تبليغاتX
رابطه پنهانی

آشنایی با خطاهای سخت افزاری سیستم

بوق‌های بایوس چه می گویند؟

کامپیوتر شما بعد از فشردن کلید Pwoer توسط شما، در ابتدا تمامی فرمان‌ها را از بایوس (BIOS) کامپیوتر دریافت می‌کند. BIOS یک نرم افزار خاص است که بعنوان اینترفیس (میانجی) بین عناصر اصلی سخت افزارهای نصب شده بر روی سیستم و سیستم عامل ایفای وظیفه می‌نماید. زمانیکه کامپیوتر روشن می‌گردد BIOS عملیات‌های متفاوتی را انجام خواهد داد. مانند:

- بررسی محتویات CMOS برای آگاهی از تنظیمات خاص انجام شده

- مقدار دهی اولیه ریجسترها و مدیریت Power

- اجرای عملیاتPOST به منظور اطمینان از صحت عملکرد عناصر سخت افزاری

- تشخیص درایوی که سیستم می‌بایست از طریق آن راه اندازی (Booting) گردد

- و...

عملیات POST یا Power On Self Test یکی از اصلی‌ترین عملیات کامپیوتر در هنگام روشن شدن می‌باشد. که تمامی نرم افزارها و قطعات سخت افزاری لازم برای بوت سیستم را تست کرده و آماده به کار می‌کند. همه بایوس‌ها در هنگام درست بوت شدن سیستم، یک بوق کوتاه در شروع کار می‌زنند که این بوق به معنی درست و کامل کار کردن تمامی نرم افزارها و سخت افزارهای اصلی سیستم است. اما گاهی نیز اتفاق می‌افتد که یک یا چندی از برنامه‌ها یا قطعات معیوب شده یا به عللی از انجام وظیفه باز می‌مانند، اینجاست که بایوس با تنها راه ارتباطی مستقیم (بوق) شما را آگاه می‌سازد. اگر از برنامه بایوس خود اطلاعی ندارید به 3 طریق می‌توانید از آن آگاه شوید. یکی آنکه به راهنمای مادربرد خود رجوع کنید. راه دیگر آن است که به هنگام روشن نمودن رایانه به نوشته‌های ظاهر شده دقت کنید مطمئنا نوع آن ذکر خواهد شد. اگر درب جعبه ( کیس ) رایانه را باز کنید و به چیپ ها و IC های روی مادربرد دقت کنید بر روی بایوس نام آن را نوشته است. عموما بر روی کامپیوترهای شخصی یکی از دو برنامه بایوس AWARD یا AMIBIOS قرار داده شده که در ادامه به بررسی نحوه گزارش دهی خطاها می‌پردازیم.

خطای سیستمی

كدهای بوقی بایوس AWARD :

بایوس آوارد عمدتا به پیام‌های خطا برای آگاه کردن کاربران از وجود مسئله اتکا دارد، اما چند کد بوقی مشهور وجود دارد که این تراشه بایوس تولید می‌کند:

بوق نامحدود (تکرار شونده): خطای حافظه سیستم

یک بوق بلند پس از دو بوق کوتاه: خطای کارت گرافیک

یک بوق بلند پس از سه بوق کوتاه: عدم وجود کارت گرافیک یا خطای حافظه گرافیک

بوق‌های متمادی با فرکانس بالا: خطای داغ شدن پردازنده که در صورت عدم اعتنا ممکن است باعث سوختن cpu  شود.

 

کدهای بوقی بایوس AMI BIOS :

بایوس AMI BIOS محصول شرکت American Megatrends یکی از بایوس‌های متداول است و آخرین نگارش تعدادی کد بوقی دارد که اشکالات زمان بوت شدن را به کاربران می گوید:

تعداد بوق‌ها در زمان راه اندازی (پیش از POST)

1(یک بوق)  دیسکت را در دیسک گردان A: قرار دهید
2 فایل AMIBOOT.ROM بر روی دیسکت بوت شدنی نیست
3 خطای حافظه سیستمی
4 عملیات به روز رسانی بایوس موفقیت آمیز بوده است
5 خطای خواندن دیسک
6 خرابی صفحه کلید
7 حافظه فلش بایوس تشخیص داده نشده است
8 خرابی کنترل کننده دیسکت ران
9 خطای مجموع بررسی (checksum) بایوس
10 خطای پاک کردن حافظه فلش
11 خطای برنامه سازی حافظه فلش
12 اندازه فایل AMIBOOT.ROM درست نیست ( یا حضور ویروس)
3 نا همسانی تصویر BIOS ( فایل ROM دقیقا همان نسخه درون بایوس نیست)

 

تعداد بوق‌ها در زمان POST

1 اشكال از DRAM میباشد . بنابراین مشكلی در حافظه سیستم به وجود آمده و یا motherboard
2 خطای حافظه سیستم

3 64 كیلو بایت مورد نیاز برای شروع و راه اندازی سیستم در دسترس نیست كه این هم به RAM بر می‌گردد .

4 Timer مادربرد کار نمی‌کند
5 CPU با مشکل مواجه است .
6 کامپیوتر نمی تواند به حافظه حالت safe mode برود
7 خطای استثنای عمومی (مربوط به cpu)
8 حافظه كارت ویدئو مشكل دارد
9 ROM شما مشكل دارد. چیپ BIOS ROM روی motherboard دچار خطا است .
10 CMOS مشكل دارد .
11 اشکال آزمایش حافظه cache

نکته : اگر موقع عملیات POST یک ، دو یا سه بوق پشت سر هم بشنوید، تعویض کارت‌های RAM را در نظر بگیرید یا دست کم آنها را بررسی کنید تا اطمینان یابید که درست نصب شده اند.

اگر در عملیات POST هشت بوق بشنوید اطمینان یابید که کارت ویدئویی درست نصب شده است، ممکن است لازم باشد که آن را عوض کنید.

اگر موقع عملیات POST تعداد بوق‌ها با آنچه گفته شد متفاوت بود ( چهار تا هفت یا 9 تا یازده بوق)، ممکن است یک مسئله جدی در مادربرد یا قطعات دیگر وجود داشته باشد، کامپیوتر را به یک تعمیرگاه تخصصی ببرید.

 

منبع: computer4all

مطالب مرتبط:

حافظه و انواع آن در كامپیوتر

ترفند: روشن شدن کامپیوتر در زمان دلخواه

خداحافظ AGP 8x سلام PCI Express

آشنایی با حافظه RAM

آشنائی با سخت افزار (قسمت 1)

حافظه اصلی رایانه وحجم آن

+ نوشته شده توسط در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:15 |

سیماى حضرت فاطمه علیهاالسلام

در روز قیامت


چهره مقدس و ملكـوتى فاطمه زهرا علیهاالسلام در تاریخ اسلام آنقدر تابناك و روشـن است كه چنـدان به تحقیق و بـررسـى نیاز نـدارد، اما با تـوجه به ایام شهادت آن بزرگوار شایسته است اندكى درباره فضایل حضـرتـش گفتگـو كنیـم. بـر ایـن اسـاس، به سـراغ روایات نـورانـى معصـومان علیهم السلام مـىرویـم تا بـا مقام و جایگاه آن حضـرت در قیامت آشنا شویم.

كیفیت برانگیخته شدن

برانگیخته شـدن و رستاخیز از لحظات بسیار سخت و وحشتناك آینـده بشر است، زمانى كه معصـومین علیهم‌السلام همـواره بدان مىاندیشند و گاه از خوف آن بیهوش مىشدند. فاطمه صلوات الله علیها نیز چنیـن بود و بیشتر به آن زمان مـىاندیشید.

فكر زنده شدن، عریان بـودن انسان‌ها در قیامت، عرضه شـدن به محضـر عدل الهى و... او را در انـدوه فـرو مـىبـرد. امیـرمـومنـان علـى علیه السلام مـىفـرمـایند:

"روزى پیامبر خـدا صلی الله علیه و آله بـر فاطمه علیهاالسلام وارد شـد و او را انـدوهناك یـافت. فـرمـود: دختـرم! چـرا انـدوهگینى؟

امیـرمـومنـان علـى علیه السلام مـىفـرمـایند: "روزى پیامبر خـدا صلی الله علیه و آله بـر فاطمه علیهاالسلام وارد شـد و او را انـدوهناك یـافت. فـرمـود: دختـرم! چـرا انـدوهگینى؟فاطمه علیهاالسلام پاسخ داد: پدر جان! یاد قیامت و برهنه محشـور شدن مردم در آن روز، رنجم مىدهد.

فاطمه علیهاالسلام پاسخ داد: پدر جان! یاد قیامت و برهنه محشـور شدن مردم در آن روز، رنجم مىدهد.

پیامبر صلی الله علیه و آله فرمـود: آرى دخترم! آن روز، روز بزرگـى است. اما جبرئیل از سوى خداوند برایم خبر آورد مـن اولین كسى هستم كه برانگیخته مىشـوم. سپس ابراهیـم و آنگاه همسرت على بـن ابىطالب. پـس از آن، خـداونـد جبـرئیل را همـراه هفتاد هزار فـرشته به سـوى تـو مىفرستد. وى هفت گنبد از نـور بر فراز آرامگاهت برقرار مىسازد.

آنگـاه اسـرافیل لبـاس‌هاى بهشتـى بـرایت مـىآورد و تـو آنها را مـىپـوشـى. فـرشته دیگرى به نام زوقائیل مركبـى از نـور بـرایت مىآورد كه مهارش از مروارید درخشان و جهازش از طلاست. تـو بر آن مركب سـوار مىشـوى و زوقائیل آن را هدایت مـىكنـد. در ایـن حال هفتاد هزار فرشته با پرچم‌هاى تسبیح پیشاپیـش تـو راه مىروند.

اندكـى كه رفتـى، هفتاد هزار حـورالعیـن در حالى كه شادمانند و دیدارت را به یكـدیگر بشارت مىدهند، به استقبالت مـىشتابند. به دست هر یك از حـوریان منقلـى از نـور است كه بـوى عود از آن بـرمىخیزد... آنها در طرف راستت قرار گرفته، همراهت حركت مـىكنند.

فاطمه جان، هنگامى كه به وسط جمعیت حاضـر در قیامت مـىرسى، كسـى از زیر عرش پـروردگار به گـونه‌اى كه تمام مردم صدایش را بشنوند، فریاد مـىزنـد: چشم‌ها را فـرو پوشانید و نظرها را پایین افكنید تا صـدیقه فـاطمه، دخت پیـامبـر صلی الله و علیه و آله و همـراهـانـش عبـور كننـد.

هنگامـى كه به همان انـدازه از آرامگاهت دور شـدى، مریـم دختـر عمران همراه هفتاد هزار حـورالعیـن به استقبالت مـىآید و بر تـو سلام مىگـوید. آنها سمت چپت قرار مىگیرند و همراهت حركت مىكنند. آنگـاه مادرت خـدیجه، اولیـن زنـى كه به خـدا و رسـول او ایمان آورد، همراه هفتاد هزار فرشته كه پرچم‌هاى تكبیر در دست دارنـد، به استقبالت مىآیند. وقتـى به جمع انسان‌ها نزدیك شدى، حـواء با هفتاد هزار حـورالعیـن به همراه آسیه دختر مزاحـم نزدت مىآید و با تـو رهسپار مـىشـود.

حضـور فاطمه در میان مردم

فاطمه جان، هنگامى كه به وسط جمعیت حاضـر در قیامت مـىرسى، كسـى از زیر عرش پـروردگار به گـونه‌اى كه تمام مردم صدایش را بشنوند، فریاد مـىزنـد: چشم‌ها را فـرو پوشانید و نظرها را پایین افكنید تا صـدیقه فـاطمه، دخت پیـامبـر صلی الله و علیه و آله و همـراهـانـش عبـور كننـد.

پـس در آن هنگـام هیچ كـس جز ابـراهیـم خلیل الـرحمان و علـى بـن ابـى طـالب علیهماالسلام و... به تـو نگـاه نمـىكنند.

جابربـن عبدالله انصارى نیز در حدیثى از پیامبر خدا صلى الله و علیه و آله این حضور را چنین توصیف مىكند:

روز قیامت دختـرم فاطمه بـر مركبـى از مـركب‌هاى بهشت وارد عرصه محشر مـىشـود. مهار آن مركب از مرواریـد درخشان، چهار پایـش از زمرد سبز، دنباله‌اش از مشك بهشتى و چشمانـش از یاقوت سرخ است و بر آن گنبدى از نور قرار دارد كه بیرون آن از درونـش و درون آن از بیرونـش نمایان است. فضاى داخل آن گنبـد انـوار عفـو الهى و خارج آن پرتـو رحمت خـدایـى است. بر فرازش تاجـى از نـور دیـده مـىشـود كه هفتاد پایه از در و یاقـوت دارد كه هماننـد ستارگان درخشان نور مىافشانند.

در هر یك از دو سمت راست و چپ آن مركب هفتاد هزار فرشته به چشـم مـىخـورد. جبرئیل مهار آن را در دست دارد و با صـداى بلند نـدا مىكند: نگاه خود فراسوى خویش گیرید و نظرها پایین افكنید. ایـن فـاطمه دختـر محمـد است كه عبـور مـىكنـد. در ایـن هنگام، حتـى پیامبـران و انبیـا و صـدیقیـن و شهدا همگـى از ادب دیـده فـرو مىگیـرند تا فاطمه صلوات الله علیها عبـور مـىكنـد و در مقابل عرش پـروردگارش قرار مىگیرد.

در هر یك از دو سمت راست و چپ آن مركب هفتاد هزار فرشته به چشـم مـىخـورد. جبرئیل مهار آن را در دست دارد و با صـداى بلند نـدا مىكند: نگاه خود فراسوى خویش گیرید و نظرها پایین افكنید. ایـن فـاطمه دختـر محمـد است كه عبـور مـىكنـد. در ایـن هنگام، حتـى پیامبـران و انبیـا و صـدیقیـن و شهدا همگـى از ادب دیـده فـرو مىگیـرند تا فاطمه صلوات الله علیها عبـور مـىكنـد و در مقابل عرش پـروردگارش قرار مىگیرد.

منبرى از نور براى فاطمه علیهاالسلام

در ادامه گفتگوى پیامبر صلی الله و علیه و آله با دختر گرامىاش درباره چگـونگـى حضـور وى در عرصه قیامت، چنیـن مىخـوانیـم: سپـس منبرى از نـور برایت برقرار مـىسازنـد كه هفت پله دارد و بیـن هر پله‌اى تا پله دیگر صف‌هایـى از فرشتگان قرار گرفته‌انـد كه در دستشان پـرچم‌هاى نـور است. همچنین در طرف چپ و راست منبـر حـورالعیـن صف مـىكشنـد.

آنگاه كه بر بالاى منبر قرار مىگیرى، جبرئیل مىآید و مىگـوید: اى فـاطمه! آنچه مـایلـى از خـدا بخـواه.

شكایت در دادگاه عدل الهى

اولیـن درخواست فاطمه علیهاالسلام در روز قیامت، پس از عبور از برابر خلق، شكایت از ستمگران است.

جابربـن عبـدالله انصارى از پیامبـر اكرم صلی الله علیه و آله چنیـن نقل مىكنـد: هنگامـى كه فاطمه در مقابل عرش پروردگار قرار مىگیرد، خـود را از مركب به زیر انداخته، اظهار مىدارد: الهى و سیـدى، میان من و كسـى كه مرا آزرده و بـر مـن ستـم روا داشته، داورى كـن. خـدایـا! بیـن مـن و قـاتل فـرزنـدم، حكـم كن...

جابربـن عبـدالله انصارى از پیامبـر اكرم صلی الله علیه و آله چنیـن نقل مىكنـد: هنگامـى كه فاطمه در مقابل عرش پروردگار قرار مىگیرد، خـود را از مركب به زیر انداخته، اظهار مىدارد: الهى و سیـدى، میان من و كسـى كه مرا آزرده و بـر مـن ستـم روا داشته، داورى كـن. خـدایـا! بیـن مـن و قـاتل فـرزنـدم، حكـم كن...

بر اساس روایتـى دیگر، پیامبـر اكرم صلی الله علیه و آله فرمـود: دختـرم فاطمه در حالـى كه پیـراهن‌هاى خـونیـن در دست دارد، وارد محشـر مـىشـود. پـایه‌اى از پـایه‌هـاى عرش را در دست مـىگیـرد و مـىگـوید: «یا عدل، یا جبار، احكم بینى و بیـن قاتل ولدى»؛ اى خداى عادل و غالب، بیـن مـن و قـاتل فـرزنـدم داورى كـن.

قـال:« فیحكـم لابنتـى و رب الكعبه» به خـداى كعبه سـوگنـد، به شكـایت دختـرم رسیـدگـى مـىشـود و حكـم الهى صـادر مـىگـــردد.

دیدار حسن و حسین علیهماالسلام

دومین خـواسته فاطمه علیهاالسلام در روز قیامت از خداوند چنیـن است: خدایا! حسن و حسین را به من بنمایان.

در این لحظه، امام حسـن و امام حسیـن علیهماالسلام به سوى فاطمه صلوات الله علیها مىروند، در حالـى كه از رگ‌هاى بریده حسیـن علیه السلام خـون فـوران مـىكنـد.

پیامبر خـدا صلی الله علیه و آله مىفرماید: هنگامى كه به فاطمه گفته مـىشـود وارد بهشت شو، مىگـوید: هرگز وارد نمـىشـوم تا بدانـم پـس از مـن با فرزندانم چه كردند؟

به وى گفته مـىشـود: به وسط قیـامت نگـاه كـن.

پـس بدان سمت مىنگرد و فرزندش حسیـن را مىبیند كه ایستاده و سر در بـدن نـدارد. دخت پیـامبـر صلی الله علیه و آله نـاله و فـریـاد سـر مـىدهـد.

فرشتگان نیز(با دیـدن ایـن منظره) ناله و فریاد بـرمـىآورنـد.

امام باقر علیه السلام مىفرماید: هنگامى كه فاطمه به در بهشت مـىرسـد، به پشت سـرش مىنگرد. نـدا مـىرسـد: اى دختـر حبیب! اینك كه دستـور داده‌ام به بهشت بروى، نگران چه هستى؟ فاطمه صلوات الله علیها جـواب مىدهد: اى پـروردگار! دوست دارم در چنیـن روزى با پذیـرش شفاعتـم، مقام و منزلتم معلوم شود.ندا مـىرسـد: اى دختر حبیبـم! برگرد و به مردم بنگر و هر كه در قلبـش دوستى تو یا یكى از فرزندانت نهفته است داخل بهشت گردان.

امام صادق علیه السلام مىفرماید: حسیـن بـن على علیهماالسلام در حالى كه سر مقدسـش را در دست دارد، مـىآیـد. فـاطمه علیهاالسلام بـا دیـدن ایـن منظره نـاله‌اى جانسـوز سر مىدهد. در ایـن لحظه، هیچ فرشته مقرب و پیامبر مرسل و بنده مومنى نیست مگر آن كه به حال او مىگرید.

در ایـن موقعیت، خداوند به خشـم آمده، به آتشـى به نام «هبهب» كه هزار سال در آن دمیده شده تا سیاه گشته و هیچ آسـودگـى در آن راه نمىیابد و هیچ اندوهى از آنجا بیرون نمىرود، دستـور مـىدهد كشندگان حسیـن بـن على را برگیر و جمع كـن... آتش به فرمان پروردگار عمل كرده، همه آنها را برمىچیند...

شفـاعت بـراى دوستان اهل‌بیت علیهم السلام

سـومیـن درخـواست فاطمه صلوات الله علیها در روز قیامت از پـروردگـار، شفـاعت از دوستان و پیروان اهل‌بیت علیهم السلام است كه مـورد قبـول حق قرار مـىگیـرد و دوستـان و پیـروانـش را مـورد شفاعت قـرار مـىدهـد. امام باقر علیه السلام مىفرماید: هنگامى كه فاطمه به در بهشت مـىرسـد، به پشت سـرش مىنگرد. نـدا مـىرسـد: اى دختـر حبیب! اینك كه دستـور داده‌ام به بهشت بروى، نگران چه هستى؟ فاطمه صلوات الله علیها جـواب مىدهد: اى پـروردگار! دوست دارم در چنیـن روزى با پذیـرش شفاعتـم، مقام و منزلتم معلوم شود.

ندا مـىرسـد: فاطمه! راست گفتـى، مـن تـو را فاطمه نامیدم و به وسیله تـو، دوستان و پیروانت و دوستان فرزندانت و پیروانشان را از آتـش دور گردانیـدم. وعده مـن حق است و هرگز تخلف نمـىكنـم.

ندا مـىرسـد: اى دختر حبیبـم! برگرد و به مردم بنگر و هر كه در قلبـش دوستى تو یا یكى از فرزندانت نهفته است داخل بهشت گردان.

امام باقـر علیه السلام در روایتـى دیگـر مـىفـرمایـد: در روز قیامت بـر پیشانى هر فردى، مـومـن یا كافر نـوشته شده است. پـس به یكى از محبـان اهل‌بیت علیهم السلام كه گنـاهـانـش زیـاد است دستـور داده مىشود به جهنـم برده شود. در آن هنگام، فاطمه علیهاالسلام میان دو چشمـش را مىخواند كه نوشته شده است: دوستدار اهل‌بیت. پـس به خدا عرضه مىدارد: الهى و سیدى! تـو مرا فاطمه نامیدى و دوستان و فرزندانـم را به وسیله مـن از آتش دور ساختى و وعده تو حق است و هرگز وعده‌ات را زیر پا نمىنهى.

ندا مـىرسـد: فاطمه! راست گفتـى، مـن تـو را فاطمه نامیدم و به وسیله تـو، دوستان و پیروانت و دوستان فرزندانت و پیروانشان را از آتـش دور گردانیـدم. وعده مـن حق است و هرگز تخلف نمـىكنـم.

این كه مـىبینـى دستـور دادم بنده‌ام را به دوزخ برند، بدیـن جهت بـود كه درباره‌اش شفاعت كنـى و شفاعتت را بپذیـرم تا فـرشتگان، پیامبـران، رسـولان و همه مردم از منزلت و مقامت آگاهـى یابنـد.

حال بنگر، دست هر كه بر پیشانى‌اش «مـومـن» نـوشته شده، بگیر و به بهشت ببر.

شفاعت دوستان فاطمه از دیگران

عظمت و مقام حضـرت فاطمه صلوات الله علیها در روز قیامت چنان است كه خـداونـد به خاطـر فاطمه به دوستـان آن حضـرت نیز مقام شفاعت مـىدهـد.

امام باقر علیه السلام به جابر فـرمـود: جابـر! به خـدا سـوگنـد، فاطمه علیهاالسلام با شفاعت خـود در آن روز شیعیان و دوستـانـش را از میان اهل محشـر جدا مىسازد. چنان كه كبـوتر دانه خـوب را از دانه بد جدا مىكند.

عظمت و مقام حضـرت فاطمه صلوات الله علیها در روز قیامت چنان است كه خـداونـد به خاطـر فاطمه به دوستـان آن حضـرت نیز مقام شفاعت مـىدهـد.

هنگامى كه شیعیان فاطمه همراه وى به در بهشت مـىرسند، خداوند در دلشان مـىافكند كه به پشت سـر بنگـرند. وقتـى چنیـن كنند، نـدا مـىرسـد: دوستـان مـن! اكنـون كه شفـاعت فـاطمه را در حق شمــا پذیرفتم، نگران چه هستید؟

آنان عرضه مـىدارنـد: پـروردگارا! ما نیز دوست داریـم در چنیـن روزى مقـام و منزلت مـا بـراى دیگـران آشكـار شود.

ندا مىرسد: دوستانـم! برگردید و بنگرید و هر كه به خاطر دوستى فاطمه شما را دوست داشت و نیز هـر كه به خـاطـر محبت فـاطمه به شما غذا، لباس یا آب داده و یا غیبتـى را از شما دور گردانیـده، همراه خود وارد بهشت كنید.

به سوى بهشت

حضرت فاطمه علیهاالسلام، پـس از شفاعت از دوستان خود و فرزندانـش و رسیدگى به شكایتـش در دادگاه عدل الهى به فرمان خدا، با جلال و شكـوه خاصى وارد بهشت مىشـود. پیامبـر اكرم صلوات الله علیه مـىفرمایـد: روز قیامت دخترم فاطمه در حالـى كه لباس‌هاى اهـدایـى خـداونـد را كه با آب حیات آمیخته شده، پـوشیده، محشور مـىشـود و همه مردم از مشاهده ایـن كـرامت تعجب مـىكننـد.

آنگـاه لبـاسـى از لبـاس‌هاى بهشت بـر وى پـوشانده مـىشـود. بر هزار حله بهشتـى براى او با خط سبز چنیـن نوشته شده است: دختر پیامبر را به بهترین شكل ممكـن و كامل‌ترین هیبت و تمام‌ترین كرامت و بیشتریـن بهره وارد بهشت سازیـد. پـس، فـاطمه سلام الله علیها را به فـرمـان پـروردگـار در كمـال عظمت و شكـوه، در حالى كه پیرامونـش هفتاد هزار كنیز قرار گرفته، به بهشت مىبرند.

استقبال حوریان بهشتى

رسـول خدا صلی الله علیه و آله به فاطمه علیهاالسلام فرمـود: هنگامى كه به در بهشت مىرسـى، دوازده هزار حـوریه، كه تاكنـون به ملاقات كسى نرفته و نخـواهند رفت در حالـى كه مشعل‌هاى نـورانى به دست دارنـد و بر شترانـى از نـور كه جهازهایشان از طلاى زرد و یاقـوت سـرخ و مهارهایشـان از لولو و مروارید درخشان است سـوارند، به استقبالت مىشتابند.

پـس وقتى داخل بهشت شدى، بهشتیان به یكدیگر ورودت را بشارت خـواهند داد و براى شیعیانت سفره‌هایى از گـوهر، كه بر پایه‌هایى از نـور برقرار ساخته‌اند، آماده مىسازند و در حالـى كه هنـوز سایر مردم گـرفتـار حسـابـرسـىانـد، آنـان از غذاهـاى بهشتـى مـىخـورنـد.

اولین سخن فاطمه در بهشت

سلمـان فـارسـى از پیـامبـر اسلام صلی الله علیه و آله چنیـن روایت كرده است:

هنگامى كه فاطمه داخل بهشت مـىشـود و آنچه خـداونـد برایـش مهیا كـرده، مـىبینـد، ایـن آیه را تلاوت مـىكند:

«بسـم الله الرحمـن الـرحیـم الحمـدلله الذى اذهب عناالحزن ان ربنا لغفـور شكور الذى احلنا دارالمقامه مـن فضله لایمسنا فیها نصب ولا یمسنا فیها لغوب»؛ ستـایـش و سپـاس ویژه خـدایـى است كه اندوهمان را زدود. همانا پروردگار ما آمرزنده و پاداش دهنـده است. پروردگارى كه در سایه بخشـش خود ما را به بهشت و اقامتگاه همیشگىمان فرود آورد. مـا در آن جـا بـا رنج و ملالـى رو به رو نمـىشـویم.

تسنیـم، چشمه‌اى است كه خـداونـد آن را به فـاطمه علیهاالسلام دختـر پیـامبـر صلی الله و علیه و آله و همســـــر على بن ابى طالب علیه السلام بخشید و از پاى ستـون خیمه فاطمه جارى مىشود. آب آن چشمه چنـان گـواراست كه به سـردى كـافـور و طعم زنجفیل و عطر مُشك شباهت دارد... .

نـورانـى شـدن بهشت از نـور فاطمه زهرا علیهاالسلام

ابـن شهرآشوب مىنویسد: در بسیارى از كتاب‌ها، از جمله كشف ثعلبى و فضائل ابـوالسعادات، در معناى ایـن آیه «لایـرون فیها شمسـا ولا زمهریـرا»؛ (و نمـىبیننـد در بهشت نه آفتـاب و نه سـرمایـى را) آورده‌انـد كه ابـن عبـاس گفت: چنـان كه بهشتیان در بهشت هستنـد، ناگاه نورى مـىبینند كه باغ‌هاى بهشت را نـورانـى كرد.

اهل بهشت اظهار مـىدارند: خـدایا! تـو در كتابـى كه بر پیامبرت فرستادى، فرمـودى:«لایرون فیها شمسا»؛ "بهشتیان در بهشت خورشیدى نخـواهند دید." نـدا مـىرسـد: ایـن، نـور آفتاب و ماه نیست، بلكه علـى و فاطمه از چیزى تعجب كرده و خندیدند و از نور آن دو، بهشت روشـن گردید.

زیارت انبیا از فاطمه زهرا سلام الله علیها در بهشت

آنگاه كه همه انبیا و اولیاى خـدا وارد بهشت شـدند، آهنگ دیدار دختر پیامبر خدا مـىكنند. رسـول خدا صلی الله و علیه و آله به فاطمه فرمـود: هرگاه اولیاى خـدا در بهشت مستقـر گردیـدنـد، از آدم گـرفته تا سایـر انبیا همه به دیدارت مىشتابند.

عنایات خداوند به فاطمه علیهاالسلام در بهشت

پروردگار منّان به فاطمه زهرا سلام الله علیها در بهشت عنایاتـى ویژه خـواهـد داشت. بخشـى از آن عنـایـات چنیـن است:

1ـ خانه‌هاى بهشتى

پیامبرخدا صلی الله علیه و آله فرمـود: هنگامى كه مرا به معراج بردند و داخل بهشت شدم، به قصر فاطمه رسیدم. درون آن هفتاد قصر بـود كه تمام در و دیـوار و طاق‌هایـش از دانه‌هاى مروارید سرخ ساخته شده، همه آنها به یك شكل زینت داده شده بود.

2ـ همنشینى با پیامبر صلی الله و علیه و آله

پیامبر اكرم صلی الله و علیه و آله به حضرت على علیه السلام فرمـود: یا على! تـو و دخترم فاطمه در بهشت در قصر من همنشین مـن هستید. سپس ایـن آیه را تلاوت فرمود: "بـرادران بـر تخت‌هاى بهشتـى رو به روى هـم مـىنشینند."

3 ـ درجه وسیله

رسـول خدا صلی الله و علیه و آله فرمـود: فِى الجَنَّةِ دَرَجَةٌ تُدعَى الـوَسیلَةُ فَاِذَا سَاَلتُـم اللهَ فَاساَلُوا لِـىَ الوَسِیلَةَ قَالُـوا یَا رَسُـولَ اللهِ مَـن یَسكُـنُ مَعَكَ فِیها؟ قَالَ علـىً و فـاطمةُ و الحَسَـنُ و الحُسَیـنُ. در بهشت درجه‌اى به نام «وسیله» است. هـرگاه خـواستیـد، هنگام دعا، چیزى بـرایـم بخواهید، مقام وسیله را از خـداوند خـواستار شـوید. گفتنـد: یا رسـول‌الله! چه كسـانـى در ایـن درجه (مخصـوص) بـا شما همنشیـن خـواهنـد بـود؟ فـرمـود: علـى، فـاطمه، حسـن و حسین.

علامه امینـى در منقبت بیست و ششـم مـىنـویسـد:

از مناقب حضرت زهرا علیهاالسلام همراه بودن او با پدر و همسر و فرندانـش در درجة الـوسیله است. آنجا پایتخت عظمت حضرت حق تبارك و تعالى است و جز پنج تـن علیهم السلام هیچ یك از انبیا و اولیا و مرسلین و صـالحـان و فـرشتگـان مقـرب كسـى بـدان راه نمـىیـابد.

4 ـ سكونت در حظیرة القدس

سیوطى در مسند مىنـویسد: «اِنَّ فاطمَةَ و علیاً و الحسـنَ و الحسیـنَ فِى حَظِیرَةِ القُدسِ فِى قُبَّةٍ بَیضَاء سَقفُها عَرشُ الرَّحمـنِ»؛ فاطمه و على و حسـن و حسیـن در جایگاهـى بهشتـى به نام «حظیرة القدس» در زیر گنبـدى سفیـد به سـرمـىبـرنـد كه سقف آن عرش پـروردگـــار است.

پیامبرخدا صلی الله و علیه و آله فرمود: در قیامت، جایگاه من و على و فاطمه و حسـن و حسیـن سـرایـى زیـر عرش پـروردگار است.

نـویسنـده خصایص فاطمه، ضمـن بیانـى مفصل درباره حظیـرة القـدس، مـىنـویسـد: والاتـریـن جـایگـاه‌هـا در بهشت حظیـرة القــدس است.

5 ـ بخشیـدن چشمه تسنیـم به فاطمه علیهاالسلام

طبرى از همام بـن ابى على چنیـن نقل مىكند: به كعب الحبر گفتـم:

نظرت دربـاره شیعیـان علـى بـن ابـى طـالب علیه السلام چیست؟

گفت: اى همام! مـن اوصافشـان را در كتـاب خـدا مـىیابـم. اینان پیروان خـدا و پیامبـرش و یاران دیـن او و پیروان ولـىاش شمرده مىشوند.

اینان بندگان ویژه خدا و برگزیـدگان اوینـد. خـدا آنها را براى دینـش بـرگزیـد و بـراى بهشت خـویـش آفـرید.

جایگاهشان در فـردوس اعلاى بهشت است. در خیمه‌اى كه اتاق‌هایـى از مروارید درخشان دارد، زندگى مىكنند. آنان از مقربیـن ابرارند و سـرانجـام از جـام «رحیق مختـوم» مـىنـوشند.

رحیق مختـوم چشمه‌اى است كه به آن «تسنیـم» گفته مىشـود و هیچ كـس جز آنها از آن چشمه استفاده نخواهد كرد. تسنیـم، چشمه‌اى است كه خـداونـد آن را به فـاطمه علیهاالسلام دختـر پیـامبـر صلی الله و علیه و آله و همســـــر على بن ابى طالب علیه السلام بخشید و از پاى ستـون خیمه فاطمه جارى مىشود. آب آن چشمه چنـان گـواراست كه به سـردى كـافـور و طعم زنجفیل و عطر مُشك شباهت دارد... .

خدایا ما را از شفاعت آن دُر گرانبها بىنصیب مگذار.

"مقاله از آقای محمدجواد طبسى - با كمى تلخیص"

لینک مطالب مرتبط:

- ماجرای سقیفه

- حکایت علی و چاه‌های صبور مدینه بی حضور تو

- فاطمه(س) و حضور در صحنه‌های نبرد

+ نوشته شده توسط در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 و ساعت 17:10 |
تست اعتماد به نفس 

اعتماد به نفس ، چیزى جز مجموعه ی شكست ها و موفقیت هاى فرد و ارزیابى آنها نیست و در نتیجه اعتماد به نفس  تصویرى است كه هركس از خود دارد.

 تست اضطراب 

این تست برای اطلاع از شدت نگرانی خود  مانند حرارت سنج های احساسی ،  تَب روحیه شما را اندازه می گیرد.

 تست استرس در محیط كار 

استرس نوعی حالت درونی است كه، می تواند زمینه ساز بیماری های گوناگونی باشد. استرس می تواند یك سازمان و كارمندان آن را تحت تأثیر قرار دهد. اولین مشكل ، غلبه بر استرس و تشـخیص وجود آن است.

تست افسردگی 

(  اگر مدتی است به طور مستمر در غمگینی ، ناراحتی وگریه به سر می برید این تست را امتحان كنید)

 تست خود را بهتر بشناسید

 ( از طریق انتخاب یك تصویر از 9 تصویر می توانید به نوع شخصیت خود پی ببرید)

 تست شعور حسی

(به معنای درك عاطفی است . در واقع این لفظ به آن دسته از عوامل موفقیت زا در فرد اطلاق می شود كه از لحاظ حسی و شخصیتی به بلوغ و تكامل رسیده باشد. این نوع حس بر تأثیر احساس در توانایی برون نگری ما و نیز درك خود و دیگران تأكید دارد.)

 تست خودپنداشت 

( برداشت یا تصور كلی هر فرد از خود ) را نشان می دهد و سطح اعتماد به نفس را سنجش می كند.

 تست نقاشی های ناخودآگاه شخصیت شما را آشكار می كند 

اگر در كلاس درس ، سمینار و یا یك جلسه حوصله تان سر رفت و با خودكاری و كاغذی كه در دست دارید شروع به كشیدن نقاشی هایی شدید ، آنها را دور نیندازید . می توانید نقاشی هایتان را با نمونه هایی كه در این تست وجود دارد مقایسه كنید و ببینید چه خصوصیات و روحیاتی دارید.

 روحیه شما به عنوان یك مرد یا یك زن چگونه است 

 (خصوصیات شخصیتی مردانه و زنانه بودن خود را با این تست ها بسنجید)

 تست هوش 30 دقیقه ای 

اگر مایل هستید ضریب هوشی تان را بدانید، این برنامه می تواند ضریب هوشی شما را با استناد به منابع معتبر روانشناسی حساب كند.)

 تست ریون 

( آزمونی برای 9 الی 18 ساله ها)

 آزمون سنجش توانایی مشاهده 

اگر می خواهید سرعت بینایی خود را تشخیص دهید خود را با این آزمون بیازمایید)

 تست آدمك یا گودیناف 

 دقیق ترین تست جهت تعیین درجه هوشمندی سن عقلی و بهره هوشی كودك)

+ نوشته شده توسط در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 و ساعت 23:58 |
آیا در محل‌ كارتان‌، فردی‌ محبوب‌، دوست‌ داشتنی‌ و پرطرفدار به‌ حساب‌ می ‌آیید؟ 1

بلی

خیر

نمی دانم

 
آیا مایلید پزشك‌ باشید؟ 2

بلی

خیر

نمی دانم

بقیه سئوالات

+ نوشته شده توسط در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 و ساعت 23:57 |

هوش احساسی

در تئوری بهره هوشی جدید، به جای ارائه یك عدد كلی به عنوان بهره هوشی افراد، سعی شده است موارد مختلفی برای ارزیابی بهره هوشی افراد، در نظر گرفته شود و بدین ترتیب در هر زمینه بهره ی هوشی به طور جداگانه ارزیابی می شود. به طور مثال ممكن است فردی در زمینه ریاضیات بهره هوشی بالایی داشته باشد، اما در زمینه یادگیری زبان های خارجی استعداد چشمگیری در او مشاهده نشود. بدین ترتیب بهره هوشی افراد در زمینه های خاص سنجیده می شود. این تست میزان بهره هوشی افراد را در زمینه مسائل احساسی و عاطفی ارزیابی می كند.
در پاسخ دادن به سؤال ها دقت كنید كه عدد 1 نشان دهنده ضعیف ترین پاسخ و عدد 5 نشان دهنده قوی ترین پاسخ به سؤال می باشد.

 

1- زمانی كه تحت تنش و استرس هستید، تا چه حد می توانید آرامش خودتان را حفظ كنید؟

1
2
3
4
5

2- چنانچه احساس نامطلوب و ناخوشایندی در وجودتان بیابید، تا چه اندازه پریشان و ناراحت می شوید؟

1
2
3
4
5

3- وقتی می خواهید كاری را انجام دهید، تا چه حد می توانید به جای توجه بیش از اندازه به جزئیات و زمان انجام كار، صرفاً بر انجام خودِ كار دقت كنید؟

1
2
3
4
5

4- وقتی اشتباهی مرتكب می شوید، آیا به راحتی آن را می پذیرید؟

1
2
3
4
5

5

- تا چه حد نسبت به احساسات و موقعیت های خـُلقی دیگران حساس هستید و آنها را درك می كنید؟

1
2
3
4
5

6- وقتی از شما انتقاد می شود، تا چه حد می توانید بدون مقاومت كردن، انتقادها را بپذیرید؟

1
2
3
4
5

7- وقتی عصبانی یا ناراحت می شوید، تا چه اندازه می توانید به سرعت بر این احساساتتان غلبه كنید و خودتان را آرام كنید؟

1
2
3
4
5

8- تا چه حد در بروز نیازها و احساساتتان صداقت دارید؟

1
2
3
4
5

9- بعد از این كه دچار شكست می شوید، آیا می توانید خودتان را دوباره پیدا كنید و فعالیت را از سر بگیرید؟

1
2
3
4
5

10- تا چه حد از میزان تأثیر رفتارتان بر دیگران آگاهید؟

1
2
3
4
5

11- آیا پیش از قضاوت كردن درباره دیگران به خوبی به حرف هایشان گوش می دهید؟

1
2
3
4
5

12- تا چه حد برای برنامه های آینده تان وقت صرف می كنید تا آنها را مرتب كنید و به كارهایی كه انجام می دهید فكر كنید؟

1
2
3
4
5

تائید

+ نوشته شده توسط در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 و ساعت 23:46 |

قسمت اول : پورتال چیست ؟ 

یک سازمان مجموعه متنوعی از کاربران دارد که از جمله آنها می توان به مشتریان، شرکا، کارمندان اشاره کرد. همه این کاربران علاقه مندند از اطلاعات و خدمات آن سازمان استفاده کنند. کاملا آشکار است که هر کدام از آنها نیازهای خاص و اغلب متفاوتی دارد. برای پاسخگویی به این تنوع، انواع مختلف پورتال ایجاد شده و مورد استفاده قرار می گیرد. به طور کلی بر حسب

چگونگی پاسخگویی به نیازهای کاربران، پورتال ها را می توان در چهار گروه زیر دسته بندی کرد:


1- (BUSINESS TO CUSTOMER PORTAL (B2C

این نوع از پورتال دسترسی مستقیم مصرف کننده را به مجموعه وسیعی از اطلاعات و خدمات فراهم می کند – برای مثال، اطلاعاتی مانند "راهنمای استفاده از محصولات" و "وضعیت سفارش مشتری " در خرید های خود و همچنین امکانات ارتباطی کاربر با بخش پشتیبانی مشتریان در این پورتال ها پیش بینی می شود. مانند هر پورتال دیگری، یک پورتال B2C معمولا در قد و قواره ای ارائه می شود که نیازهای مشتریان خود را پاسخ دهد.


2- (BUSINESS TO BUSINESS PORTAL (B2B

نوع دیگر پورتال در زنجیره مدیریت منابع شکل می یابد. در این نوع پورتال اطلاعات لازم برای تولید کنندگان،تهیه کنندگان، نمایندگی ها و همچنین توزیع کنندگان، به گونه ای مناسب و دسته بندی شده جمع آوری و در اختیار آنان قرار می گیرد. نمونه عمومی پورتال B2B - برای مثال، یک شریک تجاری را قادر می کند تا به بخشهایی از اطلاعات و امکانات مانند سفارش خرید و صدور فاکتور دسترسی داشته و از امکانات این بخشها استفاده کند. به هم پیوستن برنامه های کاربردی یکی از پیش نیازهای لازم برای یکپارچه سازی محیط های تجاری در بستری واحد و ایجاد محیط مجازی لازم برای کسب و کار است. محیطی که در آن امکان تهیه کالا یا خدمات، صدور صورت حساب خرید و فروش، دسترسی به اطلاعات تولید و دیگر امکانات مرتبط با نیازها فراهم می اید.


3- (BUSINESS TO EMPLOYEE (B2E

این پورتال ها که اغلب با عنوان پورتال های اینترانتی شناخته می شوند معمولا به منظور تجمیع، انتشار و به اشتراک گذاری اطلاعات و خدمات به پرسنل یک سازمان ایجاد می شوند. B2E ها به دو دسته اصلی تقسیم می شوند:

• پورتال های کارکنان که امکان دسترسی به محتویات به هم پیوسته ای مانند اخبار شرکت، اطلاعات سخت افزاری و نرم افزاری، موتور جستجو و منابع فنی و گزارشها را در اختیار می گذارد. اطلاعات این نوع پورتال معمولا در دسترس همه کارکنان یک سازمان قرار می گیرد. این پورتال کارکنان و شاغلین یک سازمان را قادر می کند تا از طریق گپ و گروه های گفتگو با یکدیگر در تماس بوده و با یکدیگر همکاری کنند. عموما، این پورتال ها امکاناتی نظیر ثبت نام در یک کلاس و یا یک اردو را نیز در اختیار کاربر خود قرار می دهند. به علاوه کاربران این پورتال معمولا می توانند اطلاعات شخصی خود مانند نام و کلمه عبور را تغییر دهند.

• با یک یا مجموعه اهداف مشخص مثلا فروش یک محصول ایجاد می گردد. این پورتال ها مجموعه ای از محتویات را به منظور پشتیبانی از فرآیند یا فرآیندهای مشخصی در اختیار می گذارند. برای مثال یک برنامه تکنسین خودکار ممکن است نیازمند منابعی از برنامه های کاربردی دیگر مثلا برنامه های تعمیر و نگهداری باشد تا بتواند اطلاعات لازم در زمینه تاریخچه بازبینی و تعمیر، زمان بندی تجهیز و یا قطعات و لوازم مورد نیاز برای تعمیر آن را کسب کند.


4- پورتال های عمومی ( MEGA OR PUBLIC PORTAL )

این پورتال ها با عنوان پورتال های اینترنتی شناخته می شوند و مهمترین ویژگی آنها فراوانی مخاطبانشان است. این نوع از پورتال ها نیز در دو گروه دسته بندی می شوند:

1. پورتال های عمومی که تمامی کاربران اینترنت را مخاطب قرار می دهند (برای مثال YAHOO ، EXCITE، GOOGLE و مانند آن)

2. پورتال های خاص ( صنعتی، بازرگانی، خدماتی ) که به آنها پورتال های عمودی نیز گفته شده و مخاطبان محدود و مشخصی دارند ( مانند پورتال های بانکها، سازمانهای دولتی، وزارتخانه ها و ... )

باید توجه داشت که یک پورتال می تواند از پیوند انواع پورتال های دیگر ایجاد شود. به علاوه همانطور که یک سازمان کاربران متنوعی دارد، می تواند ( و گاهی نیز لازم است ) که پورتال های مختلفی برای پشتیبانی از نیازهای آنان داشته باشد.


جنبه های کارکردی یک پورتال

اگر چه پورتال ها در انواع و اندازه های متنوعی ساخته می شوند اما ویژگیهای محدود و مشخصی هسته اصلی آنها شناخته می شود:

هر پورتال اطلاعات و خدمات را یکجا و در یک محل جمع آوری می کند.

هر پورتال می تواند در اندازه لازم برای شخص و یا گروه سازمان درآید.

هر پورتال در هر زمان و از هر مکانی قابل دسترس است.

یک پورتال مجموعه اطلاعات و خدمات را یکجا و در یک محل جمع آوری می کند

هدف اصلی فراهم آوردن امکان دسترسی آسان به هرچیزی ( اطلاعات و خدمات ) است که یک کاربر برای انجام وظایف و مسئولیتهایش به آن احتیاج دارد، صرف نظر از اینکه منبع آن کجا باشد.


اطلاعاتی که یک پورتال فراهم می کند :

? داده های ساخت یافته. داده هایی که به صورتی سازمان یافته اند که امکان جستجوی آسان آنها وجود داشته باشد ( اغلب به صورت سلسله مراتب و بر اساس کلمات کلیدی). فهرست الفبایی کتابهای یک کتابخانه مثال خوبی از داده های ساخت یافته است. داده های ساخت یافته اغلب شامل، گزارشها، تحلیل ها، پرس و جوهای مشخص و دیگر انواع دانش مرتبط با کسب و کار است.

? داده های بدو ن ساختار، که جستجو در آنها معمولا دشوار بوده و خارج از یک بانک اطلاعاتی قرار دارند. از این نوع داده می توان متن ها، صوت، تصویر و یا گرافیک و اشکالی مانند مستندات OFFICE ، MEMOS ، ایمیل، قرارهای ملاقات را مثال زد.

? اطلاعات خاص ،که شامل محتویات قابل خرید و فروش ( مثل انواع اخبار، گزارشها، اطلاعات مربوط به سهام، کاریکاتورها و محتویات بی اهمیت) بوده و مخصوصا به منظور استفاده در فرآیندهای تولیدی دیگر تهیه و در اختیار قرار می گیرند.


خدماتی که به وسیله یک پورتال فراهم می شود :

? همکاری، (با عنوان خدمات ارتباطی نیز شناخته می شود ) و به کاربران اجازه می دهد تا با یکدیگر گپ بزنند، در بحثهای گروهی مشارکت داشته باشند، مطالب خود را در اختیار دیگران قرار دهند و...

? مدیریت محتوا که انواع جستجو ها، رهگیری ها را مدیریت کرده و همچنین قابلیتهای خاصی را به منظور استخراج داده ها در اختیار می گذارد.

? خدمات شخصی (با عنوان خدمات تراکنشی نیز نام برده می شود ) که کاربران را قادر می سازد تا با دیگر سیستمها ( مثلا سیستمهای فروشنده و یا نماینده یک محصول ) مستقیم و بدون واسطه مرتبط باشند. معمولا این قابلیت به کاربر امکان می دهد تا برای مثال فعالیت های زیر را انجام دهد:

- محصولات یک سازمان را خریداری کند

- ملاقاتهای خود را زمان بندی کند

- حساب خود را مشاهده یا تراز کند

- در کلاس مورد علاقه خود ثبت نام کند


هر پورتال می تواند در اندازه لازم برای شخص و یا گروه سازمان درآید.

یکی از ویژگی های جالب یک پورتال شکل و عملکرد متفاوت آن برای اشخاص مختلف است. یکی از روش هایی که به این منظور استفاده می شود، متناسب سازی و تغییر شکل و قابلیت های پورتال بر حسب خواسته ها یا تجارب شخص یا گروه استفاده کننده از آن است. به همین دلیل است که کاربران متفاوت شکل متفاوتی از یک پورتال مشاهده کرده و اطلاعات و خدمات متفاوتی در اختیار ایشان قرار می گیرد:

امکان تغییر بر حسب خواسته ها بر حسب تجارب شخص یا گروه عموما PERSONALIZE"" نامیده می شود و به این معنی است که در پورتال امکان انتخاب نحوه نمایش محتوی پیش بینی شده است. اغلب این انتخاب بصورت خودکار و بر اساس نقش کاربر (مثلا پست سازمانی وی) انجام می شود. برای مثال وقتی کارمند فروش به سیستم وارد می شود، به صورت خودکار فهرستی از جدیدترین محصولات برای وی به نمایش در می آید. با این همه در بعضی از پورتال ها انتخاب محتوی نمایش داده شده به کاربر محول می شود تا در زمان ورود به پورتال خود آن را انتخاب کند.

تغییر و CUSTOMIZE شدن یک پورتال شامل انتخاب چگونگی شکل ظاهری آن (مثلا رنگ و چیدمان صفحه)،مدل مرورگر و محل نمایش محتویات روی صفحه است. یک پورتال می تواند حتی برچسب و عنوان تجاری مشخصی داشته و ظاهر متفاوتی را برای انواع کاربرانش به نمایش گذارد.

این دو ویژگی به پورتال امکان می دهد تا مجموعه مشخص و تعریف شده ای از کاربران (مثلا مشتریان، شرکا و یا کارکنان) را هدف قرار دهد. بعضی از پورتال ها حتی می توانند برای هر کاربر مشخص، شکل و شمایل متفاوتی از خود نشان دهند.


یک پورتال در هر زمان و از هرمکانی همیشه در دسترس است

از آنجا که پورتال ها برای استفاده در محیط وب ساخته می شوند، در هر زمان و از هر مکانی با استفاده از یک مرورگر استاندارد وب در دسترس اند. انواع تجهیزات مبتنی بر وب نیز از جمله تلفنهای موبایل، دسترسی به پورتال ها را به غایت آسان و مفید کرده اند.

منبع : SYSTEMGROUP.NET

+ نوشته شده توسط در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 و ساعت 23:33 |

تولد لئوناردو داوینچی

 

لئوناردو داوینچی

۵۵۶سال پیش درچنین روزی(بیست و ششم فروردین ماه)  در سال 1452 میلادی،«لئوناردو داوینچی» دانشمند معروف، هنرمند نقاش، مجسمه ساز و معماربزرگ قرن 15 میلادی در نزدیکی شهر فلورانس ایتالیا متولد شد.

پدرش کارمند دولت و مادرش در مهمانخانه ای خدمتکار بود. او دوران کودکی را نزد پدربزرگش و تحصیلات ابتدایی را در مدرسه ی دهکده  محل سکونتش گذراند و با حل مسائل مشکل ریاضی نشان داد که بسیار باهوش است .

در همین زمان استعداد خلاقه اش در هنر نقاشی نیز آشکار شد و در شانزده سالگی «آندره دل وروچیو» استاد نقاشی او ، در زمینه این هنر ، بسیار تشویقش کرد.  وروچیو فن کارکردن روی سنگ مرمر، چوب و فلز را به لئوناردو آموخت. او عقیده داشت که آشنایی با مکتبهای کلاسیک لاتین و یونان، فلسفه، ریاضیات و کالبد شکافی برای لئوناردو بسیار ضروری است .

لئوناردو در بیست و شش سالگی تحصیلاتش را به پایان رساند و به گروه نقاشان پیوست و  در همان سالها آلت موسیقی جدیدی را اختراع کرد و آن را عود نامید که مورد توجه دوک لودویک سفورزا، حکمران میلان  قرار گرفت.

در آن زمان مدعیان تاج و تخت ایتالیا برای تصاحب مقام پادشاهی با هم در جنگ بودند. لئوناردو نیز از فرصت استفاده نمود و شروع به طرح و ساختن ماشینهای جنگی کرد و همین امر باعث شد که دوک به سلطنت برسد. لئوناردو هم فوراً وقت را غنیمت شمرد و نقشه های جدید شهرسازی را که مطابق با آن طرح شبکه فاضلاب شهری مطلوب می شد، ارائه داد؛ ولی دوک که تنها به تابلوهای نقاشیِ داوینچی علاقه داشت، آن را رد کرد و پس از مدتی به داوینچی فرمان داد که تابلوی «شام آخر» را که از آثار نفیس لئوناردو بود در خانقاه سانتاماریا به معرض نمایش بگذارد.

داوینچی یکی از اندیشمندان و هنرمندان بر جسته جهان غرب است که با خلق آثار هنری  بسیار توانست شهرت کلانی را برای خود به ارمغان آورد . زیباترین اثر نقاشی او« سن » نام دارد که آن را در میلان ترسیم کرده است . تصویر« مریم بر فراز سنگ ها » و« لبخند ژوکوند»  عناوین دیگر آثار بااهمیت  اویند . وی در عین حال یك ریاضیدان بود و نخستین كسی است كه طرح هلی كوپتر را كشیده است . داوینچی سرانجام در سال 1519 در گذشت .  

+ نوشته شده توسط در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 و ساعت 17:6 |

بيا وگرنه دراين انتظارخواهم مرد

 

اگركه بي تو بيايد بهار ،خواهم مرد

 

به روي گونه ي من ،اشك سا لها جاري است

 

و زير پاي  همين  آبشار ،  خواهم  مرد

 

نيا مدي  وخدا آگه است  ، من هر روز

 

به  اشتياق ُرخَت  چند بار خواهم مرد

                  

خبر  رسيد  كه  تو  با   بها ر  مي آيي

  

در  انتظار  تو  من تا  بهار ، خواهم مرد

 

پدر كه تيغ به كف رفت ،مژده داد كه به من

 

به روي اسب سپيدي ،سوار خواهم مرد

 

تمام زندگي من در اين اميد گذشت

 

كه در ركاب تو با افتخار خواهم مرد 

+ نوشته شده توسط در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:39 |

 

تو روح سبز بهاری،چو یاس زیبایی

شمیم سنبل عشقی،نسیم دریایی

حضور سبز تو در دل همیشه نورانیست اگر چه غایبی اما امید دلهایی

دلم بیاد تو هر دم بهانه می گیرد

خدا کند که بیایی تو ای اهورایی

تو عارفانه ترین شعر دفتر عشقی

غزل زنام تو گیرد شمیم زهرایی

به انتظار تو قائم نشسته محبوبا امید منتظران پس چرا نمی آیی

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 و ساعت 16:1 |

چرچیل ، موجود «خیالی»!

چرچیل

اكثر انگلیسی ها تحت تاثیر رسانه ها می گویند كه مطمئن هستند «شرلوك هولمز» واقعاً روزی وجود داشته، در عوض «وینستون چرچیل» یك «شخصیت تخیلی» بوده است!

به این ترتیب، تحقیقات شبكه «یوكی تی وی گلد» نشان می دهد كه برای 23درصد انگلیسی ها «وینستون چرچیل»، نخست وزیر سال های 1940 تا 1945 و سپس، 1951 تا 1955 این كشور، یك «شخصیت تخیلی» بوده، همان طور كه «كلئوپاترا» (4درصد)، «گاندی» (3درصد) و یا «چارلز دیكنز» نویسنده (3درصد) اصلاً وجود نداشته اند! به غیر از این، 47درصد انگلیسی ها خیلی هم مطمئن می گویند «ریچارد اول» معروف به «ریچارد شیردل» هیچوقت پادشاه انگلیس نبوده و فقط در كتاب ها وجود داشته است! در حالی كه او از سال 1189 تا 1199 حكومت كرد! در عوض، 58درصد انگلیسی ها معتقدند كه «شرلوك هولمز» كه «آرتور كنان دویل» نویسنده در سال 1887 خلقش كرد واقعاً روزی زندگی می كرده است.

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387 و ساعت 16:21 |

پرده خانه خدا از 5 قطعه تشکیل شده است که هر قسمت یک طرف کعبه را می پوشاند و قطعه پنجم هم در کعبه را در برمیگیرد ،به طوری که هنگام نصب وزن آن نزدیک به دوتن می شود.

مصرف بیش از حد ویتامین A باعث ریزش مو می شود.

قدیمی ترین چلو کبابی در تهران،حدود 120 سال پیش تاسیس شده است.

ملکه موریانه،پنجاه بار برگتر از جفت خود می باشد.

چیتا یا یوزپلنگ سریعترین حیوان خشکی است.

مغلتان بزرگترین کشور جهان است که به دریا و اقیانوس راه ندارد.

تنها موادی که یکی از عنصرهای آهن،کوبالت یا نیکل باشند ،جذب آهن ربا می شوند.

کانادا در زبان سرخپوستی یعنی روستای بزرگ.

درجه حرارت در بالاترین قسمت آن فقط 300درجه حرارت دارد.

فلز اوسمیم،سنگین ترین ماده روی زمین است.

در هر ثانیه بیش از 500 بیلیون الکترون به صحفه تلویزیون برخورد می کند وتصویری را که شما مشاهده می کنید به وجود می آورد.

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:16 |

چرا خداوند میان دنیا و آخرت،عالم برزخ را قرار داده است؟

می شود گفت که این نوع لطف و ارفاق در حق بندگان می باشد زیرا در عالم برزخ ممکن است به واسطه باقیات صالحات و کارهای نیک ورثه و حتی دوستان و اقوام،به درجه میت افزوده شود یا از گناهان او کاسته گردد و دیگر این که نظام آفرینش،چنین چیزی را اقتضا می کند چون عالم دنیا،عالم ماده و آثار و عالم آخرت ،عالم عقل می باشد که نه در آن ماده است و نه آثار آن.بنابراین در ارتباط عالم دنیا به عالم آخرت،عالم برزخ ضروری و لازم است.

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:15 |

رویا بخش مهم خواب ماستومهمترین قسمت رویا مرحله ای است تحت عنوان REM که در آن،چشم فرد در حین خواب و درحالی که چشمهایش کاملا بسته است به سرعت و با شدت زیاد حرکت می کند،گویی که  رویاهایش را دنبال می کند.معمولا 80 درصد خوابها در این مرحله است و 20درصد ،در سایر مراحل خواب.وقتی فرد در این مرحله از خواب بیدار می شود،ویای خود را به یاد دارد اما اگر فرد در مرحله خواب عمیق و در حال رویا دیدن از خواب بیدار شود،مدتی نسبتا طولانی لازم است تا فرد رویایش را از بیداری تشخیص دهد و خلاصه این فرد تا مدتی گیج است.

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:13 |

شخصيت‌هاي صهيونيستي

شخصيت‌ها و نخبگان بسياري در پديد‌آمدن صهيونيسم نقش داشته‌اند. در ذيل به نام برخي شخصيت‌هاي سياسي كه دراين‌زمينه سهم‌ بيشتري از ديگران داشته‌اند و نيز به عمده فعاليت آن‌ها اشاره شده‌است:

1. هرتصل: وي كه بنيانگذار سازمان جهاني صهيونيسم و پدر صهيونيسم به‌شمارمي‌رود، در بوداپست مجارستان به‌دنيا آمد و در ادلاخ اتريش جان سپرد. هرتصل در هجده‌سالگي به وين رفت و به تحصيل حقوق پرداخت. وي پس از پايان تحصيلات، به‌جاي كار وكالت، پا به دنياي ادبيات و مطبوعات گذارد. در اين دوره، او به تأثير از موج تازه يهودستيزي در روسيه، لهستان و برخي كشورهاي اروپايي درپي مطالعه كتاب «مسأله يهودي» و نيز به‌دنبال مشاهده قضيه دريفوس  به اين نتيجه رسيد كه تنها راه‌حل پايان يافتن يهودآزاري، گردآوردن يهوديان جهان در يك سرزمين است. هرتصل اين نظريه را در كتاب دولت يهود (چاپ 1275 ش./ 1896 م.) كه در اصل نامه‌‌اي به خاندان روچيلدها است،  مطرح كرد و يك سال بعد، نخستين كنگره جهاني صهيونيسم را در شهر بال سوئيس تشكيل داد (the Bale Declaration conferenc) كه هدف آن، ايجاد موطني براي يهوديان در فلسطين بود؛ در‌حالي‌كه خود به يهوديت ايمان نداشت، به شعائر مذهبي بي‌اعتنا بود، زبان عبري نمي‌دانست و به فرهنگ غربي خويش مباهات مي‌كرد.

2 . روچيلد: Edmond Rothschild (Rotschild) اعلاميه (1296 ش./ 1917 م.) دولت انگليس، درباره لزوم تأسيس دولت يهودي در فلسطين (= اعلاميه بالفور) با عبارت «لرد روچيلد عزيزم!» آغاز مي‌شود كه خود نشان از سهم ويژه و مؤثر بارون‌ادموند روچيلد (متوفي 1313 ش./1934م.) در تولد و حيات صهيونيسم دارد؛ همچنين او مشهور به «پدر اسكان يهوديان در فلسطين» است. اين عنوان به پاس تلاش مستمر وي در خريد زمين و املاك اعراب فلسطيني و هزينه‌كردن يك ميليون و ششصد هزار ليره استرلينگ براي احداث دهكده‌هاي مهاجرنشين در فلسطين به او داده شد. ادموند روچيلد به خانواده‌ا‌ي ثروتمند و يهودي‌الاصل تعلق داشت كه از راه صرافي و بانكداري به ثروتي افسانه‌ا‌ي دست يافت، تا جايي‌كه اعضاي خانواده روچيلدها به سلاطين مالي مشهور شدند. اين خانواده ثروتمند به پاس خدمات مالي‌شان به دولت اتريش ازسوي آن دولت به لقب «بارون»  مفتخر شدند. سهم ادموند روچيلد در شكل‌گيري اسرائيل نيز بسيار است. او دراين‌باره اعتراف مي‌كند:

«بدون من صهيونيست‌ها هيچ‌كاري نمي‌توانستند انجام دهند.»

دولت اسرائيل نيز به‌منظور قدرداني از خدمات وي، نام او را بر يكي از بلوارهاي تل‌آويو  نهاده است.

3. وايزمن: وي برجسته‌ترين رهبر صهيونيستي پس از هرتصل است. خدمات او به نيروي دريايي بريتانيا ، زمينه را براي پذيرش نظريه‌هايش درباره لزوم تأسيس يك دولت يهودي در فلسطين، نزد مقام‌هاي انگليسي و نيز براي صدور اعلاميه بالفور فراهم آورد. وي پس از هرتصل، به رهبري سازمان جهاني صهيونيسم و سپس به رياست آژانس يهود  در فلسطين و سرانجام به رياست جمهوري اسرائيل (= نخستين رئيس‌جمهور اسرائيل) برگزيده شد.

4. شافتسبري:  وي يكي از برجسته‌ترين رجال سياسي بريتانيا و نيز برادر همسر پالمرستون، نخست‌وزير اسبق انگليس بود. وي رياست صندوق كشف فلسطين را برعهده داشت و به پيشنهاد او، نخستين كنسولگري انگليس در بيت‌المقدس تأسيس شد. شافتسبري بر پايه اين استدلال كه هر ملت بايد داراي وطن باشد و سرزمين كهن از آنِ ملت كهن است، مشوق نظري و عملي مهاجرت يهوديان به فلسطين گرديد.

5 . ديزرائيلي: اين سياستمدار و نويسنده يهودي‌الاصل انگليسي در 1216 ش./ 1837 م. به عضويت پارلمان و سپس به رهبري مجلس عوام و حزب محافظه‌كار انگليس درآمد و آن‌گاه به نخست‌وزيري انگليس رسيد. ديزرائيلي بار دومي كه به نخست‌وزيري بريتانيا رسيد، ورود يهوديان به پارلمان آن كشور در كسوت نمايندگي را قانوني ساخت و مهم‌تر از آن، به ابتكار شخصي خويش، سهام ترعه (كانال) سوئز  را پس از دريافت وام چهار ميليون ليره‌ا‌ي از «بارون ادموند روچيلد»، از «خديو مصر» خريد و آن را در اختيار دولت انگليس قرار داد و بدين‌سان سلطه انگليس را بر مصر، فلسطين و صحراي سينا فراهم آورد. چهل سال بعد، دولت بريتانيا به پاس قدرداني از زحمات او و ديگر صهيونيست‌ها، فلسطين را به‌عنوان سرزمين يهوديان درنظر گرفت؛ بنابراين تأثير ديزرائيلي در شكل‌گيري دولت يهود غيرمستقيم، ولي اساسي بود.

6. اسرائيل بير: (Israe Beer) كه در سال 1223 ش./1842م. به «پل جوليوس رويتر»  تغيير نام داد. او در 1195 ش./ 1816 م. به دنيا آمد و در سيزده سالگي از آلمان به انگليس مهاجرت كرد. وي به تدريج به فعاليت‌هاي خبري علاقه‌مند شد و سرانجام در 1228 ش./ 1849 م. مؤسسه‌اي براي گردآوري خبر در فرانسه و بلژيك تأسيس كرد تا آلمان را به خطوط تلگراف آن دو كشور متصل كند. بيست و پنج سال بعد، اين مؤسسه به يك خبرگزاري بي‌رقيب تبديل شد و اين‌گونه رويتر به ثروت و شهرتي فراوان دست يافت. وي از نخستين كساني است كه در اواسط قرن دوازدهم ش./نوزدهم م. با خريد زمين در فلسطين، سنگ‌ بناي دولت غاصب و اشغالگر اسرائيل را گذارد؛ همچنين با در اختيارداشتن سازمان بزرگ خبري رويتر، بيش از هر يهودي ديگر به شكل دهي صهيونيسم كمك كرد.

به‌هرجهت كمونيسم، جهان را با ديدگاه مادي محض تفسير مي‌كند، دين را افيون توده‌ها مي‌داند، عواطف و احساسات و اخلاق را روبنا مي‌شمارد، حركت تاريخ را براساس جبر تشريح مي‌كند، شيرازه جامعه را بر اقتصاد قرار مي‌‌دهد، براي دستيابي به هدف از هر وسيله‌اي بهره مي‌برد و طبقات و نه شخصيت‌ها را تاريخ‌ساز مي‌داند.

 ماركسيسم و كمونيسم:

يكي ديگر از عوامل شكل‌گيري صهيونيسم، ماركسيسم  و كمونيسم است. برخي از شواهدي كه دراين‌زمينه مورد استفاده قرار مي‌گيرد، عبارت است از:

الف. در عقايد كارل ماركس (متوفي 1262 ش./1882 م.) كه يك يهودي بوده‌است، آلمان كشوري به‌شمار مي‌رود كه گرفتار انقلاب كارگري خواهد شد و يهوديان در آن انقلاب، همانند انقلاب‌هاي گذشته بشري، نيروهاي پيشرو خواهند بود. صهيونيست‌ها به تأثير از ماركس، ملت برگزيده خداوند، يعني يهوديان را همواره عامل هر حركت پيشروانه و مترقيانه به‌حساب مي‌آوردند. به عقيده آنان، اين نقش پيشتازي در جريان تولد و رشد كمونيسم و نيز در فرآيند برپايي و پيروزي انقلاب كمونيستي روسيه وجود داشته است؛ زيرا بيشتر اعضاي كادر مركزي حزب كمونيست شوروي سابق مانند «تروتسكي»  يهودي بوده‌اند. افزون بر اين بسياري از رهبران صهيونيستي مانند «بن‌گوريون» از روسيه تزاري ـــ كه نخستين كشور كمونيستي جهان بوده است ـــ برخاسته‌اند.

ب. صهيونيست‌ها مانند كمونيست‌ها از ماترياليسم  تاريخي ماركس در تحليل گذشته و آينده خود سود مي‌جويند. به گمان صهيونيست‌ها، دوران كمون اوليه ، جلوه روزگار يهوديان پيش از حضرت يعقوب (ع) است. در دوره برده‌داري، برده‌داران غيريهودي مانند فرعون، يهوديان را به بردگي گرفتند. در دوران فئوداليسم  و سرمايه‌داري، زمين‌داران و سرمايه‌داران غيريهودي بر مسند قدرت باقي ماندند و يهوديان را به‌سوي كارهاي كم‌ارزش و پستي مانند صرافي سوق دادند. «در اينجا بود كه يهود لازم [ديد]  كه با انقلاب كمونيستي، رقبا را از ميدان به در كرده و با ايجاد يك حزب نيرومند… تمامي قدرت اقتصادي و سياسي و اجتماعي را به دست گيرد.»

به‌هرجهت كمونيسم، جهان را با ديدگاه مادي محض تفسير مي‌كند، دين را افيون توده‌ها مي‌داند، عواطف و احساسات و اخلاق را روبنا مي‌شمارد، حركت تاريخ را براساس جبر تشريح مي‌كند، شيرازه جامعه را بر اقتصاد قرار مي‌‌دهد، براي دستيابي به هدف از هر وسيله‌اي بهره مي‌برد و طبقات و نه شخصيت‌ها را تاريخ‌ساز مي‌داند، صهيونيسم نيز معتقد است:

1. ثروت، پايه و اساس حكومت‌ها است؛ درنتيجه جهان را بايد از دريچه سكه و سرمايه ديد.

2. ايمان مذهبي را بايد ريشه‌كن و به جاي آن، ارقام و اعداد را جايگزين كرد.

3 . سياست، هيچ وجه مشتركي با اخلاق ندارد و حكومت اخلاقي محكوم به

شكست است.

4. بي‌گمان يهوديان براساس مشيت الاهي به آقايي و سروري جهان مي‌رسند.

5. طلا، برترين نيروي محرك جهاني، در دست يهوديان است.

6. از مكر، تزوير و خيانت براي نيل يا نزديك شدن به هدف مي‌توان سود برد.

7. هيچ تحولي بدون دخالت و نظارت پرقدرت و نفوذ وافر يهوديان انجام نمي‌شود.

گروهي با تأكيد بسيار بر عناصر ناسيوناليستي يهود، زمينه‌هاي ظهور صهيونيسم و تأسيس دولت يهودي را فراهم آوردند؛ البته ظهور ليبراليسم كه ميل به آزادي و برابري را شدت مي‌بخشد، در بهبود وضع عمومي، اجتماعي و سياسي يهود و ظهور ناسيوناليسم يهودي (= صهيونيسم) تأثير بسزايي داشته‌است.

ملي‌گرايي

ناسيوناليسم يا ملي‌گرايي جديد، محصول انقلاب كبير فرانسه و يكي از آثار تمدن نوين غرب است. پس از انقلاب كبير فرانسه، ميل به وطن‌خواهي و آرمان‌هاي قومي در مليت‌ها و اقليت‌هاي ديني، چون يهوديت، افزايش يافت؛ ازاين‌رو صهيونيسم را نمي‌توان فرزند درد و رنج يهوديان دانست؛ بلكه اگر به يهوديان آزار و آسيبي نيز نمي‌رسيد، باز هم تولد صهيونيسم بر پايه رشد ناسيوناليسم غربي اجتناب‌ناپذير بود. هرتصل نيز با بيان اين «مسأله تشكيل حكومت‌ يهودي بيش از آن‌كه مسأله‌اي مذهبي يا اجتماعي باشد، مسأله‌اي ملي است»، بر تأثير فزاينده ملي‌گرايي در خلق صهيونيسم تأكيد مي‌ورزد؛ همچنين «مارتين بوبر»، يكي از بزرگ‌ترين مناديان يهود در قرن حاضر، بر ويژگي ناسيوناليستي صهيونيسم اشاره مي‌كند. افزون بر اين، «آلبرت اينشتين» از زيان‌هاي گسترش ناسيوناليسم بر يهود بيمناك بود.

اين اعتقاد كه يهوديت در روح جمعي و گروهي، زبان و دشمن و سرزمين مشترك ريشه دارد، همواره ميان يهوديان وجود داشته است؛ ولي يهوديان در گذشته به بهره‌گيري از اين عناصر براي خلق دولت يهود قادر نبوده‌اند. سرانجام گروهي با تأكيد بسيار بر عناصر ناسيوناليستي يهود، زمينه‌هاي ظهور صهيونيسم و تأسيس دولت يهودي را فراهم آوردند؛ البته ظهور ليبراليسم كه ميل به آزادي و برابري را شدت مي‌بخشد، در بهبود وضع عمومي، اجتماعي و سياسي يهود و ظهور ناسيوناليسم يهودي (= صهيونيسم) تأثير بسزايي داشته‌است.

امروزه برخي انديشمندان، عناصري را كه يهوديان افراطي يا صهيونيسم، به‌عنوان عناصر تشكيل‌دهنده دولت يهود مطرح مي‌كنند، مورد ترديد جدي قرار داده‌اند؛

زيرا:

1.صهيونيسم، جرياني غيرديني است؛ ازاين‌رو نمي‌تواند با تكيه بر عناصر سازنده دين، به حيات خود مشروعيت بخشد.

2. يهود، يك نژاد نيست، بلكه يك دين است؛ آن هم ديني كه پيروان پراكنده‌اش در هيچ نقطه جهان داراي اكثريت جمعيتي نبوده‌اند.

3. يهود، يك ملت نيست؛ زيرا يهوديان از عناصر تشكيل‌دهنده ملت، مانند زبان و دشمن مشترك برخوردار نيستند.

4. صهيونيسم با طرح قوم برگزيده بودن يهود درپي سلطه بر جهان است؛ در‌حالي‌كه برتري و برگزيدگي راستين نيز نمي‌تواند وسيله‌اي بر مشروعيت بخشيدن به رفتار سلطه‌گرايانه باشد.

5. اگر فلسطين قبله‌گاه ويژه يهوديان است، پس چرا بيشتر يهوديان آن را نمي‌شناخته و حتي درباره موقعيت جغرافيايي آن نيز بي‌اطلاع بوده‌اند؟

6. ناسيوناليسم صهيونيستي به‌شكلي افراطي درآمده است و بشر امروز به هيچ‌رو پذيراي تحمل ناسيوناليستي نيست كه براي تحقق هدف‌هاي خويش، به كشتار، خشونت، ازدواج قومي و رفتار ناپسند دست مي‌زند. 

منبع: کتاب نقد

+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:36 |

اندیشه صهیونیسم

تحول امپریالیسم

صهیونیسم، مولد دوران تحول و انتقال سرمایه‌داری غرب به مرحله امپریالیسم نیز به‌شمار می‌رود. در این دوره، همه قدرت‌های بزرگ برای تأمین منافع استعماری، فعالانه درپی‌ یافتن جای پایی محكم در خاورمیانه شدند. برای دستیابی به این هدف، نخستین‌بار «ناپلئون بناپارت» (امپراتور فرانسه) به جلب همكاری یهودیان علیه امپراتوری عثمانی دست زد كه در این كار توفیقی به‌دست نیاورد؛ سپس «بیسمارك» (صدر‌اعظم سابق آلمان) برای پاسداری از خط راه‌آهنی كه قرار بود از برن ـــ شهری در آلمان ـــ به بغداد كشیده شود، به جذب و به كارگیری یهودیان پرداخت.

اما سرانجام این انگلیس بود كه به آرزوی دیرینه‌اش، یعنی خلق اندیشه صهیونیسم و ترغیب یهودیان اروپای شرقی، روسیه و غرب، برای مهاجرت به فلسطین و تشكیل یك دولت یهودی ـــ كه حافظ منافع آن كشور باشد ـــ دست یافت.

دلایل بسیاری در تأیید نقش قدرت‌های بزرگ استعماری، به‌ویژه انگلیس در پدید‌آمدن صهیونیسم و رژیم اشغالگر قدس در دست است؛ برای نمونه در1219 ش./ 1840 م. روزنامه تایمز لندن اعتراف كرد كه پیشنهاد استقرار یهودیان در سرزمین فلسطین مورد حمایت پنج قدرت بزرگ جهانی است؛ سپس هرتصل فاش كرد:

«بازگشت به سرزمین پدرانمان…از بزرگ‌ترین مسائل سیاسی مورد علاقه قدرت‌هایی است كه در آسیا چیزی می‌جویند.»

اما همان‌گونه كه گذشت، انگلیس گوی سبقت را از قدرت‌های دیگر اروپایی ربود و با ابداع اندیشه صهیونیسم  زمینه تأسیس رژیم غاصب اسرائیل را فراهم‌ آورد؛ به‌بیان دیگر پس از یك منازعه طولانی میان صهیونیست‌ها، سرانجام صهیونیست‌های انگلوفیل ، جناح وابسته به وایزمن به تثبیت فلسطین ـــ مكان موردنظر انگلیس ـــ به‌عنوان جایگاه‌ نهایی یهودیان موفق شدند.

یهودیان تنها نامزد تشكیل دولتی حافظ منافع غرب در منطقه حساس و استراتژیك خاورمیانه بودند؛ زیرا به عقیده (لرد ارل شافتسبری هفتم) «Seventh Eart Shafes bury »،

 ـــ كه از رجال سیاسی بریتانیا و نیز یك صهیونیست مسیحی بود ـــ اسكان یهودیان در فلسطین نه تنها برای انگلستان كه برای سراسر دنیای متمدن (غرب) سودمند خواهدبود. هرتصل نیز بر آن بود كه یهودیان می‌توانند حلّال مشكل غرب در خاورمیانه باشند. ماكس نوردو از صهیونیست‌های معروف معتقد بود:

«ما فرهنگ اروپایی را… هم‌چنان حفظ خواهیم كرد… ما به این فكر كه باید آسیایی شویم می‌خندیم.»

پیش‌تر نیز یك كشیش مسیحی پیشنهاد كرده بود كه برای حفاظت از هندوستان زیر سلطه انگلیس، لازم است یهودیان در فلسطین ساكن شوند. به‌هرحال، صهیونیست‌ها خود را مشعل‌دار تمدن غرب می‌دانند كه در تلاش است دموكراسی را در خاورمیانه و قلب آن حاكم كند.

نتیجه این‌كه نیازهای فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و نظامی غرب، به‌ویژه انگلیس، سبب پدیدآمدن جریان فكری صهیونیسم و اسكان یهودیان در فلسطین گردید؛ جریانی كه با غیردینی (= سیاسی‌كردن) یهودیت، درپی تحقق و حفظ منافع استعماری در خاورمیانه برآمد؛ درحالی‌كه یهودیت دیندار ممكن بود برای غرب خطر آفرین باشد.

اندیشه صهیونیسم

سرمایه‌داری یهود

از اواخر قرن دهم ش./ شانزدهم م. یهودیان سفاردی از اسپانیا و پرتقال طرد شدند و در كشورهای عثمانی، هلند و فرانسه سكونت گزیدند. آنان به‌دلیل مهارت در بانكداری و با بهره‌مندی از روابط تنگاتنگی كه با سفاردی‌های عثمانی داشتند، به‌آسانی به عرصه تجارت جهانی وارد شدند و بدین‌سان، نخستین گام را در شكل‌دهی به بورژوازی یهود برداشتند.  در قرن یازده ش./هجدهم م. نیز با ارتقای وضع اجتماعی اروپاییان، موقعیت یهودیان، به‌ویژه در عرصه اقتصادی بهبود یافت. این امر به تلاش بیشتر بخشی از یهودیان برای رهایی از نظام گتو و ادغام در جوامع غربی و روی‌آوردن به مشاغل مولد و درنتیجه، گسترش و تثبیت قشر بورژوازی یهود منجر گردید.

بورژوازی یهود به شكل‌های گوناگون در پدیدآوردن صهیونیسم مؤثر افتاد كه مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از:

1. بورژوازی یهود، همگام و همراه با رشد و تكامل سرمایه‌داری غرب و همانند آن، همه جهان را بازار مصرف خود می‌پندارد. در آن زمان، هرچند امپراتوری عثمانی از ضعف اقتصادی رنج می‌برد، اما به‌دست آوردن بازار داخلی آن به سادگی امكانپذیر نبود و این امكان با مهاجرت بیش‌تر یهودیان به عثمانی ـــ سرزمینی كه از نیروی كار ارزان عرب بهره‌مند بود ـــ فراهم می‌آمد. افزون بر این، چنین اقدامی یهودیان غیر‌فعال اقتصادی و بی‌علاقه به سرمایه‌گذاری را به عناصر فعال اقتصادی در امپراتوری عثمانی تبدیل می‌كرد و یهودیان باقی مانده در غرب را نیز به‌سوی فعالیت‌های اقتصادی و سودآور  سوق می‌داد.

2. سرمایه‌داری یهود برای جلوگیری از افزایش ‌تقاضای مالی یهودیان فقیر كه به كاهش ‌ثروت آنان می‌انجامید، خواهان طرد آن‌ها بودند؛ ازاین‌رو با تشكیل دولت اسرائیل، اداره دولت یهودی را در دست گرفتند؛ بنابراین بورژوازی یهود، هم در راندن یهودیان از اروپا و هم در اداره‌كردن آنان در فلسطین اشغالی نقش اساسی داشته‌است.

3. بورژوازی یهود در آغاز خواهان مهاجرت یهودیان به فلسطین نبود؛ بلكه به اعتراف «حیم وایزمن»، اوگاندا بیشتر مورد علاقه بازرگانان یهودی بود. در مرحله بعد نیز بورژوازی یهود درپی مهاجرت همه یهودیان به فلسطین نبود؛ بلكه خواهان آن بود كه شمار یهودیان به اندازه‌ای كاهش یابد كه به رفاه اقتصادی آنان در غرب لطمه‌ای وارد نسازد. «ناحوم ساكولو» دراین‌باره اعتراف می‌كند كه صهیونیسم نه به‌عنوان یك نهضت، بلكه به‌عنوان یك اقدام مالی و سرمایه‌داری ظهور كرده‌است؛ البته یافتن مكانی برای خوشگذرانی و نیز دستیابی به كنترل مجدد یهودیان از دیگر هدف‌های بورژوازی یهود در خلق صهیونیسم شمرده شده‌است.

 

ادبیات سیاسی

پیش از تولد صهیونیسم سیاسی، صهیونیسم ادبی پدید آمد و نخستین جرقه‌های سیاسی‌كردن دین یهود را برافروخت؛ به دیگر سخن، صهیونیسم، نخست در عرصه زبان، گفتار و اندیشه و آن‌گاه در عرصه سیاست قد برافراشت. در این روند، صهیونیسم ادبی، زبان عبری را به خدمت گرفت و در گسترش آن كوشید و یهودیان عبری زبان را مورد تشویق و پاداش قرار داد. درپی این تلاش چند صد ساله، زبان عبری كه به گفته «بن‌گوریون» یك زبان ناگویا بود و در قلب‌ها می‌زیست و به نماز، شعر و ادبیات مذهبی اختصاص داشت، به جایگاهی دست یافت كه دیگر تنها زبان زمان گذشته نبود، بلكه زبان آینده، زبان رستاخیز و زبانی بود كه می‌توانست یهودیان را به‌عنوان یك ملت یگانه در زیر بیرق خویش گرد آورد.

در عرصه قلم، اندیشه و هنر، داستان، رمان و نمایش‌های بسیار پدید آمد كه به ایفای نقش در تولد صهیونیسم پرداختند؛ ازجمله اشعار مذهبی «یهود بن‌هاله‌وی» (متوفی519 ش./ 1140 م.) به سود مقاصد صهیونیستی به كار رفت. كتاب «تلمود»  (نگارش 1129 ش. / 1750 م.) اندیشه بازگشت به ارض موعود را رواج داد. بنجامین‌دیزرائیلی Benjamin disraeli)) در رُمان «دیوید آلروی» (تألیف 1212 ش./ 1833 م.) شكلی از نژادپرستی افراطی یهودی را به تصویر كشید. «زیگموند فروید» (متولد 1235 ش./ 1856م.) بر لزوم اجرای تربیت صهیونیستی تأكید ورزید. جورج الیوت(Georg Eliot) در رمان «دانیل دروندا» (Daniel Deranda) (تدوین 1255 ش./1876 م.) كه مهم‌ترین سند ادبی صهیونیسم به‌شمار می‌رود، ناممكن بودن ادغام یهودیان در تمدن‌های دیگر را گوشزد كرد. افزون بر این تلاش‌ها، نگارش «دایره‌المعارف‌صهیونیسم و اسرائیل» (تألیف 1259 ش./ 1880 م.) به سهم خویش، زمینه‌ساز صدور اعلامیه بالفور  گردید و آن نیز از زمینه‌های اساسی تأسیس اسرائیل به‌شمار می‌رود.

ادبیات صهیونیستی تنها به ترسیم چهره یهودیان یا یهودیان ناراضی نپرداخته، بلكه گاه كوشیده است چهره‌ای نیك و انسانی از یهودیان به‌دست دهد تا آنان راه كسب امتیازات اجتماعی بیشتری را بازیابند و آن را برای ظهور صهیونیسم به‌كار گیرند.

برخی از افسانه‌ها نیز در پدیدآوردن صهیونیسم دخیل بوده‌اند. مهم‌ترین این افسانه‌ها، افسانه «یهودی سرگردان» یا «یهودی دوره‌گرد» است. این افسانه برای نمایاندن زندگی سراسر آمیخته با رنج، محنت، سرگردانی و بی‌پناهی یهودیان به‌كار رفت و به‌تدریج زمینه ذهنی ضرورت تلاش برای رهایی یهودیان صهیونیست را در اواخر قرن دوازدهم ش./ نوزدهم م. فراهم آورد.

ادبیات صهیونیستی تنها به ترسیم چهره یهودیان یا یهودیان ناراضی نپرداخته، بلكه گاه كوشیده است چهره‌ای نیك و انسانی از یهودیان به‌دست دهد تا آنان راه كسب امتیازات اجتماعی بیشتری را بازیابند و آن را برای ظهور صهیونیسم به‌كار گیرند. درمجموع، ادبیات صهیونیستی كوشیده است تا با رواج همبستگی یهودیان جهان، مبارزه با تبلیغات ضدصهیونیستی، رنج و ستمدیدگی یهودیت را به تصویر كشد و به پندار خود، وحشی‌گری اعراب علیه یهودیان را نمایان سازد و به ترویج اندیشه برتری قوم یهود بپردازد.

                                                                                        ادامه دارد...

منبع: کتاب نقد

 

+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:33 |
 
قسمت اول
 
صهیونیسم

اندیشه صهیونیسم به سرعت زاده نشد، بلكه همانند هر پدیده اجتماعی دیگر، در بستر زمان و درپی شكل‌گیری حوادث گوناگون تولد یافت. زمینه‌هایی كه به زایش صهیونیسم انجامید، در گوشه و كنار جهان روی داد، و پیش از آن‌كه به شكل اسرائیل غاصب (رژیم اشغالگر قدس) ظهور كند، در خارج از فلسطین اشغالی قوام یافت؛ بنابراین جای تعجب نیست كه كنفرانس بال در 1898 در سوئیس ازسوی صهیونیست‌ها به رهبری «هرتصل» تشكیل و در آن رسماً صهیونیسم زاده شود و اندیشه تشكیل یك دولت یهودی شكل گیرد. پس از آن، صهیونیست‌ها كوشیدند با تلاش‌های دیپلماتیك، تصمیمات كنفرانس بال را به اجرا درآورند؛ ولی ناكامی آنان، «وایزمن» را پس از مرگ هرتصل بر آن داشت تا با اتخاذ شیوه‌های عملی مانند تشویق به مهاجرت به فلسطین در تحقق دولت یهودی بكوشند.

البته نرمش و همكاری ترك‌های جوان در امپراتوری عثمانی با صهیونیست‌ها، راه را برای اجرای مقاصد صهیونیستی گشود. افزون بر آن، با بروز و تشدید اختلافات میان ترك‌ها و شكست و فروپاشی امپراتوری عثمانی در جنگ جهانی اول، خیانت انگلیسی‌ها به اعراب و حمایت بی‌دریغ از صهیونیسم، درخت شوم صهیونیسم و اسرائیل غاصب را بارور كرد.

اعلامیه بالفور یا موافقت دولت انگلیس با درخواست صهیونیست‌ها برای تشكیل یك دولت یهودی در فلسطین، پایه سیاست‌های آینده انگلیس در فلسطین را بنا نهاد. از آن‌ پس كنفرانس ورسای، جامعه ملل و میثاق آن را به تصویب رساند، جامعه ملل، كشورهایی را  كه باید تحت قیومیت قرار گیرند، تعیین و كنفرانس سان‌ریمو، دولت‌های قیم را مشخص كرد. نتیجه این تحولات، قیومیت انگلیس بر فلسطین بود. انگلیس در دوران قیومیت با اقدامات مختلف، زمینه اجرای وعده بالفور و تأسیس دولت اسرائیل را فراهم آورد. در جریان جنگ جهانی دوم و به‌ویژه پس از آن، با ضعف امپراتوری انگلیس، حمایت‌های همه جانبه آمریكا، جانشین حمایت‌های انگلیس از صهیونیست شد؛ ازاین‌رو آمریكائیان با جانبداری از قطعنامه سازمان ملل متحد در‌باره تقسیم فلسطین، دست صهیونیست‌ها را برای توسل به زور برای تشكیل دولت یهودی اسرائیل بازگذاشتند.

 

واژگان كلیدی

صهیونیسم، یهود، اسلام، هرتصل، فلسطین، مسلمانان، امپراتوری عثمانی، انگلیس، اسرائیل، آمریكا، رژیم اشغالگر قدس، انقلاب اسلامی، امام خمینی (ره)، ایران، سازمان‌ملل، اعلامیه بالفور، اعراب.

 

مقدمه

برای پاسخگویی به پرسش‌های پیشگفته، مقاله حاضر، در دو بخش تنظیم و تدوین  شده است:

1. نخست برخی از مهم‌ترین زمینه‌ها و بسترهای زایش صهیونیسم بیان شده است؛ البته این زمینه‌ها و بسترها گوناگون هستند؛ به‌گونه‌ای‌كه ابعاد مختلف اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را دربر می‌گیرد.

2. در بخش دوم، چگونگی تلاش صهیونیست‌ها برای تحقق آرمان صهیونیسم (تأسیس یك دولت یهودی) به تصویر كشیده می‌شود. در این روند، عوامل دیگری مانند: اختلافات اعراب و تركان، فروپاشی امپراتوری عثمانی و قراردادهای تقسیم آن، همچنین، تلاش‌های دو سازمان بین‌المللی (جامعه ملل و سازمان ملل) و تأثیر قدرت‌های بزرگ در پیدایی اسرائیل مورد بررسی كنجكاوانه قرار می‌گیرد.

صهیونیسم

چیستی صهیونیسم

صهیون در زبان عبری، به معنای پر آفتاب و نیز نام كوهی در جنوب غربی بیت‌المقدس است. كوه صهیون زادگاه و آرامگاه داود پیامبر(ع) و جایگاه سلیمان (ع) بود. گاه این واژه نزد یهودیان به‌معنای شهر قدس، شهر برگزیده و شهر مقدس آسمانی به‌كار می‌رود؛ ولی در متون دینی یهود، صهیون به آرمان و آرزوی ملت یهود برای بازگشت به سرزمین داود(ع) و سلیمان(ع) و تجدید دولت یهود اشاره دارد؛ به‌عبارت‌دیگر صهیون برای یهود، سمبل‌ رهایی از ظلم، تشكیل حكومت مستقل و فرمانروایی بر جهان است؛ ازاین‌رو یهودیان خود را فرزندان صهیون می‌دانند.

صهیونیسم به جنبشی گفته می‌شود كه خواهان مهاجرت و بازگشت یهودیان به سرزمین فلسطین و تشكیل دولت یهود است. صهیونیسم مانند شووینیسم (ناسیونالیسم‌افراطی) است كه با خوار شمردن ملت‌ها و نژادهای دیگر و با غلو در برتری خود، درپی دستیابی به قدرت سیاسی است. این جنبش در نیمه نخست قرن سیزدهم ش./ نیمه دوم قرن نوزدهم م. در اروپا پا به عرصه حیات گذاشت؛ ولی واژه صهیونیسم، نخستین بار ازسوی «تئودور هرتصل»  به كار رفت و سپس «ناحوم‌ساكولو»  ـــ مورّخ صهیونیست ـــ در كتاب «تاریخ صهیونیست» از آن سخن گفت.

صهیونیسم فقط دارای ابعاد و معانی سیاسی (صهیونیسم سیاسی) نیست؛ بلكه ابعاد و معانی دیگری همچون: صهیونیسم كارگری، فرهنگی، دموكراتیك، رادیكال و توسعه‌طلب را نیز دربرمی‌گیرد. مشهورترین تقسیم صهیونیسم، طبقه‌بندی آن به دو بخش سیاسی و فرهنگی (دینی) است. صهیونیسم سیاسی خواهان بازگشت یهودیان به فلسطین است كه با تدوین كتاب «دولت یهود» ازسوی هرتصل در 1263ش./ 1894م. زاده شد؛ اما صهیونیسم فرهنگی، مخالف مهاجرت یهودیان در قرن چهاردهم ش./20 م. به فلسطین است؛ زیرا در انتظار انسان رهایی‌بخش  در آخر‌الزمان نشسته است تا یهودیان و تمام ادیان را به سرزمین ابراهیم(ع) و موسی(ع) یا سرزمین نجات بازگرداند.

 

صهیونیسم به جنبشی گفته می‌شود كه خواهان مهاجرت و بازگشت یهودیان به سرزمین فلسطین و تشكیل دولت یهود است. صهیونیسم مانند شووینیسم (ناسیونالیسم‌افراطی) است كه با خوار شمردن ملت‌ها و نژادهای دیگر و با غلو در برتری خود، درپی دستیابی به قدرت سیاسی است.
 

صهیونیسم به دینی و غیر‌دینی نیز تقسیم می‌شود. صهیونیسم دینی، اندیشه‌ای است كه اعتقاد دارد بازگشت به سرزمین موعود، در زمانی‌كه پروردگار مشخص كرده ‌است و به شیوه‌ای كه او تعیین می‌كند، انجام خواهد شد و این كار به دست بشر انجام‌پذیر نیست. پیروان این اندیشه، گروهی یهودی (صهیونیسم) و شماری عیسوی (صهیونیسم‌مسیحی)   هستند. درمقابل، در صهیونیسم غیر‌دینی و غیریهودی، كسانی جای دارند كه با تكیه بر استدلال‌های تاریخی، سیاسی و علمی به اسكان یهودیان در فلسطین مشروعیت می‌بخشند، این همان صهیونیسم لاییك (غیردینی) است كه تنها مفاهیم سیاسی خویش را به زبان دین بیان می‌كند؛ بنابراین صهیونیسم همواره به معنای یهودیت نیست؛ بلكه گاه به مفهوم حركتی برای غیریهودی كردن یهودیت نیز به‌كار می‌رود.

 

صهیونیسم

یهودستیزی

صهیونیست‌ها مدعی‌اند كه صهیونیسم، پاسخی به یهودآزاری است. به عقیده آن‌ها، دولت‌ها و ملت‌ها به بیماری علاج‌ناپذیر یهودستیزی دچار شده‌اند؛ بنابراین یهودیان را در هر كجا باشند، عنصر بیگانه به‌حساب می‌آورند و آنان را در آشكار و پنهان‌ آزار می‌دهند. «حیم وایزمن»  (متوفی 1331 ش. / 1952م.) دراین‌باره می‌گوید:

«ضدیت با یهود، میكروبی است (كه) هر غیریهودی هر كجا… باشد و هر چند كه خود منكر باشد، بدان آلوده است.»

به بیان دیگر، آنان یهودستیزی را بلایی ازلی و ابدی می‌دانند كه تنها در پناه یك دولت یهودی می‌توان از آن رهایی یافت.

صهیونیست‌ها به نمونه‌های بسیاری از یهود آزاری در طول تاریخ اشاره می‌كنند. از نظر آنان، یهود آزاری با شكست دولت یهودی اسرائیل و جهودا (یهودا) ، به ترتیب در 721 و 586 ق.م. ازسوی آشوریان و بابلیان آغاز، درنتیجه با پراكنده‌شدن یهودیان به نقاط دیگر جهان ادامه یافت و به‌تدریج روند رو به رشدی به خود گرفت؛ به‌گونه‌ای كه نقطه اوج آن در آلمان هیتلری به چشم می‌خورد. در این دوره طولانی، یهودیان در امپراتوری روم، كشور لهستان، روسیه تزاری و … بارها سركوب و شكنجه شدند و تنها در سال 770 ش./ 1391 م. هفتاد‌هزار نفر به‌دلیل نپذیرفتن دین مسیح(ع) در اسپانیا جان خود را از دست دادند. افزون بر آن، یهودیان همواره از حق مالكیت در برخی از مناطق جهان و نیز اشتغال در برخی حرفه‌ها محروم بوده و اغلب در «گتو»ها  به سر برده‌اند.

 

رنج و دردی كه میلیون‌ها برده آفریقایی سیاه‌پوست در انتقال و اسكان اجباری به غرب متحمل شده‌اند، بیش از رنج و دردی است كه بر یهودیان وارد آمده‌است. جالب این‌كه صاحبان برخی از كشتی‌های حاملِ بردگان، سوداگران و بانكداران یهودی بوده‌اند.
 

البته این ادعاهای صهیونیسم به‌هیچ‌وجه قابل اثبات نیست؛ زیرا نخست آن‌كه برخی نمونه‌های تاریخی یهودآزاری مانند آن‌چه صهیونیست‌ها درباره یهودسوزی در آلمان مطرح می‌كنند، بیش از حد بزرگ شده‌است. صهیونیست‌ها دراین‌زمینه، با سلطه‌ای كه بر ابزارهای تبلیغی جهان و به كارگیری آن دارند، به مظلوم‌نمایی پرداخته‌اند. دوم آن‌كه برخی قصه‌های یهودآزاری ساخته و پرداخته یهودیان و صهیونیست‌ها است. با این هدف كه به روند مهاجرت یهودیان به فلسطین و تأسیس یك دولت یهودی شتاب بخشند. «دیوید بن‌گوریون»  (متوفی 1352 ش./ 1972م.) اعتراف می‌كند:

اگر قدرت داشتم، عده‌ای یهودی را به كشورهای مختلف می‌فرستادم تا یهودآزاری را تعمداً به‌وجود آورند.

شواهد دیگری بر نادرستی ادعاهای صهیونیسم دراین‌باره وجود دارد؛ ازجمله:

1. مهاجرت و پراكندگی یهودیان، اغلب به دلخواه آنان و با هدف اقتصادی به‌سوی پررونق‌ترین سرزمین‌ها صورت گرفته است.

2. یهودیان همواره در پهنه‌ای گسترده از خاك امپراتوری عثمانی در صلح و آرامش می‌زیسته‌اند.

3. یهودیان در بریتانیا، فرانسه و آلمان قرون وسطا مورد آزار نبوده‌اند؛ حتی پس از عصر نوزایی، وضع اجتماعی آنان بهبود یافت.

4. رنج و دردی كه میلیون‌ها برده آفریقایی سیاه‌پوست در انتقال و اسكان اجباری به غرب متحمل شده‌اند، بیش از رنج و دردی است كه بر یهودیان وارد آمده‌است. جالب این‌كه صاحبان برخی از كشتی‌های حاملِ بردگان، سوداگران و بانكداران یهودی بوده‌اند.

5. وقوع یهودآزاری را در حد پایینی می‌توان پذیرفت كه آن هم به ویژگی‌های فردی و اجتماعی یهودیان مانند جمع‌گریزی و اشتغال در مشاغل غیرمولد، چون ربا‌خواری باز می‌گردد و نیز ریشه در منازعه دایمی كلیسا و كنیسه دارد. به هر روی، نقش یهودآزاری ساختگی در تولد صهیونیسم آن‌چنان بزرگ بود كه هرتصل آن‌را موهبت الاهی نامید. اگر صهیونیسم محصول یهودآزاری است، پس چرا صهیونیسم به نوعی یهودآزاری از راه تبعیض بین یهودیان سفاردی و اشكنازی مبدل شده است؛ پرسشی كه صهیونیست هم‌چنان آن را بی‌پاسخ گذاشته‌است.

 

 

                                                                                     ادامه دارد....

منبع: کتاب نقد- مرتضی شیرودی

+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:30 |
صهیون در زبان عبری، به معنای پر آفتاب و نیز نام كوهی در جنوب غربی بیت‌المقدس است. كوه صهیون زادگاه و آرامگاه داود پیامبر(ع) و جایگاه سلیمان (ع) بود. گاه این واژه نزد یهودیان به‌معنای شهر قدس، شهر برگزیده و شهر مقدس آسمانی به‌كار می‌رود؛ ولی در متون دینی یهود، صهیون به آرمان و آرزوی ملت یهود برای بازگشت به سرزمین داود(ع) و سلیمان(ع) و تجدید دولت یهود اشاره دارد؛ به‌عبارت دیگر صهیون برای یهود، سمبل‌ رهایی از ظلم، تشكیل حكومت مستقل و فرمانروایی بر جهان است؛ ازاین‌رو یهودیان خود را فرزندان صهیون می‌دانند.

صهیونیسم به جنبشی گفته می‌شود كه خواهان مهاجرت و بازگشت یهودیان به سرزمین فلسطین و تشكیل دولت یهود است. صهیونیسم مانند شووینیسم (ناسیونالیسم‌افراطی) است كه با خوار شمردن ملت‌ها و نژادهای دیگر و با غلو در برتری خود، درپی دستیابی به قدرت سیاسی است. این جنبش در نیمة نخست قرن سیزدهم ش./ نیمة دوم قرن نوزدهم م. در اروپا پا به عرصة حیات گذاشت؛ ولی واژة صهیونیسم، نخستین بار ازسوی «تئودور هرتصل» به كار رفت و سپس «ناحوم‌ساكولو» ـــ مورّخ صهیونیست ـــ در كتاب «تاریخ صهیونیست» از آن سخن گفت.

صهیونیسم فقط دارای ابعاد و معانی سیاسی (صهیونیسم سیاسی) نیست؛ بلكه ابعاد و معانی دیگری همچون: صهیونیسم كارگری، فرهنگی، دموكراتیك، رادیكال و توسعه‌طلب را نیز دربرمی‌گیرد.

صهیونیسم فقط دارای ابعاد و معانی سیاسی (صهیونیسم سیاسی) نیست؛ بلكه ابعاد و معانی دیگری همچون: صهیونیسم كارگری، فرهنگی، دموكراتیك، رادیكال و توسعه‌طلب را نیز دربرمی‌گیرد. مشهورترین تقسیم صهیونیسم، طبقه‌بندی آن به دو بخش سیاسی و فرهنگی (دینی) است. صهیونیسم سیاسی خواهان بازگشت یهودیان به فلسطین است كه با تدوین كتاب «دولت یهود» ازسوی هرتصل در 1263 ش./ 1894 م. زاده شد؛ اما صهیونیسم فرهنگی، مخالف مهاجرت یهودیان در قرن چهاردهم ش./20 م. به فلسطین است؛ زیرا در انتظار انسان رهایی‌بخش در آخر‌الزمان نشسته است تا یهودیان و تمام ادیان را به سرزمین ابراهیم(ع) و موسی(ع) یا سرزمین نجات بازگرداند.

صهیونیسم به دینی و غیر‌دینی نیز تقسیم می‌شود. صهیونیسم دینی، اندیشه‌ای است كه اعتقاد دارد بازگشت به سرزمین موعود، در زمانی‌ كه پروردگار مشخص كرده ‌است و به شیوه‌ای كه او تعیین می‌كند، انجام خواهد شد و این كار به دست بشر انجام‌پذیر نیست. پیروان این اندیشه، گروهی یهودی (صهیونیسم) و شماری عیسوی (صهیونیسم‌مسیحی) هستند. درمقابل، در صهیونیسم غیر‌دینی و غیریهودی، كسانی جای دارند كه با تكیه بر استدلال‌های تاریخی، سیاسی و علمی به اسكان یهودیان در فلسطین مشروعیت می‌بخشند، این همان صهیونیسم لاییك (غیردینی) است كه تنها مفاهیم سیاسی خویش را به زبان دین بیان می‌كند؛ بنابراین صهیونیسم همواره به معنای یهودیت نیست؛ بلكه گاه به مفهوم حركتی برای غیریهودی كردن یهودیت نیز به‌كار می‌رود.


یهودستیزی

صهیونیست‌ها مدعی‌اند كه صهیونیسم، پاسخی به یهودآزاری است. به عقیدة آن‌ها، دولت‌ها و ملت‌ها به بیماری علاج‌ناپذیر یهودستیزی دچار شده‌اند؛ بنابراین یهودیان را در هر كجا باشند، عنصر بیگانه به‌حساب می‌آورند و آنان را در آشكار و پنهان‌ آزار می‌دهند. «حیم وایزمن» (متوفی 1331 ش. / 1952 م.) دراین‌باره می‌گوید:

«ضدیت با یهود، میكروبی است (كه) هر غیریهودی هر كجا… باشد و هر چند كه خود منكر باشد، بدان آلوده است.»

به بیان دیگر، آنان یهودستیزی را بلایی ازلی و ابدی می‌دانند كه تنها در پناه یك دولت یهودی می‌توان از آن رهایی یافت.

صهیونیست‌ها به نمونه‌های بسیاری از یهود آزاری در طول تاریخ اشاره می‌كنند. از نظر آنان، یهود آزاری با شكست دولت یهودی اسرائیل و جهودا (یهودا) ، به ترتیب در 721 و 586 ق.م. ازسوی آشوریان و بابلیان آغاز، درنتیجه با پراكنده‌شدن یهودیان به نقاط دیگر جهان ادامه یافت و به ‌تدریج روند رو به رشدی به خود گرفت؛ به‌گونه‌ای كه نقطة اوج آن در آلمان هیتلری به چشم می‌خورد. در این دورة طولانی، یهودیان در امپراتوری روم، كشور لهستان، روسیه تزاری و … بارها سركوب و شكنجه شدند و تنها در سال 770 ش./ 1391 م. هفتاد‌هزار نفر به‌ دلیل نپذیرفتن دین مسیح(ع) در اسپانیا جان خود را از دست دادند. افزون بر آن، یهودیان همواره از حق مالكیت در برخی از مناطق جهان و نیز اشتغال در برخی حرفه‌ها محروم بوده و اغلب در «گتو»ها به سر برده‌اند.

صهیونیست‌ها مدعی‌اند كه صهیونیسم، پاسخی به یهودآزاری است. به عقیده آن‌ها، دولت‌ها و ملت‌ها به بیماری علاج‌ناپذیر یهودستیزی دچار شده‌اند؛ بنابراین یهودیان را در هر كجا باشند، عنصر بیگانه به‌حساب می‌آورند و آنان را در آشكار و پنهان‌ آزار می‌دهند.

البته این ادعاهای صهیونیسم به‌هیچ ‌وجه قابل اثبات نیست؛ زیرا نخست آن‌كه برخی نمونه‌های تاریخی یهودآزاری مانند آن‌چه صهیونیست‌ها دربارة یهودسوزی در آلمان مطرح می‌كنند، بیش از حد بزرگ شده‌است. صهیونیست‌ها دراین‌زمینه، با سلطه‌ای كه بر ابزارهای تبلیغی جهان و به كارگیری آن دارند، به مظلوم‌نمایی پرداخته‌اند. دوم آن‌كه برخی قصه‌های یهودآزاری ساخته و پرداخته یهودیان و صهیونیست‌ها است. با این هدف كه به روند مهاجرت یهودیان به فلسطین و تأسیس یك دولت یهودی شتاب بخشند. «دیوید بن‌گوریون» (متوفی 1352 ش./ 1972 م.) اعتراف می‌كند:

اگر قدرت داشتم، عده‌ای یهودی را به كشورهای مختلف می‌فرستادم تا یهودآزاری را تعمداً به‌وجود آورند.

شواهد دیگری بر نادرستی ادعاهای صهیونیسم دراین‌باره وجود دارد؛ ازجمله:

1. مهاجرت و پراكندگی یهودیان، اغلب به دلخواه آنان و با هدف اقتصادی به‌سوی پررونق‌ترین سرزمین‌ها صورت گرفته است.

2. یهودیان همواره در پهنه‌ای گسترده از خاك امپراتوری عثمانی در صلح و آرامش می‌زیسته‌اند.

3. یهودیان در بریتانیا، فرانسه و آلمان قرون وسطا مورد آزار نبوده‌اند؛ حتی پس از عصر نوزایی، وضع اجتماعی آنان بهبود یافت.

4. رنج و دردی كه میلیون‌ها بردة آفریقایی سیاه‌پوست در انتقال و اسكان اجباری به غرب متحمل شده‌اند، بیش از رنج و دردی است كه بر یهودیان وارد آمده‌است. جالب این‌كه صاحبان برخی از كشتی‌های حاملِ بردگان، سوداگران و بانكداران یهودی بوده‌اند.

5. وقوع یهودآزاری را در حد پایینی می‌توان پذیرفت كه آن هم به ویژگی‌های فردی و اجتماعی یهودیان مانند جمع‌گریزی و اشتغال در مشاغل غیرمولد، چون ربا‌خواری باز می‌گردد و نیز ریشه در منازعه دایمی كلیسا و كنیسه دارد. به هر روی، نقش یهودآزاری ساختگی در تولد صهیونیسم آن‌چنان بزرگ بود كه هرتصل آن‌را موهبت الاهی نامید. اگر صهیونیسم محصول یهودآزاری است، پس چرا صهیونیسم به نوعی یهودآزاری از راه تبعیض بین یهودیان سفاردی و اشكنازی مبدل شده است؛ پرسشی كه صهیونیست هم‌چنان آن را بی‌پاسخ گذاشته‌است.

1. تئودور هرتصل، بنیانگذار صهیونیسم ‌(THEODOR HERZEL) به شكل‌های گوناگون همچون: تئودور هرتزل، هرزل، هرتسل و …نوشته‌ می‌شود، ولی معمولاً آن را به‌صورت «هرتصل» می‌نگارند.

2. ناحوم ساكولو (NAHUM SOKOLOW) مورخ صهیونیستی است.

3. المسیری، عبدالوهاب، «صهیونیسم»، ترجمه لواء رودباری، ص 7 / حمید احمدی، «ریشه‌های بحران در خاورمیانه»، ص 3، علی‌ آقابخشی، همان، ص 423 ، ب. پراهی. «فریب‌خوردگان صهیونیسم» ترجمه ابوالقاسم سری، ص 27.

4. انسان رهایی‌بخش را در زبان عبری «ما شیاح» می‌گویند.

5. احمدی‌، حمید، پیشین، ص‌3، روژه گارودی، «پرونده اسرائیل و صهیونیسم سیاسی»، ترجمه نسرین حكمی، ص‌5، عبدالوهاب المسیری، همان، ص 8.

6. هركسی كه خواهان مهارت یهودیان جهان به فلسطین باشد، صهیونیست است، خواه یهودی باشد یا نباشد؛ بنابراین هر یهودی، صهیونیست نیست و به عكس، برخی صهیونیست‌ها غیریهودی‌اند.

7. المسیری، عبدالوهاب، همان، ص 7ـ14، عادل توفیق عطاری، «تعلیم‌وتربیت‌صهیونیستی»، ترجمه مجتبی‌بردبار، ص 50، روژه گارودی، «تاریخ یك ارتداد، اسطوره‌های بنیانگذار سیاست اسرائیل»، ترجمه مجیدشریف، ص 23.

8. معادل لاتین یهودآزاری یا یهودستیزی ANTI-SEMITISM است.

9. «حیم» یا «حیثم» یا «چیم وایزمن» (CHAIM WEIZMAN) پس از هرتصل، جامعه صهیونیستی را برای نیل به تأسیس اسرائیل رهبری كرد.

10. ایوانف، یوری، «صهیونیسم»، ترجمه ابراهیم‌یونسی، ص 74 ـــ 71، عبدالوهاب ‌المسیری، همان، ص 36.

11. نام دولت دیگر یهودی، یهودا (= یهوذا) بود.

12.«گتو GHETTO» در گذشته به محله‌ای در یك شهر گفته می‌شد كه یهودیان به اقامت در آن مجبور بوده‌اند.

13. دراسدل، آلاسدایر و جرالد اچ.بلیك، «جغرافیای سیاسی خاورمیانه و شمال آفریقا»، ترجمه درّه میرحیدر، ص‌361.

14. دیوید داود ‌بن گوریون (DAVID BEN GURION) در لهستان به دنیا آمد و در اسرائیل مرد. وی نخست‌وزیر اسرائیل در سال‌های نخستین تأسیس رژیم صهیونیستی بود.

15. پراهی، «فریب‌خوردگان صهیونیسم»، ص 6، گالینا نیكیتینا، «دولت اسرائیل»، ترجمه ایرج مهدویان، ص 32.

16.ایوانف، یوری، همان، صص 32، 40، 71، 74، عبدالوهاب المسیری، همان صص 24 و 75.

17. سفاردی (SEPHARADI) و اشكنازی (ASHKANASE) به ترتیب به یهودیان مهاجر اروپای شرقی و شمال غرب اروپا به اسرائیل اطلاق می‌شود.

18. المسیری، عبدالوهاب، همان، ص 88.


لینک مطالب مرتبط:

 این درد را درمان کجاست؟! 

 مهم ترین وقایع ادبیات در سال 2002 ( قسمت اول) 

 مسلمان شدن دختر دانش آموز اسراییلی 

 تغییر قبله مسلمانان از بیت المقدس به مكه 

 ریشه تاریخی ضرب المثل ایراد بنی اسرائیلی 

+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 1:1 |

چابهار، هم آواز با اقيانوس(2)

چابهار، هم آواز با اقيانوس(2)

تمساح(كروكوديل) «پوزه كوتاه» برجسته ترين موجود حيات وحش منطقه چابهار است كه به طور طبيعى در اين منطقه زندگى مى كنند. زيستگاه اصلى اين تمساح كه به نام محلى گاندو خوانده مى شود حدود 380 هزار هكتار مساحت دارد كه بخشى از آن در چابهار و بخش ديگر آن در شهرستان ايرانشهر قرار دارد. بيشتر اين تمساح ها در بركه هاى ميان راسك و باهو كلات و باتلاق هاى دلگان و كلانى متمركز هستند و اين تمساح تنها تمساح ايران است كه داراى ارزش ملى و بين المللى است طول اين جانور تا 4 متر و حدود نيمى از كل بدن آن را دم قوى اين حيوان تشكيل مى دهد. بزرگ ترين خزنده ايران بازمانده خزندگانى است كه حدود 265 ميليون سال پيش مى زيسته اند و درطول 65 سال گذشته تغييرات اندكى يافته اند داراى پوزه اى پهن بوده كه دوطرف فك بالايى 19 دندان و 2 طرف فك پايينى 15 دندان دارد و در قسمت پشت سر و در ناحيه گردن 2 جفت صفحات شاخى بزرگ ديده مى شود. داراى پاهاى كوتاه بوده و 5 انگشت منتهى به ناخن هاى بلند در پاهاى جلويى و 4 انگشت منتهى به ناخن هاى كوتاه تر در پاهاى عقبى ديده مى شود، رنگ عمومى بدنش زيتونى تا قهوه اى بوده و شكمى بدون فلس و به رنگ سفيد متمايل به زرد دارد. تمساح حيوانى بسيارخجالتى، محتاط و ترسوست و به سختى مى توان آن را مشاهده كرد. در عين حال حيوانى باهوش و زيرك است و به محض احساس خطر و با حضور مزاحم در آب فرو رفته و مخفى مى شود ولى براى تنفس بايد سريعاً به سطح آب برگردد. غذايش را ماهيان، پرندگان و پستانداران تشكيل مى دهند و عموماً شب ها شكار مى كند.

كوه هاى بدلند يا مريخى نيز يكى از مناظر بديع و سحرانگيزى هستند كه به موازات ساحل از منطقه كچو تا طرف هاى خليج گواتر كشيده شده اند و از پديده هاى ژئومورفولوژى اين ناحيه هستند.

علاوه بر جاذبه هاى طبيعى شهرستان چابهار آثار باستانى اين منطقه نيز چشم هر بيننده اى را نوازش مى دهد كه يكى از اين آثار ويرانه هاى قديمى در دره تيس كوپان است. اين دره از دره تيس بزرگتر است.

محوطه باستانى كنارك كه در بخش شمال غربى آن ابزارى از دوران پارينه سنگى ميانى به دست آمده از ديگر جاذبه هاى باستانى چابهار است. اين ابزار در يك سطح صاف به صورت پراكنده پخش شده اند و شبيه به ابزار شمال غربى ايران و ابزار لاديزى هستند و به آثار دوران پارينه سنگى شباهت دارند. در بخش جنوب شرقى اين محوطه ابزارى به دست آمده كه در كنار آنها مقدارى سفال ساده و منقوش مربوط به هزاره چهارم و اوايل هزاره سوم قبل از ميلاد ديده مى شود. ويرانه هاى شهبازبند بر فراز كوه شهبازبند، آثار حصاربند و پى بندهاى ساختمان و در برخى از نقاط آثار شهرنشينى و خانه هاى مسكونى باقى مانده در محوطه باستانى كنارك است. بنا بر باور بومى ها برفراز اين كوه بازهاى شكارى شاه تربيت مى شده اند.

قلعه پيروز گت

قدمت قلعه پيروز گت به دوره اشكانيان و ساسانيان برمى شودبر فراز تپه اى در وسط دره تيس واقع است. بلندى اين محل حدود 1/5 تا 4 برابر ارتفاعات اطراف در محل روستاى تيس است. قلعه از تخته سنگ هايى از جنس رسوبى و آهكى تشكيل شده است. آثارى از زراعت و آبادانى در اطراف تپه پيروز گت ديده مى شود راه ورود به تپه سخت و پرخطر است. در قسمت پايين تپه و در اطراف آن آثارى از ديوارهاى سنگى بزرگ و قلوه سنگ و ساروج با قدمت خيلى زياد ديده مى شود. قسمت هايى از ديوارها كه باقى مانده اند ضخامتى2/5 تا 4 متر و ارتفاع آن در برخى نقاط به 12 متر مى رسد. بين ديوارهاى اصلى اطراف تپه ديوارهايى با ضخامت كمتر به موازات ديوار اصلى ديده مى شود كه از يكديگر 8 متر فاصله دارند و 200 متر طول دارند. ميان 2 ديوار آثارى از برج هاى قلعه نمايان است و هر نقطه از تپه براى تأسيسات خاصى مانند كشيك خانه، قراول خانه و حفاظت قلعه اختصاص داشته است و تنها اثرى كه از آن به جا مانده است سنگ و ديوار شكسته، ملات، ساروج، گچ، خرده هاى سفالى و پى هاى بنايى است. علاوه بر اين ديوارهاى بزرگ و ضخيم، اثر خندقى به عرض 3 متر و عمق متفاوت قبل از ديوار اصلى ديده مى شود. در اطراف دژ آثارى از آب انبارها نمايان است.

زيربناى قلعه حدود 800 متر، طول و عرض آن با توجه به وضع طبيعى زمين متغير و بيضى شكل است. آثارى از برج ها در ضلع شمالى و جنوبى ديده مى شود. در قسمت ضلع شمالى 2 اتاق كوچك در اندازه هاى 2 در 3 متر به منظور ديدبانى روى يك گوشواره زمين مانند 2 طبقه واقع شده اند و بلندترين قسمت دژ و برج روى همين گوشواره است و بر اطراف اشراف دارد. در گوشه هاى شرقى و غربى در مركز حياط قلعه آثارى از سكو هاى بلند كه از سنگ تراشيده ساخته شده اند مشهود است و قسمت هايى كه باقى مانده اند نمايانگر محلى براى اجتماع، عبادت يا نشستن اهل قلعه در يك مجلس بوده است. سنگ هاى به كار رفته در بنا ها غيرآهكى هستند كه از نقاط ديگرى به اينجا آورده شده اند زيرا جنس خود تپه آهكى و سيليسى است و اين بنا با توجه به آثار باقى مانده مشابه بنا هاى دوره پارتى (اشكانى) است و نام پيروز ساسانى به اين احتمال قوت مى بخشد.

ساختمان قديمى تلگرافخانه چابهار كه در سال 1281 هجرى قمرى به وسيله انگليس ها ساخته شده است از قديمى ترين ساختمان هاى سنگى موجود در شهر چابهار است كه به منظور رونق دريانوردى، تجارت و ايجاد ارتباط با هند، گواتر، چابهار، جاسك و بندرعباس از سوى مجريان خط تلگراف انگليس در 2 طبقه ساخته شده است.

 

منبع:

ايران

+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:44 |

حضرت علی (ع) فرمودند امام مهدی (عج) سی یا چهل سال زمام امور مردم را در دست خواهد داشت و وقتی که ظهور کند هواهای نفسانی را به هدایت و رستگاری بر می گرداند.در آن روزگاری که مردم هدایت الهی را به متابعت هواهای نفسانی در آورده باشند آراء و اندیشه های مردم را تابع قران می کند،در آن روزگاری که آنها قران را تابع آراء و اندیشه های خود کرده اند ... او به شما نشان خواهد داد که عدالت در کشور داری چگونه است. همچنین او تعالیم فراموش شده قران و سنت را زنده خواهد ساخت... و نیز حضرت مهدی (عج) برده مسلمان را نخواهد واگذاشت مگر اینکه آن را خریده و آزاد خواهد ساخت و بدهکاری نخواهد ماند مگر انکه بدهی او را پرداخت خواهد نمود.مظلمه و حقی به گردن و ذمه هر کس که باشد آن را به صاحب حق باز خواهد گرداند.کسی کشته نمی شود مگر اینکه دیه آن را خواهد پرداخت...

+ نوشته شده توسط در جمعه بیستم اردیبهشت 1387 و ساعت 23:26 |

 

نجوا

می دانم؛به خودت سوگند که فرسنگها از فطرتم دور افتاده ام.فرشته ها دیگر مرا نمی شناسند؛پیراهنم دیگر شبیه ملکوت نیست و کفشهایم راه را گم کرده اند؛اما جمعه ها صبح زود بیدار می شوم،موهایم را شانه می زنم و کنار پنجره ای که هرگز تعطیل نیست می ایستم تا شاید عبور با شکوهت را بینم.

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 23:50 |

علت پیدایش دانشهایی چون "درایت الحدیث" و "رجال الحدیث" در میان علوم اسلامی چه بوده است؟

معرفی علم رجال حدیث

 

نقل روایات دینى و تاریخى همراه با سندهای آنان به مسلمانان اختصاص داشته و منابع دینى و تاریخى سایر ادیان و ملل فاقد چنین امتیازى است. به نظر مى‏رسد توصیه‏هاى پى‏درپى پیشوایان دینى به آوردن سند در كنار متن روایتها، زمینه‏ساز این امر بوده است.

رجال دانشی است كه به معرفی راویان و صفاتی كه در پذیرش، یا عدم پذیرش راویان و كلامشان نقش دارد ـ نظیر ایمان و عدالت ـ می پردازد و از چگونگی و راهكارها و ملاكهای تأیید و یا رد [توثیق و جرح] راویان و نیز راه‌های رفع تعارض میان جرح و تعدیل سخن به میان می آورد.

می دانیم كه احادیث معصومین –علیهم السلام- همراه با سند به دست ما رسیده است. مقصود از سند سلسله‌ای از راویان است كه به ترتیب دوره‌های تاریخی هر یك از آنان آن كلام از معصوم را برای دیگری نقل كرده است. به عنوان مثال در كتاب كافی به چنین روایتی بر می خوریم:

محمد بن یحیی، عن محمد بن عبد الجبار، عن محمد بن اسماعیل، عن علیّ بن النعمان، عن ابن مسكان، عن ابی بصیر، عن ابی عبدالله علیه السلام قال: قال لی: یا أبا محمد ! انّ الله عزّ و جلّ لم یعط الانبیاء شیئاً إلا و قد اعطاه محمّداً صلی الله علیه و آله.

رجال دانشی است كه به معرفی راویان و صفاتی كه در پذیرش، یا عدم پذیرش راویان و كلامشان نقش دارد ـ نظیر ایمان و عدالت ـ می پردازد و از چگونگی و راهكارها و ملاكهای تأیید و یا رد راویان و نیز راه‌های رفع تعارض میان جرح و تعدیل سخن به میان می آورد.

ای ابابصیر خداوند عزوجل به پیامبران چیزی نداد مگر آن كه آن را به محمد صلی الله علیه و آله ارزانی داشت. (2)

در این روایت كه مربوط به كتاب حجت و از جمله روایات مربوط به عقائد است، نام شش راوی برده شده كه به ترتیب روایت مزبور را از امام صادق علیه السلام نقل كرده اند. این شش تن عبارتند از: محمد بن یحیی، محمد بن عبدالجبار، محمّد بن اسماعیل، علیّ بن نعمان، ابن مسكان، ابوبصیر. پیداست كه مرحوم كلینی (م 329 ) از محدثان سده چهارم، تا عصر امام صادق علیه السلام ـ یعنی سال‌های 114 تا 148 هجری  (3) بیش از 150 فاصله داشته است.

بنابر این قطعاً او این روایت را از طریق راویان پیش از خود شنیده، یا به یكی از طرق دیگر، دریافت كرده و برای ما نقل نموده است.

اگر او نام این راویان و سلسله سند را ذكر نمی كرد، ما راه تحقیق مناسبی برای دستیابی به اطمینانی آرام بخش كه صدور روایت از امام علیه السلام را اثبات كند، نداشتیم، مگر آن كه با خود می گفتیم كه كلینی از محدثان بزرگ و محتاط است و لابد خود از راویان پیشین شنیده كه برای ما نقل كرده است.

افزون بر آن كه این اندیشه ما را به اطمینان كافی نمی رساند، محذور دیگری در برداشت و آن این كه شاید او در قضاوت درباره عدالت، وثاقت و ایمان راویان دچار اشتباه شده باشد. ذكر نام راویان و سلسله سند، این امكان را برای ما فراهم می سازد كه از منظر اجتهادی و مبانی نظری خود شرائط راویان را مورد بررسی قرار دهیم.

حال می خواهیم بدانیم، اولاً: این شش راوی چه كسانی هستند ؟ و در چه عصری می زیسته و با چه كسانی معاصر بوده اند؟ آیا در حوزه عقیده به امامت ائمه -علیهم السلام- اعتقاد داشته‌اند؟ آیا در حوزه اخلاق انسان‌های عادل، یا حداقل راستگو بوده‌اند؟ تمام اینها پرسش هایی است كه ما برای دستیابی به صحت روایت به پاسخ آنها نیازمندیم.

بخشی از مباحث علم رجال صرفاً نظری و بخش دیگر میدانی و كاربردی است. بخش میدانی و كاربردی را می‌بایست با مراجعه مستقیم به منابع رجالی دنبال كرد، و آنچه معمولاً در كتاب‌های علم رجال طرح می‌شود، بخش نخست؛ یعنی مباحث نظری آن است

از سوی دیگر بیش از سیزده سده میان ما و آنها فاصله شده، چگونه می توانیم به این پاسخ‌ها دست یابیم. اینجاست كه علم رجال به كمك ما می شتابد و ضمن معرفی هویت راویان، به ما می گوید كه این راوی آیا جزء امامیه است یا نه؟ آیا عادل است یا نه؟ آیا موثق است یا نه؟ از این رو علم رجال به منزله فرهنگ لغتی می ماند كه واژه‌های دشوار و ناشناخته متون را برای ما معرفی كرده و مبیّن می سازد. این بخش از وظیفه علم رجال بر عهده كتب و منابع رجالی گذاشته شده است.

اما پاره ای از مشكلات است كه صرفاً با مراجعه به این منابع حل نمی شود و می بایست مبانی آن قبلاً تبیین گردد. برخی از این مشكلات بدین شرح است: رجالیون برای تعدیل، توثیق، یا جرح راویان از چه الفاظی استفاده می‌كنند؟ بر چه مبنایی می‌توان به توثیق راویان راه یافت؟ آیا نصّ امام معصوم لازم است؟ آیا جزء اصحاب اجماع بودن برای وثاقت كافی است؟ در مواردی كه میان دیدگاه های رجالیون تضاد وجود داشته باشد و اصطلاحاً در تعارض میان جرح و تعدیل چه باید كرد؟ منابع رجالی شیعه و اهل سنت كدام است و چه تفاوت‌هایی میان آنها وجود دارد؟

علم رجال به این پرسش‌ها نیز پاسخ می‌دهد. پس بخشی از مباحث علم رجال صرفاً نظری و بخش دیگر میدانی و كاربردی است. بخش میدانی و كاربردی را می‌بایست با مراجعه مستقیم به منابع رجالی دنبال كرد، و آنچه معمولاً در كتاب‌های علم رجال طرح می‌شود، بخش نخست؛ یعنی مباحث نظری آن است.

 

پیوند به :

به این حدیث عمل نكنید!!

 

نمی‌خواهی بدانی حدیث موثق چیست؟

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 15:33 |

چرا هر کدام از پیامبران الهی معجزه خاصی را آوردند؟حکمت خداوند چنین اقتضا می کند که معجزه پیامبران متناسب با فنون و هنرنمایی باشد که در عصر آن پیامبر رایج می باشد.به جهت این که خبرگان هر فنی بتوانند آن معجزه راتشخیص بدهند و به این نتیجه برسند که آن معجزه،هستند به قدرت غیبی و الهی است.به همین جهت است که حضرت عیسی (ع) کور را شفا می داد و کارهایی از این نوع،زیرا در آن زمان،علم طب خیلی پیشترفت کرده بود و حضرت محمد(ص) قران را آورده اند زیرا در آن زمان بلاغت و فصاحت در عرب به اوج خود رسیده بود. بنابراین همه فهمیدند که قران از طاقت بشر خارج است و یکمعجزه الهی می باشد.

منبع:کتاب هزارو یک چرا

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 16:27 |

ماهی مرکب نسبت نزدیکی به اختاپوس دارد.این ماهی ده بازوی پوشیده از بادکش های کوچک دارد و در انتهای آن،نوک دراز به چشم می خورد. از داخل این نوک دراز زهری ترشح م ود که البته برای انسان مضر نیست.این زهر از طریق حمله به یستم عصبی طعمه عمل می کند.

پیتر هویی کلاه دار،پرنده بومی گینه نو است که پوست و پرهای این پرنده حاوی سمی بسیار قوی و مهلک موسوم به هوموباتراچوتوکسین هستند.زهر این پرنده از طریق کوچک ترین تماس با آن به انسانها منتقل می شود.

پلاتی پوس نر،دارای تیغی تیز است که روی پاشنه دو پای عقبی اش قرار گرفته اند.اگر چه گفته می شود که زهر این حیوان باعث مرگ انسانها نمی شود.زهر فقط توسط پلاتی پوس نربالغ تولید می شود و در خلال فصل جفت گیری بیشتر ترشح می گردد.برخی از محققان معتقدند که پلاتی پوس نربرای رقابت با هم جنسان خود درفصل جفت گیری این زهر را از خود ترشح می کنند.

هیولای گیلا،یکی از دو مارمولک سمی شناخته شده است که در جنوب غربی آمریکا و مکزیک یافت می شود.نیش زهر آگین هیولای گیلا با نیش بیشتر حیوانات سمی متفاوت است،چون بیشتر دندان های این حیوان دارای شیارهایی هستند که سم را به بدن حیوان دیگر منتقل می کند.یعنی زهر از طریق جویدن طعمه و از داخل شیارهای دندان ها منتقل می شود.گفته می شود که این مارمولک ها قادر به مسموم کردن انسانها از طریق زهر خود نیستند.

انواع مختلفی از هزارپاها یافت می شوند.بدن این موجودات از بیش از 150 بند و قطعه تشکیل شده که هر بند،یک جفت پا متصل است.آنتن های دراز روی سر نوار پاها دیده می شوند و ساختارهایی از چنگال هایی بزرگ دارند که غده های سمی بر روی آنها قرار گرفته اند.با وجود آنکه برای سلامتی انسانها خطرناک نیستند ولی برخی از گونه های غول پیکر و بزرگ آنها می توانند برای کودکان بسیار خطر آفرین باشند.

زوبین حلزون مخروطی ، عضوی است که به عنوان زبان و دندان برای این حیوان عمل می کند.این زوبین خاردار و تو خالی است و داخل گلوی حلزون قرار دارد .وقتی حلزون،طعمه ای را در نزدیکی خود شناسایی می کند،دهانش را به سمت آن بر می گرداند.زوبین داخل گلو مملو از زهر است و با قدرتی زیاد به سوی طعمه جهش می یابد.این زهر،فورا ماهی های کوچک را فلج می کند.بعد حلزون به وسیله زوبین خود طعمه را به داخل دهانش می کشد.نیش حلزون مخروطی شبیه نیش زنبور است،ولی نیش گونه های بزرگتر تا به حال،مسبب مرگ دست کم سی انسان بوده است.

لوریس تنبل،یکی از اندک پستانداران سمی است.سمی روی قسمت داخلی آرنج های این حیوان تولید می شود که از طریق آن،لوریس های تنبل کوچک و جوان از شکار شدن توسط دیگر حیوانات جلوگیری می کنند.همچنین این حیوانات قسمت های زهرآگین بدن خود را می لیسند تا سم داخل دهانشان منتقل شود و از طریق آن برای دفاع از خود،دیگر حیوانات را مسموم می کنند.

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 16:22 |
قنات کاریز در کجاست و چند سال قدمت دارد؟
 

 
منبع و اطلاعات بیشتر:
http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B2_(%D8%AC%D8%B2%DB%8C%D8%B1%D9%87_%DA%A9%DB%8C%D8%B4)
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:28 |

ميزان استرس شما در محيط كار چقدر است؟

استرس نوعي حالت دروني است كه، مي تواند زمينه ساز بيماري هاي گوناگوني باشد. استرس مي تواند يك سازمان و كارمندان آن را تحت تأثير قرار دهد. اولين مشكل ، غلبه بر استرس و تشـخيص وجود آن است. تشـخيص اين كه اسـترس يك مشـكل است، گامي حياتي به ســوي كاهــش آن است. شـــما مي توانيد  با پاسخ دادن به جملات زير نزديكترين گزينه به تجربه خود را علامت بزنيد و تا حدودي به ميزان استرس خود پي ببريد.


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:17 |
دستورالعمل آزمون ماتريس‌هاي پيشرونده ريون
سن اجرا 9 تا 18 سال

در هر يك از سؤال هاي اين آزمون شكل ي خواهيد ديد كه قسمتي از آن ناقص است و در پايين آن نيز شكل قطعه‌هاي مختلف ارائه شده كه فقط يكي از آنها از هر لحاظ مناسب است. وقتي در هر سؤال قطعه مناسب را پيدا كرديد، روي آن كليك كنيد. سؤالات اين آزمون به تدريج دشوارتر مي‌شوند.
توجه:قبل از شروع آزمون سن خود را وارد نماييد ( از 9 الي 18).


1 2 3
4 5 6

 

بعدی

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:13 |

آزمون تحليل كلامي

اين آزمون روش هايي را مورد توجه قرار داده است كه از طريق آن ، شما قادر به نمايش منطقي نتايج حاصل از يك سري اطلاعات خواهيد بود. در هر سوال اطلاعات كافي براي رسيدن به پاسخ صحيح به شما داده مي شود، اما بايد توجه داشته باشيد كه هرگز از اطلاعات و تجارب قبلي خود در زمينه هاي مورد سوال استفاده نكنيد.

 * مثال اول : شهر چالوس در غرب نوشهر قرار گرفته است، اما چالوس غربي تر از رامسر نيست. حال كدام يك از اين سه شهر شرقي تر است؟

الف ) چالوس ب) رامسر ج ) نوشهر

        

جواب الف  نيست، چرا كه چالوس در غرب نوشهر قرار گرفته ، جواب (ب ) صحيح نيست، زيرا رامسر از چالوس هم غربي تر است. بنابراين تنها نوشهر است كه در شرق دو شهر ديگر قرار گرفته و پاسخ صحيح است.

 * مثال 2 : حسن، احمد ، و داوود هر كدام داراي دو خودروي متفاوت هستند. يكي از آن سه فنر ماشين فورد ندارد. احمد تنها كسي است كه پيكان دارد. داوود ماشين فورد دارد و حسن و احمد هر دو ماشين بيوك دارند.  كدام يك از اين سه نفر داراي ماشين رنو است؟‌

الف) حسن ب)احمد ج) داوود

       

جواب (ج) صحيح است. الف نمي تواند درست باشد زيرا حسن داراي ماشين هاي فورد و بيوك است. احمد نيز ماشين پيكان و بيوك دارد. پس تنها داوود مي تواند ماشين رنو داشته باشد. از آن جايي كه در سوالات اين آزمون ، با اطلاعات متعددي سرو كار داريد، پيشنهاد مي شود با استفاده از كاغذ، نموداري شبيه نمودار ترسيم كرده و اطلاعات ارائه شده را در آن وارد كنيد تا در يافتن پاسخ به شما كمك كند:‌

ماشين ها حسن احمد داوود
پيكان - * -
بيوك * * -
فورد * - *
رنو

 

ده دقيقه فرصت داريد تا به هر تعداد از سوالات كه توانستيد پاسخ دهيد قلم و كاغذ خود را آماده كرده و با دقت و سرعت كار خود را انجام دهيد. زمان را تنظيم كرده و شروع كنيد.

شروع

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:10 |
 

الهی این همه نوازش از تو بهره ماست که در هر نفس چندین سوز و نور،غایت تو پیداست چون تو مولایی که راست؟و چون تو دوست کجاست؟الهی خود کردم و خود خریدم آتش برخود،خود بر افروزانیدم،از دوستی آواز دادم،دل و جان را فراناز دادم،اکنون که در غاقابم دستم گیر که گرم افتادم.

هر روز من از روز پسین یاد کنم

بر درد گنه هزار فریاد کنم

از ترس گناه خود شوم غمگین باز

از رحمت او خاطر خود شاد کنم

+ نوشته شده توسط در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 1:0 |
مصرف "آسپیرین" در خانم های مسن 65 سال به بالا، در کاهش کدام بیماری موثر است؟

فوايد و خطرات آسپيرين براي خانم ها

آسپيرين مي تواند به خانم هاي مسن 65 سال به بالا، هم در مورد سكته هاي مغزي و هم در مورد حملات قلبي كمك كند. در خانم هاي جوان تر، خطرات آن بيشتر از منافعش است.

آسپيرين و سلامت قلب در زنان

از زماني كه يك تحقيق در پزشكان مرد در سال 1988 نشان داد كه آسپيرين مي تواند به پيشگيري از نخستين حمله قلبي كمك كند، همواره اين پرسش مطرح بوده كه آيا آسپيرين در مورد زنان نيز موثر است؟

بلافاصله تلاش هايي براي دادن پاسخ به اين پرسش آغاز شد. گروه پژوهشي در بيمارستان بريگام و زنان وابسته به دانشگاه هاروارد كه سرپرستي مطالعه بهداشت پزشكان را بر عهده داشت، انستيتوي سل، قلب، ريه و خون را متقاعد كرد كه انجام آزمايش مشابهي در مورد زنان بسيار حياتي است.

جولي بورينگ و همكارانش حدود 40 هزار نفر از كاركنان زن مشاغل بهداشتي را كه حداقل   45 سال سن داشتند، جهت يك بررسي 10 ساله برگزيدند. نيمي از زنان يك روز در ميان قرص هاي حاوي 100 ميلي گرم آسپيرين دريافت كردند. نيم ديگر از دارونمايي كه از نظر ظاهري و مزه كاملا مشابه قرص هاي آسپيرين 100 ميلي گرمي بود، استفاده كردند. (در اين بررسي منظور اين بود كه با يك تير، دو نشان بزنند؛ براي همين ويتامين E نيز در اين مطالعه مورد بررسي قرار مي گرفت. در گروهي از زنان كه نه آسپيرين و نه قرص هاي شبيه آسپيرين دريافت مي كردند، نيمي از هر گروه ويتامين E و نيم ديگر دارونمايي كاملا مشابه آن مصرف مي كردند.)

در طول مدت اين بررسي، توصيه ها و رهنمودهاي عملي، عمدتا رويكردي محافظه كارانه  داشتند و از زنان مي خواستند تا زمان روشن شدن نتايج مطالعه بهداشت زنان، دست نگه دارند. با توجه به فوايدي كه از آسپيرين در نزد مردان آشكار شده بود، طبيعتا اين كار چندان آسان نبود. ميليون ها زن، با تصور اينكه آنچه كه براي مردها مفيد است، لابد براي زن ها هم مفيد خواهد بود، براي پيشگيري از حملات قلبي از آسپيرين استفاده مي كردند. با اين حال به نظر مي رسد كه انتظار گزينه بهتري مي رفت.

نتايج يافته ها، آن طور كه پژوهش گران انتظار داشتند، چندان واضح و قاطع نبودند. در يك جمله، مطالعه نشان داد كه آسپيرين احتمالاً بر قلب زنان تاثيري متفاوت از مردان دارد و سن زنان از اين لحاظ حقيقتاً مهم است.

نتايج كار اين 40 هزار زن اين طور بود: آسپيرين هيچ اثري بر حملات قلبي نداشت و تاثيري نيز بر مرگ هاي ناشي از بيماري قلبي يا سكته مغزي نگذاشته بود، البته تا حدي يعني 17درصد خطر بروز برخي از موارد سكته هاي مغزي را كاهش داد.

اين يافته ي مهمي است، چرا كه همه ساله زنان بيشتري دچار سكته هاي مغزي مي شوند تا سكته هاي قلبي و اين، درست برعكس آن چيزي است كه در مطالعه روي مردان حاصل شد؛ آسپيرين مانع حملات قلبي در مردان مي شود، ولي به نظر مي رسد كه اثر كمي بر سكته هاي مغزي دارد. بيشتر داوطلبان در زمان شروع مطالعه، كمتر از 65سال عمر داشتند.

در اين زنان جوان تر، نفع اندك آسپيرين با مشكلات ناشي از خطر خونريزي خنثي مي شد و اما نكته جالب داستان، حدود 10درصد داوطلبان به هنگام شروع بررسي 65 ساله يا مسن تر بودند. در اين گروه، آسپيرين جلوي تعداد زيادي از موارد سكته هاي مغزي يا حملات قلبي را گرفت. در واقع اين تاثير بر حملات قلبي درست در جهت همان نتيجه گيري هاي حاصل از مطالعه روي مردان در مطالعه بهداشت پزشكان بود.

آسپيرين به قدري ارزان قيمت است كه اگر داروي كاملا بي خطري بود، ديگر مهم نبود چه كسي آن را مصرف مي كند. اگر اين طور بود، اگر سود نمي برديم، دست كم چيزي را از دست نمي داديم.

رويه تاريك آسپيرين

هنگامي كه صحبت از قلب است، جادوي آسپيرين، همان توانايي آن در جلوگيري از لخته شدن خون است. با اين انباشته شدن و به هم چسبيدن گلبول هاي قرمز خون، پلاكت ها و پروتئين هاي رشته اي مي توانند رگ هايي را كه به قلب و مغز، غذا و اكسيژن مي رسانند، مسدود سازند. به همين دليل، اينكه نگذاريم خون به آساني لخته شود، مي تواند موجب خونريزي شده و در كنار كمكي كه به ما مي كند، زيان نيز برساند. مصرف آسپيرين مي تواند موجب خونريزي در لوله گوارش و ساير نقاط بدن شود. همچنين رابطه اي ميان مصرف آسپيرين و افزايش خطر بروز سكته هاي حاصل از خونريزي داخل جمجمه وجود دارد. نتايج مطالعه بهداشت زنان اين خطرات آسپيرين به ويژه در مورد زنان را برجسته مي سازد.

خانم هايي كه آسپيرين مصرف مي كنند، اندكي بيشتر دچار سكته هاي ناشي از خونريزي مغزي مي شوند.

خونريزي هاي گوارشي كه گاه آنقدر جدي بودند كه نياز به انتقال خون پيدا كردند، همچنين خونريزي ها در كساني كه آسپيرين مصرف مي كردند نسبت به كساني كه دارونما  استفاده كرده بودند، بيشتر رخ داد و اين تفاوت درخور توجه بود.

خون دماغ، خون در ادرار و كبود شدن پوست در اثر يك ضربه كوچك، در دو گروه گزارش شدند و در گروه مصرف كننده آسپيرين شايع تر بودند.

معني همه اين حرف ها چيست؟

اگر بخواهيم خيلي كلي صحبت كرده باشيم، بايد بگوييم مصرف يك عدد آسپيرين در روز براي برخي از زنان سالم مسن تر از 65 سال فكر خوبي است، ولي نه در مورد زنان جوان تر.

باز هم به خاطر داشته باشيد كه در اينجا ما داريم صحبت از پيشگيري اوليه مي كنيم، يعني تلاش براي پيشگيري از حمله قلبي يا سكته مغزي در كسي كه تا كنون موردي برايش پيش نيامده است.

در مورد كساني كه دچار بيماري قلبي هستند يا خصوصياتي دارند كه آنها را به اين سمت سوق مي دهد، آسپيرين توصيه مي شود؛ خواه مرد باشد يا زن.

ترجمه: عبدالوهاب فخر ياسري

*مطالب مرتبط:

مسکّن نخوريد، ضرر دارد

دنياي دوا و درمان

مصرف بي ضرر داروها به آگاهي و شناخت افراد ارتباط دارد

خانم ها لطفاً مراقب قلب خود باشيد

خانم ها، بيماري قلبي را جدي بگيريد

ارتباط خستگي مفرط و بي خوابي با بروز حمله قلبي در زنان

دستورهاي دارويي و مراقبت هاي پزشكي براي بيماران قلبي

ارتباط قلب و رگ هاي خوني

عوامل خطر اصلي بيماري قلبي

+ نوشته شده توسط در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:26 |

پرسش خوب نیمی از دانش است!

همدردی،کلید باز کردن فقل هر دلی است

آن کس که می تواند نسبت به خوبی دیگران بی تفاوت و ناسپاس باشد،از دروغ گفتن باک ندارد.

آنهایی که در زبان بازی مهارت به خرج می دهند ،اغلب نیت ناپاکی را در قلب خود می پروانند.

آهنگ صدا هر چه ملایم و مطبوع تر باشد،سخن ،موثر و دلنشین تر خواهد بود.

هرچه مانع در زندگی بزرگتر باشد،غلبه بر آ سرافرازی بیشتری دارد.

یک روز زندگی با روشن بینی بهتر از صد سال عم در تاریکی است.

هر گاه گرفتن تصمیم مهمی را دشوار یافتید،بدانید که علتش فقط یک چیز است:نداشتن تصویری روشن از ارزشهای زندگی.

تنها راه دستیابی به سعادت ابدی آن است که بر اساس بزرگترین آرمانهای خود زندگی کنیم.

عشق می ماند.انسانها هستند که عوض می شوند.

+ نوشته شده توسط در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 23:37 |
کدام یک از رشته های زیر جزو رشته های ورزش شمشیر بازی می باشد؟
 
برای دیدن جواب به این آدرس بروید
+ نوشته شده توسط در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:33 |

برای دیدن بقیه عکسها به اینجا بروید

+ نوشته شده توسط در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:12 |
"WHO" نام چه نهادی است؟ و در زمینه ی تغذیه چه فعالیت هایی را انجام می دهد (5 مورد کافی است)؟

http://healthcaremanager.blogfa.com/post-32.aspx

+ نوشته شده توسط در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 1:12 |

نام مهمترين استاد و معروف ترين شاگرد شيخ صدوق؛ چيست؟

نابغه‌اي از شهرري (1)

صدوق

بخش اول زندگينامه شيخ صدوق

 

  • دوران کودکي

شيخ صدوق دوران کودکي و آغاز جواني را در دامان علم و فضيلت و تقواي پدر بزرگوارش علي بن بابويه سپري کرد. صدوق در محضر پدر، علوم و معارف را همراه با تربيت‌هاي عملي و اخلاقي فرا گرفت. پدري که در اوج علم و فقاهت و شهرت، زندگي خود و فرزندانش را در نهايت زهد و قناعت مي‌گذرانيد. شيخ صدوق بيش از بيست سال از دوران پربرکت حيات پدر را درک کرد و در سن 22 يا 23 سالگي بود که دست روزگار دامان پر مهر محبت پدر را از او گرفت!

 

  •  نبوغ ذاتي

خانواده اصيل و اهل علم شيخ صدوق و پرورش يافتن در دامان پدري فقيه و وارسته از يک سو، و تيزهوشي، ذکاوت، حافظه فوق العاده قوي و استعداد ذاتي او از سوي ديگر موجب گرديد در مدتي کوتاه به قله‌هاي بلندي از کمالات انساني دست يابد و در کمتر از بيست سالگي هزاران حديث و روايت با راويان آن‌ها را به حافظه بسپارد. استاد صدوق محمد بن علي الاسود درباره حافظه و اشتياق وافر شيخ صدوق به آموختن مي‌فرمود: «اين ميل و اشتياق به علم و دانش که در صدوق وجود دارد مايه شگفتي نيست زيرا او به دعاي امام زمان متولد شده است» خود شيخ صدوق بارها مي‌فرمود: «من به دعاي صاحب الامر متولد شده‌ام».

صدوق سالها از محضر کليني استفاده نموده اما بر خلاف شخصيت علمي کليني که بيشتر از جهت جمع آوري، بررسي و نقل حديث مشهور است، شيخ صدوق در سه زمينه روايت، مباحث کلام و فقه برحسته و ممتاز بوده است.
  • استادان شيخ صدوق

شايد بتوان گفت يکي از عوامل مؤثر در موفقيت صدوق استادان بسيار زيادي است که ديده و از خرمن علوم آن‌ها خوشه‌ها برگرفته است. او ابتدا از محضر پدر خود علي بن بابويه درس آموخت و افزون بر آن در مجالس و محافل درسي بزرگان علم و ادب حاضر مي‌شد، به گونه‌اي که بعضي از علما گفته‌اند: تعداد استادان صدوق از دويست نفر متجاوز است. از جمله بزرگاني که صدوق از محضر آنها بهره برده مي‌توان به ابوجعفر محمد بن يعقوب کُليني نويسنده كتاب گرانمايه اصول کافي اشاره کرد.

استادان شيخ صدوق را نمي‌تـوان شمرد، ولي دانشمند محقق مرحوم شيخ عبـدالرحيـم ربانـي شيرازي 252 تـن از آنها را نام برده است که گـروهـي از آنها در زمـره مشـاهيـر بـوده و عبـارتند از:

1 ـ پدرش علي بن بابويه قمي

2 ـ محمد بن حسن وليد قمي

3 ـ احمد بن علي بن ابراهيم قمي

4 ـ علي بن محمد قزويني

5 ـ جعفر بن محمد بن شاذان

6 ـ جعفر بن محمد بن قولويه قمي

7 ـ علي بن احمد بن مهريار

8 ـ ابو الحسن خيوطي

9 ـ ابـو جعفـر محمـد بـن علـي بن اسـود

10ـ ابـو جعفـر محمـد بـن يعقـوب کلينـي

11 ـ احمـد بـن زيـاد بـن جعفـر همـداني

12 ـ علـي بن احمد بن عبدالله قرقي

13 ـ محمد بن ابراهيم ليثي

14 ـ ابراهيم بن اسحاق طالقاني

15 ـ محمد بن قاسم جرجاني

16 ـ حسين بن ابراهيم مکتبي

 

  • کليني و صدوق

پس از مرحوم کليني نويسنده کتاب ارزشمند اصول کافي، صدوق از بزرگترين محدثان عصر خود به شمار مي‌آيد که علاوه بر ضبط و نقل حديث، در علوم ديگر نيز تبحر داشته و تأليفات بسياري از خود به جاي گذاشته است. صدوق سالها از محضر کليني استفاده نموده و به شنيدن و جمع آوري احاديث ائمه عليهم‌السلام مشغول بوده است؛ اما بر خلاف شخصيت علمي کليني که بيشتر از جهت جمع آوري، بررسي و نقل حديث مشهور است، شيخ صدوق در سه زمينه روايت، مباحث کلام و فقه برحسته و ممتاز بوده است.

 

  • شاگردان شيخ صدوق

صدوق، به خوبي دريافته بود که بهترين شيوه براي حفظ و حراست از سخنان پيشوايان دين که در هر زمان ممکن است مورد تعرض و دستبرد قرار گيرد، انتقال به سينه دلسوختگان مکتب اهل بيت مي‌باشد؛ از همين رو با پرورش شاگردان و طالبان دانش، به نگهداري و صيانت از اين ميراث گران بها پرداخت. از ميان مهم‌ترين شاگردان وي مي‌تواند به دانشمند بلند آوازه، محمد بن نُعمان معروف به شيخ مفيد نام برد که خدمات بسياري به جهان اسلام ارائه کرد و آثار به جاي مانده از وي حکايت از وسعت معلومات او دارد.

1 ـ شيخ مفيد

2 ـ محمد بن محمد بن نعمان

3 ـ حسين بن عبدالله

4 ـ هارون بن موسي تلعکبري

5 ـ بـرادرش حسيـن بـن علـي بـن بـابـويه قمـي

6 ـ بـرادر زاده‌اش حسـن بـن حسيـن بـن بـابـويه قمـي

7 ـ حسـن بـن محمـد قمـي (مـؤلف تـاريخ قـم)

8 ـ علـي بـن احمـد بـن عبـاس نجـاشـي (پـدر نجـاشـي)

9 ـ علم الهدي (سيد مرتضي)

10 ـ سيـد ابـو البـرکـات علـي بـن حسيـن جـوزي

11 ـ ابوالقاسم علي خزاز

12 ـ محمد بن سليمان حمراني


منبع:

علي دواني، كتاب مفاخر الاسلام، جلد 3

+ نوشته شده توسط در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 1:5 |
در حكاكی شده بر سنگهای تخت جمشید هیچكس عصبانی نیست. هیچكس سوار بر اسب نیست. هیچكس را در حال تعظیم نمیبینید. هیچكس سر افكنده و شكست خورده نیست .هیچ قومی بر قوم دیگر برتر نیست و هیچ تصویر خشنی در آن وجود ندارد . از افتخارهای ایرانیان این است كه هیچگاه برده داری در ایران مرسوم نبوده است در بین صدها پیكره تراشیده شده بر سنگهای تخت جمشید حتی یك تصویر برهنه و عریان وجود ندارد .
+ نوشته شده توسط در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387 و ساعت 16:50 |
جام جهانی فوتبال جوانان در سال 2009 در چه کشوری برگزار می شود؟

اردوی تیم فوتبال جوانان ایران خرداد ماه در کرواسی برپا می شود
تیم فوتبال جوانان کشورمان نخستین اردوی تدارکاتی خارجی خود را اواخر خرداد ماه سال جاری در کشور کرواسی برپا خواهد کرد.

به گزارش خبرنگار مهر، به دنبال تغییر در برنامه آماده سازی تیم فوتبال جوانان کشورمان، این تیم دهه سوم خرداد ماه با 26 بازیکن اصلی اردوی آماده سازی خود را در یکی از کمپ های مجهز کرواسی برپا خواهد کرد.

تیم فوتبال جوانان پیش از این قرار بود اواخر خرداد ماه در آلمان و شهر بندری هامبورگ اردوی تدارکاتی خود را برپا کند که با تغییر در برنامه های آماده سازی این تیم، اردوی آلمان شاگردان نیکولیچ با تاخیری دو ماهه در مرداد ماه برپا خواهد شد . تیم جوانان ایران خود را برای حضور در مسابقات قهرمانی جوانان آسیا در عربستان آماده می کند.

تیم فوتبال جوانان کشورمان در گروه A مسابقات قهرمانی جوانان آسیا و انتخابی جام جهانی 2009 مصر با تیم های عربستان (میزبان مسابقات) ژاپن و یمن همگروه است . چهار تیم برتر این مسابقات جواز حضور در رقابتهای جام جهانی جوانان (زیر20 سال) که از 10 تا 31 ژوئیه 2009 (20 تیرلغایت 10 مرداد 1388) در کشور مصر برگزارخواهد شد، بدست می آورند.

منبع:خبرگزاری مهر

http://mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=675170


+ نوشته شده توسط در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:28 |

خدا کند تو بیایی و صبح سر بزند

که بی ستاره ترین شب،شب جدایی توست

بیا که دیدن رویت بهشت موعودست

بهشت،آیتی از جلوه خدایی توست

انتظار در پس انتظار،چه روزگار درازی است روزگار اشک و انتظار،در کوچه پس کوچه های بی قراری،به امید آمدن تو به ذکر شمار عاشقی ام پناه می آورم،هر دانه را می اندازم...اللهم عجل لولیک الفرج را اشک باران می سازم و ترانه آمدنت را با آهنگ حزن آلود انتظار می سرایم.با من بگو چگونه از رویش یاس ها ،بگویم وقتی نرگس چشمم در انتظار آمدنت سو سو می زند،یا صاحب الزمان،غروب ها ی جمعه اشک هایم را ناامید ساخته و چاه انتظار،اشک های گونه هایم را بی پاسخ گذاشته است.بیا و زخمهای دلواپسی مان را مرهمی باش عاشقانه . بیا که روز آمدنت ،روز شادی چشم هایم منتظری است که عاشقانه می گریند و بسوی تو بال و پر می گشایند.

برای تعجیل در فرج آقا صلوات فراموش نگردد.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

+ نوشته شده توسط در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:25 |

تا چند

اشك

*

چقدر چله نشینی؟... چهل... چهل... تا چند؟

چقدر جمعه گذشت و نیامدی، سوگند

*

به دانه دانه تسبیح مادرم، موعود!

که بی تو هیچ نیامد به دیدنم لبخند

که روزها همه مثل هم‌اند- سرد و سیاه-

غروب‌ها و سحرهاش خسته‌ام کردند

کشانده‌اند مرا روزها به تنهایی

گمان کنم که مرا منتظر نمی‌خواهند!

*

تو نیستی و جهانم پر از فراموشیست

جهان عاشقی‌ام را غروب‌ها آکند...

تو نیستی که قیامت کنی به آن قامت

تو نیستی که درختان به خویش می‌بالند!

تو نیستی و... چقدر از زمان من باقیست

*

چقدر بی تو بگویم غزل غزل، یکبند

به چشم‌های کسی احتیاج دارد که

زند به شاخه ادراک خاکی‌اش پیوند

به چشم‌های کسی که شبیه یک منجی

زلال، آبی، روشن- شبیه تو- باشند

*

چقدر چله نشینی؟ چقدر ندبه و اشک؟

چقدر بی تو سرودن قصیده‌های بلند؟

*

+ نوشته شده توسط در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:18 |

بنام خداوند جان آفرین

اولین سالگرد البالو ۲۰۰۸فرا رسیده از همه شما دوستان که یاریم کردید با نظرات پر مهرتان صمیمانه متشکرم.

+ نوشته شده توسط در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:4 |

عمری است که از محضر او جا ماندیم

در غربت سرد خویش تنها ماندیم

او منتظر است تا که ما برگردیم

ماییم که در غیبت کبری ماندیم

 

+ نوشته شده توسط در شنبه هفتم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:51 |
مزایا و معایب روش SPECT نسبت به روش PET در پزشکی هسته ای چیست؟

روشهاي( Spect (Single photon emission computed tomography  و 

( Pet( Positron emission tomography در پزشکي هسته اي

Spect در تومو گرافى كامپيو ترى، با راديو نوكلوييدها، يك يا چند آشكار ساز، يك كامپيوتر صفحه نمايش دهنده مورد استفاده قرار مي گيرد. آرايه آشكار سازها در اطراف بيمار حركت مي كند و تغيرات ميزان شمارش اكتيويته با توجه به جذب هاى بخشى از تابش توسط بدن به عنوان تغيرات ژئو مترى به وسيله نرم افزار كامپيوترى محاسبه شده و نهايتآ تصوير مربوطه در صفحه نمايش نشان داده مي شود. اين روش متعاقبآ در جهات ديگر بدن هم تكرار مي شود، بنا بر اين تصوير سه بعدى حاصل خواهد شد. شفافيت و درجه تفكيك در اين تصوير يا اسكن چيزي حدود يك ميلى متر خواهد بود. در واقع يك روش بسيار مشابه به يك تصوير بردارى اشعه ايكس،ولى در مورد اخير هم منبع تابش وهم آشكار سازى در اطراف بيمار حركت مى كند.

SPECT

كاربرد راديو نوكلوييد ها براى Spect ترجيحا بايدهمراه با ساطع کردن فوتون گاماى منفرد باشد و بهترين تصوير شفاف آن با گاماى كم انرژى حاصل مى گردد. در اوايل از Spect براى تصوير بردارى امراض قلبى مغزى استفاده مى شد. به عنوان مثال تزريق پرتكنات سديم در وريد در رابطه با تمور هاى مغزى رفتار متفاوتى از سكته مغزى ظاهر مى نماياند زيرا چنين تمور هايى تمايل زيادى در جذب TC و سرعت كمى در آزاد كردن آن از خود نشان مي دهند. از طرف ديگر در صورت سكته مغزى جذب TC خيلي کند در حاليكه خروج يا رها شدگى آن در قسمتهاى سالم مغز هنوز سريع تر است.

PET با استفاده از تابش هاي ساطع شده از مواد راديواکتيو تصاوير قسمتهاي مختلف بدن راتوليد مي کند. مواد راديواکتيو به درون بدن تزريق مي شوند و معمولاً به دام اتمهاي راديواکتيو مثل کربن -11، فوئور -18، اکسيژن -15 و يا نيتروژن -13 که نيمه عمر کوتاهي دارند، گرفتار مي شوند. اين اتمهاي راديواکتيو ايزوتوپهاي راديواکتيو اتمهاي طبيعي هستند که عمر کوتاهي دارند. با بمباران اتمهاي طبيعي به وسيله نوترون مي توان اين اتم ها را توليد کرد. وقتي مواد راديواکتيو تزريق شده به بدن با الکترونهاي درون سلول برخورد مي کنند، پوزيترون اشعه گاماتوليد مي شود. در روش PET با دنبال کردن اين اشعه هاي گاما تصوير برداري انجام مي شود. 

PET

در يک PETاسکن همانطور که گفتيم ابتدا به بيمار مواد راديواکتيو تزريق مي شود، سپس بيمار روي يک تخت صاف دراز مي کشد.اين تخت به درون يک اتاقک استوانه اي شکل وارد مي شود، در ديواره هاي اين اتاقک دنبال کننده هاي اشعه گاما به صورت آرايه دايره اي شکل قرار گرفته اند. اين دنبال کننده ها يک سري Scintillationدارند که هر کدام به يک تقويت کننده نوري متصل است. اين کريستالها اشعه هاي گاماي ساطع شده از بيمار را به فوتون هاي نور تبديل مي کنند، تقويت کننده نوري اين فوتونها را به سيگنالهاي الکتريکي تبديل کرده و آنها را تقويت مي کند. کامپيوتر اين سيگنالها را پردازش کرده و تصوير را تشکيل مي دهد. سپس تخت بيمار جا به جا شده واين فرآيند تکرار مي شود. در نتيجه يک سري تصوير از عضوي که در آن تزريق شده ( مثل مغز، سينه، کبد و ... ) به دست مي آيد اين تصاوير کنار هم قرار مي گيرند تا يک تصوير سه بعدي از عضو مورد نظر به وجود آيد.

PETمي تواند تصاويري از جريان خون و ديگر فعاليت هاي بيوشيميايي بدن، بسته به اين که چه نوع مولکولي به دام اتمهاي راديواکتيو افتاده است، تهيه کند. به عنوان مثال PETمي تواند تصاويري از متابوليسم گلوکز در مغز تهيه کند. با اين حال مراکز PET کمي در دنيا وجود دارد چون اين مراکز بايد در کنار يک شتابدهنده ذرات ساخته شوند تا بتوان راديو ايزوتوپهاى مورد استفاده در اين روش را تامين كرد .

روشهاى تشخيص در پزشكى هسته اى مبتنى بر استفاده از رديابهاى راديو اكتيو است كه در درون بدن از خود پرتو گاما ساطع مي كنند، اين ردياب ها عمومـاْ ايزوتوپهايى با نيمه عمر كوتاه هستند كه به صورت مواد شيميايى مورد استفاده قرار مي گيرند و فرايند فيزيولوژيكى خاصى را انجام مي دهند. آنها ممكن است به صورت خوراكى يا از طريق تزريق ويا استشاق به بيمار داده شوند. تصاوير ثبت شده بوسيله دوربين توسط پزشك روي مونيتورها يا نمايش گرها براى يافتن علائم يا شرايط غير معمول ملاحظه مىشوند.

هر عضو از نظر شيميايى در بدن به طور متفاوت عمل مىكند . پزشكان و شيميست ها مواد شيميايى را شناسايى كرده اند كه هر يك توسط عضو خاصى جذب مي شود. به عنوان مثال تيروئيد يد را جذب مي كند و مغز مقاديرى گلوكز مصرف مي كند و الى آخر .

راديو هاى تشخيصى جهت بررسى هاى جريان خون در مغز،عملكرد كبد،شش ها قلب،كليه ها يا جهت بررسى رشد استخوان وتاييد شيوه هاى ديگر تشخيص به كار گرفته مي شوند . راديو ايزوتوپهاى مورد استفاده براى منظورهاى تشخيص بايد ساطع كننده پرتو گاما با انرژى كافى باشند كه بتوانند از بدن خارج شوند و نيمه عمر آنها به اندازه كافى كوتاه باشد كه بلافاصله بعد از تصويربردارى آثارى از آن وجود نداشته باشد. تکنسيم- 99m يكى از راديو ايزوتوپ هايى است كه در 80  درصد روش هاى پزشكى هسته اى مورد استفاده قرار مي گيرد و تقريباْ در بر دارند? مشخصات يك راديو ايزوتوپ ايده آل محسوب مي گردد . در پزشكى تشخيصى، همچنين تمايل زيادى وجود دارد كه بيشتر از ايزوتوپهاى توليد شده در سيكلو ترون مثل فلوئور _18 براى CT/PETوPET استفاده شود.

 

روش تکنسيم

شکل1

روش تکنسيم

شکل2

 شکلهاي 1 و 2 نشان دهنده بررسى اسكلت بدن و غده تيروئيد با استفاده از تكنسيم-m99

مقايسه SPECT و PET 

Spect روشي بسيار شبيه PET است با اين متفاوت که ايزوتوپهاي مورد استفاده در اين روش ( که عبارتند از زنون – 133، تکنتيوم – 99 و لودين – 123 ) زمان واپاشي طولانىترى دارند و به جاي تابش 2 اشعه گاما فقط يک اشعه گاما تابش مي کنند. اين روش نيز ميتواند اطلاعاتي در مورد جريان خون و پراکندگي موارد راديواکتيو در بدن ارائه دهد، البته تصاوير آن حساسيت کمتري دارند و جزئيات کمتري را نسبت به تصاوير PET  نشان مي دهند. اما مزيت مهم اين روش نسبت به PET اينست که به گراني آن نيست.

در ضمن تعداد مراکز Spect زيادتر است زيرا در اين روش نيازي نيست که مراکز در کنار يک شتاب دهنده ساخته شوند.

 گردآوري : مژده اصولي

منبع:تبیان

+ نوشته شده توسط در شنبه هفتم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:47 |
کدام یک از مجموعه اشعار استاد گرانقدر قیصر امین پور در زمینه ی شعر نوجوان است؟

قیصر امین‌پور

قیصر امین‌پور هرچند همیشه از مصاحبه گریزان بود؛ اما رسانه‌ها هیچ‌گاه از نامش نمی‌گذشتند. امروز هم خبرها با او شروع شد؛ اما این‌بار خبر، خبر رفتن بود...

قیصر امین‌پور «دستور زبان عشق» را سرود و از دنیا رفت.

او آخرین مجموعه‌ی شعرش را مردادماه به‌دست علاقه‌مندان رساند. این آخری‌ها كارهای چاپ‌نشده‌ی سیدحسن حسینی را به سرانجام رساند و هنوز قرار بود كلیات حسینی فقید زیر نظر او منتشر شود؛ اما...

این شاعر و استاد دانشگاه حدود ساعت 3 بامداد امروز سه‌شنبه هشتم آبان‌ماه در حالی‌كه چندماهی بود 48ساله شده بود، پس از تحمل سال‌ها درد و بیماری بر اثر ایست قلبی درگذشت.

امین‌پور چند سال پیش عمل پیوند كلیه انجام داده بود و چندی قبل نیز یك جراحی قلب را پشت سر گذاشت.

عضو پیوسته‌ی فرهنگستان زبان و ادب فارسی شامگاه گذشته در پی احساس درد به بیمارستان دی تهران مراجعه كرد؛ اما دیگر بیماری را تاب نیاورد و همان‌جا چشم از دنیا فروبست.

آثار قیصر امین‌پور

«دستور زبان عشق» (1386)، «تنفس صبح» و «در كوچه‌ی آفتاب» (1363)، «آینه‌های ناگهان» (1372) و «گل‌ها همه آفتابگردانند» (1380) از مجموعه‌های شعر این شاعر برای بزرگسالان هستند. «گزینه‌ی اشعار» او هم در سال 1378 منتشر شد.

همچنین «توفان در پرانتز» (نثر ادبی) و «منظومه‌ی ظهر روز دهم» (برای نوجوانان) (1365)، «مثل چشمه، مثل رود» (برای نوجوانان) (1368)، «بی‌بال پریدن» (نثر ادبی برای نوجوانان) و «گفت‌وگوهای بی‌گفت‌وگو» (1370)، «به‌قول پرستو» (برای نوجوانان) (1375)، و «سنت و نوآوری در شعر معاصر» (1383) از دیگر آثار امین‌پور هستند.

نگاهی به زندگی قیصر امین‌پور

به گزارش ایسنا، قیصر امین‌پور دوم اردیبهشت‌ماه سال 1338 در گتوند خوزستان متولد شد. تحصیلات ابتدایی را در زداگاهش گذراند و دوره‌ی راهنمایی و دبیرستان را در دزفول سپری كرد. سال 1357 در رشته‌ی دامپزشكی دانشگاه تهران پذیرفته شد؛ ‌اما یك سال بعد، از این رشته انصراف داد و به دانشكده‌ی علوم اجتماعی همین دانشگاه رفت.

در همان سال در شكل‌گیری حلقه‌ی هنر و اندیشه‌ی اسلامی با افرادی چون سیدحسن ‌حسینی، سلمان هراتی، محسن مخملباف، حسام‌الدین سراج، محمدعلی محمدی، یوسفعلی میرشكاك، حسین خسروجردی و... همكاری داشت (گروهی كه بنیانگذاران جوان حوزه‌ی هنری نام گرفتند و بعدترها چهره‌هایی چون سهیل محمودی، ساعد باقری، محمدرضا عبدالملكیان، عبدالجبار كاكایی، فاطمه راكعی و علیرضا قزوه نیز به آنان پیوستند). البته هشت سال بعد یعنی در سال 1366، به‌همراه بسیاری از هم‌دوره‌یی‌هایش، از حوزه‌ی هنری خارج شد. از دیگر نهادهایی كه قیصر امین‌پور در شكل‌گیری آن‌ها نقش داشت، به تشكیل دفتر شعر جوان در سال 1368 می‌توان اشاره كرد.

او در سال 1363 مجددا رشته‌ی تحصیلی خود را تغییر داد و در رشته‌ی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران به تحصیل مشغول شد؛ تا این‌كه در سال 1369 تحصیل در دوره‌ی دكتری این رشته را آغاز كرد و دفاع از رساله‌ی پایان‌نامه‌اش ـ با راهنمایی دكتر محمدرضا شفیعی كدكنی و همكاری دكتر اسماعیل حاكمی و دكتر تقی پورنامداریان ـ با عنوان "سنت‌ و نوآوری در شعر معاصر" در سال 1376 انجام شد.

دكتر امین‌پور كه تجربه‌ی تدریس در مقطع راهنمایی را در فاصله‌ی سال‌های 1360 تا 1362 در كارنامه‌ی خود داشت، از سال 1367 نیز به تدریس در دانشگاه الزهرا (س) پرداخت. اما شروع تدریس او در دانشگاه تهران به سال 1370 برمی‌گردد.

امین‌پور مدتی نیز به فعالیت‌های مطبوعاتی اشتغال داشت.

منبع : ایسنا

 

+ نوشته شده توسط در شنبه هفتم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:40 |

مهدی جان نمی دانم کدامین جمعه می خواهی به چشمان مضطرب عاشقانت پایان دهی و با آمدنت دنیای باشکوه عدالت را بسازی ولی با دلی امیدوار به انتظار می نشینیم و منتظر وعده الهی خواهیم بود شاید همین فردا بیایی،بیا که خون کودکان بی گناه امت جد بزرگوارت که بی شک نفس زکیه هستند به بهای مسلمانی بر زمین می ریزند .بیا که سفیانی ها ظهور کرده اند و می گویند یا با ما باشید یا علیه ما وآیین و دین و جد بزرگوارت را به سخره گرفته اند به بهانه آزادی قلم .

بیا ای امید مستضعفان و ای وعده خدا، بیا که چشم براهیم.

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده توسط در جمعه ششم اردیبهشت 1387 و ساعت 1:54 |

پیوسته ستارگان غماز

                                     گویند به اهل معرفت راز

این طاق رواق عالم پاک

                                 این صحن و سرای صحنه خاک

هر چیز به جای خویش نیکوست

                                بیمارو طبیب و طب و دارو

گر هست ترا مجال بینش

                             بنگر به کتاب آفرینش

از ماه گرفته تا به ماهی

       از قدرت حق دهد گواهی

+ نوشته شده توسط در جمعه ششم اردیبهشت 1387 و ساعت 1:48 |
وقتي به سختي چشمانم را بر روي جهان اسرار آميز گشودم..........

وقتي مادر براي اوليم بار دست هاي مشت كرده مرا دردست خود گذاشت و به من اميد به زندگي بخشيد......

وقتي توانستم پاي كوچك خودرا بر زمين محكم كنم........

وقتي قطرات اشك گونه ام را تر مي كرد.......

وقتي لب به سخن گشودم.........

وقتي از پشت پنجره به ريزش رقص كنان دانه هاي برف نگاه مي كنم........

وقتي به صداي قطرات باران كه از ناودان مي چكد گوش فرا ميدهم...........

وقتي در تنهايي خود غوطه ور مي شوم......

وقتي احساس ياس و نا اميدي وجودم را پر مي كند.........

وقتي در سكوت شب صدايي مي شنوم......

وقتي از شدت ترس قلبم به تپش مي افتد و تا وقتي كه چشمانم را بر روي جهان مي بندم در جست و جوي تو خواهم بود........

هميشه و هر جا در جست و جوي تو هستم گرچه با چشم ظاهر تو را نديده و نخواهم ديد ولي هموراه تو را در كنار خود احساس مي كنم و از اعماق وجود دو ستت دارم..........

                                         تو را اي خداي من..........

+ نوشته شده توسط در جمعه ششم اردیبهشت 1387 و ساعت 1:45 |

گفتند: شکست یعنی تو یک آدم در هم شکسته ای.
گفت: نه. شکست یعنی من هنوز موفق نشده ام.
گفتند: شکست یعنی تو هیچ کاری نکرده ای.
گفت: نه. شکست یعنی من هنوز چیزی یادنگرفته ام.
گفتند: شکست یعنی تو یک آدم احمق بوده ای.
گفت: نه. شکست یعنی من به اندازه کافی جرات و جسارت داشته ام.
گفتند: شکست یعنی تو دیگر به آن نمیرسی.
گفت: نه. شکست یعنی من باید راهی دیگر به سوی هدفم انتخاب کنم.
گفتند: شکست یعنی تو حقیر و نادان هستی.
گفت: نه. شکست یعنی من هنوز کامل نیستم.
گفتند: شکست یعنی تو زندگیت را تلف کرده ای.
گفت: نه. شکست یعنی من بهانه ای برای شروع کردن دارم.
گفتند: شکست یعنی تو دیگر باید تسلیم شوی.
گفت: نه. شکست یعنی من باید بیشترتلاش کنم

+ نوشته شده توسط در جمعه ششم اردیبهشت 1387 و ساعت 1:34 |

 

پسر نوح به خواستگاري دختر هابيل رفت. دختر هابيل جوابش كرد و گفت: نه، هرگز، همسري ام را سزاوار نيستي؛ تو با بدان نشستي و خاندان نبوتت گم شد. تو هماني كه بر كشتي سوار نشدي. خدا را ناديده گرفتي و فرمانش را. به پدرت پشت كردي، به پيمان و پيامش نيز.
غرورت، غرقت كرد. ديدي كه نه شنا به كارت آمد و نه بلندي كوه ها!
پسر نوح گفت: اما آن كه غرق مي شود، خدا را خالصانه تر صدا مي زند، تا آن كه بر كشتي سوار است. من خدايم را لابه‌لاي توفان يافتم، در دل مرگ و سهمگيني سيل.

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:57 |

بعضي وقتها از خودمان مي پرسيم “مگه من چه گناهي كردم كه خدا چنين مشكلي و سر راه من قرار داده؟“

براي جواب اين سوال يك مثال جالب مي زنم: يك روز دختري كه از درس جبر نمره نياورده بود ناراحت از همه جا رفت طرف خونشون‏‏٬وارد خونه كه شد مادرش و ديد  كه داره كيك مي پزه به او گفت“ مامان همش براي من اتفاقاي بد مي افته!“ مادر از او پرسيد كه“ تو كيك دوست داري؟“ دختر جواب داد البته من عاشق دست پخت شما هستم!“ مادر مقداري روغن مخصوص شيريني به او داد٬ دخترك گفت“ اه حالم و به هم مي زنه“ مادر تخم مرغ خام به او پيشنهاد كرد٬ دخترك گفت:“ا ز بوش متنفرم“ اين بار مادر از او پرسيد“ با كمي آرد چطوري؟“ و دختر پاسخ داد كه از همه ي اونها بدش مياد.

مادر با چهراه اي مهربان و متين رو به دخترش كرد و گفت: بله شايد همه اينها به تنهايي به نظرت بد بيايند ولي وقتي هنگامي كه آنها را به شيوه و اندازه مناسب مخلوط مي كني يك كيك خيلي خوشمزه  خواهي داشت.

خداوند نيز اين چنين عمل مي كند٬ ما خيلي وقتها از پيشامدهاي ناگوار پروردگارمان شكايت مي كنيم در حالي كه او فقط مي داند كه اين موقعيت ها براي آمادگي در مراحل بعدي زندگي لازم است و منتهي به خير مي شود .

بايد به خدا توكل كرد و اطمينان داشت كه همه ي اين موقعيتهاي به ظاهر ناخوشايند معجزه مي آفريند.

مطمئن باش كه خدا تو را عاشقانه دوست دارد چون در هر بهار برايت گل مي فرستد و هر روز صبح آفتاب را به تو هديه مي كند.

پروردگار هستي با اينكه مي تواند درهر جايي از دنيا باشد قلب تو را انتخاب كرده است وتنها اوست كه هر وقت بخواهي چيزي بگويي به تو گوش مي دهد و تو فقط بايد صبور باشي و اين مراحل را به خوبي طي كني.

وانسان چه موجود پيچيده اي است و هنگامي كه پاي خالق او به ميان مي آيد ٬پيچيدگي اين دو در هم ضرب مي شود٬چه رقمي به دست مي آيد آيا تصورش براي تو ممكن است؟

پيچيدگي خدا × پيچيدگي انسان = رقمي در حال انفجار...............

                      

                    آن هنگام كه فرياد  زدم “خداياااااااااااااااا تو كجايي؟“

           ندايي آرام به گوشم رسيدو گفت:“ من اينجايم تو كجايي؟“

http://fordpb.blogfa.com/

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:54 |
دانشمند بزرگ دنیای اسلام، محمد بن نعمان حارثی، به چه نامی معروف است و چه کسی موجب ملقب شدن او به این نام گردید؟

واقعا تو مفیدی!!

كاشی

روزى قاضى عبدالجبّار در بغداد در مجلسی حضور داشتند، كه در این هنگام شیخ مفید وارد مجلس شد، و در پائین مجلس نشست، و پس از مدتى، رو به قاضى كرد و گفت: من از تو در حضور این علماء سؤالى دارم.

قاضى گفت: بپرس .

شیخ مفید گفت: شما در مورد این حدیث چه می‌گویید كه پیامبر (ص) در غدیر فرمود: "مَن كُنتُ مَولاهُ فَعَلىٌ مَولاه" كسى كه من رهبر او هستم، پس على (ع) رهبر او است. آیا این حدیث، مسلّم و صحیح است كه پیامبر (ص) در روز غدیر فرموده است؟

قاضى گفت: آرى، حدیث صحیح می‌باشد.

شیخ گفت: منظور از كلمه "مولى" چیست؟

قاضى گفت :"مولى" به معنى "اولى" و "بهتر" است .

شیخ مفید گفت: پس با این كه پیامبر (ص) على (ع) را بهتر از دیگران معرفى نموده است، این اختلاف و خصومت بین شیعه و سنى چیست؟

قاضى گفت: این حدیث، روایت است[یعنی نقل قولی بیش نیست]، ولى خلافت ابوبكر، درایت و از روى اجتهاد و درك  می‌باشد، و انسان عادل روایت را همتاى درایت قرار نمی‌دهد [یعنى درایت مقدّم است].

شیخ گفت: شما درباره این گفتار پیامبر (ص) چه می‌گویید كه به على (ع) فرمود:

"حَربُكَ حَربِى وَ سِلمُكَ سِلمى"  جنگ با تو، جنگ با من است ، و صلح با تو با صلح من است.

محمد بن نعمان معروف به شیخ مفید، از علماى برجسته و فقهاء و متكلمین بزرگ و از زهّاد و وارستگان كم نظیر شیعه می‌باشد كه سنى و شیعه او را به علم و كمال قبول داشتند، وى یازدهم ذى قعده به سال 336 متولد شد و در سال 413 در سن 76 سالگى از دنیا رفت، جنازه او را هشتاد هزار نفر تشیع كردند و در حرم كاظمین به خاك سپردند. وى از نوابغ تاریخ است كه بیش از دویست كتاب، تألیف نمود، و اهل تسنن او را بزرگترین عالم از علماى شیعه می‌دانستند.

قاضى گفت: این گفتار بر اساس حدیث صحیح است .

شیخ مفید گفت: نظر شما درباره اصحاب جمل مانند طلحه و زبیر و... كه به جنگ على (ع) آمدند چیست؟

قاضى گفت: اى برادر! آنها كه توبه كردند.

شیخ بی‌درنگ جواب قبلی قاضی را كه در مقابل حدیث غدیر گفته بود، تحویل خودش داد و گفت :اى قاضى! جنگ آنها "درایت" است (حتمى) ولى توبه كردن آنها روایت شده است، و تو در مورد حدیث غدیر گفتى، روایت معادل درایت نیست و درایت مقدم می‌باشد.

قاضى متحیرانه از پاسخ به شیخ، عاجز و درمانده ماند و سر درگریبان فرو برد و سپس گفت: تو كیستى؟

شیخ جواب داد: من محمد بن محمد بن نعمان حارثى هستم .

قاضى از مسند قضاوت برخاست و دست شیخ را گرفت و بر آن مسند نشاند و گفت: "اَنتَ المُفیدُ حَقاً" براستى كه تو انسان مفید [سود بخشى] هستى .

مجلس منقلب شد و چهره‌هاى علماى بزرگ مجلس در هم رفت،

در این اوضاع وقتى قاضى، ناراحتى آنها را دریافت، به آنها رو كرد و گفت: اى علما! این مرد مرا مجاب كرد و در پاسخ او عاجز شدم، اگر كسى از شما قادر به جواب او است، اعلام كند تا او را بر این مسند بنشانم و این شیخ به جاى خود بنشیند.

اما هیچ كس را یارای جوای نبود و هیچ كس دم نزد.

آنچه آن روز اتفاق افتاد به سرعت، دهان به دهان چرخید تا آنكه این موضوع شایع گردید، و موجب شد محمد بن نعمان؛ داشمند بزرگ داستان ما؛ به شیخ مفید ملقب و معروف گردد.


با اندكی تصرف از: داستان دوستان - جلد دوم - محمد محمدى اشتهاردى

 

ابن شهرآشوب

از وی چنین یاد می كند: "شیخ مفید، ابوعبدالله محمد بن نعمان حارثی بغدادی عكبری: ... شاگرد ابوجعفر ابن قولویه، و ابوالقاسم علی بن محمد رفاء، و علی بن ابی الجیش بلخی بود.حضرت صاحب الزمان صلوات الله علیه او را ملقب به "شیخ مفید" نمودو من علت آن را در كتاب "مناقب آل ابی طالب" ذكر كرده ام. او مولف حدود دویست كتاب بزرگ و كوچك است ..." (4)علامه حلی از این دانشمند عظیم الشأن سخن گستر، بهتر و روشن سخن گفته و می نویسد: "محمدبن محمدبن نعمان مكنّی به "ابوعبدالله" و ملقب به "مفید" است. درباره علت نامگذاریش به "مفید" حكایتی است كه ما آن را در كتاب بزرگ خود، در رجال، آورده ایم. مفید معروف به "ابی المعلم" بود و از بزرگترین مشایخ شیعه و رئیس و استاد آنهاست. كلیه دانشمندان ما كه بعد از وی آمده اند از دانش او استفاده نمودهاند. فضل و دانش او در فقه و كلام و حدیث مشهورتر از آنست كه به وصف آید. او موثق ترین و داناترین علمای عصر خود بود. ریاست علمی و دینی طائفه شیعه امامیه در زمان او به وی منتهی گشت..."

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:51 |
اولین دوره مسابقات جام در جام باشگاه های آسیا در چه سالی با قهرمانی چه تیمی همراه بود؟

تاريخچه ليگ قهرمانان آسيا

تاريخچه ليگ قهرمانان آسيا

ششمين دوره مسابقات ليگ قهرمانان آسيا در حالي از روز چهارشنبه 22 اسفندماه سال 1386بصورت رسمي آغاز شد که سايپا به عنوان قهرمان ليگ برتر و سپاهان به عنوان قهرمان جام حذفي ايران به مصاف حريفان آسيايي مي روند.

در پنج دوره گذشته ليگ قهرمانان آسيا 7 تيم ايراني شرکت کردند که تيم فوتبال سپاهان موفق شد با حضور در ديدار نهايي فصل گذشته اين مسابقات، آرزوي موفقيت باشگاه هاي کشورمان را در اين رقابتها تحقق بخشيد و اين انگيزه را در بين تيم هاي ايراني بوجود آورد که مي توان با برنامه ريزي صحيح حتي به قهرماني در اين مسابقات هم دست يافت.

پيش از عنوان نايب قهرماني سپاهان، تيم پاس تهران با حضور در جمع هشت تيم پاياني اين مسابقات، موفقترين باشگاه ايراني در ليگ قهرمانان آسيا نام گرفته بود. البته افتضاح حذف استقلال از گردونه اين مسابقات به علت ارسال فهرست نفرات خود خارج از موعد مقرر، بزرگترين شکست تيم هاي ايراني در اين مسابقات محسوب مي شود، خاطره تلخي که تا سالها از ذهن دوستداران فوتبال و به ويژه هواداران تيم استقلال محو نخواهد شد.

 

شکل گيري ليگ قهرمانان آسيا:

تاريخچه ليگ قهرمانان آسيا

تا سال 2002 مسابقات فوتبال درقاره آسيا تحت سه عنوان جام باشگاه ها، جام در جام و سوپرجام باشگاه هاي آسيا برگزار مي شد اما کميته برگزاري مسابقات باشگاهي دراين قاره پس از پايان مسابقات در سال 1-2000 تصميم گرفت همانند رقابت هاي اروپايي با ادغام اين سه جام بازي ها را در قالب ليگ قهرمانان آسيا برگزار کند.

همچنين درکنار اين جام براي تيم هاي درجه سوم آسيا مسابقات ديگري به نام جام اتحاديه AFC در نظر گرفته شد تا اين تيمها فرصت حضور در بازهاي قاره اي را از دست ندهند.

در رقابتهاي جام باشگاه هاي آسيا که از سال 1967 آغاز شد و البته از سال 1972 (که نيمه تمام باقي ماند) تا سال 1985 برگزار نشد، تيم هاي کره جنوبي با 6عنوان قهرماني (سوون بلووينگر و پوهانگ استيلرز هر کدام دو بار و دوو رويالز و ايلهواچونما هر کدام يک بارعنوان پر افتخارترين کشور را در 21 دوره برگزاري اين مسابقات از آن خود کردند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه پنجم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:46 |