تبليغاتX
رابطه پنهانی

گفتم که از فراقت عمریست بی قرارم

گفت از فراق یاران من نیز بی قرارم

گفتم به جز شما من فریادرس ندارم

گفتا به غیر شیعه من نیز کس ندارم

گفتم که یاورانت مظلوم هر دیارند

گفتا مرا ببینند مظلوم روزگارم

گفتم که شیعیانت در رنج و در عذابند

گفتا به حال ایشان هر لحظه اشکبارم

گفتم که شیعیانت جمعند به یاری تو

گفتا که من شب و روز در انتظار یارم

گفتم که چشم شیعه گریان بود به راهت

گفتا که من همیشه بر دیده اشک دارم

گفتم که دشمن تو در فکر محو شیعه ست

گفتا به حال شیعه هر لحظه پاسدارم

گفتم به شیعیانت آیا پیام داری؟

گفتا که گفته ام من هر دم در انتظارم

گفتم که ای امامم از ما چرا نهانی؟

گفتا به چشم محرم همواره آشکارم

 http://montazerat-hastam.blogfa.com/

 

+ نوشته شده توسط در دوشنبه سی ام دی 1387 و ساعت 22:55 |
این حدیث از کیست؟ روزه دار روزه اش به درد نمی خورد اگر زبان و گوش و چشم و اعضایش را از گناه نگه ندارد

روزه‌ای كه به درد نمی‌خورد!!

رمضان

 

عن فاطمه الزهرا سلام الله علیها

     مَا یَصنَعُ الصَائِمُ بصِیامِهِ اِذا لَم یَصِن لِسانَهُ وَ سَمعَهُ وَ بَصَرَهُ وَ جَوارِحَهُ.

 

حضرت زهرا علیها السلام فرمود:

     روزه‏دارى كه زبان و گوش و چشم و جوارح خود را حفظ نكرده، روزه‏اش به چه كارش خواهد آمد.

بحار، ج 93 ص 295

 

+ نوشته شده توسط در دوشنبه سی ام دی 1387 و ساعت 9:53 |
کدام گزینه کاشف ابرنواختری بوده است که سحابی خرچنگ را بوجود آورد؟
 

 

تاریخچه سحابی خرچنگ:

M1 معروفترین بازمانده ابرنواختری است. ابرنواختری که باعث ایجاد این سحابی شد، در ۴ ژولای ۱۰۵۴ میلادی توسط منجمان چینی رصد گردید. در آن زمان احتمالاً درخشندگی اش به ماه کامل رسیده بود. این ابر نواختر تا ۲۳ روز در نور روز هم قابل مشاهده بود. در سال ۱۷۳۷ این سحابی توسط John Bevis کشف شد. پس از او در سال ۱۷۵۷ مسیه به طور

مستقل آن را کشف کرد. او ابتدا فکر کرد که یک دنباله دار دیده است . اما متوجه شد که این توده مه آلود دارای حرکت ظاهری نیست و آن را به عنوان اولین جرم در فهرست خود وارد کرد. در قرن بعد، این سحابی با ابزارهای دقیقتری رصد شد و به دلیل شکل ظاهری اش سحابی خرچنگ نام گرفت. در واقع M1 قطری در حدود ۱۰ سال نوری دارد و شامل مواد پرتاب شده از انفجار ابرنواختری است که همچنان با سرعت Km/Sec ۱۸۰۰ در حال گسترش می باشد.

سحابی خرچنگ

سحابی دارای تابش قوی است که ناشی از شتاب گرفتن الکترونها در میدان مغناطیسی قوی آن می باشد. در سال  ۱۸۴۸سحابی خرچنگ به عنوان منبع قوی رادیویی شناخته شد . سپس در سال ۱۹۶۴ با کمک راکت های بلند پرواز ، پرتوهای X قوی از آن آشکار گردید. تابش انرژی پرتوهای X گسیل شده از آن حدود ۱۰۰ برابر قوی تر از تابش آن در محدوده مرئی است . در سال ۱۹۶۸ وجود یک منبع رادیویی تپنده در این سحابی موسوم به NP 0532 تأیید شد. در واقع این تپها ناشی از ستاره نوترونی مرکز سحابی بود. این ستاره نوترونی در هر ثانیه 30بار به دور خود می چرخد و در هر بار چرخش خود یک تپ را به سوی زمین ارسال می کند. امروزه می دانیم که این جسم با جرمی بیش از خورشید قطری در حدود فقط ۳۰km دارد! این مثل این می ماند که تمام جرم زمین را درون یک توپ پینگ پنگ فشرده کنند! ببینید چه چگالی عظیمی پیدا می کند! این اجسام ( تپ اخترها) دوره چرخش بسیار منظمی دارند.

 

صورت فلکی ثور

این سحابی در صورت فلکی ثور قرار دارد. صورت فلکی ثور یکی از مشخص ترین، چشمگیرترین و زیباترین صورتهای فلکی آسمان است. این صورت در زمان بابلیها هم شناخته شده بود. می گویند ثور (گاو یا گاومیش) به خواهش«ایشتار» الهه

تاوروس

عشق بابل، به آسمان صعود کرد، تا قهرمان افسانه ای گیلگش را که به ندای عشق او پاسخ نداده بود ، نابود سازد. مصریان باستان در این صورت فلکی ، گاو مقدس « آپیس» را می دیدند، که در آغاز سال صفحه خورشید را میان شاخهایش می گرفت و آن را به بالاترین وضعیتش درآسمان بلند می کرد: وضعیتی که خورشید در تابستان به خود می گیرد. می گویند زمانی نیرومند ترین خدای یونانیان، زئوس، خود را به صورت گاوی در آورده و دختر پادشاه را که « اروپا»نام داشت و قاره اروپا نامش را مدیون اوست به جزیره كرت ربوده بود. اروپا از زئوس صاحب پسری بنام مینوس شد، که تمدن وفرهنگ مینویی دراین جزیزه زیبای دریای مدیترانه امروزه هنوز هم به یاداو، به همین نام خوانده می شود . هنگامی که مینوس بزرگ شد به پادشاهی رسید. در کنار قصر او بنایی که «لابیرینت» نامیده می شد قرار داشت، ساختمانی  با  راهروهای  پیچ  در پیچ گیج کننده فراوان. در این  بنا هیولای ترسناکی بنام « مینوتاروس » می زیست. اغلب این هیولا در نقش انسانی با سر گاومیش نشان داده می شود. این هیولا از گوشت انسانها تغذیه می کرد و بالاخره به دست قهرمان افسانه ای بزرگ یونان« تزوس» به قتل رسید. «تزوس» پس از کشتن هیولا به کمک گلوله نخ باز شده ای که «آریادنه» دختر پادشاه به او داده بود از راهروهای پیچ در پیچ لابیرینت خارج شد.

موقعیت سحابی خرچنگ در صورت فلکی ثور

صورت فلکی  ثور تمام این افسانه ها را به خاطر انسان می آورد، صورتی که سر V شکل آن در پاییز و زمستان به راحتی قابل تشخیص است. ستاره اصلی قرمز رنگ این صورت فلکی  « الدبران» است. این ستاره از ما خیلی دور است (70 سال نوری) و 130 بار نورانی تر از خورشید است. ستارگانی که شکل V را در صورت فلکی  ثور می سازند،«هفت اختران» نیز گفته می شوند.

ثور دومین ماه از فصل بهار در تقویم رسمی افغانستان و تقویم برجی ایران است که بعد از اتمام ماه حمل شروع می‌شود.  این ماه معادل اردیبشهت است. امروزه در تقویم های رسمی این ماه همواره ?? روز دارد. البته در قرون اخیر، خورشید در ماه فروردین وارد این صورت فلکی می شود، نه در اردیبهشت.

 

شارل مسیه و کشف سحابی خرچنگ

شارل مسیه ستاره شناسی فرانسوی بود که در 26 ژوئن 1730 به دنیا آمد. او از کودکی علاقه زیادی به آسمان داشت و خود را به جایی رساند که در رصدخانه مارین پاریس مشغول به کار شد. علاقه زیاد وی به دنباله دارها او را به سوی رصد

شارل مسیه

اجرام اعماق آسمان کشاند. او در راه کشف دنباله دارها برای اولین بار دنباله دار هالی را کشف کرد، اما به دلیل دیر رساند خبر کشف آن به رصدخانه مرکزی پاریس افتخار کشف آن به نام ادموند هالی تغییر یافت.

مسیه در 28 اوت 1758 به طور اتفاقی متوجه گوی مه آلودی در آسمان می شود. این گوی برعکس دیگر اجرامی که او دیده بود جا به جا نمی شد. او با دیدین اجرام دیگری به مانند این تصمیم گرفت که لیستی از آنها تهیه کند که به آن امروزه اجرام مسیه می گویند. اولین جرم آسمانی او  M1 نام گرفت که همان سحابی خرچنگ است.، که امروزه می دانیم یک بازمانده انفجار ابرنواختری است. مسیه در سال ۱۷۶۵ فهرستی از ۴۱ جرم غیرستاره‌ای را منتشر کرد که از این تعداد ۱۷ یا ۱۸ تای آن را خودش کشف کرده بود و بقیه را ستاره‌شناسانی دیگر کشف کرده بودند.

 

مشخصات

سحابی خرچنگ

1. قدر ظاهری:8.4

2. اندازه:یک مستطیل 4*6 دقیقه مربع

3. نوع:سحابی بامانده ابرنواختری

4. صورت فلکی:ثور(گاو)

5. بعد:  ۰۵:۳۴

6. میل :  ۲۲:۰۱

7. (kly) فاصله ۶/۳

 

تألیف:

اکبر نعمتی

 

تصحیح و افزوده ها:

ا.م.گمینی

 

به نقل از:

http://www.persianstar.com/

+ نوشته شده توسط در یکشنبه بیست و نهم دی 1387 و ساعت 12:56 |

بسم الله الرحمن الرحيم

 رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ

(راسخان در علم مى‏گويند:) پروردگارا! پس از آن كه ما را هدايت كردى، دلهاى مارا به باطل مايل مگردان و از سوى خود مارا رحمتى ببخش. به راستى كه تو خود بسيار بخشنده‏اى. آل عمران8

+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و هشتم دی 1387 و ساعت 23:26 |
منشاء نیروی بالابرنده در حرکت هواپیما چیست؟

هواپیما اغلب هواپیماهایی كه در آسمان پرواز می كنند بال هایی دارند كه آنها را در هوا نگاه می دارد. هنگامی كه بال ها هوا را به سرعت می شكافند، یك نیروی رو به بالای قوی ایجاد می گردد كه به آن "بالابر" می گویند. این نیرو وزن هواپیما را تحمل می كند، و آن را در هوا نگاه می دارد. وقتی هواپیما سریع تر در هوا حركت می كند بال ها نیروی بالابر قوی تری ایجاد می كنند. هواپیماها كه با سرعت كم حركت می كنند (مثل گلایدرها) بال های بلندی دارند و این باعث می شود نیروی بالابر مناسب (حتی در سرعت كم) وجود داشته باشد. در مدل سازی زیر اجراء كنترلی پرواز گلایدر را ملاحظه می كنید. با موشواره بر روی اسامی بروید. در زیر با این اصطلاحات آشنا می شوید. جت های تند رو بال های رو به عقبی دارند كه به راحتی هوا را می شكافد. این بال ها در سرعت كم نیروی بالابر كمی تولید می كنند، با این حال بال آنها در حین فرود و بلند شدن باز می شود و در نتیجه نیروی بالابر بیشتری ایجاد می كنند. اولین پرواز اولین پرواز انسان (كه ثبت شده) در سال ١٧٨٣ به وسیله بالن بود، اما احتمالاً قبل از آن مردم با بادبادك پرواز می كرده اند. اولین هواپیمای بال دار توسط مخترع انگلیسی، جرج كیلی (١٨٥٧-١٧٧٣)، ساخته شد، و در سال ١٨٥٣پرواز كرد. پس از وی، طراحی گلایدر ها توسط دیگران پیشرفت كرد كه از آن میان می توان به برادران رایت (ویلبر رایت (١٩١٢-١٨٦٧) و اولیور رایت (١٩٤٨-١٨٧١) اشاره نمود. مهمترین موفقیت آنها ساخت موتور سبك بود كه می توانست گلایدر را حمل كند. در اولین هواپیما، كه "فلایر" نام داشت، اولیور اولین پرواز موفقیت آمیزش را در سال ١٩٠٣ به انجام رسانید. طول پرواز وی فقط ٣٧ متر بود! مقطع آیرودینامیكی بال یك مقطع آیرودینامیكی است، یعنی یك شكل خاص دارد كه آن را قادر می سازد تا پرواز كند. قسمت بالایی منحنی و قسمت زیرین صاف (یا تقریباً صاف) است، بنابراین قسمت رویی بال بلندتر از قسمت زیرین آن می باشد. هنگامی كه بال هوا را می شكافد، هوا به دو قسمت تقسیم می شود، مقداری از رو و مقداری از زیر بال عبور می كند. از آنجا كه وقتی هوا سریع و سریع تر حركت می كند فشارش كاهش می یابد، بنابراین فشار هوا در زیر بال بیشتر از فشار هوای (در حال حركت سریع) روی بال است، و در نتیجه یك نیرویی رو به بال به بال وارد می شود. با مختصری افزایش زاویه بال، نیروی بالابر افزایش می یابد، اما افزایش بیشتر زاویه بال، حركت یكنواخت هوا از روی بال را دچار اختلال می كند و بادهای چرخشی را بوجود می آورد. در نتیجه هوا با سرعت كمتری حركت می كند و اختلاف فشار كاهش می یابد. نیروی بالابر از بین می رود و هواپیما دچار واماندگی شده و سقوط می كند. به طور ساده، شكل زیر چنین شرایطی را نشان می هد. پرواز بال یك بال كاغذی بسازید و ببینید چگونه جریان هوا باعث می شود تا اختلاف فشاری بر روی بال ایجاد گردد و آن را بلند نماید. هرچه حركت هوا سریع تر باشد نیروی بالابر بیشتری بدست می آید. توصیه می شود برای این فعالیت پژوهشی اولیاء محترم نیز كمك كنند. آنچه شما نیاز دارد: كاغذ سفت به ابعاد ١٥*٣٠ سانتیمتر، كاتر، چاقو، قیچی، دو نی نوشابه، دو میله بافتنی، سشوار، خمیر مجسمه سازی، چسب نواری، یك تكه مقوا به پهنای ١٥ سانتیمتر، خط كش ١- كاغذ را از عرض (به فاصله ١.٥ سانتیمتر از وسط) تا كنید. سوراخ های به فاصله ٨ سانتیمتر از یكدیگر، و به فاصله ٥ سانتیمتر از لبه ی تا شده ایجاد كنید. ٢- با نوار چسب دو انتهای كاغذ را به یكدیگر بچسبانید تا یك بال با سطح خمیده در بالا پدید آید. دو تكه نی كوتاه از سوراخ ها عبور دهید. ٣- دو شكاف به فاصله ٨ سانتیمتر در طول نی بوجود آورید. میله بافتنی را از آنها عبور دهید تا انتهای میله بافتنی به نی برسد. ٤- میله بال عبور دهید (ابتدا از طرفی كه انحناء دارد) و آنها را به فاصله ٨ سانتیمتر در تكه ای خمیر مجسمه سازی قرار دهید. ٥- با دمیدن هوا روی بال، آن را به پرواز در آورید. مراقب باشید با دمیدن باد به زیر بال، آن را هل ندهید. بال وامانده نشان دهید بادی كه روی بال می وزد باعث پرواز آن می شود. برای این منظور به كمك مقوا مانع وزش باد بر روی بال شوید، در این شرایط بال سقوط می كند. اگر این اتفاق روی نداد سعی كنید باد را به زیر بال بدمید.

+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و هشتم دی 1387 و ساعت 10:50 |

مولایم:

امروز خیلی دلتنگم...نمی دانم این دل تنها بهانه ی که رامی گیرد. وقتی کوچک بودم هرگاه که دلتنگ می شدم مادرم دستم را می گرفت و با هم به پارک می رفتیم کمی که بازی می کردم دیگر از آن همه دلتنگی که دل کوچکم را سخت در بر گرفته بود خبری نبود.

اما حالا که بزرگ شده ام وقتی دلتنگ می شوم، هیچکس و هیچ چیز نمی تواند آرامم کند...خیلی سخت است که آدم نتواند به کسی راز دلش را بگوید اما مولایم شما که از آشکار و نهان این دل تنها باخبرید ، شما که می دانید این دل چرا بهانه می گیرد، پس چرا........... پس چرا آرامش نمی کنید؟ چرا به فریاد تنهاییش نمی رسید؟ مگر این دل چقدر تاب و توان دارد؟ چقدر می تواند صبوری کند؟

مولایم:

دیر زمانی است که دیگر دلم آرام و قرار ندارد. نمی دانید غروب های جمعه وقتی از وصال محبوب نا امید می شود چه غوغایی به پا می کند در این زندان تنهایی من. چگونه آرامش کنم؟ وعده ی کدامین جمعه را به او بدهم؟ کدامین روز را روز لقای یار بنامم برایش تا که اندکی آرام بگیرد؟

با اینکه سخت است اما من و این دل پر درد منتظر می مانیم تا که یک روز ابرهای آسمان انتظار کنار رود و خورشید منتظران روی همچون ماه خویش را به جهانیان نمایان کند

 

http://montazerat-hastam.blogfa.com/

+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و هفتم دی 1387 و ساعت 16:44 |

زمین در این مویه های گداخته،دوری تو را بغض کرده

این پیله های انجماد را که قرنهاست بدور باور خویش تنیده جز تو کسی نمی تواند بشکند.

سنگ فرشهای سرخ نیز فریاد این المرتجا سر داده اند ما روزهای بی تو را ثانیه به ثانیه تبخیر می شویم

نیلگون ترین تبسم آسمان ،ما زیر پوست لب هایمان شعر یوسف می خوانیم .

اللهم عجل لولیک الفرج

http://mirac87.parsiblog.com
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و ششم دی 1387 و ساعت 23:17 |
با توجه به دعای 35 صحیفه سجادیه (در مقام رضا و خشنودی به داده های الهی هنگامی که به دنیا داران می نگریست) امام سجاد علیه السلام برترین شکر و سپاسگذاری را بر کدامین نعمت ها و در چه هنگام شایسته می داند؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و ششم دی 1387 و ساعت 9:12 |
کدامیک از مکتبها و مذاهب زیر در شکل گیری تصوف اسلامی تاثیر نداشته اند؟

ریشه ها ، شاخه ها و میوه های تصوف

درخت

این مقاله معرفی مختصر تصوف به قصد واضح کردن گرایشات فکری بزرگانی چون جلال الدین محمد بلخی است که در آن از منابع مورد تایید ادبای فارسی سود برده ایم . منبع اصلی سخنان ما کتاب " در جستجوی تصوف " اثر بدیع استاد زرین کوب است.

 ریشه ها

ریشه های تصوف را در دو حوزه متفاوت بررسی کرده اند . حوزه اسلامی که جدید تر است و حوزه غیر اسلامی که سابقه ای بسیار کهن دارد .

 

ریشه اسلامی :

 آنچه از اسلام در تصوف است از "زهد " آغاز شد اما کسانی مثل ابو هاشم  صوفی کوفی که او را اولین صوفی می دانند و در سال 160 هجری وفات یافته چندان تشابهی به صوفیان متاخرمانند  مولوی قرن هفت و یا حتی خرقانی و ابو سعید ابوالخیر در  قرون چهار و پنج ندارد . در حقیقت تصوفی که اسلام در پی ریزی آن پر رنگ تر بود تنها شامل زهدی قوی و ترک دنیا بود .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و ششم دی 1387 و ساعت 8:59 |
کدامیک از گزینه های زیر در وصیت نامه نوبل وجود نداشت و بعدها به عنوان جایزه در نظر گرفته شد؟

[ویرایش] وصیت نوبل

آلفرد نوبل

پایه‌گذاری جوایز نوبل در پی وصیت آلفرد نوبل شیمیدان، صاحب صنعت سوئدی و مخترع دینامیت صورت گرفت. آلفرد نوبل در طول حیاتش چندین وصیت‌نامه نوشت. آخرین وصیت‌نامه وی در ۲۷ نوامبر سال ۱۸۹۵ اندکی بیش از یکسال قبل از مرگش نوشته شد. او در ۲۷ نوامبر سال ۱۸۹۵ وصیت‌نامه مذکور را در باشگاه سوئد-نروژ پاریس امضا کرد. اختراع نوبل مستقیما در ساخت مواد منفجره مورد استفاده قرار گرفت و او از استفاده نظامی از اختراعش به شدت ناراحت بود. گفته می‌شود درآن زمان، یک روزنامه فرانسوی به مناسبت مرگ لودویگ برادر نوبل، به اشتباه یک اعلامیه‌های درگذشت کودکان را به چاپ رساند و در آن آلفرد نوبل را «سوداگر مرگ» لقب داد؛ نوبل با خواندن این مطلب تصمیم گرفت که آخرین وصیت‌نامه خود را بنویسید. بر اساس این وصیت‌نامه، نوبل ۹۶ درصد از ثروت خود را به پایه‌گذاری مراسم اهدای پنج جایزه اختصاص داد:

کلیه دارایی‌های نقدشدنی اینجانب باید صرف امور زیر شود:

این سرمایه باید توسط مجریان وصیتنامه اینجانب، برای خرید اوراق بهادار مطمئن سرمایه‌گذاری شود تا از سود آن هر ساله به افرادی که در سالهای آینده به حال بشریت بهترین بهره‌ها را به ارمغان می‌آورند جوایزی اعطا شود. سود حاصل از سرمایه مذکور باید به پنج قسمت مساوی تقسیم شده و به پنج مورد زیر اختصاص یابد: یک قسمت به شخصی که به مهمترین کشف یا اختراع در زمینه فیزیک دست زده باشد؛ یک قسمت به شخصی که به مهمترین کشف یا پیشرفت در زمینه شیمی دست زده باشد؛ یک قسمت به شخصی که به مهمترین کشف در زمینه فیزیولوژی یا پزشکی دست زده باشد؛ یک قسمت به " شخصی که در عرصه ادبیات بارزترین اثر را با گرایشی ایده‌آلیستی خلق کرده باشد؛ و یک قسمت به شخصی که برای ایجاد برادری در میان ملت‌ها و انحلال یا کاهش نیروهای نظامی یا برگزاری یا حمایت از همایش‌های صلح‌طلبانه بزرگترین و بهترین کار را انجام می‌دهد.

جوایز فیزیک و شیمی باید توسط آکادمی علوم سوئد؛ جوایز فیزیولوژی و پزشکی توسط موسسه کارولین در استوکهلم؛ جوایز ادبیات توسط آکادمی استوکهلم و جوایز قهرمانان صلح توسط کمیته‌ای که توسط استورتینگ انتخاب شده اهدا شوند. خواسته آشکار من اینست که در اهدای این جوایز، ملیت شخص مورد توجه قرار نگیرد تا صرفنظر از آنکه او اهل اسکاندیناوی است یا نه، شایسته‌ترین فرد این جایزه را دریافت کند.

معروف است که نوبل بعلت خصومتی که با یک دانشمند ریاضی داشت جایزه ریاضی تعیین نکرد. اگرچه وصیت‌نامه نوبل بنیانگذار این جوایز بود، اما طرح او کامل نبود وبه دلیل پاره‌ای موانع ۵ سال طول کشید تا بنیاد نوبل تاسیس شود در ۱۰ دسامبر سال ۱۹۰۱ اولین جوایز نوبل اهدا گردند. [۱]

روند پیشنهاد نامزد و انتخاب برنده

در مقایسه با سایر جوایز، روند پیشنهاد نامزد و انتخاب برنده جوایز نوبل طولانی و موشکافانه‌است. به همین دلیل است که در گذر سالها، جوایز نوبل به مهمترین و پروجهه‌ترین جوایز در نوع خود تبدیل شده‌اند. فرم‌هایی که به منزله دعوتنامه‌های شخصی و اختصاصی است، به ۳۰۰۰ شخص منتخب ارسال می‌شوند تا از آنها برای اعلام نامزدی دعوت به عمل آید. به عنوان مثال بنیاد نوبل اعلام کرده‌است که در مورد جایزه صلح ممکن است افراد زیر نامزد شوند:

  • اعضای مجامع ملی و دولت‌های کشورها
  • اعضای دادگاههای بین‌المللی
  • رؤسای دانشگاهها
  • اساتید علوم اجتماعی، تاریخ، فلسفه، حقوق و الهیات
  • رؤسای موسسات تحقیقات صلح و موسسات سیاست خارجی
  • افرادی که جایزه صلح نوبل را دریافت کرده‌اند
  • اعضای هیات مدیره سازمان‌هایی که جایزه صلح نوبل دریافت کرده‌اند
  • اعضای فعال یا اعضای سابقکمیته نوبل نروژ
  • مشاورانی که سابقا توسط کمیته نوبل نروژ منصوب شده‌اند

برای جوایز دیگر نیز، این شرایط حکمفرما هستند

مهلت دقیق اعلام نامزدی ۳۱ ژانویه است. [۲] اعلام نامزدی توسط خود شخص از درجه اعتبار ساقط است. همچنین افرادی که در قید حیات هستند میوانند نامزد دریافت این جایزه شوند. بر خلاف بسیاری جوایز دیگر، نامزدهای دریافت جایزه نوبل بطور علنی معرفی نمی‌شوند و هرگز به آنها اعلام نمی‌شود که آنها برای دریافت جایزه مورد نظر هستند. موارد ثبت شده به مدت پنجاه سال مهروموم می‌شوند.

پس از اتمام مهلت اعلام نامزدی، یک کمیته موارد نامزدی را جمع‌آوری می‌کند تا به فهرست اولیه‌ای که از ۲۰۰ نامزد تشکیل شده برسد. این فهرست برای کارشناسان منتخب در حوزه کار هر یک از نامزدها ارسال می‌شود تا اینکه فهرست مذکور به ۱۵ نامزد نهایی محدود شود. پس از آن گزارشی را به انضمام نظرات مربوطه تهیه می‌کند و آنرا به آکادمی یا بر حسب زمینه جایزه به دیگر نهاد مربوطه می‌فرستد. برای روشنتر شدن اینکه این موسسات در چه حد و اندازه‌ای هستند، مجمع جایزه پزشکی را مثال می‌زنیم که ۵۰ عضو دارد. اعضای موسسه تشکیل جلسه می‌دهند و برای انتخاب برنده(ها) جایزه رای‌گیری می‌کنند. روند انتخاب برنده نهایی در بین زمینه‌های مختلف اندکی با هم متفاوت است. به عنوان مثال در ادبیات به ندرت به بیش از یک نفر جایزه اهدا می‌شود اما سایر جایزه‌ها معمولا برای چند نام در نظر گرفته می‌شوند.

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87_%D9%86%D9%88%D8%A8%D9%84
منبع:

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 و ساعت 10:15 |
مصرف کدام مکمل توسط مادر از سه ماه قبل از بارداری و اوایل آن، می تواند از بروز اختلالات عصبی در جنین جلوگیری کند؟

دانستنی های مفید در بارداری

خانم باردار

کافئین

کافئین می تواند از جفت رد شده و بر روی قلب و تنفس جنین اثر بگذارد. بعضی تحقیقات نشان داده که نوشیدن بیش از حد مواد کافئین دار(مثل قهوه و نوشابه سیاه) می تواند باعث سقط جنین و تولد نوزاد کم وزن شود. اما برخی دیگر این نظریه را رد کرده اند.

به همین دلیل پیشنهاد می شود که در سه ماهه اول بارداری، مقدار مصرف کافئین را کم کنید و در سه ماه دوم و سوم بارداری، بیشتر از 2 لیوان نوشیدنی های کافئین دار مصرف نکنید.

چای گیاهی

گرچه چای گیاهی آرامش بخش است، اما بهتر است از پزشک خود راجع به مقدار مصرف آن بپرسید. یافته های کمی وجود دارد، مبنی بر این که چای گیاهی بر روی رشد جنین اثر دارد.

روغن ها و شیرینی ها

متاسفم که نمی توانید از این گروه مصرف کنید! اما می توانید به مقدار خیلی کم از این گروه پر خطر استفاده کنید.

فولات و اسید فولیک

فولات، یکی از ویتامین های گروه B می باشد که برای جلوگیری از نقص لوله عصبی و ناهنجاری های مغز و نخاع استفاده می شود. کمبود فولات باعث زودتر به دنیا آمدن نوزاد، کاهش وزن شدید و رشد نکردن نوزاد تازه متولد شده، می گردد.

منابع غذایی فولات عبارتند از:

غلات، لوبیا چیتی، لوبیا سفید، مارچوبه، اسفناج، بروکلی، بامیه، کلم بروکسل، جو، گوشت گاو، گوشت بره، مرغ، ماهی تن، سبوس، مخمر آبجو(ماء الشعیر)، پنیر، خرما، سبزیجات برگ سبز، حبوبات، شیر، قارچ، پرتقال.

غذا

مقدار مصرف

مقدار فولیک اسید

غلات

سه چهارم لیوان

400 میکروگرم

گوشت

 80 گرم جگر 

 185 میکروگرم

اسفناج

نصف لیوان پخته شده

100 میکروگرم

لوبیا

نصف لیوان پخته شده

90 میکروگرم

پرتقال

1 عدد

30 میکروگرم

آهن

بدن برای ساخت هموگلوبین به آهن نیاز دارد. هموگلوبین، یکی از پروتئین های موجود در سلول های قرمز خون می باشد که وظیفه حمل اکسیژن را برعهده دارد. در بارداری به علت تغییرات بدن مادر، احتیاج به خون دو برابر می شود. بنابراین باید مقدار کافی آهن در بدن مادر موجود باشد.

اگر مقدار آهن موجود در بدن کم باشد، به دنبال آن خستگی و عفونت رخ می دهد که این عوامل باعث زود به دنیا آمدن و کاهش وزن نوزاد می شود.

منابع غذایی آهن شامل:

گوشت گاو، مرغ، ماهی، جگر، تخم مرغ ، سویا، سیب زمینی پخته، دانه کدو حلوایی ، سبزیجات برگ سبز، اسفناج، آجیل، چغندر، مخمر آبجو، خرما، هلو، گلابی، غلات، عدس، آلو، کشمش، دانه کنجد، برگه ی خشک شده ی میوه هاست.

غذا

مقدار مصرف

مقدار آهن

غلات

سه چهارم لیوان

  18 میلی گرم

لوبیا

1 لیوان پخته شده

 2/5 میلی گرم

اسفناج

نصف لیوان پخته شده

 2/3 میلی گرم

گوشت

84 گرم پخته شده

 3 میلی گرم

مرغ

  136 گرم

 3/2 میلی گرم

نکته:

برای جذب بهتر آهن، می توانید منابع آهن از قبیل گوشت ها را با یک منبع ویتامین C میل کنید. منابع غذایی ویتامین C: آب پرتقال، آب گوجه فرنگی، توت فرنگی ، گوجه فرنگی و فلفل دلمه ای است.

" نیازهای جنین و مادر را باید فراهم کرد تا مادر و نوزاد هردو سالم و تندست باشند."

مریم سجادپور- کارشناس تغذیه

*مطالب مرتبط:

هرم غذایی در دوران بارداری

تغذیه دوران بارداری(1) و (2)

نقش تغذیه در کاهش عوارض دوران بارداری

مکمل آهن و روی در بارداری

مکمل‌های ویتامین و املاح در بارداری

زیان‌های قهوه برای مادران باردار

+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 و ساعت 10:7 |

بل= اجازه دادن، گذاشتن

تُرشبالا= اب کش،چلو صافی

 پسین= عصر
ٌ
کرپو= مارمولک
چاچوباز= زرنگ

اَپَستا= در هم
چغوک= گنجشک

قاق= لاغر
چارغیچ= شکم پُر

کانه = کهنه

+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و سوم دی 1387 و ساعت 22:52 |
شیمون پرز، رئیس رژیم صهیونیستی به کدام واقعیت موجود در این کشور اشاره کرد؟

شیمون پرز

"شیمون پرز" رئیس رژیم صهیونیستی اعتراف کرد که این رژیم دچار یک بحران داخلی عمیق است که آن را در معرض فروپاشی قرار داده است.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از تارنمای اینترنتی الجزیره، شیمون پرز به دیگر مقامات صهیونیستی هشدار داد که تنشهای داخلی در اسرائیل به فروپاشی این رژیم منجر خواهد شد.

پرز که روز گذشته در سیزدهمین سالگرد ترور اسحاق رابین نخست وزیر پیشین این رژیم صحبت می کرد با اشاره به سابقه کشورهایی که از هم فروپاشیدند خاطرنشان کرد: "شوروی، چکسلواکی، یوگسلاوی و برخی دیگر، کشورهایی هستند که به لحاظ سیاسی و فرهنگی دچار تشتت شدند، زیرا از درون دچار پوسیدگی شده بودند.

رژیم اسرائیل بعد از شکست در جنگ 33 روزه علیه لبنان در سال 2006 در مسیر ضعف و سقوط قرار گرفت و هیچ گاه نتوانست از پیامدهای این شکست تاریخی خارج شود

رئیس رژیم صهیونیستی افزود: در واقع ما در بحبوحه بحران هستیم و دلیلی برای نپذیرفتن این واقعیت وجود ندارد؛ درگیری میان ما در داخل افزایش پیدا کرده و این اختلافات به شدت به بافت انسانی ما که همان اسرائیل است آسیب می زند.

لازم به ذکر است که رژیم اسرائیل بعد از شکست در جنگ 33 روزه علیه لبنان در سال 2006 در مسیر ضعف و سقوط قرار گرفت و هیچ گاه نتوانست از پیامدهای این شکست تاریخی خارج شود.

مطلب مرتبط :  آزادی قدس نزدیک است؟

+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و سوم دی 1387 و ساعت 9:58 |
آلمینیوم را از چه سنگی تهیه می کنند؟

کانسارهاي آلومينيوم دار، جزء کانسارهاي بر جاي هوازده يا باقيمانده Residual مي باشند. حدود 96 درصد آلومينيوم دنيا از بوکسيت و 4 درصد از آلونيت و نفلين سيانيت به دست مي آيد. در جدول زير درصد Al2O3 موجود در سنگها و اب هاي طبيعي گزارش شده است.
نفلين سيانيت و شيل ها بيشترين مقدار Al2O3 را دارند و حد آستانه اقتصادي Al2O3 سنگ معدني، 30 درصد است. سنگهايي که مقدار Al2O3 و نسبت Al2O3 / Fe2O3 آنها بالا و درصد کوارتز آنها پايين باشد، مناسبترين سنگ آلومينيوم دار محسوب مي شوند. از سنگهاي آذرين، نفلين سيانيت و بازالت و از سنگهاي رسوبي شيل و آهکهاي رسي بسيار مناسب هستند.
سنگ آذرين نفلين سينيت با 21/3% Al2O3 و سنگ هاي شيلي با 14/7% Al2O3 بالاترين مقدار آلومينيوم سنگ هاي پوسته را شامل مي شوند که به مراتب کمتر از حداقل عيار قابل بهره برداري آلومينيوم مي باشند. ميزان Al2O3 بازالت و گرانيت يکسان است.
نسبت Al2O3 / Fe2O3 گرانيت بيشتر از بازالت و بازالت فاقد کوارتز است. بازالت به دليل عدم وجود کوارتز آسان تر تبديل به بوکسيت و لاتريت مي شود. سنگها براي تبديل شدن به بوکسيت بايد در آب و هواي گرم و مرطوب، ميزان بارش سالانه 1200 تا 1400 ميلي متر و دماي متوسط 26 درجه سانتي گراد قرار گيرند. وجود مورفولوژي ملايم و کم شيب که موجب حداکثر فرسايش شيميايي و حداقل فرسايش مکانيکي شود ، الزامي است.
سنگهاي غني از آلومينيوم که ميزان سيليس آزاد آنها حداقل است در صورتي که در آب و هواي مرطوب قرار گيرند، سيليکات آنها هيدروليز مي شود و در نتيجه برخي از عناصر Si , Ca , Mg , Na , K سنگهاي با مقاومت کم شسته مي شود و Al به صورت اکسيد و هيدروکسيد باقي خواهند ماند. برخلاف اورانيوم و مس، آلومينيوم عنصري سه ظرفيتي است. آهن و منگنز داراي ظرفيتهاي مختلف هستند و تغييرات Eh محيط موجب جابجايي آنها مي گردد. آلومينيوم تحت تأثير تغييرات Eh واقع نمي شود و در شرايط PH آبهاي سطحي ( 8-7 = PH) ميزان حلاليت آن حداقل است.
در تصوير 2 محدوده پايداري کاني گيبسيت ترسيم شده است. در شرايط PH ميان 7 تا 8 که محدوده آبهاي سطحي است، کاني گيبسيت بيشترين پايداري را خواهد داشت و بدين علت، ضمن آن که سيليکات ها تجزيه مي شوند، عناصر ديگر شسته شده و آلومينيوم به صورت گيبسيت، بوهميت و دياسپور بر جاي خواهد ماند.


تصوير 2- نمودار محدوده پايداري کاني گيبسيت

شرايط تشکيل بوهميت و دياسپور:
هرگاه انرژي آزاد کاني هاي بوهميت و دياسپور را مقايسه کنيم، مي توان به اين نتيجه دست يافت که اين دو کاني در شرايط تقريباً يکساني تشکيل شده اند. چوکروف CUCHROV (1967) معتقد است که بوهميت از مواد مختلف غني از آلومينيوم در 200 درجه سانتي گراد تشکيل مي شود.
دماي لازم براي تشکيل دياسپور 315 درجه سانتي گراد است زيرا اين کاني در دماي کمتر از 275 درجه سانتي گراد ناپايدار است.
طبق بررسي هاي والتن (1972) تشکيل دياسپور در فشار و دماي بالا امکان پذير نيست. رحيم نيا (1968) تبديل بوهميت به دياسپور را در بوکسيت هاي يوناني ناشي از اختلاف در پتانسيل هاي اکسيداسيون مي داند. عامل مهم ديگر تأثير محلول هاي مهاجر به شمار مي رود
کانسارهاي بوکسيت در تمام ادوار زمين شناسي ( از پرکامبرين تا عهد حاضر) شناخته شده اند. در اوايل کرتاسه تا پليوسن و ميوسن تا عهد حاضر ديده مي شوند. بوکسيت هاي پروتروزوئيک تا کامبرين و اردويسين تا اواخر کربونيفر از اهميت کمتري برخوردارند.
قديمي ترين آنها متعلق به دونين است که در اورال در روي آهکهاي سيلورين قرار گرفته است. بوکسيت هاي ايران در پرمين، پرموترياس، ترياس، ژوراسيک، کرتاسه است. توده هاي بوکسيت اروپا اکثراً متعلق به مزوزوئيک و بوکسيت هاي لاتريتي دوران سوم و جديدتر در امريکاي جنوبي، آفريقا، استراليا و... وجود دارند.
نحوه تشکيل کاني ها بوکسيت به دو دسته لاتريتي و کارستي KARSTED تقسيم بندي شده است:

•کانسارهاي بوکسيت لاتريتي:
در شرايط حاره اي، سنگي که داراي سيليکات آلومينيوم بوده دگرسان شده و مخلوطي از هيدراتهاي آلومينيوم، آهن، سيليس و مقداري ناخالصي هاي ديگر بوجود مي آيد که آن را لاتريت نام گذاري نموده اند. در نتيجه اين دگرساني، سيليکات تجزيه شده، سيليس و آهن آن جدا گرديده و فلزات قليائي نيز بصورت محلول از بين مي روند و در نتيجه عيار آلومينيوم بالا رفته و بوکسيت بوجود مي آيد. جهت تشکيل بوکسيت مي بايست شرايط ذيل مهيا باشد.
الف – آب و هواي حاره اي TROPIC (رطوبت مناسب و درجه حرارت 18 تا 24 درجه سانتي گراد)
ب- سنگ سيليکات آلومينيوم مناسب تجزيه در شرايط تروپيک مانند سينيت، بازالت، رس ها، شيست هاي رسي.
ج- عوامل شيميائي و بيوشيميائي.
د- وجود توپوگرافي مناسب، بطوري که اجسام حل شده بتوانند يا در زمين نفوذ کرده يا جاري شوند.
ه- شدت جريان نفوذ يا جاري شدن نبايستي بحدي باشد که اجسام تمرکز يافته را با خود حمل نمايد. معمولاً در نواحي تروپيک، فصل به تناوب خشک و مرطوب مي شود و در موقع مرطوبي اکسيدهاي آلومينيوم و آهن تشکيل شده و در مواقع خشک که هوا گرمتر مي شود سيليس در آب حل شده و از بين مي رود.
بوکسيت در واقع يک نوع لاتريت ويژه با آلومينيوم بالا است که در اثر هوازدگي اغلب ناخالصي هاي آن حل و از محيط خارج شده و محصول باقيمانده با آلومينيوم زياد مي باشد.
براي تشکيل شدن لاتريت و بوکسيت نياز به بارندگي فراوان (که مواد ناخواسته در آنها را حل نمايد)، درجه حرارت زياد (که سرعت حل ناخالصي ها را زيادتر نمايد)، سطح توپوگرافي مناسب و زه کشي خوب براي خارج کردن محلولها از محيط سنگهاي لاتريتي و بوکسيتي مي باشد.
عمل هوازدگي بسيارکند پيش مي رود. بنابراين براي تشکيل ذخاير بزرگ بوکسيت نياز به دوره طولاني زمين شناسي بوده تا با فرصت کافي عمل هوازدگي در روي سنگها اثر نمايد. بديهي است که شرايط فوق مختص مناطق حاره مي باشد. تنها کاني هاي آلومينيوم در لاتريت تجمع نمي يابند. بلکه کاني هاي نيکل – کبالت – آهن نيز در لاتريت تجمع مي يابند که ميزان آنها بستگي به سنگهاي زيرين لاتريت دارد.
بوکسيت هاي بدون آهن نادر بوده زيرا کاني آهن در اغلب سنگهايي که در مناطق حاره اي در معرض هوازدگي قرار مي گيرند وجود داشته که در نتيجه توليد لاتريت و بوکسيت با آهن زياد مي نمايند.
در شرايط ويژه اي که آهن داخل بوکسيت حل شده و خارج شود، بوکسيت بدون آهن و يا با آهن کم توليد مي شود. اين شرايط در جاهايي که پوسيدگي حجم زيادي از رستني ها (درختان و انواع گياهان) سبب مصرف اکسيژن آبهاي زيرزميني شده اتفاق مي افتد زيرا در اين صورت آهن حل شده و خارج مي گردد. و در جاهايي که رستني ها وجود ندارند اکسيد آهن در داخل لاتريت و بوکسيت رسوب مي نمايند.
عناصر گوناگون ديگري نيز در لاتريت وجود دارند. مانند گاليوم که در ذخاير بوکسيتي استراليا بعنوان باي پروداکتby product استحصال مي شود. همچنين مقدار زيادي طلا در لاتريت کشور استراليا که حاصل لاتريتي شدن طبقات گرانيتي زيرين است تجمع يافته که استخراج مي گردد.
در لاتريت ها مقدار زيادي تيتانيوم وجود دارد که تاکنون روشي براي استحصال آن بدست نيامده است. ذخاير زيادي در استراليا، گويانا و سورينام، روي رسوباتي که حاوي مقدار زيادي کائولن و مواد رسي هستند تشکيل شده اند و همچنين ذخاير زيادي از بوکسيت در استراليا و گويانا روي توده هاي گرانيتي که حاوي کاني هاي فلدسپاتي هستند ديده مي شوند.

•کانسارهاي بوکسيت کارستي:
از تخريب شيميائي و يا تجزيه سيلکاتهاي آلومين دار و موارد رسي که در سنگهاي آهکي وجود داشته اند بوجود آمده و در فرورفتگي هاي( KARSTED) بوجود آمده در آهک تجمع پيدا مي نمايند.
اغلب کارستهاي موجود در آهکها در اثر خارج شدن لايه هاي آهکي از آب و هوازدگي و فرسايش قسمت هاي مختلف آن بر حسب جنس و نوع مواد تشکيل دهنده لايه هاي آهکي بوجود مي آيد. هم اکنون در جنوب چين پهنه وسيعي از کارستها ايجاد شده بر روي آهکها ديده مي شوند. ژنز بوکسيت دنيا داراي نظم بخصوصي نمي باشد، جالب اينکه، کمربند بوکسيتي که بوکسيت جامائيکا را نيز شامل مي شود، بر روي دولوميت ها و آهک هايي تشکيل شده که داراي آلومينيوم نيستند و احتمالاً ذخاير تيپ جامائيکا، حاصل لاتريتي شدن رسها و توفهاي بالاي آهک ها هستند که در کارستهاي آهکي تجمع يافته اند. ذخاير مشابه ولي کوچکتر در مجارستان و قزاقستان نيز وجود دارند. ذخاير بوکسيت نواحي البرز و يزد ايران از لاتريتي شدن نهشته هاي رسي و توفي زيرين سنگ بوکسيت تشکيل شده اند.

ساير انواع کانسارهاي بوکسيت :
ذخاير متعدد بوکسيتي وجود دارند که در اثر فرسايش خراب و از هم پاشيده شده و در روي رسوبات قديمي تر باقي مانده اند. از اين تيپ ذخاير در روسيه و قزاقستان و جنوب اروپا ديده مي شوند. در بعضي از مناطق ذخاير بوکسيتي فرسايش يافته، پس از حمل در نقطه ديگر مانند داخل رسوبات رودخانه اي و دلتاي ساحلي و غيره، تجمع پيدا نموده و تشکيل ذخاير بزرگي را داده اند.
ذخاير بوکسيتي در نواحي غير حاره اي که داراي آب و هواي سرد و همچنين در نواحي که يخبندان دوران پلئيستوسن باعث حذف لايه هاي رويي نواحي شده، کمياب بوده و يا اصولا ًوجود ندارند.
کشورهاي زيادي در اين گونه نواحي قرار دارند مانند آمريکا و روسيه که اين دو کشور از نفلين و آلونيت فلز آلومينيوم استحصال مي نمايند.
فاکتورهاي مهمي که در تشکيل و حفظ بوکسيت ها نقش اساسي دارند عبارتند از:
1-وضعيت آب و هوايي:
درجه حرارت بالا (C 260)، آب و هواي گرم و مرطوب استوايي، بارش زياد (mm 1400 – 1200)، هوازدگي شيميايي بسيار شديد تبديل سنگ ها به بوکسيت بسيار مؤثر مي باشد.

2-پوشش گياهي:
فراواني پوشش گياهي در تشکيل بوکسيت ها مؤثر است زيرا:
الف – تخريب مکانيکي سنگ بستر توسط ريشه ها.
ب – ترشح ترکيبات آلي که سرعت تخريب شيميايي را در سنگ افزايش مي دهد.
ج – کاهش تبخير آب توسط پوشش گياهي.
د – جلوگيري از فرسايش بوکسيت توليد شده.

3-ترکيب و بافت سنگ بستر:
ترکيب شيميايي و کاني شناختي سنگ و نفوذ پذيري بالا داراي اهميت است.سنگ هاي تحت اشباع و آهکي رس دار براي تشکيل کانسارهاي بوکسيت مناسب هستند. بافت سنگ بستر بر روي تخلخل و نفوذ پذيري آن و در نتيجه سرعت انحلال کانيها مؤثر است.

4-آبهاي زيرزميني:
آبهاي زيرزميني و سطحي متحرک براي انتقال مواد محلول از محيط بسيار اهميت دارند.

5-ثبات تکتونيکي:
فقدان حرکات تکتونيکي باعث مي شود که هوازدگي شيميايي با سرعتي بيش از سرعت فرسايش انجام گيرد و در نتيجه کانسار محفوظ باقي بماند.

6-توپوگرافي:
توپوگرافي پست تا متوسط ـ توپوگرافي مسطح، از انتقال بوکسيت پس از تشکيل جلوگيري مي نمايد. توپوگرافي مناسب و زه کشي بالا بسيار حائز اهميت مي باشد.

7- پوشيده شدن کانسار:
پوشيده شدن کانسار به محض تشکيل، از فرسايش آن جلوگيري مي کند.
ماينارد (1983) بوکسيت را بر اساس Al2O3، SiO2 و Fe2O3 به بوکسيت، بوکسيت آهن دار، لاتريت، لايه هاي سخت سيليسي آهن دار و سيلکريت تقسيم مي نمايد ( تصوير 3 ).


تصوير 3- نمايش نمودار رده بندي بوکسيت ها و لاتريت ها

شکل4 ترتيب زون بندي در يک بوکسيت غني از آهن نشان مي دهد که از سطح به طرف عمق عبارت است از: لايه نازک غني از آهن و سيليس، لايه لاتريتي، بخش بوکسيتي و بالاخره زون کائولينيتي.


تصوير 4- نمايش نيمرخ زون هاي رس قرمز، لاتريت، بوکسيت و کائولينيت در بالاي زون بازالت
http://www.ngdir.ir/Minemineral/PMineMineralChapterDetail.asp?PID=4146
+ نوشته شده توسط در یکشنبه بیست و دوم دی 1387 و ساعت 7:51 |
چه کسی شهید محمد جواد تندگویان را به سمت وزارت نفت منصوب کرد؟

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و یکم دی 1387 و ساعت 10:49 |

 

مولای مهربانی ها کجایی؟

پس چه زمانی از پس ابرهای مهربانی بیرون می آیی؟ آقای من دلتنگم. دلتنگ یک نیم نگاه. دلتنگ یک نوازش . دلتنگم و شاکی. شاکی از این همه بی رحمی ....

مولای من ای کاش می آمدی. ای کاش این دل داغدیده را به نوایی روحانی شاد می کردی. ای کاش با آمدنت به این جمعه های انتظار پایان می دادی. شاکی ام از خودم که چرا آنگونه نبودم که شما می خواستید. چرا نشانه هایی را که برایم فرستادید ندیدم. چرا همچنان در خواب غفلت غرقم و دست کسانی را که برای کمک به طرفم روان می شود را نمی بینم.

محبوب من: می دانم که گناهکارم . می دانم که بدم اما من ِ بنده ی گناهکار نیز چشم امیدم به شماست . اگر پشتم را خالی کنید و دستم را نگیرید به چه کسی پناه ببرم؟ به کدامین سو روانه شوم ؟ به کدامین کورسوی چراغ دل ببندم؟

آقای من دلتنگی ام مثل همیشه با رسیدن غروب جمعه تشدید می یابد ای کاش جمعه های انتظار و سرگردانی را به همین زودی ها پایانی باشد.

http://montazerat-hastam.blogfa.com/

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه نوزدهم دی 1387 و ساعت 23:32 |
با توجه به دعای اول صحیفه سجادیه، علت امر و نهی خداوند به انسان ها چیست؟

http://albaloo2008.blogfa.com/post-1690.aspx

 

 

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه نوزدهم دی 1387 و ساعت 13:53 |
بنابر حدیث امام سجاد(ع) محبوب ترین چیزها نزد خداوند چیست؟

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه نوزدهم دی 1387 و ساعت 13:50 |

 

برای دیدن تصویر پنهان به ادامه مطلب سر بزنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه هجدهم دی 1387 و ساعت 22:35 |
از نظر مرحوم شیخ جعفری شوشتری(ره)، مشهورترین مقتل تاریخ کدام است؟

لهوف


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در سه شنبه هفدهم دی 1387 و ساعت 0:38 |

تقدیم به ماه بنی هاشم

 

کسی میبرد سوی خیمه ها نعش نگاهت را

    و در جام  شفق می ریخت طعم تلخ آهت را

 

تو زانو میزدی به خاک و پشت آب خم میشد

و می بوسید لب های عطش چشم سیاهت را

 

تو در رقص جنون و مشک اشک افشان و دل بی تاب

چه زیبا یاوری کردی امیر بی سپاهت را

 

کبوتر های دستت را که پردادند نالیدی

بیا خورشید تنـهایم بیا کشتند ماهت را

 

و آن سوتر بدون جذبه دستان سرسبزت

به قربانگاه میبردند تنها تکیه گاهت را

 

 ببین پروانه های تشنه ات در دشت می چرخند

و معصومانه می جویند آغوش پناهت را

                                                                       

در اوج لحظه های شوم  و حسرت جان دادی

کسی میبرد سوی خیمه ها نعش نگاهت را

 

 

تو را میخوانم یا حسین ...که به درگاهت تقرب جوویم ... تا کمکم کنی ...

 آنگاه به خــــدا برسم وطلا شوم...

 یا حسین مرا هم به خانه ات دعوت کن برای همیشه تا به تو تکیه کنم و توکل تا انتها

 نگران محرم نیستم که آن روز همه به خانه ات مهمانند

 نگران روزهای بیرون از محرم وصفرم ...روزهایی که خواص مهمان تو اند...

 آن روز من کجایم؟

 

 

 

 

http://4god-61.blogfa.com/

+ نوشته شده توسط در سه شنبه هفدهم دی 1387 و ساعت 0:38 |
 حياة الإمام الحسين بن علي(عليه السلام) 
 شجاعة الإمام الحسين ( عليه السلام ) 
 خطبة الإمام الحسين ( عليه السلام ) في مجلس معاوية بن أبي سفيان 
 الحرية في الاهداف الحسينية 
 خطبة الإمام الحسين ( عليه السلام ) أمام معاوية في المدينة 
 إحياء أمر أهل البيت (عليهم السلام) وتعظيم الشعائر الحسينية 
 آليات إحياء الذكرى أو الشعائر الحسينية 
 منهاج الإمام الحسين في الإصلاح 
 الحسين وعاشوراء في الفكر الإنساني 
 الحسين (عليه السلام) رمز إنساني 
 رجالات المبدأ والعقيدة 
المواقع في کربلا
 عبادة الإمام الحسين ( عليه السلام ) 
 أدعية الإمام الحسين ( عليه السلام ) 
 المأساة والتأسي
قتيل العبرات ملف محرم عام 1428
مسيرة الحسين و عاشوراء ملف محرم عام1427
ملف عاشوراء و نهضةالحسين عام 1426
 محاضرات 
 لطميات 
 البوم الصور 
 خلفيات الشاشة 
+ نوشته شده توسط در سه شنبه هفدهم دی 1387 و ساعت 0:37 |


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در سه شنبه هفدهم دی 1387 و ساعت 0:36 |
 کامياب کون ہوا ؟ 
 محرم الحرام اور وحدت مسلمين 
 ماہ محرم الحرام کے اعمال 
 کربلا ميں حضرت امام حسين کے ورود سے ليکرنويں محرم الحرام تک کے مختصر واقعات 
 محرم الحرام کے پيغام 
 مقامِ مني ميں اہلِ بيت کے حق کو بتاتے ہوئےامام حسين (ع) کا خطبہ 
 حسين ابن علي 
 زندگي نامہ حضرت امام حسين عليہ السلام 
 امام حسين عليہ السلام کيوں فراموش نہيں ہوتے 
 کربلا کے شھيدوں کي ياد ميں نوحے 
 محرم کے پہلے دس دنوں کے تاريخي واقعات 
 محرم پر تصويري اشاعت
+ نوشته شده توسط در سه شنبه هفدهم دی 1387 و ساعت 0:29 |
در زمان مقاومت سی روزه خرمشهر، چه کسی فرمانده سپاه پاسداران خوزستان بود؟

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در دوشنبه شانزدهم دی 1387 و ساعت 9:24 |
کدام گزینه در مورد تربیت کودک نادرست است؟

گزینه اول

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در یکشنبه پانزدهم دی 1387 و ساعت 10:27 |
افراد مبتلا به بیماری "سلیاک" کدام یک از غلات زیر را نمی توانند بخورند؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در شنبه چهاردهم دی 1387 و ساعت 10:24 |
چه عواملی اسراییل را از حمله به تاسیسات هسته ای ایران بازداشته است؟

در ادامه


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در شنبه چهاردهم دی 1387 و ساعت 10:21 |
بار ديگر جمعه اى بود ودلى بود و اميد

 

و تمام چشم ها رو به افق دوخته بود،

 

آسمان هم مكث مى كرد لحظه اى تا بيابى از سفر!

 

اى مسافر تمام قلب ها،

 

       لحظه لحظه سرخى غروب بر قلب هاى بى قرار عاشقان شرر مى ريخت؛

 

و با عبور لحظه ها دل ميان صحن سينه بى تاب تر مى زد،

 

و چشم هاى انتظار خيره تر مى شد،

 

ولى انگار قرار نبود به چشمان خسته عاشقان قدم بگذارى...

 

آرى باز جمعه اى ديگر از جنس تمام جمعه هاى انتظار غروب كرد،

 

امّا در آيينه اشكهاى چشمان كبوتران غريب،

 

 تك سوار آرزوهاى سپيد، جولان نداد.

 

مهربانا، با من بگو تا كدامين بهار بايد جمعه شمارى كنم؟

 

اى مرد جمعه حضور، بيا كه جمعه ها بيش از اين طاقت تنهايى ندارند،

 

بيا كه تمام عشق های زمینی و مجازی هم نتوانست برایمان

 

 جاى خاليت را پر كند!

 

خبر دارى چقدر ياس ها دلواپس تواند؟

 

پيچك ها بر سر پرچين ها در انتظار تو نشسته اند؟

 

و شكوفه هاى اطلسى در جمعه هاى بى كسى بى قراری مى كنند

 

و بلبلان خوش آواز دیگر در اين باغ غمزده آواز نمى خوانند .

 

       و ديرگاهى است که باران امید، خاك زخمى وجودم را نوازش نداده است!

 

جمعه ها در تمام سال ها و فصل ها عيد من است،

 

عيد تمام لحظه هاى منتظران،

 

بيا كه عيدى سبزمان، حضور بهارى توست!

 

مولا بگو كدامين جمعه مى آيى؟

 

كدامين ماه، كدامين فصل سبز،

 

بگو تا تمام كوچه هاى بى عبور دلم را با مژه هاى پريشان و اشك ديدگانم

 

 آب و جارو كنم،

 

اگر چه من تمام جمعه ها در انتظار تو نشسته ام،

 

و تمام لحظه ها را در انتظار تو نشسته ام،

 

اما هنوزچشم من منتظر و بارانى مانده پشت همه پنجره ها!

 

 اندازه اى يك جمعه فقط مانده تا زمزمه ی پنجره ها

 

تا نيايى دل بى طاقت من به خودش رنگ عدم مى گيرد پا به پاى همه

 

منتظران غروب تمام روزها دلم مى گيرد ولی بیشتر از تمام روزها،

 

  عصر آدينه دلم مى گيرد.

http://aghasi5.blogfa.com/

  

+ نوشته شده توسط در شنبه چهاردهم دی 1387 و ساعت 0:4 |
 
کسی چه می داندامتداد دستهای کودک بی آسمان این شهر را .کسی چه می داند که گیسوهای مادر فرزند مرده با چه شتابی سفید می شود وقتی شانه به شانه ی ویرانه ها ستاره ها را یکی یکی خاک می کنند و دلش را با تکه تکه بدنش به خاک می سپارد.دلواپس نباش کسی هست .کسی که خدا قول داده زمین را به یوم لبهای تسبح گویش به تو خواهد سپرد.به سیاهی بگو منتظر باش ما هم منتظریم.

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه دوازدهم دی 1387 و ساعت 23:23 |
بسم ربّ الشّهدا والصّدیقین

 

ایام عزای حسینی و فاجعه کشتار بیرحمانه مردم مظلوم غزه را به همه عزیزان  تسلیت عرض می نمایم. 

 

شعری از علیرضا قزوه درباره جنایات اسرائیل در غزه:

آقای پپسی کولا !
کاری کنید که غزه در محاصره کامل است
آقای فانتا !
تو کاری کن
که زمزم الحرمین
کاری نمی کند
اهرام مصر!
خدای معبد آمون!
خوابگزاران اعظم
کاری کنید
که من خواب سه مار سیاه دیده ام
که مغز سیصد و شصت و پنج روز را
در سینی ماه
می بردند بر سر
خواب سیصد و شصت و پنج ستاره خونی
و خواب نیل
که با ساطور
سیصد و شصت و پنج تکه شد
من خواب یوسف را دیدم
در چاه نفت
افتاده بود
و تاجران دلار بر سر چاه
فریاد می زدند:
- هفتاد سنت بالا!
- دو دلار کم!
من خواب ناوها و شمشیرها و باران ها دیده ام
دیدم
که جمال عبدالناصر
با اسب
از دروازه رفح گذشت
و عزالدین قسام
و صلاح الدین
دروازه های غزه را
گشوده بودند
خواب سه مار سیاه
بر شانه های حسنی مبارک و
شاه چموش اردن و امیر پرفسورالریش!
دیدم که پادشاهان عرب
خوراک مغز جوانان غزه را
در سه دیس کنفرانس
به پادشاه کشور یأجوج
تقدیم می کنند
آقای بی بی سی!
گویا نیوز!
بالاترین!
شما کاری کنید!
چرا کسی کاری نمی کند برای غزه
تعبیری برای خواب من زخمی
مارادونای عزیز پرتقالی!
تو کاری کن!
شیخ بدون چشم !
صاحب فتوای زمین نمی چرخد
و عکس حرام...
امیر نفت!
که با برادر ناتنی ات
عربی رقصیدی
یک غلطی کن!
خوانندگان رپ و راگ!
شما کاری کنید!
که غزه در دهان گرگ است
به پاپ ژان پل چندم مربوط نیست
به صاحبان کلیسا نه
به خادم الحرمین
به الازهر
به کبارالعلما
هرگز!
آنان برای فتوا بر علیه نماز
با دست باز
آنان فقط
برای مصرف صابون و ادکلون
مُحرم شدن
و انتخاب حلق و تقصیر
و حرمت صید حرم
آفریده شده اند
آقای اسکولاری!
تو کاری کن!
آقای چلسی!
خانم هالیوود!
شما کاری کنید!
خانم آیشواریا!
عروس آمیتاباجان عزیز!
شما کاری کنید!
و شما
ای اسب های اصیل عرب!
نه از نژاد ذوالجناح اید
نه از نژاد براق
از نژاد اینترنت اید و چت روم و آزمایشگاه
از نژاد یورو و جکوزی
سوارانتان را کشتند
و پادشاهانتان را اخته کردند
مردانگی تان را کشیدند
تا در مسابقات پرش
همچنان سواری بدهید و
رستگار شوید
که شیوخ عرب
بزغاله و وزغ را
بر شما مسلط کرد
با این همه هنوز شما
مردترید از آن سه مار
شما کاری کنید
که سازمان ملل تعطیل است!

" اللهم عجل لولیک الفرج "

 

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه دوازدهم دی 1387 و ساعت 23:16 |
با توجه به دعای اول صحیفه سجادیه، از نظر امام سجاد علیه السلام ویژگی خاص و مرز ممتاز انسان از سایر موجودات (حیوانات) چیست؟

1 - دعای اوّل حمد و ثنای الهی

 

1 - ستايش از آن خدای اوّل است كه هيچ اوّلی قبل از او نيست. و مخصوص خدای آخر است كه هيچ آخری بعد از او نيست.

2 - خدايی كه ديدگان هر بيننده ای از ديدنش قاصر و انديشه هر توصيف كننده ای از وصف او عاجز است.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه دوازدهم دی 1387 و ساعت 10:47 |
در اولین قطعنامه شورای امنیت در مورد جنگ ایران و عراق به کدام مورد اشاره شده بود؟
 

جنگ تحميلي و اولين قطعنامه شوراي امنيت
جنگ تحميلي و اولين قطعنامه شوراي امنيت
اولين قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل راجع به جنگ تحميلي، ششم مهر 1359 ـ يك هفته پس از شروع جنگ ـ به تصويب رسيد. اما اين قطعنامه اولين موضعگيري شوراي امنيت راجع به جنگ نبود. نخستين موضعگيري، انتشار بيانيه‌اي از سوي شورا در دومين روز جنگ ـ اول مهر 1359 ـ بود. شورا در آن بيانيه بدون توجه به اين كه جنگ با حمله يكجانبه عراق آغاز شد، با طرفين به طور يكسان برخورد كرد و هردو طرف را به «پرهيز از اقدامات خشونت بار عليه يكديگر» و «حل اختلافات از طريق صلح‌آميز» دعوت نمود. علاوه بر اين، بيانيه هيچ وظيفه‌اي را براي متوقف كردن جنگ به دبير كل سازمان ملل محول نكرد جز اين كه از پيشنهاد وي براي «كاربرد مساعي جميله» او حمايت كرده بود.
سوم مهر 1359 دبير كل سازمان ملل خواستار توجه جدي شوراي امنيت، به موضوع جنگ شد و چهارم مهر نيز نمايندگان نروژ و مكزيك (اعضاء غير دايم شوراي امنيت) درخواست رسمي خودرا براي تشكيل جلسه شوراي امنيت به رئيس دوره‌اي شورا ارايه دادند. چهارم و پنجم مهر، شوراي امنيت براساس تقاضاي طرح شده تشكيل جلسه داد و روز پنجم مهر، قطعنامه ارايه شده از سوي مكزيك مورد بحث اعضاي شوراي امنيت قرار گرفت و به عنوان اولين قطعنامه اين شورا براي خاتمه جنگ، به تصويب رسيد.
متن قطعنامه به شرح زير است.
قطعنامه شماره 479 شوراي امنيت (28 سپتامبر 1980)
شوراي امنيت،
با آغاز بررسي موضوع تحت عنوان «وضعيت ميان ايران و عراق» با توجه به اين كه براساس منشور ملل متحد همة دولتهاي عضو تعهد به حل اختلافات بين‌المللي‌شان را از راههاي مسالمت‌آميز و به نحوي كه صلح و امنيت بين‌المللي و عدالت به خطر نيفتد پذيرفته‌اند، همچنين با عنايت به اين كه همة دولتهاي عضو متعهدند در روابط سياسي بين‌المللي خود از تهديد يا كاربرد زور عليه تماميت ارضي يا استقلال سياسي هر كشور خودداري كنند، با خاطر نشان ساختن اين كه طبق مفاد مادة 24 منشور، شوراي امنيت مسئوليت اولية حفظ صلح و امنيت بين‌المللي را به عهده دارد، با اظهارنگراني عميق دربارة وضعيت رو به گسترش ميان ايران و عراق 1ـ از ايران وعراق مي‌‌خواهد از هرگونه كاربرد بيشتر زور به فوريت خودداري كنند و مناقشة خود را از راههاي مسالمت‌آميز و طبق اصول عدالت و حقوق بين‌الملل حل نمايند.
2ـ از آنها مصرانه مي‌خواهد هر پيشنهاد مناسب در مورد ميانجيگري، سازش يا توسل به نهادهاي منطقه‌اي يا ديگر راههاي مسالمت‌آميز بنا به انتخاب خود را كه اجراي تعهداتشان براساس منشور ملل متحد راتسهيل كند، بپذيرند.
3ـ از كلية‌كشورهاي ديگر مي‌‌خواهد حداكثر خويشتن‌داري را مبذول دارند و از هر اقدامي كه ممكن است به افزايش و گسترش بيشتر برخورد منجر شود خودداري كنند.
4ـ از كوششهاي دبير كل و پيشنهاد وي در موردمساعي جميله براي حل اين وضعيت پشتيباني مي‌كند.
5ـ از دبير كل درخواست مي‌كند كه ظرف چهل و هشت ساعت به شوراي امنيت گزارش دهد.
* * *
در بررسي قطعنامه 479 نكات زير جلب نظر مي‌كند
1ـ قطعنامه، 6 روز پس از شروع جنگ و 5 روز پس از اولين بيانيه شوراي امنيت صادر شده است.
2ـ شورا بلافاصله پس از بيانية اول مهر 1359 متوجه عدم كارآيي و بلااثر بودن بيانيه گرديده،‌به صدرو قطعنامه مبادرت ورزید.
3ـ شوراي امنيت در قطعنامة 479 بحران را تحت عنوان «وضعيت ميان ايران و عراق » بررسي كرده است. استفاده از واژة «وضعيت» در اين قطعنامه كه در قطعنامه‌هاي بعدي هم دنبال شده حاكي از عدم توجه دقيق شورا به منشور سازمان ملل است. زيرا منشور ملل متحد ميان واژة «وضعيت»، و «اختلافات» تفاوت و تفكيك قايل است . شوراي امنيت با اطلاق واژة «وضعيت» به جنگ ايران و عراق آن را حالتي دانسته كه ممكن است به اصطكاك بين‌المللي يا اختلاف منجر شود، نه حالتي كه در آن اصطكاك بين‌المللي و يا اختلاف وجود دارد. بنابراين واقعيتهاي موجود را ناديده گرفته است.
ناگفته نماند كه تنها قطعنامة 598 موضوع را با عنوان «منازعه» مورد بررسي قرار داده است.
4 ـ قطعنامه 479 همانند بقية قطعنامه‌ها و بيانيه‌هاي شوراي امنيت در اين زمينه به صورت «توصيه» است و نه «تصميم» . تنها قطعنامة 598 است كه حاكي از «تصميم» شوراي امنيت است.
5ـ قطعنامه 479 وقوع جنگ را احراز كرده اما شروع كننده جنگ را معرفي و اعلام نكرده است. در قطعنامه نه سخن از تجاوز است،‌نه تعيين متجاوز و نه تنبيه آن. در حالي كه شوراي امنيت در مواجهه با بحرانهاي جهاني همواره دستورالعمل معين و مشخص و پذيرفته شده از سوي جامعه جهاني دارد. شوراي امنيت چون ركن سياسي و دايمي سازمان ملل است هم حق وهم وظيفه دارد كه در ماهيت بحرانها و راههاي رفع آنها تلاش كند. از اين رو هيچ بهانه‌اي در خصوص نپرداختن به ريشه بحرانها پذيرفتني نيست.
6ـ در قطعنامه 479 سخني از نقض تماميت ارضي ايران به ميان نيامده و آتش بس نيز داده نشده است. همچنين از نيروهاي متجاوز نيز خواسته نشده تا خاك طرف ديگر را ترك كند و به مرزهاي بين‌المللي باز گردد. تنها از هر دو كشور درخواست شده كه از كاربرد زور عليه يكديگر بپرهيزند. اين به منزله استفاده از يك حكم يكسان براي دو كشوري است كه يكي متجاوز و ديگري قرباني تجاوز است.
در چنين شرايطي درخواست پرهيز از كاربرد زور به معناي فراخواندن ايران به «ترك دفاع» و «عدم مقابله در برابر تجاوز» است.
7ـ پس از صدور اين قطعنامه كه از جانب عراق به عنوان مجوزي براي تجاوزات تلقي شد، پيشروي نيروهاي متجاوز به قلمرو جمهوري اسلامي ايران شتاب بيشتري گرفت و قسمتهاي مهمي از خاك ايران به اشغال نيروهاي عراقي درآمد.
8ـ جو بين‌المللي در زمان صدور قطعنامه 479 عليه جمهوري اسلامي ايران بود. تبليغات امريكا در مورد گروگانها، به ويژه پس از ناكامي امريكا در عمليات طبس، عدم حضور و مشاركت مؤثر ايران در مجامع بين‌المللي، نداشتن حمايت اعضاي دايم و غير دايم شورا و فقدان شناخت صحيح و ارزيابي درست از وقايع جهان و تشكيلات بين‌المللي ناشي از فقدان تجربة دولتمردان، در صدور قطعنامة 479 مؤثر بود. روش غير منصفانه و ظالمانة شورا نيز به جو غالب دامن زد و روحية بدبيني نسبت به شورا در داخل كشور افزايش يافت. مضافاً آن كه اختلافات داخلي در سطوح بالاي مقامات جمهوري اسلامي ايران مانع از اتخاذ يك سياست قاطع و صحيح در زمينة مسايل سياسي و بين‌‌المللي مربوط به جنگ مي‌گرديد و اين موضوع تأثير مهمي در روابط بين‌المللي جمهوري اسلامي ايران داشت.
بديهي بود كه چنين قطعنامه‌اي به محض صدور مورد پذيرش عراق قرار گيرد. عراقي‌ها حتي در نامه رسمي خود راجع به پذيرش قطعنامه از اعضاي شوراي امنيت عميقاً تشكر نيز كردند. اما جمهوري اسلامي به عنوان طرفي كه هم در عرصه نظامي و هم در عرصه سياسي مورد ظلم مضاعف قرار گرفت، طبعاً قطعنامه را رد كرد.

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه دوازدهم دی 1387 و ساعت 9:41 |

مولای من سلام

 

باز هم منم. همان بنده ی گناهکار و منتظرت.

می دانم که گوشه ی چشمی هم به من داری ولی این دل هر لحظه افسار احساساتش را پاره می کند و بهانه می گیرد. ای کاش می توانستم وعده ی چندین روز آینده را به او بدهم که در این صورت تمام قلب های منتظر از شوق دیدار هر دقیقه تا ظهورت به وجد می آمد و هزاران بار می مردند و زنده می شدند.

امروز هم جمعه است و باز هم دست من این قلم ناتوان را نوازش می دهد تا بنگارد از دلتنگی های این دل خسته و غمدیده. هنوز غروب نشده است که اگر شده بود نوشته ام بسیار غمبارتر از این می نمود من هنوز هم به این چند ساعته باقی مانده تا غروب امیدوارم به ظهورت و امیدوار به رحمت الهی ....

می دانم هر چه این انتظار طولانی تر باشد شیرینی اش بیشتر به مذاقم خوش می آید اما نمی دانم که اجل تا چند وقت دیگر اجازه ی اقامت دراین دنیا را به من می دهد. بیم آن را دارم که بیایی و من نباشم اما آن چیزی که بیشتر عذابم می دهد این است که بیایی و باشم اما مرا نپذیری که نبودنم همی سهل تر است از این.

باز هم منتظر می مانم مولای مهربانی ها. من همیشه چشم به راهت هستم مهدی فاطمه...

+ نوشته شده توسط در سه شنبه دهم دی 1387 و ساعت 22:42 |

بسم الله الرحمن الرحیم

وَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّكَاةَ وَمَا تُقَدِّمُواْ لأَنفُسِكُم مِّنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللّهِ

إِنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ

  و نماز را برپا داريد و زكات را پرداخت نماييد و هر خيرى كه براى خود از پيش

مى‏فرستيد،آنرا نزد خدا (در سراى ديگر) خواهيد يافت، همانا خداوند به اعمال شما بيناست.

+ نوشته شده توسط در سه شنبه دهم دی 1387 و ساعت 22:40 |

برای دیدن تصویر پنهان به ادامه مطلب رجوع کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در دوشنبه نهم دی 1387 و ساعت 15:23 |

و اینک محرم از راه میرسد

صدای پای کاروانیان است می شنوی ؟
مظلومان آل ابراهیم را میگویم آمدند...

آسمان آبی بود و زمین مدینه از هرم سوزان خورشید تفتیده، و اینجا محله بنی هاشم .

حسینم! برادر! شنیده ام که قصد سفر داری، منم ، محمد، زاده حنفیه

ای سوار سرگران، کم کن شتاب              جان من لختی سبکتر زن  رکاب


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در یکشنبه هشتم دی 1387 و ساعت 23:16 |

جشن دیگان خجسته باد

دی به آذر روز از دی ماه برابر با 8 دی در گاهشماری ایرانی

واژه ی دی که در اوستا «دتهوش»(Dathush) یا «دزوه»(Daz-vah) می باشد به معنی دادار یا آفریننده و آفریدگار است که همیشه به مانند صفتی برای اهورامزدا آورده شده است.
واژه ی «دی» از مصدر «دا» آمده است که در اوستا و فارسی هخامنشی (پارسی باستان) و سانسکریت به معنی دادن، آفریدن، ساختن، و بخشیدن، است.
در پهلوی «داتن»(Datan) و در فارسی «دادن» شده است و «داتر»(Dater) که در پهلوی «داتار» و در فارسی «دادار» یا آفریدگار گفته می شود و در خود اوستا در آفرینگان گاهنبار بند 11 صفت دتهوش برای دهمین ماه سال بکار رفته است.

ابوریحان بیرونی درباره ی «دی» می گوید :

«... دی ماه، نخستین روز آن خرم روز است و این روز و ماه هر دو به نام خداوند است که «هرمز» نامیده می شود، یعنی حکیم و دارای رای و آفریدگار. در این روز عادت ایرانیان چنین بوده که پادشاه از تخت شاهی پایین می آمد و جامه ای سفید می پوشید و در بیابان بر فرش های سپید می نشست و دربان و یساولان را که شکوه پادشاه با آن هاست به کنار می راند و هر کس که می خواست پادشاه را ببیند، خواه دارا و خواه نادار بدون هیچ گونه نگهبان و پاسبان، نزد شاه می رفت و با او به گفتگو می پرداخت و در این روز پادشاه با برزگران می نشست و در یک سفره با آن ها خوراک می خورد و می گفت : من مانند یکی از شماها هستم و با شماها برادرم، زیرا استواری و پایداری جهان به کارهایی است که به دست شما انجام می شود و امنیت کشور نیز با من است، نه پادشاه را از مردم گریزی است و نه مردم را از پادشاه ...»

چهار جشن منسوب به «دی» یا «دادار»(خداوند - هرمزد) :

1- اورمزد و دی ماه در نخستین روز دی ماه
2- دی بآذر و دی ماه در هشتمین روز دی ماه
3- دی بمهر و دی ماه پانزدهمین روز دی ماه
4- دی بدین و دی ماه بیست و سومین روز دی ماه

که «کوشیار گیلانی» در «زیج جامع» این روزها را «دی جشن» می نامد.

منبع:http://www.aariaboom.com/content/view/654/67/

+ نوشته شده توسط در شنبه هفتم دی 1387 و ساعت 8:54 |
کدام اصل در تربیت کودک کمتر باید به کار رود؟

بچه ها مسوولیت پذیرند اما نه با امر و نهی

یكی از بزرگان می گوید: " مسؤولیت، یعنی توانایی تشخیص عكس العمل  مناسب." مسؤولیت پذیری افراد در هر جامعه ای یكی از ارزش های آن جامعه محسوب می شود اگر همه مردم مسؤولیت پذیر بوده و مسؤول اعمال و رفتار خود در خانواده یا جامعه باشند، آمار جرم و جنایت كاهش چشمگیری می یابد.

مسوولیت را می توان با احساس تعهد مرتبط دانست. اگر اعضای یك خانواده در قبال یكدیگر احساس تعهد كنند به طور حتم مسوولیت خود را نیز به بهترین نحو اجرا می كنند و جو رضایت مندی و قدردانی در خانواده حكم فرما می شود . وقتی والدین در قبال یكدیگر و فرزندان مسؤول باشند، این صفت نیك به فرزندان نیز منتقل شده و می توان امیدوار بود كه در جامعه نیز اِعمال شود.

فرزندان ، احساس مسؤولیت را از والدین، مدرسه، دوستان و اجتماع می آموزند وبا آموختن آن ، این مهارت با ارزش را تا آخرعمر حفظ كرده و ین امر باعث موفقیت بیشتر آنها در امور زندگی می شود. پس بهتر است مسؤولیت پذیری را از كودكی به فرزندانمان بیاموزیم ، یافتن راه هایی برای رسیدن به این منظور به عقیده متخصصان ، بسیار راهگشاست. تحقیقات نشان داده كه فرزندانی كه در كودكی مرتب مورد امر و نهی واقع شده اند و دایما به آنها گفته شده كه چه بكنند و چه نكنند، در بزرگسالی نمی توانند به راحتی تصمیم بگیرند ،اما والدینی كه نقش راهنما را در تصمیمات فرزندان ایفا كرده و حاكمیت كامل را به دست نمی گیرند، به فرزندان خود كمك می كنند تا مسؤولیت پذیری را بیاموزند.

در بررسی هی انجام شده مشخص شده كه عدم پذیرش مسؤولیت به معنی شكست در تحصیلات، شغل و روابط اجتماعی است. فرزندانی كه مسؤولانه تر عمل می كنند توجه بیشتری از بزرگسالان و اطرافیان می گیرند. پس آموزش این مهارت با ارزش را باید از 4 سالگی به فرزندان آموخت ، والدین می پرسند كه چگونه مسؤولیت پذیری را به فرزندان آموزش دهیم؟ باید خاطر نشان كنیم كه شما بدون این كه بدانید باگفتار و رفتارتان به آنها آموزش می دهید، فراموش نكنید كه حتی اگر سن فرزندان بسیاركم باشد، از طریق نگاه به شما و تقلید آنچه می كنید، رفتار می كنند و نسبت به اشتباهات شما نیز بسیار هوشیار هستند.

والدین چگونه موفق می شوند؟

1- به فرزند خود كمك كنید تا دریابد كه رفتارش چه تأثیری بر دیگران می گذارد. می توانید به او بگویید كه وقتی دوستت را می زنی، می توانی تصور كنی كه او چه دردی را حس می كند؟ آیا فكر می كنی كه نظر او درباره رفاقت با تو عوض می شود؟

با طرح چنین پرسش های ساده ای می توانید به فرزندان كوچك خود بیاموزید كه بازتاب رفتارشان را مجسم كنند وسعی در كنترل رفتارشان نمایند.

2- بدون اِعمال تنبیه، نظم و انضباط را برقرار سازید. یكی از مؤثرترین شیوه های انضباطی ، كنترل رفتار از طریق اجرای عدالت و قوانین محترمانه است و تنبیه ، یكی از بی تأثیرترین شیوه هاست. پس اگر فرزند شما دوستش را زد:

الف) او را از آن محیط دور سازید.

ب) از طریق بغل كردن او، گرفتن دستانش یا نگاه مستقیم به چشمانش او را آرام كنید.

ج) احساس به دوستش را در آن لحظه به وی گوشزد كنید .

د) روش های رفتاری دیگری را به وی پیشنهاد كنید یا اگر بیشتر از 8 سال دارد از او بخواهید كه بگوید به جای این كار چه كار دیگری می توانست انجام دهد.

3- به طور منظم عواقب كارهایشان را به شیوه محبت آمیز برایشان توضیح دهید.

وقتی افراد نتیجه كارهای خود را به وضوح بدانند، احساس مسؤولیت بیشتری در قبال آن می كنند و اگر این نتایج مطلوب و مورد قبول باشد، تاثیر آن دو چندان خواهد شد و به عنوان تشویق عمل می كند.

4- سعی كنید به آنچه می گویید و نصیحت می كنید، عمل كنید . تمام رفتارهای شما، پیامی در خود دارد. سعی كنید گفتار و رفتار خود را هماهنگ سازید. اگر از كلمات نامناسب استفاده می كنید، توقع نداشته باشید فرزندتان با احترام صحبت كند.

به یاد داشته باشید كه روش های رفتاری شما مانند دیواری است كه آجرهای آن به منزله هر یك از اعمالتان است و اگر یكی از آنها در جای نامناسب استفاده شود، دیوار كج شده و نتیجه مورد نظر خود را نخواهید گرفت.

وقتی سن فرزندان بیشتر شود، این قدرت را خواهند داشت كه بدانند: تصمیمات مناسب در موقعیت های مشابه در آینده = عواقب + رفتار؛ درضمن شاید نیاز باشد كه آموزش های گذشته را نیز به وی یادآوری كنید تا در آینده ، برخورد مناسب را از خود نشان دهد. برای مثال زمانی كه دروغ می گوید، می توانید به او بگویید " یادت هست كه دفعه گذشته وقتی دوستت به تو دروغ گفت، فهمیدی و از ناراحتی گریه كردی؟" و دیگر نیازی نیست كه بگویید" خودت هم دروغ می گویی" زیرا او خودش به این مورد فكرخواهد كرد . بدین ترتیب او به تدریج به بلوغ فكری كامل درباره مسوولیت گفتارش خواهد رسید.

وظیفه اصلی شما، دادن فرصت به فرزندان است تا خودشان در محیطی امن به تمرین و تجربه بپردازند . به عبارت دیگر ممكن است بتوان به صورت ظاهری دوچرخه سواری را از طریق نگاه به دوچرخه سواران یاد گرفت، اما باید هر فردی خودش سوار دوچرخه شود و آن را تجربه كند.

درك برداشت دیگران از مفاهیم گوناگون و دیدن قضایا از چشم دیگران نیزبه انسان كمك می كند تا بهتر فكر كند و با اعمال شایسته تر، روابط اجتماعی خوبی را نیز برقرار سازد.

بدین ترتیب، آنها از قدرت بیشتری برای مقابله با مسائل و زندگی آینده خود برخوردار خواهند شد و سعی می كنند رفتارشان را كنترل و تصحیح كنند، اما فراموش نكنید كه این تلاش آنها نیاز به تشویق و ستایش دارد و با تشویق های شما قدرت گرفته و ادامه می یابد و ادامه رفتار شایسته به طور حتم در خانواده و اجتماع تأثیر قابل ملاحظه ای خواهد داشت.

+ نوشته شده توسط در شنبه هفتم دی 1387 و ساعت 8:50 |
چهار لایه معنایی (Four Levels of Meaning) که محققان قرون وسطی در نقد ادبی مدنظر قرار می دادند چیستند؟

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در شنبه هفتم دی 1387 و ساعت 8:14 |

    شهید آبشناسان در کدام عملیات به شهادت رسید؟

    درجه دار بی هیاهو

    شهید آبشناسان

    تا امروز چند تا خاطره از زبان همسر شهید آبشناسان ودوستان ایشون براتون ذکر کردیم،حالا دیگه فکر کنم همه دوست داشته باشیم یه زندگینامه کوتاه و مختصر از این شهید بدونیم. گرچه که آدمای بزرگ تو این دو سه خط نمی گنجند اما همین کوتاه هم از ندونستن بهتره.

    راستی اگر میخواهید خاطراتی رو که گفتم مرور کنید اینجا رو کلیک کنید.

    فرمانده قرارگاه شمال غرب (حمزه سیدالشهدا)وفرمانده لشگر 23 نوهد( ارتش جمهوری اسلامی ایران)

    در سال 1315 در خانواده‌ای متعهد و مؤمن در« تهران» دیده به جهان گشود. دوران كودكی را با تحصیل در مدرسه سپری نمود و درسال 1336 با اخذ مدرك دیپلم وارد دانشكده افسری شد. در سال 1339 با درجه ستوان دومی فارغ‌التحصیل شد و یك سال بعد دوره مقدماتی را به پایان رساند. پس از آن، در اولین دوره «رنجر»، «دوره‌های عالی ستاد فرماندهی»، «دوره‌های چتربازی و تكاوری» در داخل و خارج كشور، شركت نمود و تمامی این مراحل را با موفقیت پشت سر گذاشت. او با وجود محیط نامناسب جامعه، پله‌های رشد و تكامل را، در پناه ارزشهای اسلامی سپری نمود. پس از طلوع جاودانه انقلاب، به درجه سرهنگی ارتقاء یافت و فرماندهی «یگان جنگهای نامنظم در قرارگاه سیدالشهدای ارتش» را بر عهده گرفت. شهید آبشناسان با تشكیل سپاه، نیروهای جدید را در «آموزشگاه سعد آباد» تحت تعلیم خود قرار داد و در سال 1363، مطابق حكم رسمی «قرارگاه رمضان»، فراهم نمودن زمینه‌های آموزش جنگهای نامنظم سپاه به وی واگذار گشت. با پذیرفتن این مسئولیت، تاكتیهای جنگهای چریكی را به برادران سپاهی، بسیجی و همرزمان خود آموزش داد و شاگردان بسیاری در این زمینه‌ها تربیت نمود كه همه آنها، در میدان مبارزه به زیبایی افتخار آفریدند. در آغاز جنگ تحمیلی، خاك جبهه جنوب، با صلابت گامهای او، آشنا شد كه همانند بسیجی‌ای ساده، در بزم عملیات پیرانشهر، سردشت و بانه، حماسه آفرید و با رشادتهای خود، یادش را در تاریخ خونین دفاع مقدس و قلبهای ملت ایران، به تصویر كشید. وی كه از همرزمان و یاران نزدیك شهید «محمد بروجردی» بود، در حالیكه فرماندهی لشگر 26 نوهد، فرماندهی قرارگاه حمزه و لشگر 33 نیروهای مخصوص را بر عهده داشت، در سال 1364، همزمان با عملیات قادر، در منطقه «لولاند» بر اثراصابت تركش، شربت شیرین شهادت را نوشید و آسمان جبهه را به شمیم پایداری در مكتب اسلام، انقلاب و امام راحل، معطر ساخت.

    منبع:پرونده شهید دربنیاد شهید وامور ایثارگران ،مصاحبه با خانواده ودوستان شهید

    مطالب مرتبط:

    دنبال من نگردید

    انگشتر فیروزه

    عجب پارتی بازیی

    بین فریادهاش به من لبخند میزد

    خرج خودمان نمی کرد

+ نوشته شده توسط در شنبه هفتم دی 1387 و ساعت 8:12 |

 

روزهای جمعه چه دلگیر است وقتی می دانی که انتظار این هفته نیز بی نتیجه مانده است.

چقدر سخت است چشم انتظاری و سخت تر از آن این است که حسرت این انتظار بردلت بماند.

آقای من:

نمی دانم در کدامین جمعه خواهی آمد و چشم منتظرانت را به جمالت روشن خواهی کرد. نمی دانم آن زمان هستم که خاک پایت را سرمه ی چشمانم کنم یا نه؟ نمی دانم از کدامین سو خواهی آمد....

هیچ یک را نمی دانم. اما ثانیه های عمرم را به بهانه ی لقای تو سپری می کنم. این امید را به خود می دهم که گرچه گناه کارم و گرچه لیاقت این را ندارم که در رکاب مولایم باشم اما حداقل افتخار این را دارم که منتظرت باشم. چشم به راه بودن سخت است اما من تمام این سختی را به جان می خرم تا شاید مولایم گوشه ی چشمی هم به من بیندازد.

آقای من:

ثانیه ها را می شمارم. لحظه ی دیدار نزدیک است. اما من نمی دانم که در آن لحظه هستم یا............

مولا جان تو را به جان مادرت به این انتظار پایان ده و ما منتظران را از هراس نبودنت رها کن.

بیا و طعم سخت این جدایی را با ظهورت شیرین کن.

 

لحظه ی دیدار نزدیک است

باز من دیوانه ام مستم

باز می لرزد دلم دستم

باز گویی در جهان دیگری هستم

http://montazerat-hastam.blogfa.com/

+ نوشته شده توسط در جمعه ششم دی 1387 و ساعت 23:15 |

اگر دعای من امشب به آسمان برسد


گمان كنم كه خدا هم به دادمان برسد

 

رمق نمانده به جسمم, خدای من مددی!


مگر ز تو به تن مرده‌ام توان برسد

 

غمم ز دوری یار است، یار گمشده‌ام


چه می‌شود خبر از یار بی نشان برسد؟

 

چه می‌شود كه بیاید سوار مشرقی‌ام


و بر پیاده ی خسته، توان و جان برسد؟

 

پر از لطافت گل می‌شود نسیم چمن


اگر به فصل خزان یار مهربان برسد

 

گلاب و عطر بپاشید در مسیر ظهور


گمان كنم كه هر آن لحظه میهمان برسد!

 

همیشه منتظرم دركنار جاده عشق


كه پیك خوش خبر از سمت جمكران برسد

 

تمام ذهن مرا پر نموده این پرسش

 
چه می‌كنیم اگر وقت امتحان برسد؟

 

خدا كند كه در این روز, روسپید شویم


چو كارنامه به آن مصلح جهان برسد

 

یقین بدان كه اثر می‌كند دعای فرج


و از عنایت آن صاحب‌الزمان برسد

 

شروع دفتر باور به نام او زیباست


اگر كه ختم غزل هم به پای آن برسد

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه پنجم دی 1387 و ساعت 22:39 |
با استناد به کدام آیه از قرآن می توان ثابت کرد که بهشت و جهنم هم اکنون وجود خارجی دارند؟

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه پنجم دی 1387 و ساعت 14:29 |

مصرف کاکائو چه تأثیری بر افسردگی دارد؟

درمان افسردگی با مواد غذایی مناسب(2)

در قسمت قبلی این مقاله به علائم افسردگی و اثر کمبود برخی از ویتامینها در بروز افسردگی اشاره کردیم. در این قسمت به بیان اثر برخی داروها و مواد غذایی دربروز افسردگی وهمچنین توصیه هایی برای بهبود آن می پردازیم.

بعضی داروها نیز باعث بروز افسردگی می شوند مثل آنتی بیوتیک ها، باربیتورات، آمفتامین، کورتیکوستروئیدها ، مصرف طولانی مدت استروئیدها، داروهای مسکن، ضد التهاب مفاصل، ضد دیسک، ضد تشنج، فشار خون بالا، قلبی، آریتمی (نامنظمی ضربان قلب)، ضد بارداری، ضد پارکینسون، داروهای روان درمان و داروهایی که برای درمان افراد الکلی استفاده می شود.

اگرچه افراد سیگاری ادعا می کنند برای تمدد و آرامش اعصاب سیگار می کشند، ولی در حقیقت با این کار بیشتر به اعصاب خود آسیب می رسانند، زیرا نیکوتین موجود در سیگار با مقادیر بالای مونواکسید کربن در خون ترکیب می شود و اثرات مخرب و مضری بر روی عملکرد مغز و اعصاب به جای می گذارد.

تغذیه صحیح باعث بهبود افسردگی و ارتقاء سلامت روحی و توانایی ذهنی می شود.برای تأمین مواد مغذی مورد نیاز برای بهبود افسردگی ، باید انواع مختلفی سبزی، میوه، سالاد، غلات سبوس دار، لوبیا، ماکارونی، برنج و نان را مصرف کرد.

انگور، جوانه  گندم، مخمر آبجو(ماءالشعیر)، جوی دو سر، گندم، شیر و لبنیات،  انواع توت، انجیر (خشک یا تازه)،  آجیل  (شور نباشد)، زنجبیل، ریحان  و رزماری نقش مهمی در بهبود افسردگی دارند.


 

شکلات کاکائویی

به دلیل داشتن قند زیاد باعث نوسانات ناگهانی قند خون می شود. برای اینکه مغز به درستی کار کند، نیاز به یک منبع قندی دارد که بطور منظم و پیوسته کار کند. اما وقتی قند خون بطور ناگهانی از مقادیر خیلی بالا به مقادیر خیلی کم افت می کند، اثرات مخربی بر روی رفتار و حالات روحی فرد دارد.

بنابراین مصرف زیاد کاکائو ، به دلیل افزایش قند خون اثرات بدی بر رفتار و عملکرد مغز دارد. ولی مصرف کم کاکائو حال فرد افسرده را بهتر می کند، زیرا تئوبرومین موجود در کاکائو باعث آزاد سازی ایندورفین ها از مغز می شوند. ایندورفین ها موادی هستند که باعث بوجود آمدن احساس عاشق شدن و خوشی در فرد می شوند.

دریافت کافی انرژی، مصرف پروتئین و املاح برای حفظ سلامت روانی لازم است

در کل، توجه به تغذیه صحیح، آسان ترین و نخستین مرحله اساسی بهبود افسردگی است. برای درمان یک شخص افسرده، در مرحله ی اول باید وضعیت غذایی او را بررسی کرد. در حالیکه اکثر پزشکان این کار را نمی کنند. همیشه باید مقدار قندخون را در حد ثابت و مشخصی نگه داشت و از افت یا افزایش قند خون جلوگیری کرد. همچنین غذاهای غنی از ویتامین های گروه B را در برنامه غذایی روزانه خود مصرف کرد.

دریافت کافی انرژی، مصرف پروتئین  و املاح  برای حفظ سلامت روانی لازم است.

توصیه های غذایی :

1- مواد غذایی، تأثیر زیادی بر روی رفتار و عملکرد مغزی دارند. برنامه ی غذایی نامناسب به خصوص مصرف زیاد تنقلات پرکالری و فاقد مواد مغذی، علت اصلی بروز افسردگی است، زیرا ترکیباتی بنام «انتقال دهنده های عصبی» در مغز تحت تأثیر غذایی است که می خوریم.

2- بسیاری از مواد مغذی در عملکرد مغزی و هورمونی بدن شرکت دارند که احساسات ما را تحت تأثیر قرار می دهند. بنابراین یک برنامه غذایی سالم همراه با مصرف مکمل های غذایی برای بسیاری از افرد مبتلا به افسردگی مفید است.

3- مصرف فراوان سبزیجات بطور خام یا کمی پخته، بعضی میوه ها،  برنج سبوس دار، حبوبات مثل لوبیا، عدس و سویا ، مرغ بدون پوست، بوقلمون بدون پوست و ماهی مفید است.

4- تا حد امکان از مصرف شکر و شیرینی جات و آرد بدون سبوس پرهیز کنید. این مواد غذایی به دلیل تصفیه و فرآوری شدن ، فاقد 15 نوع ویتامین و املاح مورد نیاز برای حفظ تعادل روحی بدن لازم را ندارند. به همین دلیل مصرف زیاد اینگونه مواد غذایی بجای مواد غذایی مفید، خیلی زود باعث ایجاد کمبود مواد مغذی در بدن شما خواهد شد.

همچنین این مواد باعث می شوند شما یک مرتبه احساس انرژی و نشاط کنید و یک مرتبه هم احساس افت و غم، در نتیجه بیشتر دچار خستگی و افسردگی می شوید.

 در طی ورزش، مغز مواد شیمیایی بنام اندورفین و انکفالین را آزاد می کند که درد را از بین می برند.


 

سایر توصیه ها :

1- با مراجعه به پزشک ببینید که آیا دچار آلرژی غذایی هستید یا خیر؟

2- آزمایش بررسی املاح مو را انجام دهید تا در مورد عدم مسمویت با فلزات سنگین مطمئن شوید.

3- با مراجعه به پزشک غدد، عدم ابتلا به کم کاری تیروئید را بررسی کنید.

4- هر روز مقداری ورزش کنید. در طی ورزش، مغز مواد شیمیایی بنام اندورفین و انکفالین را آزاد می کند که درد را از بین می برند. همچنین باعث احساس شادی و نشاط می شوند. افرادی که هر روز بطور منظم و پیوسته ورزش می کنند ابراز می کنند که بعد از ورزش احساس خوبی دارند. بنابراین بهترین راه برای رهایی از افسردگی، ورزش منظم است.

نیره ولدخانی – کارشناس تغذیه تبیان

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه پنجم دی 1387 و ساعت 14:25 |
 او از روح القدس است ... 
 گفتگوی مسیحیان با پیامبر (ص) 
 شباهت های عیسی (ع) و امام حسین (ع) 
 گنج در ویرانی می باشد 
 انجیل ( مژده ای برای مسیحیان) 
 افسانه صلیب 
 عیسی بشیر مصطفی 
 ویژگی های همنشین خوب 
 بشارتهای حضرت عیسی در کلام امام رضا 
 و آن باکره ... 
 سیمای محمد (ص) در تورات و انجیل 
 مرا نرسد که درباره خودم چیزی بگویم 
 منظور قرآن از تورات و انجیل کدام است؟ 
 شهدای مسیحیت 
ویژه نامه ولادت حضرت عیسی در تبیان زنجان
 تصاویر ویژه
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه چهارم دی 1387 و ساعت 22:31 |

النبي عيسى (ع) روح الله

النبي عيسى (ع)

 

ولادة عيسى :

العذراءُ مريمُ تعتكفُ (أي: تعتزل الناس للعبادة). فهي منصرفةً ألى صلاتها وتنسُّكها وخشوع وجهها لله بابتهال ودعاء! لقد اعتزلت أهلها، واتّخذت من دونهم ستراً، فلا تراها عين.

وفجأة، تضطرب نفسها الصافية، برهبةٍ وخوفٍ لم تجد لهما تفسيراً، ولاتأويلاً!. وإنها كذلك، وإذ بملاكٍ كريمٍ، في هيئة إنسان سويٍّ، يقتحم عليها خلوتها، فيكر عليا صفاء وحدتها، ويقطعها عما هي فيه من عبادة وصلاة!.

فترتاع... وتحاول الفرار بنفسها، وهي البتول الطهور!.

ويومئُ إليها الملاكُ بألاّ تخاف ولاترتاع. ويقترب منها وئيداً، فتستعيذ منه بالرحمن، وقد استطارت نفسها شعاعاً! (أي خافت خوفاً شديداً)

وهدأ روعُها بعد قليل، ولكن الحيرة عصفت بها من جديد، عندما أفصح الملاك عمَّا أرسل إليه: {.. إنّما أنا رسول ربك لأهب لكِ غُلاماً زكياً}.

- غلام؟... ياللفضيحة، والعار!.. وماذا سيقول عنها قومها، وهي الشريفة النفس، الكريمة الأصل، الطيبة الأرومة، الطاهرة أباً وأماً!؟..

ثم، أنّى يكون لها غلام وهي الناسكة المتعبدة، البتول العذراء، لاتعرف من وجوه الرجال إلاّ زوج خالتها النبي زكريَّا، وكان قد كفلها عندما كانت بعدُ صغيرةً، وبعض الأخيار الأبرار، الذين نذروا أنفسهم لله وعبادته وخدمة المؤمنين!..

وتعود إليها رباطةُ جأشها، فهي أمام رسول ربِّها إليها، فلم الارتياع؟

وتسألُ: {.. أنّى يكون لي غلام ولم يمسسني بشر؟..}

قال الملاكُ: {كذلك قال ربُّك هو عليّ هيِّن. ولنجعله آية للناس، ورحمة منا..}

وتمت كلمةُ ربك! ويختفي الملاك عن الانظار، بعد أن قام بما أمر به، {.. وكان أمراً مقضيا!}.. ويعود القلقُ والاضطرابُ يتأكّلان نفس العذراء البتول، تأكُّلاً!.

وتتصور ألسنة الناس تلوك سمعتها، وعفافها، وطهرها، وهم يقذفون بفاحش القول، وبهتان وافتراء، فينعصر قلبُها، ويغلي دماغها،.. فكيف ستُدافع عن نفسها، وتثبت للناس براءَتها؟..

وتعود إلى منزلها، وقد ضاقت عليها آفاق الدنيا بما رحُبت..

وتقبع العذراء في منزلها، لاتغادره إلاّ لماماً (أي: قليلاً).

وتجد في العبادة سلوى تخفف ماينتابُها من مقلقات الهموم، وعزاءً ينسيها ما ينمو في أحشائِها من "كلمة الله" الذي إذا قضى أمراً فإنّما يقول له كن فيكون!.. وهكذا تقبل مريم على عبادة ربها إقبال الغريق على خشبة الخلاص، وتستغرق في عبادتها استغراقاً ينسيها نفسها، والعالمين،.. ولكن، إلى حين!..

فها هي ذي الأيام تمر مرّ السحاب!.. وها هو ذا اليوم الموعود. فمريم تعاني آلام المخاض!.. وتفرُّ العذراء بنفسها من قريتها إلى البريّة، بعيداً عن الناس، وأعين الرقباء، وألسنة السوء.. فلعلّ الله يجعل لها من أمرها فرجاً ومخرجاً!..

ويُلجئها المخاض إلى جذع نخلة يابسة، فتضع غلاماً يتلألأ جبينه نوراً!..

وتعاودُها الوساوس والهواجس، فما العمل؟. وكيف ستُقابل قومها بهذا المولود الجديد؟.

فتتمتم بالتياع وحرقة: {.. ياليتني متُّ قبل هذا وكنت نسياً منسياً!} ويدركها مايدرك النفساء من وهن، بعد ان تضع..

إن جسمها الطريَّ ليذوي، كنديِّ النبت الغضِّ في لافح الهجير... فقواها في اضمحلال، ونفسُها في شتات.. وتحاول البكاء، فلا تقطر من مقلتها دمعة واحدة. إن دموعها لم تجف، ولكنها أصيبت بما يشبهُ الاحتراق.. وفجأةً، تعود إليها نفسُها عندما تسمعُ صوتاً يناديها من تحتها، بأنسٍ رقيقٍ، وحنانٍ رفيق:

- {.. ألا تحزني قد جعل ربك تحتك سرياً. وهزي اليك بجذع النخلة تساقط عليك رطباً جنياً. فكُلي واشربي، وقري عيناً!..}

وتمتد يد البتول الى النخلة، وقد كانت قبل سويعة جرداء يابسة لاتصلح إلا للنار، فإذا هي الآن مونعة مورقة، تحمل يانع الثمر، فتهزّها، فيتساقط أمامها الرطبُ(التمر في أوله)، فتأكلُ منه، وتمدُ يدها الى الماء الذي تفجر من تحتها، سلسبيلاً عذباً فتغترف منه وتشرب، وتحمدُ الله، وتشكره، مسلمةً اليه أمرها، قائلة في نفسها:

أليس هذا دليلاً على عصمتي من كل ريبة، وآية من آيات الله البينات؟..

وتحمل وليدها، ويعاودها التساؤل كالسوط يلسع منها العقل والوجدان، فيهتز خاطرها اهتزازاً عنيفاً،..

- كيف ستقابلين قومك بهذا المولود العجيب الولادة حقاً؟.. وهل هم من البساطة لدرجة تصديق دعواك بالسهولة المتوخاة؟

وهل في الدنيا كلها، من قبل ومن بعد، أمٌ دون زوج، وولد دون أب؟

ولكن الله تعالى كفاها مؤونة الجواب: فما عليها إلا أن تلوذ بالصمت، وفاء بنذر صيام عن الكلام:

- {.. فإما ترين من البشر أحداً فقُولي: إني نذرتُ للرحمن صوماً فلن أُكلِّم اليوم إنسيَّاً!}.

واطمأنت إلى هذا الموقف بعض اطمئنانٍ، وارتاحت إليه راحةً يسيرةً.

المعجزة :

{فأتت به قومها تحمله..} متعثرة الخُطى، مضطربة، وجبينها الطهور يندى عرقاً بارداً، فالخطبُ جلل!.. ورماها قومُها بنظرات استهجانٍ واستغراب، وصاحوا مندهشين:

- ماهذا يامريم؟.. لقد جئت شيئاً فريّاً، وأنت الطاهرة المطهرة أصولاً وفروعاً!..

وكاد لسانها يتحركُ، ليدفع عنها تهمة السوء، وفرية الفحشاء. ولكنها استدركت ذلك، فهي صائمة عن الكلام، لا تلكمُ إنسيّا!

وبالتالي، فهي ليست على استعداد للخوض في نقاش وجدل، لايجلبان لها نفعاً، ولايدفعان عنها ضراً!. فأشارت إلى الوليد في مهده. يلفه قِماط، وكأنها تقول لهم: اسألوه!.

فجحظت عيونهم، وتساؤلوا ساخرين: {.. كيف نكلم من كان في المهد صبيا؟}

وتقع المعجزة:..

فإذا بالوليد ينطق في مهده، ولكنه لايدفع عن امه تهمة، ولا يثبت لها براءة، ولايرد عليهم سوء مقال، بل يخبرهم بلسان طلق مبين، بأنه من عباد الله المكرمين، وأنبيائه المجتبين، ورسله المباركين، أوصاه الله بالصلاة وبالزكاة، وببر أمه الصديقة الطاهرة.

قال: {إنّي عبد الله آتاني الكتاب وجعلني نبيا. وجعلني مباركاً اين ماكنت، وأوصاني بالصلاة والزكاة مادمت حيا. وبراً بوالدتي ولم يجعلني جباراً شقياً. والسلام عليّ يوم ولدت، ويوم أموت ويوم أُبعثُ حيَّا!..}

فحق عليهم القولُ، ولزمتهم الحجة البالغة، والبرهان الدامغ، يدحضان (أي: يدفعان ويبطلان) كل بهتان، ويصفعان كل اجتراء!..

ولكن،.. هل آمنوا وصدَّقوا؟..

ويأتي الجواب بالنفي، بطبيعة الحال - فبنوا إسرائيل طبعوا على اللجاج والسفاهة، والمكابرة والعناد. لاتقنعهم الحجة، مهما بلغت من إعجاز لايكون إلاّ سماوياً!..

أولم يلاق موسى، من قبل، كل مكابرة منهم، وتعنت وضلال؟..

فلم يؤمنوا بإعجاز هذا الوليد الذي أنطقهُ الله في المهد، ولما يرتو من لبن أمه، بعد، كما أنهم لم يؤمنوا بطهارة أمه الصديقة البتول، فانطلقت السنتهم ببهتان وافتراء، وسوء قيل وقال!..

النبوّة :

وشبَّ عيسى، كما يشب بقية الفتيان، ولكن مخايل النجابة، وسيماء الكرامة (أي: مظاهرها ودلائلها) بدتا عليه، فظهر مهاباً!..

وكان أثناء لعبه مع أترابه، ومخالطته إيّاهم، يحدثهم بما لا تقوى على فهمه عقولهم، وينبئهم بما يأكلون، ومايدّخرون في بيوتهم.

وعندما كان يجلس أمام استاذه في الكتّاب، كان يلحظ كل شاردة وواردة، ويحفظ كل حاضرة وغائبة. فيجد فيه استاذه فتى خارقاً!..

وعندما بلغ الثانية عشرة من سنيّه، صحبته أمّه الى بيت المقدس، حيث استهوته مجالس العلم والعلماء. فكان يحرص على شهودها حرصاً شديداً، مصغياً، متأملاً، مفكّراً... ثم مناقضاً وكأنه يغترف العلم، من البحر، اغترافاً!.. فكان يرد على أحبار اليهود مسفّهاً ما كانوا يعلّمونه عامّة الناس من زخرف القول وزوره، ومبهرج الكلام وباطله، اللذين يخفيان خلفهما ضلالاً كبيراً، وغيّاً عظيماً.. فيقارعهم، ويحجهم،.. فيصمتون مبهورين، وقد علت وجوههم علائم الانكسار..

ويتطلع الناس إليه،... وإليهم، مستغربين!. فيالهذا الفتى في حكمة أجلاء الشيوخ وعلمائهم الأفذاذ!.. وكثيراً ما كان ينسى عيسى كل ماحوله، حتى نفسه، ينساها، فهو في حجاج، مع هؤلاء الاحبار، مستمر، قلّما يهدأ، أو ينقطع، حتى أنه نغص عليهم مجالسهم، فكادوا أن يعافوها!.. وتمضي عليه، وهو في هذا الحال، أيام كثيرة، وشهور..

وتفتقده أمه في كل مكان فلا تعثر له على أثر. فيجن صوابها!..

وبينما هي كذلك، وإذ بابنها بين زمرة علماء، علت صدورهم لحىً كثّة بيضاءُ بيضاء، وهو يناقشهم، بصوت يشيع فيه صادق البرهان، وساطع الحجة والبيان،.. وقد اصفرت منهم وجه. واحمرت عيون، فتخاف عليه سوء العواقب، وتحذر عليه يداً أثيمة تناله بسوء... فتضمه اليها، وتعود به إلى "الناصرة"، مدارج طفولته، وملاعب صباه، بعيداً عن مكامن الخطر والأذى، والعثرات!..

ولما بلغ عيسى الثلاثين من سنّيه المباركة، صدع بأمر الله عزوجلّ، معلناً نبوّته في بني اسرائيل... مفنّداً (أي: مظهراً باطل..) ماهم عليه من كفرٍ وضلال، داعياً إياهم إلى العودة الى الأصول الأولى، والينابيع الصافية، في مصادرها.. والى الفطرة السليمة التي فطر الله الناس عليها.

وأخذ يُبيّن لعامة الشعب ماقام به كبار أحبارهم من تزييف لشريعة موسى السمحاء، وتحريف لها. ابتعاء عرض الحياة الدنيا، وتهافتاً على الذهب يكنزونه في خزائنهم، دون أن يعطوا فقراء خلق الله منه شيئاً، بل يسلبون منهم الدينار والدرهم باسم الدين، وخدمة الهيكل!.

وجنّ جنون أحبار بني اسرائيل!.. فما لهذا المبعوث يرميهم بكل فضيحة ونقيصة تقصمان (أي: تقطعان) الظهور؟.. واجمعوا على تكذيبه، ومناوأته.. وألبوا عليه أوغادهم وجهالهم، فما استطاعوا أن ينالوا منه، ويحطوا من شأنه،.. بل كان الأمر على النقيض من ذلك، فلقد ازداد سموّاً وعلوّاً وتحلّق حوله أشياع وأتباع، وتلامذةٌ ومريدون.

آيات ومعجزات :

ويطالب أحبار بني إسرائيل عيسى بالآيات والمعجزات، فلكل نبي أياته ومعجزاته وبيّناته!.. وينهض عيسى لما يطلبون:

- فكان يخبرهم بما يأكلون، ومايدّخرون..

- وكان يصنع لهم من الطين كهيئة الطير، (تمثال طير من طين)، ثم ينفخ فيه،.. فإذا به طائر، من لحم ودم، يطير، محلقاً في الأجواء!..

- وكانوا يأتونه بالرجل منهم، يكون أعمى منذ ولادته، فيمسح على عينيه، فيرتد بصيراً...

- وبالأبرص قد شوّه البرص وجهه، فيمسح على وجهه، فإذا به وسيمُ الوجه، جميل الصورة...

- وكانوا يأتون به إلى الميت، منذ ساعات، أو أيام،.. فيدعو فوق رأسه، فينهض حيّاً!..

- وكان يمشي، أمام بعضهم، أو بعض تلامذته، على الماء، وكأنه يتجول في بستان، ويعود اليهم دون ان تبتل له قدم!.

يفعل ذلك كله، أمام من حضر، مؤكداً أمام الجميع بأن ذلك بأمر الله، وباسمه،.. داعياً إيّاهم إلى الايمان برب السموات والارض، والإقلاع عن كل غيٍّ وفساد!. فآمنت به طائفة، هم حواريّو المسيح، وأنصاره، وتلامذته، وأتباعه، وسمّوه "المعلم" وأطلقوا عليه لقب "المسيح" إشارة إلى أنه كان يمسح بيده المباركة على الضرير والأبرص، كما مر، فيشفيان. وكفرت به طائفة أخرى، وقد أعمى الله البصائر منهم والأبصار، فأطلقوا عليه نعوتاً كاذباتٍ واختلقوا حوله إشاعاتٍ وافتراءاتٍ، فأثيرت حوله زوبعة من صخبٍ وضجيج.

وقضى الله بنصرة نبيّه عيسى(عليه السلام)، وردِّ كيد كل خائنٍ كفار!...

الحواريون والمائدة :

وكان اسلوب عيسى (عليه السلام) في دعوته، الاّ يستقرّ في مكان.. فأرض الله واسعة،... وفيها من خلقه من لم يسمع باسمه، فلم تصله رسالة السماء.

فكان دائماً في حل وترحال، لايهدأ في مدينة حتى يغادرها الى ثانية،.. وما أن يصلها حتى لايمكث فيها طويلاً، فيغادرها إلى قوم آخرين، وهكذا..

وكان يصحبه حواريون وتلاميذ، ارتدوا خشن الصوف، وخلقوا وراءهم الدنيا ظهرياً (أي: جعلوها وراء ظهورهم) فانطلقاو مع "معلمهم" يتصفحون صحائف الكون، والطبيعة، وخلق الله وآياته الباهرات!..أي: جعلوها وراء ظهورهم) فانطلقوا مع "معلمهم" يتصفحون صحائف الكون، والطبيعة، وخلق الله، وآياته الباهرات!..

وبينما كانوا يخلدون للراحة، بعد وعثاء السفر، في أرض قفر، جدباء، وقد أخذ الاعياء والجوع منهم مأخذاً عظيماً، تساءلوا فيما بينهم عن الطعام، ولاطعام لديهم، فتوجهوا بالسؤال إلى "معلمهم" الأكبر عيسى: فقالوا: {.. ياعيسى ابن مريم، هل يستطيع ربك أن ينزل علينا مائدةً من السماء؟..}.

وظهرت على محيّا النبي الكريم، علائم استغراب، وخوف، وحذر، فأسرع يجيبهم:

- {.. إتقوا الله ان كنتم مؤمنين!} "ألم تؤمنوا بربكم، بعدما شاهدتم كل هذه المعجزات والبيّنات؟..."

- حاشا لله أن نكون من المكذبين، أو المفترين، أو الشاكّين!.

_ أخاف عليكم الفتنة واللَّجاج المؤديين إلى المكابرة والعناد، وما جزاء ذلك إلاّ خزيُ الدنيا، وعذاب الآخرة المقيم!.

- حنانيك يامعلم!.. ألم تر الينا، وقد انهكنا الجوع، وعضّنا بناب ناهشٍ؟. إننا إذ نطلب اليك ذلك فلكي نطعم منها، فنزداد إيماناً على إيمان، ويقيناً على يقين، وتسليماً على تسليم. وبذلك تشريف لنا، وتخصيص بفضل وكرامة، يفرضان علينا ثابت اليقين والإيمان، بالإضافة إلى مايُتاح لنا من فرصة لنشر الدعوة وتبليغ الرسالة، فلا العنت نبغي ولا اللجاج، ولا المكابرة والعناد، ونحن الذين آمنا، وأشهدنا الله على إيماننا، وكنت انت شهيداً ايضاً، منذ أول ماعرفناك، فعرفنا الحق، وصدقّنا دعوتك، واتّبعناك ولازلنا، وسنبقى إن شاء الله من المهتدين...

فلما تبيّن لعيسى (عليه السلام) صدقُ مقصدهم، وظهر له صحيح ماانطوت عليه دخيلتهم (أي: باطنهم، وسرهم) رفع يديه ووجهَه الى السماء قائلاً بصوت يتفطّر استعطافاً:

- "اللهمّ!.. ربّ السموات والارضين، وما بينهما،... ياباسط اليديد بالرحمة، ياموسع الخلق بالعطاء والرزق، يامن لاتغيض خزائنه، ولاتنقطع مواهبه، يامالك الملك، ياذا الجلال والاكرام: {أنزل علينا مائدة من السماء تكون لنا عيداً لأولنا وآخرنا، وآية منك، وارزقنا وانت خير الرازقين}.

فاستجاب الله تعالى لنبيّه دعوته، ومنحه طلبتهُ:

{قال الله إني منزلها عليكم، فمن يكفر بعد منكم فإني أُعذّبُهُ عذاباً لاأُعذبه أحداً من العالمين}.

وما لبث القوم أن سمعوا حفيف أجنحة، ورأوا مائدة تتهادى من عل، لتستقر فيما بينهم، وهي تفيض بالرزق الوفير، والخير العميم!..

وقبل أن تمتد اليها يد، دعا عيسى أن تكون رحمة لهم ونعمة، وأن يزيدهم الله من فضله...

ثم أومأ بيده اليها، وإليهم، فائلاً، كلوا، واشكروا!

فطعموا منها كفايتهم، وقاموا وقلوبهم تطفح بشراً وايماناً، وهدىً نوراً.

وسمع بذلك خلق كثير، توافدوا إلى عيسى مؤمنين، فتكاثروا، وازداد المؤمنون يماناً!.. وانتشرت رسالة عيسى، وعمّت.. فلها في كل بيت مؤيد ونصير.

وكان عيسى يعلن في كل مشهد ومحفل وناد: {يابني إسرائيل إنّي رسول الله اليكم مصدقاً لما بين يدي من التوراة، ومبشراً برسول يأتي من بعدي، اسمُهُ أحمد!..} وهكذا فدعوته تصديق بماضٍ وتبشير بمستقبل آت!..

ويجمعون، أخيراً، كيدهم ومكرهم، مقرّرين القضاء على عيسى. وليكن مايكون!

فرفعوا أمرهم الى حاكم "بيت المقدس" ملصقين بالمسيح كل تهمة شنعاء،..

وترصّدوا عيسى، فأين يكون؟. وأين المفرُّ؟

واجتهدوا في بث عيونهم وأرصادهم، وكان عيسى قد علم بمكرهم، فلم يهتدوا إليه ولم يعثروا له على أثر. وبينما كان رجال الدين يبحثون في بيت المقدس أمر عيسى، وقد استعصى، واستشرى وحيّرهم أمر اختفائه عن العيون، فاهتّموا واغتمّوا،.. وإذ بيهوذا الاسخريوطي يدخل عليهم، ويا للبشرى!.. إنّ مطّلع على كل تحرّك يقوم به هذا النبي الجديد، في ليل وفي نهار. فيصيحون فرحاً، ويهتزون طرباً، فأين الذي يكذّب كهّان الهيكل ويسفّه الأحبار؟ ويتّصلون بوالي المدينة المقدسة، فيرسل معهم جنداً لإلقاء القبض على هذا المبعوث الجديد. فلعل الفتنة تنقطع، ولعل الناس يهدأون!.

الله يرفع عيسى اليه :

وفي ليلة ليلاء، بينما كان عيسى (عليه السلام) وتلامذته مختبئين في بستان، وإذ بالجند يُداهمهم، فيفر الأتباع مولّين الأدبار. وتتحرك مشيئة الله سريعاً، على غير ما ينتظره أعداء الله، فإذا بعيسى لاتراه عين، وقد كان منذ لحظات بين أيديهم. فكأن الارض ابتلعته، أو رفعته إليها السماء!. ويساهدون رجلاً مقبلاً نحوهم، ويتأمّلونه جيّداً، إنه يشبه عيسى كثيراً،

فيتصايحون:

- هذا عيسى، هذا عيسى؟..

فانقضّوا عليه، وأمسكوا بتلابيبه، ساقوه أمامهم مخفوراً.

اما الرجل، فقد أخذته المفاجأة، فما استطاع كلاماً..

وانهالت عليه حشود الجماهير تتقاذفه أمامها صاغراً ذليلاً!.

عند ذلك أخذ الرجل يصرخ بأعلى صوته: أنا لستُ عيسى، بل أنا الذي دلّكم عليه. أنا يهوذا الإسخريوطي!..

فهزئوا منه مقهقهين. ووصلوا به إلى وسط الساحة وهم يجذبونه جذباً عنيفاً، ويجرّونه جراً شديداً، بعد أن ساروا به على درب الجلجلة، زيادة منهم في العذاب الأليم، والنكال المهين.

وفي وسط الساحة، رفعوه بين الصخب والضجيج، وصلبوه، بعد أن جرّعوه كأساً من علقم، وتوّجوا رأسه بالشوك إكليلاً!..

{.. وما قتلوهُ، وماصلبوهُ، ولكنْ شُبّه لهم، وإنّ الذين اختلفوا فيه لفي شكٍّ منه، مالهم به من علم إلا اتباع الظنّ، وما قتلوه يقيناً. بل رفعه الله اليه، وكان الله عزيزاً حكيماً!}.

(صدق الله العلي العظيم)

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه چهارم دی 1387 و ساعت 15:59 |

يوم المباهلة

محمد(ص)

آية المباهلة :

قال الله تعالى :

( فَمَنْ حَآجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ وَأَنفُسَنَا
 
 وأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةُ اللهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ ) (1) .

يوم المباهلة :

24 ذو الحجّة 9 هـ .

معنى المباهلة :

قال ابن منظور : ومعنى المباهلة أن يجتمع القوم إذا اختلفوا في شيء فيقولوا : لعنة الله على الظالم منّا (2) .

صفة المباهلة :

وصفة المباهلة : أن تشبك أصابعك في أصابع من تباهله وتقول : اللهم رب السماوات السبع ، والأرضين السبع ، ورب العرش العظيم ، إن كان فلان جحد الحق وكفر به فأنزل عليه حسباناً من السماء وعذاباً أليماً (3) .

دعوة النبي ( صلى الله عليه وآله ) لأساقفة نجران :

كتب رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) كتاباً إلى أساقفة نجران يدعوهم إلى الإسلام ، جاء فيه : ( أمّا بعد ، فإنّي أدعوكم إلى عبادة الله من عبادة العباد ، أدعوكم إلى ولاية الله من ولاية العباد ، فإن أبيتُم فقد أذنتم بحرب ، والسلام ) .

فلمّا قرأ الأسقف الكتاب ذُعِر ذُعراً شديداً ، فبعث إلى رجل من أهل نجران يقال له : شَرحبيل بن وداعة ـ كان ذا لب ورأي بنجران ـ فدفع إليه كتاب رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) فقرأه ، فقال له الأسقف : ما رأيك ؟

المباهله

فقال شرحبيل : قد علمت ما وعد الله إبراهيم في ذرّية إسماعيل من النبوَّة ، فما يؤمنك أن يكون هذا الرجل ، وليس لي في النبوَّة رأي ، لو كان أمر من أُمور الدنيا أشرت عليك فيه وجهدت لك (4) .

فبعث الأسقف إلى واحد بعد واحد من أهل نجران فكلَّمهم ، فأجابوا مثل ما أجاب شرحبيل ، فاجتمع رأيهم على أن يبعثوا شرحبيل ، وعبد الله ابنه ، وحبار بن قنص ، فيأتوهم بخبر رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) .

فانطلق الوفد حتّى أتوا رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) فسألهم وسألوه ، فلم تزل به وبهم المسألة حتّى قالوا : ما تقول في عيسى ابن مريم ؟ فقال رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) : ( إنَّهُ عَبدُ الله ) .

فنزلت آية المباهلة الكريمة ، حاملة إجابة وافية ، قاطعة لأعذار مُؤلِّهِي المسيح ومُتبنِّيه ، وهي بنفس الوقت دعوة صارخة لمباهلة الكاذبين المصرِّين على كذبهم ، فيما يخص عيسى ( عليه السلام ) .

فدعاهم ( صلى الله عليه وآله ) إلى اجتماع حاشد ، من أعزِّ الملاصقين من الجانبين ، ليبتهل الجميع إلى الله تعالى ، في دعاء قاطع ، أن ينزل لعنته على الكاذبين .

قال أحد الشعراء :

تعالوا ندع أنفسنا جميعاً ** وأهلينا الأقارب والبنينا

فنجعل لعنة الله ابتهالاً ** على أهل العناد الكاذبينا

الخروج للمباهلة :

خرج رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) وقد احتضن الحسين(ع) ، وأخذ بيد الحسن (ع) ، و فاطمة ( عليها السلام ) تمشي خلفه ، و الإمام علي ( عليه السلام ) خلفها ، وهو ( صلى الله عليه وآله ) يقول : ( إذا دَعوتُ فأمِّنوا ) .

موقف النصارى :

قال أسقف نجران : يا معشر النصارى !! إنّي لأرى وجوهاً لو شاء الله أن يزيل جبلاً عن مكانه لأزاله بها ، فلا تباهلوا فتهلكوا ، ولم يبق على وجه الأرض نصراني إلى يوم القيامة ، فقالوا : يا أبا القاسم ، رأينا أن لا نُباهلك ، وأن نقرّك على دينك ، ونثبت على ديننا .

قال ( صلى الله عليه وآله ) : ( فإِذَا أبَيْتُم المباهلة فأسلِموا ، يَكُن لكم ما للمسلمين ، وعليكم ما عليهم ) ، فأبوا ، فقال ( صلى الله عليه وآله ) : ( فإنِّي أناجزكم ) ، فقالوا : ما لنا بحرب العرب طاقة ، ولكن نصالحك ، فصالحنا على أن لا تغزونا ولا تخفينا ، ولا تردّنا عن ديننا ، على أن نؤدّي إليك في كل عام ألفي حلّة ، ألف في صفر وألف في رجب ، وثلاثين درعاً عادية من حديد .

فصالحهم على ذلك وقال : ( والذي نَفسِي بِيَده ، إنّ الهلاك قد تَدَلَّى على أهل نجران ، ولو لاعنوا لَمُسِخوا قِرَدة وخنازير ، ولاضطَرَم عليهم الوادي ناراً ، ولاستأْصَلَ الله نجران وأهله حتّى الطير على رؤوس الشجر ، ولما حال الحول على النصارى كلُّهم حتّى يهلكوا ) (5) .

دلالة آية المباهلة على عصمة وأفضلية علي ( عليه السلام ) :

استدل علماؤنا بكلمة : ( وأنفسنا ) ، تبعاً لأئمّتنا ( عليهم السلام ) على عصمة وأفضلية أمير المؤمنين ( عليه السلام ) ، ولعل أوّل من استدل بهذه الآية المباركة هو نفس أمير المؤمنين ( عليه السلام ) ، عندما احتج في الشورى على الحاضرين بجملة من فضائله ومناقبه ، فكان من ذلك احتجاجه بآية المباهلة ، وكلّهم أقرّوا بما قال ، وصدّقوه في ما قال .

وسأل المأمون العباسي الإمام الرضا ( عليه السلام ) : هل لك من دليل من القرآن الكريم على أفضلية علي ؟ فذكر له الإمام ( عليه السلام ) آية المباهلة ، واستدل بكلمة : ( وأنفسنا ) ، لأنّ النبي ( صلى الله عليه وآله ) عندما أُمر أن يُخرج معه نساءه ، فأخرج فاطمة فقط ، وأبناءه فأخرج الحسن والحسين فقط ، وأمر بأن يخرج معه نفسه ، ولم يخرج إلاّ علي ( عليه السلام ) ، فكان علي نفس رسول الله ، إلاّ أنّ كون علي نفس رسول الله بالمعنى الحقيقي غير ممكن ، فيكون المعنى المجازي هو المراد ، وهو أن يكون علي مساوياً لرسول الله ( صلى الله عليه وآله ) في جميع الخصائص والمزايا إلاّ النبوّة لخروجها بالإجماع .

اهل البيت

ومن خصوصيات رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) : العصمة ، فآية المباهلة تدل على عصمة علي ( عليه السلام ) أيضاً .

ومن خصوصياته :

أنّه أولى بالمؤمنين من أنفسهم ، فعلي أولى بالمؤمنين من أنفسهم أيضاً ، وأنّه أفضل جميع الخلائق وأشرفهم فكذلك علي ( عليه السلام ) ، وإذا ثبت أنّه ( عليه السلام ) أفضل البشر ، وجب أن يليه بالأمر من بعده .

أعمال يوم المباهلة :

الأوّل : الغُسل .

الثاني : الصيام .

الثالث : الصلاة ركعتان ، كصلاة عيد الغدير وقتاً وصفة وأجراً ، ولكن فيها تقرأ آية الكرسي إلى ( هُمْ فيها خالِدُونَ ) .

الرابع : أن يدعو بدعاء المباهلة ، وهو يشابه دعاء أسحار شهر رمضان ، وهو مروي عن الإمام الصادق ( عليه السلام ) بما له من الفضل ، ونص الدعاء موجود في مفاتيح الجنان فراجع .

ـــــــــ

1ـ آل عمران : 61 .

2ـ لسان العرب 11 / 72 .

3ـ مجمع البحرين 1 / 258 .

4ـ أُنظر : مكاتيب الرسول 2 / 494 .

5ـ إقبال الأعمال 2 / 350 .

بقلم : محمد أمين نجف

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه چهارم دی 1387 و ساعت 15:30 |
کدام یک از موارد زیر از ویژگی های خانواده ی پذیرنده نیست؟

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه چهارم دی 1387 و ساعت 9:6 |

بسم الله الرحمن الرحیم

 هُوَ الَّذِيَ أَنزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُّحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ

مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ في قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاء الْفِتْنَةِ

وَابْتِغَاء تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا

 بِهِ كُلٌّ مِّنْ عِندِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُوْلُواْ الألْبَابِ (آل عمران۷)

 

او كسى است كه اين كتاب را بر تو نازل كرد. بخشى از آن، آيات محكم (روشن و صريح) است كه اصل و اساس اين كتاب را تشكيل مى‏دهد. (و هرگونه ابهامى در آيات ديگر، با مراجعه به اين محكمات روشن مى‏شود) و بخشى از آن، آيات متشابه است (كه احتمالات مختلفى در معناى آيه مى‏رود، ولى با توجه به آيات محكم، تفسير آنها روشن مى‏شود.) امّا كسانى كه در دلهايشان انحراف است، به جهت ايجاد فتنه (و گمراه كردن مردم) و نيز به جهت تفسير آيه به دلخواه خود، به سراغ آيات متشابه مى‏روند، در حالى كه تفسير اين آيات را جز خداوند و راسخان در ع لم نمى‏دانند. آنان كه مى‏گويند: ما به آن ايمان آورده‏ايم همه‏ى آيات از طرف پروردگار ماست (خواه محكم باشد يا متشابه) و جز خردمندان پند نگيرند.

 

+ نوشته شده توسط در سه شنبه سوم دی 1387 و ساعت 23:4 |