تبليغاتX
رابطه پنهانی
نام آخرین نایب خاص امام زمان علیه السلام در دوران غیبت صغری چیست؟
 

اولین نایب خاص حضرت مهدی عثمان بن سعید عمری است. وی در میان شیعیان به امانت و عدالت مشهور بود و کس در عظمت و بزرگواری وی تردید نداشت. او دارای دو کنیه (ابو عمرو و ابو محمد) و چهار لقب بود. امام حسن عسکری (ع) خانواده خود را به دست عثمان بن سعید می­سپارد. مرکز فعالیت وی بغداد بود. هنگام فوت 45 ساله بود و هم­اکنون در بغداد قبرش زیارتگاه معروفی است. در مقام ایشان همین بس که حضرت مهدی (عج) اندوهگین شدند و نامه­ای برای عرض تسلیت در سوگ ایشان تحریر نمودند.


دومین نایب: ابوجعفر محمدبن عثمان بن سعید عمری است. ایشان فرزند نائب اول و در زمان حیات پدرش از طرف امام حسن عسکری به نیابت امام غایب معرفی شدند. ایشان به مدت 50 سال وکیل امام مهدی (عج) بودند. در این کتاب درباره استمداد شیعیان از نایب دوم برای حل گرفتاریهای شخصی توسط حضرت مهدی (عج) مطالبی ارائه شده است.


در این زمان بود که مدعیان دروغین نیابت سربرآورده و هرکدام ادعایی مبنی بر نیابت خاص از طرف مهدی (عج) داشتند. افرادی چون: احمدبن هلال عبرتائی، ابومحمدحسن شریعتی و ... . احادیث ، چگونگی دیدار با امام زمان، مدت نیابت و وفات ایشان از دیگر موارد مورد بررسی در این قسمت است.


سومین نایب اما عصر(عج) ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی است. او از مشهورترین افراد خانواده نوبختی بود. محمدبن عثمان از دو یا سه سال قبل از وفات خود با ارجاع بعضی از شیعیان به نوبختی که اموالی از سهم امام و غیر آن پیش او می­بردند زمینه را برای نیابت وی هموار نمود همچنین بارها بزرگان و رؤسای شیعه را جمع نمود و جانشین خود را بنا به دستور امام معرفی کرد. ایشان بنابر گواهی مورخین و محدثین، خردمندترین شخص زمان خود نزد دوست و دشمن بوده و بر اوضاع سیاسی و اجتماعی زمان خود شناخت کامل داشته است.همچنین وی در اتخاذ عاقلانه­ترین تصمیم زبانزد بوده است. اینها عواملی برای برتری یافتن وی بر 9 وکیل دیگر محمدبن عثمان بود. جنبه سیاسی زندگی وی، چگونگی آغاز کار، مقام علمی، کرامات، مکاشفات، مدت نیابت، زمان وفات، تالیفات و آثارشان از دیگر مسائل بیان شده در این بخش از کتاب است.


چهارمین و آخرین نایب خاص امام زمان (عج) ابوالحسن علی بن محمد سمری است که کنیه­اش ابوالحسن می­باشد. موثق بودن و جلالت و قدر ایشان مشهورتر از آن است که ذکر شود و نیابتش از طرف امام زمان (عج) به وصیت ابوالقاسم حسین بن روح صورت گرفت. او از خانواده­ای متدین و شیعه بوده و همین اصالت خاص خانوادگی او باعث شد که در نیابت با مخالفت چندانی مواجه نگردد. برخی بستگان سمری را از کارگزاران امام رضا دانسته­اند. ایشان از اصحاب نزدیک امام حسن عسکری (ع) بودند. مدت نیابتشان سه سال و زمان وفاتشان نیمه شعبان 329 ه.ق بوده است.

http://209.85.175.104/search?q=cache:0UNiivmgZ74J:www.lsf.ir/bookview.php%3Fid%3D16+%22%D8%A2%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D9%86+%D9%86%D8%A7%DB%8C%D8%A8+%D8%AE%D8%A7%D8%B5+%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85+%D8%B2%D9%85%D8%A7%D9%86+%22&hl=en&ct=clnk&cd=3
منبع:
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387 و ساعت 0:38 |
یکی بود یکی نبود وقتی خورشید طلوع کرد از پشت پنجره کلبه ای قدیمی،شمع سوخته ای را دید که از عمرش لحظاتی بیش نمانده بود.به او پوزخندی زد و گفت:دیشب تا صبح،خودت را فدای چه کردی؟
شمع گفت:خودم را فدا کردم تا که او در غربت شب غصه نخورد.
خورشید گفت:همان پروانه که با طلوع من تو را رها کرد!
شمع گفت:یک عاشق برای خوشنودی معشوق خود همه کار می کند و برای کار خودهیچ توقعی از او ندارد زیرا که شادی او را شادی خود می داند
خورشید به تمسخر گفت:آهای عاشق فداکار،حالا اگر قرار باشد که دوباره به وجود آیی،دوست داری که چه چیزی شوی؟ شمع به آسمان نگریست و گفت: شمع...دوست دارم دوباره شمع شوم
خورشید با تعجب گفت:شمع؟؟
شمع گفت:آری شمع...دوست دارم که شمع شوم تا که دوباره در عشقش بسوزم وشب پروانه را سحر کنم،خورشید خشمگین شد و گفت:چیزی بشو مانند من تا که سالها زندگی کنی،نه این که یک شبه نیست و نابود شوی!
شمع لبخندی زد و گفت:من دیشب در کنار پروانه به عیشی رسیدم که تو در این همه سال زندگیت به آن نرسیدی...من این یک شب را به همه زندگی و عظمت و بزرگی تو نمی دهم.
خورشید گفت:تو که دیشب این همه لذت برده ای پس چرا گریه می کنی؟
شمع با چشمانی گریان گفت:من از برای خودم گریه نمی کنم،اشکم از برای پروانه است که فردا شب در آن همه ظلمت و تاریکی شب چه خواهد کرد و گریست و گریست تا که برای همیشه آرامید
---------------------------- 
هر كجا كه هستی ، هركجا خودت را یافتی ، از هر آنچه كه داری لذت ببر ، به تمامی لذت ببر . هر جا كه هستی و از هر چه كه در دسترس است ، احساس سپاس و نیایش داشته باش

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387 و ساعت 0:31 |
شأن نزول آیات 95 الی 97 سوره نحل چیست؟

برای گرفتن جواب به این آدرس برید

http://www.qaraati.net/tafsir/

ممنون از توجه شما

یک سر هم به ادامه مطلب بزنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387 و ساعت 0:28 |

کدام حیوان آب دریا می نوشد؟

آلباتروس‌ها آب دریا را می نوشند تا تشنگی خود را برطرف کنند .این حیوانات دارای اندامی تصفیه کننده هستند که نمک اضافی آب دریا را جدا و از بدن آلباتروس ها دفع می کند.

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه سی ام مرداد 1387 و ساعت 17:7 |

نام دعای که از امام صادق علیه اسلام در مورد حضرت مهدی علیه السلام نقل شده است؟

دعای عهد


متن پیمان و سرودی است از شیعه ی دل سوخته ی چشم به راه آرزومند دیدار و یاری محبوب پرده نشین ِ طرید. او آرزو می کند یاری و نصرت و ابراز مهر بی دریغ عزیز مصر هستی را در هنگامه ظهور وحضور آن حضرت. انشاء کننده ی آن امام صادق علیه السلام است و گاه آن، هر سپیده در پس فریضه ی الهی صبحگاهی. در آن با پروردگار جهان و جهانیان، آورنده کتاب تکوین و تدوین نجوا می کند و از او سراغ ولی اولیا (قائم آل محمد) که درود خدا بر او باد را می گیرد و نام ها می برد تا به زیباترین ها می رسد و آن گاه شهادت در برابر دیدگان او را می خواهد. و تمام این سرود در چهل روز است که در انجام آن از معبود می خواهد که مهر او از مرز زندگی دنیوی بگذرد و در دیگر نشئه(برزخ) نیز رابطه مودت او قطع نشود و در هنگامه ظهور، در رکاب مولایش به ستیز با کافران و مشرکان و منافقان بپردازد.

شنیدن دعا ...

 

DOWNLOAD

منبع:تبیان
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه سی ام مرداد 1387 و ساعت 0:37 |
کدام کتاب در مورد امام زمان علیه السلام می باشد؟

چرا درباره غیبت كتابى نمى‏نویسى؟

شیخ طوسى (ره) به واسطه، از مشایخ اهل قم نقل فرموده كه: على ‏بن‏الحسین، پدر شیخ صدوق، دخترعموى خود را به همسرى گرفت و از او فرزندى پیدا نكرد لذا نامه نوشت‏ به ابوالقاسم حسین بن روح (ره) كه از حضرت ولى عصر(عج) بخواهد كه دعا بفرماید تا خداوند، فرزندانى فقیه، روزى او فرماید. پس جواب آمد كه تو از این زن داراى فرزند نمى‏شوى و زود باشد كه جاریه‏اى دیلمیه را مالك شوى كه دو فرزند فقیه، از او نصیب تو گردد. و بعد سه فرزند خداوند به او عطا فرمود یكى محمد - صدوق معروف - و دیگر حسین كه این دو برادر دو فقیه ماهر بودند و روایاتى حفظ داشتند كه دیگران، از اهل قم، حفظ نداشتند و دیگر برادر آنها به نام حسن كه فرزند وسط به شمار مى‏رفت و سرگرم به عبادت و زهد بود ولى از فقه بهره‏اى نداشت. محمد بن سوره قمى مى‏گوید: هر گاه آن دو فرزند فقیه و بزرگ ابن بابویه روایتى را نقل مى‏كردند مردم از حفظ آن دو تعجب مى‏كردند و مى‏گفتند این مرتبه و حالت، امتیازى براى شما دو نفر است كه به بركت دعاى امام (عج) نصیب شما شده و این مطلب در میان اهل قم مستفیض و شایع بود. (1)

حسین‏ بن‏عبدالله مى‏گوید: شنیدم كه شیخ صدوق مى‏فرمود: من به دعاى صاحب‏الامر(ع) متولد شدم و بدین موضوع افتخار مى‏كرد. (2) و از محقق بحرانى نقل شده كه فرموده: شیخ صدوق (ره) و برادرش به دعاى حضرت صاحب‏الامر(عج) متولد شدند. (3)

یكى از آثار قلمى رئیس المحدثین شیخ صدوق كتاب اكمال‏الدین اوست كه پیرامون حضرت ولى عصر(عج) تألیف فرموده و وجود و غیبت امام ‏زمان و ظهور آن حضرت را در این كتاب با اخبار اهل ‏بیت علیهم السلام مورد تحلیل قرارداده و اثبات مى‏كند. وى در مقدمه كتاب یاد شده راجع به ‏انگیزه‏ خود بر تالیف ‏آن‏ كتاب‏ چنین‏ مى‏نگارد:" چیزى‏ كه ‏مرا به ‏تالیف ‏این ‏كتاب ‏وا داشت، این ‏بود كه ‏چون ‏به ‏خواسته و مراد خودم كه زیارت حضرت على بن موسى‏الرضا(ع) بود، رسیدم به نیشابور آمدم و در آنجا اقامت كردم و مشاهده نمودم اكثر كسانى كه به نزد من رفت و آمد مى‏كردند راجع به جریان غیبت امام زمان علیه السلام دچار تحیّر و سرگردانى شده و در امر قائم آل محمد(ص)، به شبهه افتاده‏اند و از مسیر تسلیم و پذیرش به اظهار نظر و قیاس، روى آورده‏اند. من براى ارشاد و هدایت آنان به راه راست، با ذكر اخبارى كه از پیغمبر و امامان علیهم السلام  وارد شده كوشش و تلاش بسیار كردم . بعد از مدتى مرد بزرگی از اهل فضل و خرد به نام شیخ نجم‏الدین ابو سعید محمد بن ‏الحسن از بخارا در شهر قم  بر ما وارد شد. من از دیر زمان آرزوى ملاقات او را داشتم و براى جنبه دیانت و فكر استوار و اندیشه‏هاى بلند او مشتاق دیدارش بودم پس خدا را بر این نعمت و رسیدن به آرزویم و بر دوستى و محبت و صفاى او شكر كردم، تا یك روز كه با من مشغول صحبت‏ بود نقل كرد كه در بخارا به مردى از بزرگان فلاسفه واهل منطق برخورد كرده و از او درباره حضرت قائم سخنى را شنیده كه موجب تحیّر و شك و شبهه‏اش در موضوع غیبت امام زمان (عج) و انقطاع خبر آن حضرت شده است . من در اثبات وجود امام زمان (ع) مطالبى براى آن شخص فاضل و دوست‏ با صفا گفتم و اخبارى را از پیغمبر و ائمه، راجع به غیبت امام زمان (ع) برایش ذكر كردم كه شك و شبهه‏اش مرتفع گردید و قلبش اطمینان یافت و در برابر این اخبار صحیحه كاملا تسلیم شد و از من درخواست كرد كه براى او كتابى در این موضوع بنگارم و من وعده دادم كه خواسته او را در آتیه انجام دهم . در این میان شبى درباره خانواده و فرزندان و برادران و نعمتى كه پشت ‏سر گذاشته بودم، فكر مى‏كردم ناگهان خواب بر من غلبه كرد. در خواب دیدم گویا در مكه‏ام و بر گرد بیت‏الله الحرام طواف مى‏كنم و در دور هفتم مى‏باشم و به نزد حجرالاسود آمده‏ام، دست ‏بدان مى‏كشم و آن را مى‏بوسم و مى‏گویم:

«امانتى ادیتها و میثاقى تعاهدته لتشهد لى بالموافاة.»؛ امانت ‏خود را ادا كرده و عهد و پیمانم را مواظبت نمودم تا به وفادارى من شهادت و گواهى دهى .

در این هنگام مولایم حضرت قائم (ع) را دیدم كه بر در خانه كعبه ایستاده بود. من با قلب مشغول و فكر پریشان نزدیك شدم آن حضرت با فراست، راز درونم را از چهره‏ام دانست پس سلام كردم و جواب سلامم را دادند سپس فرمود:

« لم لا تصنف كتابا فى ‏الغیبة حتى تكفى ما قدهمك؟»؛ چرا درباره غیبت كتابى تالیف نمى‏كنى تا اندوه دلت را برطرف كنى؟ عرض كردم: اى فرزند پیامبر، درباره غیبت چیزهایى تصنیف كرده‏ام .

فرمود: بدان روش و سبك تو را امر نمى‏كنم كه كتاب بنویسى، بلكه الان كتابى در غیبت ‏بنویس و غیبت هایى را كه پیامبران داشته‏اند ذكر كن!

این را فرمودند و سپس رفتند. من هراس زده از خواب برخاستم و تا طلوع صبح به دعا و گریه و درد دل و شكایت مشغول بودم. صبح كه فرا رسید؛ در پى امتثال امر ولى‏الله و حجت الهى شروع به تالیف این كتاب كردم در حالى كه از خداوند، استعانت جسته و بر او توكل مى‏كنم و از تقصیرات خود طلب آمرزش مى‏نمایم. (4)

پى‏نوشت ها:

1. منتخب‏الاثر، ص 385.

2. همان .

3. مقدمه معانى‏الاخبار، طبع جدید، ص‏13.

4. كمال‏الدین و تمام النعمة، صص 4-2.

نقل از كتاب «عنایات حضرت مهدى موعود به علما»، صص‏46-42.

+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387 و ساعت 1:7 |

غربت آن نیست که تنها باشی

غرق درغصه،در غم باشی

غربت آن نیست که چون قطره آب

تشنه دیدن دریا باشی

دریای منی مهدی جان ،بیا

+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 و ساعت 0:35 |

آقاجان حیف نیست ماه شب چهارده پشت ابرهای تیره و پاره پاره پنهان بماند؟حیف نیست دیده را شوق وصال باشد ولی فروغ دیده نباشد؟!

امشب ز کرم حق،گوهری داد به نرجس

وز برج ولایت قمری داد به نرجس

خوش باش که حق بال و پری داد به نرجس

برخیز که زیبا پسری داد به نرجس

 

+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 و ساعت 0:34 |
در کدام کتاب آسمانی اسم امام زمان علیه السلام، قائم می باشد؟

 

عقیده به ظهور حضرت مهدى(علیه السلام)از نظر اقوام و ادیان

اصالت اعتقاد به ظهور مُنجى

انتظار ظهور «منجى» در بین یهود و نصارى

مسیح هاى دروغین

عقاید اقوام مختلف جهان درباره مصلح موعود

اسامى مقدّس حضرت مهدى(علیه السلام) در كتب مذهبى اهل ادیان

ادیان و نوید ظهور موعود

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 و ساعت 0:30 |

آمدی ،آمدی برای چشمهای دخترکان گوشه‌های زخمی زمین تا دیگر جایی از دنیا درد نکند تا پرنده‌ای آه نکشد و بی آشیانه‌ای تا امید نمیرد.ودستهای مردمان این کهکشان بزرگ همیشه پر باشد از سخاوت و مهربانی بی دغدغه یک لقمه نان .چشمان نرگس خاتون روشن خبر آمدنت گلوی جمعه‌‌‌‌‌ها را پر از فریاد کرده است .

شنیده‌ام که امشب ماه از شرم نور وجودت پرده حجاب زمین را بروی خود می کشد ای باقیمانده خدا بر روی زمین مرا بکسی نسپار.

آقاجان تولدت  مبارک است برای زمین و زمینیان

اللهم عجل لولیک الفرج©

+ نوشته شده توسط در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387 و ساعت 0:19 |

به شوق ظهور چشمک می زنند کوچه ها و خیابان ها و شیعه لب ریز از غرور انتظار،تورات و انجیر و زبور هم وقتی زبان می گشایند از رسیدن مهدی خبر می دهند از جنس خدا،حتی اگر یک روز از عمر دنیا مانده باشد.

 شهر نور باران شده ، دعا می کنیم ،دعا کن ،دعا کن که چراغ این دل بی قرار ما هم روشن شود.

+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 و ساعت 21:20 |

 

Français

 

Русский

 

 

+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 و ساعت 16:14 |
 آپ کا اسم گرامي 
 آپ کا نسب نامہ 
 آپ کا حليہ مبارک 
 آپ کي کنيت 
 آپ کے القاب 
 قرآن اور حضرت امام مھدي عليہ السلام 
 حضرت امام محمد مھدي عليہ السلام 
 امام زمانہ کا قيام 
 حضرت امام مہدي عليہ السلام کے اصحاب 
 حضرت مہدي کے انصار 
 سنت محمدي کو زندہ کرنا 
 دنيا کے سو نجوميوں کا متفقہ فيصلہ اوران کے حساب سے تاريخ ظہور امام مہدي عليہ السلام 
 سرزمين ايران کا مشہور ستارہ شناس حکيم جاماسپ اور اطلاع ظہور امام مہدي عليہ السلام يا بادشاہ ديں کي آمد
+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 و ساعت 16:6 |
 ولادة الإمام المهدي (عليه السلام) 
 الامام المهدي (عج) في سطور 
 إمامة الإمام المهدي (عليه السلام) المبكرة 
 غيبة الإمام المهدي (عليه السلام) الكُبرى 
 قدرة الإمام المهدي (عليه السلام) على تغيير حركة التاريخ 
 المهدي (عليه السلام) في الديانة المسيحية 
 المهدي (عليه السلام) في المعتقدات الهندية 
 المهدي (عليه السلام) في معقتدات الزرادشتية 
 توقيت الظهور 
 الامام المهدي في كلام امير المومنين 
 بشائر القرآن بالامام المهدي 
 اسئلةحول الامام المهدي عجل الله تعالى فرجه الشريف 
 مناجاة شعبانية 
 افراح 
 البوم التصاوير 
 خلفيات الشاشة 
 ملف ولادة صاحب العصر و الزمان عام 1428 
 ملف المهدي (ع) من الولادة الي الظهور عام1427 
+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 و ساعت 16:4 |
 چهره امام مهدی علیه السلام در آیینه القاب 
 سه گام برای بیعت با امام عصر(عج) 
 غیبتی در حضور 
 هدایت‌های حضرت مهدی(عج) 
 طاووس بهشتیان 
 مفهوم انتظار 
 نشانه‌های ظهور 
 عرضه اعمال بر امام زمان(عج) 
 بقیة الله؛ انسان كامل 
 انتظار یعنی مقابله با ظلم 
 برداشت‌های انحرافی از انتظار 
 عطر حضور 
 خصوصیات جامعه امام زمان(عج) 
 میر مهر(1) 
 میر مهر(2) 
 جزیره خضراء و مثلث برمودا كجاست؟ 
 ادعیه و زیارات امام زمان علیه السلام(همراه با فایل صوتی) 
 منظومه احساس 
 در انتظار یار 
 نوای شادی (مولودی خوانی) 
 در محضر خوبان(سخنرانی استاد رضا الهی) 
 سوره دوازدهم ؛ یوسف زهرا علیهاالسلام ( کلیپ )
 كلیپ صوتی مدح حضرت امام زمان(عج) از مرحوم آغاسی 
 پاسخ به سوالات شما در باب مهدویت 
 كتابخانه مهدوی 
 ویژه‌نامه‌های سال‌های گذشته 
 متن پیامك جهت عید نیمه شعبان 
 تصاویر ویژه متحرک 
 تصاویر ویژه 
 Screensaver 
+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 و ساعت 15:57 |

ایجاد نیم فاصله در مایکروسافت ورد

کی‌برد

نیم فاصله کاربردهای زیادی برای نگارش در زبان فارسی دارد، بطور مثال به سه نگارش از “می‌شود” دقت کنید. کدام‌یک از نظر زیبایی و نگارش صحیح‌تر است؟ “میشود”، “می شود”، “می‌شود”

 واضح است که نگارش آخر به دلیل وجود نیم‌فاصله بین حروف ی و ش صحیح می‌باشد. قبلا در مقاله "وبلاگ نویس‌ها، زیباتر بنویسید!" برنامه " traylayout" را برای ایجاد نیم فاصله برای افرادی که بصورت پیش فرض این امکان را روی نرم افزار word ندارند معرفی کرده بودیم.

روش دیگر برای ایجاد تنظیمات نیم‌فاصله به این صورت است:

در برنامه Word، به منوی Insert رفته و گزینه Symbol را انتخاب نمایید. در پایین پنچره باز شده قسمتی به نام Character Code وجود دارد که برای جستجوی کاراکترها از طریق کد اسکی آنها می‌باشد. برای پیدا کردن نیم‌فاصله از بین‌همه کد کافی‌است که در این قسمت 200c را وارد کنید. حال بر روی دکمه Shortcut Key کلیک کنید. در پنجره جدیدی که باز می‌شود در قسمت Press new shortcut key کلیدهای Ctrl و بعد Space را همزمان بزنید(یا ترکیب دیگری از کلید‌ها). حال برای اتمام کار و تایید دکمه Assign را بزنید. از این به بعد شما برای نگارش نیم‌فاصله در متون فارسی بطور صحیح کافیست کلیدهای Ctrl + Spce  را بزنید.

 

منبع: وبلاگ sinac

+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 و ساعت 15:35 |
سوال ویژه سایت تبیان به مناسبت میلاد آخرین منجی عالم بشریت به شکل یک جورچین طراحی شده است . قطعات این جورچین در لابلای مطالب ویژه نامه های سال های گذشته سایت تبیان در خصوص میلاد امام زمان (عج) قرار داده شده است . یافتن این قطعات و کنار هم قراردادن آنها شما را به سوال ویژه و پاسخ آن راهنمایی خواهد کرد.

با جواب دادن به این سئوال علاوه بر ده امتیاز می توانید در قرعه کشی سکه طلا هم شرکت کنید

متاسفانه سئوال بسیار مشکل بود توانستم چند تا از جورچین ها رو ٫یدا کنم اما بدلیل اینکه تعداد صفحات مربوط به سئوال زیاد بود نتوانستم به جواب برسم فقط ادرس چند صفحه که تونستم جورچینها رو پیدا کنم براتون می زارم

http://www.tebyan.net/Religion_Thoughts/Articles/TheInfallibles/ImamMahdi/2004/9/30/21374.html

http://www.tebyan.net/Religion_Thoughts/Articles/TheInfallibles/ImamMahdi/2004/9/30/21372.html

http://www.tebyan.net/Religion_Thoughts/Articles/TheInfallibles/ImamMahdi/2004/9/30/21371.html

+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 و ساعت 15:34 |
کدام آیه قرآن کریم در مورد اختصاص رهبری به رسول و اولوالامر است؟

 
جواب در ادامه مطلب

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 و ساعت 1:1 |
عدد ماخ را تعریف کنید؟ آیا این عدد کمیتی ثابت است؟ توضیح دهید.

جواب در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و ششم مرداد 1387 و ساعت 0:58 |

دستم به دامانت در این آغاز فصل سرد

آخر سکوت تو غزل را می کُشد بر گرد!

آوار غم بر شانه های شهر را بنگر

شعری بخوان آرامشی پیدا کند این درد

پرواز هم تا انتها تا عشق ممکن نیست

بی تو تمام آسمانها می کنندم طرد

دنبال چشمانت کجا باید کبوتر شد؟

ای کاش دل یک آسمان آیینه می آورد

دیگر برای انتظارت گریه مرهم نیست

آقا ، بگو این بغض سنگین را چه باید کرد؟

محبوبه بزم آرا

+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387 و ساعت 23:20 |

 

فروغ بخشِ شبِ انتظار ، آمدنی ست

نگار ، آمدنی غمگسار ، آمدنی ست

به خاک کوچه دیدار آب می پاشند

بخوان ترانه شادی که یار آمدنی ست

ببین چگونه قناری ز شوق می لرزد

مترس از شب یلدا ، بهار آمدنی ست

صدای شیهه رخش ظهور می آید

خبر دهید به یاران ، سوار آمدنی ست

بس است هر چه پلنگان به ماه خیره شدند

یگانه فاتح این کوهسار ، آمدنی ست

مرتضی امیری اسفندقه
+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387 و ساعت 23:5 |

بي تو هر لحظه بود سالي بيا

بي تو هر جمعه بود خالي بيا

بي تو من تنهاي تنهايم بيا

مهدي اي پايان غم هايم بيا

+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387 و ساعت 10:12 |

مولا شنیدم لاله ها را دوست داری
آیینه های آشنا را دوست داری

با یاد قرآنی که بر نی خوانده می شد
صوت مناجات و دعا را دوست داری

مولا شنیدم نی حکایت کرد از تو
می گفت: دل های رها را دوست داری
می گفت: هر چند از جدایی می گریزی
اما تو سرهای جدا را دوست داری
مولا شنیدم در مقام آسمان ها
تنها زمین کربلا را دوست داری
از اهل بیتت, از دلت پیداست, بسیار
آتش گرفتن در خدا را دوست داری

مولا اگر چه این لیاقت را ندارم
اما بگو: آیا تو ما را دوست داری؟؟؟

+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387 و ساعت 1:17 |

داغ تنهایی

 

آن قدر با آتش دل ساختم تا سوختم

 


بی تو ای آرام جان یا ساختم یا سوختم

 


سردمهری بین که هر کس بر آتشم آبی نزد

 


گرچه همچون برق از گرمی سراپا سوختم

 


سوختم اما نه چون شمع طرب در بین جمع

 


لاله ام کز داغ تنهایی به صحرا سوختم

 


همچو آن شمعی که افروزند پیش آفتاب

 


سوختم در پیش مه رویان و بیجا سوختم

 


سوختم از آتش دل در میان موج اشک

 


شوربختی بین که در آغوش دریا سوختم

 


شمع و گل هم هر کدام شعله ای در آتشند

 


در میان پاکبازان من نه تنها سوختم

 


جان پاک من رهی خورشید عالمتاب بود

 


رفتم و از ماتم خود عالمی را سوختم

رهی معیری

منبع:http://sorahiah.blogfa.com/

+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387 و ساعت 23:11 |
مواد ضد بو و ضد عرق مثل مام ها چگونه بوی بد عرق را از بین می برند؟

جلوگیری از بوی بد عرق


استفاده از مواد ضد عرق و ضد بو (دئودرانت ها و مام ها) باعث کوچک شدن سلول های عرق می شوند و ترشحات عرق را کم می کنند، لذا استفاده از مواد مذکور که دارای نشان استاندارد و تاییدیه باشند، در بر طرف کردن بوی بد عرق تاثیر به سزایی خواهند داشت.

دکتر غلامحسین غفارپور، متخصص بیماری های پوست و مدیر گروه پوست دانشگاه علوم پزشکی ایران در گفت و گو با ایسنا واحد علوم پزشکی ایران اظهار داشت: پوست بدن در تنظیم دمای بدن تاثیرگذار است. پوست از طریق مغز، فرمان ترشح عرق را به غدد عرق صادر می کند و با تعریق آب بدن، گرمای درونی آن خارج شده و به این ترتیب با حفظ دمای داخلی، از اعضای درون بدن محافظت می شود.

وی با اشاره به این که در بدن هر انسان بین یک میلیون و 600 تا چهار میلیون غده ی عرق موجود است، افزود: برخی از غدد چربی به نام « آپوکرین » در برخی نقاط بدن، از جمله زیر بغل به وفور وجود دارند و باعث بوی بد زیر بغل می شوند.

دکتر غفارپور ادامه داد: ترشحات این غدد بی رنگ و بو هستند، اما وقتی زیر بغل فرد قرار می گیرند، پروتئین آنها تحت تاثیر یک سری از باکتری ها تجزیه شده و بوی بد را به وجود می آورند.

استحمام روزانه برای از بین بردن میکروب ها، استفاده از مواد ضد عرق و ضد بو و همچنین تعویض لباس ها به صورت روزانه مناسب ترین راه از بین بردن این مشکل خواهد بود.

این متخصص بیماری های پوست همچنین در خصوص بوی بد پا در افراد اظهار داشت: کف پا از وجود این غدد چربی عاری است، اما دارای یک لایه شاخی ضخیم است که در خارجی ترین بخش پا قرار دارد. این بخش که پروتئینی است تحت تاثیر همان فرآیند زیر بغل قرار گرفته و پس از تجزیه، باعث ایجاد بوی بد پا می شود.

وی در خصوص از بین بردن و جلوگیری از ایجاد این مشکل در افراد توصیه کرد: بهتر است لایه شاخی این قسمت از پا، روزانه بوسیله سنگ پا تراشیده شود، چرا که پروتئین های این ناحیه منبع تغذیه مناسبی برای میکروب ها هستند. همچنین استفاده از جوراب های نخی و کفش های چرم با کف مناسب از ایجاد بوی بد پا جلوگیری می کند.


* مطالب مرتبط :

 عرق كردن بیش از حد 

 چگونه بوی بد بدن را از بین ببریم ؟ 

 علت بوی بد پا چیست؟ 

 بهداشت پوست 

منبع:تبیان

+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387 و ساعت 0:16 |

در قرآن نیزثابت شده است که تمام اجرام آسمانی درحرکت است. کل فی فلک یسبحون=هرکدام ازماه وخورشیددرفلک شناورند.
********


امروزه دانشمندان با اطمینان کامل می گویندکه همه موجودات زنده روی زمین ازآب پدید آمده اند. والله خلق کل دابة من ماء=وخداوندهمه جنبندگان راازآب آفرید،وجعلنا من الماءکل شیءحی=وماازآب همه چیز رازنده گردانیدیم.

**********************

 درقرآن سمع وبصرکنارهم 19باراما17بارسمع مقدم بربصرآمده است.به عبارتی :حس شنوایی قبل ازبینایی فعال می شود.شنوایی دریادگیری سخن مؤثرتراست ونابینایان ناشنوابه مقامات بالایی می رسندکه نا شنوایان بینا نمی رسند. والله اخرجکم من بطون امهاتکم لاتعلمون شیئاوجعل لکم السمع والابصاروالأفئدةلعلکم تشکرون=خداوندشمارا ازرحم مادرانتان بیرون آورددرحالی که هیچ نمی دانستیدوبرای شماشنوایی وبینایی وقلب قرارداد،شایدسپاس گویید.
**************


اواخرقرن 16واوایل قرن17،گالیله وکپرنیک حرکت زمین راکشف کردند. زمین درهرثانیه 30کیلومترطی می کند. وتری الجبال تحسبهاجامدةوهی تمرمرالسحاب=کوههارا بی حرکت می پنداری درحالی که به مانندابردرحرکت است. علت تشبیه به ابرسرعت زیادابرهاوآرامش وسکوت آنهاست.


************
قرآن تنهاکتابیست که مدعیست هیچگونه خطاواشتباهی درآن نیست.
*********
لینه سوئدی درسال1731کشف کردکه جنس نروماده درگیاهان وجوددارد. اولم یرواالی الأرض کم انبتنافیهامن کل زوج کریم



*********
لاپلاس ریاضیدان ودانشمند علم هیئت درقرن 18نظریه دادکه عموم کرات آسمانی به صورت توده های گازبوده اندوسپس این نظریه به صورت قانون درآمد. ثم استوی الی السماءوهی دخان=پس توجه نمودبه آفرینش آسمان درحالیکه دودبود.

*********
فلااقسم برب المشارق والمغارب .مشرقهاومغربهای متعددفقط درصورتی امکان داردکه زمین کروی باشد.
*********
میدانیم ذرات به صورت زوج وجوددارند،به عبارتی کوچکترین ذرات که الکترون وپروتون باشندبه صورت جفتی هستند. ومن کل شیءخلقنازوجین لعلکم تذکرون.

**********
امروزه معلوم شده است که خطوط انگشتان هیچ دونفری مثل هم نمی باشد. ایحسب الإنسان ان لن نجمع عظامه بلی قادرین ان نسوی بنانه=...ماقادریم حتی سرانگشتان اوراهم بیافرینیم

*******
میدانیم نورخورشیدازخودش بوده ولی ماه ازخودنورنداشته ونورخورشیدرا منعکس می نماید،این مطلب راقرآن بسیارلطیف بیان می نماید:هوالذی جعل الشمس ضیاءوالقمرنوراوقدره منازل.؛برای نورخورشیدعبارت ضیاء اما برای ماه عبارت نور راآورده است.

********
قطعی ترین راه تشخیص حاملگی،حرکت جنین وشنیدن صدای ضربان قلب آن می باشدوهردوی این علایم ازماه چهارم فهمیده می شود. والذین یتوفون منکم ویذرون ازواجایتربصن بانفسهن اربعةاشهر=وکسانی ازشما که وفات می نمایندوازخودهمسرانی باقی می گذارند،بایدچهارماه خودرانگه داشته(ازدواج نکنند)
*********
واژه شهر( ماه) درقرآن دوازده بارویوم (روز)365بارآمده است یکی ازعلمای بنی اسرائیل ازحضرت علی(ع)پرسید:جریان اصحاب کهف درتورات 300سال ولی درقرآن 309 سال آمده است؛چرا؟ علی (ع)فرمود:سال شما شمسی ولی سال ماقمری است (سنینکم شمسیةوسنینناقمریة) 300×365=309×354 البته چون علامت تقریب نداشتیم ازمساوی استفاده کردیم؛که اگرسالهای شمسی وقمری به دقت لحاظ شوند،تساوی بالا برقرار خواهدبود.

*********
علم امروز براین عقیده است که جنین کمترازشش ماه سقط شده وزنده نمی ماند،اما اگر بیشترازشش ماه باشد،زنده می ماندوحداقل حمل دراکثر کشورهاهمان شش ماه منظور شده است. ازکنارهم گذاشتن دوآیه ازقرآن کریم حداقل حمل که ششماه باشد،به دست می آید: حمله وفصاله ثلاثون شهرا=مدت حمل ومدت زمان جدایی کودک ازمادر،سی ماه است. ودرجایی دیگر می فرماید:والوالدات یرضعن اولادهن حولین کاملین=مادران باید فرزندان خودرادوسال کامل شیردهند. بنابراین اگرازسی ماه بیست وچهارماه راکم نماییم اقل حمل که شش ماه باشد به دست می آید.
************
درزمان نزول قرآن : درروم،زن برده ای بوددرتابعیت مرد. درهند،بیماری وبا،مرگ وجهنم وسم افعیهاوآتش اززن بهترشمرده می شدوحتی زندگی زن با درگذشت مرد ازبین می رفت.جسد مردمرده وزنش درآتش سوزانیده می شد. دریونان زن خرید وفروش می شدوماده ای نجس به حساب می آمد. عربهادخترانشان رازنده بگور می کردند،وجودش موجب ننگ خانواده وبخصوص پدر به حساب می آمد.زن ازارث محروم بود، بعدازمرگ شوهرش کالا به شمارمی آمد. درسال 1586درفرانسه،اجتماعی تشکیل شد که موضوع بحثشان این بودکه آیا زن انسان محسوب می شودیاخیر؟وبه این نتیجه رسیدندکه:آری ولی ناقص که برای خدمت به مرد آفریده شده است. تاسال1850زنان درانگلستان ازحقوق فردی محروم بودندوتاسال 1882حتی حق مالکیت نداشتند. دردنیای امروزغرب هم،زن آلت هوسرانیهای مردمی باشد. قرآن آمدوحقوق زن ومرد را منطقی نمود(جای بحث دارد)و...درقرآن واژه مردوزن به طورمساوی و24 مرتبه ذکرشده است.
***********
درارتفاعات بسیاربالابه قدری پدیده احساس خفگی وتنگی نفس زیاد است که انسان دچارخونریزی بینی یا دهان شده ومی میرد. ...ومن یرده ان یضله یجعل صدره ضیقاحرجاکانمایصعدفی السماء=...وخداوندهنگامی که بخواهدکسی را گمراه نماید سینه اش راتنگ می کند،گویابه آسمان بالامی رود.

*********
درقرن 17نیوتن کشف کرد: همه کرات دارای نیروی جاذبه اندوباستونهای نامرئی نیروی جاذبه عمومی کرات آسمانی برافراشته شده است. الله الذی رفع السماوات بغیر عمدترونها=خداوندآسمانهارابا ستونهای نامرئی برافراشت.
*******
نیزثابت شد که تمام اجرام آسمانی درحرکت است. کل فی فلک یسبحون=هرکدام ازماه خورشیددرفلک شناورند.

منبع:بخش ثبت مطالب روزانه

 

+ نوشته شده توسط در یکشنبه بیستم مرداد 1387 و ساعت 23:50 |
عبدالله موحد کشتی گیر نام آشنا و استثنایی کشورمان در المپیک 1968 مکزیکوسیتی به چه مدالی دست یافت؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در یکشنبه بیستم مرداد 1387 و ساعت 0:13 |
حملات تزریق به پایگاه داده چگونه صورت می گیرد؟

آشنایی با "حملات‌ تزریق ‌‌به ‌‌پایگاه ‌‌داده‌ها"

هدف این مقاله آشنایی مختصر با حملات ترزیق كد به بانك‌های اطلاعاتی (Sql injection) و روش‌های مقابله با این دسته از حملات در دنیای وب است.

امروزه یكی از متداول ترین روش‌های نفوذ به وب سایت‌ها و بانك‌های اطلاعاتی حملات تزریق كد است در این گونه حملات شخص نفوذگر یا برنامه‌های نفوذگر كدهای مخرب را از طریق ورودی‌هایی كه برنامه‌های تحت وب می‌گیرند، اجرا می‌كند كه باعث اختلال در سیستم وب سایت‌ها می‌شوند اهداف نفوذگران در این گونه حملات سرقت اطلاعات یا تغییر اطلاعات بانك اطلاعاتی(database) است كه گاهی اوقات این دسترسی تا نفوذ به سرور و دسترسی به كل فایل‌ها و اطلاعات سرور ختم می‌شود كه از این جنبه بسیار خطرناك است.

یکی از روش‌های رایج برای بدست آوردن پسوردها،حملات تزریق کد می‌باشد

 این روش هك شایع ترین روش در هك كردن كارت‌های اعتباری و اطلاعات سایت‌ها و بانك‌های اطلاعاتی به شمار می آید.

شایع ترین پایگاه‌های اطلاعات كه با این مساله مواجه می‌شوند شامل Access, Microsoft Sql , MySql , Oracel می‌باشد. حال در ادامه به توضیح مختصری در مورد چگونگی وقوع این نوع حملات و راه‌های مقابله با آن می‌پردازیم.

نفوذگر در این حملات با سوء استفاده از فرم‌هایی كه از طریق كاربر ورودی می‌گیرد، كدهای مخرب خود را به ورودی برنامه تزریق می‌كند و بعد از پردازش بین پایگاه اطلاعات و برنامه تحت وب عملیاتی به عنوان خروجی انجام می‌شود یا اطلاعاتی روی صفحه نمایش داده می‌شود كه نفوذگر بر اساس خروجی، كار خود را پیش می‌برد.

فرم‌های ورود به قسمت مدیریت وب سایت، نمایش اخبار, نمایش مقالات و امثال این گونه فرم‌ها قربانیان این حملات می‌باشند در ادامه یك مورد از این حملات را شرح می دهیم و در نهایت به روش‌های مقابله با این نوع حملات می‌پردازیم.

 

برای مثال فرم ورود به قسمت مدیریت یك سایت در نظر بگیرید كه شامل دو ورودی نام كاربری و كلمه عبور است و دكمه ارسال كه اطلاعات را به سمت برنامه می‌فرستد، حال نام كاربری مهم نیست و هر چیزی می‌تواند باشد اگر در قسمت كلمه عبور عبارت a" or "t"="t وارد شود باعث می‌شود كه دستوری كه برنامه به پایگاه اطلاعات می‌فرستد دچار انحراف بشود و نتیجه اجرای عملیات درست نباشد و باعث ورود به قسمت مدیریت سایت بشود و شخص نفوذگر به كلیه اطلاعات به راحتی دسترسی داشته باشد البته این یكی از ساده ترین روش‌های تزریق كد به بانك اطلاعاتی است كه البته هنوز هم در بسیاری از فرم‌ها این مشكل وجود دارد و می‌تواند ناشی از كنترل نشدن مقادیر ورودی توسط برنامه‌نویس و وجود مشكل در دستوراتی كه به پایگاه داده ارسال می‌گردد باشد.

حال نوبت روش‌های مقابله با حملات تزریق كد به پایگاه داده (Sql Injection)  است قبل از شروع باید اهمیت این موضوع را درك كنیم كه سایت‌های بسیار معروف و مهمی توسط این روش مورد حمله قرار گرفتند و این امر برنامه‌نویس را بر آن می‌دارد كه مقابله با حملات  تزریق كد را یكی از قسمت‌های مهم كار خود در نظر بگیرد و در تمام فرم‌هایی كه ورودی از كاربر می‌گیرد این مساله را كنترل نماید.

 

روش‌های مقابله با حملات تزریق به پایگاه اطلاعات‌

یكی از مهم‌ترین روش‌ها جلوگیری از نمایش خطاهای برنامه است كه در صورت به وجود آمدن هرگونه مشكل برای برنامه یا تزریق ورودی‌های مخرب به برنامه سورس برنامه یا اطلاعات پایگاه داده نمایش داده نشود چون بیشتر نفوذگران بر اساس خطاهایی كه برنامه می دهد كار خود را مرحله به مرحله  پیش می‌برند و به اطلاعات بیشتری دستیابی پیدا می‌كنند. این مساله خیلی مهم است كه امیدواریم تمام برنامه‌نویسان رعایت كنند كه در آینده برایشان مشكلی پیش نیاد.

حملات sql injection

مساله بعدی كنترل ورودی‌های برنامه است این مهم‌ترین قسمت مقابله با حملات تزریق كد است. ورودی‌های برنامه بطور كل اطلاعاتی است كه به فرم‌های برنامه پست می‌شود كه ما توسط روش‌های مختلفی می توانیم اطلاعات ورودی را  كنترل كنیم. بهترین لایه, لایه امنیتی سرور است كه كلیه مقادیر پست شده را كنترل كند و مقادیر مخرب را فیلتر كند و قبل از این كه اطلاعات به برنامه پست شود جلوی حملات را بگیرد. البته این روش مقابله به مسائل امنیتی سرور بر می‌گردد كه ممكن است در یك سرور رعایت شود و در یك سرور رعایت نشود كه این امر برنامه‌نویس را مجبور می‌كند كه این لایه امنیتی را در داخل برنامه پیاده سازی كند و كلیه اطلاعات ورودی و پست شده را چك كند و ورودی‌های مخرب را فیلتر نماید.

بیشترین مشكلی كه موجب تزریق كد‌های مخرب به پایگاه اطلاعات می‌شود ورودی‌های متنی هستند كه از طریق url به برنامه ارسال می‌شود تا جای ممكن باید سعی شود برای نمایش اطلاعاتی مثل اخبار, مقالات و مطالبی كه در پایگاه داده ذخیره شده از ورودی‌های عددی استفاده شود تا جلوی تزریق كد گرفته شود و اگر ورودی عددی باشد در برنامه باید كنترل شود كه ورودی مشكلی نداشته باشد و آلوده به كدهای مخرب نباشد این مهم‌ترین مساله است كه  تمام مشكلات تزریق كدهای مخرب به پایگاه اطلاعات ناشی از چك نكردن ورودی‌های آلوده است كه خیلی راحت می‌توان جلوی این نوع حملات را گرفت.

این مساله جای بحث بسیار زیادی دارد كه در مطلب ما نمی گنجد برای بیشتر آشنا شدن با این گونه حملات مطالب موجود در ویکی پدیا  می تواند مفید باشد.

 

نویسنده: امید نوروزی‌

منبع:تبیان

+ نوشته شده توسط در شنبه نوزدهم مرداد 1387 و ساعت 0:6 |
باز جمعه‏اى ديگر...
در انتهاى كوچه پس كوچه‏هاى غربت زده شهرِ دلم در انتظار تواى غريبه آشنا بى‏تابم، حيرانم؛
ديگر درياى هميشه جوشان چشمانم نمى‏جوشد و در برابر سهمگين‏ترين توفان‏ها به غرش در نمى‏آيد. ديگر اشكى نمانده، ديگر صبرى نمانده.
منادى حضورت، اى غياث الفقراء، حضور سبز تو را هميشه در آسمان و زمين ندا مى‏دهد. نوروزها، عاشوراها، جمعه‏ها پى در پى گذشتند و مى‏گذرند؛ ولى هيهات!
كاش اجل مهلتى مى‏داد تا شاهد ظهور سبزت باشم و اگر نه حتّى شاخه گلى خشكيده زير پاى مباركت گردم تا نشانى از انتظارها باشد.


 

+ نوشته شده توسط در جمعه هجدهم مرداد 1387 و ساعت 16:46 |

ما را غم بی نشان بس باشد

انگیزه انتظار جان،بس باشد

از بس که جفای لحظه ها را دیدیم

ما را تب آتش نهان،بس باشد

"گلبانگ کرمانی"

برای تعجیل در ظهور منجی بشریت صلوات فراموش نشود

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

+ نوشته شده توسط در جمعه هجدهم مرداد 1387 و ساعت 0:13 |
 زنجیر :لیلی زنجیر نبود

دنیا که شروع شد ، زنجیر نداشت، خدا دنیا را بی زنجیر آفرید. آدم بود که زنجیر را ساخت و شیطان کمکش کرد.

دل زنجیر شد؛ عشق زنجیر شد؛ دنیا پر از زنجیر شد ؛ و آدمها همه دیوانه زنجیری.

خدا دنیای بی زنجیر می خواست، اسم دنیای بی زنجیر بهشت بود.

امتحان آدم همین جا بود، دست شیطان از زنجیر پر بود.

خدا گفت: زنجیرت را پاره کن ، شاید نام زنجیر تو عشق باشد.

یک نفر زنجیرهایش را پاره کرد. اسمش را مجنون گذاشتند. مجنون اما نه دیوانه بود و نه زنجیری.

این نام را شیطان بر او گذاشت او انسان را با زنجیر می خواست.

لیلی مجنون را بی زنجیر می خواست. لیلی می دانست خدا چی می خواهد ، لیلی کمک کرد تا مجنون زنجیرش را پاره کند.

لیلی زنجیر نبود ، لیلی نمی خواست زنجیر باشد. لیلی ماند چون نام دیگر او آزادی بود.

 

عرفان نظرآهاری

+ نوشته شده توسط در جمعه هجدهم مرداد 1387 و ساعت 0:8 |

آقاجان انتظار موعود تو کی فرا می رسد؟چشمانم را به راهی که تو می آیی،خیره کرده ام.چقدر آمدنت دیر شده.می ترسم بیایی و بگویند که آمده ایی و من آن را نشنوم.می ترسم که رفته باشم و تو آنگاه بیایی .آقا جان ،چشم براه گامهای زیبایت هستم ای یگانه منجی عالمیان بیا ،بیا تا با آمدنت زمین را زیبا و طاق عدالت را علم کنی.جمعه های زیادی ست که شاخه های گل در دستانم خشک شده و قطار تو به ایستگاه مان نمی رسد.هستی ات بودنت و حضورت پاینده ترین باور زمین است و این روزها زمین خاکستری ترین روزهایش را سپری می کند.کوچه ها سردتر از آنند که این خورشید نیمه جان پیکرشان را گرم کند.راستی تو کجای این زمین صبوری که ما را به تماشا خود نشانده ای؟ای قلب عالم ای مظهر رحمت بیکران،آخر در انتظار مقدم پاکت نشسته ایم .جان و مال و فرزندمان فدای قدوم تو،بیا و دستمان را بگیر ،رخ بنما و با یک نگاه این شب سرد و تاریک را به صبح پیروزی برسان.

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 و ساعت 17:0 |

امام سجاد علیه السلام در پاسخ توهین یکی از خویشاوندانشان؛ کدام آیه قرآن را تلاوت فرمودند؟

پاسخ امام سجاد علیه السلام به دشنام دهنده

امام سجاد علیه السلام

شیخ مفید از محمد بن جعفر و دیگران روایت کرده است که مردی از خویشاوندان امام زین ‌العابدین علیه السلام در برابر آن حضرت ایستاد و به فحش و ناسزا و دشنام پرداخت. امام پاسخی نداد. بعد از رفتن آن مرد، حضرت به همراهانش فرمود: شما گفته‌های این مرد را شنیدید، اکنون دوست دارم با من بیایید تا پاسخ مرا نیز بشنوید، عرض کردند: می‌آییم، ما نیز دوست داریم وی را پاسخ گوییم و ما هم حرفمان را به او بزنیم.

امام کفشش را پوشید و به راه افتاد. در بین راه این آیه کریمه را تلاوت می‌فرمود: ... والکاظمین الغیظ و العافین عن الناس و الله یحب المحسنین.(1)

«آن کسانی که خشم خویش را فرو می‌خورند و از خطای مردم در می‌گذرند (نیکوکارند و) خدا نیکوکاران را دوست دارد.»

ما (با خواندن این آیه) دانستیم که برخورد امام با آن شخص آن طور که ما فکر می‌کردیم نخواهد بود. حضرت رفت تا به در خانه آن مرد رسید و فرمود: به صاحب خانه بگویید علی بن الحسین (علیهماالسلام) بیرون در ایستاده! وی در حالی که آماده شرارت بود از خانه بیرون آمد و شک نداشت که امام برای تلافی آمده است.

اما امام سجاد علیه السلام با نرمی فرمود: برادر! تو اندکی پیش نزد من آمدی و آنچه خواستی گفتی، اگر آنچه گفتی در من هست من هم اکنون از خداوند آمرزش می‌طلبم و اگر در من نیست از خدا می‌خواهم تو را بیامرزد. آن مرد (شرمنده و خجل زده) میان دو چشمان حضرت را بوسید و عرض کرد: من چیزهایی را گفتم که در شما نبود و خودم بدانچه گفتم سزاوارترم.

راوی حدیث می‌گوید: آن مرد حسن بن الحسن (یعنی حسن مثنی) بوده است.(2)

" العَفوُ زَکاةُ الظَّفَرِ.(3)

زکات پیروزی، گذشت است.

 

حضرت علی علیه السلام

پی‌نوشت‌ها:

1- آل عمران /134‌.

2- ارشاد مفید، ج 2، صص 145- 146.

3- نهج‌البلاغه، ترجمه شهیدی، ص 397.

منبع:

جلوه‌های تقوا، ج 3، محمدحسن حائری یزدی

 

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 و ساعت 16:56 |
آثار غیبت و تاثیر آن را بر روابط انسان ذکر نمایید.

آثار غیبت

غیبت

هر عملی كه از انسان سر می‌زند اثرات خاص خود را بر نفس و جامعه‌اش می‌گذارد. غیبت نیز از این قاعده مستثنی نیست و سه نوع اثر دارد.

1- بر رابطه غیبت كننده با غیبت شوندگان تأثیر منفى مى‏گذارد. كسى كه از او غیبت شده است وقتى آگاه شود كه در مجلسى از او به زشتى یا بدى یاد شده است از غیبت كننده ناخرسند مى‏شود و او را مسئول خدشه‏دار شدن وجهه و آبرویش مى‏داند. غیبت كننده با تعرض به آبروى دیگرى او را از موقیعت اجتماعى‏اش ساقط مى‏كند و این كار در حالى انجام مى‏گیرد كه او از آن چه درباره‏اش مى‏گویند بى‏خبر است و نمى‏تواند براى پوشیده ماندن عیوبش اقدام كند. خداوند در قرآن كریم پس از نهى از غیبت، تشبیه رسایى براى نمایاندن زشتى آن آورده است.

«لا یَغتَب بَعضكم بعضاً اَیُحب اَحَدكم اَن یَأكل لَحم اَخیهِ مَیتاً فَكرهتموه (1)؛ و بعضى از شما غیبت بعضى نكند آیا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده‏اش را بخورد؟ (یا) از آن كراهت دارید.»

این آیه نشان مى‏دهد كه غیبت كننده به برادر مؤمن خود آسیبى مى‏زند كه او از آن غافل است. در حالى كه خوردن معمولا عملى است كه با التذاذ توأم است غیبت كردن كارى نفرت‏انگیز است. غیبت اگر چه به انگیزه التذاذ صورت مى‏گیرد، ولى با آگاه شدن از واقعیت آن نه تنها لذت بخش نیست كه بسیار ناخوشایند است. این ناخوشایندى را همگان درك مى‏كنند، همان گونه كه همه ناخوشایندى خوردن گوشت برادر مرده خویش را درك مى‏كنند.

كسانى كه شنونده غیبت هستند همواره این احتمال را مى‏دهند كه غیبت كننده در غیاب آنان نیز از عیوبشان سخن گوید. در نتیجه رابطه آنان با غیبت كننده تضعیف مى‏شود. در صورتى كه غیبت زیاد صورت گیرد محیط اجتماع امنیت خود را از دست مى‏دهد و آبروى انسان‏ها در خطر مى‏افتد.

2- دومین اثر غیبت، اثرى اجتماعى است كسانى كه شنونده غیبت هستند همواره این احتمال را مى‏دهند كه غیبت كننده در غیاب آنان نیز از عیوبشان سخن گوید. در نتیجه رابطه آنان با غیبت كننده تضعیف مى‏شود. در صورتى كه غیبت زیاد صورت گیرد محیط اجتماع امنیت خود را از دست مى‏دهد و آبروى انسان‏ها در خطر مى‏افتد.

بسیارى از اهداف دین از طریق ایجاد پیوند و الفت اجتماعى قابل دسترسى است و شارع احكامى را وضع كرده است تا مردم از طریق تعاون و مشاركت در هدف و مسیر به آن اهداف دست یابند. این تعاون و همكارى نیازمند خوش‏بینى متقابل مردم است. غیبت از جمله گناهانى است كه محیط را براى ایجاد همدلى، نامناسب مى‏كند و رسیدن به اهداف اجتماعى را دشوار مى‏سازد. در صورتى كه غیبت كننده از زشتى‏هاى اخلاقى دیگران یاد كند، در واقع آنها را رواج مى‏دهد، قبح آنها را از دل‏ها مى‏ریزد و محیط را از نظر اخلاقى آلوده مى‏كند.

امام صادق(علیه السلام) فرمودند:

«من قال فى مؤمن ما رأته عیناه و سمعته اذناه فهو من الذین قال الله عزوجل: ان الذین یحبون ان تشیع الفاحشة فى الذین آمنوا لهم عذاب الیم(2)؛ كسى كه درباره مؤمنى آن چه به چشم دیده و به گوش شنیده بگوید، از جمله كسانى است كه خداوند فرمود: كسانى كه دوست دارند كه زشتكارى در میان آنان كه ایمان آورده‏اند، شیوع پیدا كند، براى آنان عذابى پُر درد خواهد بود.»

3- اثر دیگر غیبت در رابطه انسان با خداست. كسى كه غیبت مى‏كند از فرمان خدا سرپیچى كرده است و كیفر الهى در انتظار اوست و آخرتى ناخوشایند خواهد داشت؛ زیرا نیكى‏هاى او همه به آتش این عمل مى‏سوزد.

كسى كه غیبت مى‏كند از فرمان خدا سرپیچى كرده است و كیفر الهى در انتظار اوست و آخرتى ناخوشایند خواهد داشت؛ زیرا نیكى‏هاى او همه به آتش این عمل مى‏سوزد.

امام صادق(علیه السلام) فرمودند:

«الغیبة حرام على كل مسلم و انها لتأكل الحسنات كما تأكل النار الحطب(3)؛ غیبت بر هر مسلمانى حرام است و هر آینه نیكى‏ها را مى‏سوزاند چنان كه آتش هیزم را مى‏سوزاند.»

دشوارى كار غیبت كننده از آن روست كه جبران گناهش وابسته به رضایت كسانى است كه غیبت آنها را كرده است.

پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) فرمودند:

«مَن اَغتاب مُسلماً او مُسلمة لَم یقبل الله صلاته ولا صیامه اربعین یوماً و لیلة الا ان یغفر به صاحبه (4)؛ كسى كه غیبت زن و مرد مسلمانى را كند خداوند نماز و روزه او را تا چهل روز و شب نمى‏پذیرد، مگر آن كه برادرش او را ببخشاید.»

اگر غیبت كننده موفق به توبه شود و غیبت شونده از حق خود بگذرد، خداوند او را خواهد بخشید؛ ولى گناه غیبت چنان بزرگ است كه خداوند به حضرت موسى (علیه السلام) وحى فرمود كه اگر غیبت كننده توبه كند آخرین كسى است كه به بهشت وارد مى‏شود و اگر توبه نكند اولین كس خواهد بود كه به درون آتش جهنم مى‏رود. (5)

 

پی‌نوشت‌ها:

1- حجرات، 12.

2- كشف الربیه، ص 11.

3- همان، ص 9.

4- جامع السعادات، ج 2، ص 314.

5- همان، ص 11.

منبع:تبیان

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 و ساعت 0:24 |
 ولادة الامام السجاد عليه السلام 
 امام سجاد وتفسيره للقران 
 كرم الإمام زين العابدين (عليه السلام) وتصدّقه على الفقراء 
 مدرسة الإمام زين العابدين (عليه السلام) الفكرية 
 إمامته السجاد (عليه السلام) 
 رسالة الإمام السجاد (عليه السلام) في الحقوق 
 صحيفة الامام السجاد (عليه السلام) السجادية 
 الجوانب التربوية في أدعية الإمام زين العابدين (عليه السلام) 
 عبادة الإمام زين العابدين (عليه السلام) ومنزلته العظيمة 
 مکارم اخلاق الامام السجاد عليه السلام 
 ما قاله الأعلام في فضائل علي بن الحسين (عليهما السلام) 
 افراح 
 البوم التصاوير 
 خلفيات الشاشة 
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 و ساعت 0:8 |
 ولادت باسعادت سیّد الشہداء حضرت امام حسین علیہ السّلام 
 امام حسین (ع) کی ولادت 
 سوم شعبان 
 ولادت حضرت ابوالفضل العباس(ع) 
 عباس بن علی ع 
 ولادت امام زین العابدین علیہ السلام 
 امام زین العابدین (‏ع) کے اخلاق وکمالات 
 امام زین العابدین کی عظیم شخصیت
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 و ساعت 0:5 |

العباس ( عليه السلام )

ابن الإمام أمير المؤمنين ( عليه السلام )

العباس ( عليه السلام )

اسمه ونسبه :

العباس بن علي بن أبي طالب بن عبد المطلب ، أمه فاطمة العامرية الكلابية ، وتُعرَف بأمِّ البَنين ( عليها السلام ) .

ولادته :

ولد ( عليه السلام ) سنة ( 26 هـ ) .

كنيته ولقبه :

يُكنَّى ( أبو الفَضل ) ، ويلقَّب بـ( السقَّاء ) ، و( قَمَر بني هاشم ) ، و( باب الحوائج ) ، و( سَبْعُ القَنْطَرة ) ، و( كَافِل زَينب ) ، و( بَطَل الشريعة ) .

خصاله الحميدة وشجاعته :

في مقاتل الطالبيِّين : كان العبَّاس رَجُلاً ، وَسيماً ، يركب الفرس المطهَّم ، ورجلاه تخطَّان في الأرض .

وفي بعض العبارات : إنَّه كانَ شُجاعاً ، فارساً ، وسيماً ، جسيماً .

وروي عن الإمام الصادق ( عليه السلام ) أنه قال : ( كَانَ عَمُّنا العبَّاس بن عليٍّ نافذ البصيرة ، صَلب الإيمان ، جاهد مع أبي عبد الله ( عليه السلام ) ، وأبلى بلاءً حسناً ، ومضى شهيداً ) .

وقد كان صاحب لِوَاء الحسين ( عليه السلام ) ، واللِّواء هو العَلَم الأكبر ، ولا يحمله إلاَّ الشجاع الشريف في المعسكر .

ولمَّا جمع الإمام الحسين ( عليه السلام ) أهلَ بيته وأصحابه ليلة العاشر من المحرَّم ، وخطبهم ، فقال في خطبته : ( أمَّا بعد ، فإنِّي لا أعلم أصحاباً أوفى ولا خيراً من أصحابي ، ولا أهل بيت أبرُّ ولا أوصل من أهل بيتي ، وهذا الليل قد غشيكم ، فاتَّخِذوه جملاً ، وليأخذ كلُّ واحدٍ منكم بيدِ رجلٍ من أهل بيتي ، وتفرَّقوا في سواد هذا الليل ، وذَرُوني وهؤلاء القوم ، فإنَّهم لا يريدون غيري ) .

فقام إليه العباس ( عليه السلام ) فبدأهم ، فقال : ( ولِمَ نفعل ذلك ؟! لنبقى بعدك ؟! لا أرانا الله ذلك أبداً ) .

ثمّ تكلَّم أهل بيته وأصحابه بمثل هذا ونحوه .

ولمَّا أخذ عبد الله بن حزام ابن خال العباس ( عليه السلام ) أماناً من ابن زياد للعباس وأخوته من أمِّه ، قال العباس وأخوته : ( لا حاجة لنا في الأمان ، أمانُ الله خير من أمان ابن سميَّة ) .

ولمَّا نادى شِمر : أين بنو أختنا ؟ أين العباس وأخوته ؟ فلم يجبه أحد .

فقال الحسين ( عليه السلام ) : ( أجيبوه وإن كان فاسقاً ، فإنَّه بعض أخوالكم ) .

فقال له العباس ( عليه السلام ) : ( ماذا تريد ؟ ) .

فقال : أنتم يا بني أختي آمنون .

فقال له العباس ( عليه السلام ) : ( لَعَنَك الله ، ولعن أمانك ، أتؤمِّننا وابن رسول الله لا أمان له ؟! ) .

وتكلَّم أخوته بنحو كلامه ، ثمَّ رجعوا .

مواقفه البطوليَّة في واقعة الطفِّ :

لمَّا اشتدَّ العطش بالحسين ( عليه السلام ) وأصحابه ( رضوان الله عليهم ) ، أمر أخاه العباس ( عليه السلام ) ، فسار في عشرين راجلاً يحملون القرب ، فحمل وأصحابه على جيش عمر بن سعد ، فكشفوهم وأقبلوا بالماء .

فعاد جيش عمر بن سعد بقيادة عمرو بن الحجَّاج ، وأرادوا أن يقطعوا عليهم الطريق ، فقاتلهم العباس وأصحابه حتى ردُّوهم ، وجاءوا بالماء إلى الحسين ( عليه السلام ) .

ولمَّا نَشَبت الحرب يوم عاشوراء تقدَّم أربعة من أصحاب الحسين ( عليه السلام ) ، وهم الذين جاءوا من الكوفة ، ومعهم فرس نافع بن هلال .

فشدُّوا على الناس بأسيافهم ، فلمَّا وغلوا فيها عطف عليهم الناس ، واقتطعوهم عن أصحابهم ، فندب الحسين ( عليه السلام ) لهم أخاه العباس ، فحمل على القوم ، فضرب فيهم بسيفه حتى فرَّقهم عن أصحابه .

ثم وصل إليهم فسلَّموا عليه ، وأتى بهم ، ولكنَّهم كانوا جرحى ، فأبوا عليه أن يستنقذهم سالمين ، فعاودوا القتال وهو يدفع عنهم ، حتى قتلوا في مكان واحد ، فعاد العباس إلى أخيه وأخبره بخبرهم .

ولما اشتدَّ العطش بالحسين ( عليه السلام ) وأهل بيته وأصحابه ( رضوان الله عليهم ) يوم العاشر من المحرَّم ، وسمع عويل النساء والأطفال يشكون العطش ، طلب العباس ( عليه السلام ) من أخيه الحسين ( عليه السلام ) السماح له بالبراز لجلب الماء .

فأذن له الحسين ( عليه السلام ) ، فحمل على القوم ، فأحاطوا به من كلِّ جانب ، فقتل وجرح عدداً كبيراً منهم ، وكشفهم وهو يقول :

لا أرهـبُ الموتَ إذا الموتُ رَقَـا  **  حتى أواري في المصَاليتِ لُقَى

نفسي لنفسِ المُصطَفَى الطُّهر وَقَا  **  إنّي أنا العبَّاس أغدو بالسـقَا

                        ولا أخافُ الشرَّ يوم المُلتَقَى

ووصل إلى ماء الفرات ، فغرف منه غرفة ليطفئ لَظَى عطشه ، فتذكَّر عطش الحسين ( عليه السلام ) ، ورمى بالماء وهو يرتجز ويقول :

يَا نفسُ مِن بعد الحُسين هوني  **  مِن بعدِهِ لا كُنتِ أن تَكُوني

هَذا الحسـينُ وَارِدَ المَنــونِ  **  وتشـرَبينَ بَاردَ المَعيـنِ

                       تاللهِ مَا هَذي فِعَال دِيني

فملأ القربة وعاد فحمل على القوم ، وقتل وجرح عدداً منهم ، فكمن له زيد بن ورقاء من وراء نخلة ، وعاونه حكيم بن الطفيل السنبسي ، فضربه على يمينه ، فقطعها ، فأخذ ( عليه السلام ) السيف بشماله ، وحمل وهو يرتجز :

واللهِ إنْ قَطعتُمُ يَمينـي  **  إنِّي أُحَامي أبداً عن ديني

وعَن إمامٍ صَادِقِ اليقين  **  نَجلُ النبيِّ الطاهِرِ الأمينِ

فقاتل ( عليه السلام ) حتى ضعف ، فكمن له الحَكَم بن الطفيل الطائي من وراء نخلة ، فضربه على شماله فقطعها ، فقال ( عليه السلام ) :

يا نفسُ لا تَخشي مِن الكُفَّارِ  **  وأبشِري بِرَحمة الجَبَّارِ

مَعَ النَّبـيِّ السـيِّد المختار  **  قَد قطعوا بِبَغيِهم يَساري

                   فأصْلِهِم يَا ربِّ حَرَّ النَّارِ

فأخذ القربة بِفَمِه ، وبينما هو جاهد أن يوصلها إلى المخيَّم ، إذ صُوِّب نحوه سهمان ، أحدهما أصابَ عينه الشريفة ، فَسالَت ونبت السهم فيها .

وأمَّا الآخر فقد أصاب القِربة فَأُرِيق ماؤها ، وعندها انقطع أمله من إيصال الماء ، فحاول أن يخرج السهم الذي في عينه ، فضربه ملعونٌ بعَمَود من حديد على رأسه فقتله .

فلمَّا رآه الحسين ( عليه السلام ) صريعاً على شاطئ الفرات ، بكى وأنشأ يقول :

تعدَّيتُمُ يا شرَّ قومٍ ببغيكم  **  وخالفتُمُ دِينَ النبيِّ محمَّدِ

أما كانَ خير الرسْل أوصَاكُم بِنا  **  أمَا نَحنُ مِن نجلِ النبيِّ المُسدَّدِ

أما كانت الزهراء أمِّي دونكـم  **  أمَا كَان مِن خيرِ البريَّة أحمَدِ

لُعِنْتم وأُخزِيتُـم بما قد جَنَيتُـمُ  **  فَسـوفَ تُلاقوا حَرَّ نَارٍ تُوقَّدِ

وقد قال الإمام الحسين ( عليه السلام ) ، حين قتل أخوه العباس ( عليه السلام ) : ( الآن اِنكَسَرَ ظَهرِي ، وقَلَّتْ حِيلَتي ) .

فمضى أبو الفضل العباس وأخوته من أمِّه ، شهداء يذبُّون عن حرم الإمام الحسين ( عليه السلام ) ، وحرم رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) ، ضاربين أروع أمثلة الشرف ، والعِزَّة ، والكَرَامة ، والإباء ، والمواساة ، والإيثار ، والوفاء .

وأما أمُّه أم البنين ( سلام الله عليها ) فقد قالت فيهم :

لا تَدعُوَنِّي وَيـكِ أمَّ البنين  **  تُذكِّرينـي بِلِيـوثِ العَريـنْ

كَانت بَنونٌ ليَ أُدعَى بهـم  **  واليومُ أصـبحتُ ولا مِنْ بَنينْ

أربَعةٌ مِثل نُسـور الرّبَـى  **  قَد واصَلُوا الموتَ بِقَطعِ الوَتينْ

تنازع الخِرصان أشلاءهم  **  فَكُلّهم أمسَـى صَريعاً طَعِينْ

يَا لَيتَ شِعري أَكمَا أخَبَروا  **  بأنَّ عَبَّاسـاً قَطيـعُ اليَمينْ

فسلامٌ عليك يا أبا الفضل العباس ، وعلى أخوتك : عبد الله ، وجعفر ، وعثمان ، يوم وُلِدتُم ، ويوم استَشهَدْتُم ، مظلومِينَ محتسبين ، ويوم تُبعَثون أحياءً في جنَّة الخلد والرضوان .

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387 و ساعت 23:58 |

Hadhrat Abbas, one of the bravest of the Prophet’s followers

hadhrat abbas
 

Hazrat Abbas was the son of Hazrat Ali ibne Abi Talib. His mother’s name was Fatima Binte Hazam bin Khalid Ibn-e-Rabi’e Ibn-e-Amer Kalbi. She was also known as ‘Ummul Baneen’. She belonged to the clan of Banu Kilah, which was one the noblest families amongst the Hashimites and famous for the bravery and valour of its warriors.

Some years after the martyrdom of Fatema Zehra (S.A.), Imam Ali (as.) asked his brother Aqil to offer the marriage proposal to a woman from a brave progeny. Being so knowledgeable in this regard, Aqil wooed Fatima Binte Hazam (Ummul Baneen) for Imam and they got married.

Fatima Binte Hazam was an accomplished and cultured lady, and bore Hazrat Ali’s four sons, Abbas, Abdulla, Ja’far and Usman. The meaning of ‘Ummul Baneen’ is ‘Mother of Sons’. All of her sons were martyred along with Imam Hussain. After their martyrdom, she requested people not to call her ‘Ummul Baneen’ ever again.

The day she entered the household of Hazrat Ali, she made it very plain to Imam Hassan and Imam Hussain that she considered herself their slave, and she hoped and prayed that they would accept her as one. Her respect and affection for there was soon reciprocated by the two brothers, and even after her children were born, Imam Hassan and Imam Hussain occupied a foremost place in her heart.

Fatima Binte Hazam had such sincerity toward the Holy Prophet’s progeny that she loved Imam Hussain (as.) more than her own children. A feeling which was from the bottom of her heart. It was to the extent that when she received the news stating the martyrdom of her four children, she said:

"Tell me about Hussain (as.)" and when she received the news of Imam Hussain (as.)’s martyrdom she said: "All of the arteries of my heart are torn. May all of my children and what ever that exist under this azure heaven be sacrificed for the sake of Imam Hussain (as.).
hadhrat abbas

One of the bravest of the Holy Prophet’s followers Ja’far Tayyar, the brother of Hazrat Ali. In the battle of Muta, Ja’far Tayyar carried the Banner of Islam and in that battle he was out-numbered by the enemies and killed. When the news reached the Holy Prophet he cried and prayed for Ja’far’s soul and the angel Gabriel came down and consoled (the Prophet), saying "Ja’far was a brave and loyal soldier. God has given him everlasting life, and in place of two arms which were cut off in the battle, the Lord has given him a pair of wings".

Hazrat Ali, who was sitting near the Holy Prophet at that time, said, "Please pray to God that I should die fighting for the cause of Islam and become a martyr." But the Holy Prophet said, "0 Ali, your death has already been decreed. You shall die in the mosque during your prayers, but the Almighty will give you a son who will die in the battle on Ashoora day". From that time Ali eagerly awaited the birth of that son.


other links:

The short life History of Hadhrat Abbas (as)

Imam Hussein, King of Karbala

Third of Shabaan, Imam Hussein‘s birthday

منبع:

http://www.tebyan.net/islam_features/prophet/companions/2008/8/5/71641.html 

 

". 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387 و ساعت 23:51 |

همه می پرسند:

چیست در زمزمه مبهم آب؟

چیست در همهمه دلکش برگ؟

چیست در بازی آن ابر سپید، روی این آبی آرام بلند

که ترا می برد این گونه به ژرفای خیال؟

چیست در خلوت خاموش کبوترها؟

چیست در کوشش بی حاصل موج؟

چیست در خنده جام

که تو چندین ساعت، مات و مبهوت به آن می نگری؟

نه به ابر، نه به آب، نه به برگ،

نه به این آبی آرام بلند،

نه به این آتش سوزنده که لغزیده به جام،

نه به این خلوت خاموش کبوترها،

من به این جمله نمی اندیشم.

من مناجات درختان را هنگام سحر،

رقص عطر گل یخ را با باد،

نفس پاک شقایق را در سینه کوه،

صحبت چلچله ها را با صبح،

نبض پاینده هستی را در گندم زار،

گردش رنگ و طراوت را در گونه گل،

همه را می شنوم؛ می بینم.

من به این جمله نمی اندیشم.

به تو می اندیشم.

ای سرپا همه خوبی!

تک و تنها به تو می اندیشم.

همه وقت، همه جا،

من به هر حال که باشم به تو می اندیشم.

تو بدان این را، تنها تو بدان.

تو بیا؛

تو بمان با من، تنها تو بمان.

جای مهتاب به تاریکی شبها تو بتاب.

من فدای تو، به جای همه گلها تو بخند.

اینک این من که به پای تو در افتادم باز؛

ریسمانی کن از آن موی دراز؛

تو بگیر؛ تو ببند؛ تو بخواه.

پاسخ چلچله ها را تو بگو.

قصه ابر هوا را تو بخوان.

تو بمان با من، تنها تو بمان.

در دل ساغر هستی تو بجوش.

من همین یک نفس از جرعه جانم باقیست؛
آخرین جرعه این جام تهی را تو بنوش.

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387 و ساعت 15:20 |

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387 و ساعت 0:7 |
کدام امام معصوم این جمله را در توصیف حضرت عباس فرموده است؟عموی ما عباس، دارای بصیرتی نافذ و ایمانی استوار بود.

مرثیه خوانی ام البنین علیهاالسلام

امام صادق علیه السلام فرمود: «رحم الله عمی العباس لقد اثر و ابلی بلاء حسنا...»(1) خدا رحمت كند عموی ما عباس را، عجب نیكو امتحان داد، ایثار كرد و حداكثر آزمایش را انجام داد. برای عموی ما عباس مقامی در نزد خداوند است كه تمام شهیدان غبطه مقام او را می‏برند.

این زن بزرگوار(ام‌البنین)كه تا آن وقت زنده بود ولی در كربلا نبود، شهادت چهار پسر رشید خود را درك كرد و در سوگ آنها نشست. در مدینه برایش خبر آمد كه چهار پسر تو در خدمت‏ حسین بن علی علیه السلام شهید شدند. برای این پسرها ندبه و گریه می‏كرد. گاهی سر راه عراق و گاهی در بقیع می‏نشست و ندبه‏های جانسوزی می‏كرد. زن‌ها هم دور او جمع می‏شدند. مروان حكم كه حاكم مدینه بود، با آن همه دشمنی و قساوت گاهی به آنجا می‏آمد و می‏ایستاد و می‏گریست.

اینقدر جوانمردی، اینقدر خلوص نیت، اینقدر فداكاری! ما تنها از ناحیه پیكر عمل نگاه می‏كنیم، به روح عمل نگاه نمی‏كنیم تا ببینیم چقدر اهمیت دارد.

شب عاشوراست. عباس در خدمت اباعبدالله علیه السلام نشسته است. در همان وقت ‏یكی از سران دشمن می‏آید، فریاد می‏زند: عباس بن علی و برادرانش را بگویید بیایند. عباس می‏شنود ولی مثل این كه ابدا نشنیده است، اعتنا نمی‏كند. آنچنان در حضور حسین بن علی مؤدب است كه آقا به او فرمود: جوابش را بده هر چند فاسق است. می‏آید می‏بیند شمر بن ذی الجوشن است. شمر روی یك علاقه خویشاوندی دور كه از طرف مادر عباس دارد و هر دو از یك قبیله‏اند، وقتی كه از كوفه آمده است ‏به خیال خودش امان نامه‏ای برای اباالفضل و برادران مادری او آورده است. به خیال خودش خدمتی كرده است. تا حرف خودش را گفت، عباس علیه السلام پرخاش مردانه‏ای به او كرد، فرمود: خدا تو را و آن كسی كه این امان نامه را به دست تو داده است لعنت كند. تو مرا چه شناخته‏ای؟ درباره من چه فكر كرده‏ای؟ تو خیال كرده‏ای من آدمی هستم كه برای حفظ جان خودم، امامم، برادرم حسین بن علی علیه السلام را اینجا بگذارم و بیایم دنبال تو؟ آن دامنی كه ما در آن بزرگ شده‏ایم و آن پستانی كه از آن شیر خورده‏ایم، این طور ما را تربیت نكرده است.

می‏گوید: ای چشمی كه در كربلا بودی و آن منظره‏ای كه عباس من، شیر بچه من، حمله می‏كرد می‏دیدی و دیده‏ای! ای مردمی كه آنجا حاضر بوده‏اید! برای من داستانی نقل كرده‏اند، نمی‏دانم این داستان راست است ‏یا نه. یك خبر خیلی جانگداز به من داده‏اند، نمی‏دانم راست است‏ یا نه. به من گفته‏اند كه اولا دست‌های پسرت بریده شد، بعد در حالی كه فرزند تو دست در بدن نداشت‏ یك مرد لعین ناكس آمد و عمودی آهنین بر فرق او زد. وای بر من كه می‏گویند بر سر شیر بچه‏ام عمود آهنین فرود آمد. بعد می‏گوید: عباس جانم! فرزند عزیزم! من خودم می‏دانم كه اگر دست در بدن داشتی هیچ كس جرات نزدیك شدن به تو را نمی‏كرد.

جناب ام البنین، همسر علی علیه السلام، چهار پسر از علی دارد. مورخین نوشته‏اند علی علیه السلام مخصوصا به برادرش عقیل توصیه می‏كند كه زنی برای من انتخاب كن كه ‏«ولدتها الفحولة‏»؛ از شجاعان زاده شده باشد، از شجاعان ارث برده باشد«لتلد لی ولدا شجاعا»می‏خواهم از او فرزند شجاع به دنیا بیاید.(البته در متن تاریخ ندارد كه علی علیه السلام گفته باشد هدف و منظور من چیست، اما آنها كه به روشن‌بینی علی معترف و مؤمن‏اند می‏گویند علی آن آخر كار را پیش‌بینی می‏كرد.) عقیل، ام‌البنین را انتخاب می‏كند. به آقا عرض می‏كند كه این زن از نوع همان زنی است كه تو می‏خواهی. چهار پسر كه ارشدشان وجود مقدس اباالفضل العباس است، از این زن به دنیا می‏آیند، هر چهار پسر در كربلا در ركاب اباعبدالله حركت می‏كنند و شهید می‏شوند. وقتی كه نوبت ‏بنی‌هاشم رسید، اباالفضل كه برادر ارشد بود به برادرانش گفت: برادرانم! من دلم می‏خواهد شما قبل از من به میدان بروید، چون می‏خواهم اجر شهادت برادر را ادراك كرده باشم. گفتند: هر چه تو امر كنی. هر سه نفر شهید شدند، بعد اباالفضل قیام كرد. این زن بزرگوار(ام‌البنین)كه تا آن وقت زنده بود ولی در كربلا نبود، شهادت چهار پسر رشید خود را درك كرد و در سوگ آنها نشست. در مدینه برایش خبر آمد كه چهار پسر تو در خدمت‏ حسین بن علی علیه السلام شهید شدند. برای این پسرها ندبه و گریه می‏كرد. گاهی سر راه عراق و گاهی در بقیع می‏نشست و ندبه‏های جانسوزی می‏كرد. زن‌ها هم دور او جمع می‏شدند. مروان حكم كه حاكم مدینه بود، با آن همه دشمنی و قساوت گاهی به آنجا می‏آمد و می‏ایستاد و می‏گریست. از جمله ندبه‏هایش این است:

لا تدعونی ویك ام‌البنین

تذكرینی بلیوث العرین

كانت ‏بنون لی ادعی بهم

و الیوم اصبحت ولا من بنی

  ای زنان! من از شما یك تقاضا دارم و آن این است كه بعد از این مرا با لقب ام البنین نخوانید(چون ام البنین یعنی مادر پسران، مادر شیر پسران)، دیگر مرا به این اسم نخوانید. وقتی شما مرا به این اسم می‏خوانید، به یاد فرزندان شجاعم می‏افتم و دلم آتش می‏گیرد. زمانی من ام‌البنین بودم ولی اكنون ام‌البنین و مادر پسران نیستم.

مرثیه‏ای دارد راجع به خصوص اباالفضل العباس:

یا من رای العباس كر علی جماهیر النقد

و وراه من ابناء حیدر كل لیث ذی لبد

انبئت ان ابنی اصیب براسه مقطوع ید

ویلی علی شبلی امال براسه ضرب العمد

لو كان سیفك فی یدیك لما دنی منه احد

می‏گوید: ای چشمی كه در كربلا بودی و آن منظره‏ای كه عباس من، شیر بچه من، حمله می‏كرد می‏دیدی و دیده‏ای! ای مردمی كه آنجا حاضر بوده‏اید! برای من داستانی نقل كرده‏اند، نمی‏دانم این داستان راست است ‏یا نه. یك خبر خیلی جانگداز به من داده‏اند، نمی‏دانم راست است‏ یا نه. به من گفته‏اند كه اولا دست‌های پسرت بریده شد، بعد در حالی كه فرزند تو دست در بدن نداشت‏ یك مرد لعین ناكس آمد و عمودی آهنین بر فرق او زد. وای بر من كه می‏گویند بر سر شیر بچه‏ام عمود آهنین فرود آمد. بعد می‏گوید: عباس جانم! فرزند عزیزم! من خودم می‏دانم كه اگر دست در بدن داشتی هیچ كس جرات نزدیك شدن به تو را نمی‏كرد.

تا حرف خودش را گفت، عباس علیه السلام پرخاش مردانه‏ای به او كرد، فرمود: خدا تو را و آن كسی كه این امان نامه را به دست تو داده است لعنت كند. تو مرا چه شناخته‏ای؟ درباره من چه فكر كرده‏ای؟ تو خیال كرده‏ای من آدمی هستم كه برای حفظ جان خودم، امامم، برادرم حسین بن علی علیه السلام را اینجا بگذارم و بیایم دنبال تو؟ آن دامنی كه ما در آن بزرگ شده‏ایم و آن پستانی كه از آن شیر خورده‏ایم، این طور ما را تربیت نكرده است.

لا حول ولا قوة الا بالله العلی العظیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.


پی‏نوشت:

1-ابصار العین، ص‏26.

منبع:كتاب: مجموعه آثار، ج 17، ص 242 ، نویسنده: شهید مطهری

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387 و ساعت 0:7 |
 الوليد السعيد 
 أخلاق سيد الشهداء عليه السلام 
 جود الإمام الحسين ( عليه السلام ) وسخاؤه 
 حلم الإمام الحسين ( عليه السلام ) وتواضعه 
 شخصية الإمام الحسين عليه السلام 
 صفات الإمام الحسين ( عليه السلام ) الجسمية وهيبته 
 حكم الإمام الحسين ( ع ) ومواعظه 
 في ظلال القرآن الکريم 
 شعر الإمام الحسين ( عليه السلام ) 
 كلام الإمام الحسين ( عليه السلام ) في توحيد الله عز وجل 
 افراح 
 البوم الصور 
 خلفيات الشاشة 
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387 و ساعت 0:6 |
 ولادت باسعادت سیّد الشہداء حضرت امام حسین علیہ السّلام 
 امام حسین (ع) کی ولادت 
 سوم شعبان 
 ولادت حضرت ابوالفضل العباس(ع) 
 عباس بن علی ع 
 ولادت امام زین العابدین علیہ السلام 
 امام زین العابدین (‏ع) کے اخلاق وکمالات 
 امام زین العابدین کی عظیم شخصیت 
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387 و ساعت 0:6 |
 طلوع مهر 
 ولادت عشق 
 قدمگاه ملائک 
 دعای روز سوم شعبان 
 میوه بهشتی(داستان واقعی) 
 سروده ها 
 مدیحه سرایی 
 "حب الحسین"؛ شاهکار ماندگار استاد طه الفشنی 
 مکتب عشق (سخنرانی) 
 پخش زنده از حرم ابا عبدلله 
 نرم افزار عترت امام حسین علیه السلام 
 کتابخانه حسینی 
 ویژه نامه های گذشته 
 تصاویر ویژه 
 Screensaver 
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387 و ساعت 0:5 |
کتاب "منتهی الآمال" باب زندگانی و قیام امام حسین علیه السلام تالیف کیست؟

یکی از مسائل بحث برانگیر و مورد تحقیق بسیاری از افراد (خصوصا مسلمانان)، مسئله انطباق تاریخ‎های قمری و شمسی بر یکدیگر است. زیرا تاریخچه وقایع تاریخی اسلام بر مبنای تقویم قمری بیان شده و در بعضی موارد برای ما شاید مهم است که بدانیم هر یک از این تاریخ‎ها بر چه تاریخ شمسی منطبق است؟ مثلا واقعه عاشورا در کدام فصل سال و به عبارت دقیق‎تر در کدام تاریخ شمسی روی داده است؟ بررسی این مسئله چند راه حل دارد که عبارتند از: روش بررسی تاریخی و روایتی، روش محاسبات تقریبی، روش محاسبات دقیق نجومی و ... .

با توجه به این که در گذشته محاسبات مربوط به تقویم، خیلی دقیق نبوده است و روش‎های محاسباتی و مشاهداتی برای تعیین روز اول و آخر ماه‎های قمری با روش‎های کنونی تفاوت داشته است، روش‎های محاسبات دقیق نجومی منجر به جواب‎هایی می‎شوند که از نظر انطباق بر تقویم‎های فعلی دقیق و بدون خطا می‎باشند. اما از نظر بررسی تاریخی و روایتی ممکن است اختلاف داشته باشد. این اختلاف یکی از لحاظ سندیت تاریخی و روایتی است و دیگری اختلاف روش‎های تعیین تقویم در گذشته و حال است. لذا هر گونه اختلاف بین محاسبات دقیق بر اساس روش‎های فعلی و بررسی‎های تاریخی و روایتی امری طبیعی است اما این اختلاف حدی دارد. از نظر بررسی‎های نجومی و اختلافات تقویم، حداکثر اختلاف نمی‎تواند از روز در نتایج محاسبات بیشتر باشد (3 روز برای اصلاح تقویم گریگوری در زمان صدر اسلام و 2 روز برای اصلاح تقویم قمری ناشی از هلال‎های بحرانی که بعدا توضیح داده خواهند شد).

از طرفی تقویم هجری قمری بر مبنای رؤیت هلال پایه گذاری شده است. در نتیجه مشکلات زیادی برای محاسبه دقیق تبدیل قمری به شمسی وجود دارد. زیرا پریود و دوره زمانی دقیقی برای هلال‎های ماه نو وجود ندارد. از طرفی در گذشته رؤیت هلال با چشم مسلح امکان‎پذیر نبوده است و با پیشرفت علم آن را مبنای تعیین اول ماه قرار داده‎اند که خود اختلاف گذشته و حال را می‎رساند. در این مقاله ابتدا با انواع تقویم میلادی آشنا می‎شویم و سپس تقویم هجری قمری و در ادامه روش محاسبات تقریبی و روش محاسبات دقیق نجومی و نتایج حاصله از تبدیل قمری به شمسی بیان می‎شوند. در آخر بررسی مسائل تاریخی و روایتی از این موضوع نیز آمده است.

2- بررسی تقویم‎های میلادی روزشماری و تقویم و نگهداری آن یکی از مسائل حساس برای بیان وقایع تاریخی بر حسب پارامتر زمان می‎باشد. یک تقویم دقیق باید بر اساس دوره تناوب حرکت زمین به دور خورشید صورت بگیرد تا گذشت زمان بر اساس یکی از وقایع طبیعی یعنی فصول بدون تغییر ثابت بماند. یعنی شروع فصل بهار همیشه شروع سال باشد. شروع فصل بهار با یک پدیده نجومی روبروست. یعنی زمین به نقطه‎ای از مسیر خود می‎رسد که در آن نقطه طول شب و طول روز در تمام نفاط کره زمین با هم برابر و برابر با 12 ساعت است. که به آن، نقطه اعتدال بهاری (یا وِرنال Vernal) می‎گوییم.

پریود زمانی سال اعتدالی را 2422/365 روز خورشیدی تعیین کرده‎اند که محاسبات تقویم شمسی بر این اساس می‎باشد(كه دقیق‎ترین تقویم موجود می‎باشد). اما در تقویم میلادی، در گذشته‎های دور از مقدار دقیق این پریود آگاهی وجود نداشت و باعث می‎شد اثرات نادیده گرفتن اعشار آن به عقب افتادگی بهار و یا جلو افتادگی آن منجر شود. یعنی در تقویم میلادی باید اول فروردین همواره 21 مارس اتفاق بیافتد. لذا انواع تقویم میلادی به وجود آمده است که اکنون یکی از تقویم‎های دقیق میلادی را در به دست آورده‎اند.

الف) تقویم اولیه: مصری‎های قدیم سال را 365 روز در نظر می‎گرفتند. در نتیجه هر 4 سال اول بهار (اول فروردین) یک روز زودتر از طبیعت، در تقویم اعلام می‎شد. یعنی بعد از 4 سال 22 مارس و بعد از 8 سال 23 مارس، اول بهار اعلام می‎شده است.

محرم

ب) تقویم ژولین: 45 سال قبل از میلاد در زمان ژول سزار، برای رفع مشکل فوق قیصر روم به یکی از منجمین اسکندریه (سوسیژن) پیشنهاد کرد سال را 25/365 روز در نظر بگیرند. در نتیجه در هر چهار سال، سه سال 365 روز و یک سال 366 روز (سال کبیسه) در نظر گرفته می‎شد که اعمال یک روز سال کبیسه به ماه فوریه صورت گرفته و این نوع تقویم به تقویم ژولین معروف شده است. این تغییر هم خیلی دقیق نبود. زیرا سال به اندازه 0078/0 روز از سال واقعی بزرگ‎تر بود. در نتیجه هر 128 سال، اول بهار (اول فروردین) یک روز دیرتر از طبیعت، در تقویم اعلام می‎شد. یعنی بعد از 128 سال 20 مارس و بعد از 256 سال 19 مارس اول بهار اعلام می‎شده است.

ج) تقویم گریگوری: در سال 1582 میلادی، اول فروردین برابر با 11 مارس قرار گرفت. در نتیجه برای رفع این مشکل اسقف اعظم گریگور (پاپ) سیزدهم، ده روز را از تقویم حذف کرد و قرار شد در هر 400 سال 97 سال کبیسه 366 روز و بقیه را سال معمولی در نظر بگیرند. یعنی طول سال را 2425/365 روز در نظر گرفت. این تغییر هم خیلی دقیق نبود. زیرا به اندازه 0003/0 روز از سال واقعی بزرگتر بود. در نتیجه هر 3330 سال، اول بهار (اول فروردین) یک روز دیرتر از طبیعت، در تقویم اعلام می‎شود. یعنی در سال 4900میلادی 20 مارس اول بهار خواهد بود. لذا از بعد از سال 1582 میلادی به بعد، برای تبدیل تاریخ‎های میلادی و شمسی به یکدیگر اختلافی پیش نمی‎آید. اما قبل از این تاریخ باید تصحیح زیر را حساب نمود و به تاریخ شمسی اضافه نمود(علامت کروشه برای محاسبه جزء صحیح می‎باشد):

برای مثال این مقدار تصحیح در 11 مارس سال 1582 برابر با 10 روز خواهد بود. می‎دانیم که در حال حاضر، 11 مارس برابر با 20 اسفند است. از آنجایی که این تاریخ میلادی قبل از 21 مارس 1582 می‎باشد پس باید تصحیح را اعمال نمود. یعنی عدد 10 را با 20 اسفند جمع می‎کنیم و 1 فروردین به دست می‎آید. این مقدار تصحیح برای سال 680 میلادی (سال شهادت امام حسین علیه السلام) برابر با 3 روز به دست می‎آید:

3- تقویم هجری قمری همانطور که گفته شد تقویم هجری قمری بر مبنای رؤیت هلال پایه گذاری شده است. در نتیجه مشکلات زیادی برای محاسبه دقیق تقویم قمری وجود دارد. زیرا پریود دقیقی برای هلال‎های ماه نو وجود ندارد. به طور متوسط هر ماه قمری 29 روز و 12 ساعت و 44 دقیقه و 5/2 ثانیه طول می‎کشد (مقادیر واقعی می‎تواند کمتر یا بیشتر از این مقدار باشد که بستگی به مدار ماه و تأثیرات جاذبی و گرانشی زمین، خورشید و دیگر سیارات بر کره ماه دارد). در نتیجه با ضرب كردن این عدد در 12 ماه، یک سال قمری به طور متوسط 354 روز و 8 ساعت و 48 دقیقه و 30 ثانیه به دست می‎آید (مقادیر واقعی سال قمری نیز می‎تواند کمتر یا بیشتر از این مقدار باشد).

یعنی سال قمری به طور متوسط به اندازه 10 روز و 21 ساعت و 16 ثانیه از سال شمسی کوتاه‎تر است. مسلمین در زمان خلافت عمر مبدأ تاریخ قمری را روز اول محرم سالی که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به مدینه هجرت نمودند، قرار دادند. در تقویم قمری سال قمری را 354 روز در نظر گرفته و تقریبا هر سه سال آن را 355 روز در نظر می‎گیرند که اعمال آن معمولاً در ماه ذیحجه و یا ماه‎های بحرانی صورت می‎گیرد. بدین ترتیب محاسبات نجومی نشان می‎دهد که در سال‎های 2 ، 5 ، 7 ، 10 ، 13 ، 15 ، 21 ، 24 ، 29 قمری و ... ، سال‎های کبیسه قمری 355 روزه اعمال شده است.

4- محاسبات تقریبی تبدیل قمری به شمسی در سال 1381، اول فروردین برابر با 6 محرم 1423 بوده است. و اختلاف سال شمسی و قمری برابر با 42 سال می‎باشد. که در مواردی برای تبدیل سال شمسی به سال قمری و بالعکس می‎توان نوشت:

محرم

و یعنی به طور تقریبی هر 33 سال شمسی برابر با 34 سال قمری است. به عبارت دیگر هر 33 سال شمسی، محرم در فروردین ماه خواهد بود و شروع سال قمری و شمسی با هم خواهند بود. اکنون می‎توان سال شمسی را بر33 تقسیم کرده و سپس با سال شمسی جمع کنیم تا سال قمری به دست آید. و یا سال قمری را بر 34 تقسیم کرده و از سال قمری کم کنیم تا سال شمسی به دست آید. برای مثال سال 61 قمری برابر با سال 59 شمسی به دست می‎آید.

برای تبدیل روز و ماه قمری به شمسی و بالعکس می‎توان به طور تقریبی تعداد روزهای گذشته شده از یک تاریخ قمری را تا تاریخ فعلی محاسبه نمود و با سال شمسی همان تاریخ مقایسه کرده و سپس به صورت رجوعی، میزان عقب افتادگی را محاسبه کرد. برای مثال در سال 1384، سه شنبه 11 بهمن برابر با اول محرم 1427 می‎باشد. به طور تقریبی اول محرم سال 61 قمری برابر با چه تاریخ شمسی است؟

تعداد سال گذشته قمری برابر با سال می‎باشد. در نتیجه تعداد روز را محاسبه می‎کنیم:

یعنی 484065 روز بین دو تاریخ فاصله است(از اول محرم 61 تا اول محرم 1427). اکنون این عدد را بر سال شمسی تقسیم می‎کنیم:

و یا 1325 سال و 119 روز با تاریخ فعلی اختلاف دارد. پس 59=1325-1384 و باید 119 روز قبل از 11 بهمن را به دست آورد. 11 روز بهمن+ 30 روز دی + 30 روز آذر + 30 روز آبان + 18 روز مهر برابر با 119 روز می‎شود پس 12 اُم مهرماه برابر 1 محرم سال 61 محاسبه می‎شود. اکنون برای محاسبه روز هفته می‎توان تعداد روزها را بر هفت تقسیم نمود و اعشار آن را در عدد هفت ضرب کرده و جواب را از شماره روز هفته در تاریخ معلوم کم می‎کنیم. در مثال فوق خواهیم داشت: چون در تاریخ معلوم، 11 بهمن برابر با سه شنبه است، پس یك روز از آن کم می‎کنیم تا روز 12 مهر سال 59 به دست آید. یعنی روز 12 مهر سال 59، دوشنبه بوده است.

5- روش محاسبات دقیق نجومی برای تبدیل تاریخ قمری به تاریخ شمسی

در این روش با توجه به محاسبات معمول مدار ماه و در نظر گرفتن کلیه اثرات ممکن روی مدار ماه از جمله تأثیرات جاذبی و گرانشی سیارات و خورشید و زمین و اثرات حرکات پرسیشن و نوتیشن محور دورانی زمین، به طور دقیق می‎توان زمان عبور ماه را از صفحه شامل زمین و خورشید محاسبه نمود. که به این زمان، زمان مقارنه ماه و خورشید می‎گویند. روز اول ماه را می‎توان با در نظر گرفتن شرایط بحرانی هلال حداكثر تا دو روز بعد از این تاریخ در نظر گرفت (بر اساس بررسی مقدار پارامترهای رؤیت پذیری رؤیت هلال در زمان غروب خورشید یك محل).

مقارنه ماه محرم سال 61 در تاریخ 28 سپتامبر سال 680 میلادی، ساعت 17 و 7 دقیقه بر حسب زمان محلی عربستان (مکه و مدینه) محاسبه می‎شود. با توجه به بحرانی بودن این هلال در عربستان، بر اساس اكثر معیارهای فعلی رؤیت هلال، احتمال رؤیت (با چشم غیر مسلح) در 29 سپتامبر در عربستان وجود داشته اما در عراق (كربلا) رؤیت هلال منتفی بوده است و رؤیت به 30 ام سپتامبر موکول می‎شود. در نتیجه اول اکتبر سال 680 میلادی برابر با اول محرم سال 61 هجری قمری در عراق است. اما برای تبدیل به تاریخ هجری شمسی، در حال حاضر اول اکتبر برابر با 9 مهر ماه است. قبلا بیان کردیم به لحاظ تصحیح گریگوری در تقویم میلادی در سال‎های قبل از 1582 میلادی، باید در سال 680 میلادی 3 روز آن را تصحیح کنیم. در نتیجه اول اکتبر 680 برابر با 12 مهرماه است نه 9 مهر ماه.

محرم

از طرفی روز ژولین، تعداد روزهای گذشته از مبدا تاریخ ژولین را نشان می‎دهد و از تقویم‎های دقیق محسوب می‎شود. اگر روز ژولین اول محرم 61 و روز ژولین اول محرم 1427 را پس از محاسبه از هم کم کنیم، تعداد روزهای گذشته شده بین این دو تاریخ به دست می‎آید:

اکنون برای محاسبه روز هفته می‎توان تعداد روزها را بر هفت تقسیم نمود. اعشار آن را در هفت ضرب کرده و جواب را از شماره روز هفته در تاریخ معلوم کم می‎کنیم. در مثال فوق خواهیم داشت: چون در تاریخ معلوم 11 بهمن برابر با سه شنبه است، پس یك روز از سه شنبه کم می‎کنیم تا روز هفته 12 مهر سال 59، دوشنبه به دست آید. به همین ترتیب، محاسبات مشابه انجام شده است که نتایج و خلاصه محاسبات را در جدول شماره یک، جدول شماره 2 و جدول شماره 3 می‎بینید.

جدول شماره 1: مبدأ تاریخ هجری قمری، هجرت پیامبر اکرم به مدینه و اول محرم سال 61 مطابقت با تقویم هجری شمسی زمان مقارنه ماه با خورشید روز اول ماه قمری تاریخ شمسی روز هفته

تاریخ میلادی زمان روز ژولین تاریخ میلادی 1 اول محرم سال اول قمری 14/7/622 9 و 31 دقیقه 7/1948439 16/7/622 28 تیر سال 1 دوشنبه 2 اول ربیع الاول سال اول 11/9/622 4 و 25 دقیقه 7/1948498 13/9/622 25 شهریور 1 دوشنبه 3 اول محرم سال 61 قمری 28/9/680 17 و 7 دقیقه 7/1969701 1/10/680 12 مهر 59 دوشنبه

جدول شماره 2: مطابقت وقایع تاریخی قمری اسلام قبل از واقعه عاشورا با تقویم شمسی

واقعه تاریخی تاریخ قمری روز ژولین تاریخ میلادی روز هفته تاریخ شمسی شماره ماه ازدواج امام علی و حضرت فاطمه 1 ذیحجه سال 2 7/1949118 25/5/624 جمعه 7 خرداد سال 3 16061-

ولادت امام حسن(ع) 15 رمضان سال 3 7/1949397 28/2/625 پنجشنبه 12 اسفند 3 16052-

ولادت امام حسین(ع) سوم شعبان سال 4 7/1949711 8/1/626 چهارشنبه 21 دی 4 16041-

ولادت حضرت زینب(س) 5 جمادی الاول 5 7/1949978 2/10/626 پنجشنبه 13 مهر 5 16032-

واقعة غدیرخم 18 ذیحجه سال 10 7/1951970 16/3/632 دوشنبه 28 اسفند 10 15965-

رحلت پیامبر (ص) 28 صفر سال 11 7/1952040 25/5/632 دوشنبه 7 خرداد 11 15963-

شهادت حضرت فاطمه (س) 13 جمادی الاول 11 7/1952113 6/8/632 پنجشنبه 18 مرداد 11 15960-

شهادت حضرت فاطمه (س) 3 جمادی الثانی 11 7/1952130 25/8/632 یکشنبه 6 شهریور 11 15959-

ولادت حضرت ابوالفضل 4 شعبان سال 26 7/1957508 15/5/647 سه شنبه 28 اردیبهشت26 15777-

ولادت حضرت علی اکبر 11 شعبان سال 33 7/1959996 7/3/654 جمعه 19 اسفند 32 15693-

ولادت امام سجاد (ع) 5 شعبان سال 38 7/1961761 5/1/659 شنبه 18 دی 37 15633-

شهادت حضرت علی(ع) 21 رمضان سال 40 7/1962516 29/1/661 جمعه 12 بهمن 39 15608-

شهادت امام حسن (ع) 28 صفر سال 50 7/1965859 26/3/670 سه شنبه 9 فروردین 49 15495-

ولادت امام باقر (ع) 1 رجب سال 57 7/1968460 9/5/677 شنبه 22 اردیبهشت56 15406-

همچنین محاسبات دقیق نجومی دیگر انجام شده است که پدیده‎های نجومی برای محرم سال 61 و در مکانی با مختصات شهر کربلا در زیر بدست آمده است:

- در اول محرم سال 61 فاصله زمین تا خورشید، دقیقا برابر با یک واحد نجومی بوده است (626/149 میلیون کیلومتر) و فاصله کره ماه تا زمین در اوج خود یعنی 406000 کیلومتری قرار داشته است.

- ساعت 15 و 15 دقیقه بعد از ظهر روز تاسوعا (نهم محرم سال 61)، ماه از آزیموت 112 درجه در کربلا با فاز 77 درصد روشنایی طلوع می‎کند(یعنی از حدود موقعیت اردوگاه عمر بن سعد و حوالی شط فرات نسبت به ناظری در خیمه‎گاه امام حسین (ع) ماه طلوع می‎کند). و 55 دقیقه بامداد عاشورا با فاز 81 درصد روشنایی، غروب می‎کند و آسمان کربلا کاملا تیره و تار می‎گردد.

- طلوع سیاره زهره در روز عاشورا (10 محرم سال61) 3 ساعت قبل از طلوع خورشید و دو ساعت بعد از غروب ماه در ساعت 3 بامداد اتفاق افتاده است.

- خورشید ساعت 6 و 7 دقیقه صبح عاشورا از آزیموت 99 درجه (حدود شرق) در کربلا طلوع می‎کند. و در ساعت 17 و 30 دقیقه غروب آن در آزیموت 5/260 درجه (در پشت خیمه‎گاه سوخته امام حسین علیه السلام) اتفاق می‎افتد.

- ماه در ساعت 12 ظهر روز اول محرم سال 61 وارد صورت فلکی عقرب می‎شود. و ساعت 18 روز سوم محرم با ورود ماه به صورت فلکی قوس، از صورت فلکی عقرب خارج می‎شود. ماه از روز 6 تا 8 محرم در صورت فلکی جدی قرار دارد و سپس تا روز 12 اُم محرم در صورت فلکی دلو قرار گرفته است.

محرم

- پدیده نجومی بسیار مهمی که اتفاق می‎افتد در روز 6 محرم می‎باشد. در ساعت حدود 18 ماه از فاصله کمتر از 1 درجه جنوب سیارات نپتون و مشتری (که کنار یکدیگر قرار دارند) عبور می‎کند.

- در ابتدای رمضان سال 60 قمری خورشید می‎گیرد و در نیمه رمضان نیز ماه به طور کامل خسوف می‎کند.

- در ابتدای ربیع الاول سال 61 قمری خورشید می گیرد و در نیمة ربیع الاول نیز ماه بطور کامل خسوف

می‎کند.

- بر اساس این محاسبات، امام حسین در روز چهار شنبه به دنیا آمده‎اند و در روز چهار شنبه به شهادت رسیده‎اند.

جدول شماره 3 : مطابقت تاریخ قمری واقایع عاشورا با تقویم شمسی واقعه تاریخی تاریخ قمری روز ژولین میلادی روز تاریخ شمسی شماره ماه مرگ معاویه 15 رجب 60 7/1969538 21/4/680 شنبه 4 اردیبهشت 59 15370

- حرکت امام حسین به مکه 28 رجب 60 7/1969551 4/5/680 جمعه 17 اردیبهشت59 15370

- ورود امام حسین به مکه 3 شعبان 60 7/1969555 8/5/680 سه شنبه 21 اردیبهشت59 15369

- اعزام مسلم بن عقیل به کوفه 15 رمضان 60 7/1969596 18/6/680 دوشنبه 31 خرداد 59 15368

- ورود مسلم بن عقیل به کوفه 5 شوال 60 7/1969616 8/7/680 یکشنبه 20 تیر 59 15367

- حرکت امام حسین به کوفه 8 ذیحجه 60 7/1969678 8/9/680 شنبه 20 شهریور59 15365

- شهادت مسلم بن عقیل 9 ذیحجه 60 7/1969679 9/9/680 یکشنبه 21 شهریور 59 15365

- به دار زدن میثم تمار در کوفه 22 ذیحجه 60 7/1969692 22/9/680 شنبه 3 مهر 59 15365

- شروع سال 61 قمری اول محرم سال 61 7/1969701 1/10/680 دوشنبه 12 مهر 59 15364

- ورود امام حسین به کربلا 2 محرم61 7/1969702 2/10/680 سه شنبه 13 مهر 59

- ورود سپاه اِبن سعد به کربلا 3 محرم 61 7/1969703 3/10/680 چهارشنبه 14 مهر 59

- روز تاسوعا 9 محرم 61 7/1969709 9/10/680 سه شنبه 20 مهر 59 

- عاشورا (شهادت امام حسین) 10 محرم 61 7/1969710 10/10/680 چهارشنبه 21 مهر 59 

- ورود کاروان اسیران به کوفه 12 محرم 61 7/1969712 12/10/680 جمعه 23 مهر 59

- حرکت کاروان اسیران به شام 19 محرم61 7/1969719 19/10/680 جمعه 30 مهر 59 

- ورود کاروان اسیران به شام 1 صفر سال 61 7/1969730 30/10/680 سه شنبه 11 آبان 59 15363

- اربعین و روز ورود جابر به کربلا 20 صفر سال 61 7/1969749 18/11/680 یکشنبه 30 آبان 59 

- وفات حضرت زینب در شام 15 رجب 62 7/1970247 31/3/682 دوشنبه 14 فروردین61 15346

- قیام مختار ثقفی 14 ربیع الاخر 66 7/1971574 17/11/685 جمعه 29 آبان 64 15301

6- روش بررسی تاریخی و روایتی با استفاده از نقل و قول‎ها و روایت‎ها و همچنین نتایج محاسبات دیگران نیز می‎توان به نتایج نسبی دست پیدا کرد. با توضیحی که در مقدمه آمده است، نتایج این روش بر تاریخ‎های محاسباتی منطبق نیستند و اختلاف دارند که امری است طبیعی. ما بعضی از این نکات را با ذکر منبع در زیر آورده‎ایم:

1- در کتاب ستارگان و کیهان نوردی (انتشارات دانشگاه تهران 1352) صفحه 158، اول محرم سالِ اول هجری قمری برابر با 18 ژوئن سال 622 میلادی بیان شده است که حدود یک ماه عقب‎تر از محاسبات ما در این مقاله است (البته محاسباتی نشان می‎دهد که این تاریخ چندان صحیح نمی‎باشد). بر طبق این تاریخ اول محرم سال 61 برابر با اول سپتامبر 680 خواهد بود و عاشورا در روز دوشنبه 22 شهریور سال 59 شمسی محاسبه می‎شود.

2- در کتاب مشهد الحسین (چاپ شده در حلب سوریه) به نقل از دکتر آستانه اصل، عاشورا مصادف با 26 سپتامبر 681 برابر با 7 مهر ماه سال 60 شمسی در روز پنج شنبه یا جمعه اتفاق افتاده است. که محاسبات نشان می‎دهد این تاریخ بر 10 محرم سال 62 هجری منطبق‎تر است (البته برابر با روز شنبه 9 مهر 60 نه جمعه 7 مهرماه!) یعنی یک سال جلوتر از زمان واقعی در نظر گرفته شده است!

3- در کنکره بررسی عبرت‎های عاشورا، مصادیق و ویژگی‎های خواص و عوام (دانشگاه تبریز 20 مهرماه 1377)، از سوی سرهنگ فرهنگی بیان شد که عاشورای سال 61 هجری قمری برابر با 22 مهرماه سال 59 هجری شمسی بوده است.

4- در کتاب حماسه حسینی (جلد اول صفحه 185) آمده است: عاشورای آن وقت ظاهرا اواخر خرداد بوده است. که با دلایل علمی این مقاله، این تاریخ رد می‎شود.

5- در کتاب لهوف علی قتلی الطفوف (صفحه 81) آمده است: حسین در روز سه شنبه سوم ذیحجه و به قولی روز چهارشنبه هشتم ذیحجه سال 60 هجری از مکه خارج شد. اگر ذیحجه 30 روزی باشد در نتیجه عاشورا پنجشنبه و یا دوشنبه خواهد بود (وگرنه اگر ذیحجه 29 روزه باشد، عاشورا چهارشنبه و یا یکشنبه است).

6- در کتاب لهوف علی قتلی الطفوف (صفحه 85) امام حسین (ع) در روایتی به جنییان می‎گویند: شما در روز شنبه که عاشوراست نزد من بیائید.

7- در کتاب نفس المهموم (اثر شیخ عباس قمی) ترجمه علامه شعرانی (در پاورقی با توضیح مترجم) به نقل از حجت الاسلام سلطان زاده، عاشورا را اواسط مردادماه بیان کرده است.

8- در کتاب منتهی الآمال (اثر شیخ عباس قمی) صفحه 155، روز تاسوعا برابر با پنجشنبه 9 اُم محرم آمده است.

9- در کتاب منتهی الامال (اثر شیخ عباس قمی) صفحه 147، ورود امام حسین به مکه برابر با پنجشنبه 3 اُم شعبان سال شصت هجری قمری آمده است.در نتیجه عاشورا برابر با روز جمعه (و یا پنجشنبه در صورت 29 روزه بودن رمضان یا شوال سال 60) خواهد بود.

10- از نظر روز هفته بررسی‎های فوق نشان می‎دهند که تمام اخبار تاریخی نسبت به محاسبات نجومی سه روز جلوتر از محاسبات می‎باشند. که این احتمال می‎رود تصحیح گریکوری در روز هفته نیز تأثیر دارد.

7- نتیجه‎گیری روش‎های مختلف به كار رفته در این مقاله نشان می‎دهد كه محرم سال 61 هجری قمری در تاریخ اول اكتبر سال 680 میلادی شروع می‎شود. و با دلایل كافی، انطباق این تاریخ با 12 مهر سال 59 هجری شمسی مطابقت دارد. لذا عاشورا و تاسوعا برابر با 20 و 21 مهرماه خواهد بود. با مطالب بیان شده در قسمت مقدمه، این نتیجه نمی‎تواند اختلاف بیش از 5 روز را داشته باشد. در نتیجه با یك برآورد خوب می‎توان دریافت كه عاشورا و تاسوعا در ابتدای فصل پائیز و در مهرماه اتفاق افتاده است.

 

منابع و مأخذ:

- فرمول‎های ستاره‎شناسی برای محاسبه‎ها: ترجمه محمود لایقی فیروزآبادی، انتشارات آستان

رضوی 1368 .

- تقویم قدس: انتشارات بنیاد پژوهش‎های اسلامی آستان قدس رضوی .

- ماهنامه نجوم شماره‎های 84 تا 90 انتشارات شرکت زروان .

- لهوف علی قتلی الطفوف ترجمه دکتر عقیقی بخشایشی انتشارات دفتر نشر نوید اسلام قم 1381. - مشهد الحسین: دکتر آستانه اصل انتشارات حلب سوریه 2002 .

- حماسه حسینی (جلد اول): شهید مرتضی مطهری انتشارات صدرا 1381 .

- ستارگان و کیهان نوردی انتشارات دانشگاه تهران 1352.

- معانی الاخبار شیخ صدوق: ترجمه عبدالعلی محمدی شاهرودی انتشارات دارالکتب اسلامیه 1377.

- نرم افزارهای نجومی Hp3planet ، HnSky و MoonCalculator6 و ...

- لوح‎های فشرده منتهی‎الامال، حلیة المتقین و مفاتیح الجنان از بخش رایانه‎ای فرهنگستان قرآن کریم.

 

نام مستعار کاربر: سید رسول تنهای تنها

+ نوشته شده توسط در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387 و ساعت 0:3 |

فاصله کانونی:

فاصله کانونی، به فاصله کانون نوری لنز(در لنزهای مرکب الزاماٌ با مرکز فیزیکی لنز منطبق نیست) با سطح حساس (فیلم یا حسگر ) گفته می شود.

این عدد اصلی ترین شاخص طبقه یندی لنزهاست. چون شما فعلاً از دوربین های کوچک (اصلاحاً Compact ) استفاده می کنید  و لنز شما به دوربینتان چسبیده! شاید فکر کنید نیازی به این قسمت ندارید اما من اینطور فکر نمی کنم. دوربین شما هم بر اساس همین مفاهیم کار می کند. به علاوه خدا را چه دیدی شاید اینقدر از عکاسی خوشتون اومد که خواستید دوربین SLR بخرید!

به این شکل ها توجه کنید:

 

 

در همین شکلها به سادگی اولین خاصیت فاصله کانونی را می بینید. هرچه فاصله کانونی بلندتر باشد سوژه در فاصله ثابت بزرگتر دیده می شود و بلعکس. به این میگن زوم!

دوم: هرچه فاصله کانونی بزرگتر می شود زاویه دید تنگتر می شود و بلعکس. یعنی هرچه فاصله کانونی را بیشتر می کنید کمتر از محیط اطراف دیده می شود.

سومین و چیزی که در این تصاویر دیده نمی شود. پرسپکتیو است. (متاسفانه ترجمه فارسی پرسپکتیو را نمی دانم شما اگر چیزی غیر از چشم انداز شنیده اید به من هم بگویید) هرچه فاصله کانونی بیشتر می شود پرسپکتیو بیشتر تخت می شود و با فاصله کانونی کمتر ، خطوط عکس بیشتر به منحنی میل می کنند این دو تصویر را مقایسه کنید:

 

  

تصویر با فاصله کانونی کوتاه (واید 15)

  همان مکان با فاصله کانونی بلند (تله 135 )

این نکته شاید امروز زیاد به کارتون نیاد ولی بدونید بد نیست. فاصله های کانونی بلندتر مثلاً در حد 300 میلیمتر حتی به نوعی پرسپکتیو را معکوس می کنند! مثلاً در این عکس اشیاء دور به نظر بزرگتر می آیند. درست عکس پرسپسکتیو معمولی

 

 

از اینها که گفتم بعدها مخصوصاٌ در عکاسی از افراد و شناخت اصول کادربندی استفاده خواهیم کرد. مثلاٌ آنجا خواهم گفت اگر می خواهید دماغ طرف در اندازه واقعی جلوه نکند و پولش رو به زخم زندگیتون بزنید، از چه فاصله کانونی استفاده کنید! یا چطوری عکس آن اتاقک مسافرخانه درجه سه خارج از کشور را ، اندازه یک سوئیت پنج ستاره تو چشم خواهرشوهرتان بزنید!

در مورد لنز چیزهای دیگری هم می شود گفت مثل خطاهای لنز، تفاوت رنگ و کنتراست در لنزهای مختلف ، یا چارت هایی که دقت لنزها را مشخص می کنند. اما فکر می کنم بماند تا روزی اگر قرار شد در سطح حرفه ای با هم کار کنیم.

فکر کردید مبانی تموم شد؟.... نه در قسمت بعدی تازه می خواهیم بریم سراغ اصلی ترین ابزارمون ، فیزیک نور!

منبع:http://solygraphics.persianblog.ir/post/28

 

+ نوشته شده توسط در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 و ساعت 0:32 |

شاتر

پرده ای که با زدن کلید آن به مدت زمان معینی از جلوی فیلم کنار می رفت تا فیلم نور ببیند. بخشی از آن صدای آشنای کلیک که نماد صوتی عکاسی بود مربوط به کار همین پرده بود. اما در دوربین شما دیگر عملاً وجود خارجی ندارد! برای همین هم دوربین های غیر حرفه ای و موبایل ها اینقدر بی صدا شدند که سازندگان مجبور شدند برای جلوگیری از سوءاستفاده و عکس های یواشکی، صدای کلیک مجازی  را حداقل در موبایل ها اجباری کنند!

زمان شاتر نسبت عکس با اندازه دیافراگم دارد. یعنی هرچه دیافراگم بازتر و نور ورودی بیشتر باشد، زمان نوردهی باید کوتاهتر شود. اعداد شاتر هم مثل دیافراگم استاندارد و در واقع مخرج کسری هستند که صورت آن یک ثانیه است. پس هرچه بزرگتر می شوند نوردهی کمتر می شود. به این شکل : 1 – 2 – 4 – 8 – 15 – 30 – 60 – 125 – 250 – 500 – 1000 تا 4000البته دوربین های مختلف ممکن است اعداد بینابینی را هم داشته باشند.

علاوه بر این اعداد، دوربین شما ممکن است یک وضعیت دیگر هم داشته باشد به نام Bulb یا اختصاراً B در این وضعیت با فشار دکمه شاتر باز می شود و تا زمانی که دوباره دکمه شاتر را بزنید باز می ماند. این وضعیت مناسب عکسبرداری از مثلاً رعد و برق است، مثل این:

 

عکاس شاتر را باز کرده و منتظر مانده تا آسمان چندبار برق بزند. البته استفاده از این وضعیت کمی لم دارد که بعدها خواهم گفت.

شاتر رابطه مستقیمی با نوع سوژه شما دارد. اگر از عمه خانم عکس می گیرید نیاز به سرعت بالایی ندارید. سرعت 60 (یک شصتم ثانیه ) کافی است. اما برای عکاسی از خواهر زاده تون که حتماٌ هم به خودتون رفته و یک جا بند نمی شه کمتر از 250 رو توصیه نمی کنم.

وقتی دوربین را در وضعیت Tv قرار می دهید. به دوربین می فهمانید که می خواهید خودتان سرعت عکاسی را تعیین کنید. پس دوربین تا حد دستیار شما عقب نشینی می کند و حالا این شمایید که بسته به موقعیت و هدفتون سرعت عکاسی رو تعیین می کنید. در مورد این موقعیت ها بعداً در عکاسی عملی بیشتر صحبت خواهیم کرد اینجا فقط کلیاتی از کاربرد تعیین سرعت را می گویم. مثلاً اگر از یک مسابقه اسکی عکس می گیرید ممکن است دو جور عکس بخواهید داشته باشید. عکسی که در آن هم چیز و همه کس  ثابتند مثل این:

 

برای این عکس از سرعت بالا استفاده می کنید مثلاً 1000

یا اینکه می خواهید حرکت سوژه را نشان بدهید مثل این:

 

در این حالت از سرعت پایینتر استفاده می کنید مثلاً 60 و دوربین را همراه سوژه حرکت می دهید. (البته باید کمی تمرین داشته باشید)

یا مثلاٌ وقتی در طبیعت می خواهید نرمی حرکت آب را نشان بدهید:

 

در این حالت هم سرعت را در حد 15 پایین می آورید.

یک توضیح هم بدهم و بگذریم. برای سرعت های پایینتر از 60 ترجیحاً و پایینتر از 30 حتماً از سه پایه استفاده کنید.

اول این مطلب گفتم که عکاسی از نظر فنی یعنی به کار گرفتن و بازی کردن با همین دو مفهوم دیافراگم و شاتر. حالا اضافه میکنم از نظر هنری، مبانی عکاسی شامل چیزهای دیگری هم می شود مثل فاصله کانونی که از خواص لنز است. و در قسمت بعدی راجع به آن خواهیم گفت.

منبع:http://solygraphics.persianblog.ir/post/27

+ نوشته شده توسط در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 و ساعت 0:30 |

 

 

از جنبه تکنیکی، عکاسی فقط در یک جمله خلاصه می شود: «به فیلم یا صفحه حساس به اندازه کافی نور برسانید» مشکل فنی عکاسی هم در تخمین« این اندازه کافی» است!

برای این منظور از زمان گروهبان دومی هیتلر تا آلان دوربین های عکاسی دو وسیله را در اختیار شما قرار داده اند.

دیافراگم و شاتر

دیافراگم:

مردمک چشم را دیده اید؟ دیافراگم هم عیناً همان است. یا در بهترین حالت سعی میکند همان باشد. صفحاتی که با لغزیدن روی هم سوراخی در وسط را کوچک و بزرگ می کنند و به این ترتیب مقدار نور ورودی را کم و زیاد می شود..

 

اعداد دیافراگم در یک لنز نرمال معمولاً به این ترتیبند: 2 – 3.2 – 4 – 5.6 – 8 – 11 – 16 – 22 – 32  بدین ترتیب که 2 بازترین و 32 بسته ترین دیافراگم این لنز است. اما اگر شما با یک دوربین غیر حرفه ای عکاسی می کنید ، ممکن است این اعداد را یا بخش بزرگی از آن را نبینید. درواقع این یکی از بزرگترین محدودیت های دوربین های غیر حرفه ای است. که احتمالاً شما را به سمت دوربین های SLR ( دوربین هایی که لنزشان تعویض می شود) سوق خواهد داد.

دیافراگم یک کارکرد بسیار خوب دیگر هم دارد: تعیین عمق میدان وضوح. به معنی فاصله ای از جلو وعقب سوژه که دوربین این فاصله را واضح ثبت می کند. در بازترین دیافراگم ، اگر فاصله سوژه (جایی که فوکوس کرده ایم) تا دوربین را به سه قسمت تقسیم کنیم یک سوم انتهایی و دوسوم همین فاصله در پشت سوژه،  در میدان وضوح قرار خواهند داشت. به این شکل:

 

 

هرچه دیافراگم باز تر باشد عمق میدان کمتر و با بسته تر شدن دیافراگم که عدد آن با معیار توقف (STOP F  ) بیان می شود عمق میدان افزایش می یابد.

 

نمونه عمق میدان کم (این عکس عروسمه!)

یک تذکر هم بدهم و بحث دیافراگم را فعلاً ببندیم تا بعد. تصویری که شما موقع عکاسی در LCD دوربین می بینید، تصویر با بازترین دیافراگم دوربینتان را نمایش می دهد. بنابر این کمترین عمق میدان وضوح را می بینید. روی لنز های قدیمی جدولی بود که با استفاده از آن عمق میدان وضوح را به متر می شد دید اما در لنز های جدیدی که با پردازنده دوربین کنترل می شوند دیگر از این خبرها نیست! کم کم یاد می گیرید که به جای اعتماد به تصاویر، اعداد و ارقام را خوانده و نتیجه را خودتان حدس بزنید. البته دوربین های حرفه ای تر بعضاً این امکان را دارند که یک پیش نمایشی از عمق میدان را نیز به شما نشان بدهند.

عدد دیافراگم گوشه تصویرLCDتان ،و در کنار یک F دیده می شود.

برای آنکه به دوربین بفهمانید قصد دارید خودتان عمق میدان را تعیین کنید آن را در کدام وضعیت می گذارید؟ ... آفرین در وضعیت  Av ! یعنی اولویت دیافراگم فعلاً و تا شماره بعدی در همین وضعیت عکس بگیرید!

در قسمت بعدی راجع به شاتر سحبت میکنیم.

منبع:http://solygraphics.persianblog.ir/post/26

+ نوشته شده توسط در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 و ساعت 0:28 |

Metering mode : مربوطه به شکل نورسنجی است و در دوربین های مختلف انواع  یا انتخاب های متنوعی دارد به این شرح:

 : نورسنجی نقطه ای : در این حالت دوربین فقط نور نقطه ای را که شما مشخص می کنید می سنجد و با بقیه کادر کاری ندارد. وضعیت بسیار مفیدی است برای عکس هایی مثل این که نور سنجی بر اساس طرف روشن صورت تنظیم شده:

 

 

 

 : نورسنجی بر اساس کادر مرکزی: در این حالت دوربین معدل نورهای موجود در کادر مرکزی را اندازه می گیرد. وقتی مفید است که می خواهید مثلاً کل صورت یک نفر نورسنجی شود اما دوربین به پس زمینه کاری نداشته باشد. نتیجه چیزی شبیه به این است:

 

 

 

  : نورسنجی کل کادر: برای وقتی که عجله دارید یا نمی خواهید عکس خاص بگیرید. از اسم آن مشخص است که معدل تمام نورهای داخل منظره یاب را اندازه گرفته و سعی می کند نه سیخ بسوزد نه کباب! اما حقیقت آنست که گاهی به اشتباه می افتد و هم سیخ میسوزد و هم کباب! مخصوصاٌ گاهی که یک چیز خیلی روشن یا تاریک در صحنه حضور دارد.

 

در مورد روش های نورسنجی که بخش مهمی از عکاسی را تشکیل می دهند بعداً بیشتر صحبت می کنیم.

Quality : نمایانگر کیفیت عکس بر مبنای اندازه است. در هر دوربین متفاوت است. بعضی فقط سه اندازه دارند و بعضی تا هشت وضعیت مختلف. شاید بپرسید من همیشه عکس با کیفیت می خواهم پس این منو به چه دردی می خورد؟ واقعیت آنست که همه عکس هایی که شما می گیرید قرار نیست در نمایشگاه شرکت کنند. پس اگر وسط بیابان می خواهید عکس یادگاری بگیرید که فقط در اندازه 10 در 15 چاپش خواهید کرد، لزومی ندارد دوربین در حداکثر توانش کار کند تا حافظه کم بیاورید!

Red Eye : برای رفع قرمزی چشم در عکاسی با فلاش. اگر فعالش کنید فلاش داخلی دوربین قبل از فلاش اصلی چند بار فلاش می زند تا مردمک چشم سوژه تنگ شود. اگر می خواهید عکس های بخصوص بگیرید می توانید فعالش نکنید. در این صورت فقط کافیست چشم سوژه با فلاش هم محور نباشد. اگر هم بود چندان مهم نیست، می توانید روی کامپیوتر به سادگی اصلاحش کنید.

White balance

 : علامت اختصاری آن معمولاً WB و به معنای تراز سفیدی است. توضیح آن را در قسمت مفاهیم دیجیتال خوانده اید. تنظیمات آن با توجه به نماد های خاص دوربینتان کاملاً مشخص است اما چیزی که اینجا می خواهم به آن اشاره کنم Custom WB  به معنای تراز سفیدی شخصی شده است.  نماد آن عموماً به این شکل است: 

وقتی دوربین را در این وضعیت قرار می دهید (با توجه به دستورالعمل در دفترچه راهنما) اولاً بنده را سربلند میکنید! ...به به! ...به به! ...ممنونم! و دوماً اگر کمی ابتکار به خرج دهید ، خودتان رنگ عکس را تعیین خواهید کرد. مثلاً می توانید یک عصر دلگیر خاکستری را تقریباً به یک غروب خوشرنگ تبدیل کنید. درست عکس حالتی که در تراز اتوماتیک اتفاق می افتاد. فقط کافیست یک شیئ آبی را به عنوان سفید به دوربین معرفی کنید.

نمی دونم دانشگاه رفته اید یا نه؟ در دانشگاه ها تنبل ها یک چیزی اختراع کرده اند به عنوان نمودار. کاربرد آن وقتی است که از یک کلاس 20 نفره ، 15 نفرشان در یک درس به اصطلاح افتاده اند. در این حالت چون همیشه فرض بر برائت و مظلومیت دانشجوهاست! اداره آموزش نمرات را روی نمودار می برد. بدین معنی که بالاترین نمره را که مثلاً 12 است ، 20 فرض می کند و نمرات بقیه را هم به همین نسبت بالا میآورد. اساس کار WB هم بر همین مبناست.

در دنیای تصاویر دیجیتال، سفید بالاترین نمره را دارد . یعنی سه تا 256  و سیاه کمترین یعنی سه تا 0 و سایر رنگ ها بین این دو قرار می گیرند (البته قضیه به این سادگی هم نیست اما اینجا فرصت توضیح بیشتر ندارم  بعداً در بحث نور راجع به آن صحبت می کنیم) حالا اگر روشن ترین نقطه تصویرتان رنگی غیر از سفید باشد (مانند مثال بالا اگر فرض کنیم 12 بالاترین نمره است) پردازنده دوربین آنقدر این رنگ را زیاد می کند تا سفید شود.  و بقیه هم به همین نسبت تغییر میکنند.

درپایان دوباره یادآوری میکنم در دوربین شما ممکن است امکانات و منوهای مختلفی وجود داشته باشد. اینجا من فقط خیلی خلاصه به امکانات اغلب مشترک و با کاربرد همگانی پرداختم. اگر سوالی داشتید در تماس گرفتن شک نکنید.

فصل بعدی فصل هیجان انگیز مبانی عکاسی است! کم کم داریم به جاهای خوبش می رسیم!

منبع:http://solygraphics.persianblog.ir/post/25

+ نوشته شده توسط در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 و ساعت 0:26 |

 

براساس روایت امام صادق علیه السلام اولین گام برای دروغگو شدن چیست؟

امام صادق علیه السلام مى‏فرماید:

«كَفى بِالمَرء كَذِباً اَن یحدث بِكُل ما سَمع؛‌(1) براى دروغگو شدن این بس كه انسان هر چه مى‏شنود نقل كند.»

در شبانه روز،‌ در مراودات خود، حرف‌ها و خبرهای بسیاری می‌شنویم كه قطعاً همه آنها راست و درست نیستند. و در نقل كردن آنها باید دقت نظر بسیاری داشته باشیم. كسى كه هر چه مى‏شنود را  نقل كند، سخنش نزد خردمندان ارزش ندارد.

این مسئله به قدری قابل توجه است كه علماى حدیث نیز، دانشمندانى را كه بر اقوال چنین افرادی اعتماد كرده یا از آنان نقل حدیث ‏مى‏كنند، چندان محترم نمى‏شمارند.

احمد بن محمد بن عیسى كه از علماى زمان حضرت رضا و حضرت ‏جواد و حضرت هادى ‏علیهم السلام بوده است، یكی از دانشمندان را به دلیل روایت از راویان ضعیف القول از شهر قم‏ بیرون كرد.

پس باید دقت كنیم كه یكی از مواردی كه باعث دروغگویی انسان می‌شود اینست كه هر چه می‌شنود، بدون توجه به صحت و سقم آن، سخن را برای دیگران بیان می‌كند. 

 

منبع:

سفینة البحار، ج 7، ص 456.

+ نوشته شده توسط در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 و ساعت 0:12 |