تبليغاتX
رابطه پنهانی

ما مردمان روزهای غیبت کبری،بعضی وقتها لابه لای شاخه های فراموشی خودمان را گم می کنیم،روزمرگی ها از یادمان می برد که پیامبر مهربانی فرمود:

" هرکس زمان غیبت را درک کند باید دینش را نگه دارد و با شک و تردید شیطان را به خود راه ندهد ".

زمزمه ی زلال آمدنت بر لبهای آمان جاری ست ،ما به روزهای روشنی که قران وعده کرده دلبسته ایم.

اللهم عجل لولیک الفرج

http://mirac87.parsiblog.com

 

 

+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388 و ساعت 0:31 |


+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388 و ساعت 0:30 |

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 و ساعت 23:33 |

 

ما امروزه خانه های بزرگتر اما خانواده های کوچکتر داریم؛ راحتی بیشتر اما زمان کمتر

 

مدارک تحصیلی بالاتر اما درک عمومی پایین تر ؛ آگاهی بیشتر اما قدرت تشخیص کمتر داریم

 

متخصصان بیشتر اما مشکلات نیز بیشتر؛ داروهای بیشتر اما سلامتی کمتر

 

بدون ملاحظه ایام را می گذرانیم، خیلی کم می خندیم، خیلی تند رانندگی می کنیم، خیلی زود عصبانی می شویم، تا دیروقت بیدار می مانیم، خیلی خسته از خواب برمی خیزیم، خیلی کم مطالعه می کنیم، اغلب اوقات تلویزیون نگاه می کنیم و خیلی بندرت دعا می کنیم

 

چندین برابر مایملک داریم اما ارزشهایمان کمتر شده است. خیلی زیاد صحبت می کنیم، به اندازه کافی دوست نمی داریم و خیلی زیاد دروغ می گوییم

 

زندگی ساختن را یاد گرفته ایم اما نه زندگی کردن را ؛ تنها به زندگی سالهای عمر را افزوده ایم و نه زندگی را به سالهای عمرمان

 

ما ساختمانهای بلندتر داریم اما طبع کوتاه تر، بزرگراه های پهن تر اما دیدگاه های باریکتر

 

بیشتر خرج می کنیم اما کمتر داریم، بیشتر می خریم اما کمتر لذت می بریم

 

ما تا ماه رفته و برگشته ایم اما قادر نیستیم برای ملاقات همسایه جدیدمان از یک سوی خیابان به آن سو برویم

 

فضا بیرون را فتح کرده ایم اما نه فضا درون را، ما اتم را شکافته ایم اما نه تعصب خود را

 

بیشتر می نویسیم اما کمتر یاد می گیریم، بیشتر برنامه می ریزیم اما کمتر به انجام  می رسانیم

 

عجله کردن را آموخته ایم و نه صبر کردن، درآمدهای بالاتری داریم اما اصول اخلاقی پایین تر

 

کامپیوترهای بیشتری می سازیم تا اطلاعات بیشتری نگهداری کنیم، تا رونوشت های بیشتری تولید کنیم، اما ارتباطات کمتری داریم. ما کمیت بیشتر اما کیفیت کمتری داریم

 

اکنون زمان غذاهای آماده اما دیر هضم است، مردان بلند قامت اما شخصیت های پست، سودهای کلان اما روابط سطحی

 

فرصت بیشتر اما تفریح کمتر، تنوع غذای بیشتر اما تغذیه ناسالم تر؛ درآمد بیشتر اما طلاق بیشتر؛ منازل رویایی اما خانواده های از هم پاشیده

 

بدین دلیل است که پیشنهاد می کنم از امروز شما هیچ چیز را برای موقعیتهای خاص نگذارید، زیرا هر روز زندگی یک موقعیت خاص است

 

در جستجو دانش باشید، بیشتر بخوانید، در ایوان بنشینید و منظره را تحسین کنید بدون آنکه توجهی به نیازهایتان داشته باشید

زمان بیشتری را با خانواده و دوستانتان بگذرانید، غذای مورد علاقه تان را بخورید و جاهایی را که دوست دارید ببینید

 

زندگی فقط حفظ بقاء نیست، بلکه زنجیره ای ازلحظه های لذتبخش است

 

از جام کریستال خود استفاده کنید، بهترین عطرتان را برای روز مبادا نگه ندارید و هر لحظه که دوست دارید از آن استفاده کنید

 

عباراتی مانند "یکی از این روزها" و "روزی" را از فرهنگ لغت خود خارج کنید. بیایید نامه ای را که قصد داشتیم "یکی از این روزها" بنویسیم همین امروز بنویسیم

 

بیایید به خانواده و دوستانمان بگوییم که چقدر آنها را دوست داریم. هیچ چیزی را که می تواند به خنده و شادی شما بیفزاید به تاُخیر نیندازید

 

هر روز، هر ساعت و هر دقیقه خاص است و شما نمیدانید که شاید آن می تواند آخرین لحظه باشد

 

اگر شما آنقدر گرفتارید که وقت ندارید این پیغام را برای کسانیکه دوست دارید بفرستید، و به خودتان می گویید که "یکی از این روزها" آنرا خواهم فرستاد، فقط فکر کنید ... "یکی از این روزها" ممکن است شما اینجا نباشید که آنرا بفرستید!

 

 

+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 و ساعت 23:19 |

سرپرستی ساخت کره جواهرنشان در ایران به عهده چه کسی بود؟

بهای این مجموعه چقدر است؟

گنجینه جواهرات ملی ایران

جواهرات ملی

آدم این جا احساس عجیبی پیدا می‌كند. نمی‌دانم اسم این احساس را چه می‌شود گذاشت؟ قدرت؟ شكوه؟عظمت؟ افتخار؟ یا ... شاید با دیدن این همه جواهر، آدم یاد زندگی اشرافی شاهانی بیفتد كه خودشان را كاملاً از مردم عادی جدا كرده بودند. یاد تصویر فلان پادشاه با آن همه خدم و حشم و برو و بیا و در كنارش تصویر بچه‌های قد و نیم قدی كه با پاهای برهنه توی كوچه‌های خاكی تیله بازی می‌كنند.

اما بیشترین چیزی كه این جا به چشم می‌آید، ذوق و هنر هنرمندان ایرانی است، جادوی دست‌هایی كه شاهكار كرده‌اند. اگر صاحبان این جواهرات حالا زیر خروارها خاك رفته‌اند، هنر سازندگان این آثار تا همیشه دهان كسانی كه از نزدیك به تماشا می‌آیند را باز نگه می‌دارد.این جا خزانه جواهرات ملی ایران است.

خزانه جواهرات ملی، مجموعاً 37 گنجینه دارد. در چینش این گنجینه‌ها سعی شده تا حد امكان جواهرات هم رده، در یك ویترین قرار بگیرند. مثلاً الماس‌ها در یك ویترین، مرواریدها در یك ویترین و...

جواهرات این گنجینه علاوه بر ارزش هنری و تاریخی، از لحاظ اقتصادی، پشتوانه قدرت و ذخیره خزانه مملكتی هم به حساب می‌آیند.

 خیلی نمی توان جواهرات خزانه را از لحاظ تاریخی دسته‌بندی كرد. زیرا بسیاری از آن‌ها مربوط به دوره قاجار استیا  دوره پهلوی و یا از دوره صفوی به جا مانده است. معدود جواهراتی در این خزانه وجود دارد که مربوط به دوره‌های قبل از صفوی است.  بر اساس قانون مصوب 25 آبان 1316 شمسی، قسمت عمده جواهرات به بانك ملی ایران انتقال داده شد و سپس جزو پشتوانه اسكناس و بعداً به عنوان وثیقه اسناد بدهی دولت به بانك، بابت پشتوانة اسكناس قرار گرفت.

 بهای این مجموعه چقدر است؟ هیچ كس جواب این سؤال را نمی‌داند. در این مجموعه گوهرهایی وجود دارد كه در جهان نظیر ندارد. مجموعه جواهرات ملی ایران از لحاظ هنری و تاریخی یك مجموعه منحصر به فرد است. آن‌قدر كه حتی زبده‌ترین كارشناسان جهان هم نتوانسته‌اند ارزش تقریبی آن را محاسبه كنند.

  تاریخچه جواهرات ایران در واقع از زمان صفویان آغاز می‌شود. سلاطین صفوی در حدود 2 قرن، جواهرات با ارزش را جمع‌آوری كردند. حتی كارشناسان دولت صفوی جواهرات را از بازارهای هند، عثمانی، فرانسه و ایتالیا می‌خریدند و به پایتخت حكومت (اصفهان) می‌آوردند.

در پایان حكومت "شاه سلطان حسین"، با ورود "محمود افغان" به ایران، خزانه دولت دچار پراكندگی شد. ولی بعد با ورود "شاه طهماسب دوم" به همراهی نادر به اصفهان، از خروج جواهرات غارت شده جلوگیری شد.

 خزانه فعلی جواهرات در سال1334 ساخته شد و در سال 1339 با تأسیس بانك مركزی به بهره‌برداری رسید و به عنوان خزانه جواهرات ملی در اختیار این بانك قرار گرفت.

جواهرات و قطعات موجود در خزانه جواهرات ملی در قالب 36 گنجه دسته بندی شده‌اند. محتویات این گنجه‌ها بسیار متنوع بوده و به طور عمده شامل انواع زیورآلات تزئینی، انواع تاج و نیمتاج، انواع جقه (پیش‌کلاه)، گلدان، سرپوش‌های غذا، قلیان، آینه، تنگ‌های مینا، شمعدان، فیروزه، شمشیر، خنجر، سپر، ساعت، قلمدان، انفیه‌ دان، اشیای آراسته به یاقوت و لعل، تفنگ، عصا، مدال، تخت، سنجاق و گل سینه، مروارید و... است.

در زیر برخی قطعات معروف به همراه تصویر و شرح مختصر آنها آورده شده است.

الماس معروف به دریای نور

الماس دریای نور

شاید این الماس در میان جواهرات ملی ایران، مقام اول را دارا باشد. این الماس معروف و الماس کوه نور، ظاهراً به علت قرابت نام، پیوسته یک زوج به شمار می‌آمده اند، در حالی که از نظر تراش و رنگ هیچ وجه مشترکی با یکدیگر ندارند. هر دو گوهر از آن نادر شاه بود، اما الماس کوه نور، بعد از مرگ نادرشاه، توسط احمدشاه درانی به افغانستان برده شد. بعد از احمدشاه، به شاه شجاع منتقل شد و پس از شکست شاه شجاع به دست سردار هندی، ملقب به شیر پنجاب، الماس مزبور به تصرف سردار نامبرده درآمد. این گوهرها بعدها به دست کمپانی هند شرقی افتاد و بدان وسیله به دربار انگلستان راه جست و به ملکه ویکتوریا هدیه گردید. هم اکنون نیز این گوهر در تاج ملکه الیزابت، مادر ملکه فعلی انگلستان، نصب است.

الماس دریای نور

الماس دریای نور، پس از قتل نادرشاه، به نوه او شاهرخ میرزا رسید، سپس به دست امیرعلم خان خزیمه و بعداً به دست لطفعلی خان زند افتاد. هنگامی که لطفعلی خان به دست آقا محمدخان قاجار شکست خورد، گوهر مذبور به گنجینه جواهرات قاجار منتقل گشت.

ناصرالدین شاه معتقد بود این گوهر یکی از گوهرهای تاج کوروش بوده است و خود او بسیار به این گوهر گرانبها علاقه داشت و زمانی آن را به کلاه و گاهی به سینه خود نصب می کرد و حتی تولیت دریای نور را منصبی مخصوص قرار داد و این افتخار مهم را به اعیان و بزرگان کشور محول می داشت.

الماس دریای نور

دریای نور بعدها داخل موزه دولتی گردید و اینک زینت بخش خزانه جواهرات ملی است. وزن دریای نور 182 قیراط است و رنگ  آن صورتی است که کمیاب‌ترین رنگ الماس است. در سال 1344، هنگام بررسی جواهرات ملی توسط دانشمندان کانادایی، درباره این گوهر نکته بسیار جالب توجهی کشف شد:

تاورنیه، سیاحتگر و جواهرشناس معروف فرانسوی، در کتاب خود از الماس صورتی رنگ به وزن 242 قیراط سخن می گوید و اشاره می کند در سال 1642 میلادی آن را در شرق دیده است و نقشه و اندازه های آن را نیز در کتاب شرح می دهد و آن را Grand Table Diamante (الماس یا لوح بزرگ) می نامد. رنگ و شکل این الماس توجه دانشمندان کانادایی را جلب کرد و ایشان معتقدند الماس دریای نور و نورالعین در اصل یک قطعه الماس بوده و بعداً آن را به دو تکه قسمت نموده اند که تکه بزرگ آن دریای نور نام گرفته و تکه کوچک آن که به وزن 60 قیراط است، نورالعین نامیده شده و در حال حاضر در وسط نیم تاج شماره 2 گنجه 26 قرار دارد.

تاج پهلوی

تاج پهلوی

تاج مورد استفاده رضاخان و محمدرضا پهلوی. این تاج از طلا و نقره ساخته شده و آراسته به الماس های برلیان بسیار اعلاء، تخمه های درشت زمرد، یاقوت کبود و مروارید است. کلاه تاج ابره مخمل قرمز است و در قبه آن که تخمه زمرد خیاره در چنگ نشانده، قرار دارد.

تاج، در چهار طرف، دارای چهار کنگره پله پله به شکل تاج های شاهنشاهان ساسانی است که در وسط و زیر کنگره پیشین آن، خورشیدی زرین با شعاع های الماس نشان و تخمه الماس زرد درشت نصب شده است و در پشت همین کنگره، جقه پایه دار اسلیمی و در پشت آن پر قو قرار دارد.

شمار گوهرهای نشانده شده بر تاج چنین است:  3380 قطعه الماس به وزن 1144 قیراط، 5 قطعه زمرد به وزن 199 قیراط  و 2 آنه، 2 قطعه یاقوت کبود به وزن 19 قیراط و 368 حبه مروارید غلطان جور. وزن تاج از زر و گوهر و مخمل، با هم، 444 مثقال، یعنی در حدود دو کیلو و هشتاد گرم است.

تاجی که قبلاً در تاجگذاری های دوران قاجار، به کار می رفت، تاج کیانی بود، ولی رضاخان پهلوی مایل نبود در تاجگذاری خود از آن استفاده کند. از این روی، در سال 1304 خورشیدی، گروهی از جواهرسازان ایرانی، زیر نظر سراج الدین جواهری، جواهرساز معروف قفقازی و جواهر ساز امیر بخارا که از روسیه به ایران مهاجرت کرده بود از گوهرهای منتخب، تاج مزبور را ساختند و رضاخان و محمدرضا پهلوی، برای تاجگذاری های خود از آن استفاده کرده اند.

جقه نادری

جقه نادری

جقه نادری، آراسته به الماس و زمرد، که در وسط آن یک تخمه زمرد دامله درشت خوش رنگ نصب شده است. در زیر جقه، سه آویز زمرد خوش رنگ امرودی آویخته شده است. قسمت بالای جقه، هفت شقه است و در دو طرف شقه ها نیز دو ریسه و برگ و گل الماس نشان ساخته اند و از نوک شقه های جقه، دو آویز زمرد بسیار اعلای سعیدی امرودی آویخته شده است. در بالای تخمه وسط، هلال الماس نشان و در پایین، در دو سو، شبیه درفش، طبل، لوله توپ و سرنیزه روی زه زین نصب شده است.

جقه نادری

پارچه درفش به سه ردیف یاقوت، الماس و زمرد کمرنگ تقسیم شده است. تمام جقه، آراسته به الماس های فلامک خوش آب و درشت و ریز است. رضاخان پهلوی، از جقه مزبور گاهی استفاده می کرد. وزن جقه 33 مثقال و 16 نخود است. (ساخت ایران، سده 12 ه. ق)

تاج کیانی

تاج کیانی

تاج فتحعلی شاه، معروف به تاج کیانی، که آراسته به الماس، زمرد، یاقوت و مروارید است. این تاج در زمان فتحعلی شاه ساخته شد و مورد استفاده سلاطین قاجاریه قرار گرفت. این تاج اولین تاجی است که پس از دوران شاهنشاهی ساسانی به این صورت ساخته شده است. ( ساخت ایران، 1212 ه. ق. )

کره جواهرنشان

کره جواهر نشان

این کره در سال 1291 هجری قمری، به دستور ناصرالدین شاه، توسط گروهی از جواهر سازان ایرانی به سرپرستی ابراهیم مسیحی از جواهرات پیاده ای که در خزانه موجود بود، ساخته شد. وزن خالص طلای به کار رفته در این کره  34 کیلوگرم و وزن جواهرات آن 3656 گرم است.

کره جواهر نشان

 تعداد کل جواهراتی که در روی کره نصب شده، بالغ بر 51366 قطعه است. پیدا کردن کشورهای مختلف در میان برق سنگ های گوهرها کار مشکلی است، زیرا به نظر می آید مهارت سازنده آن در جواهر سازی، بیش از نقشه کشی بوده است. دریاهای روی کره به وسیله زمرد و خشکی ها به وسیله یاقوت نشان داده شده است. آسیای جنوب شرقی، ایران و انگلستان با الماس، هندوستان با یاقوت روشن و آفریقای مرکزی و جنوبی با یاقوت کبود مشخص شده است. خط استوا و سایر خطوط جغرافیایی با الماس نشان داده شده است. قطر کره تقریباً دو پا (66 سانتیمتر) است و روی پایه ای که تماماً از طلای آراسته به جواهرات است، قرار دارد.

تخت طاووس (تخت خورشید)

تخت طاووس

به فرمان فتحعلی شاه در سال 1216 هجری قمری، تختی عظیم و مجلل به مباشرت نظام الدوله محمدحسین خان صدر اصفهانی فرمانفرمای اصفهان با جواهر و طلای موجود در خزانه ساخته شد و به مناسبت نقش خورشید مرصعی که در صدر تخت تعبیه شده است به نام تخت خورشید معروف گردید.

تخت طاووس

تخت خورشید سال ها به همان نام نامیده می شد تا این که فتحعلی شاه با طاووس تاج الدوله ازدواج نمود. از همان زمان به مناسبت نام او، تخت به نام طاووس مشهور شد. بعضی از ایرانیان می پنداشتند که تخت مذکور همان "تخت طاووس" هند است و با مقایسه و توصیفی که تاورنیه از تخت طاووس کرده و آنچه خود از تخت طاووس موجود دیده و استنباط کرده به این نتیجه رسیده که ادعای مدعیان باطل است و برای اطمینان و تأیید نظر خود با ناصرالدین شاه مذاکره و از ایشان استفسار کرده و مطمئن شده است تخت طاووس به امر فتحعلی شاه ساخته شده و به نام همسر او طاووس خانم، تخت طاووس نامیده شده است.

تخت طاووس

پس از درگذشت فتحعلی شاه، سال ها بعد ناصرالدین شاه که در ضبط و ربط جواهر و نفایس سلطنتی، عنایت خاص داشت دستور داد تا تخت یاد شده را تعمیر کرده و تغییراتی جزیی در شکل ظاهر آن دادند از جمله اشعاری که مضمون آنها کیفیت تعمیر تخت به امر ناصرالدین شاه است، در کتیبه اطراف تخت به خط نستعلیق خوش در مصراع های مجزا از یکدیگر روی زمینه زر، به مینای لاجوردی نگاشته شده است. این مصراع ها فعلاً مرتب و دنبال یکدیگر نصب شده است و پیداست که در تعمیر بعدی آنها در جای خود نشانده‌‌اند. تخت مذکور تا سال 1360 در تالار کاخ گلستان نگهداری می گردید. در تاریخ 17/6/1360 به خزانه جواهرات بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران انتقال یافت تا همواره با توجه به تجانس این تخت با جواهرات موجود در خزانه (موضوع قانون سال 1316 شمسی) نگهداری شود.

گل سینه

گل سینه

این گل سینه در نیمه دوم قرن نوزدهم میلادی ساخته شده است. پایه اصلی گل از طلا است و روی آن با الماس و یاقوت و مروارید تزئین شده است. این‌ قبیل جواهرات مورد علاقه زنان دربار قاجار بود، زیرا اصولاً وسایل خوبی برای جلب توجه  بوده است.

کلاه عباس میرزا

کلاه عباس میرزا

 كلاه عباس میرزا یکی دیگر از گنجینه های است که در موزه جواهرات ملی نگهداری می شود. (عباس میرزا پسر فتحعلی شاه قاجار بود). عباس میرزا از این كلاه در مراسم رسمی دربار استفاده می‌كرده. كلاه به شكل یك تاج ساخته شده و بدنه آن از پارچه اطلس و مخمل قرمز است كه روی آن مروارید دوزی و پولك‌ دوزی شده است. یك زمرد درشت با دور دوزی الماس هم در بالای تاج قرار دارد.

سنجاق سینه

سنجاق سینه

سه تا سنجاق سینه، ساخته شده از مرواریدهای درشت. دو تا قو از مروارید سفید ساخته شده‌اند و اردك از مروارید سیاه. این مرواریدها از خلیج‌فارس صید شده‌اند. مروارید سیاه، یكی از كمیاب‌ترین انواع مروارید دنیا است.

تخت نادری

تخت نادری

اسمش تخت نادری است. ولی هیچ ربطی به نادرشاه ندارد. این تخت در زمان فتحعلی شاه ساخته شد. این را می‌شود از روی كتیبه‌هایی كه در اطراف محل جلوس تخت دیده می‌شود فهمید. عنوان «نادری» به خاطر نادر بودن جواهرات به كار رفته در آن است.

تخت نادری

جواهرات موجود در تخت نادری، 26733 قطعه است. این تخت به صورت قطعات جداگانه و قابل حمل ساخته شده

کوزه قلیان

کوزه قلیان

كوزه قلیان در گنجینه شماره4 خزانه قرار دارد. بدنه كوزه از تخم شترمرغ درست شده و دور آن قابی از طلا گرفته‌اند. اگر به عكس دقت كنید روی دیواره كوزه حكاكی‌های بسیار ظریفی می‌بینید. باور می‌كنید بشود روی پوست تخم شترمرغ از این كارها كرد؟

و اما آثار موجود در موزه بر اساس نوع هنر به کار رفته و یا جنس آنها به چندین گنجینه که با شماره از هم متمایز می شوند تقسیم شده است.

از برخی از آنها در اینجا یاد می کنم:

 گنجینه شماره 1: محتوی تعداد زیادی قلیان، سرپوش غذا، گلدان، آیینه و اشیای دیگر که همگی با جواهرات تزیین شده اند.

گنجینه شماره 3: شمعدان طلا آراسته به لعل، یاقوت، زمرد و مروارید (ساخته شده در اوایل قرن 12 ه.ق.)

 گنجینه شماره 4: تعدادی قندان، قوری، قهوه جوش و سینی های طلا و مینا و...

 کوزه قلیان ساخته شده از تخم شتر مرغ که حکاکی های بسیار ظریفی دارد.

 گنجینه شماره 5: مختص آثار ساخته شده از فیروزه است.

گنجینه شماره 6: 

تعدادی شمشیر، خنجر جواهر نشان و سر علم طلا

 گنجینه شماره 7: محل نگهداری جقه ها، پیش کلاه ها  که بر روی کلاه ها نصب می شده اند.

 جقه مرصع به جواهرات - ساخته شده در اوایل قرن 19 میلادی

 گنجینه شماره 11: اشیای ساخته شده از یاقوت و لعل. لعل سامری که یکی از بزرگترین لعل های جهان است.

گنجینه شماره 13: مربوط به آثار ساخته شده از مروارید.

 گنجینه شماره 17: تخت نادری قرار گرفته. البته این تخت در زمان فتحعلی شاه قاجار ساخته شده که در آن بیش از 26000 قطعه جواهر به کار رفته است.

 گنجینه شماره 26: مجموعه جواهراتی که در سال های 1317 تا 1346توسط جواهر سازان ایرانی و فرانسوی جهت استفاده خاندان پهلوی ساخته شده است.

 نیمتاج ساخته شده در 1958 م.

 گنجینه شماره 27: مجموعه زمردهای بسیار درشت و آثار تزیین شده با زمرد.

گنجینه شماره 29: آفتابه و لگن میناکاری شده جهت شستن دست که اوایل قرن 19 م. ساخته شده.

 گنجینه شماره 34: تاج مورد استفاده رضاخان و محمدرضا پهلوی که در سال 1304 از طلا و نقره ساخته شده و در آن بیش از 3000 قطعه الماس و چندین قطعه زمرد و یاقوت کبود و نیز بیش از 360 حبه مروارید هم اندازه به کار گرفته شده قرار گرفته است.

 همچنین الماس معروف به دریای نور که قیمتی ترین شیی این موزه است. این الماس همواره با الماس کوه نور یاد می شود در حالی که از نظر تراش و رنگ هیچ نزدیکی با هم ندارند.

تخت طاووس (تخت خورشید) که به فرمان فتحعلی شاه در سال 1216 ه.ق. با جواهر و طلای موجود در خزانه ساخته شد.

گنجینه شماره 35: تاج مورد استفاده فرح دیبا که به سال 1967 م. با استفاده از قریب به 1500 قطعه برلیان و نیز تعدادی زمرد و یاقوت و لعل و همچنین بیش از 100 قطعه مروارید توسط "وان کلیف" و "آرپل" ساخته شد.

مطالب مرتبط:

موزه جواهرات ملی (1)

موزه جواهرات ملی (2)

منابع:

روزنامه همشهری

وبلاگ بلک اسمیت

www.cbi.ir

گردآوری:زهره پری نوش

 

+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388 و ساعت 1:1 |

حتی اگر هزار بار شماتتم کنند باز هم می گوییم بهار سرنوشت همه ی زمستان هاست.

نه که فراموش کرده باشیم ذخیره خداوند روی زمین،بلاگردان ما شده ای یا خودت هم دعا می کنی برای آمدنت،

نه ،دلمان برای صداقت و یکرنگی و خیلی چیزهای خوب دیگر تنگ شده.

من غصه ی چشم های نشسته ام را می خورم که این روزگار وقتی ردپای حضورت را تا جمعه دنبال می کند من پا پس نمی گذارم

اللهم عجل لولیک الفرج اللهم عجل لولیک الفرج  اللهم عجل لولیک الفرج
+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و یکم فروردین 1388 و ساعت 0:48 |

 

تمام پنجره را گواه می گیرم
اگر نیایی از این اشک و آه می میرم

چقدر می شوم از خواب های تو لبریز
هنوز مانده به دل آرزوی تعبیرم

و بی تو شوق ندارد لب غزلخوانی
بیا و گوش کن آوازهای دلگیرم

دوباره صحبت یک انتظار می آید
و باز ثانیه ها می کنند تحقیرم

تمام لکنت من سبز می شود وقتی
نگاه می کنم و با نگاه می میرم

+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و یکم فروردین 1388 و ساعت 0:46 |

آشنایی با سلاح سازمانی ارتش آلمان

g-36

پس از عدم موفقیت کمپانی هکلرکخ در معرفی سلا ح های11 Gو 41G سه گزینه ی مطرح جهت استفاده به عنوان سلاح سازمانی آلمان پس از جنگ سرد عبارت بود از ؛

1) ادامه دادن به تولید واستفاده از سلاح 3- G (ژ-3)

این سلاح هنوز درایران و کشورهای مختلفی از جهان به طور گسترده مورد استفاده قرار می گیرد .با این سلاح 3- G ویژگیهای منحصر بفردی دارد ولی مشکلاتی مانند گیر کردن تیر ،وزن زیاد ومشکل جابجایی ،حساس بودن به مهمات مورد استفاده وشرایط محیط و لگد شدید باعث شده است که بسیاری ازاستفاده کنندگان وخود آلمان به فکر جایگزینی آن بیفتند .

2) استفاده از هزاران قبضه اسلحه 47- Ak موجود درانبارهای ارتش آلمان شرقی بعد از اتحاد دو آلمان .

3) طراحی وساخت یک سلاح مدرن و جدید مطابق با نیازها که گزینه اخیر پس از بحث و تبادل نظر فراوان مورد قبول واقع شد وکمپانی معظم هکلرکخ مسئول ساخت آن شد .

g-36

لازم به ذکراست که تفنگ تهاجمی سلاح اصلی سربازان پیاده  نظام محسوب می شود ونقش مهمی درصحنه ی نبرد ایفا می کند .حتی یکی از نقاط  ضعف امریکا درجنگ ویتنام عملکرد بد سلاح  M16  درآب هوای بسیارمرطوب ویتنام بود .

ویژگی مورد نظرسلاح جدید عبارت بوداز قابلیت اعتما د انعطاف پذیری ،وزن کم ،عدم حساسیت به مهمات مورد استفاده ،قابلیت تحمل شرایط سخت محیطی ،سادگی تعمیرو نگهداری و سرویس ،دقت وبرد قابل قبول ،طراحی ارگونومیک مناسب و مطابق با استاندارد های ناتو .

سلاح مورد نظر که 36 G نام گرفت بیش ازآنکه یک طرح انقلابی باشد در نتیجه ی تکامل طرح های دیگر به وجود آمده .هسته ی مرکزی 36 G با اندکی تغییرات درایالات متحده تبدیل به دو سلاح XM-8 وXM-29 شده است که این نشان از بی عیب و نقص بودن طرح 36G  دارد .

مشخصات فنی 36 G   ؛

مکانیزم گلنگدن 36 G ظاهراً برگرفته از سلاح آمریکایی آرمالیت 18- AR است که مورد بهسازی واصلاح قرارگرفته وپس از تست شلیک هزارگلوله درون مکانیزم کاملا تمیزبود . تمیز کردن اسلحه به سادگی با یک برس نرم وحلال رقیق و پس از آن روغن کاری انجام می پذیرد .عملکرد گلنگون سلاح 36 G  برخلاف انواع مدل های قبلی ساخت هکلرکخ  توسط فشار غیرمستقیم گاز باروت صورت می گیرد وگلنگدن آن از نوع چرخشی است .

مکانیزم گاز این سلاح به سوپاپ مخصوصی مجهز شده که به صورت خودکارتنظیم شده و گازباروت را درخلاف جهت صورت تیرانداز خارج می کند . دریچه ی پوکه پران درسمت راست بدنه قراردارد و مانع ازبرخورد پوکه ی پرتاب شده با صورت تیرانداز می شود .تمامی قطعات توسط پین های تاشو به بدنه ی اصلی چفت شده اند بنابراین برای بازوبسته شدن به هیچ ابزارخاصی نیازندارد .بدنه و اکثرقسمتهای خارجی این سلاح از جنس پلیمر فشرده تقویت شده با الیاف مغزی ساخته شده وتمامی قطعات متحرک اعم از گلنگون ،حامل گلنگون و....از پلیمرهای تقویت شده با فیبرکربن ساخته شده اند که این امرکاهش وزن و سادگی نگهداری آن را موجب می شود .

گونه های مختلف  عبارت اند ا زk 36G  که تفاوت آن با مدل اصلی درلوله کوتاه شده ومحافظ دسته آن است .36 G Mمدلی است که به عنوان تیربارمورد استفاده قرارمی گیرد و دارای لوله قوی ترو دو پایه وهمچنین خشاب کا سه ای با ظرفیت 100تیراست.C36G با طول لوله کوتاه تربرای درگیری های شهری برای یگان نیروهای ویژه .  36G درحالت پایه ازیک خشا ب 30تیربا جنس شفاف تغذیه می شودکه درکناره دارای گیره هایی برای نصب دو یا سه خشاب به یکدیگربرای تعویض سریع خشاب است .

خشابخشاب

خشاب سه تایی و کاسه ای

36Gارتش آلمان مجهز به دوربین چشمی با بزرگنمایی 5.3 برابربوده که به صورت استاندارد دارای سیاست نشانه روی لیزری است وبرای اهدافی تا 800 مترعلامت گذاری شده .با توجه با ماهیت جنگ های شهری مدرن این سلاح بعنوان تفنگ تهاجمی دقیق برای ساقط کردن اهداف درفواصل بیش از500مترطراحی نشده است .البته درصورت استفاده ازدو پایه وبند درفواصل بیش از500مترنیزمی توان شلیک های دقیقی انجام داد .

یکی ازمعدود مشکلات 36G ماشه سنگین آن است که حتی درصورت سقوط سلاح ازارتفاع 2متری نیزعمل نکرده وشلیک نمی کند .

فشنگ مورد استفاده سلاح ،استاندارد ناتوی 45 - 56/5 است و سرعت علمی تیراندازی آن 750تیردردقیقه است .وزن سلاح پایه 3/3 کیلوگرم است و با توجه به خصوصیات فوق 36G یکی از بهترین سلاح های تهاجمی جهان است .

تبیان - مصطفی کبیری

+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و یکم فروردین 1388 و ساعت 0:43 |

آشنایی با اسلحه سازمانی ارتش اتریش

اسلحه ی آگ مجهزبه نارنجک انداز

ارتش اتریش از سال 1960 به دنبال جایگرینی برای سلاح مورد استفاده خود یعنی Fal بلژیکی شد .وظیفه طراحی و ساخت این سلاح به کارخانه اشتایر اتریش سپرده شد که درآن زمان از طراحان معروفی مانند هرست و سپ ،کارل واگنرو کارل موسر سود جست .نمونه های اولیه ی سلاح مورد نظربا نام STG.11 درسال 1977 به نماینده ی ارتش تحویل داده شد و پس ازانجام تست های لازم توسط ارتش اجازه ی تولید انبوه آن را صادرشد .سلاح ازنوع بالپاپ است یعنی خشاب سلاح درپشت مکانیزم ماشه و درانتهای سلاح قرارمی گیرد .استفاده ازاین طرح باعث می گردد که از لوله بلند تری درمقایسه با سلاح هم اندازه غیربالپاپ بهره جست واین باعث افزایش قدرت وبرد سلاح می گردد.

aug

سلاح AUG را می توان موفق ترین سلاح بالپاپ دنیا دانست که صد ها هزارقبضه ازآن توسط کشورهایی مانند استرالیا ،عربستان سعودی ،مالزی ،عمان زلاندنو ایرلند و....استفاده می گردد.حتی گارد ساهی آمریکا نیزازمهمترین استفاده کنندگان این سلاح محسوب می شود .درنگاه اول ممکن است AUG یک سلاح انقلابی به نظربرسد ولی درحقیقت این سلاح یک ترکیب دقیق وحرفه ای ازچند سلاح شناخته شده است .درطراحی AUG نشانه هایی ازسلاح هایی مانند انفیلد انگلیس ،فاماس فرانسه ،408-Tw3 روسیه و.... به چشم می خورد. درمجموع سلاح AUG یکی ازانعطاف پذیرترین سلاح های ساخته شد ه تا کنون می باشد .قابلیت تعویض کالیبرسلاح از56.5 به 9 میلیمتردرمدت زمانی کوتاه ازمشخصه های این سلاح است که کاربرد سلاح را برای مأموریت های پلیسی علاوه بروظایف ارتشی فراهم می سازد .

aug

عملکرد گلنگون آن ازنوع چرخشی وبسته می باشد .بدنه سلاح تماما ازجنس آلومینیم با نوارفولادی تقویت شده است .مکانیزم سلاح دارای رگولاتورمخصوصی است که فشارگازرا برای کاربرد هایی خاص مانند پرتاب نارنجک تفنگی تنظیم می کند . سلاح دارای 4 نوع لوله با طول های مختلف می باشد که هرکدام را می توان ظرف چند ثانیه تعویض کرد .قنداق ودستگیره به صورت یک پارچه ازجنس پلیمرفشرد ه وبه صورت ارگونومیک طراحی وساخته شد .برای شلیک درحالت تک تیرباید ماشه را تا نصف کورس کشید وبرای حالت رگبارباید ماشه را تا آخرکشید .مکانیزم نشانه روی AUG مجهزبه یک دوربین 5.1 برابرمی باشد .دایره ای کوچک درون لنزطوری تنظیم شده که قطرآن با قد یک سرباز درفاصله ی 300متری برابرباشد .ظرفیت خشاب درحالت 56/5، 30فشنگ ودرحالت 9میلیمتری Luger  42فشنگ می باشد .

aug

مشخصات فنی؛

کالیبر؛56/5 یا 9 میلیمترلوگر درمدل SMG

مکانیزم مسلح شدن ،فشارغیرمستقیم گازباروت

نوع گلنگون ؛چرخشی

وزن ؛8.3 کیلوگرم

نواخت تیر؛650تیردردقیقه

برمفید ؛450-500متر

 

aug

تبیان - مصطفی کبیری

تنظیم برای تبیان : محسن مرادی

+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و یکم فروردین 1388 و ساعت 0:42 |

تصویر پنهان در ادامه


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در دوشنبه هفدهم فروردین 1388 و ساعت 23:49 |
من بالغ در شخصیت ما چه نقشی دارد؟

شخصیت شناس باشید نه قیافه شناس

شخصیت

شاید شما هم از رفتارهای آدمیان به شگفت آمده باشید. اگر این مقاله را مطالعه کنید، خود و دیگران را بهتر درک کرده و می توانید رفتارتان را بهبود بخشید. ضمنا کمتر نسبت به رفتار دیگران متعجب می شوید. در این نظریه شخصیت هر فردی از سه بخش تشکیل شده است. ولی در هرفردی یکی از این بخشها غالب هست ، لذا بیشتر کارهای فردی از بخش غالب سرچشمه می گیرد. در ادامه به توضیح مفصل این سه بخش شخصیت می پردازیم.

"ارک برن" می گوید  رفتارها ، افکار ، احساسات و عواطف مختلف انسان از بخش های مختلف شخصیت وی سرچشمه می گیرد. وی اجزاء شخصیت انسان را به 3 بخش تقسیم می کند.1 – حالت من کودک، 2 – حالت من والــد ،3 – حالت من بالــغ . 

من بالغ تجزیه و تحلیل می کند. آینده نگری می کند. میان احساسات و تعقل فرد تعادل برقرار می کند. احتمالاتی را که برای حل و فصل موثر دنیای خارج ضروری هست محاسبه می کند.

1 – حالت من کودک 

کودک به هنگام به دنیا آمدن ،احساس های درونی و نیازهایی دارد که منجر به رفتارهایی در وی می شود . مثلا با گرسنه بودن، می گرید . و  با تامین بودن ، می خندد.... و این حالت در کودکی پایان نمی پذیرد و تا بزرگسالی در افراد مختلف به انحاء مختلفی ادامه می یابد. این بخش شخصیت بدون هیچ تدبر ، فکر یا بررسی جوانب ، فقط با احساسات و لذات سر و کار دارد . پیوسته به دنبال لذت جویی و دفع درد و رنج است. سه خاصیت کلی << حالت من کودک >> عبارت است از:

1 – هرگز از لذت جویی سیر نمی شود. 2 – آینده را نمی بیند. 3 – خواسته اش را به تاخیر نمی اندازد.

احساسات منفی ، خلاقیت ، کنجکاوی ، علاقه به دانستن ، اصرار به تجربه کردن و احساس کردن از جمله خصوصیات حالت من است. این بخش از شخصیت فرد را وا می دارد که هر چیزی را شخصا خودش تجربه کند . اصلا خویشتن دار نیست و به عواقب احتمالی رفتارش توجهی ندارد.  تمایلی به رعایت قیود اجتماعی ، عرف ، مذهب ، قانون ، تعقل و... ندارد....

 

2– حالت من والد شخصیت

در سالهای اولیه کودکی  ( مخصوصا 5 سال اول ) ، باید و نباید های زیادی از طرف والدین به کودکان تحمیل شده  یا یاد داده می شود. این مجموعه عظیم از وقایع خارجی و تحمیلی غیر قابل سئوال در حالت من والد کودک ثبت می گردد. و در آینده بخشی از شخصیت فرد را تشکیل می دهد. این بخش شخصیت ، مسئول خشک و متعصب کارهای انضباطی فرد ، قانون مداری ، باید ها و نبایدها در افراد مختلف است. وقتی فردی بدون توجه به احساسات و عواطف ، یا بدون توجه به تعقل و منطق به امری مبادرت می کند و یا صحبت می کند و یا دیگران را مجبور به انجام چنین اموری می نماید از این بخش شخصیت خود استفاده می کند.

سه بخش شخصیت در هر فرد وجود دارد ولی مقدار اثر گذاری آنها از فردی به فرد دیگر فرق می کند. همچنین حاکمیت شخصیت در هر فرد ممکن است به عهده یکی از این اجزاء باشد که هر کدام طبیعتا حکومتهای متفاوتی را بنا خواهند گذاشت. پس شخصیت افراد متفاوت خواهد شد.

شاید شما کسانی را دیده باشید که برای آنها زندگی کار است و کار است و کار . و یا کسانی را دیده باشید که بسیار سخت گیر و منضبط هستند به مانند یک نیروی نظامی مقید به تریبت و توالی خاصی هستند و هیچ انعطافی را در زندگی نمی پذیرند. این افراد باید سر ساعت خاصی بیدار شوند یا به رختخواب بروند و استثنائی بر این امر قائل نیستند.

اضافه کاری و غرق شدن در کارهای جدی چنان است که تفریح و سرگرمی خانواده ، دوستان و فرزندانشان بی اهمیت جلوه می کنند.  در شیوه تربیتی سخت و خشک و متعصب عمل می کنند. دیدن خنده آنها مانند خورشید گرفتگی هر چند سال یکبار در یک زمان کوتاه  اتفاق می افتد و البته آنها هم روی نظم معین خودش که می توانید رصد کنید.

فراموش نکنید شخصیتی نداریم که فقط همین یک جزء را داشته باشد ولی شخصیت های زیادی در فرهنگ و جامعه ما هستند که این بخش بر سایر بخشهای شخصیت غلبه داشته و آنها را زیر حکومت خود دارد.

وقتی فردی بدون توجه به احساسات و عواطف ، یا بدون توجه به تعقل و منطق به امری مبادرت می کند و یا صحبت می کند و یا دیگران را مجبور به انجام چنین اموری می نماید از من والد شخصیت خود استفاده می کند.

3 – حالت من بالغ 

این بخش شخصیت مخ شخصیت است. در واقع مجموعه ای از احساسات ، نگرشها و طرحهای رفتاری خود مختار و مستقل است که فرد را با واقعیتهای موجود تطبیق و هماهنگی می دهد.

این بخش شخصیت است که : تجزیه و تحلیل می کند. آینده نگری می کند. میان احساسات و تعقل فرد تعادل برقرار می کند. احتمالاتی را که برای حل و فصل موثر دنیای خارج ضروری هست محاسبه می کند. فعالیتهای دو بخش قبلی ( کودک و والد ) را تنظیم می کند و واسطه عینی شدن میان آنهاست

در واقع شخصیت کامل انسانی ، شخصیتی هست که سه بخش فوق ( کودک – والد – بالغ ) توام به صورت متعادل در آن حضور داشته باشد. لیکن رئیس بخش بالغ باشد و با روشنفکری در جای خود به کودک و در جای خود به والد اهمیت دهد. و شخصیت را با تجزیه وتحلیل متعادل نگه دارد.

 

 منبع: همدردی

 

مقالات مرتبط

تفاوت در شخصیت ها

اختلالات شخصیت

7 گام برای تغییر شخصیت

اختلال شخصیت گسیخته گون 

+ نوشته شده توسط در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388 و ساعت 17:33 |

   بسم الله الرحمن الرحيم

الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ

 مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَيْبِ بِمَا حَفِظَ اللّهُ وَاللاَّتِي

 تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُن َّ فِي الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ

أَطَعْنَكُمْ فَلاَ تَبْغُواْ عَلَيْهِنَّ سَبِيلاً إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيًّا كَبِيرًا (نسائ۳۴)

مردان داراى ولايت بر زنانند از آن جهت كه خدا بعضى از ايشان (مردان) را بر بعضى (زنان) برترى داده (قدرت بدنى، توليدى واراده بيشترى دارند) و از آن جهت كه از اموال خود نفقه مى‏دهند، پس زنانِ شايسته، فرمان بردارند و نگهدار آنچه خدا (براى آنان) حفظ كرده، (حقو ق واسرار شوهر،) در غياب اويند. و(امّا) زنانى كه از سرپيچى آنان بيم داريد، پس (نخست) آنان را موعظه كنيد و(اگر مؤثّر نشد) در خوابگاه از آنان دورى كنيد و(اگر پند وقهر اثر نكرد،) آنان را بزنيد (وتنبيه بدنى كنيد)، پس اگر اطاعت شما را كردند، بهانه‏اى بر آنان ( براى ستم وآزار) مجوييد. همانا خداوند بزرگوار و بزرگ مرتبه است.

نکته:

«قَوّام» به كسى گفته مى‏شود كه تدبير و اصلاح ديگرى را بر عهده دارد.
«نشوز» از «نشز» به‏معناى زمين بلند وبه سركشى وبلندپروازى نيز گفته مى‏شود.
شرط سرپرستى و مديريّت، لياقت تأمين و اداره زندگى است و به اين جهت، مردان نه تنها در امور خانواده، بلكه در امور اجتماعى، قضاوت و جنگ نيز بر زنان مقدّمند، «بما فضّل‏اللّه... و بما انفقوا» و به اين خاطر نفرمود: «قوّامون على ازواجهم»، زيرا كه مسئله‏ى زوجيّت مخصوص زناشويى است و خدا اين برترى را مخصوص خانه قرار نداده است.
گرچه برخى زنان، در توان بدنى يا درآمد مالى برترند، ولى در قانون و برنامه، بايد عموم را مراعات كرد، نه افراد نادر را.
براى جمله «حافظات للغيب بما حفظ اللَّه» معانى گوناگونى است:
الف: زنان، آنچه را خدا خواهان حفظ آن است، حفظ نمايند.
ب: زنان، حقوق شوهران را حفظ كنند، همان‏گونه كه خدا حقوق زنان را در سايه تكاليفى كه بر مرد نهاده، حفظ كرده است.
ج: زنان حافظ هستند، ولى اين توفيق را از حفظ الهى دارند.
وقتى راههاى مسالمت آميز سود نبخشيد، يا بايد دست از انجام وظيفه كشيد، يا بايد در صورت تأثير نداشتن موعظه و قهر، خشونت به خرج داد. به گفته‏ى روانشناسان، بعضى افراد، حالت مازوشيسم (آزاد طلبى) پيدا مى‏كنند كه تنبيه مختصر بدنى، برايشان همچون مرهم است. در تن بيهات بدنى هم، اسلام سفارش كرده كه نبايد به مرحله‏ى كبودى جسم يا زخمى شدن بدن برسد. به علاوه، مرد متخلّف هم گاهى توسط قاضى تنبيه بدنى مى‏شود.
رسول خداصلى الله عليه وآله فرمود: كتك شما نبايد به نحوى باشد كه اثر آن در جسم زن نمودى داشته باشد، يا كتك نشانه خودنمايى و اظهار قدرت مرد باشد كه زهره چشمى بگيرد. «ضرباً غير مبرّج» (271)
امام صادق‏عليه السلام فرمودند: نشوز زن آن است كه در فراش (همبستر شدن) از شوهر تبعيت نكند و مقصود از «اضربوهنّ»، زدن با چوب مسواك و شبيه آن است، زدنى كه از روى رفق و دوستى باشد. (272)
منبع:http://www.qaraati.net/tafsir/

+ نوشته شده توسط در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388 و ساعت 17:12 |

 چوخه چیست؟

پوشاک نواحی مختلف استان کردستان

پوشاک مردان و زنان کرد شامل تن پوش، سرپوش و پای افزار است. ساخت و کاربرد هر یک از این اجزاء بسته به فصل، نوع کار و معیشت و مراسم و جشن ها با یکدیگر تفاوت دارد. هر چند پوشاک نواحی مختلف کردستان مانند اورامان، سقز، بانه، گروس، سنندج، مریوان و ... متفاوت است، اما از نظر پوشش کامل بدن، همه با هم یکسان هستند.

پیش از ورود پارچه، کفش های خارجی و سایر محصولات داخلی به استان کردستان، بیشتر پارچه ها و نیز پای افزار مورد نیاز، توسط بافندگان و دوزندگان محلی بافته و ساخته می شد.

از نظر بافت پارچه، منطقه سقز و از نظر ساخت پای افزار "گیوه" یا "کلاش" و "کالی" اورامانات و آبادی های پیرامون کوهستان شاهو مانند هجیج، نودشه و آبادی های نوسود شهرستان پاوه چون میریه، خانه دره، مژگان، مزوی و وزلی از عمده ترین نواحی بافت و صدور پارچه و پای افزار در استان به شمار می رفتند. جولایی و بافت پارچه و انواع منسوجات مانند بوزو، برمال، جاجم، بره، پوشمین، موج، جوراب، دستکش، زنگال و کلاء به عنوان حرفه یا کار جنبی بخشی از آبادی نشینان مناطق مختلف کردستان محسوب می شود.

پوشاک مردان

پوشاک مردم کردستان

لباس مردان کرد عبارت است از:

چوخه: نیم تنه ای پنبه ای یا پشمی است که در ناحیه سقز، بانه و مریوان به آن "گوا" می گویند و در سنندج آن را "چوخه" می نامند.

پانتول: نیم تنه ای بدون یقه است که از پایین نیم تنه تا بالا به وسیله دکمه بسته می شود.

لفکه سورانی: پیراهن با آستین فراخ و بلند و زبانه ای مثلث شکل در انتهای آستین است که آن را در حال عادی دور مچ یا بازو می پیچند.

شال: که به آن "پشتون" و "پشتینه" نیز می گویند، پارچه ای است تقریباً به طول 3 تا 10 متر که بر روی لباس در ناحیه کمر بسته می شود.

دستار: یا "کلاغه" که به آن "شلمه"، "مندلی"، "رشتی" و "سروین" (سربند) نیز می گویند و مردان به جای کلاه از آن استفاده می کنند.

فرنجی: یا "فره جی" که ویژه مردان ناحیه اورامانات است و از نمد ساخته و آماده می شود.

کله بال: نوعی از نمدهای پوششی است که چوپانان در مناطق چرای گله در صحرا استفاده می کنند.

پوشاک زنان

پوشاک مردم کردستان

لباس زنان کرد عبارت است از:

جافی: شلواری همانند شلوار مردان است. این شلوار را زنان کرد، به ویژه زنان روستایی، هنگام کار می پوشند. در سایر مواقع، زنان شلواری گشاد از جنس حریر به پا می کنند.

کلنجه: نیم تنه ای است که روی پیراهن بلند می پوشند و در اورامان آن را "سوخمه" می نامند و از پارچه زری یا مخمل دوخته می شود.

شال: از پارچه ای زیبا بر روی لباس در ناحیه کمر بسته می شود.

کلاو: یا کلاه  که از جنس مقوا و به شکل استوانه ای کوتاه است که آن را با پولک هایی رنگین به صورت بسیار زیبایی تزیین می کنند.

کلکه: روسری یا دستاری است که به جای کلاه مورد استفاده زنان قرار می گیرد. کلکه دارای رشته بلندی از ابریشم سیاه و سفید با ملیله دوزی است.

منبع:سیمای میراث فرهنگی کردستان

+ نوشته شده توسط در یکشنبه شانزدهم فروردین 1388 و ساعت 0:49 |
امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند: هیچ بلایی نیست مگر آنکه خداوند...... است

درسهايی برای زندگی

4/ بهترین درسها همان است که انسان از آنها در زندگانی خویش بهره بر می دارد. ائمه هدی علیه السلام آموزشهای زندگی بخش فراوانی ارائه داده اند که اگر ما به فهم آنها نایل شویم نیکبخت ترین مردم در دنیا و نزدیک ترین آنان به خشنودی خداوند در آخرت خواهیم بود. در آنچه ذیلاً نقل می شود به تأمل درباره پاره ای از سخنان امام علیه السلام در این عرصه مهم خواهیم پرداخت:

تا آنجا که تحمل داری، درخواست و سؤال مکن، زیرا برای هر روزی، رزق جدید است و بدان که پا فشاری و اصرار درخواسته ها، ارزش انسان را از بین می برد و باعث رنج و سختی می گردد. صبر پیشه کن تا خداوند دری به روی تو باز کند که گذشتن از آن برای تو سهل و آسان باشد. چه نزدیک است خداوند کار ساز به انسان مستأصل و امنیت و آسایش به فراری ترسان، پس شاید غیرتها نوعی از تأدیب الهی باشد. و بهره ها و نصیب ها مراتبی است، پس بر چیدن میوه ای که نرسیده است عجله مکن، که فقط در وقت که به صلاح تو است، آگاه تر است، به اختیار او در همه امور خود که به نفع توست اطمینان کن، و در بر آوردن حاجات خود قبل از رسیدن وقت آن، عجله منما که قلب و سینه ات، تنگ می شود، و یأس بر تو چیره می شود. و بدان که از برای خود و بخشش اندازه و مقداری است که اگر از آن فزونی یابد، اسراف خواهد بود و از برای حزم و احتیاط اندازه ای است که هر گاه از آن بیشتر شود، جبن و ترس است و از برای اقتصاد و میانه روی مقدار است که زیادتر از آن بخل است و شجاعت را مقداری است که افزون آن تهور و بی باکی است و اگر اهل دنیا دانائی و فهم داشتند. و دریافت   می کردند، دنیا خراب و ویران می شد.(78)

«بهترین برادران تو کسی است که گناهت را فراموش کرد و نیکی تو را به خویش یاد آورد. سست   حیله ترین دشمنان کسی است که دشمنی را آشکار ساخت پیوستن به آن که به نیکی اش که از شرّش ایمنی نداری.»

«زیبائی چهره، جمال برون است و زیبایی عقل جمال درون است.» «سزاوارترین مردم به محبت کردن، کسی است که از او امید محبت کردن دارند.»

«هر که به خدا انس گرفت از مردم امید، و علامت انس به خدا وحشت از مردم است.»

«پلیدیها در خانه ای قرار داده شدند و دروغ کلید آن خانه است.»

«چون دلها به نشاط آمدند، در آنها به ودیعت نهید و چون امیدند با آنها وداع گویید.»

«نادانی دشمن است، و حلم حکومت و راحت دلها را نشناخت آن که حلم، پاره های اندوه صبر و دشمنی را به وی جرعه جرعه نچشاند.»

«هر که بر پشت باطل سوار شد و در سرای پشیمانی فرود آمد.»

«تقدیرهای غالب با کشمکش دفع نگردند، و ارزاق نوشته شده را به آز نتوانند رسید، و با امساک نتوان آنها را دفع گرداند.»

«عطایای (شخص) کریم تو را پیش او خوب جلوه می دهد و بدو نزدیکت می سازد، و عطایای (شخص) فرومایه تو را از او دور می کند و به نزدش منفورت می سازد».

«هر که پارسایی خوی او باشد و کرم سرشت او و بردباری عادت او دوستش زیاد گردد و تمجید بر او فراوان، و با ستایشهای نیکویی که از او می کنند بر دشمنانش پیروز می شود.»

در تشویق به روزه گرفتن و نماز شب خواندن فرمود:

«شب زنده داری گواراتر از خواب است و گرسنگی در خوبی خوراک فزاینده تر.»(79)

«مؤمن برای مؤمن برکت است و بر کافر حجّت.»

«دل احمق در دهان اوست و دهان حکیم در دل او.»

«توجه به رزقی که برایت تضمین شده، تو را از کار واجبت باز ندارد.»

«هر که بیش از حدّ شرعی در وضو آب بریزد و بشوید مثل کسی است که وضویش را نقض کرده.»

«سرفرازی حق را واننهاد جز آنکه خوار شد، و خواری حق را نگرفت مگر آنکه سرفراز شد.»

«دوست نادان، مایه رنج است.»

«دو خصلت است که بالای آنها چیزی نیست: ایمان به خداوند و سود رساندن به برادران.»

«گستاخی فرزند بر پدر، در خُردی اش، منجر به ناسپاسی او در بزرگی اش شود.»

«اظهار شادمانی در برابر شخص غمزده، بی ادبی است.»

«بهتر از زندگی چیزی است که اگر از دستش بدهی، زندگی را منفور داری و بدتر از مرگ چیزی است که چون بر تو فرود آید مرگ را محبوب شماری.»

«ریاضت دادن نادان و ترک دادن معتاد از چیزی که بدان عادت کرده، خود معجزه است.»

«تواضع نعمتی است که بر آن حسد نبرند.»

«آدمی را طوری گرامی ندار که بر او سخت بگذرد.»

«هر که برادرش را نهانی اندرز داد او را آراسته و آن که در برابر دیگرانش پند گفت، زشتش ساخته».

«هیچ بلایی نیست مگر اینکه برای خدا در پیرامون آن نعمتی است.»

«چه زشت است برای مؤمن گرایشی که او را خوار می کند».(80)

+ نوشته شده توسط در شنبه پانزدهم فروردین 1388 و ساعت 16:10 |

سلام آقای خوبم سلام

نمی دانم این چندمین شب جمعه ای ست که برایتان نامه می نویسم.نمی دانم این چندمین بار است که با شکوه های روزگار هر هفته سرتان را بدرد می آورم ببخشید آقا ،ببخشید که همیشه شبهای جمعه از خدا می خواهم بیایی آخر قرار آمدنت در تقویم دلهای ما یکی از همین جمعه هاست خدا کند که  این جمعه بیایی.

آقا جان این هفته تو هم برایم دعا کن

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده توسط در جمعه چهاردهم فروردین 1388 و ساعت 0:6 |
 

 

تو آن عاشق ترین مردی كه در تاریخ می گویند

 

تو آن انسان نایابی كه با فانوس می جویند

 

تمام باغ ها در فصل لب های تو می خندند

 

تمام  ابرها در شط چشمان تو می مویند

 

قناری های عاشق از گلوگاه تو می خوانند

 

و قمری های سالك كو به كو راه تو می پویند

 

تو آن رود زلالی صاف و روشن از ازل جاری

 

كه پاكی های عالم دست و رو را در تو می شویند

 

به شوق سجده ات هفت آسمان خم می شود در خاك

 

به نام نامی ات خورشید ها از خاك می رویند

 

تو تمثال تمام غنچه های بی ریا هستی

 

كه تصویر تو را عشاق در آیینه می بویند

 

تمام موج ها در حلقه یاد تو می چرخند

 

تمام بادها نام تو را سرگرم هوهویند

+ نوشته شده توسط در جمعه چهاردهم فروردین 1388 و ساعت 0:6 |

 بسم الله الرحمن الرحیم ....
زائری بارانی ام آقا به دادم می رسی؟
بی پناهم خسته ام ،تنها به دادم می رسی؟
گرچه آهو نیستم ، اما پر از دلتنگیم .
ضامن چشمان آهوها به دادم می رسی؟
من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام
هشتمین دردانه زهرا به دادم می رسی؟”
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388 و ساعت 0:53 |
                              دریافتی از مناجات خمس عشره  

                                     نسیم یاد تو بر دل (مناجات الذاکرین)

                                        

اِلهى لَوْ لاَ الْواجِبُ مِنْ قَبُولِ اَمْرِکَ لَنَزََّهْتُکَ مِنْ ذِکْرى اِیّاکَ عَلى اَنَّ ذِکْرى لَکَ بقَدْرى لا بقَدْرِکَ وَ ما عَسى اَنْ یَبْلُغَ مِقْدارى حَتّى اُُجْعَلَ مَحَلاًّ لِتَقْدیسِکَ وَ مِنْ اَعْظَمِ النِّعَمِ عَلَیْنا جَرَیانُ ذِکْرِکَ عَلى الْسِنَتِنا وَ اِذْنُکَ لَنا بِدُعاَّئِکَ وَ تَنْزیهِکَ وَ تَسْبیحِکَ...  

خدای من!   

اگر اطاعت امر تو نبود هرگز با کوره خاطر خویش بر ساحل دریای یاد تو گذر نمی کردم چرا که می دانم ظرف وجود من شایسته من است، نه بایسته تو.

و کاسه دل من به اندازه ظرفیت خویش از بحر تو آب ذکر بر می دارد، و نه به وسعت بی کرانگی تو. 

و کجا پای ناتوان مرا قدرت نیل به شناختگاه مقام مقدس توست؟  

 

خدایا!  

 

هم یاد کردن ما تو را، لطف توست و هم یاد کردن تو، ما را.  

 

خدایا!   

همین که به اذن تو بر ذهن این ناپاک، یاد پاکی مطلق می گذرد مرا بزرگترین نعمت توست و همین که این آلوده را نام منزه تو بر زبان می رود مرا عظیم ترین لطف توست.  

 

خدایا!   

 

تو منزه تر از آنی که بر زبان ما به تنزیه بگذری. و تسبیح تو برتر از آنست که تا اوج دلهای ما تنزل کند. و تقدیس تو فراتر از آن که خود را به بالهای قلب ما بیالاید. 

  

اِلهى فَاَلْهِمْنا ذِکْرَکَ فِى الْخَلاَّءِ وَالْمَلاَّءِ وَاللَّیْلِ وَالنَّهارِ وَ الاِْعْلا نِ وَ الاِْسْر ارِ وَ فِى السَّرّاَّءِ وَ الضَّرّاَّءِ وَ آنِسْنا بِالذِّکْرِ الْخَفِىِّ وَ اسْتَعْمِلْنا بِالْعَمَلِ الزَّکِىِّ وَ السَّعْىِ الْمَرْضِىِّ وَ جازِنا بِالْمیزانِ الْوَفِىِّ...  

 

اما خدای من! 

   

ما را به خویش خوان در هویدا و نهان واز روشنای ذکرت بر ما بتابان، در صبح و شامگاهان.

و از زلال خاطره ات ما را بنوشان، در آشکار وپنهان. و نسیم یادت را بر دلهای ما بوزان، در بهار و خزان.   

خدای من! 

  

میان ما و خویش الفتی نهانی ساز و پیوندی خفیه، و ما را توفیق تلاشی بی شائبه و صادقانه عنایت کن و کوششی که ما را تا بوستان رضایتت برساند و از میوه پاداش تو، به ما بچشاند.  

 

 اِلهى بِکَ هامَتِ الْقُلُوبُ الْوالِهَةُ وَ عَلى مَعْرِفَتِکَ جُمِعَتِ الْعُقُولُ الْمُتَبایِنَةُ فَلا تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ اِلاّ بِذِکْراکَ وَ لا تَسْکُنُ النُّفُوسُ اِلاّ عِنْدَ رُؤْیاکَ اَنْتَ الْمُسَبَّحُ فى کُلِّ مَکانٍ وَالْمَعْبُودُ فى کُلِّ زَمانٍ وَالْمَوْجُودُ فى کُلِّ اَوانٍ وَ الْمَدْعُوُّ بِکُلِّ لِسانٍ وَ الْمُعَظَّمُ فى کُلِّ جَنانٍ...  

خدای من!   

دلها کجا بی یاد تو آرام می شود و قلبها کجا بی گرمای نفس تو مطمئن؟

 

خدای من!   

چه دلهای سرگشته که شیفته تو گشت و چه قلبها که بی تاب و دیوانه تو شد و چه عقلها که معرفت تو را گرد هم آمد و راه به جایی نبرد.   

خدای من!   

دلها کجا بی یاد تو آرام می شود و قلبها کجا بی گرمای نفس تو مطمئن؟  

 

خدای من! 

  

این جانهای بی قرار جز لحظه دیدار آرام و قرار نمی گیرند.   

خدایا!  

 

تو منزه هر مکانی و عبود هر زمانی و موجود در هر لحظه و آنی، تو منادی هر زبانی و معظم هر دل و جانی!   

وَ اَسْتَغْفِرُکَ مِنْ کُلِّ لَذَّةٍ بِغَیْرِ ذِکْرِکَ وَ مِنْ کُلِّ راحَةٍ بِغَیْرِ اُنْسِکَ وَ مِنْ کُلِّ سُرُورٍ بِغَیْرِ قُرْبِکَ وَ مِنْ کُلِّ شُغْلٍ بِغَیْرِ طاعَتِکَ…   

پناه بر تو اگر لذتی بی یاد تو نام لذت بگیرد. و راحتی بی انس تو نام راحت پذیرد. پناه بر تو که جان جز در جوار قرب تو روی مسرت ببیند و شغلی از طاعتت مایه نگیرد.  

 

اِلهى اَنْتَ قُلْتَ وَ قَوْلُکَ الْحَقُّ یااَیُّهَا الَّذینَ امَنُوا اذْکُرُوا اللّهَ ذِکْراً کَثیراً وَ سَبِّحُوهُ بُکْرَةً وَ اَصیلاًوَ قُلْتَ وَ قَوْلُکَ الْحَقُّ فَاذْکُرُونى اَذْکُرْکُمْ فَاَمَرْتَنا بِذِکْرِکَ وَ وَعَدْ تَناعَلَیْهِ اَنْتَذْکُرَنا تَشْریفاً لَنا وَ تَفْخیماً وَ اِعْظاماً وَ ها نَحْنُ ذاکِرُوکَ کَما اَمَرْتَنا فَاَنْجِزْ لَنا ما وَعَدْتَنا یا ذاکِرَ الذّاکِرینَ وَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ. 

 

خدای من!   

تو گفتی به حق و چه صادقانه و صمیمانه که: 

« ای ایمان آورندگان! یاد خدا کنید، زیاد و همیشه و هر آن و هر لحظه و تسبیح و تنزیه او کنید هر صبح و شام ». 

گفتنی به حق و چه بزرگانه و دلسوزانه که:

« یادم کنید تا از یادتان نبرم، بخوانیدم تا دست گیرم، رو سوی من کنید تا به سویتان بیایم».

 

پس تو فرمان یاد خویش دادی و تو نیز وعده وفا فرمودی. هم یاد کردن ما تو را، لطف توست و هم یاد کردن تو، ما را. فرمودی که حضورت را در دلمان مستدام کنیم تا تو نیز از یادمان نبری.   

خدایا!    

تو منزه تر از آنی که بر زبان ما به تنزیه بگذری. و تسبیح تو برتر از آنست که تا اوج دلهای ما تنزل کند. ما عامل فرموده های توئیم، ما به یاد تو زیست می کنیم، تو نیز از ابر وعده خویش باران وفا ببار و ما را در نظر آر.   

ای در یاد آورنده به خاطر دارندگان! 

ای حضور قلب ذاکران!  

ای در اندیشه آنان که در اندیشه تواند! 

 ای به یاد آنان که با یاد تو می زیند! 

 ای مهربانترین مهربانان!  


 منبع:

 

شجاعی سید مهدی، دریافتی از مناجات خمس عشره.

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388 و ساعت 0:49 |
از لباس های زنان کرد نیست؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388 و ساعت 0:43 |
ادیان و مذاهب غیرشیعه در حقوق ایران و قانون اساسی چه جایگاهی دارند؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388 و ساعت 1:44 |
این موزه در تهران در سال 1356 گشایش یافت؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در سه شنبه یازدهم فروردین 1388 و ساعت 15:33 |
طبق مقاله ی چرا داد می زنی؟ برای کم کردن فریاد کشیدن والدین کدام راهکار صحیح نیست؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در دوشنبه دهم فروردین 1388 و ساعت 0:55 |

برای دیدن تصویر پنهان به ادامه مطلب رجوع شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در شنبه هشتم فروردین 1388 و ساعت 12:57 |
کلمه جمهور به چه معناست و منظور از گنجاندن چنین کلمه ای برای نظام شکل گرفته بعد از انقلاب چیست؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در شنبه هشتم فروردین 1388 و ساعت 0:7 |
جنگ اسرائیل و غزه چند روز به طول انجامید؟

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در شنبه هشتم فروردین 1388 و ساعت 0:5 |

سالهاست نگاهم پشت پنجره ی که متعلق به فرداست قاب گردیده و گردوغبار هجران بر آن سایه افکنده.عمری ست برای آمدنت بی قرارم.

نگاه کن که ثانیه ها چگونه از هجر تو بغض کرده نگاه کن که ثانیه ها چگونه به هق هق افتاده اند.بیا و صداقت آینه را به زلال آبی نگاهت پیوند بزن.یا ابا صالح

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه ششم فروردین 1388 و ساعت 23:8 |
با توجه به مناجات العارفین «امام سجاد علیه السلام» تجارت عارفان چرا همواره سودمند است؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه پنجم فروردین 1388 و ساعت 23:51 |
از مزایای اختصاصی پل خواجو بوده است؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه پنجم فروردین 1388 و ساعت 23:46 |
مصرف کدام روغن گیاهی برای سلامت قلب مضر است و باعث افزایش کلسترول خون می شود؟

جواب در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در سه شنبه چهارم فروردین 1388 و ساعت 23:56 |