تبليغاتX
رابطه پنهانی

فوايد در آغوش کشيدن و بغل کردن براي سلامتي


 

 


 

بغل کردن مطمئناً احساس خيلي خوبي به شما مي بخشد و شواهد نشان مي دهد تاثيرات بسيار خوبي هم بر سلامتي ما دارد. در تحقيقي که در دانشگاه کاروليناي شمالي انجام گرفت، محققان دريافتند که بغل کردن هورمون "اکسيتوسين" را افزايش داده و خطر ابتلا به بيماري هاي قلبي را کاهش مي دهد.


 

درواقع، وقتي زوجين 20 ثانيه همديگر را بغل مي کنند، سطح اکسيتوسين در بدنشان که طي تولد بچه و شيردهي آزاد مي شود، بالا مي رود. افراديکه در روابط عاشقانه هستند، بيشترين افزايش اکسيتوسين را دارند.


 

ضمناً سطح هورمون استرس، کورتيزول، هم در خانم ها همراه با فشارخون پايين آمد. دکتر کارن گورون يکي از محققين اين تحقيق مي گويد، "هرچه حمايت عاطفي بيشتر باشد، اين افزايش ميزان اکسيتوسين نيز نيز هم در مرد و هم در زن بيشتر خواهد شد. اما اهميت اکسيتوسين و اثرات محافظت کننده آن دربرابر بيماريهاي قلبي، ميتواند براي خانم ها بيشتر باشد."


 

دکتر کارمين گريفيت، سخنگوي بنياد قلب بريتانيا، مي گويد، "دانشمندان علاقه زيادي به اين مسئله نشان مي دهند که احساسات مثبت مي تواند براي سلامتي مفيد باشد. اين تحقيق نشان ميدهد که ساپرت عاطفي، مثلاً به شکل در آغوش کشيدن هاي عاشقانه مي تواند تاثيرات مثبتي بر سلامت قلب داشته باشد. "


 

در واقع، در يک تحقيق ديگر که آنهم توسط دکتر گورون انجام شد، به اثبات رسيد که بغل کردن و گرفتن دستها، تاثيرات استرس را کاهش مي دهد. از دو گروه زوج خواستند که درمورد يک موضوع ناراحت کننده با هم صحبت کنند، اما يک گروه از قبل دست هاي همديگر را در دست گرفته بودند و همديگر را بغل کرده بودند درحاليکه گروه ديگر اينکار را انجام نداده بودند. در اين تحقيق مشخص شد که:


 

- افزايش فشارخون در گروهي که هيچ تماسي با هم نداشتند درمقايسه با گروهي که همديگر را در آغوش گرفته بودند، بيشتر بود.


 

- ضربان قلب در گروهي که تماسي نداشتند 10 ضربه در دقيقه بود درحاليکه براي گروه ديگر اين مقدار 5 ضربه در دقيقه بود.


 

دکتر گورون پيشنهاد مي کند که تماس هاي گرم و در آغوش کشيدن و گرفتن دست ها قبل از شروع يک روز سخت مي تواند شما را در طول روز محافظت کند.


 

انسانها موجوداتي اجتماعي هستند، همانطور که در تحقيقات مختلف ثابت شده است که آنهايي که در زندگي دوستاني براي خود دارند، و همچنين آنها که ازدواج کرده اند، سالمتر هستند.


 

ما به ارتباطات اجتماعي احتياج داريم و اين ارتباطات شامل لمس کردن، حتي فراتر از ظرفيت يک زوج است. مثلاً اين واقعيت که نوزادان از تماس هاي پوستي مستقيم با مادرشان فايده مي برند و رشد بهتري خواهند داشت را در نظر بگيريد.


 

مثالي که گفته شد يک تحقيق کره اي بود که روي نوزادان پرورشگاهي انجام شد. آندسته از نوزادان که 5 روز در هفته و به مدت 4 هفته، 15 دقيقه بيشتر صداي زنانه شنيدند، ماساژ و ارتباط چشمي مستقيم داشتند، بعد از گذشت چهار هفته و در سن 6 ماهگي، وزن و قد بيشتري اضافه کردند و شکل گيري سرشان نيز بهتر بود تا آنهايي که اين تحريک اضافي را نداشتند.


 

شواهد نشان داده است که تماس درماني استرس و درد را در بزرگسالان کاهش مي دهد و نشانه هاي بيماري آلزايمر مثل بيقراري، آواگري، قدم زدن هاي عصبي و از اين قبيل را نيز کاهش مي دهد.


 

وقتش رسيده بيشتر بقيه را بغل کنيد


 

تحقيقات نشان مي دهد که زوج هاي امريکايي چندان تمايلي به آغوش کشيدن در مجامع عمومي را ندارند. طبق تحقيقات زوج هاي پاريسي سه مرتبه بيشتر از زوج هاي امريکايي وقتشان را به بغل کردن هم ميگذرانند.


 

بغل کردن در روابط زناشويي فوايدي دارد که احتمالاً هيچوقت فکرش را هم نمي کرديد. بغل کردن...


 

- احساس خوبي به شما مي دهد.


 

- حس تنهايي را از بين مي برد.


 

- بر ترس غلبه مي کند.


 

- دريچه احساساتتان را باز مي کند.


 

- اعتماد به نفس را بالا مي برد.


 

- حس نوع دوستي شما را تقويت مي کند.


 

- روند پير شدن را کندتر مي کند.


 

- اشتها را فرو مي نشاند.


 

- استرس و فشارهاي عصبي را کاهش مي دهد.


 

- با بيخوابي مبارزه مي کند.


 

- عضلات بازوها و شانه ها را شکل مي دهد.


 

- اگر قدتان کوتاه باشد، يک نوع تمرين کششي به حساب مي آيد.


 

- يک جايگزين عالي براي بي بند و باري است.


 

- يک جايگزين سالم و مطمئن براي مصرف الکل و دخانيات است.


 

- وجود فيزيکي شما را تاييد مي کند.


 

- دموکراتيک است (هر کس حق در آغوش کشيده شدن دارد).


 

فوايد بيشتر بغل کردن


 

- از نظر اکولوژيکي خوب است (محيط را خراب نمي کند)


 

- براي صرفه جويي در انرژي بسيار خوب است (گرما را حفظ مي کند)


 

- قابل حمل است.


 

- به هيچ ابزار خاصي نياز ندارد.


 

- هيچ محل خاصي نمي طلبد (يک محل خوب براي بغل کردن هرجايي مي تواند باشد)


 

- روزهاي شاد را شادتر مي کند.


 

- فضاهاي خالي زندگي را پر ميکند.


 

- حتي بعد از جدا شدن از آغوش، باز هم فايده مي رساند.

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 و ساعت 15:50 |
 

گاهی دست قدرت پروردگار مناظر با شکوه و نابی را به ما نشان می دهد که با دیدن آن شگفت زده می شویم و به قدرت الهی پی می بریم. چند مورد از این پدیده های طبیعی کاری را  با هم می خوانیم:

 



۱ـ شفق های قطبی:

بی شک یکی از تماشایی ترین و با شکوه ترین پدیده های طبیعی جهان، شفق قطبی یا همان «نور قطب شمال” است. این پدیده حیرت انگیز از زمانی که اولین بار کشف شد، انسان ها را به حیرت و شگفتی وا داشته است. شفق های قطبی زمانی روی می دهند که خورشید ذرات بارداری را (یون) با سرعت۳۰۰  الی ۱۲۰۰ کیلومتر در ثانیه راهی زمین می کند. این ذرات باردار با هم ابر پلاسما را تشکیل می دهند و مجموع ابرهای پلاسما را بادهای خورشیدی می نامند. هنگامی که بادهای خورشیدی با میدان مغناطیسی زمین برخورد می کنند، این میدان ذرات باردار را به سمت لایه یونیسفر، یکی از لایه های بالای اتمسفر سوق می دهد. در آنجا ذرات خورشیدی با گازهای موجود در یونیسفر ادغام شده و پدیده ی شفق قطبی را به وجود می آورند.



۲ـ ابرهای ماماتوس

این نوع ابرها در سطح تحتانی مرکز دیگر ابرها تشکیل می شوند. ابرهایی هستند که همیشه با شرایط جوی ناپایدار و اغلب توفانی همراه می شوند. شکل ظاهری این ابرها حاصل کیسه هایی از هوای سرد اشباع شده است که به سرعت از سطح ابرهای توفانزا پایین افتاده و تصویری مانند برآمدگی های مواج در قسمت تحتانی ابر ایجاد می کند.


۳ـ کشند قرمز

کشند قرمز یا «شکوفایی جلبکی» پدیده ی طبیعی است که در اثر یک نوع جلبک میکروسکوپی به وجود می آید. هنگامی که این موجودات زنده در تراکم بالا تولید شوند ، موجب پدیدار شدن توده های قرمز رنگی در سطح آب می شوند. این موجودات در برخی موارد سم کشنده ای را تولید می کند که موجب مرگ آبزیان و پرندگان می شود. این سم می تواند به انسان نیز آسیب برساند.


۴ـ میخ های یخی

میخ های یخی در کوه های یخی در اندازه های مختلف یافت می شوند. هنگامی که خورشید به سطح برف می تابد، سوراخ های کوچکی را در آن ایجاد می کند. این سوراخ در اثر تابش بیشتر نور عمیقتر شده و میخ های یخی را به وجود می آورند.


۵ـ سنگ های متحرک


سنگ های متحرک یکی از جاذبه های پارک ملی Death valley در بیابان نوادا آمریکا هستند که مدت ها مایه شگفتی دانشمندان بوده اند. نظریه های بسیاری برای توضیح حرکت این سنگ ها وجود دارد. بسیاری از دانشمندان معتقدند که سطح لغزنده و گلی این بیابان و وزش باد موجب حرکت خود به خودی سنگ ها می گردد. اما از نظر محاسبات فیزیکی این نظریه قابل قبول نیست چرا که برای حرکت این سنگ بادهایی با سرعت صدها کیلومتر در ساعت لازم است که در این بیابان چنین بادهایی نمی وزد.



۶ـ سوپر سل (supercell)


سوپرسل نوعی توفان شدید است که معمولا قبل از وقوع گردباد پدیدار می شوند، این نوع توفان ها در سراسر جهان قابل وقوع هستند اما اغلب در منطقه ی Great plains آمریکا به وجود می آیند.


۷ـ گرداب آتش

گرداب یا گردباد آتش پدیده ی بسیار نادری است که در آن آتش ـ بسته به دمای هوا و جریان باد ـ از سطح زمین ارتفاع می گیرد و یک گرداب آتش را پدید می آورد. گرداب های آتش می توانند به ارتفاع ۲۰۰ فوت نیز برسند اما تنها چند دقیقه به طول می انجامند.



۸ـ حلقه های یخی

حلقه های یخی نیز پدیده ی نادر هستند که به گفته ی دانشمندان تنها در کشورهای سرد رخ می دهند. این پدیده زمانی اتفاق می افتد که مرکز یک دریاچه یخ می زند و جریان ملایم آب، یخ را به شکل دایره در می آورد.

۹ـ ابرهای مواج

این ابرها زمانی تشکیل می شوند که لایه ای از هوای مرطوب هنگام عبور از سطح زمین مرتب بالا و پایین می شود و در نتیجه باعث شکل گرفتن رشته ای از ابرهای عدسی شکل باریک. روی پوسته ی این امواج جوی می شود.

۱۰ـ هام (The hum)

هام به مجموعه ای از پدیده هایی اطلاق می شود که صدایی مداوم و با فرکانس پایین تولید می کنند که گوش همه ی انسان ها قادر به شنیدن آنها نیست. صدای هام شبیه به صدای استارت ماشین است که از دور شنیده می شود. منبع این صداها هنوز ناشناخته باقی مانده اند. گفته می شود که صدای هام اولین بار در جزایر هاوایی به گوش بعضی افراد رسید.

منبع : آسان دانلود

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388 و ساعت 15:33 |

وقتی صبح ها از خواب بلند میشیم، دو تا راه انتخاب داریم.

برگردیم بخوابیم و رویا ببینیم،یا بیدار شیم و رویاهامون رو دنبال کنیم.

+ نوشته شده توسط در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388 و ساعت 15:19 |
 
 
ز جان شیرین‌تری ای چشمه‌ی نوش
سزد گر گیرمت چون جان در آغوش
نظامی
 
----------------

لبخند معاوضه كن با جان شهریار
تا من به شوق این دهم و آن ستانمت
شهریار
 
----------------

چگونه شاد شود اندرون غمگینم؟
به اختیار كه از اختیار بیرون است
حافظ
 
----------------

به چشمك این همه مژگان به هم مزن یارا!
كه این دو فتنه به هم می‌زنند دنیا را
شهریار
 
----------------

گاهی به نوشخند لبت را اشاره كن
ما را به هیچ صاحب عمر دوباره كن
فروغی بسطامی
 
----------------

خیال حوصله بحر می‌پزد هیهات
چه‌هاست در سر این قطره محال‌اندیش
حافظ
 
----------------

عجب عجب كه برون آمدی به پرسش من
ببین ببین كه چه بی‌طاقتم ز شیدایی
مولانا
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه یکم مرداد 1388 و ساعت 0:50 |



پیغام گیر فردوسی

نمی باشم امروز اندر سرای
که رسم ادب را بیارم به جای

به پیغامت ای دوست گویم جواب
چو فردا بر آید بلند آفتاب


پیغام گیر خیام

این چرخ فلک عمر مرا داد به باد
ممنون توام که کرده ای از من یاد

رفتم سر کوچه منزل کوزه فروش
آیم چو به خانه پاسخت خواهم داد


پیغام گیر منوچهری

از شرم به رنگ باده باشد رویم
در خانه نباشم که سلامی گویم

بگذاری اگر پیغام پاسخ دهمت
زان پیش که همچو برف گردد رویم


پیغام گیر مولانا

بهر سماع از خانه ام رفتم برون..رقصان شوم
شوری برانگیزم به پا.. خندان شوم شادان شوم

برگو به من پیغام خود..هم نمره و هم نام خود
فردا تو را پاسخ دهم..جان تو را قربان شوم


پیغام گیر بابا طاهر

تلیفون کرده ای جانم فدایت
الهی مو به قوربون صدایت

چو از صحرا بیایم نازنینم
فرستم پاسخی از دل برایت


پیغام گیر حافظ

رفته ام بیرون من از کاشانه ی خود ، غم مخور
تا مگر بینم رخ جانانه ی خود ، غم خور

بشنوی پاسخ ز حافظ گر که بگذاری ، پیام
زآن زمان کو باز گردم خانه ی خود ، غم مخور


پیغام گیر سعدی

از آوای دل انگیز تو مستم
نباشم خانه و شرمنده هستم

به پیغام تو خواهم گفت پاسخ
فلک را گر فرصتی دادی به دستم


پیغام گیر نیما

چون صداهایی که می آید
شباهنگام از جنگل
از شغالی دور
گر شنیدی بوق
بر زبان آر آن سخن هایی که خواهی بشنوم
در فضایی عاری از تزویر
ندایت چون انعکاس صبح آزا کوه
پاسخی گیرد ز من از دره های یوش


پیغام گیر شاملو

بر آبگینه ای از جیوه ء سکوت
سنگواره ای از دستان آدمیت
آتشی و چرخی که آفرید
تا کلید واژه ای از دور شنوا
در آن با من سخن بگو
که با همان جوابی گویم
تا آنگاه که توانستن سرودی است


پیغام گیر سایه

ای صدا و سخن توست سرآغاز جهان
دل سپردن به پیامت چاره ساز انسان

گر مرا فرصت گفتی و شنودی باشد
به حقیقت با تو همراز شوم بی نیاز کتمان


پیغام گیر فروغ

نیستم.. نیستم..اما می آیم.. می آیم
می آیم
با بوته ها که چیده ام
از بیشه های آن سوی دیوار
می آیم.. می آیم ..می آیم
و آستانه پر از عشق می شود
و من در آستانه به آنها که پیغام گذاشته اند
سلامی دوباره خواهم داد
+ نوشته شده توسط در یکشنبه هفتم تیر 1388 و ساعت 23:58 |

بسیاری از کشورهای جهان یک حیوان را به عنوان نماد خود انتخاب کرده اند. برخی کشورهای دیگر نیز به دلیل اینکه زیستگاه جانوری خاص هستند به نام کشور این موجود شهرت دارند.

 

خروس

یکی از نمادهای کشور فرانسه و نیز پرتقال است.البته شهرت خروس های فرانسوی بیشتر است.در فرانسه خروس اشاره ای تاریخی به سقوط امپراطوری رم غربی و ظهور دوباره سرزمین گل"فرانسه قدیم "است در پرتقال خروس نماد ایمان و عدالت است.

کانگورو

نماد کشور استرالیا است و در حدود 63 گونه این جانور کیسه دار در کشور استرالیا زندگی می کنند. در عین حال زیستگاه برخی از گونه های  کانگورو در کشور گینه نو است.

سگ آبی

نماد کشور کانادا است و در تاریخ توسعه این کشور به دلیل تجارت پوست در دوره  استعمار بریتانیا  نقش دارد .تصویر سگ آبی بر روی برخی از سکه های کانادا و نیز تمبر های پستی این کشور مشاهده می شود.

شیر

نماد کشور بریتانیا بوده و تصویر آن برروی نشان ها و علایم سلطنتی و برخی از سکه های واحد پول این کشور نقش بسته است.

عقاب ماهیخوار سر سفید

از سال 1782 میلادی به عنوان نماد ملی ایالات متحده انتخاب شد. تصویر این گونه عقاب روی مهر ریاست جمهوری ایالات متحده و نیز نیروی هوایی این کشور و برخی از سکه های آن دیده می شود.

پاندا

چین مرکزی زیستگاه پاندا است و نام پاندا مترادف با نام این کشور است.چینی ها این جانور را به عنوان یکی از گنجینه های ملی خود تلقی می کنند.

جگوار

یا پلنگ آمریکای جنوبی ،نماد کشور آرژانتین است.

لاما

نماد کشور بولیوی بوده و تصویر آن روی پرچم این کشور و نیز نشان های رسمی آن مشاهده می شود.

کندور

زیستگاهش سلسله جبال آند در آمریکای جنوبی و یکی از نمادهای اصلی کشور شیلی است.

+ نوشته شده توسط در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388 و ساعت 0:19 |

 

پسرک از پدربزرگ پرسید: پدربزرگ در باره چه می نویسی؟
پدربزرگ پاسخ داد: درباره تو پسرم، اما مهمتر از آنچه می نويسم، مدادی است که با آن می نويسم! می خواهم وقتی بزرگ شدي، مثل اين مداد بشوی.
پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چيز خاصی در آن نديد:
- اما اين هم مثل بقيه مداد هايی است که ديده ام.
- بستگی داره چطور به آن نگاه کنی، در اين مداد پنج صفت هست که اگر به دست بياوری برای تمام عمر به آرامش مي رسی؛
صفت اول: می توانی کارهای بزرگ انجام دهی، اما هرگز نبايد فراموش کنی که دستی وجود دارد که هر حرکت تو را هدايت مي کند. اين دست، خداست که هميشه تو را در مسير اراده اش حرکت می دهد.
صفت دوم: بايد گاهی از آنچه می نويسي دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی. اين باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار، نوکش تيزتر مي شود و اثری که از خود به جای می گذارد ظريف تر و باريک تر. پس بدان که بايد رنج هايی را تحمل کنی که باعث می شود انسان بهتری شوی.
صفت سوم: مداد هميشه اجازه می دهد براي پاک کردن يک اشتباه، از پاک کن استفاده کنيم. بدان که تصحيح يک کار خطا، کار بدی نيست. در واقع برای اينکه خودت را در مسير درست نگهداری، تصحیح خطا مهم است.
صفت چهارم: چوب يا شکل خارجی مداد مهم نيست، زغالی اهميت دارد که داخل چوب است. پس هميشه مراقب باش درونت چه خبر است.
و سر انجام پنجمين صفت مداد: هميشه اثری از خود به جای مي گذارد. هر کار در زندگی ات می کنی، ردی به جای می گذارد. پس سعی کن نسبت به هر کار می کنی، هشيار باشی وبدانی چه می کنی.

+ نوشته شده توسط در جمعه سی ام اسفند 1387 و ساعت 14:51 |

روزی همه دانشمندان مردند و وارد بهشت شدند
آنها تصمیم گرفتند تا قایم موشک بازی کنند
متاسفانه انشتین اولین نفری بود که باید چشم می گذاشت.
او باید تا ۱۰۰ میشمرد و سپس شروع به جستجو میکرد..
همه پنهان شدند الا نیوتون
نیوتون فقط یک مربع به طول یک متر کشید و درون آن ایستاد.
دقیقا در مقابل انشتین.
انشتین شمرد ۹۷,۹۸,۹۹,۱۰۰
او چشماشو باز کرد ودید که نیوتون در مقابل چشماش
ایستاده.
انشتین فریاد زد نیوتون بیرون( ساک ساک) نیوتون بیرون( ساک ساک).
نیوتون با خونسردی تکذیب کرد و گفت من بیرون نیستم.
او ادعا کرد که اصلا من نیوتون نیستم.
تمام دانشمندان از مخفیگاهشون بیرون اومدن
تا ببینن اون چطور میخواد ثابت کنه که نیوتون نیست
نیوتون ادامه داد که من در یک مربع به مساحت یک متر مربع ایستاده ام
که منو نیتون بر متر مربع میکنه
از آنجایی که نیوتون بر متر مربع برابر یک پاسکال می باشد
بنابراین من پاسکالم پس پاسکال باید بیرون بره (پاسکال ساک ساک)

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه هشتم اسفند 1387 و ساعت 23:45 |


 


یك شركت بزرگ قصد استخدام تنها یك نفر را داشت. بدین منظور آزمونی برگزار كرد كه تنها یك پرسش داشت. پرسش این بود :
شما در یك شب طوفانی سرد در حال رانندگی از خیابانی هستید. از جلوی یك ایستگاه اتوبوس در حال عبور كردن هستید. سه نفر داخل ایستگاه منتظر اتوبوس هستند. یك پیرزن كه در حال مرگ است. یك پزشك كه قبلاً جان شما را نجات داده است. یك خانم/آقا كه در رویاهایتان خیال ازدواج با او را دارید. شما می‌توانید تنها یكی از این سه نفر را برای سوار نمودن بر گزینید. كدامیك را انتخاب خواهید كرد؟ دلیل خود را بطور كامل شرح دهید :

پیش از اینكه ادامه حكایت را بخوانید شما نیز كمی فكر كنید ...

..........

.........

........

.......

......

.....

....

...

..
 

قاعدتاً این آزمون نمی‌تواند نوعی تست شخصیت باشد زیرا هر پاسخی دلیل خاص خودش را دارد.
پیرزن در حال مرگ است، شما باید ابتدا او را نجات دهید. هر چند او خیلی پیر است و به هر حال خواهد مرد.
شما باید پزشك را سوار كنید. زیرا قبلاً او جان شما را نجات داده و این فرصتی است كه می‌توانید جبران كنید. اما شاید هم بتوانید بعداً جبران كنید.
شما باید شخص مورد علاقه‌تان را سوار كنید زیرا اگر این فرصت را از دست دهید ممكن است هرگز قادر نباشید مثل او را پیدا كنید.

از دویست نفری كه در این آزمون شركت كردند، تنها شخصی كه استخدام شد دلیلی برای پاسخ خود نداد. او نوشته بود :
سوئیچ ماشین را به پزشك می‌دهم تا پیرزن را به بیمارستان برساند و خودم به همراه همسر رویاهایم متحمل طوفان شده و منتظر اتوبوس می‌مانیم.

پاسخی زیبا و سرشار از متانتی كه ارائه شد گویای بهترین پاسخ است و مسلما همه می‌پذیرند كه پاسخ فوق بهترین پاسخ است، اما هیچكس در ابتدا به این پاسخ فكر نمی‌كند. چرا؟
زیرا ما هرگز نمی‌خواهیم داشته‌ها و مزیت‌های خودمان را (ماشین) (قدرت) (موقعیت) از دست بدهیم. اگر قادر باشیم خودخواهی‌ها، محدودیت ها و مزیت‌های خود را از خود دور كرده یا ببخشیم گاهی اوقات می‌توانیم چیزهای بهتری بدست بیاوریم.
تحلیل فوق را می‌توانیم در یك چارچوب علمی‌تر نیز شرح دهیم: در انواع رویكردهای تفكر، یكی از انواع تفكر خلاق، تفكر جانبی است كه در مقابل تفكر عمودی یا سنتی قرار می‌گیرد. در تفكر سنتی، فرد عمدتاً از منطق، در چارچوب مفروضات و محدودیت‌های محیطی خود، استفاده می‌كند و قادر نمی‌گردد از زوایای دیگر محیط و اوضاع اطراف خود را تحلیل كند. تفكر جانبی سعی می‌كند به افراد یاد دهد كه در تفكر و حل مسائل، سنت شكنی كرده، مفروضات و محدودیت ها را كنار گذاشته، و از زوایای دیگری و با ابزاری به غیر از منطق عددی و حسابی به مسائل نگاه كنند.
در تحلیل فوق اشاره شد اگر قادر باشیم مزیت‌های خود را ببخشیم می‌توانیم چیزهای بهتری بدست بیاوریم. شاید خیلی از پاسخ‌دهندگان به این پرسش، قلباً رضایت داشته باشند كه ماشین خود را ببخشند تا همسر رویاهای خود را به دست آورند. بنابراین چه چیزی باعث می‌شود نتوانند آن پاسخ خاص را ارائه كنند. دلیل آن این است كه به صورت جانبی تفكر نمی‌كنند. یعنی محدودیت ها و مفروضات معمول را كنار نمی‌گذارند. اكثریت شركت‌كنندگان خود را در این چارچوب می‌بینند كه باید یك نفر را سوار كنند و از این زاویه كه می‌توانند خود راننده نبوده و بیرون ماشین باشند، درباره پاسخ فكر نكرده‌اند
+ نوشته شده توسط در سه شنبه نوزدهم آذر 1387 و ساعت 23:15 |
از عمر بن الخطاب خلیفه مسلمین به یزدگرد سوم شاهنشاه پارس


xxیزدگرد، من آینده روشنی برای تو و ملت تو نمی بینم مگر اینکه پیشنهاد مرا بپذیری و با من بیعت کنی. تو سابقا بر نصف جهان حکم می راندی ولی اکنون که سپاهیان تو در خطوط مقدم شکست خورده اند و ملت تو در حال فروپاشی است. من به تو راهی را پیشنهاد می کنم تا جانت را نجات دهی.

شروع کن به پرستش خدای واحد، به یکتا پرستی، به عبادت خدای یکتا که همه چیزرا او آفریده. ما برای تو و برای تمام جهان پیام او را آورده ایم، او که خدای راستین است.

از پرستش آتش دست بردار و به ملت خود فرمان بده که آنها نیز از پرستش آتش که خطاست دست بکشند، بما بپیوند الله اکبر را پرستش کن که خدای راستین است و خالق جهان.

الله را عبادت کن و اسلام را بعنوان راه رستگاری بپذیر. به راه کفر آمیز خود پایان بده و اسلام بیاور و الله اکبر را منجی خود بدان.

با این کار زندگی خودت را نجات بده و صلح را برای پارسیان بدست آر. اگر بهترین انتخاب را می خواهی برای عجم ها ( لقبی که عربها به پارسیان می دادند به معني کودن و لال) انجام دهی با من بیعت کن.

الله اکبر
خلیفه مسلمین
عمربن الخطاب





و اینک پاسخ پادشاه ایران سزدگرد سوم به عمربن الخطاب

از شاه شاهان، شاه پارس، شاه سرزمینهای پرشمار، شاه آریایی ها و غیر آریایی ها، شاه پارسیان و نژادهای دیگر از جمله عربها، شاه فرمانروایی پارس، یزدگرد سوم ساسانی به عمربن الخطاب خلیفه تازیان ( لقبی که پارسیان به عربها می دهند به معنی سگ شکاری )

به نام اهورا مزدا آفریننده زندگی و خرد

تو در نامه ات نوشته ای می خواهی ما را به راه راست هدایت کنی، به راه خدای راستینت، الله اکبر، بدون اینکه هیچگونه آگاهی داشته باشی که ما که هستیم و چه را می پرستیم.

این بسیار شگفت انگیز است که تو لقب فرمانروای عربها را برای خودت غصب کرده ای آگاهی و دانش تو نسبت به امور دنیا به همان اندازه عربهای پست و مزخرف گو و سرگردان در بیابانهای عربستان و انسانهای عقب مانده بیابان گرد است.

مردک، تو به من پیشنهاد می کنی که خداوند یکتا را بپرستم در حالیکه نمی دانی هزاران سال است که ایرانیان خداوند یکتا را می پرستند و روزی پنج بار به درگاه او نماز می خوانند. هزاران سال است که در ایران، سرزمین فرهنگ و هنر این رویه زندگی روزمره ماست.

زمانیکه ما داشتیم مهربانی و کردار نیک را در جهان می پروراندیم و پرچم پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک را در دستهایمان به اهتزاز درمی آوردیم تو و پدران تو داشتند سوسمار میخوردند و دخترانتان را زنده بگور می کردید.

شما تازیان که دم از الله می زنید برای آفریده های خدا هیچ ارزشی قائل نیستید ، شما فرزندان خدا را گردن می زنید، اسرای جنگی را می کشید، به زنها تجاوز می کنید، دختران خود را زنده به گور می کنید، به کاروانها شبیخون می زنید، دسته دسته مردم را می کشید، زنان مردم را میدزدید و اموال آنها را سرقت می کنید. قلب شما از سنگ ساخته شده است. ما تمام این اعمال شیطانی را که شما انجام می دهید محکوم می کنیم. حال با اینهمه اعمال قبیح که انجام می دهید چگونه می خواهید به ما درس خداشناسی بدهید؟

تو بمن می گویی از پرستش آتش دست بردارم، ما ایرانیان عشق به خالق و قدرت خلقت او را در نور خورشید و گرمی آتش می بینیم. نور و گرمای خورشید و آتش ما را قادر می سازد که نور حقیقت را ببینیم و قلبهایمان برای نزدیکی به خالق و به همنوع گرم شود. این بما کمک می کند تا با همدیگر مهربانتر باشیم و این نور اهورایی را در اعماق قلبمان روشن می سازد.

خدای ما اهورا مزداست و این بسیار شگفت انگیز است که شما تازه او را کشف کرده اید و نام الله را بر روی آن گذارده اید. اما ما و شما در یک سطح و مرتبه نیستیم، ما به همنوع کمک می کنیم ، ما عشق را در میان آدمیان قسمت می کنیم، ما پندار نیک را در بین انسانها ترویج می کنیم، ما هزاران سال است که فرهنگ پيش رفته خود را با احترام به فرهنگ های دیگر بر روی زمین می گسترانیم ، در حالیکه شما به نام الله به سرزمینهای دیگر حمله می کنید، مردم را دسته دسته قتل عام می کنید، قحطی به ارمغان می آورید و ترس و تهی دستی به راه می اندازید، شما اعمال شیطانی را به نام الله انجام می دهید. چه کسی مسئول اینهمه فاجعه است؟

آیا الله به شما دستور داده قتل کنید، غارت کنید و ویران کنید؟

یا اینکه پیروان الله به نام او این کارها را انجام می دهند؟ و یا هردو؟

شما می خواهید عشق به خدا را با نظامی گری و قدرت شمشیر هایتان به مردم یاد بدهید. شما بیابان گردهای وحشی می خواهید به ملت متمدنی مثل ما درس خداشناسی بدهید. ما هزاران سال فرهنگ و تمدن در پشت سر خود داریم، تو بجز نظامی گری، وحشی گری، قتل و جنایت چه چیزی را به ارتش عربها یاد داده ای؟ چه دانش و علمی را به مسلمانان یاد داده ای که حالا اصرار داری به غیر مسلمانان نیز یاد بدهی؟ چه دانش و فرهنگی را از الله ات آموخته ای که اکنون می خواهی به زور به دیگران هم بیاموزی؟

افسوس و ای افسوس ... که ارتش پارسیان ما از ارتش شما شکست خورد و حالا مردم ما مجبورند همان خدای خودشان را این بار با نام الله پرستش کنند و همان پنج بار نماز را بخوانند ولی اینکار با زور شمشیر باید عربی نماز بخوانند چون گویا الله شما فقط عربی می فهمد.

من پیشنهاد می کنم که تو و همدستانت به همان بیابانهایی که سابقا عادت داشتید در آن زندگی کنید برگردید. آنها را برگردان به همان جایی که عادت داشتید جلوی آفتاب از گرما بسوزند، به همان زندگی قبیله ای ، به همان سوسمار خوردن ها و شیر شتر نوشیدنها.

من تو را نهی نمی کنم از اینکه این دسته های دزد را ( ارتش تازیان) در سرزمین آباد ما رها کنی ، در شهر های متمدن ما و در میان ملت پاکیزه ما.

این چهار پایان سنگدل را آزاد مگذار تا مردم ما را قتل عام کنند، زنان و فرزندان ما را بربایند، به زنهای ما تجاوز کنند و دخترانمان را به کنیزی به مکه بفرستند. نگذار این جنایات را به نام الله انجام دهند، به این کارهای جنایتکارانه پایان بده.

آریایها بخشنده، خونگرم و مهمان نوازند، انسانهای پاک به هر کجا که بروند تخم دوستی، عشق ، آگاهی و حقیقت را خواهند کاشت بنابراین آنها تو و مردم تو را بخاطر این کارهای جنایتکارانه مجازات نخواهند کرد.

من از تو می خواهم که با الله اکبرت در همان بیابانهای عربستان بمانی و به شهرهای آباد و متمدن ما نزدیک نشوی ، بخاطر عقاید ترسناکت و بخاطر خوی وحشی گریت.

یزدگرد سوم ساسانی

منبع:http://tooz.blogfa.com/

+ نوشته شده توسط در شنبه شانزدهم آذر 1387 و ساعت 15:6 |
مغز ابررایانه ای خرمگس اطلاعات را در 30 هزارم ثانیه پردازش می کند
دانشمندان آمریکایی با بررسی قدرت چشم و مغز ابررایانه ای "خرمگس" کشف کردند که اطلاعات مربوط به حتی یک تحریک بصری بسیار کوتاه نیز می تواند در سیستم عصبی این حشره رمزگشایی شود.

به گزارش خبرگزاری مهر، خرمگس نوعی حشره از دسته مگسها است که به خاطر سرعت بالایی که در پرواز دارد، بسیار معروف است.

اکنون گروهی از دانشمندان دانشگاههای ایندیانا و پرینستون نیوجرسی که نتایج تحقیقات خود را در ژورنال "کتابخانه عممومی آمریکا" (Plos) منتشر کرده اند، کشف کردند که حتی اطلاعاتی که در اثر یک تحریک بصری بسیار کوتاه ایجاد شده اند نیز می توانند در مغز این حشره رمزگشایی شوند.

به گفته این محققان، انسان توانایی ثبت تغییراتی را که در اثر یک تحریک کوتاه حسی ایجاد می شود، ندارد. درحالیکه این نوع مگس دارای این پدیده طبیعی است. به طوری که سیستم عصبی آن می تواند اطلاعات را بسیار سریع پردازش کند. در حقیقت زمان واکنش این پردازش کمتر از 30 هزارم ثانیه است.

در این خصوص این دانشمندان اظهار داشتند: "خرمگس در مدت پرواز باید به سرعت یک سری از اطلاعات پیچیده را تجزیه کند. ما در این تحقیقات تصمیم گرفتیم سیستم بینایی این حشره را برای درک اینکه مغز چگونه می تواند این اطلاعات بسیار پیچیده را در این مدت زمان بسیار کوتاه و به روشی تا این حد موثر پردازش کند، مورد بررسی قرار دهیم."

به همین منظور این محققان، یک نورون حسی- حرکتی را در مغز خرمگس مورد بررسی قرار دادند و در این آزمایش یک تحریک پرواز را در یک محیط طبیعی که هر دو هزارم ثانیه سرعت آن تغییر می کرد به خرمگس وارد و کشف کردند که این حشره تنها در مدت 30 هزارم ثانیه می تواند این اطلاعات را در مغز خود پردازش کند.

از نظر تئوری هر 30 هزارم ثانیه یکبار این نورون حسی- حرکتی مغز خرمگس می تواند بیش از یک میلیارد ترکیب "روشن- خاموش" را بروز دهد.


منبع:خبر گزاری مهر
+ نوشته شده توسط در دوشنبه ششم آبان 1387 و ساعت 23:35 |
1. «داستان معراج پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و اله ـ » در كدام سوره بيان شده است؟
2. نام كدام پيامبر بيشتر از ديگر پيامبران در قرآن ذكر شده است؟
3. كدام پيامبر به پيامبر بت‌شكن معروف بود و كفار نيز او را به آتش انداختند ولي به خواست خداوند سالم بيرون آمد؟
4. «ماجراي ولادت حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ » در كداميك از سوره‌ها بيان شده است؟
5. صفت كداميك از پيامبران «ذبيح الله» است؟
6. كدام پيامبر مردگان را زنده مي‌كرد و نابينايان را نيز شفا مي‌داد؟
7. كدام پيامبر مدتي در شكم ماهي زندگي كرد؟
8. چه تعداد از سوره‌هاي قرآن به نام پيامبران است؟
9. پيامبري كه قومش به لجاجت و بهانه‌گيري شهرت داشتند چه نام داشت؟
10. كدام پيامبر به سفر آسماني رفت؟
11. فرزندان كداميك از پيامبران به بني اسرائيل معروف هستند؟
12. كدام پيامبر نجار بود و كشتي ساخت؟
13. نام چند پيامبر را ذكر كنيد كه اسم‌شان با حرف «ي» شروع مي‌شود؟
14. داستان حضرت سليمان ـ عليه السلام ـ و بلقيس در كدام سوره بيان شده است؟
15. كداميك از پيامبران هم اكنون زنده است؟
16. كداميك از پيامبران لقب «دوست خدا» را داشت؟
17. كداميك از پيامبران به خاطر حمايت از عفت و حجاب به شهادت رسيد؟
18. چه تعداد از پيامبران نامشان در قرآن آمده است؟
19. كدام پيامبر بدون پدر و مادر بدنيا آمد؟
20. در قرآن كريم از چند پيامبر به عنوان «اسوه حسنه» نام برده شده است؟
21. چه تعداد از پيامبران اولوالعزم نامشان در قرآن ذكر شده است؟
22. كدام پيامبر اولين شخصي بود كه به آسمان صعود كرد؟
23. نام گرامي رسول گرامي اسلام ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ چند بار در قرآن آمده است؟
24. كداميك از پيامبران در سن پيري صاحب فرزند شد؟
25. كدام پيامبر عمويش كافر بود؟
26. كداميك از پيامبران آمدن يكي ديگر از پيامبران را بشارت داد؟
27. نام كدام پيامبر كمتر از ديگر پيامبر در قرآن ذكرد شده است؟
28. كدام پيامبر مدتي شغلش چوپاني بود؟
29. قرآن كريم از داستان كدام پيامبر به عنوان «احسن القصص» (بهترين داستان‌ها) ياد كرده است؟
30. نام چه تعداد از جنگ‌هاي پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و اله و صلم ـ در قرآن ذكر و يا به آن‌ها اشاره شده است؟
31. كدام پيامبر بدون پدر به دنيا آمده است؟‌
32. دو تن از پيامبراني كه نامشان در قرآن ذكر شده و تا آخر عمر ازدواج نكرده‌اند را نام ببريد؟
33. كدام پيامبر بود كه با حيوانات سخن مي‌گفت و سخنان آنان را نيز مي‌شنيد؟
34. كدام پيامبر را در كودكي برادرانش به چاه انداختند؟
35. كدام پيامبر بود كه پسرش از فرمان او سرپيچي نمود و غرق شد؟
36. كدام پيامبر براي عمويش استغفار كرد؟
37. كداميك از پيامبران يكي از مردمان سرزمين خود را كشت؟
38. كدام پيامبر به «هم‌سخن خدا» ملقب بود؟
39. نام «16 پيامبر» در يكي از سوره‌هاي قرآن ذكر شده نام آن سوره چيست؟
40. كدام پيامبر مورد تمسخر قومش قرار گرفت؟
41. سوره‌هايي كه به «پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ » منسوبند كدامند؟
42. كدام پيامبر به «شيخ الانبياء» معروف است؟
43. نام چند پيامبر با حرف «الف» شروع مي‌شود؟
44. كدام پيامبر زره مي‌بافت؟
45. در زمان كدام پيامبر «طبابت و علوم پزشكي» رواج داشت؟
46. كدام پيامبر به «ذوالنون» معروف است؟
47. حضرت هود ـ عليه السلام ـ بر كدام قوم مبعوث شده؟
48. كدام پيامبران با هم نسبت برادري داشتند؟
49. لقب كداميك از پيامبران «حبيب الله» است؟
50. پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ هنگام تلاوت كدام آيه مي‌گريست؟
51. كدام پيامبر به «روح الله» معروف است؟
52. پيامبراني كه با هم نسبت پدر و پسري داشتند را نام ببريد؟ 53. كدام پيامبر به «صفوة الله« مشهور است؟ 54. داستان خواب صد ساله حضرت عزيز ـ عليه السلام ـ در كدام سوره قرآن بيان شده است؟ 55. در زمان كدام پيامبر سحر و جادو رايج بود؟
56. كدام پيامبر از گل پرنده ساخت؟ 57. نام «پيامبران اولوالعزم» هركدام چند بار در قرآن آمده است؟ 58. داستان برخورد حضرت موسي ـ عليه السلام ـ با دختر حضرت شعيب ـ عليه السلام ـ در كدام سوره بيان شده است؟ 59. كدام پيامبر در عالم رؤيا ديد كه يازده ستاره و خورشيد و ماه او را سجده مي‌كنند؟ 60. كدام پيامبر نخستين شخصي بود كه «بسم الله الرحمن الرحيم» نوشت؟ 61. كداميك از پيامبران «دوازده پسر» داشت؟
62. چند پيامبر نام ببريد كه «هم عصر» بودند؟ 63. كدام پيامبر «تبردار» بود؟ 64. كدام پيامبر اولوالعزم «داماد حضرت شعيب ـ عليه السلام ـ » بود؟ 65. دو تن از پيامبراني كه نامشان در قرآن آمده با هم «پسر خاله« بودند آن دو پيامبر را نام ببريد؟ 66. پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ هنگام هجرت از مكه به مدينه در كدام غار پنهان شد؟ 67. پيامبر قوم سبأ كه بود؟
68. كدام پيامبر بر قوم ثمود مبعوث شد؟ 69. كدام پيامبر نمونه «صبر و شكيبايي» است؟ 70. داستان كدام پيامبر بيشتر از ديگر داستان‌ها در قرآن بيان شده است؟ 71. داستان «شكستن بت‌ها توسط حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ » در كدام سوره قرآن بيان شده است؟ 72. كتاب حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ چه نام دارد؟
73. «تورات» كتاب كدام پيامبر است؟ 74. كتاب حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ چه بود؟ 75. معجزه حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ چه‌ بود؟ 76. زبور كتاب كدام پيامبر است؟ 77. پيامبراني كه بيش از يك زن داشتند را نام ببريد؟ 78. كدام پيامبر الوالعزم بود كه زن نداشت؟ 79. عمر كدام پيامبر بيش از همه پيامبران است؟ 80. كدام پيامبر به «خليل الله» معروف است؟‌ 81. «معجزه حضرت موسي ـ عليه السلام ـ » چه بود؟ 82. نخستين پيامبر اولوالعزم چه نام داشت؟ 83. مهمترين معجزة حضرت محمد ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ چه بود؟ 84. خداوند متعال به كدام پيامبر «علم نجوم و حساب و هيأت» آموخت؟ 85. كدام پيامبر «جد اول» رسول اكرم ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ بود؟ 86. كدام پيامبر نخستين شخصي بود كه «خط نوشت و لباس دوخت» ؟ 87. بشارت آمدن پيامبر ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ توسط حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ در كدام سوره بيان شده‎است؟ 88. «سرگذشت حضرت نوح ـ عليه السلام ـ » در كدام سوره بيان شده است؟ 89. نام اصلي كداميك از پيامبران «عبدالغفار» است؟
90. «اول المؤمنين» صفت كدام پيامبر است؟ 91. حضرت موسي ـ عليه السلام ـ در «كدام كوه» مناجات مي‌كرد؟ 92. نام كتاب حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ «انجيل» چند بار در قرآن ذكر شده است؟ 93. كداميك از پيامبران «كفالت حضرت مريم» را بر عهده داشت؟ 94. دو تن از پيامبراني كه به «ساختن كعبه» همت گماردند چه نام دارند؟
پاسخ‎ها:
1. داستان معراج حضرت محمد ـ صلي الله عليه و اله ـ در سورة «اسراء» بيان شده است.
2. نام حضرت موسي ـ عليه السلام ـ بيشتر از ديگر پيامبران «136 مرتبه» در قرآن ذكر شده است.
3. «حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ ».
4. ماجراي ولادت حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ در سوره «مريم» بيان شده است.
5. صفت حضرت اسماعيل ـ عليه السلام ـ «ذبيح الله» است.
6. «حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ » مردگان را زنده و نابينايان را شفا مي‌داد.
7. «حضرت يونس ـ عليه السلام ـ « مدتي درشكم ماهي زندگي مي‌كرد.
8. سوره‌هاي «ابراهيم، محمد، ‌نوح، هود، يوسف، يونس» بنام پيامبران مي‌باشد.
9. پيامبري كه قومش به بهانه‌گيري معروف هستند «حضرت موسي ـ عليه السلام ـ » مي‌باشد.
10. حضرت محمد ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ به سفر آسماني رفت.
11. فرزندان «حضرت يعقوب ـ عليه السلام ـ به بني اسرائيل» معروف هستند.
12. «حضرت نوح ـ عليه السلام ـ ».
13. «حضرت يعقوب ـ عليه السلام ـ ، حضرت يوسف ـ عليه السلام ـ ، حضرت يحيي ـ عليه السلام ـ ، حضرت يونس ـ عليه السلام ـ».
14. اين داستان در سوره «سبأ» بيان شده است.
15. «حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ » هم اكنون زنده است.
16. «حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ » به «خليل الله» ملقب بود.
17. «حضرت يحيي ـ عليه السلام ـ » به خاطر حمايت از عفت و حجاب به شهادت رسيد.
18. پيامبراني كه نامشان در قرآن آمده است عبارتند از: آدم، ادريس، نوح،‌ هود، صالح، لوط، ابراهيم، اسماعيل،‌ يعقوب، اسماعيل صادق الوعد, اسحاق، يوسف، ايوب، يونس، شعيب، موسي، هارون، ‌داوود، سليمان، الياس، ‌اليسع، ذوالكفل، عزيز، زكريا، يحيي، عيسي و محمد ـ علي نبينا و آله و عليهم السلام اجمعين ـ. .
19. «حضرت آدم ـ عليه السلام ـ بدون پدر و مادر به دنيا آمد.
20. پيامبراني كه به عنوان (اسوه حسنه. از آنان نام برده شده عبارتند از: «ابراهيم ـ عليه السلام ـ ، محمد ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ ».
21. نام پنج تن از پيامبران اولوالعزم در قرآن آمده است.
22. «حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ » اولين شخصي بود كه به آسمان صعود كرد.
23. نام گرامي پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ «5 بار» در قرآن آمده است چهار بار با نام محمد ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ و يك بار با نام احمد در سوره صف آيه 6 بيان شده است.

24. «حضرت زكريا ـ عليه السلام ـ » در سن پيري صاحب فرزند شد.
25. «عموي حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ كافر بود».
26. «حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ از قبل آمدن حضرت محمد ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ را بشارت داد».
27. نام حضرت يونس «دو بار» در قرآن آمده است.
28. «حضرت موسي ـ عليه السلام ـ ».
29. داستان حضرت يوسف ـ عليه السلام ـ .
30. جنگ‌هاي پيامبر كه در قرآن به آنها اشاره شده است عبارتند از: احد، بدر، بني النحلة، تبوك، حمراء الاسد، الخندق، فتح مكه، احزاب، بني قريظه، بني النظير، الحديبيه، و بيعة الرضوان، حنين، ذات السلاسل.
31. «حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ » پدر نداشت.
32. «حضرت يحيي ـ عليه السلام ـ و حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ » مجرد زندگي كردند.
33. «حضرت سليمان ـ عليه السلام ـ ».
34. «حضرت يوسف ـ عليه السلام ـ » را در كودكي به چاه انداختند.
35. «پسر حضرت نوح ـ عليه السلام ـ » از فرمان پدرش سرپيچي كرد و هلاك شد.
36. «حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ » براي عمويش استغفار كرد.
37. حضرت موسي ـ عليه السلام ـ » در يك ماجرايي يكي از مردمان سرزمين خود را به قتل رساند.
38. پيامبري كه به هم سخن خدا ملقب شده بود حضرت موسي ـ عليه السلام ـ «كليم الله» مي‌باشد.
39. در «سوره انبياء» نام (16 تن از پيامبران) ذكر شده است.
40. پيامبري كه مورد تمسخر قومش قرار گرفت «حضرت نوح ـ عليه السلام ـ » بود.
41. سوره‌هاي «طه، يس، مزمّل و مدّثر» به پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ منسوب مي‌باشند.
42. «حضرت نوح ـ عليه السلام ـ » به (شيخ الانبياء) معروف هستند.
43. پيامبراني كه نامشان با حرف الف شروع مي‌شود عبارتند از: «ابراهيم، الياس، ايوب، اسحق، ادريس، اسماعيل و آدم ـ عليهم السلام ـ ».
44. «حضرت داوود ـ عليه السلام ـ » زره مي‌بافت.
45. در زمان (حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ » علوم «پزشكي و طبابت» رواج داشت.
46. «حضرت يونس ـ عليه السلام ـ ».
47. «حضرت هود ـ عليه السلام ـ » برقوم (عاد) مبعوث شد.
48. پيامبراني كه باهم نسبت برادري داشتند عبارتند از: «اسحاق و اسماعيل، موسي و هارون ـ عليهم السلام ـ ».
49. «لقب حضرت محمّد ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ » (حبيب الله) است.
50. پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ هنگام تلاوت «آيه 16 سورة يونس» مي‌گريست.
51. «حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ » به (روح الله) معروف است.
52. پيامبراني كه با هم نسبت پدر و پسري داشتند عبارتند از: «زكريا و يحيي، داوود و سليمان، ابراهيم و اسحاق، يعقوب و يوسف،‌ ابراهيم و اسماعيل ـ عليهم السلام ـ ».
53. حضرت نوح ـ عليه السلام ـ «به صفوة الله» مشهور است.
54. اين داستان در سوره بقره آيه 259 بيان شده است.
55. در زمان «حضرت موسي ـ عليه السلام ـ » (سحر و جادوگري) رواج داشت.
56. «حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ ».
57. «حضرت نوح 3 بار،‌ ابراهيم 68 بار، موسي 136 بار، عيسي 33 بار، محمد ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ 5 بار».
58. اين داستان در سوره «قصص آيه 25» آمده است.
59. «حضرت يوسف ـ عليه السلام ـ ».
60. «حضرت سليمان ـ عليه السلام ـ » نخستين شخصي بود كه (بسم الله الرحمن الرحيم) نوشت.
61. «حضرت يعقوب ـ عليه السلام ـ » دوازده پسر داشت.
62. پيامبراني كه با همديگر در يك زمان مي‌زيستندعبارتند از: «ابراهيم ولوط، يوسف و يعقوب، موسي و خضر».
63. «حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ ».
64. «حضرت موسي ـ عليه السلام ـ » داماد حضرت شعيب ـ عليه السلام ـ بود.
65. «حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ و يحيي ـ عليه السلام ـ » با همديگر پسر خاله بودند.
66. «حضرت محمد ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ هنگام هجرت از مكه به مدينه در غاري به نام «سبع» پنهان شد.
67. «حضرت داوود ـ عليه السلام ـ ».
68. پيامبر قوم ثمود «حضرت صالح ـ عليه السلام ـ » بود.
69. «حضرت ايوب ـ عليه السلام ـ » نمونه (صبر و بردباري) بود.
70. داستان حضرت موسي ـ عليه السلام ـ و فرعون بيشتر از ديگر داستان‌‌ها در قرآن كريم بيان شده است.
71. داستان شكستن بت‌ها توسط حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ در سوره «انبياء آيه 57» آمده است.
72. كتاب حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ انجيل نام دارد.
73. تورات كتاب حضرت موسي ـ عليه السلام ـ است.
74. صحف ابراهيم.
75. ساختن پرنده از گل، زنده كردن مرده‌ها، سخن گفتن در گهواره و شفا دادن بيماري‌هاي لاعلاج از معجزات حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ است.
76. كتاب حضرت داوود ـ عليه السلام ـ .
77. حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ ، حضرت محمد ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ حضرت نوح ـ عليه السلام ـ و... .
78. در بين پيامبران اولوالعزم تنها حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ بود كه زن نداشت.
79. حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ تاكنون زنده است.
80. حضرت ابراهيم ـ عليه السّلام ـ به «خليل الله» معروف است .
81. معجزات حضرت موسي ـ عليه السلام ـ عبارتند از: يد بيضاء، اژدها شدن عصاي موسي و شكافتن دريا توسط عصا.
82. حضرت نوح ـ عليه السلام ـ نخستين پيامبر اولوالعزم است.
83. مهمترين معجزه حضرت محمد ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ قرآن مي‌باشد.
84. خداوند متعال به حضرت ادريس ـ عليه السلام ـ علم نجوم و حساب و هيأت را آموخت.
85. حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ جدّ اول حضرت محمّد ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ بوده‌اند.
86. حضرت ادريس ـ عليه السلام ـ اولين شخصي بود كه لباس دوخت و خط نوشت.
87. بشارت آمدن پيامبر ـ صلي الله عليه و اله ـ توسط حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ «سوره صف» آمده است.
88. سرگذشت حضرت نوح ـ عليه السلام ـ درسوره «نوح» بيان شده است.
89. حضرت نوح ـ عليه السلام ـ نامش «عبدالغفار» بوده و نوح لقب او بوده است.
90. «اول المؤمنين» صفت «حضرت محمد ـ صلي الله عليه و اله و سلّم ـ » مي‌باشد.
91. حضرت موسي ـ عليه السلام ـ در «كوه طورسينا» مناجات مي‌كرد.
92. «انجيل» 14 مرتبه در قرآن ذكر شده است.
93. «حضرت زكريا ـ عليه السلام ـ »كفالت حضرت مريم- سلام الله عليها - را به عهده داشت.
94. «حضرت ابراهيم و حضرت اسماعيل ـ عليهما السلام ـ» به ساختن كعبه همت گماردند
منبع:http://www.maarefquran.com/Files/links/cache.php?linkId=2350
+ نوشته شده توسط در سه شنبه شانزدهم مهر 1387 و ساعت 17:33 |
   ای دل ساده بکش درد که حقت اینست ،از زمانه بشو دل سرد که حقت اینست

   هرچه گفتم مشو عاشق، نشنیدی حالا، همچو پاییز بشو زرد که حقت اینست

    دیدی آخر دم مردانه بجز از لاف نبود ،بکش از مردم نامرد که حقت اینست

http://yadegarezaman.blogfa.com/

+ نوشته شده توسط در دوشنبه یازدهم شهریور 1387 و ساعت 16:10 |
دستمالم را گم کرده ام پدر ...

زیر همان درختی که بنامم کردی و ببار ننشست!

چرا که قبل از جوانه زدن،ریشه هایش خاک را مشت مشت بر سر زدندُ....ای داد،

خاک مرده بود پدر،

تو بد نکاشتی بذر کوچک میان دست هایت را،

خاک مرده بود  ......،

                             پدر!

و دستمالی که طعم هیچ آلبالویی را نچشید و هیچ سرخی به خود ندید!

 منبع:http://yadegarezaman.blogfa.com/

+ نوشته شده توسط در دوشنبه یازدهم شهریور 1387 و ساعت 16:6 |
یکی بود یکی نبود وقتی خورشید طلوع کرد از پشت پنجره کلبه ای قدیمی،شمع سوخته ای را دید که از عمرش لحظاتی بیش نمانده بود.به او پوزخندی زد و گفت:دیشب تا صبح،خودت را فدای چه کردی؟
شمع گفت:خودم را فدا کردم تا که او در غربت شب غصه نخورد.
خورشید گفت:همان پروانه که با طلوع من تو را رها کرد!
شمع گفت:یک عاشق برای خوشنودی معشوق خود همه کار می کند و برای کار خودهیچ توقعی از او ندارد زیرا که شادی او را شادی خود می داند
خورشید به تمسخر گفت:آهای عاشق فداکار،حالا اگر قرار باشد که دوباره به وجود آیی،دوست داری که چه چیزی شوی؟ شمع به آسمان نگریست و گفت: شمع...دوست دارم دوباره شمع شوم
خورشید با تعجب گفت:شمع؟؟
شمع گفت:آری شمع...دوست دارم که شمع شوم تا که دوباره در عشقش بسوزم وشب پروانه را سحر کنم،خورشید خشمگین شد و گفت:چیزی بشو مانند من تا که سالها زندگی کنی،نه این که یک شبه نیست و نابود شوی!
شمع لبخندی زد و گفت:من دیشب در کنار پروانه به عیشی رسیدم که تو در این همه سال زندگیت به آن نرسیدی...من این یک شب را به همه زندگی و عظمت و بزرگی تو نمی دهم.
خورشید گفت:تو که دیشب این همه لذت برده ای پس چرا گریه می کنی؟
شمع با چشمانی گریان گفت:من از برای خودم گریه نمی کنم،اشکم از برای پروانه است که فردا شب در آن همه ظلمت و تاریکی شب چه خواهد کرد و گریست و گریست تا که برای همیشه آرامید
---------------------------- 
هر كجا كه هستی ، هركجا خودت را یافتی ، از هر آنچه كه داری لذت ببر ، به تمامی لذت ببر . هر جا كه هستی و از هر چه كه در دسترس است ، احساس سپاس و نیایش داشته باش

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387 و ساعت 0:31 |

در قرآن نیزثابت شده است که تمام اجرام آسمانی درحرکت است. کل فی فلک یسبحون=هرکدام ازماه وخورشیددرفلک شناورند.
********


امروزه دانشمندان با اطمینان کامل می گویندکه همه موجودات زنده روی زمین ازآب پدید آمده اند. والله خلق کل دابة من ماء=وخداوندهمه جنبندگان راازآب آفرید،وجعلنا من الماءکل شیءحی=وماازآب همه چیز رازنده گردانیدیم.

**********************

 درقرآن سمع وبصرکنارهم 19باراما17بارسمع مقدم بربصرآمده است.به عبارتی :حس شنوایی قبل ازبینایی فعال می شود.شنوایی دریادگیری سخن مؤثرتراست ونابینایان ناشنوابه مقامات بالایی می رسندکه نا شنوایان بینا نمی رسند. والله اخرجکم من بطون امهاتکم لاتعلمون شیئاوجعل لکم السمع والابصاروالأفئدةلعلکم تشکرون=خداوندشمارا ازرحم مادرانتان بیرون آورددرحالی که هیچ نمی دانستیدوبرای شماشنوایی وبینایی وقلب قرارداد،شایدسپاس گویید.
**************


اواخرقرن 16واوایل قرن17،گالیله وکپرنیک حرکت زمین راکشف کردند. زمین درهرثانیه 30کیلومترطی می کند. وتری الجبال تحسبهاجامدةوهی تمرمرالسحاب=کوههارا بی حرکت می پنداری درحالی که به مانندابردرحرکت است. علت تشبیه به ابرسرعت زیادابرهاوآرامش وسکوت آنهاست.


************
قرآن تنهاکتابیست که مدعیست هیچگونه خطاواشتباهی درآن نیست.
*********
لینه سوئدی درسال1731کشف کردکه جنس نروماده درگیاهان وجوددارد. اولم یرواالی الأرض کم انبتنافیهامن کل زوج کریم



*********
لاپلاس ریاضیدان ودانشمند علم هیئت درقرن 18نظریه دادکه عموم کرات آسمانی به صورت توده های گازبوده اندوسپس این نظریه به صورت قانون درآمد. ثم استوی الی السماءوهی دخان=پس توجه نمودبه آفرینش آسمان درحالیکه دودبود.

*********
فلااقسم برب المشارق والمغارب .مشرقهاومغربهای متعددفقط درصورتی امکان داردکه زمین کروی باشد.
*********
میدانیم ذرات به صورت زوج وجوددارند،به عبارتی کوچکترین ذرات که الکترون وپروتون باشندبه صورت جفتی هستند. ومن کل شیءخلقنازوجین لعلکم تذکرون.

**********
امروزه معلوم شده است که خطوط انگشتان هیچ دونفری مثل هم نمی باشد. ایحسب الإنسان ان لن نجمع عظامه بلی قادرین ان نسوی بنانه=...ماقادریم حتی سرانگشتان اوراهم بیافرینیم

*******
میدانیم نورخورشیدازخودش بوده ولی ماه ازخودنورنداشته ونورخورشیدرا منعکس می نماید،این مطلب راقرآن بسیارلطیف بیان می نماید:هوالذی جعل الشمس ضیاءوالقمرنوراوقدره منازل.؛برای نورخورشیدعبارت ضیاء اما برای ماه عبارت نور راآورده است.

********
قطعی ترین راه تشخیص حاملگی،حرکت جنین وشنیدن صدای ضربان قلب آن می باشدوهردوی این علایم ازماه چهارم فهمیده می شود. والذین یتوفون منکم ویذرون ازواجایتربصن بانفسهن اربعةاشهر=وکسانی ازشما که وفات می نمایندوازخودهمسرانی باقی می گذارند،بایدچهارماه خودرانگه داشته(ازدواج نکنند)
*********
واژه شهر( ماه) درقرآن دوازده بارویوم (روز)365بارآمده است یکی ازعلمای بنی اسرائیل ازحضرت علی(ع)پرسید:جریان اصحاب کهف درتورات 300سال ولی درقرآن 309 سال آمده است؛چرا؟ علی (ع)فرمود:سال شما شمسی ولی سال ماقمری است (سنینکم شمسیةوسنینناقمریة) 300×365=309×354 البته چون علامت تقریب نداشتیم ازمساوی استفاده کردیم؛که اگرسالهای شمسی وقمری به دقت لحاظ شوند،تساوی بالا برقرار خواهدبود.

*********
علم امروز براین عقیده است که جنین کمترازشش ماه سقط شده وزنده نمی ماند،اما اگر بیشترازشش ماه باشد،زنده می ماندوحداقل حمل دراکثر کشورهاهمان شش ماه منظور شده است. ازکنارهم گذاشتن دوآیه ازقرآن کریم حداقل حمل که ششماه باشد،به دست می آید: حمله وفصاله ثلاثون شهرا=مدت حمل ومدت زمان جدایی کودک ازمادر،سی ماه است. ودرجایی دیگر می فرماید:والوالدات یرضعن اولادهن حولین کاملین=مادران باید فرزندان خودرادوسال کامل شیردهند. بنابراین اگرازسی ماه بیست وچهارماه راکم نماییم اقل حمل که شش ماه باشد به دست می آید.
************
درزمان نزول قرآن : درروم،زن برده ای بوددرتابعیت مرد. درهند،بیماری وبا،مرگ وجهنم وسم افعیهاوآتش اززن بهترشمرده می شدوحتی زندگی زن با درگذشت مرد ازبین می رفت.جسد مردمرده وزنش درآتش سوزانیده می شد. دریونان زن خرید وفروش می شدوماده ای نجس به حساب می آمد. عربهادخترانشان رازنده بگور می کردند،وجودش موجب ننگ خانواده وبخصوص پدر به حساب می آمد.زن ازارث محروم بود، بعدازمرگ شوهرش کالا به شمارمی آمد. درسال 1586درفرانسه،اجتماعی تشکیل شد که موضوع بحثشان این بودکه آیا زن انسان محسوب می شودیاخیر؟وبه این نتیجه رسیدندکه:آری ولی ناقص که برای خدمت به مرد آفریده شده است. تاسال1850زنان درانگلستان ازحقوق فردی محروم بودندوتاسال 1882حتی حق مالکیت نداشتند. دردنیای امروزغرب هم،زن آلت هوسرانیهای مردمی باشد. قرآن آمدوحقوق زن ومرد را منطقی نمود(جای بحث دارد)و...درقرآن واژه مردوزن به طورمساوی و24 مرتبه ذکرشده است.
***********
درارتفاعات بسیاربالابه قدری پدیده احساس خفگی وتنگی نفس زیاد است که انسان دچارخونریزی بینی یا دهان شده ومی میرد. ...ومن یرده ان یضله یجعل صدره ضیقاحرجاکانمایصعدفی السماء=...وخداوندهنگامی که بخواهدکسی را گمراه نماید سینه اش راتنگ می کند،گویابه آسمان بالامی رود.

*********
درقرن 17نیوتن کشف کرد: همه کرات دارای نیروی جاذبه اندوباستونهای نامرئی نیروی جاذبه عمومی کرات آسمانی برافراشته شده است. الله الذی رفع السماوات بغیر عمدترونها=خداوندآسمانهارابا ستونهای نامرئی برافراشت.
*******
نیزثابت شد که تمام اجرام آسمانی درحرکت است. کل فی فلک یسبحون=هرکدام ازماه خورشیددرفلک شناورند.

منبع:بخش ثبت مطالب روزانه

 

+ نوشته شده توسط در یکشنبه بیستم مرداد 1387 و ساعت 23:50 |
 زنجیر :لیلی زنجیر نبود

دنیا که شروع شد ، زنجیر نداشت، خدا دنیا را بی زنجیر آفرید. آدم بود که زنجیر را ساخت و شیطان کمکش کرد.

دل زنجیر شد؛ عشق زنجیر شد؛ دنیا پر از زنجیر شد ؛ و آدمها همه دیوانه زنجیری.

خدا دنیای بی زنجیر می خواست، اسم دنیای بی زنجیر بهشت بود.

امتحان آدم همین جا بود، دست شیطان از زنجیر پر بود.

خدا گفت: زنجیرت را پاره کن ، شاید نام زنجیر تو عشق باشد.

یک نفر زنجیرهایش را پاره کرد. اسمش را مجنون گذاشتند. مجنون اما نه دیوانه بود و نه زنجیری.

این نام را شیطان بر او گذاشت او انسان را با زنجیر می خواست.

لیلی مجنون را بی زنجیر می خواست. لیلی می دانست خدا چی می خواهد ، لیلی کمک کرد تا مجنون زنجیرش را پاره کند.

لیلی زنجیر نبود ، لیلی نمی خواست زنجیر باشد. لیلی ماند چون نام دیگر او آزادی بود.

 

عرفان نظرآهاری

+ نوشته شده توسط در جمعه هجدهم مرداد 1387 و ساعت 0:8 |

تهران که به قول مورخان جزو قصران ری بوده است برادری هم داشته به نام مهران .این قریه مهران در زمان های گذشته از تهران معروف تر و بزرگ تر بوده است و هر دو به علت این که در پایین یا دامنه سلسله جبال البرز قرار گرفته بودند به این نام خوانده می شدند و به روایتی"ران" که در آخر تهران و مهران آمده،مفهوم دامنه و پایین داشته و شمیران که برفراز آنها قرار داشته معنی "شم" یعنی بالا و "ران" که دامنه است. می دهد.

+ نوشته شده توسط در دوشنبه هفتم مرداد 1387 و ساعت 0:48 |
 

 ژاپن = کشور آفتاب تابان

مصر = سرزمین فراعنه

هند = کشور هفتاد و دو ملت (کشور زبانها)

انگلستان = سرزمین آنسوی آبها

 تبت = بام دنیا 

 کره = مدار 38 درجه

 کانادا = انبار غله

شوروی سابق = پشت پرده آهنین

 آفریقای جنوبی = سرزمین الماس

 هلند = سرزمین آسیاب بادی

 استرالیا = سرزمین گوسفندان

 فنلاند = سرزمین هزار دریاچه

 سویس = سرزمین ساعت

اندونزی = کشور هزار جزیره

 سیبری = سرزمین یخبندان

 اتریش = سرزمین دانوب آبی

 برزیل = سرزمین آمازون (سرزمین قهوه)

شیلی = سرزمین شکر ( کشور درازا)

 هاوایی = بهشت اقیانوس

 مونت کارلو = سرزمین کازینو ها

اسپانیا = سرزمین گاو بازها (ما تا دورها)

 غنا = ساحل طلا

تایلند = سرزمین هزار معبد

 سیلان = انبار چای جهان (گوشواره هند)

آرژنتین = سرزمین نقره 

 ایتالیا = کشور چکمه

ایسلند = سرزمین یخ های جاودانی

 پرو = سرزمین اینکا ها

 چاد = کشور دریاچه

 سوئد = کشور با سوادها

 یونان = سرزمین فلاسفه (الهه)

 ساحل عاج = کشور فیلها 

 فیلیپین = کشور جزیره ها

 ونیز = ملکه آدریاتیک

 یمن = سرزمین سبا

کنیا = کشور مائو مائو

  مالدیو = آمال کوهنوردان

 نروژ = آفتاب نیمه شب

عربستان = سرزمین وحی

 ونزوئلا = سرزمین نفت خیز

 هنگ کنگ = سرزمین چین تایپه

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه دوم مرداد 1387 و ساعت 15:7 |

اقداماتی وجود دارد که می توان در مواقع فوری و ضروری انجام داد. موبایل شما می تواند یک نجات دهنده زندگی یا یک ابزار فوری برای نجات باشد.


 


 
اول      وضعیت فوق العاده

شماره تلفن وضعیت فوق العاده در تمام دنیا 112 است. در ایران نیز اگر شما حتی در یک مکان خارج از محدوده شبکه موبایل خود قرار داشته باشید، شماره 112 را بگیرید، موبایل در هر شبکه موجود جستجو می کند تا یک تماس وضعیت فوق العاده برای شما برقرار کند. (پلیس، اورژانس، آتش نشانی یا...) و جالب اینکه این شماره حتی زمانیکه صفحه کلید قفل است نیز کار می کند. امتحان کنید.

 حتی با گوشی بدون سیم کارت نیز میتوانید با شماره 112 تماس حاصل نمایید.

(امتحان کنید)


دوم       آیا تا بحال کلیدهای خود را در ماشین جاگذاشته اید؟


آیا ماشین شما یک دستگاه کنترل از راه دور بدون کلید دارد؟ این وسیله می تواند روزی مفید باشد. یک دلیل خوب برای داشتن یک موبایل: اگر شما کلیدهای خود را در ماشین جاگذاشته باشید، به موبایل یک نفر در منزل از طریق موبایل خودتان تماس بگیرید. تلفن خود را در حدود فاصله 1 متر از ماشین قرار دهید و از فرد مقابل در منزل بخواهید که کلید کنترل درب بازکن ماشین را فشار دهد، و آنرا نزدیک موبایل خود قرار دهد. قفل ماشین شما باز خواهد شد. با این کار نیاز نیست کسی کلیدها را شخصاً بیاورد. فاصله هیچ تاثیری ندارد. شما می توانید کیلومترها فاصله داشته باشید، اگر شما بتوانید با کسی که ریموت کنترل ماشین شما را دارد ارتباط برقرار کنید، شما می توانید قفل ماشین خود را باز کنید.


 
یادداشت نویسنده: این مورد کار می کند. ما آنرا امتحان کرده ایم و قفل ماشین را از طریق یک تلفن موبایل باز کرده ایم.


 

سوم    چگونه یک موبایل دزدیده شده را غیرفعال کنیم؟


برای چک کردن شماره سریال موبایل خود، کلید های زیر را به ترتیب فشار دهید:

*#06#

 یک کد دیجیتالی  روی صفحه نمایش ظاهر می شود. این شماره مختص دستگاه شما است. این شماره را یادداشت کنید و در جایی امن نگه دارید. هنگامیکه موبایل شما دزدیده می شود، شما می توانید به پشتیبان شبکه خود تماس بگیرید و این کد را به آنها بدهید. سپس آنها قادر خواهند بود دستگاه شما را مسدود کنند، حتی اگر دزدها SIM کارت را عوض کرده باشند. تلفن شما کاملاً غیرقابل استفاده خواهد شد. شما ممکن است نتوانید موبایل خود را بازپس گیرید، اما حداقل می دانید کسیکه آنرا دزدیده است دیگر نمی تواند از آن استفاده کند یا آنرا بفروشد. اگر هر کسی این کار را بکند، دیگر دزدین موبایل هیچ فایده ای نخواهد داشت.


چهارم       قدرت باطری مخفی شده


در نظر بگیرید باطری موبایل شما خیلی کم است. برای فعال کردن کلیدهای  #3370* را فشار دهید. موبایل شما با این اندوخته راه اندازی مجدد خواهد شد و موبایل افزایش 50 % در باطری را نشان می دهد. این فضای اندوخته هنگامیکه موبایل خود را شارژ می کنید، خودبه خود شارژ خواهد شد.


منبع:تبیان

البالو 2008

+ نوشته شده توسط در یکشنبه سی ام تیر 1387 و ساعت 23:35 |

ژاپن = کشور آفتاب تابان

مصر = سرزمین فراعنه

هند = کشور هفتاد و دو ملت (کشور زبانها)

انگلستان = سرزمین آنسوی آبها

تبت = بام دنیا

کره = مدار 38 درجه

کانادا = انبار غله

شوروی سابق = پشت پرده آهنین

آفریقای جنوبی = سرزمین الماس

هلند = سرزمین آسیاب بادی

استرالیا = سرزمین گوسفندان

فنلاند = سرزمین هزار دریاچه

سویس = سرزمین ساعت

اندونزی = کشور هزار جزیره

سیبری = سرزمین یخبندان

اتریش = سرزمین دانوب آبی

برزیل = سرزمین آمازون (سرزمین قهوه)

شیلی = سرزمین شکر ( کشور درازا)

هاوایی = بهشت اقیانوس

مونت کارلو = سرزمین کازینو ها

اسپانیا = سرزمین گاو بازها (ما تا دورها)

غنا = ساحل طلا

تایلند = سرزمین هزار معبد

سیلان = انبار چای جهان (گوشواره هند)

آرژنتین = سرزمین نقره

ایتالیا = کشور چکمه

ایسلند = سرزمین یخ های جاودانی

پرو = سرزمین اینکا ها

چاد = کشور دریاچه

سوئد = کشور با سوادها

یونان = سرزمین فلاسفه (الهه)

ساحل عاج = کشور فیلها

فیلیپین = کشور جزیره ها

ونیز = ملکه آدریاتیک

یمن = سرزمین سبا

کنیا = کشور مائو مائو

مالدیو = آمال کوهنوردان

نروژ = آفتاب نیمه شب

عربستان = سرزمین وحی

ونزوئلا = سرزمین نفت خیز

هنگ کنگ = سرزمین چین تایپه

البالو 2008

+ نوشته شده توسط در یکشنبه سی ام تیر 1387 و ساعت 21:32 |

حضرت آدم = پدر همه ما

رازی = پدر الکل

کوروش کبیر = بنیان گذار منشور ملل

ذولقرنین = پدر سد سازی

نوح = پدر کشتی سازی

ادیسون = پدر برق

ارسطو = معلم اول

ارشمیدس = واضع هندسه و ریاضیدان

افلاطون = واضع مکتب آکادمی

آنتوان مسمر = پدر روانشناسی

انیشتین = پدر اتم

بتهون = پادشاه موسیقی

بقراط = پدر طب

پاگانی نی = پدر موسیقی

حمورابی = نخستین قانونگذار

داروین = پدر جهان طبیعی

دنی پاپن = سازنده دیگ بخار

دیو فانت = واضع علم جبر

فروید = پدر روانکاوی

فورد = پدر اتومبیل

لومیر = پدر سیما

هوک = پدر علم هواشناسی

هومر = پدر شعر

هرودت = پدر تاریخ

البالو 2008

+ نوشته شده توسط در یکشنبه سی ام تیر 1387 و ساعت 0:15 |

ناصر الدین شاه در سفری به انگلستان (سال1267)18 جفت جوراب،از شهرهای" براد فورد" و " برایتون" برای زنان خود سوغات آورد بنابر بعضی منابع،زنان ناصر الدین شاه نخستین کسانی بودند که جوراب پوشیدند.در حالی که منابع دیگر سخن از این نکته به میان می آورند که در ایران باستان مردان "مادی" شلواری به پا می کردند که به نوعی جوراب سر خود متصل بود.

"جعفر شهری " در "کتاب طهران قدیم" می نویسد :در ایران تا قبل از عهد ناصری،جوراب رواج نداشت و پس از سلطنت ناصر الدین شاه بود که ابتدا زنان درباری شاه قاجار جوراب آوردند و پس از آن کمکم به طبقات پایین رسید و متداول شد.

پس از آن هم جوراب جزء البسه گران قیمتی بود که فقط در مهمانی های سنگین می پوشیدند؛ و چون جوراب مستهلک می شد،کف آن را می بریدند و پارچه ای دیگر به کف آن می دوختند و هنگامی که رویه آن نیز از بین می رفت و دیگر مناسب استفاده نبود،آن را از مچ می بریدند و به ساقه اش رکابی می دوختند و به آن جوراب رکابی می گفتند.

"جلیل ضیاپور" پژوهشگر فرهنگ،در کتاب پوشاک هخامنشی ها و مادی ها در "تخت جمشید"می نویسد ،در میان اقوام فراوان که بر راه پله شرقی کاخ آپادانا نقش بسته اند،کسانی دیده می شوند که شلوار و پای افزار مادی دارند و از جمله پیشکشی های آنان شلوار است که روی دست می برند.این شلوار از پا به جوراب وصل است که گویی یکسره دوخته شده و آن را در شکل هایی که " سکایی"ها و "کاپادوکی"ها معرفی می کنند می توان دید.

در همین حال دکتر" محمود روح الامینی" _مردم شناس_ استفاده از جوراب را متعلق به عصر ناصری نمی داند و تاکید می کند:به طور دقیق،نمی دانم زمان استفاده یا رواج جوراب در میان ایرانیان چه زمانی بوده است،اما به تحقیق مربوط به گذشته های خیلی دورتر از تاریخ ناصر الدین شاه است.علاوه بر آن ،لغت های "جوراب" و "پنجره" لغاتی است که از فرهنگ پارسی به فرهنگ عثمانی وارد شد و از آنجا به اروپا راه پیدا کرد.به نحوی که همین الان هم در لهستان مردم از لغات جوراب و پنجره استفاده می کنند.

آن طور که از منابع در دسترس بر می آید،نخستین کارخانه جوراب بافی ایران در سال 1333 به همت "خلیل رحیمی" بنیان گرفت. قبل از این تاریخ جوراب بافی دستی رایج بود و کدبانوی هر خانه ای برای اهالی منزل جوراب پشمی می بافت . در سال 1345 ماشین های جوراب بافی ایتالیایی و چینی وارد ایران شد. ماشین های جوراب بافی رایانه ای هم در سال 1364 به ایران رسیدند که در ابتدا فقط جوراب های زناه می بافتند؛ولی از سال 1370 به بعد،ماشین هایی به بازار ایران آمد که همه نوع جورابی_ اعم از زنانه،مردانه و بچه گانه_ تولید می کند.

 

+ نوشته شده توسط در یکشنبه نهم تیر 1387 و ساعت 15:29 |

اگر روزی دلم گرفت یادم باشد که فرشته ها برایم دعا می خوانند که قاصدکی در راه است که فردا منتظرم است که راه رفتن می دانم و دویدن، و جاده ها قدم هایم را شماره خواهند کرد.

اگر روزی دلم گرفت یادم باشد که خدای من این جاست همین نزدیکی ها و من تنها نیستم.

+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 و ساعت 23:56 |

حاجات ما در گرو دعای دیگران

یك كشتی در یك سفر دریایی در میان طوفان در دریا شكست و غرق شد و تنها دو مرد توانستند نجات یابند و به جزیره كوچكی شنا كنند.

دو نجات یافته نمی دانستند چه كاری باید كنند اما هر دو موافق بودند كه چاره ای جز دعا كردن ندارند.  به هر حال برای این كه بفهمند كه كدام یك از آنها نزد خدا محبوبترند و دعای كدام یك مستجاب می شود آنها تصمیم گرفتند تا آن  سرزمین را به دو قسمت تقسیم كنند و هر كدام در یك بخش درست در خلاف یكدیگر بمانند .

نخستین چیزی كه آنها از خدا خواستند غذا بود. صبح روز بعد مرد اول در آن قسمتی كه اقامت داشت، میوه ای را كه بر روی درختی روییده بود، دید و می توانست آن را بخورد.  اما سرزمین مرد دوم زمین لم یزرع بود.

هفته بعد مرد اول تنها بود و تصمیم گرفت كه از خدا طلب یك همسر كند. روز بعد كشتی دیگری شكست و غرق شد و تنها نجات یافته آن یك زن بود كه به بخشی كه آن مرد قرار داشت شنا كرد. ولی در سمت مرد دوم هیچ چیز وجود نداشت.

به زودی مرد اول از خداوند طلب خانه، لباس و غذای بیشتری نمود. در روز بعد مثل این كه جادو شده باشد همه چیزهایی را كه خواسته بود به او داده شد. اگر چه مرد دوم هنوز هیچ چیز نداشت.

سرانجام مرد اول از خدا طلب یك كشتی نمود تا او و همسرش آن جزیره را ترك كنند. صبح روز بعد مرد یك كشتی را كه در سمت او در كناره جزیره لنگر انداخته بود را یافت.  مرد با همسرش سوار كشتی شد و تصمیم گرفت مرد دوم را در جزیره ترك كند.

او فكر كرد كه مرد دیگر شایسته دریافت نعمت های الهی نیست. چرا كه هیچ كدام از درخواست های او از پروردگار پاسخ داده نشده بود.

هنگامی كه كشتی آماده ترك جزیره بود مرد اول صدایی غرش وار از آسمان ها شنید :" چرا همراه خود را در جزیره ترك می كنی؟"

مرد اول پاسخ داد "نعمت ها تنها برای خودم هست چون كه من تنها كسی بودم كه برای آنها دعا كردم . ولی دعا های او مستجاب نشد و سزاوار هیچ كدام نیست. "

آن صدا مرد را سرزنش كرد :" تو اشتباه می كنی او تنها كسی بود كه من دعاهایش را مستجاب كردم  وگرنه  تو هیچ كدام از نعمت های مرا دریافت نمی كردی ."

مرد از آن صدا پرسید: " به من بگو كه او چه دعایی كرد كه من باید بدهكارش باشم؟ "

پاسخ شنید:" او دعا كرد كه همه دعاهای تو مستجاب شود."

همه ما می دانیم كه نعمت هایی كه در اختیار داریم؛ تنها به خاطر دعاهای خودمان نیست بلكه آنها از دعاهای دیگران هست كه از خدای متعال برای ما طلب می نمایند .

+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیستم خرداد 1387 و ساعت 23:45 |

ملکه عبرت

روزگاری در کنار رود نیل باستان شناسان صندوق بزرگی را پیدا کردند،وقتی در صندوق را باز کردند جسد مومیایی شده ای را دیدند که در اطرافش چند خروار جواهر بود،بعد از تحقیق معلوم شد که او از ملکه های مصر بوده که بعد از مرگش جسدش را مومیایی کرده اند در این صندوق لوحی را نیز پیدا کردند که بر روی آن نوشته شده بود:این وصییت نامه من است .پس از مرگم هر کس جنازه ام را ببیند بداند که در زمان سلطنت من در مملکتم قحطی شد و کار بدانجا رسید که من حاضر شدم تمام این جواهرات را بدهم و یک قرص نان بگیرم اما میسر نشد تا اینکه از گرسنگی در بستر مرگ افتادم.این را همه بخوانند تا عبرت بگیرند و بفهمند تا وقتی خداوند نخواهد هیچ چیز نمی تواند انسان را بی نیاز کند.اگر خدا نخواهد حتی اگر تمام وسایل و زمینه ها را فراهم کنی هیچ کاری نمی توانی از پیش ببری.

 

+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیستم خرداد 1387 و ساعت 17:36 |

پرده خانه خدا از 5 قطعه تشکیل شده است که هر قسمت یک طرف کعبه را می پوشاند و قطعه پنجم هم در کعبه را در برمیگیرد ،به طوری که هنگام نصب وزن آن نزدیک به دوتن می شود.

مصرف بیش از حد ویتامین A باعث ریزش مو می شود.

قدیمی ترین چلو کبابی در تهران،حدود 120 سال پیش تاسیس شده است.

ملکه موریانه،پنجاه بار برگتر از جفت خود می باشد.

چیتا یا یوزپلنگ سریعترین حیوان خشکی است.

مغولستان بزرگترین کشور جهان است که به دریا و اقیانوس راه ندارد.

تنها موادی که یکی از عنصرهای آهن،کوبالت یا نیکل باشند ،جذب آهن ربا می شوند.

کانادا در زبان سرخپوستی یعنی روستای بزرگ.

درجه حرارت در بالاترین قسمت آن فقط 300درجه حرارت دارد.

فلز اوسمیم،سنگین ترین ماده روی زمین است.

در هر ثانیه بیش از 500 بیلیون الکترون به صحفه تلویزیون برخورد می کند وتصویری را که شما مشاهده می کنید به وجود می آورد.

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387 و ساعت 18:14 |
دکتر علي شريعتي
 

 

 عجب صبري خدا دارد اگر من جاي او بودم :

 

همان يك لحظه اول كه اول عشق را مي ديدم از مخلوق بي وجدان زمين را با همه زشتي وزيبايي به روي يك دگر ويرانه مي كردم.

 

عجب صبري خدا دارد اگر من جاي او بودم :

 

كه در همسايه صدها گرسنه چند بزمي گرم عيش و نوش مي ديدم ، نخستين نعره مستانه را خاموش آندم برلب پيمانه مي كردم.

 

عجب صبري خدا دارد اگر من جاي او بودم :

 

كه مي ديدم يكي عريان و لرزان ديگري پوشيده از صد جامه رنگي زمين و آسمان را واژگون مستانه مي كردم.

 

عجب صبري خدا دارد اگر من جاي او بودم :

 

نه طاعت مي پذيرفتم نه گوش از بهر استغفار اين بيدادگرها ، تيز كرده ، پاره پاره در كف زهد نمايان سيحه صد دانه مي كردم.

 

عجب صبري خدا دارد اگر من جاي او بودم :

 

براي خاطره تنها يكي مجنون صحرا گرد به بي سامان هزاران ليلي ناز آفرين را كوبه كو آواره و ويرانه مي كردم.

 

عجب صبري خدا دارد اگر من جاي او بودم :

 

به گرد شمع سوزان دل عشاق سر گردان سراپاي وجود بي وفا معشوق را پروانه مي كردم.

 

عجب صبري خدا دارد اگر من جاي او بودم :

 

به عرش كبريايي با همه صبر خدايي تا كه مي ديدم عزيز نابجايي ناز بر يك ناروا گرديده خواري    مي فروشد گردش اين چرخ را وارانه بي صبرانه مي كردم.

 

عجب صبري خدا دارد اگر من جاي او بودم :

 

كه مي ديدم مشوٌش عارف وعامي ، ز برق فتنه اين علم عالم سوز مردم كش به جز انديشه عشق و وفا معدوم هر فكري در اين دنياي پر افسانه مي كردم.

 

عجب صبري خدا داردچرا من جاي او باشم :

 

همين بهتر كه او خود ، جاي خود بنشسته و تاب تماشاي تمام زشت كاري هاي اين مخلوق را دارد وگرنه من به جاي او چو بودم يك نفس كي عادلانه سازشي با جاهل و فرزانه مي كردم. 

 """"""

+ نوشته شده توسط در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 و ساعت 11:11 |
 

شقایق گفت با خنده ،نه بیمارم نه تب دارم ،
اگر سرخم چنان آثش، حدیث دیگری دارم
گلی بودم به صحرایی نه با این رنگ و زیبایی،
نبودم آن زمان هرگز نشان عشق و شیدایی.
یکی از روزهایی که زمین تب دار و سوزان بود وصحرا در عطش میسوخت،
ز ره آمد یکی خسته،به پایش خار بنشسته
عشق از چهره اش پیدا بود ز آنچه زیر لب میگفت،
شنیدم سخت شیدا بود.
نمیدانم جه بیماری به جان دلبرشافتاده بود،
اما طبیبان گفته بودندش،اگر یک شاخه گل آرد از آن نوعی که من بودم،
بگیرند ریشه اش را و بسوزانند،
شود مرهم برای دلبرش آندم شفا یابد.
بسی کوه و بیابان را بسی صحرای سوزان را
به دنبال گلشنش بوده ویک دم نیاسوده،
که افتاد چشم او ناگه به روی من و بدون لحظه ایی تردید،
شتابان شد به سوی من،
به آسانی مرا با ریشه از خاکم جدا کرد و به راه افتاد.
او میرفت و من در دست او بودم واو هر لحظه نگاهی به بالا و تشکر از خدا میکرد.
پس از جندی هوا چون کوره آتش،
زمین میسوخت و دیگر داشت در دستش تمام ریشه هام میسوخت.
با لبهایی که تاول داشت می گفت:اما جه باید کرد؟
در این صحرا که آبی نیست به جانم هیچ تابی نیشت اگر گل ریشه اش سوزد ،
وای بر من ،برای دلبرم هرگز دوایی نیست
و از این گل که جایی نیست.
خودش هم تشنه بود اما!! نمیفهمید حالش را جنان میرفت ومن در دست او بودم
و حالا من تمام هست او بودم.
دلم میسوخت اما راه پایان کو؟نه حتی آب،نسیمی در بیابان کو؟
دگر داشت در دستش تمام جان من میسوخت،
که ناگه روی زانوهای خود خم شد دگر از صبر او کم شد دلش لبریز ماتم شد.
کمی اندیشه کرد،
آنگه مرا در گوشه آن بیابان کاشت،
نشست و سینه را با سنگ خارایی ز هم بشکافت
اما ! آه صدای قلب او گویی جهان را زیرو رو میکردو هرجه در هر جابود با غم روبرو میکرد.
نمیدانم چه میگویم، به جای آب خونش رابه من میداد و مگفت:
بمان ای گل،
که تو تاج سرم هستی"
دوای دلبرم هستی
بمان ای کل"
و من ماندم ،
نشان عشق و شیدایی و با این رنگ و زیبایی
ونام من شقایق شد گل همیشه عاشق شد

 

+ نوشته شده توسط در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387 و ساعت 8:12 |
روی سنگ قبر من بنویسـید:خسته بود،اهــل زمین نبود، نـمازش شــكســته بود، بر سنگ قبر من بنویسید شیشه بود ،تـنها از این نظر كه سـراپا شـكســته بود، بر سنگ قبر من بنویســـــــید پاك بود، چشمان او كه دائما از اشك شسـته بود، بر سنگ قبر من بنویســید این درخت عمری برای هر تبر و تیشه، دســــته بود...

بر سنگ قبر من بنویســــــید كل عمر پشت دری كه باز نمی شد نشسته بود....!

+ نوشته شده توسط در شنبه یازدهم خرداد 1387 و ساعت 0:3 |

پرنده بر شانه های انسان نشست . انسان با تعجب رو به پرنده كرد و گفت : اما من درخت نیستم . تو نمی توانی روی شانه ی من آشیانه بسازی. پرنده گفت : من فرق درخت ها و آدم ها را خوب می دانم . اما گاهی پرنده ها و انسان ها را اشتباه می گیرم . انسان خندید و به نظرش این بزرگ ترین اشتباه ممكن بود . پرنده گفت : راستی ، چرا پر زدن را كنار گذاشتی ؟ انسان منظور پرنده را نفهمید ، اما باز هم خندید . پرنده گفت : نمی دانی توی آسمان چقدر جای تو خالی است . انسان دیگر نخندید . انگار ته ته خاطراتش چیزی را به یاد آورد . چیزی كه نمی دانست چیست . شاید یك آبی دور ، یك اوج دوست داشتنی . پرنده گفت : غیر از تو پرنده های دیگری را هم می شناسم كه پر زدن از یادشان رفته است . درست است كه پرواز برای یك پرنده ضرورت است ، اما اگر تمرین نكند فراموشش می شود . پرنده این را گفت و پر زد . انسان رد پرنده را دنبال كرد تا این كه چشمش به یك آبی بزرگ افتاد و به یاد آورد روزی نام این آبی بزرگ بالای سرش آسمان بود و چیزی شبیه دلتنگی توی دلش موج زد . آن وقت خدا بر شانه های كوچك انسان دست گذاشت و گفت : یادت می آید تو را با دو بال و دو پا آفریده بودم ؟ زمین و آسمان هر دو برای تو بود . اما تو آسمان را ندیدی. راستی عزیزم ، بال هایت را كجا گذاشتی ؟ انسان دست بر شانه هایش گذاشت و جای خالی چیزی را احساس كرد . آن گاه سر در آغوش خدا گذاشت و گریست 

 

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه نهم خرداد 1387 و ساعت 16:22 |
سلام

سر تا پای‌ خودم‌ را كه‌ خلاصه‌ می‌كنم، می‌شوم‌ قد یك‌ كف‌ دست‌ خاك‌ كه‌ ممكن‌ بود یك‌ تكه‌ آجر باشد توی‌ دیوار یك‌ خانه، یا یك‌ قلوه‌ سنگ‌ روی‌ شانه‌ یك‌ كوه، یا مشتی‌ سنگ‌ریزه، ته‌ته‌ اقیانوس؛ یا حتی‌ خاك‌ یك‌ گلدان‌ باشد؛ خاك‌ همین‌ گلدان‌ پشت‌ پنجره.

 
یك‌ كف‌ دست‌ خاك‌ ممكن‌ است‌ هیچ‌ وقت، هیچ‌ اسمی‌ نداشته‌ باشد و تا همیشه، خاك‌ باقی‌ بماند، فقط‌ خاك.
اما حالا یك‌ كف‌ دست‌ خاك‌ وجود دارد كه‌ خدا به‌ او اجازه‌ داده‌ نفس‌ بكشد، ببیند، بشنود، بفهمد، جان‌ داشته‌ باشد. یك‌ مشت‌ خاك‌ كه‌ اجازه‌ دارد عاشق‌ بشود، انتخاب‌ كند، عوض‌ بشود، تغییر كند.
وای، خدای‌ بزرگ! من‌ چقدر خوشبختم. من‌ همان‌ خاك‌ انتخاب‌ شده‌ هستم. همان‌ خاكی‌ كه‌ با بقیه‌ خاك‌ها فرق‌ می‌كند. من‌ آن‌ خاكی‌ هستم‌ كه‌ توی‌ دست‌های‌ خدا ورزیده‌ شده‌ام‌ و خدا از نفسش‌ در آن‌ دمیده. من‌ آن‌ خاك‌ قیمتی‌ام. حالا می‌فهمم‌ چرا فرشته‌ها آن‌قدر حسودی شان‌ شد.
اما اگر این‌ خاك، این‌ خاك‌ برگزیده، خاكی‌ كه‌ اسم‌ دارد، قشنگ‌ترین‌ اسم‌ دنیا را، خاكی‌ كه‌ نور چشمی‌ و عزیز دُردانه‌ خداست. اگر نتواند تغییر كند، اگر عوض‌ نشود، اگر انتخاب‌ نكند، اگر همین‌ طور خاك‌ باقی‌ بماند، اگر آن‌ آخر كه‌ قرار است‌ برگردد و خود جدیدش‌ را تحویل‌ خدا بدهد، سرش‌ را بیندازد پایین‌ و بگوید: یا لَیتَنی‌ كُنت‌ تُراباً. بگوید: ای‌ كاش‌ خاك‌ بودم...
این‌ وحشتناك‌ترین‌ جمله‌ای‌ است‌ كه‌ یك‌ آدم‌ می‌تواند بگوید. یعنی‌ این‌ كه‌ حتی‌ نتوانسته‌ خاك‌ باشد، چه‌ برسد به‌ آدم! یعنی‌ این‌ كه...
خدایا دستمان‌ را بگیر و نیاور آن‌ روزی‌ را كه‌ هیچ‌ آدمی‌ چنین‌ بگوید.
‌منبع:سایت نارونور‌(خانم نظر آهاری

+ نوشته شده توسط در شنبه چهارم خرداد 1387 و ساعت 23:41 |

پرده خانه خدا از 5 قطعه تشکیل شده است که هر قسمت یک طرف کعبه را می پوشاند و قطعه پنجم هم در کعبه را در برمیگیرد ،به طوری که هنگام نصب وزن آن نزدیک به دوتن می شود.

مصرف بیش از حد ویتامین A باعث ریزش مو می شود.

قدیمی ترین چلو کبابی در تهران،حدود 120 سال پیش تاسیس شده است.

ملکه موریانه،پنجاه بار برگتر از جفت خود می باشد.

چیتا یا یوزپلنگ سریعترین حیوان خشکی است.

مغلتان بزرگترین کشور جهان است که به دریا و اقیانوس راه ندارد.

تنها موادی که یکی از عنصرهای آهن،کوبالت یا نیکل باشند ،جذب آهن ربا می شوند.

کانادا در زبان سرخپوستی یعنی روستای بزرگ.

درجه حرارت در بالاترین قسمت آن فقط 300درجه حرارت دارد.

فلز اوسمیم،سنگین ترین ماده روی زمین است.

در هر ثانیه بیش از 500 بیلیون الکترون به صحفه تلویزیون برخورد می کند وتصویری را که شما مشاهده می کنید به وجود می آورد.

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:16 |
کوتاه ترین راه رسیدن به ثروت آن است که قابلیت هایت را بشناسی و برآنها تکیه کنی.

کوتاه ترین راه برای جلوگیری از شکست احتمالی ، مشورت با کسانی است که قبلاً آن راه را رفته اند.

کوتاه ترین راه برای داشتن روانی سالم ، در نظر گرفتن زمانی برای خنده و شادی در هر روز است.

کوتاه ترین راه بری اینکه نخواهی چیزی را به خاطر بسپاری ، نگفتن دروغ است.

کوتاه ترین راه برای رسیدن به آرزوها ، واقع بین بودن است.

کوتاه ترین راه برای غیبت نکردن آن است که عیوب خود را مثل عیب دیگران ، ببینی .

کوتاه ترین راه برای داشتن جسمی سالم ، اعتدال در خوردن است ، نه زیاد و نه کم.

کوتاه ترین راه برای یافتن یک دوست ، توجه به علایق طرف مقابل است.

کوتاه ترین راه مبارزه با ترس ، روبه رو شدن با آن ترس است.

کوتاه ترین راه برای رهایی از افسردگی ، فکر کردن به چیزهای خوب است.

کوتاه ترین راه برای رسیدن به ثبات ، آن است که بر آن چه ایمان داری پافشاری کنی ، حتی اگر یک لشکر مخالف داشته باشی.

کوتاه ترین راه برای رسیدن به تکامل ، انتقاد پذیریی است.

کوتاه ترین راه برای دروغ نگفتن ، شجاع بودن است.

کوتاه ترین راه برای آینده نگری ، قناعت است.

کوتاه ترین راه برای حسرت نخوردن ، آن است که همیشه در حال زندگی کنی.

کوتاه ترین راه برای حل یک مساله ، فهمیدن درست صورت مساله است.

کوتاه ترین راه برای رسیدن به آرامش ، آن است که کمتر به چیزهایی که نداری فکر کنی.

کوتاه ترین راه برای اثبات دوستی ات به یک دوست ، آن است که شنوده خوبی باشی.

کوتاه ترین راه برای فاش نساختن راز دیگران آن است که هرگز به رازشان گوش ندهی.

کوتاه ترین راه برای تحقیر نکردن دیگران این است که فقط چند لحظه خودت را جای آنها قرار دهی.

کوتاه ترین راه برای رسیدن به قدرت واقعی ، تقویت هر چه بیشتر منطق است.

کوتاه ترین راه مقابله با دشمنان آن است که هرگز خونسردی ات را از دست ندهی.

کوتاه ترین راه غلبه بر مشکلات ، کوچک و ناچیز شمردن آنها است.

کوتاه ترین راه برای دانستن یک ارتباط سالم ، داشتن فکر و اندیشه سالم و قلب پاک است.

+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیستم اسفند 1386 و ساعت 16:43 |
گفتم : « لعنت بر شیطان »! لبخند زد. پرسیدم : « چرا می خندی؟ » پاسخ داد : « از حماقت تو خنده ام می گیرد » پرسیدم : « مگر چه كرده ام؟ » گفت : « مرا لعنت می كنی در حالی كه هیچ بدی در حق تو نكرده ام » با تعجب پرسیدم : « پس چرا زمین می خورم؟! » جواب داد : « نفس تو مانند اسبی است كه آن را رام نكرده ای. نفس تو هنوز وحشی است؛ تو را زمین می زند. » پرسیدم : « پس تو چه كاره ای؟ » پاسخ داد : « هر وقت سواری آموختی ، برای رم دادن اسب تو خواهم آمد؛ فعلاً برو سواری بیاموز. درضمن این قدر مرا لعنت نكن! » گفتم : « پس حداقل به من بگو چگونه اسب نفسم را رام كنم؟ » در حالیكه دور می شد گفت: «من پیامبر نیستم جوان ...!

+ نوشته شده توسط در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 و ساعت 16:26 |

استفاده از دستکش به زمان های بسیار قدیم و دوران پیش از تاریخ بر می گردد. غار نشینان برای محافظت از دستانشان دستکش به دست می کردند.اولین نسل دستکش ها شکلی شبیه کیسه داشتند و از دو قسمت تشکیل می شدند که از انگشتان و مچ دست محافظت می کردند. در قرن 12 دستکش به عضو قطعی لباس های شیک و مد روز بدل شد.در طول سلطنت ملکه الیزابت اول هیچ زن شیک پوشی بدون دستکش در انزار عمومی ظاهر نمی شد.مردم عادی بیشتر به دستکش دسترسی داشتند و محبوبیتش هم بیشتر شده بود. امروز نیز دستکش جزء لاینفک بسیاری از ست های لباس است.

+ نوشته شده توسط در سه شنبه چهاردهم اسفند 1386 و ساعت 8:44 |

راه خودم را می رفتم،اما ناگهان نگاه دلم پیچید!تصادفی رخ داد.

افسر کروکی کشید.دلم را مقصر اعلام کرد و من تا آخر عمر باید خسارت بدهم!

+ نوشته شده توسط در سه شنبه هفتم اسفند 1386 و ساعت 0:32 |

اگه مثل کلنگه،مثل لوله تفنگه،با خوشکلیش می جنگه

طبیعیه قشنگه نگو که این یه درده،دماغ عمل نکرده

اگه که مثل فیله و یا از این قبیله،روی نوکش زگیله

غصه نخور اصیله،هی نرو پشت پرده،دماغ عمل نکرده

یکی می گه درازه،خیلی ولنگ و وازه،یکی می گه ترازه

غصه نخور،که نازه،ببین خدا چی کرده؟دماغ عمل نکرده

دماغ نگو جواهر،سوژه شعر شاعر،طویل فیالمعظاهر

پدیده معاصر،آهای تخم دو زرده،دماغ عمل نکرده

با اون دماغ همیشه عکس تو پشت شیشه،تو سینما چی می شه؟

شکستن،کلیشه،کاشکی بری رو پرده ،دماغ عمل نکرده

کم بابا تو کچل کن،یا خودتو مچل کن،کی بهت می گه عمل کن

قصیده رو غزل کن؟!می شه له و لورده،دماغ عمل نکرده

چقدر دماغ دماغ شد قافیمون چلاق شد،هی یکی چل چراغ شد

نصیب کوچه باغ شد،بره که بر نگرده،دماغ عمل نکرده

+ نوشته شده توسط در سه شنبه هفتم اسفند 1386 و ساعت 0:31 |

سالیانی است که من عاشق چشمان توام

خنده از کلبه خویش بیرون کرده و گریان توام

سالیانی است که از غصه جدا نیست دلم

روحم آزاد و غرق صفا نیست دلم.

من ،سکوت و شب، عاشق هم هستیم

و از آن لحظه که خورشید این را فهمیده...

زودتر به آسمان می آید،تا خروس های بی محل

راحتمان نگذارند!!!

+ نوشته شده توسط در سه شنبه هفتم اسفند 1386 و ساعت 0:29 |

... و تو از زمزمه ای مست مرا می خوانی

می بری عقلم را

من به تو می رسم و دست تو را می گیرم

و تو را می بویم

من چنان مست شدم ،که درونم جاریست

حجمی از وسعت تو،رودی از حسرت تو

و به دریای دلم می ریزد

و تو از زمزمه ای مست مرا می خوانی

سینه جای نفسی نیست تو ای هستی من

تا تو هستی قفسی و نفسی نیست مرا

باز هم زمزمه کن!!!

+ نوشته شده توسط در سه شنبه هفتم اسفند 1386 و ساعت 0:27 |

مهربانم،ای خوب من! یاد قلبت باشد؛یک نفر هست که این جا بین آدم هایی،که همه سرد و غریبند با تو تک و تنها،به تو می اندیشد و کمی،دلش از دوری تو دل گیر است...

مهربانم،ای خوب من! یاد قلبت باشد؛یک نفر هست که چشمش،به رهت دوخته بر در مانده و شب و روز دعایش این است؛زیر این سقف بلند،هر جایی هستی؛به سلامت باشی و دلت همواره،محو شادی و تبسم باشد...

مهربانم،ای خوب من! یاد قلبت باشد؛یک نفر هست که دنیایش را،همه هستی و رویایش را،به شکوفایی احساس تو،پیوند زده و دلش می خواهد،لحظه ها را با تو،به خدا بسپارد...

مهربانم،ای خوب من! یاد قلبت باشد؛یک نفر هست که با تو تک وتنها،با تو پر اندیشه و شعر است و شعور!پر احساس و خیال است و سرور!

مهربانم،این بار یاد قلبت باشد؛یک نفر هست که با تو،به خداوند جهان نزدیک است و به یادت،هر صبح،گونه سبز اقاقی ها را از ته قلب و دلش می بوسد و دعا می کند این بار تو با دلی سبز و پر از آرامش،راهی خانه خورشید شوی و پر از عاطفه و عشق و امید به شب معجزه و آبی فردا برسی....

+ نوشته شده توسط در سه شنبه هفتم اسفند 1386 و ساعت 0:26 |

من و تیر چراغ برق شبیه هم هستیم؛

شب که می شود،سرمان تاریک و دلمان روشن.

صبح که می شود،سرمان روشن و دلمان تاریک

+ نوشته شده توسط در سه شنبه هفتم اسفند 1386 و ساعت 0:23 |

کوچک ترین هتل

هتل پونتا گرانده در لاس پونتاس واقع در جزای قناری(جنوب غرب مراکش در اقیانوس اطلس) با فقط 600 مترمربع زیربنا،کوچک ترین هتل در جهان است.ساختمان 150 ساله آن که در 1987 بازسازی شده،دارای 4 اتاق دو تخته مشرف به تراس،یک رستوران و یک سالن حمام آفتاب می باشد.

کوچک ترین خوک

کوچک ترین نژاد خوک موسوم به مینی مایالینو که در ایتالیا توسط آقای استفانو مورینی پرورش داده می شود،اغلب دارای وزنی حدود 9کیلوگرم است.

کوچک ترین گاو

کوچک ترین نژاد گاو اهلی اووآمبو نام دارد که بومی کشور آفریقایی نامیبیا می باشد.نر این نژاد بطور میانگین 225 کیلوگرم و ماده آن 160کیلوگرم وزن دارد.

کوچک ترین سیارک

سیارک 1993 KA با قطری حدود 5متر،کوچک ترین سیارک شناخته شده می باشد.

کوچک ترین دماسنج

دکتر فریدریش ساکس از دانشگاه نیویورک،برای اندازه گیری دمای تک سلول های زنده،یک دماسنج بی نهایت کوچک ابداع کرده که قطر نوک آن یک میکرون(حدود یک پنجاهم قطر موی سر انسان )است.

کوچک ترین سلول

سلول های مغز در قسمت مخچه،با 005/0 میکرون طول،کوچک ترین سلول در بدن انسان بشمار می آید.

کوچک ترین عظله

کوچک ترین عظله در بدن استاپدیوس نام دار که استخان رکابی را در گوش میانی کنترل می کند و کمتر از 13 میلیمتر طول دارد.

کوچک ترین ستاره دریایی

کوچک ترین ستاره دریایی با نام علمی Patiriella parvivipara در سال 1975 توسط ولفگانگ زیدلر در ساحل غربی شبه جزیره آیر کشف شد.قطر این ستاره دریایی از 9میلیمتر کمتر است.

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 و ساعت 15:49 |

فشار قبر و راه‌های خلاصی از آن

فشار قبر

چه گناهانی باعث فشار قبر می‌شوند؟ و برای‎ ‎دوری از آن چه باید كرد؟

مؤمن باید بیم و امیدش به خدا در‎ ‎یك سطح باشد اگر ترسش از عذاب‌های الهی بیش از ‏حد باشد از رحمت خداوند مأیوس می‌شود‎ ‎و به اصطلاح عوام می‌گوید آب كه از سر ‏گذشت چه یك وجب و چه صد وجب. و از طرفی اگر‎ ‎امیدش به فضل و رحمت الهی بیش ‏از اندازه باشد، امن از مكر الهی پیدا می‌كند و از‎ ‎جانب دیگر سقوط می‌كند و انگیزه‌ای ‏برای انجام اعمال نیك و پسندیده پیدا نمی‌كند در‎ ‎حالی‌كه خداوند كریم‌تر از آن است كه ‏بنده‌ی ضعیف و ذلیل را عذاب كند. در نتیجه به هر‎ ‎عمل ناشایستی تن داده و باز دم از ‏فضل و كرم و لطف و رحمت خدا می‌زند در همین راستا‎ ‎حضرت پیامبر عظیم‌الشأن اسلام ‏‏(ص) فرمود: «اگر اندازه‌ی رحمت خدا را می‌دانستید هر‎ ‎آیینه بر آن تكیه می‌كردید و جز ‏اعمال اندكی انجام نمی‌دادید و اگر میزان غضب و خشم‎ ‎خدا را می‌دانستید گمان ‏می‌كردید كه دیگر نجات نخواهید یافت‎.‎‏»(1)‏‎ ‎ولی بنابر فرمایش امام صادق (ع): «هیچ ‏بنده‌ی‎ ‎مومنی نیست مگر آن كه در قلبش دو نور وجود دارد نور خوف (از عذاب الهی) و نور ‏امید‎ ‎‏(به رحمت پروردگار) كه اگر هریك را با دیگر‌ی بسنجد از آن زیادتر نخواهد بود» (2) ‏یعنی هر دو به یك میزان خواهند بود پس‎ ‎شما دوست عزیز هم به همان میزان كه از ‏عذاب الهی بیمناك هستید به فضل و رحمت‎ ‎پروردگار هم امیدوار باشید تا انگیزه خود را ‏برای انجام اعمال خوب و پسندیده از دست‎ ‎ندهید و به گناه كبیره یأس از رحمت پروردگار ‏گرفتار نشوید‎. ‎

انسانتا به امروزَش‎ ‎عوالم مختلفی را پشت سر نهاده و عالمهای دیگری را در پیش‌رو دارد، ‏انسان با مرگ از‎ ‎عالم دنیا به جهان آخرت منتقل می‌شود كه آخرت هم ابتدایش "عالم ‏برزخ" و انتهایش‏‎ ‎كه بعد از برپایی قیامت كبری است بهشت یا دوزخ می‌باشد. ‏

یكی از ویژگی‌های عالم برزخ‎ ‎"فشار قبر" می‌باشد. فشار قبر نسبت به افراد متفاوت است ‏بعضی از افراد فشار قبر‎ ‎ندارند و آنها كه دارند فشارشان از نظر شدت و ضعف یكسان ‏نیست و بستگی به اعمال‎ ‎آنها دارد‎. 

 

عواملی كه موجب فشار قبر می‌شود

‏1ـ بداخلاقی. ‏

‏2ـ سخن‌چینی‌،‎ ‎

3- مراعات نكردن طهارت و نجاست و پرهیز نكردن از بول‎.‎‏(3)‏

4- یاری نكردن مظلوم. در كتاب ثواب الاعمال آمده است كه یكی‎ ‎از علمای بنی‌اسرائیل از ‏دنیا رفت و فشار قبر بر او وارد شد چرا كه او یك بار نماز‎ ‎را (عمداً) بی‌وضو خوانده بود و از ‏كنار مظلومی گذشته بود و او را یاری نكرده‎ ‎بود(4).‏

5- ضایع نمودن نعمت‌های الهی‎: ‎حضرت پیامبر اكرم (ص) فرمودند: «فشار قبر برای مؤمن ‏كفاره تباه نمودن نعمت‌ها از‎ ‎ناحیه‌ی اوست». (5)‏

عواملی كه باعث‎ ‎كاهش یا رفع فشار قبر می‌شود(6)‏‎ 

‏1ـ نماز شب و كامل نمودن ركوع: امام رضا (ع )فرمود: «كسی كه نماز شب بخواند و‏‎ ‎در ‏قنوت نماز «وتر» هفتادبار استغفار كند از عذاب قبر پناه داده می‌شود.» و امام‎ ‎باقرعلیه ‏السلام فرمود: «هر كس ركوع نمازش را كامل انجام دهد وحشت قبر به او ‏نمی‌رسد».(7)‏‎

‏2ـ صدقه و نماز مخصوص. (8)‏‎

‏3ـ نماز وحشت، این نماز بسیاری از مردگان‎ ‎را از عذاب قبر و فشار قبر نجات داده است ‏كه حكایات عجیبی در داستان‌های شگفت شهید‎ ‎دستغیب در این باره موجود است كه ‏می‌توان به آن مراجعه نمود‎.‎‏ (9)‏‎

‏4ـ حج نمودن، دو روایت است كه هر كس چهار‎ ‎مرتبه حج به جا آورد عذاب قبر از او ‏برداشته می‌شود. (10)‏‎

‏5ـ خواندن بعضی از سوره‌های قرآن: علی(ع) می‌فرماید‎: ‎‏«هر كس در هر جمعه سوره ‏نسا را تلاوت كند از فشار قبر امان می‌یابد». (11) سوره‌های زخرف، یاسین، تكاثر و ‏تبارك، نیز‎ ‎در این مورد سفارش شده‌اند‎. 

‏6‏‎- ‎این كه مرگ انسان در روز جمعه باشد‎. 

7- ‎ریختن آب روی قبر‏‎. ‎

و... .

________________________________________

‏1- میزان الحكمه 10 جلدی، ج 3، ص‎ 178. 

‏2- بحارالانوار، ج 78، ص‎ 259. 

‏3- همان، ج 75، ص 265‏‎. 

‏4- ثواب الاعمال، ص 111‏‎. 

‏5-‏‎ ‎بحارالانوار، ج 6، ص 221‏‎. 

‏6-‏‎ ‎با استفاده از كتاب «عالم‎ ‎برزخ در چند قدمی ما» محمد محمدی اشتهاردی، انتشارات ‏نبوی‎. 

‏7-‏‎ ‎همان، ج 85، ص 107‏‎. 

‏8-‏‎ ‎بحارالانوار، ج 91، ص 219‏‎. 

‏9-‏‎ ‎حاشیة مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی‎. 

‏10- من لا یحضره الفقیه، ج 2، ص‎ ‎‏217، روایت 2209، باب 2‏‎. 

‏11- وسایل الشیعه، ج 7، باب 54، ص 409، روایت 9714‏‎.‎

منبع:تبیان

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 و ساعت 0:24 |

اولین زن نخست وزیر

مارگارت تاچر، اولین زنی بود که در طول تاریخ اروپا به مقام نخست وزیری رسید.او دختر یک بقال بود که مدرک خود را در رشته شیمی از دانشگاه اکسفورد دریافت کرد.در دهه 1950 به عنوان شیمی دان محقق کار و همزمان در رشته حقوق تحصیل می کرد.در سال 1979 به دنبال فعالیت های خود،بالاخره به مقام نخست وزیری رسید و تا سال 1990 نخست وزیر انگلستان بود.

کوچک ترین دختر دنیا

کوچک ترین دختر دنیا به 8 سال سن و 60 سانت قد که از پدر و مادری روسی به دنیا آمده،در امریکا زندگی می کند.پدر و مادر "آنا" متوجه شدند که او از شش سالگی رشد نمی کند و روز به روز لاغرتر می شود.از این رو او را به پزشکان دانشگاه اوهایو معرفی کردند.با این که هورمون های زیادی به او تزریق شد ولی او رشد نکرد.پزشکان متوجه شدند که آنا از لحاظ کروموزومی دچار بیماری است و ژن های بدن او به رشد کامل نرسیده اند.

نخستین کنکور در ایران

کنکور یا مسابقه ورودی دانشگاه ها در کشورما از سابقه ای طولانی برخوردار است. تاریخ برگزاری نخستین کنکور به سال 1317 باز می گردد.زمانی که تعداد داوطلبان ورود به بعضی از رشته های تحصیلی دانشگاهی مانند پزشکی،حقوق و مهندسشی بیشتر از ظرفیت پذیرش این رشته ها در دانشگاه ها شد.

سریع ترین هواپیمای جهان

در 16نوامبر2004 طبق برنامه ای از پیش تعیین شده،هواپیمای 34-X ناسا مجهز به موتور جت توانست با سرعت تقریبی 10 ماخ(10 برابر سرعت صوت) از روی اقیانوس آرام عبور کند.موتور این جت که با استفاده از هوای فشرده و هیدروژن،ایجاد احتراق کند،می تواند در آینده سرعت این هواپیما را به 15 ماخ هم برساند.به این ترتیب زمان پرواز 17 ساعته نیویورک-توکیو به کمتر از 2ساعت کاهش می یابد.

تند ترین فلفل جهان

پژوهشگران دانشگاه ایالتی نیومکزیکو در امریکا تندترین فلفل جهان را کشف کردند.این فلفل "بهوت جولوکیا" نام دارد و از آسام هند منشا گرفته و در آزمون اندازه گیری واحد تندی (اسکویل)به دو برابر تندی فلفل "ساوینای قرمز"که تندترین فلفل جهان محسوب می شد،رسید.

 

+ نوشته شده توسط در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386 و ساعت 0:18 |
جشن سَده، یکی از جشن‌های همگانی ایران کهن، در آغاز شامگاه دهم بهمن‌ماه با افروختن هیزمی که مردمان، از پگاه بر بام خانه خود یا بر بلندی کوهستان گرد آورده‌اند، آغاز می‌شود. جشن سده یک جشن ملی است و به هیچ دین و مذهبی مرتبط نیست.

جشن «سَـدَه» بزرگ‌ترین جشن‌ آتش و یكی از كهن‌ترین آیین‌های شناخته شده در ایران باستان است. در این جشن در آغاز شامگاه دهم بهمن‌ماه، همه مردمانِ سرزمین‌های ایرانی بر بلندای كوه‌ها و بام خانه‌ها، آتش‌هایی برمی‌افروخته و هنوز هم كم‌‌وبیش بر می‌افروزند. مردمان نواحی مختلف در كنار شعله‌های آتش و با توجه به زبان و فرهنگ خود، سرودها و ترانه‌های گوناگونی را خوانده و آرزوی رفتن سرما و آمدن گرما را می‌كنند. همچنین در برخی نواحی، به جشن‌خوانی، بازی‌ها و نمایش‌های دسته‌جمعی نیز می‌پردازند.

امروزه این مراسم در میان روستا‌نشینان شمال شرقی كشور (همچون آزادوَر و روستاهای دشت جوین)، در بخش‌هایی از افغانستان و آسیای میانه (با نام «خِـرپَـچار»)، در كردستان (پیرامون سلیمانیه و اورامانات)، نواحی مركزی ایران (با نام‌های «هله‌هله»، «كُـرده»، «جشن چوپانان») و در میان برخی روستانشینان و عشایر لرستان، كردستان، آذربایجان و كرمان رواج دارد.

با اینكه در هیچیك از متون پهلوی و منابع زرتشتی عصر ساسانی و پس از آن، نامی از جشن سده و مراسم آن برده نشده و پیداست كه این جشن در مغایرت با سنت زرتشتی بوده است؛ اما خوشبختانه در دوران معاصر این مراسم در میان هم‌میهنان زرتشتی نیز رایج شده است كه البته در شیوه برگزاری، به برخی آیین‌های كهن و گاه مهم آن توجه نمی‌شود.

جشن سده هیچگاه به هیچیك از اقوام یا ادیان باستان ارتباطی نداشته و همواره جشنی ملی و برگرفته از شرایط اقلیمی و رویدادهای كیهانی بوده است. قدمت زیاد این مراسم باعث شده تا در باره دلایل برگزاری آن روایت‌های بسیار متعدد و متناقضی در منابع قدیم ثبت شود.

معنای واژه سده

سَدَه در زبان اوستایی به معنای برآمدن و طلوع کردن است و ارتباطی با عدد ۱۰۰ ندارد. عدد «سد» به شکل «صد» معرب شده است در حالیکه واژه «سده» به شکل «سذق» معرب شده است. روایت‌هایی که جشن سده را به صد روز گذشتن از زمستان و یا پنجاه شب و پنجاه روز مانده به نوروز تعبیر می کنند، همگی از ساخته های جدیدتر است و در متون قدیمی نیامده‌اند.

منبع:ویکی پدیا

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 و ساعت 16:31 |

بنام خدا

روزی،تاجری در نزدیکی روستایی ایستاده بود. در آن هنگام یک قایق ماهیگیری رد شد که داخلش چند تا ماهی بود.

تاجر از ماهیگیری پرسید:چقدر طول کشید تا اینها را گرفتی؟

ماهیگیری گفت زیاد طول نکشید.

تاجر گفت چرا بیشتر صبر نکردی تا ماهی بیشتری صید کنی؟

ماهیگیر گفت چون این تعداد ماهی برای سیر کردن خانواده ام کافی است.

تاجر گفت بقیه وقتت را چه می کنی.

ماهیگیر گفت تا دیر وقت می خوابم کمی ماهی می گیرم با بچه ها بازی می کنم و بعد به دهکده می روم و با دوستانم هستم.

تاجر گفت من می توانم بهت کمک کنم . تو باید ماهی بیشتری بگیری آن وقت با پولش می توانی چند تا قایق بخری .

ماهیگیر گفت خب بعدش چی؟

تاجر گفت بجای آنکه ماهیها را به واسطه بدی آنها را بدون واسطه به مشتری می فروشی

و برای خودت کار خوبی دست و پا می کنی بعد کارخانه راه می اندازی و به تولید های آن نظارت می کنی.این دهکده رو ترک و به شهرهای بزرگ می روی و دست به کارهای بزرگتری می زنی.

ماهیگیر گفت این کار چقدر طول می کشد؟

تاجر گفت پانزده تا بیست سال.

ماهیگیر گفت بعدش چی؟

تاجر گفت در یک موقعیت مناسب سهام شرکت رو می فروشی و میلیونها دلار بدست می آوری

ماهیگیر گفت میلیونها دلار! بعدش چی؟

تاجر گفت آن وقت بازنشسته می شوی. می روی در یک دهکده ساحلی کوچک جایی که تا دیر وقت بخوابی کمی ماهی بگیری با بچه هایت بازی کنی و با دوستانت بقیه وقتت رو خوش باشی.

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 و ساعت 0:6 |

پیامبر اکرم(ص)فرمودند:تا هنگامی که حضرت عیسی(ع)به آسمان برده شد خوراکش باقلا بود و چیزی که آتش آن را تغییر داده باشد ،نخورد.

امام صادق(ع) : باقلا ساق را محکم می کند و مولد خون در بدن است قوه دماغی را نیز افزایش می دهد.

امام رضا(ع): باقلا ساق را محکم و خون تازه در بدن تولید می کند.

یکی از اصحاب می گوید: شنیدم که امام صادق(ع) فرمودند :باقلا را با پوست بخورید ،زیرا پوست باقلا معده را دباغی می کند.

باقلا ارزش درمانی زیادی دارد ولی دیر هضم است که این اشکال را میتوان با خیساندن آن در آب برطرف کرد.

اثر درمانی باقلا در درمان التهاب و ورم مثانه ناشی از سنگ اثبات شده برای رفع رماتیسم ،نقرس هم اثربخش می باشدمصرف تازه آن در اوایل بهار اغلب باعث بروز مسمومیت یا حساسیتی بنام فابیسن می شود

در باقلا این مواد و ویتامینها وجود دارد:پروتید،گلوسید،لیپید،فسفر،کلسیم،آهن ،ویتامین آ،بی و سی وجود دارد

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه دهم بهمن 1386 و ساعت 0:27 |

روزی موج کوچکی در اقیانوس بالا و پایین می رفت و دید مناظر اطراف خود لذت می برد.در حالی که از هوای تازه و مطبوع و نسیم و ورزش باد لذت می برد،ناگهان متوجه شد که دیگر موج های جلوی او محکم به ساحل برخورد می کنند.موج با خود گفت:خدای من، وحشتناک است.ببین به زودی چه بلایی به سرم می آید!"

در همین موقع موج دیگری که از کنار او می گذشت با دیدن غم و اندوه و وحشت در چهره موج کوچک،مکثی کرد و از او پرسید:"چرا این قدر ناراحت هستی؟"

موج کوچک با دنیایی از ترس و اندوه،گفت:"مگر نمی بینی؟به زودی به ساحل برخورد می کنیم و از بین می رویم. سرنوشت همه ما موج ها،همین طور است.وحشناک نیست؟"

موج کناری به او گفت"نه، تو نمی فهمی.تو یک موج نیستی تو بخشی از اقیانوس هستی.پس بدان که هرگز از بین نمی روی و دوباره به اقیانوس باز می گردی.

+ نوشته شده توسط در سه شنبه نهم بهمن 1386 و ساعت 0:34 |

بزرگ ترین الماس جهان در آسمان قرار دارد !دانشمندان تکه الماسی زیبا و درخشان را در آسمان شناسایی کرده اند که بیش از ده میلیارد تریلیارد تریلیارد قیراط وزن دارد و ارزش آن در حدود ده میلیون تریلیارد تریلیارد دلار است!این تکه کربن عظیم بلوری شده در حدود پنجاه سال نوری از ما فاصله دارد و متأسفانه هیچ انسانی نمی تواند به آن دسترسی پیدا کند!گفته شده که این الماس احتمالا بقایای یک ستاره خاموش شده است که زمانی مثل خورشید می درخشید.

اولین پارک ژوراسیک دنیا در دوبی و با بودجه ای بیش از یک میلیارد دلار راه اندازی خواهد شد. در این پارک پهناور،شما شاهد حضور دایناسورهای بزرگی خواهید بود که در دل طبیعت حرکت کرده و گاه موجب وحشت شما می شوند.درست مانند آنکه میلیون ها سال به عقب برگشته باشید.شما از میا جنگل ها،کنار اقیانوس ها و فراز کوه هایی رد می شوید که بیشتر آن ها با استفاده از جلوه های کامپیوتری به وجود آمده اند.درست مثل آنکه در یکی از مجموعه فیلم های "پارک ژوراسیک"حضور داشته باشید.

پیرترین اورانگوتان جهان در باغ وحشی واقع در میامی امریکا درگذشت.این میمون عظیم الجثه در سال 1952 در جنگل های اندونزی به دنیا آمده و هنگام مرگ 55سال داشت.

جونائو نام یک شیر آبی ده ساله است که در باغ وحشی واقع در یوکوهاما زندگی می کند.او می تواند قلم موی نقاشی را در دهان گرفته و نقاشی های جالبی بکشد.َ

+ نوشته شده توسط در دوشنبه هشتم بهمن 1386 و ساعت 0:28 |