سوگند الهی به روایت تصویر
و الشمس و ضحیها(شمس/1)
تصاویر فضایی زیر که از خورشید در زوایای مختلف گرفته شده است، مفاد پاره ای از آیات قرآن را روایت می کند که به منظور آگاهی بیشتر نخست برخی از آیات یاد شده را با توضیحی مختصر می آوریم:
وَجَعَلْنَا سِرَاجًا وَهَّاجًا (نبإ/13)
« و چراغ (خورشید) روشنگری با شراره های بزرگ قرار دادیم».
نکات آیـه:
1ــ خورشید بمثابه چراغ می ماند:
تشبیه خـورشـیـد بـه چـراغ بـه ایـن مـعنی است که خورشید سوختی را می سـوزانـد و نـور و گرما میدهـد. خـورشـیـد از عنصر هـیدروژن و هـلیوم تشکـیـل شده. به دلـیل دمای بسـیار زیاد درون آن، پیوسته بخشی از هـیدروژن می سوزد و به هـلـیـوم تبدیل می شود و مقادیر زیادی نیز انرژی مانند گرما و نور و تشعشعات آزاد می کند. و به این ترتیب بمثابه چراغ می ماند.
2ـــ خورشید پیوسته شراره دارد:
سـطح خـورشـیـد نـیـز هـمـانگـونه کـه قـرآن آن را توصیف نموده، از جمله به شکلی که در تصویر می بینیم شراره های بزرگ دارد.
أَلَمْ تَرَ إِلَى رَبِّكَ كَیْفَ مَدَّ الظِّلَّ وَلَوْ شَاء لَجَعَلَهُ سَاكِنًا ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَیْهِ دَلِیلًا(فرقان/45)
« آیا نمی بینی خدا چگونه (تا کجا) گرما را کشید و دور برد؟ و اگر می خواست آنرا یکنواخت می کرد. افزون بر آن، خورشید را نیز دلیلی برای آن قرار دادیم ـــ سپس آنرا در چنگ خود به طرف خود کشیدیم کشیدنی نامحسوس».
ظِـلّ اسم است بمعنی: چیز یکنواخت، یکسان، یکسانی و یکنواختی. در معنی دوم خود از جمله به "سایه" اطلاق شده (به اعتبار: "یکنواختی حرکت آن و یا یکنواختی و یکسانی آن با صاحب خود") ـــ و بعد به "گرما" اطلاق شده، (که اشاره ضمنی و تلویحی بوده به: رفتن به "سایه"). در آیه به بمعنی "گرما" بکار گرفته شده است. و گرما در آیه مجاز است. یعنی منظور از دور بردن گرما "دور بردن زمین" است.
حرف « ثـُمّ » پیش از فعلِ «جَعَـلـنـا» برای بیان رده و رتبه است. که چیزی را بالاتر یا افزون بر چیزی قرار می دهد.
«قبض» بمعنی: در چنگ داشتن و در چنگ خود گرفتن است. و این به این معنی است که زمین در چنگ خورشید است. (که ما آنرا نیروی جاذبه خورشید می نامیم).
نکات آیه:
1ــ گرما دور برده شده است و متغیر قرار داده شده. 2ـــ علاوه بر دور بردن گرما خورشید نیز دلیلی (سببی) برای عدم یکسانی گرما قرار داده شده. 3ـــ گرما (زمین) در چنگ خورشید است و بطور نامحسوسی بطرف آن کشیده می شود.
1ــ گرما دور برده شده است و متغیر قرار داده شده:
زمین در آغاز پیدایش و شکل گیری خود در نزدیکی خورشید بوده است. بعد دور برده شده و مداری تقریباً بیضی شکل برای آن در نظر گرفته شده تا به خورشید دور و نزدیک بشود و گرمای زمین متغیر باشد.
منظور از "چگونه" دور بردن گرما در آیه نیز "تا کجا بردنِ آن" است. که منظور این است که زمین حساب شده از خورشید فاصله داده شده است. یعنی اگر مثلاً دورتر برده می شد آبهای کمتری از سطح زمین تبخیر می شد و یا اگر نزدیکتر از آنچه هست قرار داده می شد آبهای بیشتری تبخیر می شد، و وضعیت آب و هوائی زمین به گونه فعلی خود که بهترین وضع است نمی بود.
2ـــ علاوه بر دور بردن گرما، خورشید نیز دلیلی (سببی) برای عدم یکسانی گرما قرار داده شده:
نقاط سیاهی که روی خورشید می بینیم مناطقی هستند که سردتر از بقیه سطح خورشید هستند. از آنجا که خورشید به دور خود می چرخد (تقریباً هر 4 هفته یک دور به دور خود می چرخد)، گاهی آن نواحی از خورشید روبروی زمین قرار می گیرند و گاهی نیز نیستند. وقتی روبروی زمین هستند گرمای کمتری به طرف زمین می آید. و به این شکل خود خورشید نیز در عدم یکنواختی گرما نقش دارد.
3ـــ گرما (زمین) در چنگ خورشید است و بطور نامحسوسی بطرف آن کشیده می شود:
گرما (که پیش از این گفتیم منظور از آن زمین است) در چنگ خورشید است (که ما آنرا نیروی جاذبه خورشید می نامیم). و خورشید زمین را به طوریکه برای ما نامحسوس است بطرف خود می کشد، و ما به خورشید نزدیک تر می شویم و هوا گرمتر می شود، که همان فصل تابستان است.(1)
1. به نقل از سایت قرآن شناسی
خورشید
خورشید
خورشید
خورشید
خورشید
خورشید
خورشید
خورشید
خورشید
خورشید
خورشید
خورشید
خورشید
خورشید
خورشید
خورشید
خورشید
خورشید
خورشید
خورشید
خورشید