در اوستا و نوشتارهاي پهلوي داراي صفت زيبا و خوب رمه «هوثوهhvathvah » است و در نوشته هاي «وداييveda» و پهلوي جمشيد را كسي بنام«جمه» یا «جميك»yima  يا «يما» yamak «يمك» همراهي مي كند.
 در دوران پادشاهي جمشيد شكوه و ناميرايی فرمانروايی می كند.و مردم در آسايش هستند و دوران درخشان ایران است. هميشه ايرانيان از اين دوره به نام بهترين دوره ياد مي كند. اما كم كم سرما به خاستگاه اين نژادگان راه مي يابد و جم براي اين كه مردم به نابودی نروند به گفته اهورا مزدا دژی به نام  « ورجمكرد» بنيان مي كند. که اين دژ مانند كشتي نوح به هنگام طوفان عذاب الهی است.
به اندیشه دانشمند بزرگ، بانو ژاله آموزگار؛ اسطوره ورجمكرد به دوران پيش از«اشو زردشت» برمي گردد كه بعدها با پيوند به بخش های ديگر داستان، وارد داستان هاي ديني گرديده است. جم كارهای بزرگی انجام می دهد؛ كه در اينجا به برخي از آنها گذرا اشاره مي كنم.
آبادانی های بسيار، آموزش هنرهاي گوناگون، ساختن ابزار جنگ، نرم كردن آهن، اما مهم ترين كارهاي او نخست رهبري كردن نژدگان هند و ايراني به سرزمين« ايران وئج».eranvajiya  دوم ساختن طبقات اجتماعي؛ دين مردان، ارتشداران، برزيگران و پيشوران. سوم بنيان گذاشتن جشن پرشكوه نوروز که موضوع این نوشتار است.
جم بعداز نظم دادن به جهان و آباد کردن گیتی وآموزش های هنرهای گوناگون در روز اورمزد از ماه فروردین به دیوان دستور داد که تخت زرین وگوهر نشان وی را به آسمان ببرند؛ پندار من در مورد اینکه تخت را به آسمان بردند این است که دیوان تخت جم را با مراسم ویژه به نشیمن گاه جم که شاید در دامنه کوه باشد برده اند، زیرا در دوران کهن معبدها را در میان کوه ها می ساختند.
 باز در دوران کهن در بیشتر اقوام دین مردان-شهریاران حکمرانی داشته اند. و طبیعی است که جم هم که از این دین مردان-شهریاران بوده است و به گفته ی کتاب مقدس زرتشتیان اوستا حتی پیشنهاد پیامبری به او از سوی اهورا شده است دور از ذهن هم نیست که جایگاهش در معبد میان کوه باشد. این چنین بود که با نشستن جم بر تخت زرین  مانند خورشید در میان زمین آسمان تابان شد و لقب شید را که چم درخشان است از آن خود کرد.
این روز را جم "روز نو" خواند و جشن گرفت، زیرا دوره جدیدی در پادشاهی جم آغاز شد. این اتفاق در روز نخست سال خورشیدی رخ داد. از این به بعد نوروز را که بعد از جشن سده پدید آمده بود جشن گرفتند. زیرا جشن سده در میان جشن های کهن نخستین و قدیمی ترین است و از نظر زمانی، در اسطوره ها، در زمان هوشنگ پدید آمده است. بعد جشن نوروز در زمان جم و بعد مهرگان در زمان فریدون و بعد تیرگان در زمان منوچهر جشن گرفته شدند.
پدید آمدن نوروز را استاد سخن،
فردوسی بزرگ در شاهنامه این گونه به نقش می کشد:
چو این کارهای وی آمد به جای           زجای مهی برتر آورد پای
به فر کیانی یکی تخت ساخت            چه مایه برو گوهر اندر نشاخت
که چون خواستی دیو برداشتی          ز هامون به گردون بر افراشتی
چو خورشید تابان میان هوا                  نشسته بر او شاه فرمانروا
سر سال نو هرمز فرودین                   برآسوده از رنج تن ،دل ز کین
به جمشید برگوهر افشاندند              مرآن روز را روزنو خواندند
به نوروز نو شاه گیتی فروز                  بر آن تخت بنشست پیروز روز
بفرمانش مردم نهاده دوگوش              به رامش جهان پر ز آوای نوش

اما از اسطوره ها که بگذریم؛ از چه هنگامی نوروز به صورت تاریخی وارد فرهنگ ایرانی شد، اطلاعات درستی در دست نیست؛ برخی آن را به دوران ماد ها نسبت می دهند که چندان  قابل اعتماد نیست. اما از هنگام پادشاهی داریوش بزرگ می دانیم که نوروز جشن گرفته شد و گاهشماری اوستایی جای گاه شماری کهن را گرفت و
تخت جمشید را تخت گاه جشن نوروزی هخامنشیان میدانیم.
شاهان هخامنشی در این روزها در تالار
کاخ آپادانا بار عام می دادند. چند مجلس بار عام نوروزی از داریوش بزرگ در تخت جمشید به دست آمده است .نمایندگان کشور های خارجی، استانداران و گروه های مختلف از مردم کشورهای تحت حاکمیت هخامنشیان، به پیشگاه شاه بار می یافتند ، هدیه می دادند و هدیه می گرفتند. داریوش بزرگ در نوروز به معبد بابل می رفت و دست خدای بابل مردوک را می گرفت تا این گونه مشروعیت خدایی خود را یادآوری کند.
شاهان ساسانی با شکوه فراوان نوروز را جشن می گرفتند. پادشاه با جامه ابریشمی در بارگاه می نشست و موبدان موبد با سینی بزرگی که در آن نان وسبزی وشراب و انگشتر و دوات و قلم و... بود با ادب به پیش شاه می رفت و شادباش می گفت و جشن jashanخوانی می کرد.
پس از اسلام نیز نوروز جایگاه خود را از دست نداد. و در میان ایرانیان مسلمان و حتی بزرگان دین مانند امام علی(ع) با شکوه برگزار می شد؛ عمر بن عبد العزیز خلیفه اموی و معتضد خلیفه عباسی جشن نوروز با شکوه برگزار کردند. در زمان دیلمیان و غزنویان و سلجوقیان این جشن در دربار باشکوه تمام برگزار می شد. دربیرون ایران هم اکبرشاه در هندوستان در سال 1584 مسیحی نوروز را جشن گرفت و گاهشماری را به گاهشماری ایرانی-زرتشتی برگرداند. پادشاهان عثمانی هم نوروز را گرامی میداشتند و جشن می گرفتند.
نوروز در میان شاهان به دوبخش عام وخاص تقسیم می شود؛ که در نوروز عام، 5 روز ابتدایی نوروز به مردم عادی اختصاص داشت؛ و نوروز ویژه ای به نام نوروز خاص در روز 6 نوروز که زاد روز مرد بزرگ ایران: اشو سپیتمان زرتشت بزرگ و هم روز پیامبری وی و خشور بزرگ هم هست جشن می گرفتند .
از آیین برجسته ی نوروز هفت سین است. در گذشته و در آیین زرتشتی، این هفت سین را در اتاقی به نام فروردین  که دیوارهای کاملا سفید داشت می نهادند در دور آن گل ، شیرینی و از همه مهم تر آتش می نهادند و هر فرد از خانواده با دست خود هیزمی را به نیت یک  گذشته ی خود به آتش هدیه می کرد. این هفت سین به فروهر درگذشتگان پیش کش می شد. اما بعدها رنگ و بوی دیگری گرفت. برخی اعتقاد دارند که این هفت سین هفت چین بوده است یعنی هفت چیز چیدینی، از درختان و گیاهان مانند خرما ، سیب، انگور، به، و هر ناحیه به فراخور خود. برخی اعتقاد دارند که این هفت سین به دلیل اینکه در درون هفت سینی که از چین  می آوردند و گران قیمت و نفیس بود می چیدند هفت سین نامیده شده. (چین =سین عربی)
 برخی اعتقاد دارند که در اصل هفت شین بوده است و شراب وشیرینی و شمع و... جزو آن بوده است. این اعتقاد که هفت شین بوده می تواند درست باشد و علت این است که درزبان پهلوی پارتی که به نوعی مادر پهلوی ساسانی است، برخی از (س) ها (ش) تلفظ می شد. برای نمونه خروس حیوان خانگی در پهلوی پارتی خروش و سیر گیاه معروف شیر تلفظ می شده.  ( شیر خوراکی = جیوم) این بود که هفت شین بوده است.
اما هفت سین از چه چیزی درست می شده؟ هر سینی جزو هفت سین نیست. باید شرایط سین ها با سنت متناسب باشد این شرایط عبارتند:
1- پارسی باشند: یعنی از واژه های اصیل باشند که در فرهنگ ایران باستان بوده است پس سکه چون عربی است نمی توانسته جزو هفت سین باشد.
2- گیاهی باشد: یعنی از گیاه باشد. البته سماق نمی توانسته جزو هفت سین باشد چون کلمه ای ترکی است.
3- خوردنی باشد :یعنی قابل خوردن باشد یا استفاده بخوری از آن شود. پس سوسن و سنبل هم نمی تواند باشد. اما سبزی(=سبزی) جزو هفت سین است.
اما هفت سین اصیل کدام است:
1- سیر 2- سیب 3- سرکه 4- سمنو 5- سنجد 6- سبزی 7- سپند (گیاه مقدس زرتشتیان)
در کنار این سین ها در سفره نوروزی آب، آینه، کتاب مقدس، نان، گل، شراب، تنگ ماهی، تخم مرغ رنگ شده و... می گذاردند که به مناطق و فرهنگ بومی هر منطقه بستگی داشته و دارد.

نویسنده: کارن خسروانی
karen [at] anobanini.ir
منبع:http://www.anobanini.ir
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 و ساعت 1:5 |
 
در یکی از مقالات بخش اجتماعی به فواید بازی کودکان اشاره شده است. کدام یک از گزینه های زیر جزء فواید ذکر شده نیست؟

رابطه بین بازی و بلوغ اجتماعی کودکان

 

درباره فواید بازی کودکان و نقش آن در پرورش جسم و روح آنها ، پژوهش های زیادی انجام شده است . کارشناسان و پژوهشگران به این نتیجه روشن رسیده اند که بازی ، نیاز اولیه و ضروری کودکان است و هر چه امکان بازیهای سالم و سازنده بیشتر باشد ، فکر و ذهن کودک بهتر پرورش یافته و خصوصیتهای اجتماعی او بهبود می یابد.

زمانی که کودکان قادر به کنترل عضلات خود شدند ، مرحله تماس با محیط فرا می رسد . به طوریکه با کنجکاوی می خواهند از مسائل پیرامون خود آگاه شوند و کسب این آگاهی ها مستلزم خروج از دنیای فردی و ورود به اجتماع ، ایجاد و برقراری کنش متقابل با محیط است . و دربازی های گروهی که هدف مشترکی دارند و افراد شرکت کننده برای نیل به آن ناگزیرند تلاشها و فعالیتهای خود را با یکدیگر هماهنگ کنند کودک به نوعی تعامل و ارتباط اجتماعی دست می یابد.

 

بنابراین کودکان با انتخاب نوع بازی ، تعیین شرایط بازی و مقید کردن خود به اطاعت از اصول و قوانین آن ، در حقیقت نوع خاصی از زندگی اجتماعی را تجربه می کنند و در سازمان دادن به این زندگی اجتماعی ، این باور را در خود پرورش می دهند که به منظور پذیرش در گروه و بازشناسی از سوی همبازی ها مجبور به اجرای قوانین بازی می باشند . کودک بدون بازی ، به ویژه بازیهای گروهی ، خودخواه و فاقد توانایی لازم برای ایجاد ارتباط با دیگران بار می آید ، حال آن که از طریق بازی ، شیوه همکاری و نفوذ در گروه همسالان ، جلب توجه دیگران ، رعایت حقوق دیگران ، زندگی گروهی و بسیاری از امور اجتماعی دیگر را یاد می گیرد .

 

بازی به کودک می آموزد که چگونه با دیگران ارتباط برقرار کند و در عین حال این امکان را برای او فراهم می آورد تا خود را به طور شایسته در مقابل دیگران کنترل نماید ، به این معنی که کودکان به واسطه شرکت در بازی ، به تقویت و توسعه نیروهای درونی خود می پردازند و زمینه های لازم برای خویشتنداری را کسب می کنند .

آنچه مسلم است برنامه ریزی و طراحی بازیهای مناسب موجب می شود کودکان به بلوغ اجتماعی رسیده ، به نقش حقیقی خود در جامعه پی ببرند و آمادگی مقدماتی را برای پذیرش نقش های آینده به دست آورند.


لینک ها

 نقش والدین در علاقمند کردن کودک به مطالعه 

 چگونه كودك را به كتاب خواندن علاقمند كنیم؟ 

 «کتاب بازی» را به کودک یاد دهید! 

قصه و تأثیر آن در تربیت كودكان ( قسمت اول  )، ( قسمت دوم )، ( قسمت سوم  )، ( قسمت چهارم )

 تربیت کودک ( مجموعه مقالات) 

+ نوشته شده توسط در سه شنبه سیزدهم فروردین 1387 و ساعت 2:22 |
بمب اتمی آمریکا که در سال 1945 هیروشیما را هدف قرار داد از چه نوع بود و نامش چه بود؟

برای دیدن جواب اینجا را کلیک کنید

 

+ نوشته شده توسط در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 و ساعت 2:25 |

تیر روز از فروردین ماه برابر با 13 فروردین در گاهشماری ایرانی

سخن پیرامون جشن سیزده بدر همانند دیگر جشن های ملی و باستانی، نیاز به پژوهش زیاد و مقدمه چینی ای طولانی دارد، به ویژه جشنی با این گستره ی برگزاری و سابقه ی طولانی که این پهنه و زمان تغییراتی ژرف در آیین ها و مراسم ویژه ی این روز ایجاد کرده است.
در این راستا کوشش بر این بوده است تا خردورزانه ترین و مستندترین گفتارها، نوشتارها و نگرش ها را در این زمینه گرد آوری کنیم.
بر این پایه بهتر دیدیم تا در آغاز سخن مقدمه ای را پیرامون عدد 13 و روز سیزدهم و اینکه آیا این عدد و این روز در ایران و فرهنگ ایرانی نحوست داشته یا نه فراهم آوریم :

نخست باید به این موضوع توجه داشت که در فرهنگ ایرانی، هیچ یک از روزهای سال نحس و بدیومن یا شوم شمرده نشده، بلکه چنانچه می دانیم هر یک از روزهای هفته و ماه نام هایی زیبا و در ارتباط با یکی از مظاهر طبیعت یا ایزدان و امشاسپندان داشته و دارند، و روز سیزدهم هر ماه خورشیدی در گاهشماری ایرانی نیز تیر روز نام دارد که از آن ِستاره ی تیشتر، ستاره ی باران آور می باشد و نیاکان فرهیخته ی ما از روی خجستگی، این روز را برای جشن انتخاب کرده اند.
همچنین در هیچ یک از متون کهن و هیچ دانشمندی و نویسنده ای، از این روز به بدی یاد نکرده اند بلکه در بیشتر نوشتارها و کتاب ها، از سیزدهم نوروز با عنوان روزی فرخنده و خجسته نام برده اند.
برای نمونه کتاب «آثار الباقیه» جدولی برای سعد و نحس بودن روزها دارد که در آن جدول در مقابل روز سیزدهم نوروز کلمه ی «سعد» به معنی نیک و فرخنده آورده شده است.
اما پس از حمله ی تازیان به ایران از این رو که اعراب هفت روز در هر ماه را نحس می دانستند و سیزدهمین روز از هرماه نیز جز این روزها بوده، روز سیزدهم فروردین را هم به اشتباه نحس خواندند.

برای مثال دو بیتی ای از «ابونصر فراهی» هست که نحوست روزهای ماه را بیان می کند :

هفت روزی نحس  باشد در  مهی        زان  حذر  کن  تا  نیابی  هیچ  رنج
سه  و  پنج  و  سیزده با شانزده        بیست ویک وبیست وچهار وبیست وپنج

از سویی دیگر در زمان حکومت صفویان این بار فرهنگ اروپایی وارد ایران شد که در آن فرهنگ نیز عدد 13 را نحس می دانستند، و هنوز هم با پیشرفت های علمی و فن آوری پیشرفته، عمیقا به این موضوع اعتقاد دارند، که البته تنها به این ختم نمی شود و مثال های بسیار دیگری مانند دیدن گربه ی سیاه، رد شدن از زیر نردبام یا گذاشتن کلید روی میز و بسیاری موارد خرافی دیگر وجود دارند که خوشبختانه تا کنون وارد فرهنگ ما نشده اند.
تنها چیزی که در فرهنگ ایرانی در مورد عدد سیزده وجود دارد «بد قلق» بودن عدد 13 به خاطر خاصیت بخش ناپذیری آن است.

اما وقتی درباره ی نیکویی و فرخندگی این روز بیشتر دقت می کنیم منابع معقول و مستند به سوابق تاریخی زیادی را می یابیم همان طور که گفته شد سیزدهم فرودین ماه که تیر روز نام دارد و متعلق به فرشته یا امشاسپند یا ایزد مقدس و بزرگواری است که در متون پهلوی و در اوستا تیشتر نام دارد و جشن بزرگ تیر روز از تیر ماه که جشن تیرگان است به نام او می باشد.

فرودین ماه نیز که هنگام جشن و سرور و شادمانی و زمان فرود آمدن فروهرها است و تیر روز از این ماه نخستین تیر روز از سال می باشد در میان ایرانیان باستان بسیار گرامی بوده و پس از دوازده روز جشن که یاد آور دوازده ماه سال است ، روز سیزدهم  را پایان رسمی دوره ی نوروز می دانستند و با رفتن به کنار جویبارها و باغ و صحرا و شادی کردن در واقع جشن نوروز را با شادی به پایان می رساندند و به قول امروزی ها حسن ختامی بود بر بزرگ ترین جشن سال.

در کتاب « المحاسن و الاضداد » گفته شده :
«... در صحن کاخ سلطنتی دوازده ستون از خشت خام برپا می کردند که در هریک از آنها یکی از حبوبات دوازده گانه را می کاشتند و کُ شتی که از پشم گوسفند بافته می شود، شش قسمت است که هر قسمت دوازده رشته می شود که بطور مجموع هفتاد و دو نخ می شود ، می بستند.» عدد شش اشاره است به شش گاههنبار وعدد دوازده به یاد دوازده ماه است و هفتادودو هم به هفتادودو فصل یسنا اشاره است.

تاریخچه ی سیزده بدر

همانطور که پیشینه ی جشن نوروز را از زمان جمشید میدانند درباره ی سیزده به در هم روایت هست که :
«... جمشید شاه پیشدادی روز سیزده نوروز را در صحرای سبز و خرم خیمه و خرگاه بر پا می کند و بارعام می دهد و چندین سال متوالی این کار را انجام می دهد که در نتیجه این مراسم در ایران زمین به صورت سنت و آیین درمی آید و ایرانیان از آن پس سیزده بدر را بیرون ازخانه در کنار چشمه سارها و دامن طبیعت برگزار می کردند اما برای بررسی دیرینگی جشن سیزده به در از روی منابع مکتوب ، تمامی منابع مربوط به دوران قاجار می باشند و گزارش به برگزاری سیزده به در در فروردین یا صفر داده اند ، از همین رو برخی پژوهشگران پنداشته اند که این جشن بیش از یکی دو سده دیرینگی ندارد اما با دقت بیشتر در می یابیم که شواهدی برای دیرینگی این جشن وجود دارد دکتر غیاث آبادی پژوهشگرتاریخ وفرهنگ ایران باستان و باستان ستاره شناس در این باره به گسترش بسیار، تنوع و گوناگونی شیوه های برگزاری این جشن اشاره می کند که بر پایه ی قواعد مردم شناسی و فرهنگ عامه ، هر چقدر دامنه ی گسترش باوری فراخ تر و شیوه های برگزاری آن متفاوت تر باشد ، نشان دهنده ی دیرینگی بیشتر آن است.
همچنین مراسم مشابه ای که به موجب کتیبه های سومری و بابلی از آن آگاهی داریم، آیین های سال نو در سومر با نام « زگموگ » و در بابل با نام « آکیتو» دوازده روز به درازا می کشیده و در روز سیزدهم جشنی در آغوش طبیعت برگزار می شده. بدین ترتیب تصور می شود که سیزده بدر دارای سابقه ای دست کم چهار هزار ساله است.

شیوه های برگزاری و مراسم سیزده بدر

همانگونه که اشاره شد شیوه های برگزاری این جشن و همچنین مراسم و آداب این روز بسیار متفاوت و گسترده می باشد که در اینجا به تفصیل نمی توان به آنها پرداخت ، اما همانطور که میدانیم سیزدهم فروردین تیشتر روز می باشد و آغاز نیمسال دوم زراعی ، و مردمان ایرانی برای نیایش و گرامیداشت تیشتر، ایزد باران آور و نوید بخش سال نیک به کشتزارها و مزارع خود می رفتند و در زمین تازه روییده و سرسبز و آکنده از انبوه گل و گیاهان صحرایی به شادی و ترانه سرایی و پایکوبی می پرداختند و از گرد آوری سبزه های صحرایی و پختن آش و خوراکی های ویژه غافل نمی شدند بخشی دیگر از آیین های سیزده به در را هم باورهایی تشکیل می دهند که به نوعی با تقدیر و سر نوشت در پیوند است.
برای نمونه فال گوش ایستادن ، فال گیری ( به ویژه فال کوزه )
گره زدن سبزی و گشودن آن ، بخت گشایی (که درسمرقند و بخارا رایج است)
ونمونه های پرشماردیگر...

علاوه بر این ها آیین های سیزده به در مانند چهارشنبه سوری و نوروز پر شمار زیبا و دوست داشتنی است؛ بازی های گروهی ، ترانه ها و رقص های دسته جمعی ، گرد آوری گیاهان صحرایی ، خوراک پزی های عمومی، بادبادک پرانی ، سوارکاری ، نمایش های شاد، هماوردجویی جوانان، آب پاشی و آب بازی بخشی از این آیین هاست که ریشه در باورها و فرهنگ اساطیری دارند از جمله شادی کردن و خندیدن به معنی فروریختن اندیشه های پلید و تیره، روبوسی نماد آشتی، به آب سپردن سبزه ی سفره ی نوروزی نشانه ی هدیه دادن به ایزد آب « آناهیتا » و گره زدن علف برای شاهد قرار دادن مادر طبیعت در پیوند میان زن و مرد ، ایجاد مسابقه های اسب دوانی که یاد آور کشمکش ایزد باران و دیو خشک سالی است.

علف گره زدن

افسانه ی آفرینش در ایران باستان و موضوع نخستین بشر و نخستین شاه و دانستن روایاتی درباره ی « ک ی وم رث » حائز اهمیت زیادی است ، در « اوستا » چندین بار از کیومرث سخن به میان آمده و او را نخستین پادشاه و نیز نخستین بشر نامیده است.
گفته های «حمزه ی اصفهانی» در کتاب «سِ نی ملوک الارض و الانبیاء» صفحه های 23 تا 29 و گفته های «مسعودی» در کتاب «مروج الذهب» جلد دوم صفحه های 110 و 111 و «بیرونی» در کتاب «آثار الباقیه» بر پایه ی همان آگاهی است که در منبع پهلوی وجود دارد که :
« مَ ش ی ه » و « مَ ش ی ان ه » که دختر و پسر دو قلوی کیومرث بودند ، روز سیزدهم فروردین برای نخستین بار در جهان با هم ازدواج کردند. در آن زمان چون عقد و نکاحی شناخته نشده بود! آن دو به وسیله ی گره زدن دو شاخه ی « موُرد » ، پایه ی ازدواج خود را بنا نهادند و چون ایرانیان باستان از این راز به خوبی آگاهی داشتند، آن مراسم را به ویژه دختران و پسران دم بخت انجام می دادند امروزه نیز دختران و پسران برای بستن پیمان زناشویی، نیت می کنند و علف گره می زنند...

این رسم از زمان « کیانیان » تقریبا متروک شد و در زمان « هخامنشیان » دوباره شروع شد و تا امروز باقی مانده است. در کتاب «مُجمل التواریخ» چنین آمده است:اول مردی که به زمین ظاهر شد، پارسیان آن را « گ ل شاه » نامیدند، زیرا که پادشاهی او الا بر گ  ل نبود، پس پسر و دختری از او ماند که مشیه و مشیانه نام گرفتند و روز سیزده نوروز با هم ازدواج کردند و در مدت پنجاه سال هیجده فرزند بوجود آوردند و چون مردند جهان نود و چهار سال بی پادشاه بماند....

همانگونه كه شباهتی بين چارشنبه سوری و نوروز امروزی متداول در تهران و شهرهای بزرگ، با شيوه های اصيل و كهن آن وجود ندارد، سيزده  بدر امروزی نيز تنها نامی از يك جشن كهن را برخود داشته و هيچ شباهتی به آيين كهن و يادگار نياكان ما ندارد.
نحوه اجراي اين جشن، مانند بسياری از ديگر آيين های ايرانی، عميقاً از شيوه اصيل و باستانی خود دور شده است و به شكل فعلی آن، دارای سابقه تاريخی در ايران نيست.

اگر در گذشته مادران و پدران ما، سبزه های نوروزی خود را در اين روز به صحرا می برده و برای احترام به زمين و گياه، آنرا در آغوش زمين می كاشته اند، امروزه ما آنرا بسوی يكديگر پرتاب می كنيم و تكه تكه اش می کنيم

سيزده بدرِ پيشينيان ما، روزی برای ستايش تيشتر، برای طلب باران فراوان در سال پيش رو، برای گراميداشت و پاكيزگی طبيعت و مظاهر آن، و زيست بوم مقدس آنان بوده است. در حاليكه امروزه روز ويرانی و تباهی طبيعت است. بر اين باورم كه برای سپندارمذ ايران، ايزدبانوی زمين سرسبز، هيچ روزی غم انگيزتر از سيزده بدر امروزی ما نيست.

منبع:http://www.aariaboom.com/content/view/19/37/

+ نوشته شده توسط در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 و ساعت 2:8 |
اعلاميه رسميت يافتن نظام جمهوري اسلامي و تاکيد بر برادر و برابر بودن ايرانيان و محو اثر نفتخوار و مفتخوار

دوازدهم فروردين 1358 هجري حورشيدي اعلاميه رسميت يافتن نظام جمهوري اسلامي در ايران، كه به امضاي آية الله روح الله خميني انتشار يافته و در روزنامه هاي تهران به چاپ رسيده بود با اين جملات آغاز مي شد:
     جمهوري اسلامي را اعلام مي كنم. شما با راي قاطع خود به جمهوري اسلامي، حكومت عدل الهي را اعلام كرديد، حكومتي كه در آن اقشار ملت به يك چشم ديده مي شوند و نور عدالت الهي برهمه و همه به يك طور مي تابد و باران رحمت قرآن و سنت بر همه كس به يكسان مي بارد. مبارك باد برشما كه در آن اختلاف نژاد مطرح نيست و همه برادر و برابرند.
    اعلاميه چنين ادامه مي يافت: مبارك باد بر شما روزي كه در آن تمام اقشار ملت به حقوق حقه مي رسد. كشور از دست چپاولگران و غارت پيشگان نجات يافت. مقدرات خود را به دست گيريد. مجال به فرصت طلبان ندهيد. نگذاريد نفتخواران و مفتخواران به صفوف فشرده شما رخنه كنند.
    در اين اعلاميه كه به صورت يك سند در تاريخ ايران باقي خواهد ماند و به آن استناد خواهد شد آمده بود كه «12 فروردين» كه روز تحقق حكومت الله است از بزرگترين اعياد مذهبي و ملي ما است و ملت ما بايد اين روز را جشن بگيرد و زنده نگهدارد.
    رفراندم مربوط، روزهاي دهم و يازدهم فروردين برگزار شده بود و احمد صدر حاج سيد جوادي وزير كشور وقت (دولت موقت به نخست وزيري مهدي بازرگان) بود كه او نيز در 12 فروردين اعلاميه جداگانه اي منتشر ساخته بود.
    در يک اعلاميه جداگانه دولت موقت آمده بود که در رفراندم، 20 ميليون و 288 هزار تن به حذف سلطنت و برقراري نظامي اسلامي «بله» و 241 هزار تن «نه» گفته بودند.

منبع:http://www.iranianshistoryonthisday.com/FARSI.ASP?u=&HD=12&HM=1&I1.x=30&I1.y=10

+ نوشته شده توسط در دوشنبه دوازدهم فروردین 1387 و ساعت 2:4 |
اگر بیماری ترش کردن غذا از معده، به موقع درمان نشود و ادامه پیدا کند، منجر به بروز کدامیک از سرطان های زیر خواهد شد؟

همه ما در زندگی روزمره‌مان حالت ترش کردن یا سوزش سردل را تجربه‌ کرده‌ایم و بسیاری نیز به راحتی از کنار آن گذشته‌ایم و با یک لیوان آب، شیر یا شربت آلومینیوم ام.جی‌.اس آن را درمان کرده‌ایم اما شاید ندانید که این علامت در صورت تداوم، نشانه بیماری خطرناکی به نام ریفلاکس است که می‌تواند حتی موجب سرطان مری شود. برای آشنایی بیشتر با این مشکل شایع به سراغ دکتر ایرج خسرونیا، متخصص بیماری‌های داخلی و رییس جامعه متخصصان داخلی ایران رفتیم تا سوالات‌مان را از ایشان بپرسیم.

افرادی که دچار سوزش سردل هستند اغلب از ترش کردن شکایت می‌کنند. به نظر شما این مشکل نوعی بیماری است یا اینکه طبیعی به شمار می‌رود؟

به احتمال زیاد شما نیز تا به حال احساس ناخوشایند ترش کردن را تجربه کرده‌اید. این فرآیند که به علت برگشت محتویات معده به ویژه اسید به داخل مری ایجاد می‌شود، در حدود پنج تا هفت درصد مردم جامعه را مبتلا می‌کند.

آیا به جز ترش کردن و احساس جوشش در پشت جناغ سینه، این بیماری علامت دیگری نیز دارد؟

بله، احساس جوشش در پشت جناغ سینه شایع‌ترین علامت این بیماری است، اما آروغ زدن مکرر، خشکی و تلخی مزمن دهان، افزایش ترشحات بزاق دهان و جمع شدن آب در دهان، درد پشت جناغ سینه، گرفتگی صدای صبحگاهی و خس‌خس سینه، پوسیدگی سریع دندان‌ها و همچنین برگشت محتویات معده به دهان و اختلال و درد در بلع غذا(در موارد پیشرفته و شدید بیماری) از دیگر علایم این بیماری به شمار می‌رود.

گاهی این علایم به معنی تشخیص حتمی تلقی می‌شود؟

همان‌طور که اشاره کردم، علایم این بیماری بسیار متنوع است و بسیاری از آنها حداقل یک بار در طول زندگی تجربه می‌شوند، ولی باید توجه داشت که بروز گاه‌به‌گاه این علایم نمی ‌تواند بیماری تلقی شود، بلکه ترش کردن بیش از دو تا سه بار در هفته و وجود حالت مزمن علایم یاد شده می‌تواند حاکی از بیماری مزمن ریفلاکس یا برگشت اسید معده به مری باشد.

ساز و کار این بیماری چگونه است؟

ساز و کار این بیماری از بین رفتن عملکرد صحیح دریچه‌ای است که بین معده و مری قرار دارد و در حالت طبیعی مانع برگشت محتویات معده به مری می‌شود. همچنین صنعتی شدن زندگی انسان‌ها و به دنبال آن کم‌تحرکی، چاقی، مصرف فست‌فودها(غذاهای آماده و فوری) و غذاهای کنسروی شیوع بیماری ریفلاکس را افزایش داده است.

اهمیت تشخیص و پیشگیری از بیماری ریفلاکس چیست؟

بسیاری از مردم بر این باورند که ترش کردن چند بار در هفته آن‌قدر اهمیت ندارد که نیاز به مراجعه به پزشک داشته باشد، ولی باید توجه داشت که بیماری ریفلاکس در صورت درمان نشدن می‌تواند عوارض مهمی در پی داشته باشد.

مهم‌ترین این عوارض شامل چه مواردی می‌شود؟

نخست ایجاد جراحت در مری است، به طوری که محتویات معده به علت خاصیت اسیدی می‌تواند موجب آسیب به سلول‌ها شود. جدار معده دارای ساز و کارهای دفاعی متعددی برای جلوگیری از صدمه اسیدی است، ولی جدار مری چنین خاصیتی ندارد و تماس مداوم اسید با آن می‌تواند به جراحت‌هایی در مخاط مری منجر ‌شود که به آن ورم انتهای مری یا ازوفاژیک می‌گویند. جراحت‌های حاصل از برگشت اسید به مری در صورت درمان نشدن پیشرفت می‌کند و ممکن است به زخم در مری منجر شود.

عارضه دیگر، تنگی مری و گیر کردن غذا در مری است. بروز زخم و جراحت در مری ممکن است موجب تنگی انتهای مری شود و عبور غذا را با مشکل مواجه کند. این عارضه اغلب در ریفلاکس‌های شدید و طولانی مدت ایجاد می‌شود.

تغییر ماهیت بافت انتهای مری نیز از عوارض دیگر است. در اثر تحریک مداوم اسید در مری، سلول‌های مخاط مری ممکن است تغییر ماهیت دهند و به اصطلاح مری بارت ایجاد شود که برای بروز سرطان مری بسیار مستعد است و مهم‌ترین عارضه نیز ایجاد سرطان مری است که در نهایت بعد از سال‌ها ریفلاکس و ایجاد بارت در مری احتمال بروز سرطان مری در فرد افزایش می‌یابد.

با توجه به اینکه این بیماری حتی می‌تواند به سرطان مری منجر شود، چه توصیه‌هایی برای تشخیص و درمان به موقع آن دارید؟

هر فردی که بیش از دو تا سه بار در هفته علایم یاد شده را که مهم‌ترین آن ترش کردن و جوشش پشت جناغ است تجربه کند، باید به پزشک مراجعه کند. در صورت سن بالای 40 سال، طول کشیدن علایم بیشتر از پنج سال، احساس گیر کردن غذا یا کاهش وزن باید برای بررسی عوارض احتمالی، اقدامات تشخیصی از جمله اندوسکوپی انجام شود، ولی در صورتی که سن فرد کمتر از 40 سال و مدت شروع علایم کمتر از پنج سال باشد، توصیه می ‌شود در دوره‌ای چهار تا شش هفته‌ای با تجویز پزشک از داروهای آنتی‌اسید استفاده شود.

به جز درمان دارویی، چه توصیه‌هایی از نظر رژیم و عادات غذایی خاص برای این افراد دارید؟

افرادی که دچار چنین مشکلی هستند، بهتر است از دراز کشیدن بلافاصله پس از مصرف غذا پرهیز کنند. از مصرف غذاهای حجیم و پرچرب و پرخوری خودداری کنند. همچنین از مصرف مایعات زیاد همراه غذا اجتناب کنند و بیش از حد قهوه، شکلات و نوشابه‌های گازدار نخورند. هنگام خواب نیز توصیه می‌شود سر و شانه‌ها 15 درجه بالاتر از کمر قرار گیرد. به همین دلیل برای مثال، با گذاشتن پتو زیر تشک یا شیب‌دار کردن تخت می‌توان این کار را انجام داد. همچنین باید از پوشیدن لباس‌های تنگ و کمربند سفت هنگام غذا خوردن و تا دو ساعت بعد از صرف غذا پرهیز شود.

 دکتر ایرج خسرونیا متخصص داخلی
+ نوشته شده توسط در یکشنبه یازدهم فروردین 1387 و ساعت 10:21 |
با توجه به سلسله مقالات محبت و کودکان در بخش اجتماعی، علت نامگذاری مقاله ی گریان، خاک باز، بی کینه چیست؟ و چه کس افضل اعمال را دوست داشتن فرزندان معرفی کرده است؟

گریان ، خاک باز ، بی کینه ، ...

محبت نیاز اساسى كودكان (3)

لینک مقاله ی اول (افضل اعمال ، محبت به کوچولوها)

لینک مقاله ی دوم (وقتی دست تکان می دهی...)

 

تاثیر محبت بر روى كودكان

محبت براى انسان یك نیاز طبیعى است, چنانكه انسان به آب و غذا نیاز دارد به محبت نیز نیاز دارد. انسان نفس خویش را طبعا دوست دارد و دلش مى خواهد كه محبوب دیگران نیز باشد. كودك بیش از بزرگترها به این آب حیات نیاز دارد.

محبت چون یك نیاز طبیعى است وجود و عدم آن در تعادل و عدم تعادل روح تاثیر فراوان دارد. كودكى كه در محیط گرم محبت پرورش مى یابد روانى شاد و دلى آرام و بانشاط دارد. به زندگى امیدوار و دلگرم است, خود را در این جهان پرآشوب تنها و بى كس نمى داند, تا تعادل و آرامش نفسانى خویش را از دست بدهد. در پرتو محبت صفات عالى انسانیت و عواطف و احساسات كودك به خوبى پرورش مى یابد و نتیجه آن, پرورش انسانى متعادل خواهد بود.

 

سلامت جسم; احساس محبوبیت, در آرامش نفس تاثیر دارد و آرامش نفس نیز بدون شك در سلامت اعصاب و جسم تاثیر فراوانى خواهد داشت. جسم و جان كودكى كه از محبت هاى گرم پدر و مادر اشباع مى شود و از آرامش نفسانى و اعتماد برخوردار است, بهتر از كودكى كه فاقد چنین نعمت بزرگى است, رشد و پرورش مى یابد.

 

اظهار محبت را یاد مى گیرد; كودك در محیط گرم محبت, اظهار محبت را از پدر و مادر یاد مى گیرد, خوش قلب و خیرخواه و انسان دوست بار می آید, چون طعم شیرین محبت را چشیده در فرداى زندگى حاضر است این آب حیات را بر دیگران نیز ایثار كند. چنین انسانى وقتى بزرگ شد, همین اظهار محبت را نسبت به همسر خود, نسبت به فرزندان خود و نسبت به دوستان و معاشرین و همه انسانها انجام خواهد داد. با محبتهاى گرم خود همه را شاداب مى گرداند و در مقابل, از محبتهاى متقابل دیگران نیز برخوردار خواهد شد.

 

به محبت كننده علاقه پیدا مى كند; چون انسان حب ذات دارد, علاقه مندان خود را نیز دوست مى دارد, نسبت به آنان خوش بین مى شود. وقتى كودك مورد محبت پدر و مادر قرار گرفت, متقابلا به آنان علاقه مند مى گردد.

 

پدر و مادر را افرادى قدرشناس و خیرخواه و قابل اعتماد مى شناسد و به حرف آنان بهتر گوش مى دهد. چنین پدر و مادرى بدون شك بهتر مى توانند در تربیت صحیح فرزندان خویش موفق باشند.

 

مصونیت از انحرافات; اظهار محبت, كودك را از ابتلا به عقده نفسانى و احساس كمبود حقارت مصون مى دارد, برعكس كودكى كه از محبتهاى گرم پدر و مادر محروم بوده, یا نیاز او درست اشباع نشده, در نفس خویش احساس محرومیت مى كند. نسبت به پدر و مادر و دیگران كه او را دوست ندارند عقده نفسانى پیدا مى كند, چنین انسانى در معرض هر گونه انحراف و فسادى خواهد بود. به عقیده بسیارى از دانشمندان اكثر تندخویى ها, خشونتها, لجبازیها, زورگویى ها, بدبینى ها, اعتیادها, افسردگى ها, گوشه گیرى ها, ناامیدى ها, ناسازگارى هاى افراد, معلول عقده حقارتى است كه در اثر محرومیت از محبت به وجود آمده است. در اثر این عقده حقارت ممكن است دست به دزدى یا قتل نفس یا طغیان بزند تا از پدر و مادر و مردمى كه او را دوست ندارند انتقام بگیرد. حتى ممكن است خودكشى كند تا از وحشت دردناك محبوب نبودن نجات یابد.

 

بسیارى از كودكان و نوجوانانى كه از منزل و شهر و دیار خود فرار كرده اند انگیزه فرار خود را كم مهرى پدر و مادر معرفى كرده اند.(1)

 

پیامها و نتایج

نیاز به محبت از نیازهاى اساسى انسان است كه از ابتداى وجود تا زمان مرگ در انسان وجود دارد.

محبت والدین به فرزند بهتر است كه در رفتار نشان داده و اظهار شود.

محبت به كودك موجب سلامت جسمى, روانى, قدرشناسى, اعتماد به نفس و مصونیت از انحراف كودك مى شود.

رسول خدا(ص) مى فرمود: ((من بچه ها را به جهت پنج خصوصیت دوست دارم:

آنكه بسیار گریه مى كنند و دیده ی گریان كلید جنت است;

آنكه با خاك بازى مى كنند (متكبر و پرنخوت نیستند);

آنكه با یكدیگر دعوا مى كنند اما زود آشتى كرده و كینه به دل نمى گیرند;

آنكه چیزى براى فرداى خود ذخیره نمى كنند, چون آرزوى دور و دراز ندارند;

آنكه خانه مى سازند و بعد خراب مى كنند, دلبسته و وابسته به چیزى نیستند. ))(2)

دكتر فاطمه طباطبایى در باره علاقه ی امام به كودكان مى گوید: علاقه حضرت امام به كسانى زیادتر بود كه به خدا نزدیكتر بودند. مثلا بچه ها را خیلى دوست داشتند. وقتى على مرا مى بوسیدند, مى گفتند این بچه  ملكوتى است, این بچه به مبدإ نزدیكتر است, این بچه پاكیزه تر است.(3)

 

همان طور كه بیان شد دوست داشتن فرزند و نوادگان و نزدیكان امرى طبیعى و فطرى است, ولى دوست داشتن همه كودكان داراى ارزش است, یكى از معیارهاى سلامت روانى, دوست داشتن همه انسانها خصوصا كودكان است, و كسانى كه همه كودكان را دوست دارند به سلامت روحى و روانى نزدیكترند و به تعبیر دیگر به كمال و رشد خویشتن نزدیك شده اند.

 

امام خمینى با سن بالا و حجم كار فراوان اوقاتى از زندگى خویش را با كودكان سپرى مى كردند و در مقابل سر و صدا, جست و خیز و دیگر كارهاى كودكان اظهار ناراحتى نكرده و به اطرافیان نیز سفارش مى كردند این گونه رفتارهاى كودكان طبیعى بوده و بزرگترها باید با سعه صدر و صبر و حوصله رفتار آنان را بپذیرند.

 

پرخاشگرى, گوشه گیرى و بسیارى از اختلافات دیگر كودكان معلول كمبود امنیت, محبت و شادى است كه كودكان در زندگى تجربه كرده اند.

همه نظریه پردازان آسیب شناسى روانى بر عقیم گذاشتن نیاز به محبت به عنوان اصلى اساسى در تصویر مربوط به ناسازگارى تإكید داشتند.(4)

 

پى‏نوشت‏ها:

1ـ اسلام و تعیلم و تربیت, ج2, ص194 و 193, امینى.

2ـ آشنایى با شیوه زندگانى پیامبر اسلام(ص), ص39.

3ـ پا به پاى آفتاب, ج1, ص194.

4ـ انگیزش و شخصیت, ص81.

 

منبع : پیام زن

نویسنده : محمدرضا مطهرى

مقالات مرتبط :

آیا فرزندانتان می دانند آنها را دوست دارید؟

راه های برقراری پیوندهای عاطفی بین کودک و والدین

+ نوشته شده توسط در شنبه دهم فروردین 1387 و ساعت 8:26 |
پدر علم نانو تکنولوژی کیست؟

 

History of NanoTechnology 

بعد از دهه نود كه فن آوري اطلاعات هياهوي بسياري در جهان بپا نمود، در آغاز قرن بيست و يكم دانشمندان تمركز خود را بر روي فن آوري نويني معطوف كرده اند كه به عقيده عده اي نه تنها قسمتي از آينده بشري مي باشد، بلكه اين فن آوري تمامي آينده بشر را متحول خواهد ساخت. نانو تكنولوژي داراي سابقه زيادي نمي باشد. اين موضوع براي اولين بار حدود 40 سال پيش مطرح شد.

در سال 1959 Richard Feynman دانشمند كوانتوم نظري و دارنده جايزه نوبل مطرح نمود كه اگر دانشمندان ترانزيستور ها را ساخته اند، ما با علم اتمي مي توانيم همين ترانزيستور ها را با مقياس بسيار كوچك بسازيم. او قصد داشت تا با قرار دادن اتم ها در كنار يكديگر كوچكترين مصنوعات بشري را بسازد. 

ریچارد فینمن

 همانطور كه گفته شد نظريه كار بر روي سيستم ها در سطح نانو براي اولين بار توسط Feynman استاد كوانتم بيان گرديد. بعدها يك دانشجو رشته كامپيوتر براي انجام پروژه فارغ التحصيلي خود، دانشمند بزرگ هوش مصنوعي دكتر Minsky كه پدر علم هوش مصنوعي نيز شناخته مي شود را به عنوان استاد راهنماي پروژه فارغ التحصيلي خود برگزيد. اين دانشجو آقاي Eric Drexler نام داشت.

 Drexler‌ كه علاقه زيادي به نظريه هاي Feynman‌ (‌ساخت سيستم ها در ابعاد نانو)‌ داشت، سعي در شكوفايي اين فرضيا ت نمود. وي بعد از اخذ درجه استادي علوم كامپيوتر، با جمع آوري جوانان جويا و كوشا، نظريه نانو تكنولوژي را بنا نهاد. اولين مقاله وي در زمينه نانو تكنولوژي در سال 1981 و با موضوع نانو تكنولوژي مولكولي به چاپ رسيد. Drexler‌ اولين كس بود كه در سال 1991 از دانشگاه MIT‌ مدرك دكتري نانو تكنولوژي را دريافت نمود. وي هم اكنون رئيس انيستيتو Foresight‌ و Research Fellow مي باشد.

بعدها كشورهاي توسعه يافته، برنامه ريزي هاي گسترده اي را براي فعاليت هاي تحقيقاتي و صنعتي در زمينه نانو تكنولوژي تدوين نموده اند. به روشني مي توان ديد كه آينده بشر در اختيار نانو تكنولوژي مي باشد.

مهندس سعيد توجهي

+ نوشته شده توسط در شنبه دهم فروردین 1387 و ساعت 8:23 |

 

 

     هر سال در ايران باستان به 12ماه و هر ماه به سي روز که هر کدام داراي نام ويژه مي باشند و هر ماه به 4بخش تقسيم مي گردد. دو قسمت اول داراي هفت روز مي باشد و دو قسمت دوم داراي هشت روز مي باشند. در اين گونه تقسيم بندي روزهاي نخست به نام آفريدگار(خداوند) که به ترتيب اورمزد و دي بآذر و دي بمهر و دي بدين مي باشد جاي دارد. جدول زير چگونگي قرار گرفتن روزها را نشان مي دهد:

 

  1. اورمزد، وهمن، ارديبهشت، شهريور، سپندارمزد، خورداد، امرداد.
  2. دي بآذر، آذر، آبان، خور(خير)، ماه، تير، گوش.
  3. دي بمهر، مهر، سروش، رشن، فروردين، ورهرام، رام، باد.
  4. دي بدين، دين، ارد، اشتاد، آسمان، زامياد، مانترسپند،انارم.

 

نامهاي سي روز ماه ه از اوستا سرچشمه گرفته با چم(معني) هر يک از آنها بدين گونه است:

1.       اورمزد: ساده شده اهورا مزدا

2.       بهمن: انديشه نيک

3.       ارديبهشت: بهترين راستي و پاکي

4.       شهريور: شهرياري نيرومند

5.       سپندارمزد: فروتني و مهر پاک

6.       خورداد: تندرستي و رسايي

7.       امرداد: بي مرگي، جاودانگي

8.       دي بآذر: آفريدگار

9.       آذر: آتش، فروغ

10.   آبان: آبها، هنگام آب

11.   خير«خور»: آفتاب، خورشيد

12.   ماه: ماه

13.   تير: ستاره تير، ستاره باران

14.   گوش«گئوش»: جهان، هستي

15.   دي بمهر: آفريدگار

16.   مهر: دوستي، پيمان

17.   سروش: فرمانبرداري

18.   رشن: دادگري

19.   فروردين: فروهر، نيروي پيشرفت

20.   ورهرام: پيروزي

21.   رام: رامش، شادماني

22.   باد: باد

23.   دي بدين: آفريدگار

24.   دين: بينش دروني«وجدان»

25.   ارد«اشي»: خوشبختي، دارايي و خواسته

26.   اشتاد: راستي

27.   آسمان: آسمان

28.   زامياد: زمين

29.   مانتره سپند: گفتار پاک

30.   انارم: «انغره نام روچنگهام» فروغ و روشناييهاي بي پايان

 

پنجه يا بهيزك(كبيسه)

 

    چنان که گفته شد در گاهنماي باستاني هر ماه سي روز و هر سال دوازه ماه است و در پايان اسفند پنج روز پنجه مي آيد كه روي هم رفته 365روز مي شود. در ایران هر روز نام ويژه اي داشت. چون سال خورشيدي365 شبانه روز و 5ساعت و 48دقيقه و 49ثانيه است، از اين رو پس از پايان يافتن 12ماه و پنج روز پنجه، 5ساعت و 48دقيقه و 49ثانيه زيادي مي ماند كه آن را به زبان پهلوي بهيزك مي گويند. بهيزك همان است كه در گاه شماري ها به نام كبيسه ياد مي كنند در هر چهار سال يكبار با افزودن ساعتها و دقيقه ها و ثانيه هاي زيادي،  شش روز مي شود و روز ششم را در زبان پهلوي اورداد نام نهاده اند كه به چم(معني) روز زيادي است.

پنج روز پنجه(بهيزك):

  1. اهنودگاه: نام نخستين بخش از سرودهاي اشو زرتشت
  2. اوشتودگاه: نام دومين بخش از سرودهاي اشو زرتشت
  3. سپنتمدگاه: نام سومين بخش از سرودهاي اشو زرتشت
  4. وهوخشترگاه: نام چهارمين بخش از سرودهاي اشو زرتشت
  5. وهشتواش گاه: نام پنجمين بخش از سرودهاي اشو زرتشت

 منبع: سالنمای راستی

+ نوشته شده توسط در جمعه نهم فروردین 1387 و ساعت 1:38 |

خواهد آمد ای دل دیوانه ام

او که نامش با لبانم آشناست

من گل نرگس برایش چیده ام

باورم کن خواهد آمد باوفاست

 http://entezamat.blogfa.com/

+ نوشته شده توسط در جمعه نهم فروردین 1387 و ساعت 1:26 |
 

پـــاهــایمان نــای رفتن بـــه شنبـــه را نــــدارد ...

 من طعم جمعه‏ها را دوست دارم. هر جمعه بر فراز بلندترين قلّه‏ها، غروب جمعه و غروب انتظار ديگر را به انتظار مى‏نشينم. دل‏هامان غرق انتظار است. چشم‏هامان گريان، از آمدن جمعه‏اى ديگر و نيامدنت، پاهامان ناى رفتن به شنبه ندارد.
يامهدى،

 جايگاهت در قلب‏هاى ما است و دل‏هامان خانه عشقت.
وقتى بيايى، كبوتران سپيد بال انتظارمان را در آبى آسمان ظهورت به پرواز در خواهيم آورد و درخت تنومند انتظارمان به ثمر خواهد نشست.
يا مهدى،

 اى مرهم دل‏هاى شكسته، بيا. بيا و با آمدنت زخم‏هاى وجودمان را درمان كن.
يامهدى،

 ديده‏ام همراه با حنجره تاول زده سرود ظهورت را زمزمه مى‏كند

 http://pacota.blogfa.com/

+ نوشته شده توسط در جمعه نهم فروردین 1387 و ساعت 1:24 |
واجبات به چند دسته تقسیم می‌ شوند؟ نام ببرید.

انواع واجب و اقسام حرام

 

تقسیمات واجب

1 - واجب نفسى و واجب غیرى 

  • واجب نفسى آن است كه خود عمل واجب است، نه براى رسیدن به عمل دیگر، مانند نماز و روزه .
  • واجب غیرى عملى است كه براى رسیدن به واجب دیگر واجب شده مانند وضو، غسل جنابت، پاك كردن لباس از نجاست برای نماز و غیره. این قسم را واجب مقدمى نیز گویند.

 

2 - واجب تعبدى و توصلى 

  • واجب تعبدى عملی است كه باید آن را به قصد قربت و نیت عبادت به جا آورد و الا باطل خواهد بود، مانند حج و نماز.
  • واجب توصلى آن است كه انجام اصل عمل كافى است گرچه به نیت قرب نباشد، مانند شستن چیز نجس و پاك كردن بدن براى نماز.

 

3 - واجب عینى و كفایى 

  • واجب عینى آن است كه از هر یك از مكلفین بالخصوص خواسته شده، و تك تك مكلفین باید شخصاً آن را انجام دهند مانند نماز و روزه و وضو.
  • واجب كفایى آن است كه یك عمل معین، از یك گروه خواسته شده مانند دفن یك میت، از كسانى كه مطلع شده‌اند، یعنی تحقق عمل مهم است و همه وظیفه دارند كه برای انجام آن عمل به ‌پا خیزند لذا اگر یكی از آن افراد برخاست و عمل را به جا آورد، چون كار انجام شده است، دیگر نیازی به دیگران نیست و از گردن همه ساقط می‌شود.

 

4 - واجب تعیینى و تخییرى 

  • واجب تعیینى آن است كه یك عمل معین و به یك شكل خاص از مكلف، خواسته شده، مانند نماز صبح
  • و واجب تخییرى آن است كه یكى از چند عمل، به نحو تخییر خواسته شده است، مانند نماز جمعه و ظهر، و یا كفاره افطار روزه در ماه رمضان، چنانكه می‌دانید كسی كه روزه‌اش را در ماه رمضان به عمد باطل كند باید بعد ماه رمضان علاوه بر قضای آن روز، كفاره نیز بپردازد، چنین فردی می‌تواند یكی از سه كفاره مشخص شده، یعنی 60 روز روزه یا غذا دادن به 60 فقیر و یا آزاد كردن برده (كه امروزه بعلت نبودن برده منتفی است) را انتخاب و انجام دهد.

 

5 - واجب مطلق و مشروط 

  • واجب مطلق آن است كه وجوب عمل، قید و شرطى ندارد، مانند واجب بودن جواب سلام.
  • واجب مشروط عملى است كه وجوب آن، قید و شرط دارد، مانند حج كه وجوبش مشروط به استطاعت است. یعنی حج وقتی واجب می‌شود كه فرد شرایطش، مانند قدر مالی و ... را داشته باشد كه به مجموعه‌ی این شرایط، استطاعت می‌گویند.

همه گناهان ناقض عدالت است و شخص عادل اگر مرتكب گناه شود، عدالتش موقتاً زایل مى‌شود، چه كبیره باشد،چه صغیره، تا آنگاه كه به واسطه توبه جبران نماید

6 - واجب مُنجَّز و مُعلَّق 

  • واجب منجز عملى است كه باید در حال حاضر  آن را انجام داد، مانند اداى دینى كه وقتش ‍ رسیده باشد و یا نماز صبح بعد از اذان صبح.
  • واجب معلق آن است كه عملى را براى آینده و پس از مدتى بخواهند، مانند اداى دین، بعد از دو ماه مثلا و یا رفتن به مكه در ایام حج چرا كه فرد به محض مستطیع شدن (مثلا پولدار شدنش با آن شرایط خاص كه در مباحث مربوط به حج آمده است) حج بر او واجب می‌شود ولی باید صبر كند تا وقت حج در ماه دوازدهم سال قمری یعنی ذی‌الحجه فرا رسد، آنگاه برای انجام واجب به مكه رود.

 

7 - واجب شرعى و عقلى 

  • واجب شرعى عملى است كه در قرآن و سنت پیامبر و امامان معصوم، واجب شمرده شده است.
  • واجب عقلى عملى است كه عقل انسان آن را لازم داند، مثلا اگر در شرع اسلام بجا آوردن حج و عمره واجب شود، عقل مكلف، لازم مى‌بیند كه وسایل سفر را تهیه نماید، در این صورت خود حج و عمره واجب شرعى و تهیه مقدمات آنها واجب عقلى است و نیز مانند خداشناسى، نیكى در مقابل نیكى، شكر در مقابل نعمت، پرهیز از ظلم و دروغ و موارد غیره از حكم عقل. ناگفته نماند كه ممكن است شرع نیز بر طبق برخی از این دستورات عقلی، حكم كند.

 

8 - واجب مولوى و ارشادى 

  • امری كه از طرف یك مقام واجب الطاعت  مانند پیامبر صلى الله علیه و آله یا امام علیه السلام یا منصوب از طرف آنها صادر مى شود، اگر مستقلا از طرف خود او باشد، یعنى كارى را بر حسب مصلحت واجب كند، آن امر، امر مولوى و امر ولایى، و آن واجب، واجب مولوى است.
  • و اگر به عنوان هدایت و ارشاد به یك واجب دیگرى باشد، آن امر و آن واجب ارشادى است، مثلا اگر ولى امر امت دستور نظم ارتش و فرمان حمله یا آتش بس دهد. این كارها واجب مولوى است و اگر امر به نماز و روزه كند، امر او و ایجاب او را ارشادى نامند.

 

9 - واجب مُوسَّع و مُضیَّق 

  • واجب موسع عملى است كه وقت بجا آوردن آن وسیع باشد و مكلف بتواند عمل را در یك بازه‌ی زمانی، هر وقت كه دلش خواست یا توانست، انجام دهد، مانند نماز ظهر كه وقتش از اول اذان ظهر تا مغرب است.
  • واجب مضیق عملى است كه وقت آن، مشخص و دقیقا به اندازه‌ی وقتی ‌باشد كه انجام آن عمل نیاز دارد باشد، مانند روزه هر روز ماه رمضان كه وقتش از صبح تا مغرب است، نه ممكن است آن را جلو انداخت و نه عقب، و مانند نماز جمعه كه باید اول ظهر جمعه در مدت گنجایش نماز متعارف انجام گیرد.

 

10 - واجب فورى و غیر فورى 

  • واجب فورى عملى است كه باید فورى و بدون تأخیر انجام داد، مانند جواب سلام، یا نماز آیات بعد از زلزله، یا بدهى‌هایى كه وقتشان رسیده و طلبكاران هم آن را مطالبه كرده‌اند.
  • واجب غیر فورى در مقابل آنچه گفته شد اموری است كه نیازمند عجله در بجا آوردن آنها در اولین فرصت ممكن نیست و می‌توان در فرصتی دیگر به‌ آن پرداخت، مانند نمازهاى روزانه‌ای كه قضا شده و یا بدهى كه صاحبش مى‌گوید: هر وقت كه دلت خواست پس بده.

علماى دین پژوه، طبق آنچه از احادیث استفاده كرده اند، براى تشخیص گناهان كبیره، سه عنوان زیر را میزان قرار داده اند:

اول- در متن روایات، اسم كبیره بر آنها اطلاق شود.

دوم-  در كتاب و سنت به مرتكب آنها وعده عذاب و آتش داده شود.

سوم- در نظر مسلمین و متدینین بزرگ محسوب شود.

11 - واجب اصلى و تبعى 

هر عملى كه اسلام به آن امر كرده و آن را واجب كند، قهراً و به تبع آن امر، از ترك آن عمل نیز نهى دارد، در چنین جایی آن عمل "واجب اصلى" و ترك آن "حرام تبعى" است.

چنانچه اگر عملى را ابتدا حرام نماید، طبعاً به ترك آن نیز امر دارد، بنابر این خود فعل، "حرام اصلى" و ترك آن، "واجب تبعى" است.

پس هر واجب اصلى ملازم با یك حرام تبعى، و هر حرام اصلى ملازم با یك واجب تبعى است، مثل آنكه گفته شده شراب حرام است و ترك آن واجب است، و زكات واجب است و ترك آن حرام است.

 

تقسیمات حرام:

محرمات الهى نیز به دقت عقلى، مانند واجبات، قابل انقسام به اغلب تقسیمات یازده‌گانه واجب می‌باشند، اما اقسامشان نادر بوده و در كلمات دانشمندان هم اندك است و لذا از آنها صرف نظر می‌شود. لكن ذكر این مطلب لازم است كه محرمات را [بر طبق كتاب خدا و سنت معصومان]، به دو قسم تقسیم كرده اند: كبیره و صغیره، یعنى گناهان بزرگ و كوچك.

این تقسیم به یك نظر تقسیم عقلى است، زیرا بى‌تردید، همه گناهان در یك حد نیستند، بلكه از جهت دارا بودن قبح عقلى و مفاسد فردى و اجتماعى، و در نتیجه مبغوض بودن در نظر خداوند، اختلاف فاحش دارند و حداقل به كبیره و صغیره تقسیم مى‌شوند. این مطلب از كتاب و سنت نیز به طور ظاهر و صریح استفاده مى شود.

بدین جهت ، علماى دین پژوه، طبق آنچه از احادیث استفاده كرده اند، براى تشخیص گناهان كبیره، سه عنوان زیر را میزان قرار داده اند:

  • اول- در متن روایات، اسم كبیره بر آنها اطلاق شود.
  • دوم-  در كتاب و سنت به مرتكب آنها وعده عذاب و آتش داده شود.
  • سوم- در نظر مسلمین و متدینین بزرگ محسوب شود.

 

پس هر گناهى كه داخل در یكى از عناوین یاد شده باشد، كبیره است و طبعا هر گناهى كه خارج از این سه عنوان باشد، صغیره است، و این تقسیم ثمره عملى ندارد بلكه به یك معنا، همه گناهان، به نوعی گناه كبیره هستند، زیرا كه گناه، به ذات خود، عصیان و طغیان به خداوند و تعدى به حدود الهى و شكستن حریم اوامر و نواهى اوست، و این، امرِ بسیار بزرگی است. گرچه به لحاظ اختلاف مراتب ذاتى، اسم و عناوین مختلف داشته باشند.

لذا همه گناهان ناقض عدالت است و شخص عادل اگر مرتكب گناه شود، عدالتش موقتا زایل مى‌شود، چه كبیره باشد،چه صغیره، تا آنگاه كه به واسطه توبه جبران نماید.

گروه دین و اندیشه سایت تبیان


با توضیح و تصرف، از كتاب واجبات و محرمات، آیت الله مشكینی

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه هشتم فروردین 1387 و ساعت 9:0 |
تنها کشتی گیر مدال آور ایران در المپیک سیدنی 2000 که موفق به کسب مدال طلا شد چه کسی بود؟

http://www.parssport.ir/wrestling/olympic/fs/2000/2000-fs.htm

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه هشتم فروردین 1387 و ساعت 8:13 |
گرمترین نقطه زمین در کدام استان است؟

به این آدرس سر بزنید تا اطلاعاتی نسبت به جهنم زمین پیدا کنید.

 

http://albaloo2008.blogfa.com/post-943.aspx

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه هفتم فروردین 1387 و ساعت 14:28 |