تبليغاتX
رابطه پنهانی

مشکل بزرگ عکاسی از اکواریم، حذف رفکلکس های مزاحم شیشه است. برای این منظور چند راه وجود دارد که بسته به نوع دوربین و تجهیزات خود یکی را انتخاب کنید.

اگر دوربین شما غیر حرفه ای است:

1 - بهتر است از خیر فلاش بگذرید. فلاش مستقیم، هم سایه های بدی دارد و هم حذف رفلکس آن از شیشه فقط وقتی ممکن است که با شیشه اکواریم زاویه داشته باشید. به نحوی که بازگشت نور آن را در دوربین نبینید.

2 – اغلب اکواریم ها نور سقفی دارند که برای عکاسی کافی و جنس آن مناسبست. در این حالت چراغ اتاق را خاوش کنید تا نور اکواریم بیشتر از محیط اطرافش شود. به این ترتیب رفلکس تصاویر اتاق هم حذف می شوند.

3 –تراز سفیدی را برای نور مهتابی تنظیم کنید. حساسیت دوربین را تا حد قابل قبول بالا ببرید.

4 – اگر می توانید با چراغ مطالعه (لامپ آن حتماً مات باشد) به سوژه نور کمکی بدهید. یک لامپ 100 وات معمولی هم کافیست. فقط مراقب پختن سوژه هایتان باشید!

این نور کمکی وقتی نور را برای نورمهتابی تنظیم کرده اید نور سرخ فام قشنگی ایجاد می کند که عمق رنگ عکس را زیاد خواهد کرد.

5 - دیافراگم را تا حد ممکن باز کنید تا با کاهش عمق میدان، اعوجاج شیشه اکواریم و نیز پس زمینه اغلب خالی، تا حد ممکن حذف شوند. البته با این کار تا حدودی فوکوسینگ سخت می شود.

6 – پیشنهاد می کنم بالای اکواریم را با کاغذ کالک بپوشانید و منابع نوری را (فلورسنت یا حبابی) از بالا به اکواریم بتابانید. این حالت بیشتر شبیه نور طبیعی دریاست.

اگر تجهیزات حرفه ای دارید:

1 – فلاش ها (حداقل 3 تا ) را روی اضلاع یک مثلث فرضی دورتادور اکواریم بکارید. فلاش ها ترجیحاً به نرم کننده مجهز شوند. نوراصلی را ترجیحاً بالاتر از حد تراز (خط فرضی افقی هم سطح و هم ارتفاع با سوژه) قرار بدهید.

2 – روی لنز فیلتر پلاریزه ببندید و آنقدر بچرخانید تا رفلکس های مزاحم خذف شوند. رفلکس های باقیمانده را با جابجا کردن (هم افقی و هم عمودی) نورها و نیز استفاده از رفلکتورهای مناسب خذف کنید.

البته فلاش های حرفه ای قابلیت نصب فیلتر پلاریزه روی نرم کننده هم دارند. اگر گیرتان آمد نصبشان کنید بعد جهت نور آنها را طوری تنظیم کنید که با فیلتر روی دوربین زاویه 90 درجه داشته باشند.

3 – فلاش های حرفه ای فیلتر های رنگی هم دارند. نصب این فیلتر ها هم می تواند نورها و درنتیجه سایه های رنگی ایجاد کنند. البته دلیل ندارد محیط را گل باقالی کنید!

4 – در مورد سرعت بسته به نوع ماهی ها و سرعت حرکتشان تصمیم بگیرید. به طور کلی هرچه سرعتتتان پایین تر باشد رنگها را غلیظ تر و جزییات پوست ماهی ها را بهتر ثبت می کنید.

منبع:http://solygraphics.persianblog.ir/post/32/

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه سوم مهر 1387 و ساعت 15:27 |
این قسمت مقدماتی است در بازه فیزیک نور که بخش مهمی از کار عکاسی است.


ماهیت و جنس نور

به راستی نور موج است یا ذره؟... برای چی پرسیدم؟ خب می خواستم یه جور علمیی شروع کنم که یعنی... همچین ...خیلی...آره!! اما حقیقت به ما عکاس ها هیچ ربطی نداره که نور موجه یا ذره! خواص فیزیکی که ما از نور باید بدونیم چیزهای دیگری است. مثل رنگ نور و رابطه اش با منبع آن ، پخش کننده ها و بازتاب دهنده ها، نورهای نامرئی برای ما و مرئی برای دوربین ها، نورهای طبیعی و مصنوعی و ...

نکته ظریف آنکه چیزی که روی صفحه حساس ثبت می شود بیشتر از آنکه به خود سوژه مربوط باشد به تاثیراتی که نور روی آن گذاشته مربوط می شود! مثلاً رنگ قرمز متالیک ماشین شما در روزهای آفتابی و ابری یا اول صبح و وسط ظهر یا سایه و آفتاب تغییر میکند. بنابراین اگر می خواهید رنگ و جزئیات واقعی رو ثبت کنید باید مراقب جنس نور محیط باشید. گاهی مجبورید عکاسی رو به یک ساعت یا روز دیگر موکول کنید!

 

رنگ نور و منابع مختلف نوری:

قبلاٌ راجع به رنگ نور در مفاهیم دیجیتال ، بخش تراز سفیدی صحبت کرده ایم. فقط اشاره می کنم که نور سفید از ترکیب سه رنگ نور اصلی یعنی قرمز ، سبز و آبی (اختصاراٌ RGB ) به دست می آید. وقتی نوری به حسگر دوربین برخورد می کند سلول های حسگر به هرکدام از این رنگ ها یک مقدار میدهند که از صفر تا 255 متغیر است. صفر یعنی هیچی (تاریک مطلق) و 255 یعنی حداکثر روشنی. به این ترتیب ترجمه دیجیتالی نور سفید می شود : R255 + G255 + B255 یا ترجمه دیجیتالی نور لامپ نئون سـبز رنگ می شود: R100+G255+B50 که یک سبز فسفری است.

مطالبی که راجع به تراز سفیدی گفته بودیم یادتان هست؟ اگر در این نور عکاسی کنید پردازنده دوربین باید مقدار R را 155 واحد و مقدار B را 205 واحد بالا بیاورد تا جسم سفید را شبیه سازی کند. در غیر اینصورت تی شرت های سفید به سبزی میزنند!

از رنگ نور که بگذریم جنس نور یا نرمی و سختی آن مطرح می شود که مرکب از دو خاصیت به هم پیوسته است: کنتراست و شارپنس گفتم به هم پیوسته چون این دو با هم رابطه مستقیم دارند.

 

کنتراست:

کنتراست به زبان بسیار ساده یعنی حد تمایز یا تفاوت بین روشنی و تیره گی های تصویر. ساده نبود؟ ... به این جداول که در تلویزیونتان هم دیده اید، نگاه کنید:

کنتراست درست

کنتراست بالا

کنتراست پایین

در کنتراست درست همه رنگ ها با توالی منظم از سفید به سیاه رسیده و می توانید 11 مربع را بشمرید. وقتی کنتراست زیاد می شود سمت سیاه به سمت سفیدی پیشروی می کند , و سفیدی هم به سمت سیاهی و در نتیجه بجای یازده سطح خاکستری حالا فقط 5 تا قابل تفکیک است. در کنتراست پایین اما ضمن آنکه دیگر سفید مطلق و سیاه مطلق وجود ندارند باز هم 5 سطح خاکستری قابل تفکیک است اما اینبار تن های میانی به هم نزدیک شده اند. می پرسید اینکه مربوط به تصویر است ، پس چرا جزو خواص نور آورده ام؟ به دلیل آنکه در یک منبع ثابت وقتی شدت منبع نور بالا می رود کنتراست هم به طبع آن بالا می رود ، یعنی نقاط تیره، تیره تر و نقاط روشن، روشنتر می شوند. در نتیجه جزئیات از بین می روند و برعکس وقتی شدت نور کم می شود ، تمایز بین سیاه ها و سفید ها هم کمتر می شود. (البته باز هم جزئیات از بین می روند!) مثلاً نور یک لامپ 40 وات در فاصله مساوی کنتراست کمتری ایجاد می کند تا یک لامپ 200 وات از همان نوع. مثل تصاویر زیر:

 

تاثیر لامپ 40 وات       تاثیر لامپ 200 وات

اگر روزی روزگاری سروکارتان به کلاس های حرفه ای تر عکاسی افتاد قاعدتاً مجبور می شوید مبانی هنرهای تجسمی را هم بگذرانید. من اینجا فقط کنتراست نور را گفتم اما در آن دوره شما انواع دیگر کنتراست را نیز خواهید شناخت . مثل کنتراست در اندازه ، جهت ، رنگ و غیره

 

شارپنس نور (تیزی):

این عامل روی لبه سایه ها تاثیر می گذارد. هر چه نور تیز تر باشد (مثل نور فلاش) سایه ها تیز ترند و هرچه نور نرم تر سایه ها روشنتر و نرم تر می شوند. ترجمه فیزیکی این عبارت اینطور می شود: هرچه شعاع های نور موازی تر و منظم تر باشند نور تیزتر و هرچه نامنظم تر باشند نور ملایم تر خواهد بود.

همینطور هرچه منبع نور به سوژه نزدیکتر باشد نور تیز تر خواهد بود.

کاربرد نور تیز وقتی است بخواهیم ریزترین جزئیات یک سوژه به خوبی نمایش داده شوند. مثلاً وقتی می خواهید از چروک های صورت یک فرد پیر عکس بگیرید. یا وقتی می خواهید خواهرشوهرتان به مراتب پیرتر به نظر برسد! عکس این مطلب هم در مورد نور نرم صادق است. نورهای نرم برای اغلب پرتره ها ، عکاسی از بچه ها و عکس های رومانتیک مناسب است.

در طبیعت نور سر ظهر (بدترین نور برای عکاسی پرتره ) به مراتب تیزتر از نور عصر یا اول صبح است که خورشید در فاصله دورتری قرار دارد.

نرم ترین منبع نور طبیعی نور عصر یک پنجره شمالی است. اما برای نرم کردن منابع مصنوعی نور از دو گروه وسیله استفاده می شود. پخش کننده ها و بازتاب دهنده ها

 

پخش کننده ها و بازتاب دهنده ها:

پخش کننده ها اجسام نیمه شفافی هستند که با قرارگرفتن سر راه منبع نور باعث نامنظم شدن شعاع های نور می شوند. مثل کاغذ کالک یا یک لا دستمال کاغذی که روی فلاشتان می چسبانید. حرفه ای ها از چیزی استفاده می کنند به نام سافت باکس. بازتاب دهنده ها هم هر چیزی که نور به سطح آنها تابیده و به سمت هدف شما منعکس می شود. مثل دیوار یا سقف اتاق (وقتی سر فلاش را به سمت بالا برمی گردانید) یا یک کاغذ یا ملافه سفید بزرگ. یا برای حرفه ای ها فلاش چتری و رفلکتور.

برای حرفه ای ها سه نوع بازتاب دهنده وجود دارد که هرکدام خاصیت خود را دارند. سفید مات که نور نرمی میدهد. نقره ای که نور تیزتر اما همرنگ منبع می دهد و طلایی که بازتاب گرم و زردرنگی دارد و مناسب عکاسی پرتره است.

موقعی که از یک بازتاب دهنده استفاده می کنید ، مراقب تغییر رنگ و جنس نور باشید. اگر دیوار اتاق رنگی است، مثلاٌ قرمز، نور بی رنگ فلاش به آن سمت میل خواهد کرد و مجبورید با تنظیم WB (تراز سفیدی) آن را جبران کنید.

 منبع:http://solygraphics.persianblog.ir/post/30

+ نوشته شده توسط در دوشنبه چهارم شهریور 1387 و ساعت 16:14 |

فاصله کانونی:

فاصله کانونی، به فاصله کانون نوری لنز(در لنزهای مرکب الزاماٌ با مرکز فیزیکی لنز منطبق نیست) با سطح حساس (فیلم یا حسگر ) گفته می شود.

این عدد اصلی ترین شاخص طبقه یندی لنزهاست. چون شما فعلاً از دوربین های کوچک (اصلاحاً Compact ) استفاده می کنید  و لنز شما به دوربینتان چسبیده! شاید فکر کنید نیازی به این قسمت ندارید اما من اینطور فکر نمی کنم. دوربین شما هم بر اساس همین مفاهیم کار می کند. به علاوه خدا را چه دیدی شاید اینقدر از عکاسی خوشتون اومد که خواستید دوربین SLR بخرید!

به این شکل ها توجه کنید:

 

 

در همین شکلها به سادگی اولین خاصیت فاصله کانونی را می بینید. هرچه فاصله کانونی بلندتر باشد سوژه در فاصله ثابت بزرگتر دیده می شود و بلعکس. به این میگن زوم!

دوم: هرچه فاصله کانونی بزرگتر می شود زاویه دید تنگتر می شود و بلعکس. یعنی هرچه فاصله کانونی را بیشتر می کنید کمتر از محیط اطراف دیده می شود.

سومین و چیزی که در این تصاویر دیده نمی شود. پرسپکتیو است. (متاسفانه ترجمه فارسی پرسپکتیو را نمی دانم شما اگر چیزی غیر از چشم انداز شنیده اید به من هم بگویید) هرچه فاصله کانونی بیشتر می شود پرسپکتیو بیشتر تخت می شود و با فاصله کانونی کمتر ، خطوط عکس بیشتر به منحنی میل می کنند این دو تصویر را مقایسه کنید:

 

  

تصویر با فاصله کانونی کوتاه (واید 15)

  همان مکان با فاصله کانونی بلند (تله 135 )

این نکته شاید امروز زیاد به کارتون نیاد ولی بدونید بد نیست. فاصله های کانونی بلندتر مثلاً در حد 300 میلیمتر حتی به نوعی پرسپکتیو را معکوس می کنند! مثلاً در این عکس اشیاء دور به نظر بزرگتر می آیند. درست عکس پرسپسکتیو معمولی

 

 

از اینها که گفتم بعدها مخصوصاٌ در عکاسی از افراد و شناخت اصول کادربندی استفاده خواهیم کرد. مثلاٌ آنجا خواهم گفت اگر می خواهید دماغ طرف در اندازه واقعی جلوه نکند و پولش رو به زخم زندگیتون بزنید، از چه فاصله کانونی استفاده کنید! یا چطوری عکس آن اتاقک مسافرخانه درجه سه خارج از کشور را ، اندازه یک سوئیت پنج ستاره تو چشم خواهرشوهرتان بزنید!

در مورد لنز چیزهای دیگری هم می شود گفت مثل خطاهای لنز، تفاوت رنگ و کنتراست در لنزهای مختلف ، یا چارت هایی که دقت لنزها را مشخص می کنند. اما فکر می کنم بماند تا روزی اگر قرار شد در سطح حرفه ای با هم کار کنیم.

فکر کردید مبانی تموم شد؟.... نه در قسمت بعدی تازه می خواهیم بریم سراغ اصلی ترین ابزارمون ، فیزیک نور!

منبع:http://solygraphics.persianblog.ir/post/28

 

+ نوشته شده توسط در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 و ساعت 0:32 |

شاتر

پرده ای که با زدن کلید آن به مدت زمان معینی از جلوی فیلم کنار می رفت تا فیلم نور ببیند. بخشی از آن صدای آشنای کلیک که نماد صوتی عکاسی بود مربوط به کار همین پرده بود. اما در دوربین شما دیگر عملاً وجود خارجی ندارد! برای همین هم دوربین های غیر حرفه ای و موبایل ها اینقدر بی صدا شدند که سازندگان مجبور شدند برای جلوگیری از سوءاستفاده و عکس های یواشکی، صدای کلیک مجازی  را حداقل در موبایل ها اجباری کنند!

زمان شاتر نسبت عکس با اندازه دیافراگم دارد. یعنی هرچه دیافراگم بازتر و نور ورودی بیشتر باشد، زمان نوردهی باید کوتاهتر شود. اعداد شاتر هم مثل دیافراگم استاندارد و در واقع مخرج کسری هستند که صورت آن یک ثانیه است. پس هرچه بزرگتر می شوند نوردهی کمتر می شود. به این شکل : 1 – 2 – 4 – 8 – 15 – 30 – 60 – 125 – 250 – 500 – 1000 تا 4000البته دوربین های مختلف ممکن است اعداد بینابینی را هم داشته باشند.

علاوه بر این اعداد، دوربین شما ممکن است یک وضعیت دیگر هم داشته باشد به نام Bulb یا اختصاراً B در این وضعیت با فشار دکمه شاتر باز می شود و تا زمانی که دوباره دکمه شاتر را بزنید باز می ماند. این وضعیت مناسب عکسبرداری از مثلاً رعد و برق است، مثل این:

 

عکاس شاتر را باز کرده و منتظر مانده تا آسمان چندبار برق بزند. البته استفاده از این وضعیت کمی لم دارد که بعدها خواهم گفت.

شاتر رابطه مستقیمی با نوع سوژه شما دارد. اگر از عمه خانم عکس می گیرید نیاز به سرعت بالایی ندارید. سرعت 60 (یک شصتم ثانیه ) کافی است. اما برای عکاسی از خواهر زاده تون که حتماٌ هم به خودتون رفته و یک جا بند نمی شه کمتر از 250 رو توصیه نمی کنم.

وقتی دوربین را در وضعیت Tv قرار می دهید. به دوربین می فهمانید که می خواهید خودتان سرعت عکاسی را تعیین کنید. پس دوربین تا حد دستیار شما عقب نشینی می کند و حالا این شمایید که بسته به موقعیت و هدفتون سرعت عکاسی رو تعیین می کنید. در مورد این موقعیت ها بعداً در عکاسی عملی بیشتر صحبت خواهیم کرد اینجا فقط کلیاتی از کاربرد تعیین سرعت را می گویم. مثلاً اگر از یک مسابقه اسکی عکس می گیرید ممکن است دو جور عکس بخواهید داشته باشید. عکسی که در آن هم چیز و همه کس  ثابتند مثل این:

 

برای این عکس از سرعت بالا استفاده می کنید مثلاً 1000

یا اینکه می خواهید حرکت سوژه را نشان بدهید مثل این:

 

در این حالت از سرعت پایینتر استفاده می کنید مثلاً 60 و دوربین را همراه سوژه حرکت می دهید. (البته باید کمی تمرین داشته باشید)

یا مثلاٌ وقتی در طبیعت می خواهید نرمی حرکت آب را نشان بدهید:

 

در این حالت هم سرعت را در حد 15 پایین می آورید.

یک توضیح هم بدهم و بگذریم. برای سرعت های پایینتر از 60 ترجیحاً و پایینتر از 30 حتماً از سه پایه استفاده کنید.

اول این مطلب گفتم که عکاسی از نظر فنی یعنی به کار گرفتن و بازی کردن با همین دو مفهوم دیافراگم و شاتر. حالا اضافه میکنم از نظر هنری، مبانی عکاسی شامل چیزهای دیگری هم می شود مثل فاصله کانونی که از خواص لنز است. و در قسمت بعدی راجع به آن خواهیم گفت.

منبع:http://solygraphics.persianblog.ir/post/27

+ نوشته شده توسط در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 و ساعت 0:30 |

 

 

از جنبه تکنیکی، عکاسی فقط در یک جمله خلاصه می شود: «به فیلم یا صفحه حساس به اندازه کافی نور برسانید» مشکل فنی عکاسی هم در تخمین« این اندازه کافی» است!

برای این منظور از زمان گروهبان دومی هیتلر تا آلان دوربین های عکاسی دو وسیله را در اختیار شما قرار داده اند.

دیافراگم و شاتر

دیافراگم:

مردمک چشم را دیده اید؟ دیافراگم هم عیناً همان است. یا در بهترین حالت سعی میکند همان باشد. صفحاتی که با لغزیدن روی هم سوراخی در وسط را کوچک و بزرگ می کنند و به این ترتیب مقدار نور ورودی را کم و زیاد می شود..

 

اعداد دیافراگم در یک لنز نرمال معمولاً به این ترتیبند: 2 – 3.2 – 4 – 5.6 – 8 – 11 – 16 – 22 – 32  بدین ترتیب که 2 بازترین و 32 بسته ترین دیافراگم این لنز است. اما اگر شما با یک دوربین غیر حرفه ای عکاسی می کنید ، ممکن است این اعداد را یا بخش بزرگی از آن را نبینید. درواقع این یکی از بزرگترین محدودیت های دوربین های غیر حرفه ای است. که احتمالاً شما را به سمت دوربین های SLR ( دوربین هایی که لنزشان تعویض می شود) سوق خواهد داد.

دیافراگم یک کارکرد بسیار خوب دیگر هم دارد: تعیین عمق میدان وضوح. به معنی فاصله ای از جلو وعقب سوژه که دوربین این فاصله را واضح ثبت می کند. در بازترین دیافراگم ، اگر فاصله سوژه (جایی که فوکوس کرده ایم) تا دوربین را به سه قسمت تقسیم کنیم یک سوم انتهایی و دوسوم همین فاصله در پشت سوژه،  در میدان وضوح قرار خواهند داشت. به این شکل:

 

 

هرچه دیافراگم باز تر باشد عمق میدان کمتر و با بسته تر شدن دیافراگم که عدد آن با معیار توقف (STOP F  ) بیان می شود عمق میدان افزایش می یابد.

 

نمونه عمق میدان کم (این عکس عروسمه!)

یک تذکر هم بدهم و بحث دیافراگم را فعلاً ببندیم تا بعد. تصویری که شما موقع عکاسی در LCD دوربین می بینید، تصویر با بازترین دیافراگم دوربینتان را نمایش می دهد. بنابر این کمترین عمق میدان وضوح را می بینید. روی لنز های قدیمی جدولی بود که با استفاده از آن عمق میدان وضوح را به متر می شد دید اما در لنز های جدیدی که با پردازنده دوربین کنترل می شوند دیگر از این خبرها نیست! کم کم یاد می گیرید که به جای اعتماد به تصاویر، اعداد و ارقام را خوانده و نتیجه را خودتان حدس بزنید. البته دوربین های حرفه ای تر بعضاً این امکان را دارند که یک پیش نمایشی از عمق میدان را نیز به شما نشان بدهند.

عدد دیافراگم گوشه تصویرLCDتان ،و در کنار یک F دیده می شود.

برای آنکه به دوربین بفهمانید قصد دارید خودتان عمق میدان را تعیین کنید آن را در کدام وضعیت می گذارید؟ ... آفرین در وضعیت  Av ! یعنی اولویت دیافراگم فعلاً و تا شماره بعدی در همین وضعیت عکس بگیرید!

در قسمت بعدی راجع به شاتر سحبت میکنیم.

منبع:http://solygraphics.persianblog.ir/post/26

+ نوشته شده توسط در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 و ساعت 0:28 |

Metering mode : مربوطه به شکل نورسنجی است و در دوربین های مختلف انواع  یا انتخاب های متنوعی دارد به این شرح:

 : نورسنجی نقطه ای : در این حالت دوربین فقط نور نقطه ای را که شما مشخص می کنید می سنجد و با بقیه کادر کاری ندارد. وضعیت بسیار مفیدی است برای عکس هایی مثل این که نور سنجی بر اساس طرف روشن صورت تنظیم شده:

 

 

 

 : نورسنجی بر اساس کادر مرکزی: در این حالت دوربین معدل نورهای موجود در کادر مرکزی را اندازه می گیرد. وقتی مفید است که می خواهید مثلاً کل صورت یک نفر نورسنجی شود اما دوربین به پس زمینه کاری نداشته باشد. نتیجه چیزی شبیه به این است:

 

 

 

  : نورسنجی کل کادر: برای وقتی که عجله دارید یا نمی خواهید عکس خاص بگیرید. از اسم آن مشخص است که معدل تمام نورهای داخل منظره یاب را اندازه گرفته و سعی می کند نه سیخ بسوزد نه کباب! اما حقیقت آنست که گاهی به اشتباه می افتد و هم سیخ میسوزد و هم کباب! مخصوصاٌ گاهی که یک چیز خیلی روشن یا تاریک در صحنه حضور دارد.

 

در مورد روش های نورسنجی که بخش مهمی از عکاسی را تشکیل می دهند بعداً بیشتر صحبت می کنیم.

Quality : نمایانگر کیفیت عکس بر مبنای اندازه است. در هر دوربین متفاوت است. بعضی فقط سه اندازه دارند و بعضی تا هشت وضعیت مختلف. شاید بپرسید من همیشه عکس با کیفیت می خواهم پس این منو به چه دردی می خورد؟ واقعیت آنست که همه عکس هایی که شما می گیرید قرار نیست در نمایشگاه شرکت کنند. پس اگر وسط بیابان می خواهید عکس یادگاری بگیرید که فقط در اندازه 10 در 15 چاپش خواهید کرد، لزومی ندارد دوربین در حداکثر توانش کار کند تا حافظه کم بیاورید!

Red Eye : برای رفع قرمزی چشم در عکاسی با فلاش. اگر فعالش کنید فلاش داخلی دوربین قبل از فلاش اصلی چند بار فلاش می زند تا مردمک چشم سوژه تنگ شود. اگر می خواهید عکس های بخصوص بگیرید می توانید فعالش نکنید. در این صورت فقط کافیست چشم سوژه با فلاش هم محور نباشد. اگر هم بود چندان مهم نیست، می توانید روی کامپیوتر به سادگی اصلاحش کنید.

White balance

 : علامت اختصاری آن معمولاً WB و به معنای تراز سفیدی است. توضیح آن را در قسمت مفاهیم دیجیتال خوانده اید. تنظیمات آن با توجه به نماد های خاص دوربینتان کاملاً مشخص است اما چیزی که اینجا می خواهم به آن اشاره کنم Custom WB  به معنای تراز سفیدی شخصی شده است.  نماد آن عموماً به این شکل است: 

وقتی دوربین را در این وضعیت قرار می دهید (با توجه به دستورالعمل در دفترچه راهنما) اولاً بنده را سربلند میکنید! ...به به! ...به به! ...ممنونم! و دوماً اگر کمی ابتکار به خرج دهید ، خودتان رنگ عکس را تعیین خواهید کرد. مثلاً می توانید یک عصر دلگیر خاکستری را تقریباً به یک غروب خوشرنگ تبدیل کنید. درست عکس حالتی که در تراز اتوماتیک اتفاق می افتاد. فقط کافیست یک شیئ آبی را به عنوان سفید به دوربین معرفی کنید.

نمی دونم دانشگاه رفته اید یا نه؟ در دانشگاه ها تنبل ها یک چیزی اختراع کرده اند به عنوان نمودار. کاربرد آن وقتی است که از یک کلاس 20 نفره ، 15 نفرشان در یک درس به اصطلاح افتاده اند. در این حالت چون همیشه فرض بر برائت و مظلومیت دانشجوهاست! اداره آموزش نمرات را روی نمودار می برد. بدین معنی که بالاترین نمره را که مثلاً 12 است ، 20 فرض می کند و نمرات بقیه را هم به همین نسبت بالا میآورد. اساس کار WB هم بر همین مبناست.

در دنیای تصاویر دیجیتال، سفید بالاترین نمره را دارد . یعنی سه تا 256  و سیاه کمترین یعنی سه تا 0 و سایر رنگ ها بین این دو قرار می گیرند (البته قضیه به این سادگی هم نیست اما اینجا فرصت توضیح بیشتر ندارم  بعداً در بحث نور راجع به آن صحبت می کنیم) حالا اگر روشن ترین نقطه تصویرتان رنگی غیر از سفید باشد (مانند مثال بالا اگر فرض کنیم 12 بالاترین نمره است) پردازنده دوربین آنقدر این رنگ را زیاد می کند تا سفید شود.  و بقیه هم به همین نسبت تغییر میکنند.

درپایان دوباره یادآوری میکنم در دوربین شما ممکن است امکانات و منوهای مختلفی وجود داشته باشد. اینجا من فقط خیلی خلاصه به امکانات اغلب مشترک و با کاربرد همگانی پرداختم. اگر سوالی داشتید در تماس گرفتن شک نکنید.

فصل بعدی فصل هیجان انگیز مبانی عکاسی است! کم کم داریم به جاهای خوبش می رسیم!

منبع:http://solygraphics.persianblog.ir/post/25

+ نوشته شده توسط در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 و ساعت 0:26 |

آشنایی با منوهای نرم افزاری روی دوربین

معمولاً دو نماد کلی روی هر دوربینی دیده می شود. عموماً یکی به شکل دوربین عکاسی که خاص تنظیمات مربوطه به زمان عکس برداری است و دیگری معمولاً نماد آچار و پیچگوشتی دارد و مربوط به تنظیمات خود دوربین است.

اول خود دوربین را تنظیم می کنیم:

۱ - تنظیمات مربوط به دوربین:

چون این تنظیمات در دوربین های مختلف ، به اشکال یا توالی متفاوتی نمایش داده می شوند من فقط آنها را که توضیحی برای گفتن داشته اند و به ترتیب حروف الفبای انگلیسی می آورم. شما در دوربین یا در دفترچه راهنمایش دنبال تشابهات بگردید.

 Auto Rotateموقع عکاسی بعضی کادرهای شما عمودی و بعضی افقی اند. در حالیکه نمایشگر دوربین شما همیشه افقی است. با فعال کردن این حالت ، عکس های عمودی شما موقع نمایش چرخانده می شوند تا شما مجبور نباشید دوربین یا تلویزیون را بچرخانید.

 Create Folder  با این قابلیت عکس ها را روی کارت حافظه طبقه بندی می کنید.

 File Numbering: این یکی مخصوص شماره گذاری عکس هاست. پیشنهاد می کنم آن را در وضعیت متوالی (Continues) بگذارید تا بعدها روی کامپیوتر دو عکس با یک نام نداشته باشید.

 File Format : در این منو اگر روی دوربینتان باشد، فرمت (قالب) فایل را انتخاب می کنید. معمولاً به طور پیش فرض jpg  است اما در دوربین های بهتر فرمت tif  و از آن بهترRaw  هم قابل انتخابند. توجه داشته باشید فایل های jpg از همه کوچکترند و وقتی محدودیت حجم روی کارت حافظه تان دارید انتخاب بهتری به نظر می رسند. اما فرمت Raw که حجم آن از همه بیشتر است، بعداً به شما امکان اصلاحات بیشتر روی عکس را می دهد. در مورد فرمت های تصویر در بخش نرم افزار صحبت خواهیم کرد. فقط اشاره می کنم که لابراتوارها اغلب فقط فرمت jpg را از شما قبول می کنند. فرمت Raw را فقط دوربین خود شما و نرم افزار مخصوص خودش می شناسد.

 LCD Brightness : درجه روشنی صفحه نمایشگر. برای آنکه در محیط های مختلف تصویر را بتوانید ببینید.

 Power Saving : برای صرفه جویی در مصرف باتری ، اگر در مدت زمانی که اینجا تعیین می کنید از دوربین استفاده نشود، دوربین خاموش خواهد شد.

۲ -  تنظیمات عکس برداری:

AF : معنای آن تنظیمات مربوط به فوکوس خودکار است. یعنی جایی که تصویر حداکثر وضوح را دارد. ممکن است با توجه به امکانات خاص، در دوربین شما پسوند یا پیشوندی خاص داشته باشد. در دفترچه راهنمای دوربینتان راجع به این امکانات بخوانید.

حالا که صحبت فوکوس خودکار شد بد نیست راجع به فوکوس کمی بیشتر صحبت کنیم.

دوربین های مختلف برای این منظور انواع روش ها یا امکانات مختلف را پیشنهاد می کنند. اما اساس همه تقریباً یکی و بر مبنای تشخیص شارپنس(تیزی تصویر) در لبه هاست. برای همین دوربین ها در نور کم و وقتی کنتراست کم است یا نقطه فوکوس را روی سطح صاف قرارداده اید به خطا می افتند.

اغلب دوربین ها برای این وضعیت یک چراغ کمکی در دوربین تعبیه کرده اند که یک شعاع نور قرمز یا یک الگوی قرمز روی سوژه می تاباند. در همین منو یا در نزدیکی آن انتخاب دیگری وجود دارد که ممکن است اسم آن :Assist Beam یا چیزی شبیه به این باشد. با فعال کردن آن، این چراغ هر وقت لازم باشد روشن می شود.

نقطه ای که فوکوس روی آن انجام می شود ، معمولاً یک یا چند نقطه قرمز یا مستطیل سبز است که با نیم فشار روی کلید شاتر در منظره یاب ظاهر و جایی که دوربین روی آن فوکوس شده را به شما نشان می دهد.

یادتان باشد به قول علمای عکاسی پرتره ، وقتی به سوژه نزدیکید، همیشه روی چشم ها فوکوس کنید نه روی بینی. اینکار دو خاصیت دارد: اول اینکه خطوط چشمها تیزترند بنابراین فوکوس دقیقتر می شود و دوم آنکه مهمترین عناصر در عکاسی پرتره چشمهایند و باید همیشه در نهایت وضوح باشند.

 Digital Zoom : پیشنهادمی کنم غیر فعالش کنید و خلاص! چیز به دردخوری نیست و قبلاً هم کلی بد و بیراه راجع به آن گفته ام!

ISO Speed : حساسیت دوربین بر مبنای این اعداد تعریف می شود. توضیح کلی را در بخش مفاهیم دیجیتال داده ام. حالا می خواهم کمی بیشتر وارد جزئیات شوم.

قاعده کلی آنست که هرچه عدد ایزو کمتر باشد، سرعت عکاسی کمتر و ثبت جزئیات بیشتر و بهتر صورت می گیرد. همینطور رنگ ها بهتر و غلیظ تر ثبت می شوند و هرچه عدد بالاتر رود دوربین سریعتر و در نور کمتر می تواند عکاسی کند اما جزئیات کمتر و نویز تصویر بیشتر می شود. چون در واقع پردازنده دوربین سعی کرده جاهای خالی را با هوش و استعداد خودش پرکند! و بسته به اینکه این پردازنده از چه فناوری و یا به عبارتی قیمتی برخوردار باشد نتیجه متغیر است.

دوربین های مختلف،  اعداد مختلف نشانی می دهند گاهی حتی 6400 که به عقیده من به لطیفه بیشتر شبیه است! اما مهم محدوده قابل قبول هر دوربین است که در مثال بالا ممکن است تا عدد 400 باشد. بدین معنی که اعداد بین 400 و 6400 بیشتر برای تفرج خاطرند تا عکاسی! به تجربه، محدوده قابل قبول دوربینتان را به دست آورید.

ضمناً به فیلتر های نویزگیر نرم افزاری امیدوار نباشید. اغلب نتیجه قابل قبولی نمی دهند.

در قسمت بعدی بحث منوها را ادامه خواهیم داد.

منبع:http://solygraphics.persianblog.ir/post/24/

+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 و ساعت 15:12 |

دوستی میل زده بود که دوربین من عکس های خوبی نمیگرد و از خرید آن پشیمان شده ام. در جواب گفته بودم با توجه به مدل و برند دوربین که بد هم نبود، یا تنظیماتش درست نیست یا لنز کثیف است و یا دوربین ضربه خورده و در نهایت خواهش کرده بودم برایم نمونه عکس با مشخصات عکاسی بفرستد که دقیق تر بتوانم قضاوت کنم.

عکس که نفرستاد! یک میلی فرستاد با این مضمون:

با تشکر از ایمیل شما دوربین از لحاظ فیزیکی (کثیفی لنزوضربه) مشکلی ندارد. در محیطهای بازعکسهای خوبی میگیرد ولی در محیطهای بسته عکسها کمی مات می شود. نمایندگی ان هم میگوید عکسهای همه دوربینها در محیط بسته مات می شود. تنظیمات ان هم به این شکل است که گرداننده دروضعیت p وiso100 است. آیا دوربینهای slrهم این مشکل را دارند؟

 

حقیقت آنست که چشم بسته چندان کمکی نمی توانم بکنم! . همینطور باید اعتراف کنم غیر از یکی دو مدل نیمه حرفه ای چندان تجربه ای در کار با دوربین های غیر SLR ندارم!

ثانیاً تا عکس نبینم نمی دانم منظور ایشان از مات چیست؟ آیا منظور، خارج از وضوح است یا کدورت و بدرنگی تصویر؟ حتماً تصدیق می کنید تازه بعد از یکی شدن زبانمان می توانیم راجع به اشکال و رفع آن به نتیجه برسیم.

اما این که نمایندگی (یا فروشنده ای که فقط می خواهد جنس بفروشد!) می گوید عکس همه دوربین ها در محیط بسته مات می شوند، جای بحث دارد! چون حداقل تا آنجا که من دیده ام اینطور نیست! بنابراین در این پست هرچه به فکرم می رسد را می نویسم:

1 – دوربین کودن است!

اگر تمام وبلاگ مرا خوانده باشید تا به حال دانسته اید: ترجیع بند تمام مقالات من یک حرف است و آن اینکه «دوربین را از وضعیت اتوماتیک خارج کنید»! اما وضعیت P (برنامه ریزی شده) هم یک وضعیت نیمه اتوماتیک است. بنابر این دوربین هنوز کنترل بعضی پارامتر ها را در دست دارد که اگر دقت نکنید گاهی نتایج عجیب و غریبی می دهد.

مثلاً در وضعیت P اغلب دوربین ها ، دوربین عملاً به نوعی  در وضعیت اولویت دافراگم قرار می گیرد. بدین معنی که به شما فقط اجازه کنترل دیافراگم را می دهد و خودش سرعت را تعیین می کند. وقتی ایزو را هم 100 تعریف می کنید دوربین عملاً چاره ای ندارد جز اینکه سرعت را کم کند وچون اغلب از سه پایه هم استفاده نمی کنید،  نتیجه عکسی است اصطلاحاً Blur شده (ترجمه اش را نمی دانم ولی فکر می کنم مات غلط است)

حتی اگر از سه پایه هم استفاده کنید ، عکاسی از سوژه های انسانی با سرعت های کم بسیار مشکل است.

2 – عمق میدان کم است

اگر اشکال بالایی را بخواهید رفع کنید مجبورید دیافراگم را باز کنید. در نتیجه عمق میدان به شدت کم می شود و نتیجه اینبار عکسی است Flow (باز هم مات ترجمه اش می کنند آما با مات قبلی فرق دارد!)

3 – فاصله کانونی بلند است

هر دو اشکال بالا با زیاد شدن فاصله کانونی (زوم حتی اپتیکال) به شدت تشدید می شوند.

در محیط های بسته ، با فلاش یا بی فلاش به هیچ عنوان بیشتر از 3 متر از سوژه فاصله نگیرید و از زوم هم استفاده نکنید.

4 – فوکوس خودکار اشکال دارد

اساس فوکوس خودکار بر مبنای ایجاد حداکثر شارپنس در لبه هاست. بنابراین وقتی نور کم است یا نقطه فوکوس را روی یک سطح صاف قرار داده اید دوربین به خطا می افتد. برای رفع این مشکل پیشنهاد می کنم روی چشم های سوژه فوکوس کنید. معمولاٌ نتیجه بهتری می دهد تا فوکوس روی بینی یا لباس.

این اشکال را نیز فرنگی ها Out of focus می گویند که بازهم مات ترجمه می شود!

5 – تراز سفیدی و نورسنجی درست نیست

نتیجه این اشکال هم عکسی است که رنگ آن ممکن است مات تعبیر شود. یا به اصطلاح حرفه ای تر ها کنتراست پایین یا زیادی بالا.

تنظیمات تراز سفیدی را تغییر دهید. مود نورسنجی را عوض کنید (نقطه ای ، مرکزی ، کل کادر) هرکدام از این مودها برای یک محیط و یک شرایط ویژه مناسب است


منبع:http://solygraphics.persianblog.ir/post/23/
+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 و ساعت 15:10 |

در این درس من از منوهای یک دوربین که تصادفی انتخاب شده استفاده خواهم کرد. سایر دوربین ها هم کمابیش به همین شکلند. فقط ممکن است جای دستورات با هم فرق کند. یا بعضی دوربین ها بجای این همه کلید صفحه نمایشی لمسی داشته باشند. (البته به نظر من امتیاز چندان خوبی هم نیست چون سرعت کار را کم می کند) اما علامت ها و استاندارد ها معمولاً یکسانند. من هم تاکیدم معرفی امکانات معمولاٌ مشترک این دوربین هاست. بنابراین علایم و امکاناتی که خاص این دوربین بخصوص بوده اند را معرفی نکرده ام.

اول قیافه دوربین  و کلیدها را ببینیم:

 گیج نشدید که؟ نگران نباشید اینها همه واسه اینه که شما فکر کنید من خیلی سرم میشه! آخر دوره اما متوجه میشوید که این خبرا نیست! از تعریف کلید ها شروع می کنیم:

چرخنده انتخاب وضعیت (از راست به چپ در این عکس(

۱ - وضعیت فیلمبرداری : این که اسمش روشه، گفتن داره؟ در ضمن قرار شد مافقط عکاسی کنیم!

۲ - عکاسی پانوراما: پانوراما یعنی عریض. در این حالت شما با حرکت دادن افقی دوربین چند عکس متوالی می گیرید و دوربین با چسباندن آنها به هم یک عکس عریض تولید می کند. بعدها در قسمت تکنیک های عکاسی بیشتر صحبت می کنیم.

۳ - تعیین موقعیت و هدف عکاسی ، SCN : همان وضعیت های از پیش تعیین شده اند، با کمی جزئیات بیشتر. مثل عکاسی پرتره، کوهستان، زیر آب و ...۴ - حالت های از پیش تعیین شده عکاسی: این وضعیتها برای تنبل ها طراحی شده اند. زیاد به درد شما نمیخورند. با نگاه به ایکن ها می توانید وضعیت مناسب را انتخاب کنید.

۵ -  وضعیت خودکار: بزودی با دیدن این وضعیت بدنتان کهیر خواهد زد! شما که دارید عکاسی یاد می گیرید با این وضعیت اصلاً کاری ندارید. بگذارید برای هرکس که این مجله را نخوانده! معمولاً علامت آن اگر ننوشته باشد Auto ؛ یک مستطیل سبز رنگ است.

۶ - وضعیت برنامه ریزی شده: اگر وضعیت خودکار را وضعیت بی سوادها بنامیم. این وضعیت کم سوادهاست! علامت آن غالباً یک P است. کمی بیشتر از وضعیت خودکار به شما آزادی عمل می دهد. اما در کل این وضعیت هم برای شما ساخته نشده!

۷ -  اولویت شاترTv: آهان! اینجا یکی از جاهایی است که معمولاً من و شما با آن کار داریم! شاتر تعیین کننده زمان نوردهی است. طبق معمول بعداً راجع به آن صحبت می کنیم. علامت این وضعیت در تمام دوربین ها Tv است.

در این وضعیت شما زمان نوردهی را تعیین می کنید و دوربین به عنوان دستیار شما سایر تنظیمات را انجام میدهد.۸ - اولویت دیافراگم: علامت این وضعیت Av است. دیافراگم مقدار نور ورودی را تعیین می کند. چیزی مثل مردمک چشم که تنگ و گشاد می شود.در این وضعیت شما اندازه دیافراگم را تعیین می کنید و دوربین سایر تنظیمات را انجام میدهد. توضیح بیشتر بماند تا وقتی که راجع به خود عکاسی صحبت کردیم.

 ۹ -  وضعیت کاملاً دستی: اینجا محل عکاس های حرفه ای است! یعنی شما! وقتی دوربین را در این وضعیت می گذارید به همه اعلام کرده اید که مقالات من را تا به آخر خوانده اید! و می خواهید از عکاسی لذت ببرید. نماد آن همیشه M است

کاربرد این وضعیت وقتی است که می خواهید شخصا ً روی نتیجه کاملاً کنترل داشته باشید. چون دوربین به عنوان دستیار اصولاً موجود احمقی است! و نمی تواند خیلی چیزها را تشخیص بدهد. مثلاً عکسی مانند این را :

 اگر با وضعیت خودکار بگیرید ، دوربین برای نور پس زمینه تنظیم می شود و چون نور پس زمینه بسیار قوی تر از نور سوژه است، احتمالاً فلاش هم نمی زند و صورت کودک سیاه می شود. و اگر نور را بعضی دوربین ها برای صورت بچه تنظیم کنند زمینه می سوزد. در تکنیک های عکاسی راجع به این موضوع هم صحبت میکنیم.  

نمای پشت

۱ -  انتخاب وضعیت کار: دوربین یا نمایشگر؟ نمادهای  این دووضعیت تقریباً جهانی اند. با تغییر حالت این کلید منو ها هم تغییر می کنند.

۲ -  تعیین درجه روشنی و تاریکی عکس: این دکمه هم چیز مفیدی است. با این دکمه به دوربین می گویید که عکس را روشنتر بگیرد یا تاریکتر. فرض کنید می خواهید از فردی مقابل زمینه روشن عکس بگیرید. در این حالت نورسنج دوربین به اشتباه می افتد و چون بیشتر زمینه روشن است ، دوربین مقدار نور را کمتر می کند و در نتیجه ممکن است فرد مذبور سیاه تر به نظر آمده و اختلافات خانوادگی تشدید شود! با این دگمه به دوربین می گویید عکس را آنقدر روشن بگیر که این قاقالی سیاهه بشه مثل خودم!عکس این وضعیت هم وقتی است که از کسی با لباس روشن مقابل زمینه تیره عکاسی می کنید.  اگر این دکمه را به کار نگیرید، عکس روح او را گرفته اید!

۳ - فرمان پرینت: در مدل هایی که مستقیماً به پرینتر وصل می شوند. این دکمه دستور پرینت میدهد.

۴ - تعیین تکلیف فلاش: اگر از وضعیت خودکار استفاده می کنید که هیچ! فلاش هر وقت لازم باشد خودش می زند. اما در سایر وضعیت ها با این کلید به فلاش می گویید بزند یا نزند. مثلاً گاهی در آفتاب از کسی عکاسی می کنید. افراد – دور از جون شما - بی اطلاع  ، و همینطور نورسنج دوربین، فکر می کنند نیازی به فلاش نیست. در نتیجه تمام چروک ها و خال های گوشتی ریز روی صورت یک خانم، همچین قلپی می زنه بیرون! اما شما با زدن این دکمه ، ضمن محافظت از ملاجتون ، به دوربین می گویید : احمق من تازه باهاش آشتی کردم. فلاش بزن چروکاش کمتر بیافته! به این فلاش می گویند نور پر کننده.همینطور اگر در نور غروب بخواهید یک عکس همچین رومانتیک از فرد بخصوصی بگیرید، دستیار کودنتان زرتی فلاش خواهد زد! با این دکمه و خاموش کردن فلاش به او می گویید : بی احساس، مگه نمی بینی طرف هنوز مونکاشته!

۵- دکمه انتخاب: با کلید چهار وضعیتی دور این کلید بین منوها حرکت می کنید و با فشار دادن این دکمه وضعیت مورد نظرتان را انتخاب خواهید کرد. مثل کلید OK روی کنترل تلویزیونتان.

۶- دکمه ماکرو: عکس این گل را روی هر دوربینی دیدید، یاد من نیافتید!  این نماد عکاسی از اشیاء بسیار ریز در فاصله بسیار نزدیک است. به این نوع عکاسی میگن ماکرو. مثل این: 

 ۷ -  احضار منو:  با زدن این کلید منو احضار می شود. راستی تا حالا سعی کردید توانا بود هرکه دانا بود رو معنی کنید؟ در قسمت بعدی راجع به منو ها صحبت میکنیم.

۸ - منظره یاب: در این مدل منظره یاب از نوع بسیار قدیمی است که کمی با عکس نهایی اختلاف منظر دارد. اگر دوربین شما هم از همین نوع است فقط جایی از منظره یاب استفاده کنید که مجبورید. مثل آفتاب شدید. بعضی مدل ها هم منظره یاب ندارند در این مدل ها هنگام عکاسی در آفتاب از سایه بان استفاده می شود. این وسیله روی LCD نصب می شود تا روی پرده را سایه بیاندازد.در قسمت بعدی با هم راجع به منوهای مشترک صحبت می کنیم. به امید دیدار 


منبع:http://solygraphics.persianblog.ir/post/20/
+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 و ساعت 15:9 |
عزیزی که خود را معرفی نکرده اند ذیل مطلب عکاسی در نور کم دو سوال پرسیده اند به این مضمون:

سلام

با یک دوربین آ 700 کانن که اغلب از سوژه های انسانی عکس میگیرم اگه با فلاش بگیرم پشت سر سوژه تاریک میشه اگه بدون فلاش هم بگیرم که دیگه لرزش گیرش کار نمی کنه چه کار کنم

دفترچه فارسی دوربین هم خیلی بد نوشت

هراستی چطور میشه از مدارک پرسنلی عکس گرفت


پاسخ سوال اول را در همان مطلب داده ام. عکس های دوم و سوم آن مطلب ، عکس هایی است که شما می خواهید بگیرید. روش گرفتنش را هم بالای آن ها نوشته ام. اگر می خواهید فرمول بدهم:

پیشنهاد می کنم حساسیت دوربین را تا   400بالا ببرید. دوربین در حالت دستی . سرعت مثلاً 30یا 15 و دیافراگم مثلاً 2 و فاصله تان از سوژه حدود 2.5 تا 3 متر. البته تمام اینها بستگی به محیطی دارد که درآن عکاسی می کنید. این اعداد ممکن است جواب بدهد یا ندهد.

یا باید چندین عکس بگیرید تا قلق دستتان بیاید یا در کارگاه عملی شرکت کنید. 

اینکه نوشته اید لرزه گیر دوربین بدون فلاش کار نمی کند را من نفهمیدم! چون اولاً با فلاش نیاز به لرزه گیر ندارید و ثانیاً ذیل مشخصات دوربینتان اصلاً لرزه گیر ندیدم. و اگر هم داشت مسلم بدانید چیز چندان بدرد خوری نبود! سیستم های لرزه گیر در محدوده بسیار کوچکی کار می کنند و اغلب آنقدر که فکر می کنید کارایی ندارند. کیفیت عکس را هم کم میکنند. پس بهتر است مهارت های عکاسی خود را تقویت کنید و حتماً سه پایه بخرید.

 اما سوال دوم: برای عکاسی از مدارک حداقل به دو چیز نیاز دارید. یک شیشه بزرگتر از مدرک و یک سه پایه  و شاید یک کامپیوتر با نرم افزار اصلاح پرسپکتیو.مدرک را زیر شیشه بگذارید رو به یک پنجره شمالی

دوربین و سه پایه را به این شکل سوار کنید:

 

این شکل باعث می شود عکس خود دوربین در شیشه منعکس نشود. چون فیلتر پولاریزه ندارید دوربین و کار را آنقدر جابجا کنید تا سایر رفلکس ها هم حذف شوند. اگر نشد یک کاغذ کالک بزرگ را بالای شیشه و سر راه نوربگیرید.حساسیت را تا حد ممکن کم کنید. برای عکاسی از مدارک باید حداقل سرعت را داشته باشید. تا حداکثر جزئیات را ثبت کنید. دیافراگم تا حد ممکن ببندید. دیافراگم بسته تر عمق میدان را بیشتر و تصویر واضح تری را در کناره ها ثبت می کند. کادر را ببندید و عکس بگیرید.

اگر کامپیوتر دارید نگران ذوذنقه شدن کادر مسطیلی نباشید بعداً نرم افزاری اصلاح می شود. اگر ندارید کارتان سخت می شود باید دوربین را کاملاً تراز کنید و برای رفع رفلکس های نور به مشکل بیشتری برخورد خواهید کرد.  دوربین را باید به این شکل سوار کنید.

 

برای رفع رفلکس های اطراف یک استوانه با کاغذ کالک ساخته و دور تا دور شیشه را بپوشانید .

منبع:http://solygraphics.persianblog.ir/post/15/

+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 و ساعت 15:5 |
این مطلب را در پاسخ به یکی از خوانندگان که راجع به عکاسی در شب سوال کرده بودند می نویسم. شما هم اگر سوالی داشتید، حتماً در تماس گرفتن شک نکنید.

اما سوال خانم نازنین (نازنین اسم ایشان است فکر دیگری نکنید!) : در حالت باز b تو دوربین های دیجیتال نیاز به ریموت هست که از بازار می شه تهیه کرد ولی من شنیدم به صورت دستی هم با هزینه کمی می شه درست کرد شما در این زمینه اطلاعاتی دارین؟

پاسخ ایشان یک خیربی تعارف است! ریموت ها یا بر اساس رادیو کار می کنند یا اشعه مادون قرمز در هر دو حالت ساخت یک ریموت عملاٌ برای شما ممکن نیست. اما چون بنده مسلماً دانای کل نیستم! اگر شما از منبع معتبری شنیده اید حتماً بنده را هم در جریان بگذارید تا همین جا به نام خودتان منتشرش کنم.

قدیم از سیمی استفاده می شد به نام دکلانشور ، یک سر آن یک کلید بود که مثل سرنگ دست می گرفتید و از سر دیگر آن که روی کلید شاتر پیچ می شد، با فشار دست شما یک میله بیرون می آمد و شاتر می زد. اما تا آنجا که من می دانم اغلب دوربین های دیجیتال حداقل تا رده حرفه ای قطع کوچک (معادل 135 قدیم) فاقد این جای پیچ هستند.

متاسفانه چون مال خودم را مدت هاست که گم کرده ام عکسی هم نداشتم که اینجا بگذارم!بنده برای این منظور از لب تابم استفاده می کنم. که خب البته راه حل ارزانی نیست 

حالا نکات عکاسی در نور کم:در محیط باز:

1 - با استفاده از فلاش: به سوژه نزدیک نشوید. فاصله کمتر از دو متر باعث سفید شدن سوژه و سیاه شدن اطراف می گردد. مناسبترین فاصله عموماً سه متر است

  

اگر می خواهید مقداری از محیط هم دیده شود دوربین را در حالت دستی قرار داده و زمان نوردهی را زیاد کنید. در این حالت باید حتماً از سه پایه استفاده کنید. سوژه هم مطلقاً نباید حرکت کند. 

 

 

 عکس زیر نتیجه حواس پرتی عکاس است! زمان نوردهی زیاد بوده (اما نه به اندازه کافی) فلاش هم ضعیف زده، سوژه هم حرکت کرده!...بازم بگم؟ به جای دو نفر چهار نفر در تصویر ثبت شده اند! ... لطفاً نپرسید عکاسش کی بوده!!  

از زوم حتی المقدور استفاده نکنید. چون فلاش دوربین های کوچک اغلب ضعیفند و عکس تاریکتر می شود.

در نور کم ممکن است فوکوس خودکار به اشتباه بیافتد یا اصلاً عمل نکند. برای حل این مشکل هر سازنده ای از یک روش استفاده کرده. بعضی دوربین ها یک نور قرمز روی سوژه می تابانند و بعضی دیگر چند فلاش می زنند. اگر دوربین شما هیچکدام را ندارد یک چراغ قوه روی سوژه هم کار ساز است.

بدون استفاده از فلاش : برای عکاسی از سوژه زنده توصیه نمی شود. در این حالت از نور محیط استفاده می کنید. حتی نور ستارگان یا چراغ های هواپیمایی در حال حرکت. چون در واقع هیچ جا تاریک مطلق نیست 

 

استفاده از سه پایه الزامی و نتیجه بستگی مستقیمی به تجربه شما دارد. این حالت همان وضعیت B((Bulb است که خانم نازنین به آن اشاره کرده بود. 

 

 در دوربین های قدیمی یک وضعیت T  هم بود که من مدت هاست دیگر ندیده ام . تفاوت این دو در شاتر زدن بود. در وضعیت B با فشار کلید شاتر ، شاتر باز می شود و باز می ماند تا وقتی که دوباره کلید شاتر را فشار بدهید. اما در وضعیت T ، شاتر تا وقتی کلید را فشارداده بودید باز می ماند.در حالت های حرفه ای تر بیشتردر این مورد صحبت می کنیم. 

در محیط بسته :

۱ -  با فلاش :اگر فلاش خارجی دارید، نصبش کنید! به قول علما: اصلح آنست که نور تند و مستقیم ندهید تا سایه های غلیظ و تند نگیرید مثل این: 

 

حتی المقدور سوژه را هم از دیوار دور کنید. که سایه اش روی دیوار نیافتد.اگر فلاش دو وضعیتی است سر آنرا به بالا بچرخانید. تا از سقف نور به سوژه برسد و تمام عکس یکسان روشن شود. یا یک لا دستمال کاغذی سفید روی فلاش بچسبانید تا نور نرم شود. در هر دو حالت یک توقف به دیافراگم اضافه کنید. مثلاً اگر 4.5 است روی 5.6 تنظیمش کنید 

 

عدد دیافراگم را بر مبنای فاصله از سوژه و از روی جدولی که پشت فلاش های خارجی چاپ شده انتخاب کنید. اگر نور مستقیم می دهید به سوژه بگویید مستقیم به لنز نگاه نکند تا چشمهایش قرمز نشود که بعداً مجبور شوید نرم افزاری اصلاحش کنید.

۲ - بدون فلاش :اول به مطلب : مفاهیم دیجیتال ، تراز سفیدی مراجعه کنید . بعد سه پایه بیاورید و با بالا بردن حساسیت دوربین تا حد مجاز، عکاسی کنید

 

در این حالت دقت کنید نورسنجی بر اساس خود سوژه انجام شود و نه کل محیط. اگر دوربینتان نورسنج نقطه ای ندارد روی سوژه زوم کرده اعداد را بخوانید. بعد زوم اوت کنید و شاتر بزنید. 

حالت های خلاقانه :

تا اینجاشو زورکی نوشته بودم از اینجا به بعد رو به قول آقای قرائتی زیادی گوش بدین!1

۱ – سوژه در اتاق تاریک و پشت به پنجره روشن است:دوربین در وضعیت دستی و نور را بر مبنای نور بیرون تنظیم کنید. سرعت شاتر بیشتر از سرعت فلاش نباشد (سرعت اغلب فلاش های غیر حرفه ای تا 125 صدم ثانیه است) . با چند بار آزمون و خطا  نتیجه چیزی شبیه به این است:  

2 – سوژه ثابت با منابع نوری متحرک

دوربین را در وضعیت B قرار بدهید. منابع نور را اطراف سوژه حرکت بدهبد. 

در این عکس یک چراغ قوه را به نخ بستم و دور موبایلی که روی میز شیشه ای قرارداشت چرخانده ام. دوربین زیر میز قرار داشت.

۳ سوژه متحرک با منبع نوری فلاشر (روشن و خاموش شونده)

نمونه این عکس ها را در کتاب فیزیک دبیرستان دیده بودید! دوربین را در اتاق تاریک و در وضعیت B بگذارید.

  

سوژه متحرک است چند باربا کلید تست، فلاش بزنید. بهتر آنست که در هر بار نوردهی جای سوژه عوض شود. اگر فلاش ندارید لامپ را چند بار روشن و خاموش کنید.

۴ استفاده از چند منبع نور با درجات کلوین مختلف 

البته این عکس با فیلتر های مخصوص و فلاش چتری گرفته شده ، به علاوه کار نرم افزاری و در حقیقت عکس مناسبی برای این صفحه نیست . اما شما می توانید از چراغ مطالعه در یک سو و لامپ مهتابی در سمت دیگر استفاده کنید. دقت کنید نور لامپ مهتابی در عکس سبز می شود.

تراز سفیدی را بر مبنای رنگ نهایی دلخواهتان تنظیم کنید. 

۵ - زمان نوردهی طولانیشاتر را برای حد اقل 30 ثانیه باز بگذارید. 

 

یا این عکس که شاتر دوربین باز بوده تا آسمان چند تا برق بزند 

یا این یکی که در واقع اتفاقی بوده! اما تاثیر با مزه ای ایجاد شده!


منبع:http://solygraphics.persianblog.ir/
+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 و ساعت 15:2 |
دوربین هایی که لنز آنها قابل تعویض است و در پاسخ به آقای فومنی


جناب آقای فومنی عزیزچنانکه در اواخر ستون سمت چپ وبلاگم نیز مشاهد می کنید این وبلاگ برای آموزش عکاسی با دوربین های غیر حرفه ای و مصارف خانگی راه اندازی شده ولی چشم ، چون سوالتان ممکن است از جانب دیگران هم پرسیده شود به صورت عمومی جواب می دهم.  

برای آموزشگاه به خانه عکاسان شهر واقع در خیابان بهار شیراز مراجعه کنید. اگر خودشان دوره نداشته باشند جایی را به شما معرفی می کنند. متاسفانه تلفنی از ایشان ندارم.

ضمناً خودم هم ممکن است برای تابستان یک دوره آموزشی کوتاه مدت به شکلی جدید برگزار کنم. البته هنوز در مرحله برنامه ریزی است.

اما برای خرید دوربین پیشنهاد می کنم بد نیست مقاله راهنمای خرید ... را روی وبلاگم یک نگاهی بیاندازید. البته این مقاله برای سطح شما نیست اما کلیاتی دارد که شاید به درد شما بخورد.من فقط خیلی کلی بگویم در ایران دو نام کنون و نیکون در این رده جا افتاده ترینند. فرق چندانی با هم نمی کنند. مگر در جزئیات.

مثلاً دوربین نیکون D70 به عنوان یک دوربین سبک و دم دستی با شش مگاپیکسل تصویر، گویا بین عکاسان ایرانی محبوبیت بیشتری دارد. قیمت آن با لنز نرمال در حدود 800 تا 900 هزار تومان است .

معادل همین دوربین از کمپانی کنون دوربین D350 است با تصویر هشت مگاپیکسلی ، که کمتر طرفدار دارد و قیمت آن در حدود 600 تا 700 هزار تومان است.

سال گذشته کنون دوربین D400 را معرفی کرد که الان باید قیمتی در حدود 900 هزار تومان داشته باشد و درواقع مدل اصلاح شده 350 D است.

این دو مدل را برای شروع به شما پیشنهاد می کنم . اگر زبانتان خوب است ، جزئیات و نمونه عکس ها و نظرات عکاسان حرفه ای را در سایت www.dpreview.com پیدا کنید.

مدل های بهتری هم هست برای افراد حرفه ای تر مثل کنون 20 و 30 و 40 D که البته گرانتر (حدود 1.200 تا 1.5 میلیون) هم هستند. و فکر نمیکنم فعلاً مناسب شما باشند.

به قیمت های من زیاد توجه نکنید من مدت زیادی است که بازار نبوده ام ضمن اینکه قیمت ها از ناصرخسرو تا میرداماد گاهی 100 هزار تومان تفاوت دارند!

نکته: لنزی که روی دوربین های کنون است ساخت تایوان بوده و آنطور که می گویند چندان مرغوب نیست. اگر تصمیم به خرید از کنون گرفتید به فکر لنز هم باشید. البته پیشنهاد می کنم بعد از دیدن دوره آموزشی که خود به خود در طی آن لنز های مختلف را خواهید شناخت، اقدام کنید. آلان فقط اشاره می کنم مثلاً لنز 35 – 135 برای بیشتر مصارف، منجمله پرتره مناسب است. اما اگر بخواهید ورزشی یا خبری (سیاسی - اجتماعی!) کار کنید نیاز به فاصله های بلند تر مثلاً 70 – 300 خواهید داشت.در کلاس یاد خواهید گرفت که این اعداد هم مربوط به دوربین های غیر دیجیتال اند و درصورت کاربرد روی دوربین های دیجیتال باید ضربدر یک ضریب مشخص شوند تا فاصله کانونی درست به دست آید.

مارک های مختلفی برای لنز موجود است و همینطور امکانات مختلف مثل لرزه گیر یا ماکرو (خاصیت اینها را در کلاس خواهید آموخت) و بنابراین قیمت های مختلفی را هم خواهید دید. به طور متوسط از حدود 300 هزار تا یک و نیم میلیون تومان! وحشت نکن با این دوربین ها و فعلاً به یک میلیونی هاش (سری L ) نیازی نداری!

درپایان و برای بودجه بندی این را هم درنظر داشته باشید که وسایل دیجیتال به طور متوسط 25% استهلاک سالیانه دارند بدین معنی که بعد از 4 سال منطقاً فاقد ارزشند و باید تعویض شوند.


به نقل از http://solygraphics.persianblog.ir/post/13
+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 و ساعت 14:59 |
قسمت دوم راجع به مفاهیم دیجیتال است


 دوربین خریدید؟ مبارک است! حالا آماده اید تا با هم شروع به عکاسی کنیم. اما قبل از کار قویاً توصیه می کنم راهنمای دوربین را بخوانید.

بیشتر ما چنین عادتی نداریم و همیشه هم ضررش را داده ایم!  اگر فارسی است که چه بهتر اما اگر کاتالوگش عربی یا انگلیسی  است هم حوصله کنید. حتماً  یک مترجم در فامیل پیدا می شود. به نکات مربوط به استفاده و مخصوصاً نگهداری آن توجه کنید.

در این فصل من از منوهای یک دوربین مشخص استفاده خواهم کرد. بقیه هم شبیه همین اند. فقط جای آنها ممکن است در دوربین های مختلف کمی فرق کند.قبل از شروع درس کمی راجع به تعاریف و مفاهیم اولیه دیجیتال با هم صحبت کنیم. این مفاهیم ویژه تصویر سازی دیجیتالند که بدون درک آنها در دنیای دیجیتال فقط یک رهگذر خواهید بود.

1 - تصویر سازی دیجیتال: روشی که در دوربین های دیجیتال برای تصویر سازی به کار برده می شود چیزی شبیه نقشه قالی است. و این پیکسل های معروف هم در این مثال همان گره های قالی اند. بااین حساب هرچه تعداد گره ها در واحد سطح بیشتر باشد قالی مربوطه ظریفتر و متاسفانه گرانتر است!  یک فرش ابریشمی مثلاً 120 رج است و یک فرش به اصطلاح بازاری خرسک ، چیزی در حدود 40 رج. عین همین داستان درمورد عکس های دیجیتال هم صادق است. منتها در اینجا همانطور که گفتم پیکسل ها به جای گره ها می نشینند. به این شکل:

 

نور از عدسی عبور کرده و به جای فیلم روی یک شبکه از سلولهای حساس به نور (CCDیاCMOS می افتد که هر کدام بخش بسیار کوچکی از تصویر را دریافت می کنند. این بخش بسیار کوچک تبدیل به یک مربع رنگی می شود که همان پیکسل است. و از کنار هم چیدن پیکسل ها دوباره تصویر ساخته می شود.

همینجا می خواهم یک نکته دیگر را هم اضافه کنم و آن اصطلاح پیکسل موثر است. پیکسل موثر در حقیقت تصویر واقعی بدون دخالت نرم افزار است و در فایل مشخصات دوربین های پدر مادر دار حتماً قید شده. این رقم عموماً پایینتر از رقمی است که درتبلیغات عامیانه به عنوان اندازه تصویر دوربین ذکر می شود.

معنای این حرف آنست که در دوربین ها قابلیتی نرم افزاری وجود دارد برای اینکه پردازنده دوربین بتواند تصویری بزرگتر از آنچه پرده حساس واقعاً دریافت کرده ایجاد کند. به این روش اصطلاحاً می گویند «میان یابی» که لزومی ندارد وارد جزئیات آن شویم. همینقدر بدانید که این روش به دلیل اشکالات عمده اش و خطاهایی که دارد قابل اعتماد نیست و بهتر است با دوربیتان در اندازه ای در حدود پیکسل موثر قید شده در دفترچه آن عکاسی کنید.

2 - اندازه تصویر:یادتان هست گفته بودم جنگ مگاپیکسل جنگ زرگری است؟ حالا می خواهیم بیشتر در موردآن صحبت کنیم. آن عدد مگاپیکسل که موقه خرید آنقدر با آب و تاب در مورد آن برایتان تبلیغ کرده بودند ، چیزی نیست جز تعداد پیکسل های موجود در تصویر. حاصل ضرب پیکسل های طولی در عرضی.در مثال قبلی گفتیم تصویر دیجیتال دقیقاً مثل نقشه قالی است. آیا شما همیشه از قالی ابریشمی استفاده می کنید؟ یا برای جاهای مختلف خانه از فرش های مختلف استفاده می کنید؟ اینجا هم دقیقاً همینطور است به جدول زیر توجه کنید: جدول۱

در این جدول می بینید که برای هر منظوری یک اندازه تصویر مناسب وجود دارد.همینجا ایرادات زوم دیجیتالی هم رو می شود. در زوم دیجیتالی دوربین ها کاری نمی کنند جز بزرگتر کردن اندازه پیکسل ها. انگار شما نقشه یک قالی ابریشمی را بخواهید با نخ کاموا ببافید. همه چیز بزرگ می شود اما کیفیتش به شدت افت می کند.در همین رابطه این نکته را هم بد نیست بگویم: حاصل جمع مفاهیم 1 و 2 حتماً شما را به این نتیجه رسانده که چرا قبلاً گفتیم کیفیت تصویر فقط به اندازه آن بستگی ندارد. منطقاً هرچه تصویر بزرگتر باشد پس باید دقیقتر هم باشد. اما اینطور نیست.در واقع نکته مهم اینست که  اندازه تصویر واقعی (پیکسل موثر) به اندازه صفحه حساس (CCD ) بستگی دارد. هرچه این صفحه بزرگتر باشد ، دوربین گرانتر است و تصویر بهتری به دست می دهد. دوربین های ضعیف تر با روش های نرم افزاری تصویر را بزرگ می کنند که حداقل مشکل آن از دست رفتن وضوح و افزایش نویز است.داخل پرانتز می گویم کیفیت لنز و پردازنده داخل دوربین هم از عوامل دیگری هستند که تفاوت دو تصویر هم اندازه را تعیین می کنند.

3 - نویز تصویر: در تصاویر دوربین های ضعیفتر نقطه های تصادفی و بعضاً رنگی دیده می شود که حاصل خطاهای پردازنده اند. این نقطه ها عموماً در نقاط تاریک تصویر بیشتر دیده می شوند.

اگر دوربیتان این اشکال را دارد عملاً کار چندانی نمی توانید بکنید جز خودداری از عکاسی در مکان های تاریک یا استفاده از فیلتر های نرم افزاری که گاهی هم اصلاً موثر نیستند. همچنین با بالابردن حساسیت دوربین این نقطه ها هم افزایش می بابند. تا جایی که گاهی عکس غیر قابل قبول می شود. در کاتالوگ دوربینتان احتمالاً به این نکته اشاره ای نشده اما به تجربه می توانید محدوده قابل قبول دوربینتان را پیدا کنید.

4 - حساسیت دوربین یکی از قابلیت های بسیار خوب دوربین های دیجیتال امکان تغییر حساسیت عکسبرداری است. در این مورد البته بعداً بیشتر صحبت می کنیم. اما اینجا همینقدر اشاره می کنم که حساسیت دوربین با عدد ISO بیان می شود. و با بالاتر رفتن عدد آن دوربین در جاهای تارکتر هم کار می کند.اعداد ایزو معمولاً به این ترتیبند: 50 ، 100 ، 200 ، 400 ، 800 ، 1600 ، 3200 و 6400 . همانطور که قبلاً گفتم دوربین شما ممکن است همه این اعداد یا فقط بعضی را نشان بدهد اما فقط مثلاٌ عکس تا عدد 800 قابل قبول باشد.

۵ - تراز سفیدی(WB)تا حالا شده از یک غروب خوشرنگ عکس بگیرید ولی بعد از چاپ یک عصر دلگیر خاکستری ببینید؟ از حالا به بعد که خواننده من شده اید(!) و یاد  می گیرید دوربین را از حالت اتوماتیک خارج کنید، دیگر این اتفاق برای شما نخواهد افتاد! به عقیده من مهمترین قابلیت استثنایی این دوربین ها ، همین تراز سفیدی است (white balance) . دوربین های دیجیتال می توانند به طور نرم افزاری در محدوده نسبتاً بزرگی، هر رنگ نوری را به نور سفید تبدیل کنند.

تا رنگ مثلاً یک لیموی زرد ، تحت هر شرایطی در عکس، همان زرد باشد نه نارنجی یا سبز. البته چشم شما همیشه لیمو را زرد می بیند . برایش فرقی نمی کند در نور غروب لیمو ببینید یا زیر نور مهتابی یا لامپ حبابی. همیشه زرد است . چون مغز ما اصلاح نرم افزاری را به طور خودکار  و فوق العاده سریع انجام میدهد. اما دوربین های عکاسی قدیمی فاقد این قابلیت بودند و باید برای هر محیطی فیلم همان محیط را در دوربین می گذاشتید. و اگرنه رنگ لیمو بسته به نور،  بین نارنجی و سبز در نوسان بود! 

رنگ نور با مقیاسی تعریف می شود به نام «کلوین» که در واقع مقیاس حرارت است. یک میخ داغ را درنظر بگیرید. وقتی این میخ را گرم می کنید رنگ آن شروع به تغییر می کند به این ترتیب: از زرشکی به قرمز و بعد نارنجی و زرد و سفید و آبی و بعد سیاه . اینکه میخ در دمای بسیار بالا سیاه می شود بخاطر انست که رنگ نور بازتابی آن از محدوده بینایی ما خارج و به محدوده فرا بنفش وارد می شود که برای ما قابل دیدن نیست. . البته شما در منزل تا بیشتر از نارنجی را نمی توانید ببینید.

فیلم های عکاسی معمولی (متداول در بازار غیر حرفه ای) اصطلاحاً نور روز بودند. یعنی مناسب برای درجه 6500 کلوین یا نورخورشید. پس اگر در اتاق با آنها عکاسی می کردید لیمویتان نارنجی می شد. یا در نور مهتابی سبزدر مبحث نور و رنگ بیشتر راجع به این مطلب صحبت خواهیم کرد.

۶ - نمودار هیستوگرام این قابلیت از دوتای قبلی هم مفید تر است. اما اجازه بدهید اینجا راجع به آن صحبت نکنیم. تا وقتش برسد. فقط اشاره میکنم که کاربرد این نمودار که معمولاً در گوشه نمایشگرتان می بینید(اگر فعالش کنید) ، در نورسنجی است و درصد فراوانی پیکسل های روشن و تاریک را نشان می دهد.

۷ - نرم افزار های انتقال و اصلاح عکساین نرم افزارها که معمولاً به صورت رایگان همراه دوربین شما عرضه می شوند، در صورت نصب شما را قادر خواهند ساخت تا بسیاری از اشکالاتی را که موقع عکاسی نا خواسته بوجود آمده اند را به سادگی اصلاح کنید. نیاز به آموزش چندانی ندارند و کار آنها بسیار ساده است. بعضی از آنها افکت های جالبی هم روی عکس ایجاد می کنند که می تواند مایه تفریح شود! مثلاً می توانید قیافه باجناقتان قبل از کاشت مو مجسم کنید! یا مثلاً درمورد دماغ خواهرشوهرتان که قبل از عمل اصلاً به دماغ شوهرتان شبیه نبوده! افشاگری کنید! بنابر این شما را به خدا حداقل تا وقتی حرفه ای نشده اید، دست از سر کچل فتوشاپ بردارید! بعدها در بخش نرم افزار راجع به این موارد  بیشتر صحبت خواهیم کرد.در قسمت بعدی راجع به منوها و کار با دوربین دیجیتال صحبت می کنیم. به امید دیدار    

منبع:http://solygraphics.persianblog.ir/post/6
+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 و ساعت 14:52 |

اگر الان دوربین دارید ، توصیه می کنم این متن را نخوانید! چون ممکن است تاثیر بدی روی اعصابتان بگذارد! اما اگر ندارید نیم نگاهی به این مطلب بد نیست. البته من فقط راه را نشان می دهم اما «هنر خرید» بستگی تام وتمامی به خودتان دارد. 

 ۱ -  تصمیم بگیرید! اول اینکه دوربین را برای چه می خواهید. به قول ظریفی اگر می خواهید دستگاهی داشته باشید که هم عکس به خوبی بگیرد ، هم مثل آینه فیلمبرداری کند و هم موسیقی پخش کند و هم احتمالاً باد لاستیکتان را تنظیم کند ، هنوز اختراع نشده! گول تبلیغات فروشنده ها را نخورید. اگر فروشنده ای چنین مشخصاتی را پیش رویتان ردیف کرد حتماً از مغازه خارج شوید! اگر هدفتان عکاسی است ، پس دنبال قابلیت فیلمبرداری دوربین نباشید. در واقع از فیلمی که با یک دروبین عکاسی تهیه شده باشد جایی نمی توانید استفاده کنید. کما اینکه عکاسی با دوربین فیلمبرداری هم نتیجه قابل قبولی نمی دهد. تولید کننده های معتبر گاهی بهترین دوربین های خود را برای خوانندگان این مقاله ! بدون قابلیت فیلمبرداری عرضه می کنند.

 همچنین توجه کنید که دوربین های دیجیتال در سه رده غیر حرفه ای ، نیمه حرفه ای و حرفه ای تولید می شوند که هر کدام هم زیر مجموعه های خاص خود را دارند. اگر شما خواننده این مقاله اید پس فعلاً در رده اول و دوم جادارید. دوربین های غیر حرفه ای بیشتر خودکارند و در سطح بسیار محدودی  به کاربر اجازه دخالت در تنظیمات را می دهند. اما دوربین های نیمه حرفه ای علاوه بر اتوماسیون خوب، به کاربر مقداری بیشتری میدان عمل می دهند.

تفاوت ظاهری این دوربین ها را معمولاً از اندازه لنزشان می توانید تشخیص دهید. اگر قطر لنز دوربین در مقایسه با سایر دوربین های ویترین بزرگتر بود یا امکان فوکوس دستی هم داشت آن دوربین احتمالاً در رده نیمه حرفه ای ست. و اگر دیدید لنز دوربین قابل تعویض است ، دوربین در رده حرفه ای است. بسته به اینکه چقدر به عکاسی علاقه مندید دوربین خود را انتخاب کنید. ­­۲ - به نام و سابقه تولید کننده توجه کنید. تولید کننده ای که در دنیا به نام عکاسی شناخته شده ، احتمالاً ارجحیت دارد بر کسی که بیشتر به عنوان تولید کننده تلویزیون و ضبط صوت و یخچال و کولر  یا حتی دوربین فیلمبرداری شناخته می شود. بسیاری از این فن آوری ها فرمول های مخفی دارند که فقط دست متخصصین همان رشته اند.

۳ – رابطه پول و آش حرف آخر نیست! البته این رابطه یک جاهایی مهم است مثل جایی که حرف از جنس چینی است! اما میان دو نام معتبر بیشتر به مشخصات فنی و نظرات حرفه ای ها توجه کنید. گاهی دو مدل هم قیمت از دو تولید کننده معتبر با هم تفاوت های اساسی دارند که بسته به خواسته شما از دوربین می تواند تعیین کننده باشد. مثل سرعت فوکوسینگ ، پردازش تصویر ، خطاهای لنز یا وزن بدنه.

در این زمینه می توانید به سایت های داخلی و خارجی در باره عکاسی مراجعه کنید. اگر زبانتان خوب است سایت هایی خارجی وجود دارند که در آنها عکاسان حرفه ای با انواع دوربین ها عکس انداخته و امتیاز داده اند. مثل :www.dpreview.com  در این سایت ها حتی می توانید دو دوربین را کنار هم دیده و مقایسه کنید. البته بازار تبلیغات و دوپهلو نویسی هم در این سایت ها داغ است. مراقب باشید . و یا سایت های داخلی مثل: www.foto.ir یا www.akkasee.com

۴ – جنگ مگاپیکسل جنگ زرگری است! از خودتان بپرسید چند بار در سال عکس بزرگتر از 10 در 15 چاپ می کنید؟ جواب اغلب هیچی است! پس دلیلی برای استفاده از دوربین ده مگاپیکسلی ندارید. این گفته فروشندها که هرچه اندازه تصویر بزرگتر باشد، کیفیت تصویر بالاتر است، بیشتر موارد نشانگر بی سوادی ایشان است! ( نگفتم همه موارد) در حقیقت کیفیت تصویر به خیلی عوامل بستگی دارد که فقط یکیشان می تواند اندازه آن باشد. به نظر شما یک تصویر 10 مگاپیکسلی با نویز بهتر است یا یک تصویر شش مگاپیکسلی واضح وسالم؟

۵ –به  زوم (بزرگنمایی) دیجیتال اصلاً توجه نکنید: بعضی تولیدکننده ها یا فروشنده های بی اطلاع چنان از قابلیت بزرگنمایی دیجیتال صحبت می کنند که آدم فکر می کند اگر یک 20 برابرش را نخرد حتماً خفه می شود! اینطور نیست! آنچه می تواند کمی مهم تلقی شود فقط زوم نوری (اپتیکال) است. تفاوت این دو نوع بزرگنمایی موقع عکاسی روشن می شود. زوم نوری با جلو وعقب رفتن عدسی کار می کند و حقیقتاً سوژه را بزرگ می کند اما زوم دیجیتال فقط پیکسل ها (مستطیل های رنگی تشکیل دهنده تصویر) را درشت می کند. انگار با ذره بین به عکس نگاه می کنید. تصویر هرچه بیشتر با زوم دیجیتال بزرگ شود بیشتر خراب می شود. موقع عکاسی مراقب باشید فقط تا محدوده نوری دوربین از قابلیت بزرگنمایی آن استفاده کنید. بعداً در این مورد بیشتر صحبت خواهیم کرد.

۶ - صفحه نمایشگر. LCD های بزرگتر البته قیمت بیشتری هم دارند و گاهی کار کردن با آنها راحتتر است . اما یک نکته را هم در نظر بگیرید: آفتاب! گاهی در آفتاب این نمایشگر ها به کلی کور می شوند. پس موقع خرید سوال کنید: آیا نمایشگر دوربین دارای تنظیمات ویژه آفتاب هست؟ یا سایه بان(شیدر) برای دوربین وجود دارد یا نه.خریدش اجباری نیست اما داشته باشید بهتر است.نمایشگر بعضی دوربین ها (بیشتر دررده نیمه حرفه ای) توانایی تغییر زاویه دارد که امکان فوق العاده خوبی است .

۷ -  وسایل جانبی. بینید برای دوربینی که می خواهید بخرید چه وسایل جانبی وجود دارد؟ یک کیف محکم و در عین حال محافظت کننده که از واجبات است، کیت عکاسی زیر آب، سه پایه مخصوص، یا فلاش خارجی که خیلی وقت ها می تواند به شدت مورد نیاز باشد. لازم نیست هر چه در کاتالگ بود را بخرید . بسته به نیازتان انتخاب کنید. اما در مورد حافظه خست به خرج ندهید. بد حالی به شما دست خواهد داد اگر وسط بیابان برای ثبت لحظه مجبور شوید عکس های قبلی را پاک کنید!

حافظه های CF عموماً ارزانتر و متنوع ترند و دوربین هایی که از این نوع حافظه استفاده می کنند از این نظر امتیاز بیشتری دارند. خرید چاپگرهای مخصوص که عکس را با کیفیت خوب در اندازه 10 در 15 سانت چاپ می کنند لزومی ندارد. چاپ عکس با این چاپگرها عموماً کمی گرانتر از بیرون تمام می شود. تنها حسن آنها اطمینان از حفظ حریم خصوصی تان است اگر نمی خواهید غریبه عکس هایتان را ببیند. کارکردن با بعضی از آنها هم بسیار ساده است. فقط کافیست دوربین یا کارت حافظه را  مستقیم به پرینتر وصل کنید. حتی به کامپیوتر هم نیاز ندارند.

۸ - محل خرید و گارانتی: بر خلاف تصورتان این که از کجا خرید می کنید بسیار مهم است. اجناس بدون گارانتی ظاهراً ارزانترند . (باطناً گرانتر، چون نه بیمه و نه گمرکی و نه مالیات نداده اند اما فقط کمی از جنس اصلی ارزانترند) راجع به گارانتی دوربین حتماً سوال کنید. آیا دوربین در ایران نمایندگی رسمی دارد؟ احتمالاً جواب این سوال مثبت تر از آنست که تصور می کنید! منتها دقت کنید نمایندگی رسمی با قاچاقچی رسمی فرق می کند! در این مورد به سایت تولیدکننده مراجعه کنید وببینید آیا شرکتی را به عنوان نماینده اش معرفی کرده. یا از چند مغازه سوال کنید . بسیاری از این نمایندگی های چندگانه در واقع نماینده یک نماینده دیگرند! بعضی هاشان هم نماینده یک فروشگاه در دبی! موقع خریدحتماً کارت گارانتی با شماره سریال را از فروشنده بخواهید. داستان گارانتی روی فاکتور فروش و با تضمین مغازه است یا روی پیشانی فروشنده، یک قصه تکراری نخ نماست!  شهرستان ها را نمی دانم اما در تهران چند بازار شاخص برای فروش لوازم عکاسی وجود دارند. یک جنس مشابه در هر کدام از این بازارها قیمت های مختلف دارد. اما پیشنهاد من خرید از فروشگاه اصلی نمایندگی اصلی است. کمی گرانتر است اما به اطمینانش می ارزد. 

نتیجه: در پایان این لیست بعضی همکاران موارد دیگری را هم اضافه می کنند، نظیر نحوه چینش کلید ها و منوها یا جنس بدنه و ... اما من لزومی ندیدم شما را با این موارد بیشتر سردرگم کنم. در واقع تا با چند دوربین کار نکرده باشید نمی توانید راجع به این موارد تصمیم بگیرید. 

در فصل بعدی راجع به مفاهیم دیجیتال ، منو ها و امکانات مشترک دوربین ها خواهیم گفت. به امید دیدار

منبع:http://solygraphics.persianblog.ir/

+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 و ساعت 14:49 |