تبليغاتX
رابطه پنهانی
در زمین عشقی نیست که زمینت نزند، آسمان را دریاب!

-_-_-_-_-_-_-_-_- پیامک عاشقانه -_-_-_-_-_-_-_-_-

میگن عاشقا عشقشون رو زیبا می بینن. این دفعه که دیدمت خیلی زیبا شده بودی. نمی دونم تو هر دفعه داری زیباتر میشی یا من عاشقتر؟!

-_-_-_-_-_-_-_-_- پیامک عاشقانه -_-_-_-_-_-_-_-_-

در عشق حداقل قطره ای جنون هست و در جنون هم همیشه دریایی از عشق!

-_-_-_-_-_-_-_-_- پیامک عاشقانه -_-_-_-_-_-_-_-_-

پس چشمانت چه زمان درخواهند یافت که: “نگاه، زاده ی علاقه است!..”

-_-_-_-_-_-_-_-_- پیامک عاشقانه -_-_-_-_-_-_-_-_-

تا نباشد این جدایی ها، ** نداند قدر یاران را، کویر خشک می داند، بهای قطره باران را..

-_-_-_-_-_-_-_-_- پیامک عاشقانه -_-_-_-_-_-_-_-_-

عشقی که تنها با یک نگاه آغاز می شود، با شناخت سست و سست تر می شود.. اما عشقی که با شناخت آغاز می شود با هر نگاه عمیق و عمیق تر می شود.

-_-_-_-_-_-_-_-_- پیامک عاشقانه -_-_-_-_-_-_-_-_-

تو که آهسته می خوانی قنوت گریه هایت را، میان ربنای سبز دستانت دعایم کن، که محتاج دعای جمله یارانم..

-_-_-_-_-_-_-_-_- پیامک عاشقانه -_-_-_-_-_-_-_-_-

آدما خنده هاشون همیشه از دل خوشی نیست، گاهی شکستن دلی کمتر از آدم کشی نیست، گاهی دل این قدر تنگ میشه که گریه هم کم میاره، یه جمله ی ساده گاهی چقدر واست غم میاره..

-_-_-_-_-_-_-_-_- پیامک عاشقانه -_-_-_-_-_-_-_-_-

تو اگر در تپش ابر خدا را دیدی، همتی کن و بگو ماهی ها، حوضشان بی آب است..

-_-_-_-_-_-_-_-_- پیامک عاشقانه -_-_-_-_-_-_-_-_-

در نهان به آنانی دل می بندیم که دوستمان ندارند و در آشکار از آنانی که دوستمان دارند غافلیم، شاید این است دلیل تنهایی مان.. (زنده یاد دکتر علی شریعتی)

-_-_-_-_-_-_-_-_- پیامک عاشقانه -_-_-_-_-_-_-_-_-

در دنیایی که همه به دنبال چشمان زیبا هستند تو به دنبال نگاه زیبا باش

-_-_-_-_-_-_-_-_- پیامک عاشقانه -_-_-_-_-_-_-_-_-

دوری یعنی فراق، فراق یعنی دلتنگی، دلتنگی یعنی تو، تو یعنی همه ی دنیای من

-_-_-_-_-_-_-_-_- پیامک عاشقانه -_-_-_-_-_-_-_-_-

دوباره فال حافظ میگیرم ، دوباره توی فالمی
همیشه در خیالتم ، اگر چه بی خیالمی . . .

-_-_-_-_-_-_-_-_- پیامک عاشقانه -_-_-_-_-_-_-_-_-

برای آمدنت انتظار کافی نیست / دعا و اشک و دل بی قرار کافی نیست
خودت دعا بکن ای نازنین که برگردی / دعای این همه شب زنده دار کافی نیست . . .

-_-_-_-_-_-_-_-_- پیامک عاشقانه -_-_-_-_-_-_-_-_-

ة ة
مشتاق دیدارت شده بودم ، چشامو فرستادم تا ببینمت !

-_-_-_-_-_-_-_-_- پیامک عاشقانه -_-_-_-_-_-_-_-_-

اگه یه پاک کن جادوئی داشتی ، کدوم یکی از خصوصیات منو پاک میکردی !!؟
کاش در کتاب قطور زندگی سطری باشیم ماندنی نه حاشیه ای از یاد رفتنی

-_-_-_-_-_-_-_-_- پیامک عاشقانه -_-_-_-_-_-_-_-_-

من به تنهایی یک چلچله در کنج قفس
بند, بندم همه در حسرت یک پرواز است
من به پرواز نمی اندیشم به تو می اندیشم
که زیباتر از اندیشه یک پرواز است

-_-_-_-_-_-_-_-_- پیامک عاشقانه -_-_-_-_-_-_-_-_-

دلم مثل تک ستاره ی آسمان ابری گرفته به یاد روزهای خوش ندیده

-_-_-_-_-_-_-_-_- پیامک عاشقانه -_-_-_-_-_-_-_-_-

دوباره دل هوای با تو بودن کرده نگو این دل دوریه عشقتو باور کرده دل من خسته از این دست به دعاها مردن همه آرزو ها با رفتن تو مردن حالا من یه آرزو دارم تو سینه که دوباره چشم من تو رو ببینه

+ نوشته شده توسط در دوشنبه دوم شهریور 1388 و ساعت 23:47 |

چه مژده‏ای زیباتر از آمدن بهار در پی یک زمستان تار و طولانی؟!

چه بشارتی شیرین‏تر از بشارت خورشید در پی یک شب سرد و تاریک؟!

چه پیامی نیک‏تر از پیام زلال آب برای لبانی تشنه و خشکیده؟!

چه نوایی برتر از بشارت «جاء الحق» و «زهق الباطل»؟!

قسم به شب پوشیده! که روز خواهد درخشید و بهاری‏ترین روز هستی، بر صحیفه‏ی شب تار و طولانی، مُهر پایان خواهد زد.

قلب‏ها، کهکشانی از عشق خمینی می‏شود و جامی لبریز از شراب طهور پیروزی.

سلام برتو ای مطلع فجر! ای سپیده سحر، ای انفجار نور، خوش‏آمدی. خوش آمدی که با آمدنت غل‏های سنگین ازگردنمان فروریخت،زنجیرها از دست و پایمان گسیخت، کمرهای خمیده‏مان راست‏شد،برلب‏های پژمرده‏مان شکوفه‏های تبسم نشست، در قلب‏های سوخته‏مان‏گلبوته‏های عشق و امید روئید و برگونه‏های زردمان گلخنده‏های سرخ‏نمودار شد.

خوش آمدی که با مقدمت، عطرآزادی به جای بوی باروت در فضای‏میهن اسلامی‏مان پیچید. قفس‏ها شکسته شد و نفس‏ها از زندان سینه‏هارهایی یافت. خوش آمدی که با آمدنت، سوز و سرما از شهرو دیارمان‏گریخت، برفهای بهمن با حرارت ایمان و اخلاص، آب حیات شد.

خوش آمدی فجرآزادی! که با آمدن تو، امام آمد، امامی که بر سربیدادگران، خروش کلیم داشت و برجان امت، دم مسیح. کلامش بوی وحی‏داشت و طعم شیرین آوای انبیا. دم مسیحایی‏اش مردگان گورستان ترس‏و یاس را حیاتی نوین بخشید، قیامت‏بپا کرد، غباری عظیم‏برانگیخت، غباری که چشم «چپ‏» و «راست‏» را کور کرده است.

فجرآزادی! خوش آمدی که آمدنت، شرنگ مرگ به کام شاهان ریخت،سلطه را به قبرستان سلطنت‏سپرد، کنگره‏های قصر استکبار را فروریخت. فجرآزادی! سوگند بنام زیبایت، «والفجر» ، «و الصبح‏اذا تنفس‏» ، «واللیل اذا ادبر» ، که نام پاک تو را رزمندگان‏پاکبازمان برکوه و دشت صحنه‏های نبرد، «والفجر» می‏نویسند، ومادران شهید پرورمان، گوهر اشک خویش را نثار مقدم تو می‏کنند.

فجرآزادی! در شهر پیامبر و در مسجدالحرام، به انتظار تواند،به زادگاه خویش هم سفری کن.

جبهه انقلاب و پیمان بستگان با آرمان دهه فجر، باید بیش ازاین «تلاش و تحرک و همبستگی نشان دهند

تهیه و تنظیم : سامانه اینترنتی سایت روز
+ نوشته شده توسط در یکشنبه بیستم بهمن 1387 و ساعت 0:46 |

همه برای امام بودند و امام برای همه و امت همراه امام برای خدا

از خون سرخ بهمن سرسبز شد بهاران

اندیشه باور شد، در امتداد باران

بر صخره‏های همّت جوشیده خون غیرت

بانگ سرود و وحدت آید زچشمه ساران

و الفجر بهمن آمد، فصل شکفتن آمد

بر پهندشت باور، خالی است جای یاران

فجر است و سپیده حلقه بر در زده است

روز آمده، تاج لاله بر سر زده است

با آمدن امام در کشور ما

خورشید حقیقت زافق سر زده است

 

برخیز که فجر انقلاب اسلامی امروز

بیگانه صفت، خانه خراب است امروز

هر توطئه و نقشه که دشمن بکشد

از لطف خدا نقش بر آب است امروز

تهیه و تنظیم : سامانه اینترنتی سایت روز

+ نوشته شده توسط در شنبه نوزدهم بهمن 1387 و ساعت 14:12 |

واژه واژه،سطر سطر،صفحه صفحه،فصل فصل،گیسوان من سفید می شوند.همچنان که سطر سطر صفحه های دفترم سیاه می شوند.

خواستی که با تمام حوصله تارهای روشن و سفید را رشته رشته بشماری گفتمت که دستهای مهربانیت در ابتدای راه خسته می شوند .گفتمت که راه دیگری را انتخاب کن

دفتر من را ورق بزن. نقطه نقطه ،حرف حرف،واژه واژه،سطر سطر، شعرهای دفتر مرا مو به مو حساب کن!!!

+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 و ساعت 0:5 |

دوباره بوی شکوفه ها توی کوچه های کاهگلی نم زده،دوباره تجربه یه حس تازه،دوباره من در کنار تو.

خوب گوش کن،اینایی که می شنویی راز یه بهاره که دارن بهت می گن، دوست دارن راز دار خوبی باشی .

نگاه خورشید گرم تر و مهربون تر از همیشه است.شیشه ها توی بارون محو شدن،من برای بازگشت دوبارۀ این دوباره ها،لحظه لحظه را خواهم دوید.

+ نوشته شده توسط در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386 و ساعت 16:22 |

غریبانه شکستم من

اینجا تک وتنها دل خسته ترینم در این گوشه دنیا

ای بی خبر از عشق که نداری خبر از من روزی تو

ایی که نمانده اثر از من

 

زدم فریاد خدایا این چه رسمی ست

رفیقان را جدا کردن هنر نیست

رفیقان قلب انسانند خدایا

بدون قلب چگونه میتوان زیست

+ نوشته شده توسط در جمعه دوم آذر 1386 و ساعت 23:52 |

زرد است که لبریز حقایق شده است تلخ است که با درد موافق شده است شاعر نشدی وگرنه می فهمیدی پاییز بهاری است که عاشق شده است


مهرباني را در نگاه منتظر کودکي ديدم که آبنباتش را به دريا انداخت تا اب شيرين شود


قلبم رو شكستي ولي من بيشتر از قبل دوستت دارم ميدوني چرا ؟؟؟ چون حالا هر تيكه از قلبم تورو جداگونه دوست داره


محبت تنها هديه ای است که احتياج به بسته بندی ندارد


بلوتوث قلبت رو روشن کن
می خوام تمام وجودمو برات سند کنم

.

.

.

.

ها ها ها
ویروس داشت
الان می میری ....!


به سلطان حقيقت ها فراموشت نخوام کرد
تو تنها شعله اي هستي که خاموشت نخواهم کرد

الو الو الو برج مراقبت اگر باند قلبتون جا داره اجازه فرود می خوام

اگه ديدی تو آسمون هيچ ستاره ای نيست ناراحت نشو خودم حاضرم تا صبح برات چشمک بزنم تا بشم تک ستاره ی دلت

خواهي که جهان بر کف اقبال تو باشد
خواهان کسي باش که خواهان تو باشد

اگه از تو ننوشتم ، فکر نکن سرم شلوغه توي زندگي يه وقتا ، تنهايي رمز عبوره اگه از چشمات گذشتم ، فکر نکن عاشق نبودم مطمئن باش توي دنيا ، دل به تو سپرده بودم .

ديشب تو فكرت بودم كه يه قطره اشك از چشمام جاري شد ........ از اشك پرسيدم چرا اومدي؟؟ گفت آخه تو چشمات كسي هست كه ديگه اونجا جاي من نيست

۲تا ادم برفی ۲طرفه رود خونه عاشقه همديگه ميشن.از عشق همديگه آب ميشن تا شايد وسط رودخونه به هم برسن

مي خواستم اسمتو تو قلبم حك كنم ولي نكردم. مي دوني چرا؟
آخه ترسيدم ضربان قلبم موقع خواب اذيتت كنه.

پرستوها چرا پرواز کرديد؟جدايی را شما آغاز کرديد
جدايی بي وفايی قهر و دوری همه باشند گناه آشنايی

فرق تو با روز چیه؟ روز باید 30 تاش رو جمع کنی تا 1 ماه بشه اما تو همین جوری ماهی

هر وقت دلم برات تنگ می شه میام پشت قلبت هی در می زنم پس هر وقت قلبت می زنه بدون دلم برات تنگ شده

اگر تمام شب برا ي از دست دادن خورشيد گريه کني لذت ديدن ستاره ها را هم از دست خواهي داد

فرقي نمي کند گودال آب کوچکي باشي يا درياي بيکران… زلال که باشي، آسمان در توست

روی سنگ نوشتم دوستت دارم همون سنگ بخوره توی سرت که این چیزا حالیت نمیشه.

تا حالا فكر كردي كه چرا بعضي وقتها زمين ميخوريم؟ از بد شانسيمون نيست، طبيعت ميخواد به ما ياد بده كه چطور دوباره بلند بشيم

آنگاه كه ... ضربه هاي تيشه زندگي را بر ريشه آرزوهايت حس مي كني؛ به خاطر بياور كه... زيبايي شهاب ها از شكستن قلب ستارگان است!!!

يک شاخه رز سفيد تقديم تو باد/رقصيدن شاخ بيد تقديم تو باد/تنها دل ساده ايست دارايی ما آنهم شب عيد تقديم تو باد

گفتي: " دور مرا خط بکش؟" کشيدم...حالا تو در محاصره ي منی

اي دوست دلت هميشه زندان من است
آتشكده عشق تو از آن من است
آن روز كه لحظه وداع من و توست
آن شوم ترين لحظه پايان من است

اسمان را ستاره زيبا ميكند
باغچه را گل
عشق را محبت
بيابان را چمن
چشم را اشك
و تو را عمل كردن دماغ زيبا ميكند

هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند

هر شب برو کنار پنجره تا ستاره ها ببيننت و حسوديشون بشه که...... ماهشون مال منه

زندگي تفسير سه کلمه است : خنديدن .... بخشيدن .... و فراموش کردن .... پس.... بخند .... ببخش .... و فراموش کن

دوست دارم يه سنگ بردارم و روي اون بنويسم:دلم برات تنگ شده و اونو محکم بکوبونم توي سرت تا بفهمي که فراموش کردن من چقدر سخت و دردناکه

ببین دیگه به این شماره نه زنگ بزن نه اس ام اس بده شوخی هم ندارم میخوام این خط رو بفروشم تا دلت رو بخرم

برو پايين سر کاري نيست l-l l-l l-l l-l l-l l-l حالا ميخواي نردبونو بردارم اين پايين بموني؟

باغ گل رز با یه سبد ستاره میدم بهت ببر سر چهار راه بفروش سودشم نصف نصف

عشق رو اد كن . غم رو دليت كن . دروغ رو هك كن . از معرفت كپي بگير . برام اف بذار . و اين اس ام اس رو واسه عزيزترينت سند كن

از راهه دور ميبوسمت من الان جلوی ويترينه طلا فروشی هستم


سرسبزترین بودم و زردم کردی
تبعیدی فصل شوم و دردم کردی
من چشم و چراغ این و آن بودم
انگشت نما و کوچه گردم کردی

با «عشق» توی قلبم سه تا کوه درست می شه
1-کوه وفا
2-کوه صداقت
3-کوهی که هر وقت گفتی دوستت ندارم از اون بالا پرتت کنم پایین

باسلام

.

.

.

غرض مزاحمت بود که حاصل شد

توی زندگیت هرگز اخم نکن چون ممکنه یه نفر فقط به لبخند تو زنده باشه.

تو را از گُل نه از گِل آفریدند
ز عطر یاس و سنبل آفریدند
نمی دانم تو را با این همه حسن
چرا اینگونه منگل آفریدند

در طواف شمع ميگفت اين سخن پروانه اي*****سر پيچ سبقت نگير جانا مگر ديوانه اي

شب هاي هجران را سحر کن/ به عشق خود دلم را شعله ور کن/در اين شبهاي سرد بي ترنم لبانم را پر از شير و شکر کن/دل ما چشم در راه تو مانده است سفر را اي پرستو مختصر کن

نه!نرو!صبر کن قرارمان اين نبود بايد سکه بيندازيم اگر شير آمد:ترديد نکن که دوستت دارم اگر خط آمد:مطمئن باش دوستدارت هستم .....صبر کن سکه بيندازيم اگر دوستت نداشتم.....آن وقت برو

سلام من از اداره برق مزاحم می شم شما شاکی خصوصی دارین آخه برق چشماتون یه نفر رو کشته.

بخشندگي را از گل بياموز، زيرا حتي ته كفشي كه لگدمالش مي‌كند را هم خوش بو مي‌كند

مينويسم يادگاری تا بماند روزگاری
گر نماند روزگاری این بماند یادگاری

+ نوشته شده توسط در جمعه دوم آذر 1386 و ساعت 23:49 |

اگه شکرانه ی خوردن میوه ی ممنوعه رو به جا نیاری به اغما می ری و گرفتار یه وجب خاک می شی

با رفتن ماه رمضون درهای رحمت بسته می شه بپا لای در نمونی

چه غريبانه ميگريست آن شب بي تو تکه ابري که سکوت وجودم رو فهميد و چه غريبانه خنديدم آن روز که بي تو مرگم را فهميد
 
اگر دنياي ما دنياي سنگ است بدان سنگيني سنگ هم قشنگ است اگر دنياي ما دنياي درد است بدان عاشق شدن از بحررنج است اگر عاشق شدن پس يک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است
 
اگه ديدي تو آسمون هيچ ستاره اي نيست ناراحت نشو خودم حاضرم تا صبح برات چشمک بزنم تا بشم تک ستاره ي دلت
 
پروردگارابه من بياموز دوست بدارم کساني راکه دوستم ندارند ..عشق بورزم به کساني که عاشقم نيستند...بگريم براي کساني که هرگز غمم را نخوردند...به من بياموز لبخند بزنم به کساني که هرگز تبسمي به صورتم ننواختند... محبت کنم به کساني که محبتي درحقم نکردند
 
سوختم باران بزن شايد تو خاموشم کني    /           شايد امشب سوزش اين زخم ها را کم کني
 آه باران من سراپاي وجودم آتش است    /           پس بزن باران بزن شايد تو خاموشم کني

دبير فارسي بودم نامت را اولين غزل از صفحه کتابها مي نهادم اگر دبير جبر بودم عشق مجهول تو را بر قلب معلوم خودم بخش ميکردم تا معادله محبت پديد آيد اگر دبير هندسه بودم ثابت مي کردم که شعاع نگاهت چگونه از مرکز قلبم گذشت
 
دوستي شايد عشق است که ميسازدو ميسوزد و شايد ترانه ايست که هر دم آوايش در دل جاريست ليکن هر جه هست زيباست
 
خون که قرمزه رنگ عشقه        /              اما اشک که بيرنگه درد عشقه
 
هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش. گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را بر لبانت مي نشاند
 
از جلو گل فروشی رد شدم دیدم زیباترین گلش نیست sms زدم ببینم کجایی
 
ميدوني چرا وقتي گريه ميکني چشمت رو مي بندي؟
وقتي ميخواي بخندي،وقتي ميخواي کسي رو ببوسي وقتي ميخواي تو رويا بري چشمت رو مي بندي؟
چون قشنگترين چيزاي اين دنيا ديدني نيستند
 
آرزو مي کنم:
زندگي مال تو….مرگ مال من
راحتي مال تو….گرفتاري مال من
شادي مال تو…..غم مال من
همه مال تو ولي تو مال من
 
يه روز دل تصميم مي گيره سنگ شه تا ديگه عاشق نشه ميره و سنگ مي شه و ميره قاطي سنگ ها اما اونجاهم عاشق يه سنگي مي‌شه
 
مي دوني زيباترين خط منحني دنيا چيه ؟ لبخندي که بي اراده رو لبهاي يک عاشق نقش مي بنده تا در نهايت سکوت فرياد بزنه : دوستت دارم
 
در عرض يک دقيقه مي شه يک نفر رو خرد کرد... در يک ساعت مي شه يک نفر رو دوست داشت و در يک روز فقط يک روز مي شه عاشق شد ولي يک عمر طول مي کشه تا کسي رو فراموش کرد
 
من نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم: درعصرهاي انتظار،به حوالي بي کسي قدم بگذار! خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو! کلبه ي غريبي ام را پيدا کن، کناربيدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهاي رنگي ام! درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خيس پنجره برو! حرير غمش را کنار بزن! مرا مي يابي
 
چشماتو دايورت كردي رو قلبم خيالي نيست حداقل از رو ويبره درش بيار تا اينقدر دلمو نلرزونه
 
 عشق مثل آب ميمونه.....که ميتوني توي دستت قايمش کني..آخرش يه روز دستت رو باز ميکني ميبيني نيست... قطره قطره چکيده بي انکه بفهمي.. اما دستت پر از خاطره است
 
تکيه بر دوست مکن محرم اسرار کسي نيست ما تجربه کرديم کسي يار کسي نيست
 
عشقم را نثار تو کردم...اما نپذيرفتي. عشقم را به تو هديه کردم آن را دور انداختي، زندگيم را وقف تو کردم اما در کنارم نماندي، کاش روزي آن را برگرداني!
 
من ياد گرفته ام: مهم نيست كه در زندگي چه داري، بلكه مهم اينست كه چه كسي را داري

+ نوشته شده توسط در جمعه دوم آذر 1386 و ساعت 23:48 |

A/S/L Please 
پسر : سلام.خوبي؟مزاحم نيستم؟
دختر: سلام. خواهش مي کنم.?asl pls
پسر : تهران/وحيد/۲۶ و شما؟
دختر‌: تهران/نازنين/۲۲
پسر: اِ اِ اِ چه اسم قشنگي!اسم مادر بزرگ منم نازنينه.
دختر: مرسي!شما مجردين؟
پسر: بله. شما چي؟ازدواج کردين؟
دختر: نه. منم مجردم. راستي تحصيلاتتون چيه؟
پسر: من فوق ليسانس مديريت از دانشگاه MIT اَمِريکا دارم. شما چي؟
دختر : من فارغ التحصيل رشته گرافيک از دانشگاه سُربن فرانسه هستم.
پسر: wow چه عالي!واقعا از آشناييتون خوشحالم.
دختر : مرسي. منم همين طور. راستي شما کجاي تهران هستين؟
پسر: من بچه تجريشم. شما چي؟
دختر : ما هم خونمون اونجاس. شما کجاي تجريش مي شينين؟
پسر: خيابون دربند. شما چي؟
دختر : خيابون دربند؟ کجاي خيابون دربند؟
پسر : خيابون دربند. خيابون...... کوچه......پلاک....شما چي؟
دختر: اسم فاميلي شما چيه؟
پسر: من؟ حسيني! چطور؟
دختر: چي؟وحيد تويي؟ خجالت نمي کشي چت مي کني؟تو که گفتي امروز با زنت مي خواي بري قسطاي عقب مونده خونه رو بدي.!مکانيکي رو ول کردي نشستي چت مي کني؟
پسر : اِ عمه ملوک شمائين؟چرا از اول نگفتين؟راستش! راستش!ديشب مي خواستم بهتون بگم امروز با فريده.... آخه مي دونين...........
دختر : راستش چي؟ حالا آدرس خونه منو به آدماي توي چت ميدي؟مي دونم به فريده چي بگم!
پسر: عمه جان ! تو رو خدا نه! به فريده چيزي نگين!اگه بفهمه پوستمو ميکّنه!عوضش منم به عمو فريبرز چيزي نمي گم!
دختر:‌ او و و و م خب! باشه چيزي بهش نميگم.ديگه اسم فريبرزو نياريا!راستي من بايد برم عمو فريبرزت اومد. باي
پسر: باشه عمه ملوک! باي......

خنده آرام بخشی است که عوارض جانبی ندارد!

ز حق توفیق خدمت خواستم دل گفت پنهانی         چه  توفیقی  به  از  اینکه  خلقی  را  بخندانی

+ نوشته شده توسط در جمعه دوم آذر 1386 و ساعت 23:47 |

برای عشق تو در قلبم سه کوه ساختم اولی کوه وفا دومی کوه صداقت سومی کوهی که هر وقت بهم گفتی دوستت ندارم از اون بالا بندازمت پایین

.بخشئدگی را از گل بیاموز زیرا حتی ته کفش کسی را که لگد مالش می کند خوشبو می کند

.عشق ورزیدن را از کویر بیاموزید که دریا بودنش را به گرمای آفتاب بخشید.

- اگر در کهکشانی دور دلی یک لحظه در صد سال یاد من کند بی شک دل من در تمام لحظه های عمر به یادش می تپد پر شور.

- آمده بودم تو را برای یک لحظه ببینم و برگردم ولی حالا عنکبوتها در کفشهایم پیله کردن.

- نیازارم از خود هرگز دلی را که می ترسم در او جای تو باشد.

- تنها چیزی که انسان در زندگی به آن نیاز دارد دستی برای گرفتن و قلبی برای درک کردن است.

- فاصله عشقای کوچک رو از بین می بره ولی عشقای بزرگ رو قوت می بخشه مثل باد که شمع رو خاموش خاموش ولی آتیش رو شعله ور می کنه.

- عجب رسمیه رسم زمونه اس ام اس شده کار شبونه میرن مسجا از اونا فقط هزینه هاش بجا می مونه چی شد اون ترکه کجاست اون لره جوکاش چی شد خدا می دونه.

 آرزوهاتو یه جا یادداشت کن و یکی یکی از خدا بخواه خدا یادش نمی ره ولی تو یادت می ره که چیزی که امروز داری آرزوی دیروزت بوده

+ نوشته شده توسط در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386 و ساعت 1:15 |

1-یادمان باشد اگرشاخه گلی را چیدیم وقت پرپرشدنش سوز و نوایی نکنیم پر پروانه شکستن هنر هر انسان نیست گر شکستیم ز غفلت من و مایی نکنیم یادمان باشد سر سجاده عشق جز برای دل مجنون

دعایی نکنیم یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق زهر بی سروپایی نکنیم.

2- تا که بودیم نبودیم کسی کشت ما را غم بی هم نفسی تا که خفتیم همه بیدار شدند تا که مردیم همگی یار شدند

قدر آن شیشه بدانید که هست نه در آن موقع که افتاد و شکست.

3- کاش آن لحظه که تقدیم تو شد همه ی هستی من

 می سپردم که مواظب باشی جنس این جام بلور است پر از عشق و غرور اگر بازیچه شود میشکند میشکند.

4- ماهی به آب گفت:تو نمی تونی اشکای منو ببینی چون من توی آبم.آب گفت:ولی می تونم احساسشون کنم چون تو توی قلب منی.

5- در نگاه کسانی که پرواز را نمی فهمند هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر می شوی.

+ نوشته شده توسط در شنبه سیزدهم مرداد 1386 و ساعت 0:21 |

برای عشق تو در قلبم سه کوه ساختم اولی کوه وفا دومی کوه صداقت سومی کوهی که هر وقت بهم گفتی دوستت ندارم از اون بالا بندازمت پایین.

 بخشئدگی را از گل بیاموز زیرا حتی ته کفش کسی را که لگد مالش می کند خوشبو می کند.

 عشق ورزیدن را از کویر بیاموزید که دریا بودنش را به گرمای آفتاب بخشید.

 اگر در کهکشانی دور دلی یک لحظه در صد سال یاد من کند بی شک دل من در تمام لحظه های عمر به یادش می تپد پر شور.

 آمده بودم تو را برای یک لحظه ببینم و برگردم ولی حالا عنکبوتها در کفشهایم پیله کردن.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در سه شنبه یکم خرداد 1386 و ساعت 16:30 |

1-یادمان باشد اگرشاخه گلی را چیدیم وقت پرپرشدنش سوز و نوایی نکنیم پر پروانه شکستن هنر هر انسان نیست گر شکستیم ز غفلت من و مایی نکنیم یادمان باشد سر سجاده عشق جز برای دل مجنون

دعایی نکنیم یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند طلب عشق زهر بی سروپایی نکنیم.

2- تا که بودیم نبودیم کسی کشت ما را غم بی هم نفسی تا که خفتیم همه بیدار شدند تا که مردیم همگی

یار شدند قدر آن شیشه بدانید که هست نه در آن موقع که افتاد و شکست.

3- کاش آن لحظه که تقدیم تو شد همه ی هستی من می سپردم که مواظب باشی جنس این جام بلور است پر از عشق و غرور اگر بازیچه شود میشکند میشکند.

4- ماهی به آب گفت:تو نمی تونی اشکای منو ببینی چون من توی آبم.آب گفت:ولی می تونم احساسشون کنم چون تو توی قلب منی.

5- در نگاه کسانی که پرواز را نمی فهمند هر چه بیشتر اوج بگیری کوچکتر می شوی.

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386 و ساعت 1:57 |

1- همچو عکس رخ مهتاب که افتاده در آب در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست.

2- مردن آن نیست که در خاک سیاه دفن شوم مردن آن است که از خاطر تو با همه خاطره ها محو شوم.

3- تعدادی زیادی آدم در درون و بیرون زندگیت راه میرن اما تعداد کمی از اونا رد پاشون در قلبت می مونه.

4- واسه گلی خاک گلدون شو که اگه به خورشید هم رسید یادش باشه چطوری رسیده. درسته گل خوبه ولی ببین اون گل ارزش داره که خاکش بشی؟

5- دوست خوب مثل رابطه بین دست و چشم می مونه وقتی دستت زخم می شه چشمت گریه می کنه و وقتی چشمت گریه می کنه دستت اشکت رو پاک می کنه.

6- نمی دانم به آن که هست و دوستم دارد بیندیشم یا آن که نیست و دوستش دارم.

7- وقتی مناجات می کنی فریاد نزن ! من برای شنیدن تو به فریاد تو نیاز ندارم!ولی تو برای شنیدن من به سکوت نیاز داری!

8- هر گاه از غروب بی عاطفه دیگران رنجیدی لحظه ای را به یاد آر که همیشه به یاد توام.

9- دوستی را از دریا بیاموز که برای در آغوش کشیدن ساحل آرام و قرار ندارد.موج اگر میدانست ساحل دستش را نمی گیرد هیچ وقت برای رسیدن به اون نفس نفس نمی زد.

+ نوشته شده توسط در شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 2:29 |