تبليغاتX
رابطه پنهانی
آیرز چیست و در کجا قرار دارد؟

صخره آیرز . این صخره در 440 کیلومتری جنوب غربی چشمه های آلیس استرالیا قرار دارد. این صخره ، دارای 335 متر ارتفاع و دور پایه 10 کیلومتر است . در غارهای این صخره عظیم ، نقاشیها و کنده کاری هایی که توسط انسانهای اولیه انجام گردیده ، وجود دارد.

صخره آيرز(ayers rock) يک جاذبه گردشگري در استراليا است و بازديد کنندگان اغلب صعود مي کنند.اما براي مردم بومي در استراليا صخره آيرز يک جاذبه گردشگري نيست وبلکه براي آنها بخش مهمي از فرهنگ شان در زماني طولاني بوده است. مردم بومي در استراليا آن را "الورا"صدا مي زنند و از گردشگران مي خواهند از آن بالا نروند

+ نوشته شده توسط در شنبه سی ام آذر 1387 و ساعت 15:55 |
بهترین زمان برای ماساژ کودک چه زمانی است؟

بدن مخملی كودكم نوازش می خواهد

نخستین رابطه نوزاد با دنیای خارج از طریق لمس كردن حاصل می شود. لمس كردن حسی است كه نوزاد از طریق پوست و سپس به وسیله دهان آن را تجربه می كند. طی دوران بارداری، جنین به دلیل كیسه آبی كه در آن قرار دارد و به وسیله دیواره بطن مادرش احساس آرامش و نوازش می كند. ولی هنگام تولد این رابطه فیزیكی به هم می خورد و نوزاد آن احساس خوشایند را گم می كند، در حالی كه نوزادِ تازه متولد شده هنوز به آن آرامش و نوازش احتیاج دارد تا به تدریج به محیط جدید عادت كند. ماساژ دادن هنری است كه هر روزه و طی هزاران سال در آفریقا و آسیا، بعد از نظافت نوزادان به كار برده می شود، اما این لحظه لذتبخش خیلی به ندرت در كشورهای غربی استفاده می شود.


پاسخ شما به این پرسش چیست؟

- آیا پشت نوزادتان را برای این كه او را آرام كنید، نوازش كرده اید؟

- آیا زانویتان را هنگامی كه به لبه یك صندلی برخورد كرده ماساژ داده اید؟

اغلب این واكنش ها طبیعی و غریزی است، ماساژ دادن باعث نرمی پوست و مفاصل ، و رفع خستگی و وحشت كودك می شود.

ماساژ دادن به راحتی فقدان رابطه فیزیكی دوران جنینی نوزاد را با مادر جبران می كند.


چه وقت و كجا؟

شما می توانید از نخستین ماه تا حدود 3 ماهگی كودكتان را ماساژ دهید. مدت ماساژ دادن می تواند 10 تا 40 دقیقه طول بكشد، كه البته بستگی به سن و واكنش های كودكتان دارد.

هنگامی كه می خواهید كودكتان را ماساژ بدهید، باید وقت كافی و آمادگی آن را داشته باشید.

بهتر است دو شاخه تلفن را در بیاورید و رادیو و تلویزیون را خاموش كنید. چون شما باید آرامش داشته باشید، زیرا استرس و ناراحتی به وسیله دست های شما به كودك منتقل می شود.

از ماساژ دادن كودكتان بلافاصله بعد از شیرخوردن یا هنگامی كه او خیلی گرسنه است، خودداری كنید.

زمانی كه كودك شما تمایل به بازی دارد از ماساژ دادن او پرهیز كنید.

اغلب از زمان هایی كه تنها هستید برای ماساژ دادن كودك استفاده كنید.

در هنگام ماساژ دادن چون كودك برهنه است، دمای اتاق را در 25 درجه سانتیگراد، نگهدارید.

شما می توانید برای انجام این كار كودك را روی پایتان یا روی یك میز پهن قرار دهید.

هنگامی كه نوزاد بزرگتر می شود، می توانید با انداختن یك حوله تمیز روی زمین این عمل را انجام بدهید.

خود شما نیز سعی كنید در وضعیت مناسبی قرار بگیرید برای این منظور پشت خود را به دیوار یا پشتی و صندلی تكیه بدهید.


چگونه؟

- انگشتر، دستبند و ساعتتان را درآورید تا احتمالاً بدن ظریف نوزاد را مجروح نكند.

- دست های خود را با دقت بشویید.

- دستهایتان را با به هم مالیدن یا قراردادن در آب ولرم به مدت 3 تا 4 دقیقه گرم كنید.

- دستهایتان را با روغن هایی مثل روغن بادام شیرین یا روغن زیتون آغشته كنید. شما همچنین می توانید برای ماساژ بدن نوزادان دستهایتان را به شیر آغشته كنید.

- دست های شما باید به آرامی و به طور همزمان كار كند. توجه داشته باشید ماساژ دادن درست ، بیش از نوازش، برای كودك محرك و اطمینان بخش است.

قسمت های مختلف بدن كودك را شامل پشت (از پشت گردن تا باسن)، بازوها، دست ها، شكم (همیشه شكم كودك را به حالت دایره ای كوچك ماساژ دهید)، پاها و در انتها صورت (پیشانی و گونه ها) را ماساژ بدهید.

در طی مدتی كه نوزاد را ماساژ می دهید، با او حرف بزنید.

شما می توانید، با كمی نرمش ملایم كارتان را به اتمام برسانید.

ترجمه: فرشته حسینی


سایر لینک ها

 روند رشد کودک 

 آیا کودک من طبیعی است 

 نخستین لبخند کودک 

+ نوشته شده توسط در شنبه سی ام آذر 1387 و ساعت 15:51 |


عکس هایی زیبا از تزیین هند�?انه شب یلداwww.pixi.ir

 

عکس هایی زیبا از تزیین هند�?انه شب یلداwww.pixi.ir


عکس هایی زیبا از تزیین هند�?انه شب یلداwww.pixi.ir


عکس هایی زیبا از تزیین هند�?انه شب یلداwww.pixi.ir

عکس هایی زیبا از تزیین هند�?انه شب یلداwww.pixi.ir

عکس هایی زیبا از تزیین هند�?انه شب یلداwww.pixi.ir
عکس هایی زیبا از تزیین هند�?انه شب یلداwww.pixi.ir
عکس هایی زیبا از تزیین هند�?انه شب یلداwww.pixi.ir

 

عکس هایی زیبا از تزیین هند�?انه شب یلداwww.pixi.ir


+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و نهم آذر 1387 و ساعت 23:2 |
عصر یک جمعه ی دلگیر .دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده است ؟چرا آب به گلدان نرسیده است ؟چرا لحظه ی باران نرسیده است ؟و هر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است ؟به ایمان نرسیده است و غم عشق به پایان نرسیده است ؟بگوحافظ دل خسته زشیراز بیاید

بنویسد .که هنوزم که هنوزاست چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است ؟چرا کلبه ی احزان به گلستان نرسیده است ؟دل عشق ترک خورد :گل زخم نمک خورد :زمین مرد:زمین مرد :خداوند گواه است. دلم چشم به راه است و در حسرت یک پلک نگاه است.ولی حیف نصیبم فقط آه است و همین آه خدایا برسد کاش به جایی: برسد کاش صدایم به صدایی ....

عصر این جمعه ی دلگیر .وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته شود حس .تو کجایی گل نرگس ؟ به خدا آه نفس های غریب تو که آغشته به حزنی است زجنس غم و ماتم .زده آتش به دل آدم و عالم .مگر این روز و شب رنگ شفق یافته در سوگ کدامین غم عظمی به تنت رخت عزا کرده ای ای عشق مجسم که به جای نم شبنم بچکد خون جگر از عمق نگاهت .نکند باز شده ماه محرم که چنین میزند آتش به دل فاطمه آهت .به فدای نخ آن شال سیاهت .به فدای رخت ای ماه ! بیا .صاحب این بیرق و این پرچم و این مجلس و این روضه و این بزم تویی آجرک الله ...عزیز دو جهان .یوسف در چاه .دلم سوخته از آه نفس های غریبت .دل من بال کبوتر شده .خاکستر پرپر شده .همراه نسیم سحری روی پر فطرس معراج نفس گشته هوایی .و سپس رفته به اقلیم رهایی :به همان صحن و سرایی که شما زائر آنی و خلاصه شود آیا که مرا نیز به همراه خودت .زیر رکابت ببری تا بشوم کرب و بلایی .:به خدا در هوس دیدن شش گوشه دلم تاب ندارد .نگهم خواب ندارد .قلمم گوشه ی دفتر .غزل ناب ندارد .

شب من روزن مهتاب ندارد .

همه گویند به انگشت اشاره :

مگر این عاشق دلسوخته ارباب ندارد .....؟؟

تو کجایی ..؟تو کجایی شده ام باز هوایی .شده ام باز هوایی ....

گریه کن گریه و خون گریه کن آری که هر آن مرثیه را خلق شنیده است شما دیده ای آن را و اگر طاقتتان هست کنون من نفسی روضه زمقتل بنویسم .و خودت نیز مدد کن که قلم در کف من همچو عصا در ید موسی بشود چون تپش موج مصیبات بلند است .به گستردگی ساحل نیل است ....

و این بحر طویل است .

و ببخشید اگر این مخمل خون بر تن تب دار حروف است .که این روضه ی مکشوف لهوف است .....

عطش بر لب عطشان لغات است و صدای تپش سطر به سطرش همگی موج مزن آب فرات است .

و ارباب همه سینه زنان کشتی آرام نجات است : ولی حیف که ارباب (( قتیل العبرات )) است .ولی حیف که ارباب

((اسیر الکربات )) است ولی حیف هنوزم که هنوز است حسین ابن علی تشنه ی یار است و زنی محو تماشاست زبالای بلندی ..

الف قامت او دال و همه هستی او در کف گودال و سپس آه که (( الشمر ......))

خدایا چه بگویم .که (( شکستند سبو را و بریدند ))....

دلت تاب ندارد به خدا با خبرم .میگذرم از تپش روضه که خود غرق عزایی .تو خودت کرب و بلایی .قسمت میدهم آقا

به همین روضه که در مجلس ما نیز بیایی ...

تو کجایی ....

تو کجایی ....


خداوند گفت : ديگر پيامبري نخواهم فرستاد، از آن گونه كه شما انتظار داريد، اما جهان هرگز بي پيامبر نخواهد ماند و آن گاه پرنده اي را به رسالت مبعوث كرد. پرنده آوازي خواند كه در هر نغمه اش خدا بود، عده اي به او گرويدند و ايمان آوردند.
و خدا گفت : اگر بدانيد، حتي با آواز پرنده اي مي توان رستگار شد.

خداوند رسولي از آسمان فرستاد، باران، نام او بود. آنگاه كه باران، باريدن گرفت، آنان كه اشك را مي شناختند، رسالت او را دريافتند، پس بي درنگ توبه كردند و روحشان را زير بارش بي دريغ خدا شستند.
خدا گفت : اگر بدانيد با رسول باران هم مي توان به پاكي رسيد.

خداوند پيغام بر باد را فرستاد، تا روزي بيم دهد و روزي بشارت. روزي توفان شد و روزي نسيم، و آنان كه پيام او را فهميدند، روزي در خوف و روزي در رجا زيستند.
خدا گفت : آن كه خبر باد را مي فهمد، قلبش در بيم و اميد مي لرزد و قلب مؤمن اين چنين است.

خدا گلي را از خاك برانگيخت، تا معاد را معنا كند، و گل چنان از رستاخيز گفت كه از آن پس هر مؤمني كه گلي را ديد، رستاخيز را به يادآورد.
خدا گفت : اگر بفهميد، تنها با گلي قيامت خواهد شد.

خداوند يكي از هزاران نامش را به دريا گفت. دريا بي درنگ قيام كرد و سپس چنان به سجده افتاد كه هيچ از هزار موج او باقي نماند. مردم تماشا مي كردند، عده اي پيام دريا را دانستند، پس قيام كردند و چنان به سجده افتادند كه هيچ از آنها باقي نماند.
خداوند گفت : آن كه به پيامبر آب ما اقتدار كند، به بهشت خواهد رفت.


و به ياد دارم كه فرشته اي به من گفت : جهان آكنده از فرستاده و پيامبر و مرسل است، اما هميشه كافري هست تا باران را انكار كند و با گل بجنگد، تا پرنده را درغگو بخواند و باد را مجنون و دريا را ساحر.
+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و نهم آذر 1387 و ساعت 21:52 |

به گنبد سبزی خیره شدم که سالهاست چشم در چشم بقیع یلدای انتظار را ورق می زند .بغض های فرو خورده هزارو چند ساله ام این جا می شکند و دلم ناگهان می ریزد وقتی می بینم چقدر غریبم.

نگران نیستم، زمستانهای مکرر فراق، رخت بهار می پوشند،خورشید هفت آسمان بیا این جا چراغ ندارد.

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و نهم آذر 1387 و ساعت 1:42 |

ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر

باز آ که ریخت بی گل رویت بهار عمر

از دیده گر سرشک چو باران چکد,رواست

کاندر غمت چو برق بشد روزگار عمر

این یک دو دم که مهلت دیدار ممکن است

دریاب کارما که نه پیداست کار عمر

تا کی می صبوح و شکر خواب بامداد

هشیار گرد هان که گذشت اختیار عمر

دی در گذار بود و نظر سوی ما نکرد

بیچاره دل که هیچ ندید از گذار عمر

اندیشه از محیط فنا نیست هر که را

بر نقطه ی دهان تو باشد مدار عمر

در هر طرف ز خیل حوادث کمین گهی ست

زان رو عنان گسسته دواند سوار عمر

بی عمر زنده ام من و این بس عجب مدار

روزفراق را که نهد در شمار عمر

حافظ سخن بگوی که بر صفحه ی جهان

این نقش ماند از قلمت یادگار عمر

+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و نهم آذر 1387 و ساعت 1:38 |
شهید فلاحی در چه تاریخی به شهادت رسید؟

گر نگهدار من آنست...

شهید فلاحی

جعفر بریری یكی از محافظین شهید فلاحی:

در آبان ماه سال 1359 در سوسنگرد , عملیاتی علیه نیروهای عراقی انجام گرفت تا آن شهر از تعرض دشمنان رهایی یابد. شهید فلاحی در نقطه ای میان خط آتش نیروهای خودی و سربازان دشمن برای نظارت بر این عملیات حضور داشت و تنها فرد همراه ایشان من بودم .

 انسان شهید نمی شود مگر آنكه قبل از شهادت , كامل شده باشد.

تبادل آتش بین دو طرف به شدت ادامه داشت . انفجار گلوله های توپ و خمپاره در اطراف ما به طور پراكنده شنیده می شد. دكتر چمران در آن عملیات مجروح گردید و تعدادی از رزمندگان ما هم به شهادت رسیدند. به شهید فلاحی پیشنهاد كردم كه برای محافظت از تركشها و گلوله ها , از كلاه آهنی استفاده كند , اما او اظهار داشت :

 

گر نگهدار من آن است كه من می دانم

شیشه را در بغل سنگ نگه می دارد

 

با این وجود از ایشان كه آن زمان رئیس ستاد مشترك بود خواهش كردم كه برای اطمینان خاطر استفاده از كلاه آهنی , هنگام انفجار گلوله ها به روی زمین دراز بكشند.

شهید فلاحی با لبخندی گفت : تو از من خاطر جمع باش , چون انسان شهید نمی شود مگر آنكه قبل از شهادت , كامل شده باشد. ضمن آنكه من هنوز به آرزویم نرسیده ام .

من كه در پی راهی برای بازگشت و یا جان پناه امنی بودم , پرسیدم : تیمسار شما مگر چه آرزویی دارید

لحظه ای تامل كرد و سپس گفت : می دانی تنها آرزوی من چیست

گفتم : آرزوی هر فرد نظامی در مرحله اول , سربلندی میهن و اهتزاز پرچم كشور به نشانه عزت و عظمت آن ملت است و این نشان می دهد كه مردم آن كشور زنده , پویا و در دنیا قابل احترام هستند.

ایشان گفتند : بله , همه اینها درست است , اما می دانی كه من وجب به وجب خاك خوزستان را به علت محل خدمت اولیه ام می شناسم با توجه به پیش روی سریع عراق آرزو داشتم كه ارتش عراق زمینگیر شود كه چنین شد. تنها یك آرزوی بزرگ دیگر دارم . تنها آرزویم این است كه ارتش متجاوز عراق را از اطراف آبادان تا مارد عقب بنشانیم .

كمتر از یك سال بعد تیمسار فلاحی به آرزوی خود رسید , اما چند ساعت پس از تحقق این آرزو به والاترین مقام انسانی یعنی شهادت در راه خدا نائل گردید .

هشتم مهر ماه، سالروز شهادتش گرامی باد.

آثارباقی مانده از شهید

یک نوشته به یادگارمانده از شهید فلاحی:

انسان از راه اندیشه پرواز می كند; كاوش می كند; می بیند; به رازها پی می برد; مناعت طبع پیدا می كند; از اسارت هوسها , غرضها , حسادتها , خودبینی ها رها می شود و سرانجام از راه اندیشه به آرامش درون می رسد. به اقلیم وجود آنها پا می نهد و بر دیدگاهی رفیع می ایستد و افق بیكران و نامتناهی اقلیم الهی را می بیند و بر صفحه رادار اندیشه خود , عوارض مادی را نمی بیند , یك صفحه شفاف روحانی و ربانی می بیند كه لكه های عوارض مادی بر آن محسوسند.

منبع:ستاره ها

مطالب مرتبط:شهید فلاحی

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 و ساعت 10:50 |
 کنیه ی اباصالح به چه دلیلی به امام زمان نسبت داده می شود؟

طبق ایات قران صالح دو جور معنا می شود:
1.و کلا جعلنا صالحین72انبیا.در این ایه مراد از صالحین جمعی از انبیاست و عنوان صالح به نبی گفته شده است.کنیه ی اباصالح یعنی پدر نبی که کنایه از مقام حضرت مهدی دارد چون امامت از نبوت بالاتراست به ویژه امامت حضرت مهدی که جامع کلام انبیاست .حضرت قاوم چون جامع الکلیم است (پدر نبی است).به عبارت دیگر پدر صالح است و یا اینکه از هر پیغمبری یک خصوصیت را دارد.همانگونه که خصوصیات فرزندان در پدر جمع است خصوصیات انبیا در مهدی (عج)جمع است.برای همین او پدر انبیاست.

2. 101یوسفالحقنا بالصالحین.مرادو عنوان صالح به حضرت یوسف گفته شده و کنیه ی اباصالح یعنی پدر یوسف که این کنایه از زیبایی حضرت مهدی است و اینکه او پدر زیبایی است .یعنی از حضرت یوسف هم زیباترست.خلاصه اینکه اباصالح یعنی پدر انبیا (از نظر مقام عظمت خاصی دارد)و پدر یوسف(از نظر زیبایی کامل است)
صلواتی مهدی پسند را به اقا هدیه کن

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 و ساعت 10:48 |

سرّ مگوی آن روز تاریخی

عید غدیر

سال دهم هجرت است، تقریبا هیچ قبیلی نیست که به آیین مسلمانی نگرویده باشد، ثمره درخت رسالت اینک به بار نشسته است و نشانی از بت پرستی و کفر و بی دینی در سرتاسر جزیرةالعرب دیده نمی شود.

محمد (ص) که دیگر می دانست به زودی از این جهان رخت بر خواهد بست انگار فرصتی را می جست تا میوه ولایت را از شاخسار درخت رسالت چیده کام ولایتمداران عالم را برای همیشه شکر بار سازد.

فرصتی که حضرتش می پایید بالاخره از راه رسید، در سفر حجّی که برای آخرین بار گذارد، و در محلتی که"غدیر خم"ش می خواندند، پیک وحی بر او فرود آمد و ترنم:

"یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و اللّه یعصمك من الناس ان اللّه لایهدى القوم الكافرین"(مائده/67) را بر لبانش جاری ساخت.

بقیه در ادامه

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 و ساعت 0:34 |

50 نام براي روز غدير

عيد غدير

نام‌ها به سهولت در اذهان‌ جاى مى‏گيرند و به راحتى معانى بلند را منتقل مى‏كنند به همين دليل و دلايل ديگر، نامگذارى روزها و يا هفته‏ها يكى از شيوه‏هاى تبليغاتى مثبت و منفى شده است و مطرح شدن و رواج پيدا كردن ارزش‌ها يا ضد ارزش‌ها را در پى دارد.

اسلام علاوه بر اين كه براى برخى از روزها اسم‌هاى خاصى مانند عيد قربان، عيد فطر، روز عرفه و ... برگزيده بر همه اين روزها نام ايام الله نهاده است تا عظمت و قداست اين روزها هر چه بيشتر در ذهن و دل مؤمنان، نقش بسته و موجب تذكر و تنبه آنان گردد.

يكى از روزهايى كه در اسلام براى تعظيم آن، از شيوه نامگذارى بهره گرفته شده غدير است ويژگى غدير اين است كه نام‌هاى گوناگونى براى آن قرار داده شده و اين خود عظمت اين روز را نسبت به روزهاى ديگر نشان مى‏دهد.

نام‌هاى روز غدير، از اسرار و ابعاد اين روز پرده برمى‏دارند هر نامى از اين نام‌ها درى تازه از قلعه بلند غدير بر ما مى‏گشايد چه آن كه اسلام بر برگزيدن نامى براى زمان يا مكان و يا هر چيز ديگر، خصوصيات مسمى را در نظر داشته و به جنبه‏ها و زواياى آن توجه كرده است. از اين روى شناختن و شناساندن نام‌هاى روز غدير يك ضرورت است. با اين كار تصويرى روشن از اين روز در ذهن و دل نقش بسته و بيش از پيش اين روز بزرگ را مى‏شناساند.

شايسته است نام‌هاى غدير را با بهترين شكل و زيباترين خط بنويسيم و محافل جشن و سرور عيد غدير را با آن، معنى و روحى تازه ببخشيم.

آنچه در زير مى‏آيد پنجاه نام و يا صفت براى روز غدير است كه از روايات برگرفته‏ايم:

1ـ بزرگترين عيد خدا؛ (عيدالله الاكبر) (1)

2ـ روز گشايش؛ (يوم وقوع الفرج) (2)

3ـ روز خشنودى پروردگار؛ (يوم مرضاة الرحمن) (3)

4 ـ روز زبونى شيطان؛ (يوم مرغمة الشيطان) (4)

5ـ روز مشعل فروزان دين؛ (يوم منار الدين) (5)

6 ـ روز بپا خاستن؛ (يوم القيام) (6)

7 ـ روز شادمانى؛ (يوم السرور) (7)

8 ـ روز لبخند؛ (يوم التبسم) (8)

9ـ روز راهنمايى؛ (يوم الارشاد) (9)

10ـ روز بلندى گرفتن منزلت شايستگان؛ (يوم رفع الدرج) (10)

11ـ روز روشن شدن دلايل خدا؛ (يوم وضوح الحجج) (11)

12ـ روز آزمايش بندگان؛ (يوم محنة العباد) (12)

13ـ روز راندن شيطان؛ (يوم دحر الشيطان) (13)

14ـ روز آشكار كردن حقيقت؛ (يوم الايضاح) (14)

15ـ روز بيان كردن حقايق ايمان؛ (يوم البيان عن حقايق الايمان) (15)

16ـ روز ولايت؛ (يوم الولاية) (16)

17ـ روز كرامت؛ (يوم الكرامة) (17)

18ـ روز كمال دين؛ (يوم كمال الدين) (18)

19ـ روز جداسازى حق از باطل؛ (يوم الفصل) (19)

20 ـ روز برهان؛ (يوم البرهان) (20)

21ـ روز منصوب شدن اميرمؤمنان؛ (يوم نصب اميرالمؤمنين(عليه السلام) (21)

22ـ روز گواهى و گواهان؛ (يوم الشاهد و المشهود) (22)

23ـ روز پيمان؛ (يوم العهد المعهود) (23)

24ـ روز ميثاق؛ (يوم الميثاق المأخوذ) (24)

25ـ روز آراستن؛ (يوم الزينة) (25)

26ـ روز قبولى اعمال شيعيان؛ (يوم قبول اعمال الشيعة) (26)

27ـ روز رهنمونى به رهنمايان؛ (يوم الدليل على الرواد) (27)

28ـ روز امن و امان؛ (يوم الامن المأمون) (28)

29ـ روز آشكار كردن امور پنهان؛ (يوم ابلاء السرائر) (29)

30ـ عيد اهل بيت(عليهم السلام)؛ (عيد اهل البيت(عليهم السلام) (30)

31ـ عيد شيعيان؛ (عيد الشيعة) (31)

32ـ روز عبادت؛ (يوم العبادة) (32)

33ـ روز اتمام نعمت؛ (يوم تمام النعمة) (33)

34ـ روز اظهار گوهر مصون؛ (يوم اظهار المصون من المكنون) (34)

35ـ روز بر ملا كردن مقاصد پوشيده؛ (يوم ابلاء خفايا الصدور) (35)

36ـ روز تصريح به برگزيدگان؛ (يوم النصوص على اهل الخصوص) (36)

37ـ روز محمد و آل محمد(صلي الله عليه و آله)؛ (يوم محمد(ص) و آل محمد(ص)) (37)

38ـ روز نماز؛ (يوم الصلاة) (38) عيد غدير

39ـ روز شكرگزارى؛ (يوم الشكر) (39)

40ـ روز دوح (درختان پر شاخ و برگ)؛ (يوم الدوح) (40)

41ـ روز غدير؛ (يوم الغدير) (41)

42ـ روز روزه‏دارى؛ (يوم الصيام) (42)

43 ـ روز اطعام؛ (يوم اطعام الطعام) (43)

44 ـ روز جشن؛ (يوم العيد) (44)

45ـ روز عالم بالا؛ (يوم الملأ الاعلى) (45)

46ـ روز كامل كردن دين؛ (يوم اكمال الدين) (46)

47ـ روز شادابى؛ (يوم الفرح) (47)

48ـ روز به صراحت سخن گشودن از مقام ناب؛ (يوم الافصاح عن المقام الصراح) (48)

49ـ روز افشاى پيوند ميان كفر و نفاق؛ (يوم تبيان العقود عن النفاق و الجحود.) (49)

50 ـ روز گردهمايى و تعهد حاضران؛ (يوم الجمع المسؤول) (50)

 

پى‏نوشت‌ها:

1ـ امام رضا(عليه السلام) مى‏فرمايد: و هو عيد الله الاكبر (عيد غدير، برترين عيد خداوند است)، الغدير، ج 1، ص .286

2ـ امام على (عليه السلام): هذا يوم فيه وقع الفرج (اين، روزى است كه گشايش در آن مى‏رسد)، مصباح المتهجد، ص‏ 700 .

3ـ امام صادق(عليه السلام): و فيه مرضاة الرحمن (در اين روز، رضايت خداوند نهفته است)، بحارالانوار، ج 98، ص 323.

4ـ امام رضا(عليه السلام): انه يوم مرغمة الشيطان (روز غدير، روز اندوه شيطان است) بحارالانوار، ج 98، ص 323.

5ـ امام صادق(عليه السلام): يوم منار الدين أشرف منهما (روز مشعل فروزان دين، از دو عيد فطر و قربان گرامى‏تر است.

6ـ امام صادق(عليه السلام): ذلك يوم القيام (روز غدير، روز بپاخاستن است) بحارالانوار،ج 98، ص323.

7ـ امام صادق(عليه السلام): انه يوم السرور (روز غدير، روز شادمانى است) الغدير، ج 1، ص 286.

8ـ امام رضا(عليه السلام): و هو يوم التبسم (روز غدير، روز لبخند است) المراقبات، 257.

9ـ امام على(عليه السلام): هذا يوم الارشاد (اين، روز راهنمايى كردن است) مصباح المتهجد، ص700.

10ـ امام على(عليه السلام): هذا يوم فيه ... رفعت الدرج؛ (اين روزى است كه منزلت شايستگان در آن، بلندى گرفت) مصباح المتهجد، ص 700.

11ـ امام على(عليه السلام): هذا يوم ... فيه ... وضحت الحجج (اين روزى است كه دلايل خداوند در آن، روشن گشت.

12ـ امام على(عليه السلام): هذا يوم محنة العباد (اين روز آزمايش بندگان است) مصباح المتهجد، ص 700.

13ـ امام على(عليه السلام): و هو ... يوم دحر الشيطان (روز غدير روز راندن شيطان است) مصباح المتهجد، ص 700.

14ـ امام على(عليه السلام): و هو يوم الايضاح (روز غدير، روز آشكار كردن حقيقت است) ،مصباح المتهجد، ص 700.

15ـ امام على(عليه السلام): و هو ... يوم البيان عن حقايق الايمان (روز غدير روز بيان كردن حقايق ايمان است) مصباح المتهجد، ص 700.

16ـ امام رضا(عليه السلام) در حديثى مفصل، روز غدير را روز عرضه ولايت به انسانها و مخلوقات معرفى مى‏كند، المراقبات، ص 257.

17ـ امام صادق(عليه السلام): در هنگام ملاقات با برادر ايمانى خود بگو: الحمدالله الذى اكرمنا بهذا اليوم (حمد خداوند را كه ما را در اين روز كرامت داد) المرقبات، ص 257.

18ـ امام على(عليه السلام) و هو ...يوم كمال الدين (غدير، روز كمال دين است)مصباح المتهجد،ص 700.

19ـ امام على(عليه السلام): هذا يوم الفصل الذى كنتم توعدون (اين روز جداسازى است كه به آن وعده داده شده‏ايد) مصباح المتهجد، ص 700.

20ـ امام على(عليه السلام): و هو ... يوم البرهان (روز غدير، روز برهان است) مصباح المتهجد، ص 700.

21ـ امام صادق(عليه السلام): اليوم الذى نصب منه رسول الله اميرالمؤمنين(عليه السلام)... (روزى كه پيامبر (ص) در آن امير مؤمنان را منصوب كرد) الغدير، ج 1، ص 285.

22ـ امام على(عليه السلام): و هو ... يوم الشاهد و المشهود (غدير، روز گواهى و گواهان است) مصباح المتهجد، ص 700 .امام صادق(عليه السلام): نام غدير در زمين روز به گواهى گرفته شدگان (جمع مشهود) است. بحارالانوار، ج 98، ص 231.

23ـ امام على(عليه السلام): و هو ... يوم العهد المعهود (غدير، روز وعده و پيمان است) مصباح المتهجد، ص .700 امام صادق(عليه السلام): نام غدير در آسمانها روز پيمان بستن است) بحارالانوار، ج 98، ص 321.

24ـ امام صادق(عليه السلام): نام غدير در زمين، روز ميثاق گرفته شده است، بحارالانوار، ج 98، ص 321.

25ـ امام رضا(عليه السلام): روز غدير، روز زينت است. المراقبات، ص 257.

26ـ امام رضا(عليه السلام): يوم تقبل اعمال الشيعة (غدير روزى است كه اعمال شيعه در آن قبول مى‏شود) المراقبات، ص 257.

27ـ امام على(عليه السلام): هذا ... يوم الدليل على الرواد (اين، روز رهنمونى به رهنمايان است) مصباح المتهجد، ص 700.

28ـ امام على(عليه السلام): هذا يوم الامن المأمون (اين، روز امن و امان است) مصباح‏المتهجد، ص 700.

29ـ امام على(عليه السلام): هذا يوم ابلاء السرائر (اين، روز آشكار كردن امور پنهان است) مصباح المتهجد، ص 700.

30ـ امام صادق(عليه السلام): جعله عيدا لنا (خداوند اين روز رابراى ما اهل بيت(عليه السلام) عيد قرار داد) بحارالانوار، ج 98، ص 300.

31ـ امام صادق(عليه السلام): جعله عيدا ... لموالينا و شيعتنا (خداوند اين روز را براى دوست داران و شيعيان، عيد قرار داد) بحارالانوار، ج 98، ص 300.

32ـ امام صادق(عليه السلام): روز غدير، روز عبادت است. الغدير، ج 1 ، ص 285.

33ـ امام صادق(عليه السلام): انه اليوم الذى... تمت فيه النعمة (روز غدير، نعمت در آن، تمام شد) الغدير، ج 1، ص 285.

34ـ امام على(عليه السلام): هذا يوم اظهار المصون من المكنون (اين، روز اظهار گوهر مصون از راز پنهان داشته است)، مصباح المجتهد، ص 700.

35ـ امام على(عليه السلام): هذا يوم ابدى خفايا الصدور و مضمرات الامور (اين، روزى است كه مقاصد و نيت‏هاى نهان را برملا كرد) مصباح المتهجد، ص 36700ـ امام على(عليه السلام): هذا يوم النصوص على اهل الخصوص (اين، روز تصريح برگزيدگان است). همان.

37ـ امام صادق(عليه السلام):هو اليوم الذى جعله لمحمد(ص) و آله(عليه السلام) (روز غدير، روزى است كه خداوند آن را براى محمد و آل او قرار داد) المراقبات، ص 257.

38ـ امام صادق(عليه السلام): روز غدير، روز نماز است. الغدير، ج 1 ص 285.

39ـ امام صادق(عليه السلام): روز غدير، روز شكرگزاراى است. الغدير، ج 1، ص 285.

40ـ امام على(عليه السلام): و انزل على نبيه فى يوم الدرج ما بين له عن ارادته فى خلصائه (و خداوند در روز دوم، اراده خويش را در حق بندگان خاص و گزيدگان خود اظهار داشت) مصباح المتهجد، ص 700 . مقصود ازدرج، درختان پر شاخ و برگى است كه در سرزمين غدير وجود داشت و حضرت در سايه آنها قرار گرفت و ولايت اميرمؤمنان(عليه السلام) را ابلاغ فرمود.

41ـ اين نام، معروفترين نام غدير است كه از مكان واقعه گرفته شده است.

42ـ امام صادق(عليه السلام): ذلك يوم صيام (روز غدير، روز روزه‏دارى است) بحارالانوار، ج 98، ص323.

43ـ امام صادق(عليه السلام): روز غدير، روز اطعام است. بحارالانوار، ج 98، ص 323.

44ـ امام صادق(عليه السلام): انه يوم عيد (روز غدير، روز عيد و جشن است) بحارالانوار، ج 98، ص 298.

45ـ امام على(عليه السلام): هذا يوم الملأ الاعلى ... (اين روز عالم بالا است...) مصباح المتهجد، ص 700.

46ـ امام رضا(عليه السلام): هو اليوم الذى اكمل الله فيه الدين...(اين، روزى است كه خداوند دين را در آن، كامل كرد...) المراقبات، ص 257.

47ـ امام صادق(عليه السلام): انه يوم فرح (غدير، روز شادابى است) الغدير، ج 1، ص 286.

48ـ امام على(عليه السلام): و هو ... يوم الايضاح عن المقام الصراح (روز غدير، روز به صراحت سخن گفتن از مقام ناب است) مصباح المتهجد، ص 700.

49ـ امام على(عليه السلام): و هو يوم تبيان العقود عن النفاق و الجحود (غدير، روز باز كردن گره پيوند ميان كفر و نفاق است) مصباح المتهجد، ص 700.

50ـ امام صادق(عليه السلام): نام غدير در زمين، روز بازخواست شدگان است. بحار الانوار، ج 98، ص 320.

مأخذ: مجله كوثر شماره 2، زهرا حبيبيان

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 و ساعت 0:24 |

اختلاف شيعه و سني در امامت

غدير

معناي امامت

امامت در لغت به معناى پيشوايى و رهبرى است و هر كسى كه متصدى رهبرى گروهى شود "امام" ناميده مى‌شود خواه در راه حق باشد يا در راه باطل. چنانكه در قرآن كريم، واژه «ائمة الكفر» درباره سران كفار به كار رفته است، و كسى كه نمازگزاران به او اقتدا مى‌كنند «امام جماعت» ناميده مى‌شود. اما در اصطلاح علم كلام، امامت عبارت است از: «رياست همگانى و فراگير بر جامعه اسلامى در همه امور دينى و دنيوى.» و ذكر كلمه "دنيوى" براى تاكيد بر وسعت قلمرو امامت است، وگرنه تدبير امور دنيوى جامعه اسلامى، جزيى از دين اسلام است.

از ديدگاه شيعه، چنين رياستى هنگامى مشروع خواهد بود كه از طرف خداى متعال باشد، و كسى كه اصالهً (و نه به عنوان نيابت) داراى چنين مقامى باشد معصوم از خطا در بيان احكام و معارف اسلامى و نيز مصون از گناهان خواهد بود. در واقع، امام معصوم همه منصب‌هاى پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) به جز نبوت و رسالت را دارد و هم سخنان او در تبيين حقايق و قوانين و معارف اسلام، حجت است و هم فرمان‌هاى وى در امور مختلف حكومتى، واجب الاطاعه مى‌باشد.

بدين ترتيب اختلاف شيعه و سنى در موضوع امامت، در سه مساله ظاهر مى‌شود:

نخست آن كه امام بايد از طرف خداى متعال، نصب شود.

دوم آنكه بايد داراى علم خدادادى و مصون از خطا باشد.

سوم آنكه بايد معصوم از گناه باشد.

بر حسب آنچه از روايات متعدد استفاده مى‌شود پيامبر اكرم قبلاً مامور شده بودند كه امامت اميرمومنان (عليه السلام) را رسماً اعلام كنند ولى بيم داشتند كه مبادا مردم، اين كار را حمل بر نظر شخصى آن حضرت كنند و از پذيرفتن آن، سر باز زنند از اين روى، در پى فرصت مناسبى بودند كه زمينه اين كار فراهم شود.

البته معصوم بودن، مساوى با امامت نيست زيرا به اعتقاد شيعه حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) هم معصوم بودند هر چند مقام امامت را نداشتند. چنانكه حضرت مريم (سلام الله عليها) نيز داراى مقام عصمت بوده‌اند و شايد در ميان اوليا خدا كسان ديگرى نيز چنين مقامى را داشته‌اند هر چند ما اطلاعى از آنان نداريم و اساساً شناختن شخص معصوم جز از طريق معرفى الهى، ميسر نيست.

اثبات لزوم امامت

ختم نبوت بدون نصب امام معصوم، خلاف حكمت الهى است و كامل بودن دين جهانى و جاودانى اسلام، منوط به اين است كه بعد از پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) جانشينان شايسته‌اى براى او تعيين گردند به گونه‌اى كه بجز مقام نبوت و رسالت، داراى همه مناصب الهى وى باشند اين مطلب را مى‌توان از آيات كريمه قرآن و روايات فراوانى كه شيعه و سنى در تفسير آنها نقل كرده‌اند، استفاده كرد: از جمله در آيه سوم از سوره مائده مى‌فرمايد: «اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام ديناً» اين آيه كه به اتفاق مفسرين در حجة الوداع و تنها چند ماه قبل از رحلت پيامبر اكرم نازل شد بعد از اشاره به نااميدى كفار از آسيب پذيرى اسلام «اليوم يئس الذين كفر و امن دينكم ...» تاكيد مى‌كند كه امروز دين شما را كامل و نعمتم را بر شما تمام كرده‌ام .

 در روايتى كه بعضى از بزرگان اهل سنت (حموينى) نيز نقل كرده‌اند آمده است كه ابوبكر و عمر از جابر خاستند و از رسول خدا پرسيدند كه آيا اين ولايت، مخصوص على است؟

حضرت فرمود: مخصوص على و اوصيائ من تا روز قيامت است. پرسيدند: اوصياي شما چه كسانى هستند؟ فرمودند: «على اخى و وزيرى و وارثى و وصيى و خليفتى فى امتى و ولى كل موئمن من بعدى، ثم ابنى الحسن، ثم ابنى الحسين، ثم تسعة من ولد ابنى الحسين واحداً بعد واحد، القرآن معهم و هم مع القرآن، لايفارقونه ولا يفارفهم حتى يردوا على الحوض.»

و با توجه به روايات فراوانى كه در شان نزول اين آيه‌ها وارد شده كاملاً روشن مى‌شود كه اين «اكمال و اتمام» كه توام با نوميد شدن كفار از آسيب‌پذيرى اسلام بوده با نصب جانشين براى پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) از طرف خداى متعال، تحقق يافته است. زيرا دشمنان اسلام، انتظار داشتند كه بعد از وفات رسول خدا ـ مخصوصاً با توجه به اين كه فرزند ذكورى نداشتند ـ اسلام بدون سرپرست بماند و در معرض ضعف و زوال قرار گيرد، ولى با نصب جانشين براى وى دين اسلام به نصاب كمال، و نعمت الهى به سرحد تمام رسيد و اميد كافران بر باد رفت. و كيفيت آن، چنين بود كه پيامبر اكرم هنگام بازگشت از حجة الوداع همه حجاج را در محل "غدير خم" جمع كردند و ضمن ايراد خطبه مفصلى از ايشان سوال كردند: «الست اولى بكم من انفسكم؟» آيا من از طرف خداي متعال بر شما ولايت ندارم؟ همگى يكصدا جواب مثبت دادند، آنگاه زير بغل على (عليه السلام) را گرفته او را در برابر مردم بلند كردند و فرمودند: «من كنت مولاه فعلى مولاه» و بدين ترتيب، ولايت الهى را براى آن حضرت، اعلام فرمودند. سپس همه حضار با آن حضرت بيعت كردند و از جمله، خليفه دوم ضمن بيعت با امير مومنان على (عليه السلام) به عنوان تهنيت گفت: "بخ بخ لك يا على، اصحبت مولاى و مولى كل مومن و مومنة."

غدير

و در اين روز بود كه اين آيه شريفه نازل شد: "اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام ديناً" و پيامبر اكرم تكبير گفتند و فرمودند: «تمام نبوتى و تمام دين الله ولاية على بعدى» و در روايتى كه بعضى از بزرگان اهل سنت (حموينى) نيز نقل كرده‌اند آمده است كه ابوبكر و عمر از جابر خاستند و از رسول خدا پرسيدند كه آيا اين ولايت، مخصوص على است؟

حضرت فرمود: مخصوص على و اوصيائ من تا روز قيامت است. پرسيدند: اوصياي شما چه كسانى هستند؟ فرمودند: «على اخى و وزيرى و وارثى و وصيى و خليفتى فى امتى و ولى كل موئمن من بعدى، ثم ابنى الحسن، ثم ابنى الحسين، ثم تسعة من ولد ابنى الحسين واحداً بعد واحد، القرآن معهم و هم مع القرآن، لايفارقونه ولا يفارفهم حتى يردوا على الحوض.»

از ديدگاه شيعه، چنين رياستى هنگامى مشروع خواهد بود كه از طرف خداى متعال باشد، و كسى كه اصالهً (و نه به عنوان نيابت) داراى چنين مقامى باشد معصوم از خطا در بيان احكام و معارف اسلامى و نيز مصون از گناهان خواهد بود.

بر حسب آنچه از روايات متعدد استفاده مى‌شود پيامبر اكرم قبلاً مامور شده بودند كه امامت اميرمومنان (عليه السلام) را رسماً اعلام كنند ولى بيم داشتند كه مبادا مردم، اين كار را حمل بر نظر شخصى آن حضرت كنند و از پذيرفتن آن، سر باز زنند از اين روى، در پى فرصت مناسبى بودند كه زمينه اين كار فراهم شود تا اين كه اين آيه شريفه نازل شد:

«يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته و الله يعصمك من الناس» و ضمن تاكيد بر لزوم تبليغ اين پيام الهى ـ كه همسنگ با همه پيام‌هاى ديگر است و نرساندن آن به منزله ترك تبليغ كل رسالت الهى مى‌باشد ـ به آن حضرت مژده داد كه خداى متعال تو را از پيامدهاى آن، مصون خواهد داشت. با نزول اين آيه، پيامبر اكرم دريافتند كه زمان مناسب، فرا رسيده و تاخير بيش از اين، روا نيست. از اين روى، در غدير خم به انجام اين وظيفه، مبادرت ورزيدند .


برگرفته از آثار شهيد مرتضي مطهري .

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 و ساعت 0:18 |
 ترجمه خطبه غدیر 
 خطبه غدیر را چقدر می شناسیم؟!(مسابقه) 
 دست بیعت به علی (علیه السلام) باز دهیم(مسابقه) 
 خلاصه‌ای از واقعه غدیر 
 مراسم بعد از خطبه غدیر پیامبر اكرم 
 زمینه‌های تاریخی حادثه غدیر 
 آینه‌داران غدیر 
 خطبه غدیریه امیرمومنان(علیه السلام) در زمان حكومت 
 زیارت غدیریه امام هادی علیه السلام 
 بر آستان غدیر 
 مظلومی گمشده در سقیفه 
 شیعه از چه زمانی به وجود آمد؟ 
 غدیر در دعاها و زیارات 
 اعمال شب و روز عید غدیر 
 اتمام و اكمال دین یعنی چه؟ 
 50 نام برای روز غدیر 
 عید بنی اسرائیل و مسلمانان 
 وقتی پیامبر گفت ... 
 امام شناسی در شیعه 
 زمزمه احساس 
 غدیر در شعر فارسی 
 علامه امینی؛ طلایه‌دار دفاع از مكتب علوی 
 دلنوشته‌ها 
 سیری اجمالی در نهج البلاغه (سخنرانی استاد رضا الهی) 
 نغمه سرور و شادی (مولودی) 
 نرم افزار خطبه غدیر بر روی تلفن همراه 
 پاسخ‌ تبیان بر سوالات غدیریه شما 
 توسل به ساحت مقدس امیر مومنان علی علیه السلام 
 پیام تبریك شما برای عید غدیر به دوستانتان(پیامك) 
 شعر شهریار در وصف حضرت علی علیه السلام(كلیپ جهت موبایل) 
 كتابخانه علوی 
 ماه در دست خورشید 
 ویژه‌نامه‌های گذشته 
 تصاویر ویژه 
 Screensaver 
+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387 و ساعت 16:58 |

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387 و ساعت 16:56 |
 "" غدیر خم "" تاریخ اسلام کا ایک اہم واقعہ 
 غدیر کا واقعہ لافانی و جاودانی ھے 
 غدیر کا تاریخی واقعہ ایک ابدی حقیقت 
 واقعہ غدیر کی لافانیت کے مزید دلائل 
 غدیر خم میں پیغمبر (ع) کا خطبہ 
 واقعہٴ غدیر کا پیش خیمہ 
+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387 و ساعت 16:46 |
 أمير المؤمنين علي عليه السلام 
 علي وصي الرسول(صلى الله عليه وآله) 
 خطبة الغدير 
 قبول الإمام علي ( عليه السلام ) الخلافة 
 موقف الإمام علي ( عليه السلام ) من الشورى 
 موقف الإمام علي ( عليه السلام ) من فدك أيام خلافته 
 فاتح خيبر 
 مؤهلات الإمام علي ( عليه السلام ) للخلاقة 
 فلسفة الأمر بالمعروف عند الإمام علي ( عليه السلام ) 
 موقف الإمام علي ( عليه السلام ) في أحداث السقيفة 
 مظهر العجائب ملف عيد الغدير الاغرعام1428 
 موشحات 
 البوم الصور 
 خلفيات الشاشة 
+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387 و ساعت 16:45 |
چرا بنی اسراییل نتوانستند وارثان زمین شوند؟

بني اسراييل در قرآن

ستاره داود

مراجعه به تاريخ قوم بني اسرائيل نشان مي دهد که آنان پس از رهايي از دست فرعون ماموريت داشتند حكومتي تشكيل دهند تا پايه‌گذار حكومت جهاني شوند. «يا بني اسرائيل‏ اذكروا نعمتي التي انعمت عليكم و اني فضلتكم علي العالمين». اما پيش از تشکيل حکومت بايد  آموزش مي‌ديدند. بنابراين موسي(ع) بني‌اسرائيل را در پاي كوه طور مستقر كرد و اردوگاهي آموزشي ايجاد كرد. اين اردوگاه آموزشي پانزده سال بر پا بوده و آنان در اين مدت آموزش مي‌ديدند.

اين نكته از بسياري عبارات سفر خروج عهد عتيق دانسته مي‌شود. دانش‌هايي كه آنان در صحراي سينا از موسي (ع) آموخته بودند، با تجربه علمي همراه شد و مجموعه توانمندي در آنان به وجود آورد. اگر اين توانايي‌ها در راستاي اهداف پيامبران (ع) باقي مي‌ماند، مي‌توانستند اين وعده خداوند را تحقق بخشند كه فرمود: وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَي الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّه وَنَجْعَلَهُمْ الْوَارِثِينَ (قصص، آيه 5)

چرا كه آنان، هم توان علمي داشتند و هم توان تجربي. تنها نياز آنان، انطباق معنويت با قدرت بود. قدرت اما گاه به سوي تامين خواهش‌هاي نفساني مي‌رود و اين، با هدف الهي قابل جمع نيست. عالمان منحرف آنان گرفتار حسد و آزمندي فراوان به زندگي دنيا شده بودند: أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَي مَا آتَاهُمْ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ؛ آيا حسد مي‌كنند بر مردمان بر آنچه ايشان را الله تعالي داده است از فضل خود (نساء، آيه 54).

اگر انسان در پي نيازهاي دنيايي رود و از خدا فاصله بگيرد، صفت حرص، سيري ناپذيري،‌ حسد، ترس و مانند آن او را فرا مي‌گيرد. بني‌اسرائيل تا هنگامي كه در مسير حق و خدا هستند، به آساني به حاكميت سراسري دست مي‌يابند؛ توان اجرا و گسترش آن را نيز دارند. اما انحراف در بين آنها ايجاد شد.

 مدتي كه از حكومت يوشع نبي (ع) گذشت و حاكميت به مذاق بني‌اسرائيل مزه داد، انحرافات آغاز شد. آنان، همواره خود را «قوم برگزيده» مي‌خواندند. قرآن نيز به برتري دادن آنان اشاره كرده است: يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِي الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَأَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَي الْعَالَمِينَ؛ اي بني‌اسرائيل، نعمتي را كه بر شما ارزاني داشتم و شما را بر جهانيان برتري دادم، به ياد بياوريد.(بقره، آيه 47)

خداوند آنان را بر جهانيان برتري داده بود و عنايت خويش را همواره بر آنان نازل مي‌كرد، اما آنان دچار خطاي بزرگي شده بودند و گمان مي‌كردند خداوند «نژاد» آنان را ارج مي‌نهد؛ در حالي كه خداي منان، بني‌اسرائيلي را ارج مي‌نهد كه به آموزه‌هاي حضرت موسي(ع) ايمان آورند و پيامبران پس از او را تصديق كنند.

خداوند آنان را بر جهانيان برتري داده بود و عنايت خويش را همواره بر آنان نازل مي‌كرد، اما آنان دچار خطاي بزرگي شده بودند و گمان مي‌كردند خداوند «نژاد» آنان را ارج مي‌نهد؛ در حالي كه خداي منان، بني‌اسرائيلي را ارج مي‌نهد كه به آموزه‌هاي حضرت موسي(ع) ايمان آورند و پيامبران پس از او را تصديق كنند.

با بروز تفكر نژاد پرستي، بني اسراييل به فکر حفظ حكومت به هر قيمتي مي افتند: عده‌اي را بايد با بت و مشغوليت‌هاي كاذب، عده‌اي ديگر را با شراب و شهوت‌پرستي و پول‌پرستي ساكت كردند و از مسير هدايت الهي و دعوت مردم به سوي خدا فاصله گرفتند. از سويي آنان براي توجيه انديشه خود گفتند خدا که وعده حاکميت جهاني را به ما داده است ديگر نمي تواند آن را از ما پس بگيرد و به قوم ديگري بدهد. قالت اليهود يد اللّه مغلوله غلّت أيديهم و لعنوا بما قالوا بل يداه مبسوطتان‏ ينفق كيف يشاء( مائده، آيه 64)

خداوند براي اصلاح اين گروه پي در پي پيامبر مي‌فرستاد؛ آنان نيز پيامبران خدا ‌را مي‌كشتند. لَقَدْ أَخَذْنَا مِيثَاقَ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَأَرْسَلْنَا إِلَيْهِمْ رُسُلًا كُلَّمَا جَاءَهُمْ رَسُولٌ بِمَا لَا تَهْوَي أَنفُسُهُمْ فَرِيقًا كَذَّبُوا وَفَرِيقًا يَقْتُلُونَ؛ ما از بني‌اسرائيل پيمان گرفتيم و پيامبراني بر ايشان فرستاديم. هرگاه كه پيامبري چيزي مي‌گفت كه با خواهش دلشان موافق نبود، گروهي را تكذيب و گروهي را مي‌كشتند. (مائده، آيه 70).

قرآن برخي از ويژگي‌ها و باورهاي ديني منحط يهود را بر شمرده است: رباخواري(نساء، آيه161)؛ تحريف كتاب آسماني(بقره، آيه79)؛ انكار وحي(انعام، آيه91)؛ باور به فقير بودن خداوند و بي‌نيازي خود(آل عمران، آيه181)؛ اعتقاد به بسته بودن دست خداوند(مائده، آيه64)؛ پيمان شكني(بقره، آيه100).

خداوند به سليمان گفت: اگر شما و پسرانتان از متابعت من روگردانيد ...اسرائيل در ميان جميع قوم‌ها ضرب‌المثل و مضحكه خواهد شد.

اما با اندکي تامل در آموزه‌هاي آسماني خود در مي‌يافتند که خداي منان با كسي عقد اخوت نبسته و در اثر سركشي، اين ماموريت را از آنان ستانده و به ديگري داده است. در فرازهايي از تورات به خوبي آشكار است كه خداي متعال، بني‌اسرائيل را تنها در صورت حفظ ايمان برتري خواهد داد؛ مانند عهد عتيق، تثنيه، باب‌هاي 26 ـ 30؛ يا : «خداوند به سليمان گفت: اگر شما و پسرانتان از متابعت من روگردانيده، اوامر و فرايضي را كه به پدران شما دادم، نگاه نداريد ... آن گاه اسرائيل را از روي زميني كه به ايشان دادم، منقطع خواهم ساخت و اين خانه را از حضور خويش دور خواهم انداخت و اسرائيل در ميان جميع قوم‌ها ضرب‌المثل و مضحكه خواهد شد». (عهد عتيق، پادشاهان، باب 9). بر كلامي كه بر شما امر مي‌فرمايم، چيزي ميفزاييد و چيزي از آن كم مكنيد. (عهد عتيق، تثنيه، باب 4)

در قرآن نيز اين هشدار و مساله رويگردان شدن آنان و پس گرفتن آن ارزش‌ها از منحرفان بني اسرائيل آمده است. يا قَوْمِ ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَه الَّتِي كَتَبَ اللَّهُ لَكُمْ وَلَا تَرتَدُّوا عَلَي أَدْبَارِكُمْ فَتَنْقَلِبُوا خَاسِرِينَ؛اي قوم من، به زمين مقدسي كه خدا برايتان مقرر كرده است، داخل شويد و باز پس نگرديد كه زيان ديده بازمي‌گرديد.( مائده، آيه 21).

يا ايها الذين آمنوا من يرتد منکم عن دينه فسوف ياتي الله بقوم يحبهم ويحبونه.(مائده، آيه 54). قل يا اهل کتاب لستم علي شيئي حتي تقيموا التورته و الانجيل و ما انزل اليکم من ربکم؛ بگو اي اهل کتاب شما هيچ ارزشي نداريد مگر آنکه تورات و انجيل را موبه مو اجرا کنيد و قرآن را هم که از سوي خداي شما نازل شده اطاعت نمايد. (مائده، آيه 68).

منبع: موسسه فرهنگي آرماگدون (باتلخيص)

+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387 و ساعت 13:13 |

  بسم الله الرحمن الرحيم

 لاَ يُكَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَتْ رَبَّنَا لاَ تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلاَ تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلاَ تُحَمِّلْنَا مَا لاَ طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَآ أَنتَ مَوْلاَنَا فَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ

بقره۲۸۶

خداوند هيچ كس را جز به اندازه توانايى‏اش تكليف نمى‏كند، هركس آنچه از كارها (ى نيك) انجام دهد به سود خود انجام داده و آنچه از كارها (ى بد) كسب كرده به ضرر خود كسب كرده است. (مؤمنان مى‏گويند:) پروردگارا! اگر (در انجام تكاليف چيزى را) فراموش يا خطا نموديم،ما را مؤاخذه مكن. پرودگارا! تكليف سنگين بر ما قرار مده، آن چنان كه (به خاطر گناه و طغيان) بر كسانى كه پيش از ما بودند قرار دادى. پروردگارا! آنچه را (ازمجازات) كه طاقت تحمل آنرانداريم، بر ما مقرّر نكن و از ما درگذر و ما را بيامرز و در رحمت خود قرارده، تو مو لى و سرپرست مايى، پس ما را بر گروه كافران پيروز گردان.

+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387 و ساعت 14:41 |
نام این عارضه چیست و در کجاست؟

اینجا کجای عالم است؟ (6)

دوباره سه شنبه رسید و زمان یک «اینجا کجای عالم است؟» دیگر شد. این فرصتی است برای شما که دانش تصویری خود را درباره ی کیهان بیازمایید. مورد امروز نسبتاً سخت تر است. حدس بزنید این تصویر چیست؟ یک حدس نزنید، چند حدس در ذهنتان آماده کنید. همچنین می توانید حدس بزنید که کدام فضا پیما یا تلسکوپ این تصویر را گرفته است؟

اینجا کجای عالم است؟ (6)

مثل همیشه قبل از اینکه تصویر را خوب ببینید و حدسهایتان را بزنید، مطالعه ی مقاله را ادامه ندهید. خوشحال می شوم حدسهایتان را در بخش نظرات ببینم.

 

پاسخ:

این مجمع الجزایر در شمال غربی قاره ی امریکای شمالی است.

این یک جزیره ی آتش فشانی روی زمین خودمان است، که در مجموعه جزایر آلشین Aleutian بین آلاسکا و آلچامترا واقع است. جزیره ی آتش فشانی کاساتوچی Kasatochi  توده ای بزرگ از خاکستر و دی اکسید سولفور دور تا دور خود ایجاد نموده است.

این تصویر نتیجه ی ترکیب طول موجهای فروسرخِ نزدیک، قرمز و سبز می باشد، که توسط تابش سنج انعکاسی و تابش گرمایی پیشرفته ی فضایی تهیه شده است. این ابزار توسط ماهواره ی ترا Terra satellite حمل می گردد.

 

فوران!

این آتش فشان با شدت کمی در 7 آگوست 2008 فوران نمود. هیچ کس آسیبی ندید، ولی دو زیست شناس تنها چند ساعت قبل از فوران جزیره را ترک کرده بودند. بر اساس گزارش خبرگزاری اسوشیتدپرس، گرد و غبار تولید شده توسط این فوران باعث کنسل شدن 44 پرواز خط هواپیمایی آلاسکا، بین آلاسکا، کانادا و امریکای قاره ای گردید. تا پیش از فوران دامنه ی پر شیب آتش فشان، یک دریاچه ی کوچکی را در قله ی 314 متری خود پناه داده بود و پوشش گیاهی (در این تصویر به رنگ قرمز) سطح آن را پوشانده بود.

<span style='background-color:yellow'>کاساتوچی</span> در برف     دریاچه در قله

تخته سنگ های موجود در خط ساحلی احتمالا نتیجه ی فرسایش موجهای سنگینی می باشد که به شکل چینهای سفید رنگ در اطراف جزیره دیده می شوند. کاساتوچی حدود 200 سال بود که فورانی نکرده بود.

 

منبع:

http://www.universetoday.com/

ترجمه:

ا.م.گمینی

+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387 و ساعت 11:53 |
    استاندارد IEEE1394 به چه چیزی اطلاق می شود؟

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و سوم آذر 1387 و ساعت 23:6 |

برای دیدن تصویر اصلی به ادامه مطلب رجوع کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و سوم آذر 1387 و ساعت 0:10 |

با سرهای تراشیده گروه گروه وارد مسجد الحرام می شوند،وقتی کنارشان می نشینی از ظلم می نالندو از بی عدالتی ،از غزه می گویند و از دردهایش. این ها بی آنکه بدانند منتظرند و ما دعا می کنیم تا بیایی،بیایی و غبار غربت را از چشم های سال ها چشم براهیمان بشویی .

 تو نزدیک ترین راه برای رسیدن به آسمانی....

اللهم عجل لولیک الفرج

 

+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و دوم آذر 1387 و ساعت 1:32 |

 

دیریست که ما منتظر روی تو هستیم

   ما بند نجابت به تن اسم تو بستیم

     دیریست که دلداده ما خانه نشین است

    جای قدمش بوسه به صد چاک زمین است

         پلک دلم امشب به نبودت پر درد است

      این فصل کبود از غم هجران تو سرد است

         ای ساقی دلهای جهان مست نگاهت

   این ماه فرومانده ز چشمان سیاهت

     دیریست که ما منتظر و خانه بدوشیم

        وقتی که قمر نیست همه تا رو خموشیم

    ای صاحب این ثانیه ها پس تو کجایی

      فهمیده ام این جمعه گذشت و نمی یایی

      دیریست که در جمعه همه مست غروییم

  از ناله پریم وغزل سنگ و رسوبیم

امام زمان

رها کنید دگر صحبت مداوا را

فراق اگر نکشد ، وصل می کشد ما را

تمام عمر تو ما را نظاره کردی و ما

ندیده ایم هنوز آن جمال زیبا را

شراره های دلم اشک شد ز دیده چکید

ببین چگونه به آتش کشید، دریا را

قسم به دوست که یک موی یار را ندهم

اگر دهند به دستم ، تمام دنیا را

به شوق انکه ز کوی تو ام نشان آرد

به چشم خویش کشیدم غبار صحرا را

جنون کشانده به جایی مرا که نشناسم

طریق کعـبه و بتخانه و کلیسا را

تمام عمر به خورشید و ماه ناز کنم

اگر به خانه تاریک من نهی پا را

نسیم صبح ز راهی که امدی برگرد

ببر سلام ز من آن عزیز زهرا را

 


اشعار از شاعری گمنام

منبع:تبیان

+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و دوم آذر 1387 و ساعت 1:29 |

بازی را شروع کرده ودر صفحه اصلی وارد صفحه statistics subشده ودوباره به صفحه اصلی بگردید و دکمه deleteرابزنید.

بازشدن  ماشین

240240sx

ماشین

350350z

تمام جاده های شناور

Driftdriftbaby

باز شدن کشورها وشهرها

889civie

 http://iran-cheat-game.blogfa.com/

+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و دوم آذر 1387 و ساعت 1:27 |

همیشه شب

Nightprowler

داشتن جت پک

Yecgaa

پرش بلند

Kangaroo

تیر بینهایت

Fullclip

جان بینهایت

Baguvix

نیامدن پلیس

Aezakmi

کم شدن درجه تعقیبی

Asnaeb

جت

Jumpjet

بالگرد آپاچی

Ohdude

پاترل لاستیک پهن

Agbdlcid

تانک

Aiwprton

تفنگ 1

Uzumymw

تفنگ2

Kjkszpj

تفنگ 3

Professionalkiller

چتر نجات

Aiy pwzqk

نیترو برای همه ماشین ها

Speedfreak

خشن شدن رانندگان

Ylteicz

گرفتن شش ستاره

Bringiton

لاغر شدن

kvgyzqk

+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و دوم آذر 1387 و ساعت 1:26 |

دربازی دکمه ~رازده وسپس کدها را وارد کنید.

دوربین سوم شخص

Behindview 1

تغییر نقشه

Open map

+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و دوم آذر 1387 و ساعت 1:25 |

دربازی دکمه تب را زده وکدها را وارد کنید.

 

جان اضافی

health

پرواز

fly

توقف دشمن

Playersonly

نابودی دشمنان

killpawns

برنده شدن

Mission win

نامرئی

invisible

+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و دوم آذر 1387 و ساعت 1:24 |

رد کردن مرحله:یک قدم به جلو با شیفت وسپس یک قدم به عقب رفته با شیفت وسه دوربه سمت راست چرخیده با شیفت وسپس به جلو بپرید با آلت

تمام اسلحه ها:همانند بالا عمل کرده وتنها در آخر به عقب بپرید
+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و دوم آذر 1387 و ساعت 1:23 |
رمز بازی Strife

تمام وسایل:دربازی کد PUMPUPرا واردکنید.

تمام کلید ها:به عنوان پسورد JIMMYراوارد کنید.

تمام اسلحه ها:در بازی BOOMSTIXراوارد کنید.

ضدضربه:دربازی کدOMNIPOTENTراوارد کنید.

منبع:http://iran-cheat-game.blogfa.com/

+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و دوم آذر 1387 و ساعت 1:22 |
مضمون و معنای عبارات پایانی «زیارت آل یاسین» با کدام دعا همخوانی دارد؟

بقیة الله


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387 و ساعت 22:56 |

 سازمان ملل در طول بیش از 60 سالی که از تاسیسش می گذرد کدام یک از اهداف زیر را کاملاً محقق ساخته است؟

آیا سازمان ملل به اهدافش رسیده است؟

سازمان ملل

سوم آبان ماه مصادف با 24 اکتبر سالروز تاسیس سازمان ملل متحد است.

تاریخچه:سازمان ملل متحد سازمانی بین‌المللی است که در 1945 میلادی توسط فاتحان جنگ جهانی دوم تأسیس شد. در مرحله اول 51 کشور به عضویت آن در آمدند و تاکنون 192 کشور عضو آن شده اند. اکثر کشورهای دنیا در این سازمان عضو هستند. اما واتیکان، که مقر پاپ است عضویت در سازمان را نپذیرفته‌است و یا چین ملی (تایوان) که عضویتش بعد از عضویت جمهوری خلق چین لغو شد، در سازمان ملل متحد عضو نیست. در میان ارکان این سازمان، مجمع عمومی و شورای امنیت از بقیه مشهورتر هستند.

مجمع عمومی سازمان ملل متحد تنها رکنی است که تمام کشورهای عضو سازمان ملل متحد در آن شرکت دارند. مجمع جلساتی سالانه به ریاست یکی از اعضا که منتخب تمام دیگر اعضا است، برگزار می‌کند. اما تصمیم هایی که در مجمع عمومی گرفته می شود الزامی نیست و صرفا توصیه ای می باشد. البته در موارد معینی که به امور داخلی سازمان بر می گردد، تصمیمات آن الزام آورند. تمام اعضای سازمان ملل در مجمع عمومی از حق رأی برابر برخوردارند.

پنج عضو دائم شورای امنیت شامل کشورهای آمریکا، انگلستان، روسیه، فرانسه و چین است که در تصمیم‌ها و رای‌گیری‌های شورا حق وتو دارند. وتو کلمه‌ای لاتینی و به معنای «من منع می‌کنم» است.

شورای امنیت وظیفه پاسداری از امنیت و صلح بین‌المللی را به عهده دارد. بر اساس منشور سازمان ملل متحد، حیطه قدرت شورای امنیت شامل اعزام نیروهای پاسدار صلح، تصویب تحریم‌های بین‌المللی، و اعطای اجازه استفاده از نیروی نظامی بر علیه کشورهای متخاصم است. تصمیم‌های این شورا به صورت قطعنامه‌های شورای امنیت اعلام می‌شود.

شورای امنیت پنج عضو دائم و ده عضو انتخابی دارد. پنج عضو دائم این شورا شامل کشورهای آمریکا، انگلستان، روسیه، فرانسه و چین است که در تصمیم‌ها و رای‌گیری‌های شورا حق وتو دارند. وتو کلمه‌ای لاتینی و به معنای «من منع می‌کنم» است. در منشور سازمان ملل متحد هرگز کلمه‌ای به نام وتو قید نشده‌ است بلکه به لزوم جلب 9 رای موافق از مجموع 15 رای اعضای شورای امنیت که باید شامل 5 رای موافق اعضای دائم شورا باشد اشاره شده است. به این ترتیب مخالفت یا عدم موافقت هر  یکیاز اعضای دائم به معنای عدم تصویب قطعنامه و به اصطلاح وتوی آن است.

اعضای غیر دائم شورا توسط مجمع عمومی برای یک دوره دوساله انتخاب می‌شوند. هر سال، پنج عضو جدید جایگزین اعضای قدیمی‌تر می‌شوند. در هفته گذشته ایران و ژاپن بر سر کرسی عضویت غیر دائم سازمان ملل با هم به رقابت پرداختند که سرانجام ژاپن توانست این کرسی را برای نهمین بار به دست آورد.

مقر سازمان ملل متحد در نیویورک است و کشورهای عضو و موسسات وابسته در طول هر سال با تشکیل جلسات منظم در مورد امور بین‌المللی و امور اجرایی مربوط به آنها تصمیم‌گیری می‌کنند.

مقر شورای امنیت

صلح و امنیت جهانی

مهمترین ماموریت سازمان ملل که بخش بزرگی از هزینه‌های این سازمان ملل را نیز به خود اختصاص داده حفظ صلح و امنیت جهانی و توسعه روابط دوستانه میان کشورهای جهان است. بودجه حفظ صلح سازمان برای سال مالی 2005-2006 حدود 5 میلیارد دلار بوده ‌است (در حالیکه بودجه کلی سازمان ملل در دیگر امور در همین مدت زمانی معادل 5/1 میلیارد دلار بوده‌است) و 70000 نیرو را در 17 ماموریت به سراسر دنیا اعزام کرده‌است.

اگر به دورانهای پیش از تاسیس سازمان ملل نگاه کرده و آن را با دوران بعد از تاسیس این سازمان مقایسه کنیم شاهد کاهش چشمگیر جنگهای بین المللی خواهیم بود. تقریبا مرزهای اکثر کشورهای جهان در طول مدت بعد از جنگ جهانی دوم یکسان باقی مانده است و مانند دوران پیش از آن نیست که همواره دستخوش تغییرات خونین می شد اما این بدان معنا نیست که این دوره بدون جنگ بوده است.

نگاهی به جنگهایی که در دوران بعد از تاسیس این سازمان رخ داده، نشان از حضور مستقیم یا غیر مستقیم حداقل یکی از کشورهای صاحب وتو در  اکثر این جنگ هاست: جنگ 8 ساله عراق با ایران، جنگ ویتنام؛ جنگ کره، حمله شوروی به  افغانستان، حمله آمریکا به افغانستان، دو بار حمله آمریکا به عراق، حمله اسراییل به لبنان و سوریه و....

در واقع اگر از منظر تاریخ روابط بین الملل به سازمان ملل نگاهی بیندازیم این سازمان را در کاهش جنگها موفق ارزیابی می کنیم اما در مقابل این سازمان نه تنها نتوانسته جلوی زورگویی قدرتهای بزرگ و تمایل آنها برای جنگ افروزی را بگیرد، بلکه گاهی اوقات و اتفاقا اکثر اوقات به ابزاری برای قدرتهای بزرگ تبدیل شده است. طبیعی است که دراین صورت این سازمان نتواند (و نتوانسته است) وظیفه تامین امنیت درعرصه بین المللی را به صورت کامل و تمام به انجام رساند.

چرا این سازمان نتوانسته این هدف را محقق سازد؟ دلیل آن در ساختار ظالمانه این نهاد نهفته است. همانگونه که گفته شد تصمیمات مجمع عمومی جنبه توصیه ای دارد و تنها تصمیمات شورای امنیت جنبه الزام آور دارد که در این شورا 5 کشور صاحب وتو همواره عضو هستند و با حق وتوی خود جلوی هر گونه تصمیم این شورا برعلیه خود را می گیرند. پیشتر روسای جمهور ایران این ساختار ظالمانه را نقد کرده اند. به عنوان مثال به سخنرانی های انتقادآمیز آیت الله خامنه ای و دکتر احمدی نژاد در صحن علنی این سازمان می توان اشاره کرد.

مقام معظم رهبری پیشنهاد اختصاص کرسی دائم به کشورهای اسلامی را مطرح کرده اند. در صورت تحقق این ایده که حمایت 57 کشور اسلامی عضو کنفرانس اسلامی را در پی دارد، فضای کنونی که فضای جنگ و سلطه بر علیه کشورهای اسلامی و اسلام است شکسته خواهد شد.

اگر واقعی به مساله بنگریم امکان اینکه اعضای دائم شورای امنیت حاضر شوند از حق وتوی خود صرف نظر کنند بسیار ناچیز است بنابراین باید از راههای دیگری استفاده نمود تا بتوان شورای امنیت را از انحصار این 5 کشور خارج نمود.

برخی کشورها بحث افزایش تعداد اعضای دائم شورای امنیت را دنبال می کنند. کشورهایی که تقاضای آنها برای کرسی های دائم شورای امنیت جدی است عبارتند از برزیل، آلمان، هندوستان و ژاپن. ژاپن و آلمان دومین و سومین فراهم کنندگان کمکهای مالی سازمان ملل متحد هستند، برزیل، بزرگترین کشور آمریکای جنوبی و هند بزرگترین دموکراسی مردمی جهان و هر دو از بزرگترین فراهم کنندگان سرباز برای نیروهای حافظ صلح به رهبری سازمان ملل متحد می باشند. این کشورها خواهان کرسی دائم در این شورا می باشند.

ما ایرانیان برای تامین حقوق خود چه راهی را می توانیم در پیش بگیریم؟ با توجه به آنکه ما نقش چندانی در تامین مالی و نیروی نظامی سازمان ملل نداریم به کرسی دائم این شورا نخواهیم رسید. چندی پیش مقام معظم رهبری پیشنهاد واقع بینانه ای را مطرح کردند و آن اختصاص کرسی دائم به کشورهای اسلامی بود. در صورت تحقق این ایده که حمایت 57 کشور اسلامی عضو کنفرانس اسلامی را در پی دارد، فضای کنونی که فضای جنگ و سلطه بر علیه کشورهای اسلامی و اسلام است شکسته خواهد شد و با توجه به نفوذ ایران در میان کشورهای اسلامی به نفع کشور ما نیز خواهد بود. البته تحقق این هدف آسان نیست و نیاز به مشارکت و همکای فعالانه کشورهای اسلامی دارد.

یکی دیگر از راه های خارج کردن سازمان ملل از ساختار ظالمانه کنونی افزایش نقش، قدرت و اختیارات مجمع عمومی و الزام آور نمودن برخی تصمیمات آن است.

همچنین رییس جمهور محترم در دیدار اخیر از سازمان ملل و در گفتگو با برخی خبرنگاران از لزوم انتقال مقر این سازمان از نیویورک آمریکا به یک کشور بی طرف سخن گفت. چون این کشور از حضور مقر این سازمان در سرزمینش سو استفاده میکند. به عنوان مثال علی رغم آنکه بایستی برای تمام کشورها روادیدهای لازم  را در وقت مناسب صادر کند ولی از این اقدام ممانعت کرده و در مواردی با تاخیر و در مواردی نیز از صدور ویزا خودداری می نماید. چنانچه در سفراخیر برای برخی همراهان رییس جمهوری ایران روادید صادر نکرد.

تهیه و تنظیم: گروه جامعه و سیاست

حمید نساج

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387 و ساعت 22:54 |
در سال 2000 چه کسی به عنوان مرد سال برگزیده شد؟

عشقي از آن دست!

دست دعا

آن روز راجع به اين عمل سيد حسن که محبوب‌ترين شخصيت جهان اسلام بود، حرف و حديث‌هاي فراواني گفته شد. يکي از دوستان جانباز ما هم که پيش او از احترامي و حرمتي برخوردار است، خاطره‌اي تعريف مي‌کرد شنيدني. او مي‌گفت: «مدتي بعد که موفق به ملاقات سيد شدم، تصميم داشتم دستش را ببوسم، اما او زودتر متوجه شد و نگذاشت. گفتم اين به خاطر کار آن روز توست و من از سوي عده‌اي از جانبازان و دوستان ايراني چنين ماموريتي دارم...»

البته سيد حسن اجازه نداده بود و بعد گفته بود: «من از آن کار پيامي داشتم که اميدوارم آناني که بايد مي‌گرفتند، آن پيام آن را گرفته باشند، و گرنه در ملاقات‌هاي خصوصي هم مي‌توانستم دست ايشان را ببوسم!»

آن روز من از ديدار معمولي خودمان که عادت شده است، خيلي شرمنده شدم و به عشق و شيفتگي ياران سيد حسن نصرالله نسبت به رهبري غبطه خوردم!

دوست و دشمن در هوش بالا و خوش سليقگي سيدحسن نصرالله متفق‌القول‌اند. او در سال 2000 به خاطر بيرون راندن اسرائيل از لبنان، از سوي روشنفکران عرب، به عنوان مرد سال برگزيده شد. همان سال به مناسبتي در ايران اجلاس بزرگي برپا بود. در آن مجلس عده‌اي از سران کشورهاي اسلامي حضور داشتند و خبرگزاري‌ها و کانال‌هاي متعدد تلويزيوني افتتاحيه آن را مستقيما براي دنيا پخش مي‌کردند. سخنران افتتاحيه، آيت‌الله خامنه‌اي رهبر معظم انقلاب بود. بعد از پايان سخنان ايشان، سيد حسن به استقبال‌شان رفت و در برابر دوربين‌ها و حاضرين دست ايشان را بوسيد.

اينکه مخاطبان پيام ايشان چه کساني بودند، خيلي چيزها مي‌توان حدس زد، شايد اعراب باشند، چنان‌که بعضي مي‌گويند. شايد هم جهان اسلام باشد و شايد هم منظورش خود مردم ايران، مقاماتشان و حتي برگزارکنندگان آن اجلاس بوده باشند که جناحشان آن روزها متهم بودند در حق رهبري جفاها کرده‌اند و...! به نظرم حتي مخاطب سيد نصرالله ما هم باشيم، تذکر بجايي است. حجاب معاصر بودن گاهي سبب مي‌شود انسان از بعضي نعمت‌هاي بزرگ غافل بماند.

حضرت آيت الله خامنه‌اي در اين بيست سال، حکيمانه انقلاب و کشور را رهبري کرده‌اند و کشتي امت را از دل توفان‌ها و حوادث سهمناکي به سلامت بيرون آورده‌اند که هر يک از آنها مي‌توانست انقلابي را به شکست بکشاند و مسير ملتي را عوض کند؛ از شبه کودتاهاي داخلي گرفته تا قشون‌کشي و دو جنگ بزرگ منطقه که هر دو به خاطر ما و به نام ديگران طراحي شده بود. اين غير از تلاش‌هاي ايشان در فرهنگ‌سازي و سوق دادن جامعه به سوي پيشرفت‌ و تعالي است.

ما هر سال دو بهانه داريم تا به کارنامه رهبري و نعمت وجود ايشان بپردازيم که از قضا هر دو مصاف است با دو حادثه بزرگ ديگر که همين بهانه‌اي مي‌شود از کنار آن بگذريم؛ اولي، روز انتخاب ايشان به رهبري است که مصادف است با عزاداري هاي سالگرد رحلت حضرت امام (ره) و دومي هم ششم تير سالروز سوء‌قصد به ايشان که تحت‌الشاع مراسم شهداي هفت تير قرار مي‌گيرد.

روز رحلت امام براي ما تلخ ‌ترين روز عمرمان بود. آن روز بيش از اينکه در هجر آن رفته بسوزيم که جانمان بود و همه چيزمان، سخت نگران آينده بوديم. ده سال بود که هر وقت ناخودآگاه به اين لحظه مي‌انديشيديم، تنمان مي‌لززيد و دست به دعا برمي‌داشتيم که خداي آفريننده مرگ و زندگي، از عمر ما بکاهد و به عمر او بيفزايد. در فهم و باور ما براي امام خميني جانشيني وجود نداشت. اکنون در حالي بايد مرگ او را مي‌پذيرفتيم که در اطرافمان دشمنان خارجي صف‌آرايي کرده بودند و در داخل نيز اختلافات در اوج خود بود و همه اينها خبر از روزهايي سخت مي‌‌داد. تا اينکه شب آن روز، خبر انتخاب آيت‌الله سيد علي خامنه‌اي به رهبري جمهوري‌اسلامي ايران، سکينه و آرامشي در دل‌ها ايجاد کرد. فردايش که براي وداع با امام به مصلاي تهران مي‌رفتيم به آينده اميدوارتر شده بوديم، مخصوصاً اينکه در راه شنيديم اين انتخاب با اشاره و راهنمايي خود امام صورت گرفته است.

بعد از پايان سخنان ايشان، سيد حسن به استقبال‌شان رفت و در برابر دوربين‌ها و حاضرين دست ايشان را بوسيد.

سال گذشته به مناسبت ششم تير، عده‌اي از پاسداران قديمي حضرت آيت‌الله خامنه‌اي و پزشکان معالج روزهاي بعد از ترور ايشان، به دعوت دفتر نشر آثار رهبري، به حسينيه امام خميني آمده بودند تا خاطراتشان را از آن روز بگويند و ضبط ثبت شود. همان ايام تلويزيون مختصري از اين برنامه را پخش کرد. بنده هم توفيق داشتم در آنجا باشم.

در اينجا قصد آن ندارم تا به ناگفته‌هاي آن حادثه بپردازم که اميدوارم در فرصتي چنين کنم، اما فعلا غرضم چيز ديگري است.

در پايان بخش اول برنامه، براي برگزاري نماز ظهر و عصر به حسينيه شماره 2 رفتيم که معمولا بعضي ديدارهاي رهبري در آنجا انجام مي‌شود و بعضي روزها ايشان در همانجا نماز جماعت برگزار مي‌کنند که معمولا در حاشيه نماز ديداري کوتاه با مسئولان و مردم دارند. صف‌هاي نماز جماعت بسته شد. افراد مختلفي بودند. از فرماندهان ارشد نيروي انتظامي گرفته تا کارمندان دفتر. از جوان کنار دستي‌ام چيزي پرسيدم که درنگش باعث شد بفهمم فارسي بلد نيست. با فضولي زياد دريافتم لبناني است و عده ديگري هم دوستانش در صفوف ديگر هستند. او چيزي نگفت، اما علائم ديگر نشان مي‌داد از قهرمانان جنگ سي و سه روزه‌اند. همان انسان‌هاي افسانه‌اي که دنيايي را شگفت‌زده شجاعت خود کرده بودند و هنوز هم ما پزشان را مي‌دهيم و به وجودشان فخر مي‌فروشيم. همگي به غايت خوش سيما و رشيد. چهره‌ها نوراني  و چشماني مملو از مهرباني..........

«من از آن کار پيامي داشتم که اميدوارم آناني که بايد مي‌گرفتند، آن پيام آن را گرفته باشند، و گرنه در ملاقات‌هاي خصوصي هم مي‌توانستم دست ايشان را ببوسم!»

نماز که تمام شد تا حضرت آقا از سجاده برخيزند، آنها به اتاق مجاور راهنمايي شدند.

آقا، سرپايي با همه مصافحه کردند و حتي سراغ اعضاي خانواده بعضي از پزشکان و پاسداران سابقش را هم گرفتند. فرمانده نيروي انتظامي هم راجع به موضوعي گزارشي داد و دستوري شنيد و حتي ما هم که هيچ‌کس بوديم از لطف ايشان بي‌نصيب نمانديم و قس علي هذا... بعد از اينکه همه راضي از حسينيه بيرون رفتند، آقا به اتاقي تشريف بردند که جوانان لبناني در آنجا منتظرش بودند. چند نفري بيرون ايستاديم تا ببينيم چه مي‌شود. خيلي هم طول نکشيد آنان يک‌يک بيرون آمدند اما چشم‌ها پرواز اشک بود و بغض در گلوها آماده انفجار، همه رفته بودند، اما آنها تا دقايقي توي حياط حسينيه نشسته بودند و گريه مي‌کردند. آن روز من از ديدار معمولي خودمان که عادت شده است، خيلي شرمنده شدم و به عشق و شيفتگي ياران سيد حسن نصرالله نسبت به رهبري غبطه خوردم!

محسن مومني شريف

منبع:امتداد

مطالب مرتبط:

مرد لبنان

من کسي نيستم

دست خدا

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیستم آذر 1387 و ساعت 8:2 |

 

کنسرو  لوبیا سبز و گوجه فرنگی

 

آیا سیاه شدن درب ظروف کنسرو، نشانه فساد آن است؟

سیاه شدن، ناشی از واکنش شیمیایی میان مواد غذایی و درب قوطی کنسرو است که در این حالت خطری برای مصرف کننده ندارد. البته احتمال خروج عطر و طعم آن وجود دارد.

یادآوری می شود این حالت بیشتر در مورد مواد غذایی اسیدی اتفاق می افتد.

 

گاهی اوقات درب قوطی کنسروهای چغندر قند (لبو)، سیاه می باشد، لیکن بو و گاز غیرعادی در کنسرو مشاهده نمی شود، آیا می توان آن را مصرف کرد؟

این حالت ناشی از رشد باکتری های فروفیلیک (آهن دوست) است که به علت حضور آهن در دمای 100 درجه فارنهایت (38 درجه سانتی گراد) بهترین رشد را دارند.

این آهن می تواند ناشی از آب مصرفی جهت فرآیند کنسرو باشد و یا آهن موجود در قوطی کنسرو باشد.

لذا توصیه می شود از مصرف چنین کنسروهایی به دلیل وجود واکنش میکروبی خودداری کرد.

کنسرو گوجه فرنگی

چرا دانه ها در کنسرو گوجه فرنگی می توانند جوانه بزنند؟

اگر حرارت مورد نظر به اندازه کافی به کنسرو  گوجه فرنگی داده نشود، سیستم آنزیمی غیرفعال نمی شود. در این حالت دانه ها می توانند جوانه بزنند.

لذا جوانه زدن، نشان دهنده کافی نبودن فرآیند حرارت دهی در تولید کنسرو گوجه فرنگی است.

چرا در کنسروهای ماهی تن، کریستال دیده می شود؟

این ها، کریستال های فسفات آمونیوم منیزیم هستند که در کنسروهای تن ماهی ساخته می شوند. این کریستال ها سبب کاهش کیفیت محصول می گردند. البته مصرف این گونه کنسروها اشکالی ندارد.

کنسرو تن ماهی

چرا کنسرو ماهی تن را قبل از مصرف باید در آب جوشاند؟

زیرا در هنگام تولید کنسرو ماهی ممکن است حرارت مورد نظر به تمام قسمت های ماده غذایی داخل کنسرو نرسد که این عمل سبب باقی ماندن باکتری ها در کنسرو می گردد.

یکی از این باکتری ها، "کلستریدیوم بوتولینوم" است که مسمومیت ناشی از آن "بوتولیسم" نام دارد. این باکتری در صورت حضور در کنسرو، سمی تولید می نماید که کشنده است.

لذا برای جلوگیری از خطر مسمومیت، باید حتما کنسرو ماهی را قبل از مصرف به مدت 20 تا 30 دقیقه جوشاند.

کمپوت میوه

برای جلوگیری از تغییر رنگ میوه های مورد استفاده جهت تهیه کمپوت، چه کار باید کرد؟

باید میوه ها را از زمان بریدن تا قرار دادن در قوطی یا شیشه کنسرو، در محلول نمک، سرکه و یا اسید آسکوربیک شناور نمود. این عمل باعث جلوگیری از قهوه ای شدن میوه بریده شده می گردد.

همچنین پُر کردن کمپوت به صورت گرم سبب خارج شدن بیشتر هوا از بافت های میوه شده و احتمال واکنش قهوه ای شدن را کاهش می دهد.

 

مهندس مسیح انصاری دزفولی- کارشناس ارشد صنایع غذایی

*مطالب مرتبط:

سوال هایی درباره انجماد غذاها

میوه و سبزی؛ تازه یا کنسرو شده و یا فریز شده

کنسرو ماهی تون در روغن

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیستم آذر 1387 و ساعت 0:35 |


 


یك شركت بزرگ قصد استخدام تنها یك نفر را داشت. بدین منظور آزمونی برگزار كرد كه تنها یك پرسش داشت. پرسش این بود :
شما در یك شب طوفانی سرد در حال رانندگی از خیابانی هستید. از جلوی یك ایستگاه اتوبوس در حال عبور كردن هستید. سه نفر داخل ایستگاه منتظر اتوبوس هستند. یك پیرزن كه در حال مرگ است. یك پزشك كه قبلاً جان شما را نجات داده است. یك خانم/آقا كه در رویاهایتان خیال ازدواج با او را دارید. شما می‌توانید تنها یكی از این سه نفر را برای سوار نمودن بر گزینید. كدامیك را انتخاب خواهید كرد؟ دلیل خود را بطور كامل شرح دهید :

پیش از اینكه ادامه حكایت را بخوانید شما نیز كمی فكر كنید ...

..........

.........

........

.......

......

.....

....

...

..
 

قاعدتاً این آزمون نمی‌تواند نوعی تست شخصیت باشد زیرا هر پاسخی دلیل خاص خودش را دارد.
پیرزن در حال مرگ است، شما باید ابتدا او را نجات دهید. هر چند او خیلی پیر است و به هر حال خواهد مرد.
شما باید پزشك را سوار كنید. زیرا قبلاً او جان شما را نجات داده و این فرصتی است كه می‌توانید جبران كنید. اما شاید هم بتوانید بعداً جبران كنید.
شما باید شخص مورد علاقه‌تان را سوار كنید زیرا اگر این فرصت را از دست دهید ممكن است هرگز قادر نباشید مثل او را پیدا كنید.

از دویست نفری كه در این آزمون شركت كردند، تنها شخصی كه استخدام شد دلیلی برای پاسخ خود نداد. او نوشته بود :
سوئیچ ماشین را به پزشك می‌دهم تا پیرزن را به بیمارستان برساند و خودم به همراه همسر رویاهایم متحمل طوفان شده و منتظر اتوبوس می‌مانیم.

پاسخی زیبا و سرشار از متانتی كه ارائه شد گویای بهترین پاسخ است و مسلما همه می‌پذیرند كه پاسخ فوق بهترین پاسخ است، اما هیچكس در ابتدا به این پاسخ فكر نمی‌كند. چرا؟
زیرا ما هرگز نمی‌خواهیم داشته‌ها و مزیت‌های خودمان را (ماشین) (قدرت) (موقعیت) از دست بدهیم. اگر قادر باشیم خودخواهی‌ها، محدودیت ها و مزیت‌های خود را از خود دور كرده یا ببخشیم گاهی اوقات می‌توانیم چیزهای بهتری بدست بیاوریم.
تحلیل فوق را می‌توانیم در یك چارچوب علمی‌تر نیز شرح دهیم: در انواع رویكردهای تفكر، یكی از انواع تفكر خلاق، تفكر جانبی است كه در مقابل تفكر عمودی یا سنتی قرار می‌گیرد. در تفكر سنتی، فرد عمدتاً از منطق، در چارچوب مفروضات و محدودیت‌های محیطی خود، استفاده می‌كند و قادر نمی‌گردد از زوایای دیگر محیط و اوضاع اطراف خود را تحلیل كند. تفكر جانبی سعی می‌كند به افراد یاد دهد كه در تفكر و حل مسائل، سنت شكنی كرده، مفروضات و محدودیت ها را كنار گذاشته، و از زوایای دیگری و با ابزاری به غیر از منطق عددی و حسابی به مسائل نگاه كنند.
در تحلیل فوق اشاره شد اگر قادر باشیم مزیت‌های خود را ببخشیم می‌توانیم چیزهای بهتری بدست بیاوریم. شاید خیلی از پاسخ‌دهندگان به این پرسش، قلباً رضایت داشته باشند كه ماشین خود را ببخشند تا همسر رویاهای خود را به دست آورند. بنابراین چه چیزی باعث می‌شود نتوانند آن پاسخ خاص را ارائه كنند. دلیل آن این است كه به صورت جانبی تفكر نمی‌كنند. یعنی محدودیت ها و مفروضات معمول را كنار نمی‌گذارند. اكثریت شركت‌كنندگان خود را در این چارچوب می‌بینند كه باید یك نفر را سوار كنند و از این زاویه كه می‌توانند خود راننده نبوده و بیرون ماشین باشند، درباره پاسخ فكر نكرده‌اند
+ نوشته شده توسط در سه شنبه نوزدهم آذر 1387 و ساعت 23:15 |

    آيه :   60     

سوره توبه
  إِنَّمَا الصَّدَقَاتُ لِلْفُقَرَاء وَالْمَسَاكِينِ وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا وَالْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِي الرِّقَابِ وَالْغَارِمِينَ وَفِي سَبِيلِ اللّهِ وَابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ

    ترجمه :     

  همانا صدقات )زكات(، براى نيازمندان ودرمانده‏گان وكارگزارانِ زكات وجلب دلها و آزادى بردگان واداى بدهى بدهكاران و)هزينه‏ى جهاد( در راه خدا وتأمين در راه مانده است، اين دستور، فرمانى است از جانب خدا و خداوند، دانا و حكيم است.

منبع:تفسیر نور
+ نوشته شده توسط در سه شنبه نوزدهم آذر 1387 و ساعت 10:4 |
 عید قربان؛ روز ذبح نفس با تیغ تقوی 
 چگونه نفس را ذبح کنیم؟! 
 عید قربان؛ جلوه گاه تعبد 
 از عید خون تا عید خدا 
 کبرزدایی 
 دعا در روز عید قربان 
 خلیل الرحمان(شعر) 
 عید قربان(شعر) 
 اعمال شب و روز عید قربان 
  ویژه نامه عید قربان تبیان زنجان
 تصاویر ویژه 
 Screensaver 
+ نوشته شده توسط در سه شنبه نوزدهم آذر 1387 و ساعت 9:45 |

+ نوشته شده توسط در دوشنبه هجدهم آذر 1387 و ساعت 23:47 |
تفاوت غزل حافظ با پیشینیانش در کدامیک از گزینه های زیر، درست بیان شده است؟

انقلاب حافظ در غزل

مقبره حافظ

در تاریخ شعر فارسی غزل برای خود سیری دارد. در قرن‌های چهارم و پنجم هنوز کاملا از قصیده جدا نشده و افتتاحیه یا تغزل و تشبیب قصیده را تشکیل می‌دهد که بیشتر در وصف طبیعت و کمتر در وصف معشوق است. سپس رفته رفته مستقل‌تر و عاشقانه‌تر می‌شود، چنانکه نزد منوچهری و فرخی و سنائی و انوری می‌یابیم. این غزل یکپارچه و هماهنگ و عاشقانه تا عصر حافظ ادامه دارد- و به بعد هم- و اوجش را در هنر مولوی و سعدی طی می‌کند. غزل فارسی تا زمان حافظ تک مضمون بوده است و آن مضمون سراسری عشق است. در مولانا این تک مضمونی به نحو شدیدتر و مفرطنری وجود دارد.

حافظ، به تعبیری که مرحوم دشتی کرده است، غزل عارفانه مولانا و غزل عاشقانه سعدی را پیوند می‌زند ولی می‌بیند که امور غزل با همین یک دو مضمون نمی‌گذرد و بهترست فکر دیگری بکند. و آن این است که به ابیات غزل استقلال می‌‌دهد. منظور از انقلاب حافظ در غزل همین است که به میزان بسیاری تحت تاثیر ساختمان سوره‌های قرآن مجید بوده است. او اولین شاعری است که به نحو فراوانی، نسبت به حجم شعرش (در حدود پنج هزار بیت) تک بیت درخشان و خوش مضمون دارد. یعنی ابیات غزلش مستقل و بر مضمونند. فی‌المثل از غزل سعدی بیشتر از سی چهل مورد تک بیت سراغ نداریم. البته گاه ضرب‌المثل هست ولی بیت‌الغزل نیست.

منظور از انقلاب حافظ در غزل همین است که به میزان بسیاری تحت تاثیر ساختمان سوره‌های قرآن مجید بوده است. او اولین شاعری است که به نحو فراوانی، نسبت به حجم شعرش (در حدود پنج هزار بیت) تک بیت درخشان و خوش مضمون دارد.

حافظ ناچار از این انقلاب بوده است. برای اینکه سعدی و مولانا کار را به جایی رسانیده بودند که کار دیگری نمی‌شد کرد- یا باید قلم و دفتر را ببوسد و کنار بگذارد، یا یک پرده فراتر برود. ابداع حافظ که سبک مشخص او می‌شود و بعدها تحت تأثیر خود سبک هندی را پدید می‌آورد، در تک‌بیت سرایی است، در استقلال دادن به ابیات غزل است. در این است که به قول فارسی زبانان پاکستان «پاشان» بگوید (پاشان، همانند افشان ساخته شده، از ریشه پاشیدن). همین است که غزل او حال ثابت و انسجام منطقی و توالی معنائی ندارد. در ده بیست غزل نیست که این کار را کرده باشد. این دیگر صنعتی نیست که حافظ به کار برده باشد. این سرشت شعر اوست. خودش به آن آگاهی و عمد دارد و اصطلاح زیبایی برای آن دارد. آری حافظ سبک خاص خود و شعر خود را «نظم پریشان» می‌نامد:

 

حافظ آن ساعت که این نظم پریشان می‌نوشت

 طایر فکرش به دام اشتیاق افتاده بود

 

از آن به بعد است که حافظ «فرم آگاهی» پیدا می‌کند و در می‌یابد که غزل اگر قرار باشد از نظر محتوی یک دو مضمون داشته باشد تکلیفش روشن است:

اگر عاشقانه است سعدی به اوج برده، و اگر عارفانه است مولانا. پس سر خواجه شمس‌الدین محمد بی‌کلاه می‌ماند. مگر اینکه فکری بکند. حافظ می‌آید و حکمت را، سخنان تجربه‌آمیز و تجربه‌آموز زندگی عادی با اسرار حیات معنوی عالی، و به طور کلی مضمون‌سازی پرمعنا را وارد غزل می‌کند. به‌طوری که اغلب ابیات غزلش حکم کلمه قصار را پیدا می‌کند. این است که غزل اوجی پیدا می‌کند و نقطه عطفی در تاریخ شعر و غزل فارسی پیدا می‌شود. سبک هندی که تحت تاثیر این ابتکار حافظ نشات می‌گیرد، تنها عیبی که دارد این است که تعادل حافظ وار را به سویی نهاده است و در استقلال ابیات افراط کرده. هم در استقلال ابیات، هم در نداشتن عاطفه عاشقانه و هم در تلخ اندیشی و تلخ زبانی. و از طنز و طربناکی حافظ موسس در دنباله‌گیران سبک هندی اثری نیست. باری حافظ غزل را از تک مضمونی و تک نوازی بیرون کشید و به جایش همنوازی و چند آهنگی، یا به قول آربری کنترپو آن نشانده.

حافظ می‌آید و حکمت را، سخنان تجربه‌آمیز و تجربه‌آموز زندگی عادی با اسرار حیات معنوی عالی، و به طور کلی مضمون‌سازی پرمعنا را وارد غزل می‌کند. به‌طوری که اغلب ابیات غزلش حکم کلمه قصار را پیدا می‌کند. این است که غزل اوجی پیدا می‌کند و نقطه عطفی در تاریخ شعر و غزل فارسی پیدا می‌شود

لذا غزل کارآیی یافت و جان تازه‌ای گرفت و تنوع و توسعه یافت و توانست بار فلسفه و عرفان، معانی اجتماعی، مضامین انتقادی و چیزهای دیگر را هم به دوش بکشد. دیگر دیوان حافظ حرف در بردارد، عاطفه و احساس و حکمت و عبرت و طنز و طرب و می و مطرب و شیخ و شحنه در بردارد. و از سبزه تا ستاره سخن می‌گوید. و این امر امکان نداشت مگر اینکه بیاید و کاری بکند که قید و قالب معهود را بر هم بزند


منبع : حافظ نامه - خرمشاهی

+ نوشته شده توسط در دوشنبه هجدهم آذر 1387 و ساعت 15:10 |

5 نسخه برای 5 بیماری لب

خشکی لب

خشکی لب

در هوای سرد، لب‌ها مستعد ترک خوردن و خشک شدن هستند.

برای رفع خشکی لب‌های تان می‌ توانید با یک مسواک نو و تمیز و نرم آغشته به گلاب و یا عرق نعنا، لانولین(از داروخانه‌ بخرید) و یا عسل و حتی کره بادام زمینی، لب‌های تان را چند دقیقه ماساژ دهید.

پیش از آرایش لب‌ها حتما از کرم مرطوب ‌کننده استفاده کنید.

این امر سبب محافظت لب‌ها می ‌شود. حتما در هنگام خرید رژ لب دقت کنید و انواع تازه، استاندارد و معتبر را بخرید. بهتر است این فرآورده‌ها بدون بو بوده و خیلی چرب یا خشک نباشند.

از گاز گرفتن و کندن پوست لب‌هایتان پرهیز کنید.

تبخال

حتما برای تان پیش آمده است که یکی از اعضای خانواده‌تان دچار تبخال شود و شما هم در اثر استفاده از لیوان او دچار تبخال شوید. خوب این طبیعی است. بیماری تبخال، ویروسی است و به راحتی سرایت می‌ کند.

تبخال

نکته اصلی در درمان تبخال این است که اگر احساس می‌ کنید می خواهید تبخال بزنید، برای مثال یک نقطه از لب تان می‌ سوزد، خیلی زود به داروخانه بروید و داروی تبخال را بخرید و روی آن محل بمالید. اگر خوش‌ شانس باشید ممکن است تبخال با آن شکل نازیبا روی لب شما ظاهر نشود.

در 24 ساعت اول پس از ظاهر شدن تبخال، یک تکه یخ را تا حدود یک ساعت روی محل قرار دهید.

تبخال را نخارید و نمالید.

می‌ توانید مایعات خنک بنوشید و بستنی یخی بجوید تا ناراحتی شما کمتر شود. باید از غذاهای مایع ولرم استفاده کنید تا لب‌ها و نواحی اطراف تحریک نشوند.

برای پوشاندن تبخال با داروی ضد تبخال یا همان آسیکلویر از یک گوش پاک ‌کن تمیز استفاده کنید.

مصرف لبنیات و سیب ‌زمینی مانع رشد ویروس این بیماری می ‌شوند.

شکلات، کاکائو، غلات ، بادام زمینی و ژله نخورید.

کیست بادکنکی روی لب

شاید برای شما هم پیش آمده باشد که یک کیست بادکنکی روی لب و یا سطح داخل لب تان پیدا شده باشد که رنگ‌ آن ارغوانی است.

اگر خیلی عادت داشته باشید که لب تان را گاز بگیرید، حتما تجربه آن را داشته‌ اید. اسمش "موکوسل" است و در اثر آسیب مجرای غدد بزاقی فرعی روی لب تان به وجود می ‌آید.

کیست بادکنکی لب

وقتی شما عادت داشته باشید که لب تان را دایم گاز بگیرید، ممکن است مجرای یکی از غدد بزاقی فرعی مخاط لب تان آسیب ببیند و موجب می‌ شود بزاق در خود غده بزاقی و یا مجرای آن جمع شود و سر و کله یک کیست روی لب تان پیدا گردد که مانند یک بادکنک است.

اگر دچار این دردسر شده‌اید، نباید چندان به فکر دارو باشید، چون راه‌ حلش جراحی است.

به یک دندانپزشک مراجعه کنید. او این کیست را از روی لب تان برخواهد داشت. این بیماری یکی از بیماری‌ های غدد بزاقی است و برای پیشگیری از آن نباید به لب تان فشار اضافه  وارد کنید، مثلا آن را گاز نگیرید.

حکایت آفتاب و سرطان

اگر شما کشاورز یا مهندس ساختمان ، کارگر ساختمانی و یا راننده هستید، باید خیلی بیشتر از دیگران مراقب لب‌هایتان باشید، چون یکی از شایع ‌ترین سرطان‌ های سر و صورت به نام "سرطان سلول‌های سنگفرشی یا اس.سی.سی" ممکن است روی لب شما پیدا شود.

سرطان لب

تابش مستقیم نور خورشید می ‌تواند سلول‌های لب شما را سرطانی کند که خودش را در ابتدا به شکل تغییر رنگ و یا حتی زخم نشان می ‌دهد که بهبود پیدا نمی‌ کند.

این سرطان یکی از سرطان ‌های بدخیم است. برای این که دچار این سرطان نشوید باید تلاش کنید که پوست بدن، صورت و لب‌هایتان را در برابر نور خورشید محافظت کنید.

پوشیدن کلاه‌های لبه ‌دار در این امر بسیار کمک ‌کننده است.

نکته دیگر این که مصرف نکردن سیگار و نوشابه‌های الکلی می‌ تواند از بسیاری از سرطان‌های دهان پیشگیری کند.

فراموش نکنید شایع ‌ترین محل تومورهای بدخیم دهان،قسمت لب‌ ها و به‌ ویژه لب تحتانی است. علتش هم این است که لب پایینی بیشتر در معرض تابش نور خورشید است.

ترک گوشه لب

اگر دندان مصنوعی داشته باشید که چندان برای دهان تان مناسب نباشد، حتما ترک ‌های گوشه‌ ی لب‌هایتان را تجربه کرده‌اید. ترک‌ های گوشه لب اغلب خیلی می ‌سوزند و شما را کلافه می‌ کنند.

ترک گوشه لب

بدتر از آن وقتی که غذاهای ترش و تند می ‌خورید و یا حتی نمک میل می‌ کنید، این زخم‌ها درد شدیدی را ایجاد می کنند.

برای این که از شر این ترک‌ها خلاص شوید باید نزد دندانپزشک بروید و از او بخواهید که دندان مصنوعی شما را اصلاح کند.

اغلب ارتفاع دندان‌های مصنوعی کوتاه است و موجب می‌ شود لب‌ها روی هم فشرده شوند.

اگر شما عادت دارید دایم گوشه لبتان را زبان بزنید، به علت مرطوب بودن دائمی این ناحیه، بعید نیست که دچار این دردسر شوید.

میوه‌های ترش مانند لیمو و پرتقال، لوازم آرایش غیراستاندارد و حتی کمبود ویتامین می‌ توانند موجب بروز این مشکل شوند که برای رفع آن باید مدتی مصرف این میوه‌ها را کنار بگذارید، لوازم آرایشی تان را عوض کنید و از مولتی‌ ویتامین‌ها استفاده نمایید.

دکتر شکوفه شجاعی

*مطالب مرتبط:

تبخال چیست؟

ملیسان برای درمان تبخال

استقبال از سرطان با رژ لب ها

سرب بر لب

از محصولات آرایشی مجوزدار استفاده كنید

خشکی پوست و درمان آن(1) و (2)

+ نوشته شده توسط در دوشنبه هجدهم آذر 1387 و ساعت 0:50 |

ضدسرفه هاى طبيعى

سرفه

از آنجا كه اغلب سرفه ها عامل ويروسى داشته و مصرف آنتى بيوتيك بر آنها بى تاثير است، پزشكان، ضدسرفه هاى شيميايى موجود در بازار را كه در قالب قرص، شربت و غيره وجود دارند تجويز كرده و به بيمار توصيه مى كنند تا پايان دوره ويروس تحمل كنند. حال آنكه اين ضدسرفه ها نه تنها تاثير طولانى مدت ندارند، بلكه بدون عواقب جانبى نيز نخواهند بود.

ولى شما مى توانيد با انجام توصيه هاى زير همان نتيجه را بدون ضرر دريافت كنيد. در ضمن اين تركيبات خانگى در روند كلى بهبود شما نيز نقش بسيارى دارند:

1- چاى زنجبيل بنوشيد.

زنجبيل به عنوان يك ضدالتهاب قوى گياهى از اهميت خاصى برخوردار است. بسيارى از مردم از چاى زنجبيل براى كاهش درد گلو ، التهاب سينه و سرفه استفاده مى كنند. البته زنجبيل تازه نيز چنين تاثيراتى را داراست.

سير

2- سير را خام يا پخته مصرف كنيد.

سير در واقع يك آنتى بيوتيك طبيعى اعجاب انگيز است كه در مبارزه با سرماخوردگى و عفونت هاى تنفسى معمولى بسيار قوى عمل مى كند. مصرف 2 تا 4 حبه سير خام يا پخته و يا حتى استفاده از دو كپسول سير در روز از جمله توصيه هاى اكيد متخصصين است.

3- سوپ مرغ را فراموش نكنيد.

همه ما به هنگام ابتلا به سرماخوردگى و سرفه از خوردن بعضى از مواد غذايى صرف نظر مى كنيم، ولى در علم جديد، چندان اثرى از پرهيز غذايي در اين گونه بيماري ها ديده نمى شود. جالب تر آنكه با توصيه هايى مواجه مى شويم كه پيش از اين به مضر بودن آنها معتقد بوده ايم؛ به عنوان مثال مصرف غذاهاى آبكى و گرم مانند سوپ مرغ، انواع آش ها و سوپ هاى ساده همواره در طول بيمارى سرماخوردگى ، سينه درد و سرفه از جمله تجويزهاى پزشكان بوده است، ولى امروزه افزودن ادويه جات تند مانند فلفل، پودر سير و يا خود سير و پودر كارى به اين غذاها نيز توصيه مي شود. متخصصين بر اين عقيده اند كه به هنگام سرفه هاى خلط دار اين گونه مواد اخلاط موجود در شش ها را كنده و سبب خروج آنها توسط سرفه مى شود. اين تركيب به واقع يك اكسپكتورانت طبيعى محسوب مى شود.

4- چاى بهترين مرهم سينه.

هنگامى كه صحبت از مصرف چاى به ميان مى آيد، منظور فقط چاي سياه يا سبز نيست، بلکه چاي ها يا دم كرده هاى گياهي موثر بر سرفه نيز مد نظرند.

لذا نوشيدن دم کرده ي گل بابونه، يا گل ختمى و يا حتى تركيب گل ختمى، زونا و شيرين براي بهبود سرفه توصيه مي شوند.

عسل

5- عسل اعجاز طبيعت.

اضافه كردن يك قاشق غذاخورى عسل به يك ليوان آب جوش و يا چاى داغ به همراه چند قطره آب ليمو ترش تازه از جمله تسكين دهنده بسيار موثر سرفه است. البته افزودن عسل به دم کرده ي بابونه نيز تاثير آن را دو چندان مى سازد.

به طور كلى عسل بافت هاى تحريك شده را آرام مى كند.

6- ضد باكترى هاى گياهى مصرف كنيد.

آويشن، زونا و سير همگى ضد باكتري بوده و مصرف آنها در درمان سرفه هاى باكتريايى نيز بسيار موثر است.

7- ژله دارهاى طبيعى.

در طبيعت گياهان بسيارى وجود دارند كه بخشى از آنها هنگامى كه در مجاورت آب قرار مى گيرد، از خود موادى ژله اى خارج مى كنند. اين مواد ژله اى براى رفع سرفه هاى خشك، مرهمى مفيد و موثر است. از جمله آنها به قدومه، به دانه (دانه ميوه به) و همچنين گل ختمى مى توان اشاره كرد. در صورتى كه به مصرف مواد ژله اى به اين طريق تمايل نداريد كافى است، چند عدد "به دانه" را در دهان خود بگذاريد و بمكيد. به اين ترتيب مواد ژله اى به دانه در اثر مجاورت با بزاق دهان خارج مي شوند.

فرني

8- نشاسته، نسخه اى قديمى.

تركيب نشاسته با آب جوش از جمله نسخه هاى قديمى براى تسكين سرفه هاى خشك و سينه درد است.

البته معمولاً براى مزه دار كردن اين تركيب به آن كمى شكر نيز اضافه مى كنند.

9- گل گاو زبان، ضد سرفه اى خلط آور.

بر خلاف نظر اغلب افراد كه گل گاو زبان گياهى آرام بخش و تسكين دهنده ناراحتى هاى عصبى مي دانند بايد خاطر نشان كرد كه اين خواص از جمله تاثيرات ثانوى اين گياه هستند و خاصيت اصلى آن ضدسرفه و خلط آور است.

لازم به ذكر است انجام تجويزهاى فوق تنها زمانى موثر واقع خواهند شد كه نكته هاى زير مورد توجه قرار گيرند:

1- سيگار نكشيد.

نه تنها ترك موقتى سيگار براى كاهش سرفه ضرورى است، بلكه دورى از افراد سيگارى در اين دوران از جمله ملزومات است.

شربت

2- از داروى ضدسرفه مناسب استفاده كنيد.

كاربرد داروى ضدسرفه در صورتى مجاز است كه سرفه از نوع خشك باشد، زيرا قطع سرفه هاى خلط دار سبب باقى ماندن اخلاط در راه هاى تنفسى شده و بيمارى را طولانى تر و شديدتر مى کنند.

لذا براى اين گونه سرفه ها بايد از داروهاى خلط آور استفاده کرد، ولى اگر سرفه هاى خلط آور مانع از خوابى راحت در شب مي شوند، مصرف داروهاي ضدسرفه لازم است.

 

3- از عوامل حساسيت زا دورى كنيد.

برخى از سرفه ها در اثر يک عامل حساسيت زا به وجود مي آيند و مادامى كه در معرض آن ماده قرار بگيريد، سرفه شما هم ادامه خواهد داشت.

4- تخليه ي بينى از ترشحات.

اين كار در طول بيمارى سرماخوردگى يكى از بهترين اقدامات ضدسرفه و حتى جلوگيرى از آن است، زيرا پيش از اينكه اين اخلاط وارد حلق و ديگر راه هاى تنفسي شوند و سرفه ايجاد كنند، تخليه مى شوند.

الهام اسمعيلى – روزنامه شرق

* مطالب مرتبط:

سرفه چيست؟

10 فرمان براي مبتلايان به گلودرد

درمان گلودرد

طعم تلخ زمستان در گلو

سرماخوردگى، بيمارى فصل

15روش مبارزه با سرماخوردگي

+ نوشته شده توسط در دوشنبه هجدهم آذر 1387 و ساعت 0:38 |
 اسرار وقوف در عرفات 
 پیامبران در سرزمین عرفات 
 منتخبی از دعای عرفه امام سجاد علیه السلام 
 دعای عرفه، سیر اندیشه در آفاق جهان 
 محتوای دعای روح بخش عرفه 
 عرفات؛ سرزمین اشک و دعا 
 دیدار با امام زمان(عج) در عرفات 
 راهها پیموده ام تا کوی تو 
 سیراب از باران عرفه 
اعمال شب و روز عرفه
 دعای حضرت عباس علیه السلام در روز عرفه (صوتی) 
 تدبیر در مضامین دعای عرفه مهمتر از قرائت آن است 
 حركت مسلم بن عقیل(ع) به سوی كوفه 
 مسلم بن عقیل؛ یار وفادار حسین علیه السلام 
 شهادت حضرت مسلم علیه السلام 
 در مدح و مصائب حضرت مسلم علیه السلام 
 نجوا با یار ( بخش هایی از دعای عرفه – صوتی ) 
 مراسم دعای عرفه در صحرای عرفات (تصویری) 
 نوای غم ( مرثیه سرایی شهادت حضرت مسلم علیه السلام ) 
 دعای عرفه (نرم افزار موبایل) 
  ویژه نامه عرفه ( استان زنجان )
 تصاویر ویژه 
 Screensaver 
+ نوشته شده توسط در یکشنبه هفدهم آذر 1387 و ساعت 23:0 |
 حج بيت اللہ 
 حَجة الاسلام اور نيابتى حج كے بارے ميں 
 نيابتى حج 
 حج و عمرہ كے اعمال كے بارے ميں 
 اعمال عمرہ كے بارے ميں 
 احرام 
 احرام 2 
 احرام 3 
 احرام 4 
 طواف اور نماز طواف كے بارے ميں 
 سعي 
 تقصير 
 اعمال حج كے بارے ميں 
 عرفات ميں وقوف كرنا 
 مشعرالحرام ( مزدلفہ) ميں وقوف كرنا 
 كنكرياں مارنا 
 قربانى كرنا 
 تقصير يا حلق 
 مكہ مكرمہ كے اعمال 
 منى ميں رات گزارنا 
 تين جمرات كو كنكرياں مارنا 
 حج کے متفرق مسائل 
 مکہ کي دلکش تصويريں 
 مکہ کي دلکش تصويريں 2 
 مکہ کي دلکش تصويريں 3 
 مکہ کي دلکش تصويريں 4
+ نوشته شده توسط در یکشنبه هفدهم آذر 1387 و ساعت 16:20 |
نمایش "کوراتت" مربوط به کدام یک از کارگردانان تئاتر می باشد و نویسنده ی نمایشنامه کیست؟
 

گزارشی از تئاترهای پرتماشاگر سال 86 در تهران

تئاتر

سالن‌های تئاتری پایتخت در سالی كه سپری شد، میزبان بیش از هفتاد نمایش شدند.

«تئاتر شهر» با احتساب تعطیلی چهار ماهه میزبان اجرای 20 نمایش بود كه از میان این نمایش‌ها، «پنجره فولاد» به كارگردانی سیدجواد هاشمی با داشتن 34 هزار و 83 تماشاگر پرمخاطب‌ترین نمایش سال جاری در این مجموعه‌ی تئاتری بوده است.

بهرام بیضایی هم با اجرای نمایش «‌افرا» در تالار وحدت كه امسال میزبان پنج نمایش بود، دومین كار پرتماشاگر سال جاری است.

هر چند پیگیری برای دریافت تعداد دقیق تماشاگران این نمایش بی‌نتیجه ماند، اما با احتساب ظرفیت تالار وحدت و با در نظر گرفتن پر شدن ظرفیت این تالار تا بالكن دوم نشان داد كه «‌افرا» در مدت 29 اجرای خود بیش از 23 هزار تماشاگر داشته است.

حمید سمندریان هم بعد از هشت سال غیبتش در تئاتر با اجرای دوباره « ملاقات بانوی سالخورده» تماشاگران بسیاری را روانه تالار اصلی تئاتر شهر كرد.

این نمایش پس از 32 اجرای خود در این تالار 579 نفره، 16 هزار و 948 تماشاگر را میزبانی كرد.

هادی مرزبان هم با اجرای نمایش «‌لبخند باشكوه آقای گیل» كه به مدت 32 شب میهمان تالار اصلی بود، 14 هزار و 275 تماشاگر را به این تالار فراخواند.

و در این میان نمایش‌هایی مانند«خانواده تت» ، «پینوكیو» و « مرغابی وحشی» دیگر نمایش‌های پرتماشاگر تئاتر شهر بوده‌اند كه در تالارهایی چون «چهارسو» ،

« قشقایی» و «سایه» كه ظرفیتی بین 100 تا 150 تماشاگر دارد بین سه هزار و پانصد تا چهار هزار و پانصد تماشاگر داشته‌اند.

تالار «سنگلج» نیز به دلیل تعمیرات چند ماهه خود تنها توانست 6 نمایش را میزبانی كند كه از این میان، بالاترین آمار تماشاگران را نمایش «‌رویاهای رام نشده» به كارگردانی سیاوش تهمورث از آن خود كرد.

این نمایش در مدت 30 اجرا توانست بیش از چهار هزار و 850 تماشاگر را روی صندلی‌های تالار سنگلج بنشاند.

در این میان تالارهای «مولوی» و «هنر» برنامه روتین خود را در سال 86 ادامه دادند.

تالار مولوی در طول سال جاری 30 نمایش را میزبانی كرد كه از این میان نمایش‌ها « یك سمفونی ناكوك»‌ به كارگردانی آتیلا پسیانی و «‌كوارتت» به كارگردانی امیررضا كوهستانی بیشترین تعداد تماشاگران را از آن خود كردند.

«یك سمفونی ناكوك» در مدت 24 اجرا چهار هزار و 666 تماشاگر را جذب تالار مولوی كرد. «‌كوآرتت» هم با یك اجرا كمتر، پذیرای چهار هزار و 170 تماشاگر شد. پس از این دو نمایش «آنتیگونه در نیویورك» به كارگردانی هما روستا با حدود سه هزار تماشاگر، دیگر نمایش پرتماشاگر این تالار بوده است.

اما تالار «هنر» شاهد اجرای 16 نمایش كودك و نوجوان بود كه در این میان نمایش‌های «مش مش قلی خان»، «یه مردی بود علی قلی» و «سارا و لوبیای سحر‌آمیز» به ترتیب با پنج هزار و 842 ، پنج هزار و 422 و پنج هزار و 142 تماشاگر پر مخاطب‌ترین نمایش‌های این تالار بودند. 

بنا بر این گزارش، اوایل سال جاری حسین پارسایی مدیر اداره كل هنرهای نمایشی در گفت‌وگویی با ایسنا اعلام كرد: از این پس تمام نمایش‌های سالن‌های زیر پوشش مركز هنرهای نمایشی از بلیت شرایطی برخوردار می‌شوند، به این صورت كه روابط عمومی مركزهنرهای نمایشی از طریق رایزنی با روابط عمومی دیگر ارگان‌ها و مراكز، تعدادی بلیت را با تخفیف‌های ویژه در اختیار آنان قرار دهد تا از این راه تماشاگران بیشتری جذب سالن‌های تئاتر شوند.

حسین پارسایی اعلام كرد: این طرح تمام تالارها را بدون در نظر گرفتن تعداد ظرفیت و همین طور تعریف سالن در بر می‌گیرد.

این در حالی بود كه همان زمان تعدادی از كارگردان‌های تئاتر كه نمایش‌هایشان بر صحنه بود، همچون مائده طهماسبی، هما روستا، علی‌اصغر دشتی و ... از اجرای این طرح اظهار بی‌اطلاعی كردند.

نمایش‌های «ملاقات بانوی سالخورده» و « افرا» كه در دو تالار اصلی و وحدت اجرا شده بودند، از بلیت‌های سفارشی استفاده نكردند و تنها دو اجرای ویژه برای خانه تئاتر و دانشجویان تئاتر داشتند.

گفتنی است: آمار تماشاگران كه در بالا ذكر شد، براساس بلیت‌های خریداری شده نیست. بلكه تعداد خام تماشاگران اعم از میهمان و آنهایی كه بلیت خریداری كرده‌اند شامل می‌شود و از سوی روابط عمومی‌های تالارهای مربوطه در اختیار ایسنا قرار گرفته است.

منبع : ایسنا

+ نوشته شده توسط در یکشنبه هفدهم آذر 1387 و ساعت 15:57 |
 يوم الترويه 
 يوم عرفه 
 عبقات... من نسيم عرفات 
 التوجه الحق 
 الشرف السامي 
 انفاس صاعده 
 اعمال يوم عرفه 
 عيد الاضحي المبارک 
 لماذا الاضحي 
 اتکيت الهدايا 
 البوم الصور 
 خلفيات شاشه 
+ نوشته شده توسط در یکشنبه هفدهم آذر 1387 و ساعت 15:55 |

Supplication or Dua Arafa

arafaat

The Spiritual Life: Prayer and Supplication

For the Muslim, the necessary personal concomitant of professing God"s Unity is devotion to Him. The outward dimension of this devotion is shaped by the Shari"ite injunctions concerning worship: the canonical prayer, whether mandatory or recommended, fasting, pilgrimage, almsgiving, etc. But the inward dimension of Muslim devotions is much more difficult to grasp. Unlike the outward dimension, it cannot be defined in so many sentences. It can only be perceived through studying the lives and spiritual radiance of holy men and saints. Some of the most intimate glimpses of the pious Muslim soul are to be found in supplications.


Types of Prayers in Islam:

Prayer in Islam can be divided into four basic forms: canonical prayer (salat), supplication (dua"), litany (wird) and invocation (dhikr). One can say that the first, especially in its mandatory form, corresponds to what is implied in Christianity by mass or holy communion. The second is equivalent to "personal prayer", or simply to what the Christian often understands by the term "prayer" as such. The mandatory canonical prayer must be performed at specific times every day and according to strictly defined rules, while the recommended form also follows the same strict pattern (standing, bowing, prostrating, sitting, etc.). But one may "supplicate" God at any time and in any circumstance, without any set pattern or formulae. Supplications are strictly voluntary and "free". As for litanies and invocations i.e., the recitation of Quranic formulae or one or more of the Names of God, like supplication these are voluntary, although they are not so "free" since they follow set patterns, and like the canonical prayer, must be in Arabic. Litanies may be performed by any pious Muslim, whereas invocations are recited almost exclusively by the Sufis.


arafaat

About Supplication or Dua Arafa :

The author of the first supplication is Imam Husayn, the Third Imam, who was martyred at Karbala and is probably the most important Imam in popular Shi"ite devotion. Certainly the days of mourning for him (in particular tasi`a and "ashura, the ninth and tenth of Muharram), are still the most solemn and carefully observed holidays in the Shi"ite calendar. Imam Husayn made his supplication one of the most famous in Shi"ite annals, one year during the pilgrimage to Mecca on the Day Of Arafah (the ninth of Dhu-l-hijjah), and it has been recited by pious Shi"ites ever since. On that day pilgrims pass the time at Mount Arafat occupying themselves with canonical prayer, reciting the Quran, litanies, invocations and supplications. The spirit of the day is well represented in the Imam"s prayer.


 

Click here to download Supplication of Arafa in English Translation and Arabic Text.

Click here to download Supplication of Arafa in Farsi  Translation and Arabic Text. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در یکشنبه هفدهم آذر 1387 و ساعت 15:52 |
از عمر بن الخطاب خلیفه مسلمین به یزدگرد سوم شاهنشاه پارس


xxیزدگرد، من آینده روشنی برای تو و ملت تو نمی بینم مگر اینکه پیشنهاد مرا بپذیری و با من بیعت کنی. تو سابقا بر نصف جهان حکم می راندی ولی اکنون که سپاهیان تو در خطوط مقدم شکست خورده اند و ملت تو در حال فروپاشی است. من به تو راهی را پیشنهاد می کنم تا جانت را نجات دهی.

شروع کن به پرستش خدای واحد، به یکتا پرستی، به عبادت خدای یکتا که همه چیزرا او آفریده. ما برای تو و برای تمام جهان پیام او را آورده ایم، او که خدای راستین است.

از پرستش آتش دست بردار و به ملت خود فرمان بده که آنها نیز از پرستش آتش که خطاست دست بکشند، بما بپیوند الله اکبر را پرستش کن که خدای راستین است و خالق جهان.

الله را عبادت کن و اسلام را بعنوان راه رستگاری بپذیر. به راه کفر آمیز خود پایان بده و اسلام بیاور و الله اکبر را منجی خود بدان.

با این کار زندگی خودت را نجات بده و صلح را برای پارسیان بدست آر. اگر بهترین انتخاب را می خواهی برای عجم ها ( لقبی که عربها به پارسیان می دادند به معني کودن و لال) انجام دهی با من بیعت کن.

الله اکبر
خلیفه مسلمین
عمربن الخطاب





و اینک پاسخ پادشاه ایران سزدگرد سوم به عمربن الخطاب

از شاه شاهان، شاه پارس، شاه سرزمینهای پرشمار، شاه آریایی ها و غیر آریایی ها، شاه پارسیان و نژادهای دیگر از جمله عربها، شاه فرمانروایی پارس، یزدگرد سوم ساسانی به عمربن الخطاب خلیفه تازیان ( لقبی که پارسیان به عربها می دهند به معنی سگ شکاری )

به نام اهورا مزدا آفریننده زندگی و خرد

تو در نامه ات نوشته ای می خواهی ما را به راه راست هدایت کنی، به راه خدای راستینت، الله اکبر، بدون اینکه هیچگونه آگاهی داشته باشی که ما که هستیم و چه را می پرستیم.

این بسیار شگفت انگیز است که تو لقب فرمانروای عربها را برای خودت غصب کرده ای آگاهی و دانش تو نسبت به امور دنیا به همان اندازه عربهای پست و مزخرف گو و سرگردان در بیابانهای عربستان و انسانهای عقب مانده بیابان گرد است.

مردک، تو به من پیشنهاد می کنی که خداوند یکتا را بپرستم در حالیکه نمی دانی هزاران سال است که ایرانیان خداوند یکتا را می پرستند و روزی پنج بار به درگاه او نماز می خوانند. هزاران سال است که در ایران، سرزمین فرهنگ و هنر این رویه زندگی روزمره ماست.

زمانیکه ما داشتیم مهربانی و کردار نیک را در جهان می پروراندیم و پرچم پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک را در دستهایمان به اهتزاز درمی آوردیم تو و پدران تو داشتند سوسمار میخوردند و دخترانتان را زنده بگور می کردید.

شما تازیان که دم از الله می زنید برای آفریده های خدا هیچ ارزشی قائل نیستید ، شما فرزندان خدا را گردن می زنید، اسرای جنگی را می کشید، به زنها تجاوز می کنید، دختران خود را زنده به گور می کنید، به کاروانها شبیخون می زنید، دسته دسته مردم را می کشید، زنان مردم را میدزدید و اموال آنها را سرقت می کنید. قلب شما از سنگ ساخته شده است. ما تمام این اعمال شیطانی را که شما انجام می دهید محکوم می کنیم. حال با اینهمه اعمال قبیح که انجام می دهید چگونه می خواهید به ما درس خداشناسی بدهید؟

تو بمن می گویی از پرستش آتش دست بردارم، ما ایرانیان عشق به خالق و قدرت خلقت او را در نور خورشید و گرمی آتش می بینیم. نور و گرمای خورشید و آتش ما را قادر می سازد که نور حقیقت را ببینیم و قلبهایمان برای نزدیکی به خالق و به همنوع گرم شود. این بما کمک می کند تا با همدیگر مهربانتر باشیم و این نور اهورایی را در اعماق قلبمان روشن می سازد.

خدای ما اهورا مزداست و این بسیار شگفت انگیز است که شما تازه او را کشف کرده اید و نام الله را بر روی آن گذارده اید. اما ما و شما در یک سطح و مرتبه نیستیم، ما به همنوع کمک می کنیم ، ما عشق را در میان آدمیان قسمت می کنیم، ما پندار نیک را در بین انسانها ترویج می کنیم، ما هزاران سال است که فرهنگ پيش رفته خود را با احترام به فرهنگ های دیگر بر روی زمین می گسترانیم ، در حالیکه شما به نام الله به سرزمینهای دیگر حمله می کنید، مردم را دسته دسته قتل عام می کنید، قحطی به ارمغان می آورید و ترس و تهی دستی به راه می اندازید، شما اعمال شیطانی را به نام الله انجام می دهید. چه کسی مسئول اینهمه فاجعه است؟

آیا الله به شما دستور داده قتل کنید، غارت کنید و ویران کنید؟

یا اینکه پیروان الله به نام او این کارها را انجام می دهند؟ و یا هردو؟

شما می خواهید عشق به خدا را با نظامی گری و قدرت شمشیر هایتان به مردم یاد بدهید. شما بیابان گردهای وحشی می خواهید به ملت متمدنی مثل ما درس خداشناسی بدهید. ما هزاران سال فرهنگ و تمدن در پشت سر خود داریم، تو بجز نظامی گری، وحشی گری، قتل و جنایت چه چیزی را به ارتش عربها یاد داده ای؟ چه دانش و علمی را به مسلمانان یاد داده ای که حالا اصرار داری به غیر مسلمانان نیز یاد بدهی؟ چه دانش و فرهنگی را از الله ات آموخته ای که اکنون می خواهی به زور به دیگران هم بیاموزی؟

افسوس و ای افسوس ... که ارتش پارسیان ما از ارتش شما شکست خورد و حالا مردم ما مجبورند همان خدای خودشان را این بار با نام الله پرستش کنند و همان پنج بار نماز را بخوانند ولی اینکار با زور شمشیر باید عربی نماز بخوانند چون گویا الله شما فقط عربی می فهمد.

من پیشنهاد می کنم که تو و همدستانت به همان بیابانهایی که سابقا عادت داشتید در آن زندگی کنید برگردید. آنها را برگردان به همان جایی که عادت داشتید جلوی آفتاب از گرما بسوزند، به همان زندگی قبیله ای ، به همان سوسمار خوردن ها و شیر شتر نوشیدنها.

من تو را نهی نمی کنم از اینکه این دسته های دزد را ( ارتش تازیان) در سرزمین آباد ما رها کنی ، در شهر های متمدن ما و در میان ملت پاکیزه ما.

این چهار پایان سنگدل را آزاد مگذار تا مردم ما را قتل عام کنند، زنان و فرزندان ما را بربایند، به زنهای ما تجاوز کنند و دخترانمان را به کنیزی به مکه بفرستند. نگذار این جنایات را به نام الله انجام دهند، به این کارهای جنایتکارانه پایان بده.

آریایها بخشنده، خونگرم و مهمان نوازند، انسانهای پاک به هر کجا که بروند تخم دوستی، عشق ، آگاهی و حقیقت را خواهند کاشت بنابراین آنها تو و مردم تو را بخاطر این کارهای جنایتکارانه مجازات نخواهند کرد.

من از تو می خواهم که با الله اکبرت در همان بیابانهای عربستان بمانی و به شهرهای آباد و متمدن ما نزدیک نشوی ، بخاطر عقاید ترسناکت و بخاطر خوی وحشی گریت.

یزدگرد سوم ساسانی

منبع:http://tooz.blogfa.com/

+ نوشته شده توسط در شنبه شانزدهم آذر 1387 و ساعت 15:6 |
با توجه به مقاله ی نسل امروز، نسل دیروز پیران هنرمند چه کسانی هستند؟

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در شنبه شانزدهم آذر 1387 و ساعت 14:54 |
وجه تسمیه امام پنجم به لقب »باقر» چیست؟

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در شنبه شانزدهم آذر 1387 و ساعت 14:48 |
+ نوشته شده توسط در جمعه پانزدهم آذر 1387 و ساعت 23:39 |
+ نوشته شده توسط در جمعه پانزدهم آذر 1387 و ساعت 23:38 |
+ نوشته شده توسط در جمعه پانزدهم آذر 1387 و ساعت 23:37 |